Meta tags:
description= چای قند پهلو وب نوشته های مجید فراهانی;
Headings (most frequently used words):
نوشته, های, باید, چای, قند, پهلو, وب, مجید, فراهانی, بزودى, سیاهی, مطلق, رفت, دید, درد, دل, شروع, مجدد, پیشین, آرشیو, موضوعی, برچسب, ها, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
بود (13), نوشته (12), ۱۳۸۹ (12), ۱۳۹۰ (12), شده (9), کرد (8), های (7), آذر (7), ۱۳۹۲ (7), مجید (7), #فراهانی (7), گفت (7), صدای (7), بوده (6), این (6), ساعت (6), باید (6), برای (5), شدن (5), بهمن (5), ۱۳۹۱ (5), وبلاگ (5), _________________ (5), باشه (5), توسط (5), بعد (5), اینکه (4), چای (4), قند (4), پهلو (4), بدون (4), هیچ (4), چیزی (4), ولی (4), شروع (4), میکنم (4), اون (4), سرش (4), باز (4), دیگه (4), دید (4), فرار (4), کابوس (3), همین (3), ۱۳۸۸ (3), اسفند (3), فروردین (3), اردیبهشت (3), خرداد (3), مهر (3), آبان (3), مطالب (3), خاصی (3), نظر (3), شما (3), شنبه (3), خدانگهدار (3), نزدیک (3), میشه (3), حتی (3), کاری (3), درد (3), چند (3), سفر (3), مسافرت (3), ماه (3), چون (3), جدید (3), کلی (3), نگاه (3), رفت (3), کشید (3), خواب (3), برو (3), چاقو (3), بلند (3), سمت (3), دوید (3), دنبالش (3), حسینی (2), آرشیو (2), تیر (2), مرداد (2), شهریور (2), ۱۳۹۴ (2), چندین (2), بخوانید (2), حکم (2), شخصی (2), منو (2), داره (2), دلیل (2), مهم (2), خواهم (2), نوشت (2), داشته (2), ادامه (2), خوش (2), ندارم (2), نوشتن (2), دوباره (2), کنم (2), بعضی (2), خوندن (2), الان (2), دارم (2), قبلی (2), خدا (2), وقت (2), دوشنبه (2), موفق (2), اگر (2), زندگی (2), بدست (2), کنید (2), کنه (2), داشت (2), امیدوارم (2), سال (2), جایی (2), گذشته (2), فرصت (2), میکنه (2), بنظر (2), امروز (2), همه (2), شاید (2), ازش (2), نمیشه (2), مادر (2), کار (2), کنی (2), بریده (2), خیلی (2), پرید (2), بالای (2), دیدی (2), داد (2), سرعت (2), قلبش (2), همون (2), صدا (2), شنید (2), رسید (2), درب (2), برق (2), دست (2), پله (2), واق (2), چشمهاش (2), سیاهی (2), مطلق (2), blogfa, com, آرزوی, محال, آرزو, چگینی, رقص, عشق, اسپهبد, خاطرات, بهار, دوست, عرفان, بیشتر, هنر, اینجا, یابید, تازه, دیر, نیست, هیوا, بانک, لینک, فردین, علایی, لحظه, ابریشمی, تخته, سياه, وحید, هفت, نیم, پیوندها, سفرنامه, برچسب, شاد, سیاسی, ورزشی, اجتماعی, دلنوشته, موضوعی, آرشيو, پیشین, عناوین, پروفایل, مدیر, خانه, جای, بار, دارند, استفاده, آنها, هماهنگی, نویسنده, غیر, اخلاقی, است, روزنامه, دیواری, افکار, موضوع, جهت, نداره, موردی, برام, نکته, اینه, منه, ممکنه, عقاید, دیگران, تفاوت, اندازه, نظرات, کارم, تشویق, نمیکنه, حال, میشم, بدین, قدیمی, زودی, ایده, دلم, واسه, تنگ, خلاصه, میخوام, مطلب, هام, انقدر, سخیف, بچه, گانه, شرمندم, هاشون, بادی, غبغب, انداختم, گفتم, عجب, نوشتم, خودم, مرور, میدونه, چقدر, نیومده, بودم, بلاگ, پسورد, یادم, نمیومد, مجدد, باشید, میارید, دعا, خدایی, قبولش, دارید, جنبه, دستیافته, بهتون, اعطا, طوری, نشه, بعدا, کردین, بزنید, طرف, منت, بذارید, همیشه, سعی, اگه, کسی, میکنید, چشم, قصد, غرض, چیز, گفتن, فقط, روزی, بابت, سری, اتفاقات, دخلی, توش, نداشتم, دلخور, ناراحت, نگهدار, بسیار, پخته, شود, خامی, 2014, 1393, برید, لذت, ببرید, شانگهای, چین, استانبول, ترکیه, ایروان, ارمنستان, اصفهان, کیش, بندر, انزلی, کاشان, رشت, چمخاله, لاهیجان, رامسر, چالوس, فهرست, شهرها, کشورهایی, دیدنشون, شدم, نصیحت, هروقت, راهی, وجود, درنگ, نکنید, سفری, قبلا, رفتین, دریچه, دنیای, دلیلش, هرچیز, هرکسی, کماکان, تجربه, کسب, کردم, اطلاعات, درباره, کشورم, جهان, آوردم, مردم, فرهنگ, دیدم, بخوام, برنامه, ریزی, توی, بیست, آینده, برم, امکان, پذیر, خنده, دار, میاد, حقوق, ناچیز, کارمندی, فراهم, رفتن, خارج, توان, قسمت, قبل, سرنوشت, اخیرکه, البته, هنوز, باقی, مونده, بنا, موقعیت, شانسی, شانس, داشتم, سفرهای, زیادی, رفتم, داخلی, خارجی, روی, تختش, دراز, مثل, هرشب, شبانه, ترس, تکرارش, چشماش, نرفت, قبول, نمی, کنن, بخواب, ببخش, ترسوندمت, فشار, آخر, دستت, میده, پسرکم, کارتو, عوض, باهاشون, صحبت, آره, دیوونه, خیس, عرق, مادرش, چادر, نماز, سفید, ایستاده, پسرم, بازهم, عزیزم, نــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه, نشست, سینه, خداحافظ, مهندس, آورد, میومد, رئیس, بقیه, فکر, کردی, تونی, ناله, نتونست, بشه, رسیدن, بدنش, خسته, زبونش, طعم, آهن, گرفته, پاهاش, سکندری, خوردن, زمین, افتاد, فریاد, تعقیب, کننده, هاش, ونزدیک, نکرده, خیابان, انتها, ناآشنا, تمام, قدرت, بزرگی, روبروش, قفل, بالا, پشت, اونایی, بودن, خیابون, ریخت, پاها, فهمید, نفر, هستن, بدونه, کجاست, چرا, میکنن, زندگیش, تموم, محوطه, نور, چراغ, تیرک, روشن, نگهبان, بگیریدیش, عقب, کردن, دویدن, راه, پائین, دورگه, آروم, بگیرش, جفت, محیط, شبیه, ساختمون, نیمه, کاره, خاک, گرد, غبار, تاریکی, عادت, دیدن, قدم, حرکت, پاهای, خودش, صداهای, شنیده, میشد, مالید, هیچی, دیده, نمیشد, coming, soon, بزودى,
Text of the page (random words):
چای قند پهلو چای قند پهلو وب نوشته های مجید فراهانی بزودى coming soon نوشته شده در دوشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۴ ساعت ۲ ۲۹ ق ظ توسط مجید فراهانی سیاهی مطلق سیاهی مطلق بود چشمهاش رو با دست مالید هیچی دیده نمیشد چند قدم حرکت کرد به جز صدای پاهای خودش صداهای دیگه ای هم شنیده میشد کم کم چشمهاش به تاریکی عادت کرد و شروع کرد به دیدن محیط شبیه یه ساختمون نیمه کاره بود همه جا خاک بود و گرد و غبار یه صدای دورگه گفت آروم برو بگیرش صدای نزدیک شدن یه جفت پا رو شنید بدون به عقب نگاه کردن شروع کرد به دویدن تا فرار کنه یه راه پله دید و دوید به سمت پائین همون صدای قبلی داد کشید داره فرار میکنه بگیریدیش قلبش ریخت از صدای پاها فهمید چند نفر دنبالش هستن بدون اینکه بدونه کجاست و چرا دنبالش میکنن برای زندگیش دوید پله ها که تموم شد رسید به یه محوطه باز که با نور چراغ تیرک برق روشن شده بود صدای واق واق سگ های نگهبان بلند شد با تمام قدرت دوید به سمت درب بزرگی که روبروش بود درب قفل بود ازش رفت بالا پشت سرش رو که نگاه کرد برق چاقو رو تو دست اونایی که دنبالش بودن دید و پرید تو خیابون تا به امروز با این سرعت از چیزی فرار نکرده بود خیابان بی انتها و ناآشنا به نظر می رسید صدای فریاد تعقیب کننده هاش رو می شنید صدا ها نزدیک ونزدیک تر می شدن بدنش خسته شده بود زبونش طعم آهن گرفته بود پاهاش سکندری خوردن و به زمین افتاد از درد ناله کرد و دیگه نتونست بلند بشه رسیدن بالای سرش همون صدا که بنظر میومد رئیس بقیه باشه گفت فکر کردی می تونی فرار کنی نشست رو سینه اش و چاقو رو بلند کرد و گفت خداحافظ مهندس چاقو رو با سرعت آورد به سمت قلبش داد کشید نــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه از خواب پرید خیس از عرق مادرش با چادر نماز سفید بالای سرش ایستاده بود گفت باز هم خواب بد دیدی پسرم بازهم کابوس دیدی عزیزم بریده بریده گفت آره خیلی بد بود خیلی دارم دیوونه می شم مادر گفت این فشار کار آخر کار دستت میده پسرکم باید کارتو عوض کنی برو باهاشون صحبت کن گفت نمیشه مادر نمیشه قبول نمی کنن شما برو بخواب ببخش که باز ترسوندمت روی تختش دراز کشید ولی مثل هرشب بعد از کابوس شبانه از ترس تکرارش دیگه خواب به چشماش نرفت تا بعد خدانگهدار نوشته شده در سه شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۴ ۵۰ ب ظ توسط مجید فراهانی باید رفت باید دید باید رفت باید دید طی 2 سال اخیرکه البته هنوز 2 ماه ازش باقی مونده بنا به موقعیت کاری خوش شانسی یا هر دلیل دیگه این شانس رو داشتم که سفرهای زیادی رفتم هم داخلی هم خارجی امروز که به گذشته نگاه میکنم حس میکنم فراهم شدن این همه فرصت برای مسافرت رفتن خارج از توان من بوده شاید قسمت بوده شاید از قبل تو سرنوشت ام نوشته شده بوده یا چون اگر همین الان بخوام برنامه ریزی کنم که توی بیست و دو ماه آینده 18 تا مسافرت برم امکان پذیر که هیچ حتی خنده دار هم بنظر میاد اون هم با حقوق ناچیز کارمندی ولی امیدوارم دلیلش هرچیز و هرکسی که بوده کماکان ادامه داشته باشه چون تو هر سفر کلی تجربه کسب کردم کلی اطلاعات جدید درباره کشورم و جهان بدست آوردم کلی مردم و فرهنگ های جدید دیدم و از من به شما نصیحت هروقت که فرصت راهی سفر شدن وجود داشت درنگ نکنید چون هر سفری حتی به جایی که قبلا رفتین هم یه دریچه باز میکنه به یه دنیای جدید این هم فهرست شهرها و کشورهایی که من طی 22 ماه گذشته موفق به دیدنشون شدم اصفهان کیش بندر انزلی کاشان رشت چمخاله لاهیجان رامسر چالوس شانگهای چین استانبول ترکیه ایروان ارمنستان امیدوارم در سال 2014 و 1393 تا جایی که میشه مسافرت برید و لذت ببرید بسیار سفر باید تا پخته شود خامی تا بعد خدا نگهدار نوشته شده در شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۲ ساعت ۲ ۳۷ ب ظ توسط مجید فراهانی درد و دل یه چند روزی میشه بابت یه سری اتفاقات که من هیچ دخلی توش نداشتم دلخور و ناراحت ام چیز خاصی برای گفتن ندارم فقط درد دل میکنم همیشه سعی کنید اگه تو زندگی برای کسی کاری میکنید بدون چشم داشت و قصد و غرض باشه طوری نشه که بعدا اون کاری رو که کردین بزنید تو سر طرف و منت به سرش بذارید و اینکه اگر تو زندگی چیزی بدست میارید دعا کنید که اون خدایی که قبولش دارید جنبه اون دستیافته رو هم بهتون اعطا کنه موفق باشید تا بعد خدانگهدار نوشته شده در دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۲ ساعت ۴ ۱۳ ب ظ توسط مجید فراهانی شروع مجدد خدا میدونه چقدر وقت بود نیومده بودم سر وقت بلاگ ام حتی پسورد ام رو یادم نمیومد الان نزدیک 3 ساعت میشه دارم نوشته های قبلی خودم رو مرور میکنم بعضی مطلب هام انقدر سخیف و بچه گانه بود که خوندن دوباره اش شرمندم کرد ولی با خوندن بعضی هاشون هم یه بادی به غبغب انداختم گفتم عجب چیزی نوشتم ها خلاصه اینکه میخوام دوباره شروع کنم به نوشتن هیچ ایده خاصی هم ندارم ولی دلم واسه نوشتن تنگ شده به زودی خواهم نوشت تا بعد خدانگهدار نوشته شده در سه شنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۲ ساعت ۳ ۴۶ ب ظ توسط مجید فراهانی مطالب قدیمی تر به جای اینکه چندین وبلاگ بخوانید چای قند پهلو را چندین بار بخوانید _________________ مطالب چای قند پهلو حکم نوشته های شخصی را دارند و استفاده از آنها بدون هماهنگی با نویسنده وبلاگ غیر اخلاقی است _________________ این وبلاگ حکم روزنامه دیواری افکار منو داره به همین دلیل موضوع و جهت خاصی نداره در هر موردی که برام مهم باشه خواهم نوشت _________________ نکته مهم اینه که کل مطالب نظر شخصی منه و ممکنه با عقاید دیگران تفاوت داشته باشه _________________ هیچ چیزی به اندازه نظرات شما منو به ادامه کارم تشویق نمیکنه خوش حال میشم نظر بدین _________________ مجید فراهانی خانه پروفایل مدیر وبلاگ آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین آذر ۱۳۹۴ بهمن ۱۳۹۲ دی ۱۳۹۲ آذر ۱۳۹۲ آبان ۱۳۹۱ مهر ۱۳۹۱ خرداد ۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ فروردین ۱۳۹۱ اسفند ۱۳۹۰ بهمن ۱۳۹۰ دی ۱۳۹۰ آذر ۱۳۹۰ آبان ۱۳۹۰ مهر ۱۳۹۰ شهریور ۱۳۹۰ مرداد ۱۳۹۰ تیر ۱۳۹۰ خرداد ۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ فروردین ۱۳۹۰ اسفند ۱۳۸۹ بهمن ۱۳۸۹ دی ۱۳۸۹ آذر ۱۳۸۹ آبان ۱۳۸۹ مهر ۱۳۸۹ شهریور ۱۳۸۹ مرداد ۱۳۸۹ تیر ۱۳۸۹ خرداد ۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۳۸۹ فروردین ۱۳۸۹ اسفند ۱۳۸۸ بهمن ۱۳۸۸ دی ۱۳۸۸ آرشيو آرشیو موضوعی دلنوشته اجتماعی ورزشی سیاسی شاد برچسب ها دل نوشته ها 1 سفرنامه 1 پیوندها هفت و نیم تخته سياه وحید حسینی لحظه های ابریشمی من بانک لینک فردین علایی برای تازه شدن دیر نیست هیوا بیشتر هنر را در اینجا می یابید دوست عرفان حسینی خاطرات من بهار اسپهبد تا بوده همین بوده رقص عشق کابوس آرزوی محال آرزو چگینی blogfa com
|