Meta tags:
description= بیش تر از اینکه از عنوان های خرکی این همه وبلاگ فله ای ! (با مضمون هایی کلی مثل : نرو،آی چرا رفتی و برگرد،بی تو میمیرم و از این مزخرفات)حالم بد شود یا از;
Headings (most frequently used words):
روزها, من, به, روایت, زندگی, آن, این, نوشته, های, پیشین,
Text of the page (most frequently used words):
این (13), های (8), است (8), زندگی (6), همه (5), ۱۳۹۲ (4), شده (4), خودم (4), کاری (4), روزها (4), نوشته (3), وبلاگ (3), مثل (3), حتی (3), کنم (3), بچه (3), روز (3), دنیا (3), شهریور (2), دیگر (2), حالم (2), روزگار (2), گاهی (2), فکر (2), تکرار (2), گرچه (2), همین (2), هیچ (2), توی (2), هایم (2), دلم (2), هام (2), blogfa, com, مرداد, مهر, پیشین, عناوین, آرشیو, پروفایل, مدیر, خانه, بالا, بروی, پایین, بیایی, باید, کنی, شنبه, نهم, ساعت, توسط, سین, بیش, اینکه, عنوان, خرکی, فله, مضمون, هایی, کلی, نرو, چرا, رفتی, برگرد, میمیرم, مزخرفات, شود, لطف, مورد, صبح, آقای, لبخند, مرموز, همیشگی, نگاه, حرصم, بگیرد, برای, دگرگون, اصل, مطلبش, بخواهید, تمام, ِمن, اسیر, قوانین, دست, گیر, مسخره, مردم, چیزی, قاعده, وجودم, بیداد, آزادی, کند, دیوانه, میترسم, ناشناخته, عادی, نبودن, عین, آدم, نکردن, بقیه, دخترهای, فامیل, شوهر, کردن, قورمه, سبزی, پختن, پشت, آوردن, هیچی, نفهمیدن, نتیجه, خود, مکررات, قریب, اکثر, گویند, جوری, مسئله, جوره, کتم, نمی, رود, جزیی, صحنه, چپل, چلاق, شوم, رشته, موی, نازکی, مرا, الان, پیوند, داده, معماری, تنها, وجه, اشتراک, دنیاست, اگر, نبود, خیلی, وقت, بود, نداشتیم, یعنی, نداشتم, انسان, نیمه, محترم, دلتنگی, چمدان, پیچیدم, مقصد, دیگری, ترک, کردم, ذهنم, هزاران, بار, بعد, خداحافظی, نسبتا, تلخ, داشته, اسلحه, خیالی, روی, ماشه, کشم, سبک, کشیک, معتقد, آداب, دفن, مطابق, اصول, مذهبی, بارها, تابوت, افکار, ِنیمه, تمامم, غوطه, شما, پنهان, دیر, زمانی, حال, خوب, نیست, ازangry, man, برنیامد, قول, دیگران, چمشش, کور, کرد, رمق, اند, جاده, قدم, عقش, گیرد, راستش, نداریم, ساز, خودش, زند, آنجوری, خواهد, رقصم, روایت,
Text of the page (random words):
آن روزها این روزها من به روایت زندگی آن روزها این روزها بیش تر از اینکه از عنوان های خرکی این همه وبلاگ فله ای با مضمون هایی کلی مثل نرو آی چرا رفتی و برگرد بی تو میمیرم و از این مزخرفات حالم بد شود یا از لطف های بی مورد و سر صبح آقای ر با آن لبخند مرموز همیشگی و نگاه های به هر سو اش حرصم بگیرد حالم برای دل خودم دگرگون است از شما چه پنهان دیر زمانی ست که حال دلم خوب نیست حتی ازangry man هم کاری که برنیامد هیچ به قول دیگران زد چمشش را هم کور کرد روز هام بی رمق شده اند حتی جاده هم از تکرار قدم هام عقش می گیرد راستش فکر کنم من و دنیا دیگر با هم کاری نداریم او ساز خودش را می زند من هم آنجوری که خودم دلم می خواهد می رقصم رشته موی نازکی که مرا به این روزگار تا به الان پیوند داده است معماری است این تنها وجه اشتراک من با دنیاست که اگر نبود من و دنیا خیلی وقت بود با هم کاری نداشتیم یعنی من کاری نداشتم و مثل یک انسان نیمه محترم همه ی دلتنگی هایم را توی چمدان می پیچیدم و دنیا را به مقصد دیگری ترک می کردم گرچه هر روز در ذهنم هزاران بار بعد از یک خداحافظی نسبتا تلخ با همه ی داشته هایم با یک اسلحه خیالی به روی خودم ماشه را می کشم و به سبک کشیک های معتقد به آداب دفن مطابق اصول های مذهبی خودم را بارها در تابوت افکار ِنیمه تمامم غوطه ور می کنم اصل مطلبش را بخواهید این است تمام ِمن اسیر قوانین دست و پا گیر و مسخره این روزگار و مردم شده است چیزی قاعده ای حتی من ای در وجودم بیداد ِ آزادی می کند گاهی فکر می کنم دیوانه شده ام گاهی میترسم از این همه حس های ناشناخته از این همه حس عادی نبودن و عین بچه ی آدم زندگی نکردن مثل بقیه دخترهای فامیل شوهر کردن قورمه سبزی پختن بچه پشت بچه آوردن و هیچی از زندگی نفهمیدن و نتیجه تکرار بی خود مکررات گرچه قریب به اکثر می گویند زندگی همین است همین و این جوری است که این مسئله هیچ جوره توی کتم نمی رود و من جزیی از صحنه این روز های چپل چلاق می شوم نوشته شده در شنبه نهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 10 48 توسط سین زندگی است دیگر بالا بروی پایین بیایی باید زندگی اش کنی خانه پروفایل مدیر وبلاگ آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین مهر ۱۳۹۲ شهریور ۱۳۹۲ مرداد ۱۳۹۲ blogfa com
|