Meta tags:
description= چشم های دیوار - همه ی آنچه که در من میگذرد;
keywords= چشم های دیوار,cheshmhayedivar, Blog, Weblog, Persian,Iran, Iranian, Farsi, Weblogs, Blogs;
Headings (most frequently used words):
آمارگیر, وبلاگ,
Text of the page (most frequently used words):
های (20), چشم (19), کردم (15), ۱۴۰۲ (14), این (13), ۱۴۰۰ (12), ۱۴۰۱ (12), سالها (12), بوتیمار (10), خودم (10), اینکه (9), آبان (8), برای (8), شدم (8), شده (8), مهر (7), ۱۴۰۳ (7), دارم (7), امروز (7), تیر (6), کنم (6), میکنم (6), روی (6), بود (6), اما (6), آذر (5), گریه (5), حالا (5), درد (5), هست (5), توی (5), احساس (5), صرفا (5), باید (5), ندارم (5), همه (5), رنج (5), چشمِ (4), بیست (4), اینجا (4), است (4), فشار (4), بدم (4), هفته (4), بعد (4), دوباره (4), فکر (4), لحظه (4), خشم (4), زندگی (4), تعصب (4), اسفند (3), فروردین (3), اردیبهشت (3), خرداد (3), مرداد (3), شهریور (3), دیوار (3), نگرانی (3), مثل (3), آدم (3), بتونم (3), شنبه (3), بنویسم (3), یکشنبه (3), قهر (3), رفتن (3), خوشحالم (3), ذهنم (3), جلسات (3), درمان (3), چند (3), وقت (3), درست (3), درس (3), دلم (3), چیز (3), ساعت (3), شروع (3), کشیدم (3), نیست (3), داده (3), میشه (3), اون (3), درون (3), خواب (3), میبینم (3), وبلاگ (2), دکتر (2), هایی (2), آبی (2), شاملو (2), بهمن (2), hivë (2), ریشه (2), اشک (2), ازآنرو (2), دوست (2), قلبم (2), هایش (2), هفتم (2), عصر (2), وقتی (2), گفته (2), باشم (2), کمتر (2), گفت (2), راه (2), اولین (2), بودن (2), دوشنبه (2), دیگه (2), منو (2), نمیتونم (2), برنامه (2), مسیولیت (2), مجموعه (2), انجام (2), زیادی (2), کننده (2), کردن (2), منی (2), هیچ (2), روز (2), بشه (2), برم (2), آشفتگی (2), خودمو (2), بهش (2), کجا (2), نقطه (2), بیرون (2), نشد (2), مدت (2), نوشتن (2), عمیق (2), چهارشنبه (2), نبود (2), چیزی (2), دونم (2), آشفته (2), درستی (2), آروم (2), اتاق (2), معجزه (2), نوعی (2), گرفته (2), برایم (2), منطقی (2), کاری (2), نداشتم (2), دامن (2), یقه (2), نشده (2), مسیر (2), اتلاف (2), اضطراب (2), الف (2), میشود (2), دست (2), قرص (2), نکردم (2), داشته (2), غمگین (2), خوبی (2), دیروز (2), جلسه (2), ناهشیارانه (2), آمارگیر, møzhgån, igner, temp, m0zhgan, rss, وصیت, نامه, شریعتی, mood, favorite, بُرش, عاشقانه, music, cinema, home, cåtëgåriës, آرشيو, ۱۳۹۹, ðësignëя, titlës, bløg, ëmåil, pяøfilë, hømë, دریچه, هایِ, نسیم, کوه, خیر, ریجه, رَخت, پَخت, دریا, ماهی, درخت, برگ, برکه, نیزار, سنگ, شیشه, رشک, بُهت, زده, نگرند, جهان, داریم, مطالب, قدیمی, جمعه, یکم, برقای, لعنتی, خاموش, نمیکنه, انگشترم, جاموند, تیکه, مامان, روحمو, میندازه, پنجم, ایکاش, نوشتنم, بیاید, داستان, هستم, جبران, نکنم, میمونم, خودت, کردی, چهاردهم, اعتیاد, رنجش, همان, اندازه, ساده, بدون, تحت, تاثیر, ماده, بار, حاضر, جلساتِ, مشاوره, شرکت, امروزم, خودمم, عجیبه, پانزدهم, مرحله, بعدیم, کوچولو, آورده, صدا, صداهای, اونقدر, بلند, دوستم, میگفتم, رفاقتی, برعهده, بگیر, اصلا, روزی, دونده, تردمیل, دوم, مقصد, هدف, انداز, وظیفه, اجبار, الویت, کار, کیفیت, کارهام, کمی, ماشین, وار, لذت, نمیبرم, دوشم, روانی, روزه, شونه, گردنم, طور, فیزیکی, همراه, فلج, خسته, استراحت, آخر, مهمون, درسِ, کلاسم, تلنبار, استرس, حسابی, بخونم, مراجعه, جدیدم, مستعد, بهبودی, کمک, تخصصی, گیج, دنبال, میچرخم, طرح, درمانی, نریختم, واسش, میخواد, فقط, متوقف, طبیعت, چهار, خالی, بریزم, نظم, قاعده, جلو, حالمو, کرده, مدتی, خوب, پیش, نمیرم, نیاز, بردارم, بذارم, یاد, آوری, بگم, چرا, اینجام, کارایی, برسم, هجدهم, خطم, انگار, گذشته, دفترچه, مخفی, زیر, خاک, مهرم, بلاگفا, بیشتر, عمل, شدن, تنگ, خوام, بیستم, خاکستری, مایل, دیوال, چای, لیست, دوستان, بعضی, اسم, سقوط, کنه, نمی, فردا, کلینیک, زنیم, قبل, غمگینم, کلاف, هام, دستامه, باشه, مطمئنم, قرار, سخت, تنش, مضطربی, گذروندم, امید, امیدوار, آینده, بدبینی, خوش, بینی, سعی, ببینم, نفر, تلفنی, صحبت, نتیجه, نرسیدم, محتوای, ذهن, ثبت, آقای, لبخند, ازم, سوال, پرسه, جوابی, داره, پنج, قراره, خودمون, برسونیم, مرتب, شیک, روانشناس, نهم, آرام, ترم, قلم, دور, یادم, رفته, استاد, کنید, مشاهده, خود, هیجانات, مکاشفه, نگاه, بیرونی, خرده, ناشی, نشخوار, فکری, میدانم, مدل, ذهنی, نکرانی, ابعاد, غیر, واقعی, نشان, نادیده, شدنم, دردناک, دلایلی, وجود, داشت, دلایل, معنای, تجربه, نکردن, هیجان, برخلاف, میلم, مجبور, دوستش, خشمم, کارهای, نکرده, خوانده, تلف, مستطیلی, نورانی, بیخ, گلویم, میدهد, ناخواسته, قدم, بخشی, اجتناب, ناپذیر, لحظاتم, فیلم, کتاب, معنا, بیهودگی, ملال, ناکافی, تولد, تهران, مانده, قصد, موضوع, خون, آلود, پارسال, نبودم, میرسم, افکارم, تلفیقی, نفرت, عشق, عشقی, زورش, همیشه, چربیده, مرد, کوچک, عجیبی, تقلا, دورترین, رفتار, آلبوم, sleep, مکس, ریشتر, چاره, سراغ, جعبه, رفتم, دیازپوکساید, خوردم, افاقه, حدود, پیاده, بیهوش, میشدم, عین, خستگی, آماده, افکار, پریشان, مغزم, وول, میخورد, مضطرب, خشمگینم, جملات, کلمات, متن, لمس, فهمیدم, میگذره, حال, معمولا, تحمل, میرم, درونم, بیرونم, وصل, اصیل, برگشته, آوردم, ندیدم, غلط, تشخیص, میدادم, بخش, سالم, روانم, قادر, هزاران, زنجیر, نفهمیدم, عسلی, بهترین, تنها, مشوق, ازت, ممنونم, بارهایی, درک, میشم, رنجم, دیده, ارزش, بالاخره, شروعش, سوم, حالی, خوبم, کریه, پیدا, حالم, ازش, بهم, میخوره, اینبار, پدرم, سال, هشیارانه, رنجی, زندگیش, سازی, برگردوندم, بابتش, گرفتم, درمانگرم, دونی, قوانین, خشک, میاد, سبک, تفکر, طول, ادامه, جلوی, رودخانه, خروشان, اگه, درزش, بره, فرو, میریزه, آنچه, میگذرد,
Text of the page (random words):
چشم های دیوار چشم های دیوار همه ی آنچه که در من میگذرد درمانگرم گفت می دونی تعصب و قوانین خشک از کجا میاد از سالها درد و رنج یک سبک زندگی و تفکر که ناهشیارانه در طول زندگی ادامه داشته اون تعصب یک سد شده جلوی رودخانه خروشان سالها درد و رنج اگه مو لا درزش بره اون آدم فرو میریزه اینبار برای سالها رنج ناهشیارانه پدرم غمگین شدم برای سال ها رنج هشیارانه ای که خودم از این تعصب ها کشیدم رنجی که زندگیش نکردم اما سالها درون سازی کردم و به خودم برگردوندم و بابتش خودم یقه ی خودمو گرفتم از دیروز بعد از جلسه توی یه حالی ام نه خوبم نه بدم ریشه های این تعصب کریه رو درون خودم پیدا کردم و حالم ازش بهم میخوره دیروز جلسه سوم بود خوشحالم که بعد از سالها بالاخره شروعش کردم طی این سالها این اولین بارهایی ِ که عمیق و درست درک میشم رنجم دیده میشه و ارزش داده میشه چشم عسلی بهترین و تنها مشوق من برای شروع جلسات بود ازت ممنونم اینکه میبینم سالها با خشم برگشته به خودم زندگی کردم اینکه میبینم سالها از خشم به اضطراب و گریه رو آوردم اینکه سالها خودم رو ندیدم سالها با اینکه درست و غلط رو تشخیص میدادم اما بخش سالم روانم قادر به کاری نبود اینکه میبینم سالها خودم رو با هزاران باید زنجیر کردم و نفهمیدم همه ی جملات و کلمات این متن رو لحظه لحظه توی اتاق درمان لمس کردم رنج کشیدم تا فهمیدم مسیر درمان از درد میگذره بعد از جلسات حال خوبی ندارم معمولا فشار زیادی رو تحمل میکنم اما می دونم که دارم راه درستی میرم تا درونم به بیرونم وصل بشه و اصیل تر زندگی کنم چهارشنبه هفتم آذر ۱۴۰۳ 15 9 بوتیمار شب عجیبی است برای به خواب رفتن تقلا میکنم و خواب دورترین رفتار از من در این لحظه شده به آلبوم sleep از مکس ریشتر دست به دامن شدم اما چاره نشد سراغ جعبه قرص ها رفتم و یک قرص دیازپوکساید خوردم افاقه نکردم عصر حدود یک ساعت پیاده روی داشته ام و حالا باید بیهوش میشدم اما در عین خستگی ذهنم آماده خواب نیست افکار پریشان در مغزم وول میخورد غمگین مضطرب و خشمگینم روز خوبی نداشتم و حالا دوباره دست به نوشتن شده ام غم یک آذر تولد الف است و من در تهران مانده ام و قصد رفتن ندارم به این موضوع که فکر میکنم قلبم خون آلود میشود پارسال هم نبودم به اینجا که میرسم افکارم در هم میشود الف برایم تلفیقی از نفرت و عشق است عشقی که زورش همیشه چربیده مرد کوچک من اضطراب کارهای نکرده ی امروز یقه ام را گرفته درس های خوانده نشده و ساعت تلف شده با مستطیلی نورانی بیخ گلویم را فشار میدهد من ناخواسته در مسیر اتلاف امروز هم قدم شدم بخشی از اتلاف امروز اجتناب ناپذیر بود از اینکه لحظاتم با فیلم کتاب درس و معنا پر نشده احساس بیهودگی و ملال دارم احساس ناکافی بودن خشم نادیده گرفته شدنم برایم دردناک بود هر چند دلایلی منطقی وجود داشت اما دلایل منطقی به معنای تجربه نکردن هیجان خشم نیست از اینکه برخلاف میلم مجبور به کاری شدم که دوستش نداشتم به خشمم دامن زد نگرانی خرده نگرانی هایی ناشی از نشخوار فکری دارم میدانم که مدل ذهنی من این نکرانی ها را در ابعاد غیر واقعی به من نشان داده یادم رفته بود که استاد گفته بود شروع کنید به مشاهده خود و هیجانات در لحظه نوعی مکاشفه نوعی نگاه بیرونی به درون حالا آرام ترم معجزه قلم و منی که مدت ها این معجزه را از خودم دور کردم سه شنبه بیست و نهم آبان ۱۴۰۳ 1 6 بوتیمار هفته ی سخت پر تنش و مضطربی رو گذروندم یک هفته فکر کردم نا امید شدم امیدوار شدم آینده رو با بدبینی و خوش بینی سعی کردم ببینم گریه کردم با چند نفر تلفنی صحبت کردم و خب به نتیجه ای نرسیدم صرفا محتوای ذهن آشفته ام رو ثبت کردم تا وقتی که آقای دکتر لبخند به لب ازم سوال می پرسه بتونم جوابی بدم حالا آروم آروم داره پنج شنبه میشه و قراره دوباره خودمون رو برسونیم به اون اتاق ِ مرتب و شیک ِ روانشناس نمی دونم فردا شب که از کلینیک بیرون می زنیم مثل هفته ی قبل آشفته و غمگینم یا کلاف آشفتگی هام توی دستامه هر چیزی که باشه مطمئنم منو در نقطه ی درستی قرار داده لیست وبلاگ دوستان رو چک میکنم از نبود بعضی اسم ها در دلم چیزی سقوط می کنه دیوال هست _ چای هست _ خاکستری مایل به آبی نیست چهارشنبه بیستم تیر ۱۴۰۳ 16 23 بوتیمار انگار سالها گذشته و من یک دفترچه مخفی رو از زیر خاک کشیدم بیرون مهرم به بلاگفا هیچ وقت کم نشد صرفا این مدت کمتر فکر کردم و بیشتر عمل کردم دلم برای نوشتن فکر کردن و عمیق شدن تنگ شده می خوام دوباره بنویسم امروز نقطه سر خطم دوشنبه هجدهم تیر ۱۴۰۳ 17 5 بوتیمار چند روزی هست احساس میکنم دونده ای شدم که صرفا روی تردمیل می دوم بی مقصد بی هدف بی چشم انداز بی برنامه صرفا از روی وظیفه مسیولیت اجبار و الویت باید مجموعه از کار ها رو انجام بدم احساس کیفیت ندارم کارهام کمی شده و صرفا ماشین وار لذت نمیبرم وقت ندارم و مجموعه زیادی از مسیولیت ها روی دوشم این فشار روانی رو سه روزه روی شونه و گردنم به طور فیزیکی همراه با درد فلج کننده احساس میکنم خسته ام و وقت استراحت کردن ندارم تا آخر هفته مهمون دارم درسِ کلاسم تلنبار شده استرس دارم درست و حسابی نمیتونم درس بخونم مراجعه کننده جدیدم مستعد بهبودی و کمک تخصصی و منی که گیج دنبال خودم میچرخم و هیچ طرح درمانی نریختم واسش دلم میخواد فقط یک روز همه چیز متوقف بشه من بتونم برم طبیعت و برای بیست و چهار ساعت ذهنم رو از همه چیز خالی کنم بعد برنامه بریزم و دوباره شروع کنم روی نظم و قاعده جلو برم این آشفتگی حالمو بد کرده مدتی هست خوب پیش نمیرم نیاز دارم خودمو بردارم بذارم سر خط همه چیز رو بهش یاد آوری کنم و بهش بگم چرا اینجام و چه کارایی باید انجام بدم و به کجا باید برسم و صدا صداهای توی ذهنم اونقدر بلند شده که امروز به دوستم میگفتم رفاقتی جلسات درمان منو برعهده بگیر من اصلا نمیتونم دیگه مرحله بعدیم گریه است یه کوچولو فشار دیگه اشک مو در آورده دوشنبه پانزدهم آبان ۱۴۰۲ 0 37 بوتیمار گفت من امروز از یک راه رفتن ساده بدون اینکه تحت تاثیر ماده ای باشم خوشحالم من امروز از اینکه برای اولین بار حاضر شدم توی جلساتِ مشاوره شرکت کنم خوشحالم بودن امروزم اینجا برای خودمم عجیبه از اعتیاد چه بنویسم که درد و رنجش را به همان اندازه که هست گفته باشم نه کمتر یکشنبه چهاردهم آبان ۱۴۰۲ 14 5 بوتیمار تا حالا با خودت قهر کردی از عصر با خودم قهر کردم تا وقتی جبران نکنم قهر میمونم یکشنبه هفتم آبان ۱۴۰۲ 21 22 بوتیمار مهر یکشنبه سی ام مهر ۱۴۰۲ 19 24 بوتیمار اینجا که هستم ایکاش نوشتنم بیاید و بنویسم از اینجا آدم هایش و داستان هایش سه شنبه بیست و پنجم مهر ۱۴۰۲ 16 28 بوتیمار گریه های مامان روحمو خش میندازه انگشترم جاموند مثل یه تیکه از قلبم این برقای لعنتی ام خاموش نمیکنه مثل آدم بتونم گریه کنم جمعه بیست و یکم مهر ۱۴۰۲ 23 56 بوتیمار مطالب قدیمی تر چشم های دیوار چشم های دریچه چشم های در چشم هایِ آب چشم های نسیم چشم های کوه چشم های خیر و چشم های شر چشم های ریجه و رَخت و پَخت چشمِ دریا و چشمِ ماهی چشم های درخت چشم های برگ و ریشه چشم های برکه و نیزار چشمِ سنگ و چشم های شیشه چشمِ رشک چشم های نگرانی چشم های اشک بُهت زده در ما می نگرند نه ازآنرو که تو را دوست می دارم من ازآنرو که ما جهان را دوست می داریم شاملو hømë pяøfilë ëmåil år hivë bløg titlës ðësignëя år hivë آذر ۱۴۰۳ آبان ۱۴۰۳ تیر ۱۴۰۳ آبان ۱۴۰۲ مهر ۱۴۰۲ شهریور ۱۴۰۲ مرداد ۱۴۰۲ تیر ۱۴۰۲ خرداد ۱۴۰۲ اردیبهشت ۱۴۰۲ فروردین ۱۴۰۲ اسفند ۱۴۰۱ بهمن ۱۴۰۱ دی ۱۴۰۱ آذر ۱۴۰۱ آبان ۱۴۰۱ مهر ۱۴۰۱ شهریور ۱۴۰۱ مرداد ۱۴۰۱ تیر ۱۴۰۱ خرداد ۱۴۰۱ اردیبهشت ۱۴۰۱ فروردین ۱۴۰۱ اسفند ۱۴۰۰ بهمن ۱۴۰۰ دی ۱۴۰۰ آذر ۱۴۰۰ آبان ۱۴۰۰ مهر ۱۴۰۰ شهریور ۱۴۰۰ مرداد ۱۴۰۰ تیر ۱۴۰۰ خرداد ۱۴۰۰ اردیبهشت ۱۴۰۰ فروردین ۱۴۰۰ اسفند ۱۳۹۹ آرشيو cåtëgåriës my home cinema music شاملو عاشقانه های آبی بُرش هایی از my favorite mood وصیت نامه دکتر شریعتی rss temp m0zhgan ðe igner møzhgån آمارگیر وبلاگ
|