If you are not sure if the website you would like to visit is secure, you can verify it here. Enter the website address of the page and see parts of its content and the thumbnail images on this site. None (if any) dangerous scripts on the referenced page will be executed. Additionally, if the selected site contains subpages, you can verify it (review) in batches containing 5 pages.
favicon.ico: cma93.blogfa.com - Angel.

site address: cma93.blogfa.com redirected to: cma93.blogfa.com

site title: Angel...

Our opinion (on Friday 19 June 2026 18:53:51 UTC):

website (probably) only for adults * website (probably) only for adults ! YELLOW status (not for everyone) - not for everyone

Meta tags:
description=Angel;

Headings (most frequently used words):

angel, خدا, از, روح, خودش, تو, بدن, انسان, دمید, زندگي, نوشته, های, پیشین, پیوندها,

Text of the page (most frequently used words):
است (41), بود (32), شده (30), گفت (25), این (24), نوشته (23), ساعت (22), توسط (20), سیما (20), جون (20), بعد (18), ۱۳۹۰ (15), خدا (15), کرد (14), زندگي (12), آمریکایی (12), شنبه (11), همه (11), اما (11), نیست (11), بلیط (11), های (10), اين (10), روز (10), دست (10), نمی (10), ایرانی (10), یکی (10), خودم (10), اردیبهشت (9), خانه (9), راه (9), مثل (9), خود (9), اون (9), باش (9), چند (9), خیلی (9), ۱۳۸۹ (8), اگر (8), ميكند (8), زندگی (8), کسی (8), برای (8), نفر (8), داد (8), بودم (8), بهمن (7), باشد (7), باز (7), كرد (7), لحظه (7), همیشه (7), انسان (7), نگاه (7), مرد (7), وقتی (7), قطار (7), توالت (7), ماشین (7), شدم (7), داشت (7), عشق (7), مرداد (6), چون (6), براي (6), خوب (6), بیرون (6), پول (6), تعجب (6), اومد (6), رفتم (6), دیدم (6), دقیقه (6), بیسکویت (6), مادرم (6), سوخته (6), رستوران (6), كردم (6), تنها (5), امروز (5), داشته (5), دارد (5), دارم (5), رفتند (5), توی (5), رفت (5), روی (5), کردند (5), جاده (5), حتی (5), داشتم (5), متوجه (5), موسیقی (5), بچه (5), پدرم (5), جوان (5), اينكه (5), بهش (5), همينطور (5), سخت (4), بگذار (4), هرچه (4), حرف (4), شود (4), زود (4), ميكردم (4), آتش (4), دور (4), پيش (4), صداي (4), جمعه (4), قدر (4), برآورده (4), چرا (4), آنها (4), عاشق (4), شدند (4), ادامه (4), شما (4), اومدم (4), کردم (4), مدت (4), آرام (4), صبح (4), پیرمرد (4), عجله (4), صبحانه (4), یادم (4), غذا (4), آغوش (4), بوديم (4), پير (4), سفارش (4), صحبت (4), ماهيچه (4), گفتم (4), غذاي (4), ديگه (4), قلب (4), میدانم (4), فروردین (3), ۱۳۹۱ (3), خداي (3), بزرگ (3), دوشنبه (3), زيبا (3), فكر (3), ميشه (3), داريم (3), كنم (3), پرواز (3), وساده (3), اينجا (3), ساده (3), پدر (3), ديدم (3), ميان (3), هيچ (3), نيست (3), برق (3), روي (3), هرگز (3), وارد (3), نشود (3), فقط (3), مال (3), دیگران (3), فکر (3), میگه (3), هستند (3), نیاز (3), گوش (3), باشی (3), همان (3), کند (3), سوار (3), حرکت (3), آمد (3), کار (3), ایستگاه (3), دیدند (3), هیچ (3), چطور (3), بدون (3), صندلی (3), تعریف (3), طرف (3), جنگل (3), ثانیه (3), یهو (3), خونه (3), همون (3), سمت (3), ولی (3), فرمون (3), تمام (3), کرده (3), همین (3), طور (3), پرستاران (3), سپس (3), دلار (3), توقف (3), نواخت (3), دیگر (3), دستش (3), کشید (3), حالی (3), ساله (3), هزار (3), سال (3), شاد (3), بلند (3), رابطه (3), زمان (3), داده (3), ولي (3), خوشحالي (3), باقالي (3), پلو (3), خودش (3), دستام (3), آغوشم (3), نمیشود (3), اینک (3), وبلاگ (2), باشي (2), اكنون (2), نيازمندم (2), قدیمی (2), ميشود (2), باشه (2), آنكه (2), احساس (2), آنچه (2), آموزد (2), رفتن (2), بالا (2), چكه (2), بلبل (2), دردل (2), مهربان (2), تازه (2), خداست (2), پرسيدم (2), افتادم (2), سفر (2), صرف (2), مدرسه (2), حساب (2), ترس (2), قصه (2), نزديك (2), جوابش (2), نداشت (2), نبود (2), اينها (2), خاطرم (2), پيراهن (2), خنده (2), تاج (2), ماه (2), نشسته (2), جهت (2), دیر (2), برد (2), باور (2), لقمان (2), بسته (2), مردم (2), نمى (2), خودتان (2), بدهید (2), امید (2), التماس (2), سخن (2), خوشبختی (2), چنان (2), گفته (2), هدر (2), کنیم (2), دارند (2), احمق (2), ساکت (2), اند (2), چقدر (2), دوستت (2), نیازی (2), چیز (2), جلوی (2), لطفا (2), کنفرانس (2), انجام (2), خودشان (2), رسیدند (2), خریدند (2), کمال (2), پرسید (2), کنید (2), صبر (2), نشانت (2), نفری (2), مامور (2), کنترل (2), همدیگر (2), یاد (2), وسط (2), میشه (2), قهوه (2), خیس (2), نیگا (2), ماشینو (2), دویدم (2), نور (2), ازش (2), تند (2), دره (2), آخر (2), بابا (2), جلو (2), نبودم (2), عقب (2), گرفتم (2), پشت (2), صدایی (2), دستم (2), خاکی (2), دادم (2), بارون (2), داره (2), موتور (2), بابام (2), خاموش (2), کاری (2), خارج (2), آسیب (2), دید (2), سرعت (2), عکسبرداری (2), بیشتر (2), نخواهد (2), مرا (2), داند (2), پیش (2), یکشنبه (2), قبل (2), جاشوآ (2), بهترین (2), ترین (2), حال (2), ویولن (2), نواخته (2), نوازنده (2), شناخت (2), قطع (2), ویولنیست (2), محکم (2), پسربچه (2), مادرش (2), ایستاد (2), سرد (2), شادی (2), قهقهه (2), وقت (2), هست (2), بیسکویتهای (2), لقمه (2), خورد (2), سوختگی (2), جواب (2), فراموش (2), هستم (2), کمی (2), آیا (2), مانند (2), میکنم (2), داشتن (2), شام (2), رفته (2), شوهر (2), پيرزن (2), مون (2), گوشيش (2), زنگ (2), البته (2), بهشون (2), بچم (2), بدم (2), اول (2), پيره (2), جريان (2), دوستام (2), ايستاده (2), جدا (2), جوري (2), زدم (2), ذره (2), پريد (2), دروغ (2), ولخرجي (2), الان (2), سوپ (2), بخاطر (2), اگه (2), برامون (2), روح (2), بدن (2), آرامم (2), همیم (2), جایی (2), آرزویش (2), برایت (2), هایت (2), مهربانت (2), نرود (2), رها (2), گرمای (2), همانجایی (2), angel (2), blogfa, com, mozhdeh, fartash, پیوندها, پیشین, عناوین, آرشیو, پروفایل, مدیر, نباشي, مطالب, افكار, اندازه, فكرهاي, قديمي, نكن, بگذري, ديرتر, خراب, افتادي, يكي, دستت, بگيره, تراژدي, كمدي, انديشد, هرآنچه, لياقتش, ميرسد, آرزويش, دوچهره, بيشتر, ندارد, بازيت, ميگيرد, بازيش, ميگيري, انتخاب, توست, رويايي, هرروز, عشقي, دليلي, پرنده, كوچك, زير, برگها, نغمه, سرايي, اثبات, وجود, كافي, ترجيح, دهم, اينگونه, تصور, آخرين, وميخواهم, طوري, انگار, ديگر, فرصتي, ندارم, هستيم, محصول, افكاري, سابقا, ايم, وحالا, ميخواهد, روزي, پريدن, نخست, بايد, ايستادن, دويدن, آغاز, نمي, كنند, قيصر, امين, پور, باران, صاف, درباره, سفره, برايش, ميتوان, بااين, نوري, آيينه, وبي, كينه, فرش, هايش, گليم, وبورياست, آري, رياست, اينجاست, درزمين, گفتمش, خشمگين, بادل, گفتگويي, وضويي, ورويي, گوشه, خلوت, نمازي, خواند, ماند, كجاست, وآشنا, دريك, روستا, قصد, تاكه, تكليف, رياضي, فعل, ماضي, تنبيه, مدير, تمرين, وهندسه, بركردن, درس, بودو, وحشت, خشم, نيت, درنمازو, دعا, خوابهايم, زديوو, غول, باهمين, دلم, مشغول, درميان, آبت, تاخطا, كردي, عذابت, نهادي, پاي, لنگت, گشودي, سنگت, تاشدي, دورت, تاببندي, چشم, كورت, ميپرسي, خوردي, عذابش, پرس, وجو, ازكار, اوكاري, خطاست, ميگفتند, كار, اززمين, ازآسمان, ازابرها, ميپرسيدم, ازخدا, مهرباني, معنايي, دوستي, جايي, وزيبا, درآسمان, زمين, بيرحم, بودوخشمگين, خدادرذهنم, تصوير, دلگير, رادرحضورش, ازجاي, آگاه, تيغ, وخنجر, ماهتاب, دكمه, آفتاب, سيل, وطوفان, نعره, توفنده, رعدوبرق, نقش, دامن, كهكشان, اطلس, اوآسمان, ستاره, پولكي, كوچكي, تختي, غرور, پايه, هاي, برجش, عاج, وبلور, خشتي, الماس, وخشتي, طلا, قصر, پادشاه, ابرها, مطلق, تویی, برابر, گیری, نبردهای, نفع, قویترین, پایان, پذیرد, بلکه, بردن, حکیم, توصیه, فرزندش, اظهار, نمود, فرزندم, رضاى, مدح, آنان, مباش, زیرا, تحصیل, بکوشد, هدف, رسد, تواند, رضایت, آورد, مشترک, نشوید, قول, هیچوقت, تغییر, دادن, جرأت, رحمت, حکمت, خفت, منت, ذلت, وسوسه, میکنه, اونی, داری, بدی, ویترین, عروسکی, نکن, ورنه, مجلس, رندان, خبری, مصلحت, پرده, برون, افتد, راز, نقره, خاموشی, پربهاست, زرتشت, بایزید, بسطامی, نمای, هستی, نمایی, طوطی, تکرار, کنی, دهی, سعید, نفیسی, بجای, آنکه, خوار, خوارها, دانا, دونی, لبهات, خوشکل, میشی, حماقتهایی, یادآوری, میخندیم, حماقتها, دردآورترین, خاطرات, خام, پخته, بهت, ندای, درونی, شنود, سخنان, فرا, دهد, سخنی, دلپذیر, دلی, پذیر, غیر, ناامیدت, بغلی, تصمیم, گرفتند, بازگشت, دهند, طریق, مقداری, انداز, کنند, بلیطی, نخریدند, خواهید, بدهم, تعیین, نشستند, قفل, لای, راهش, نتیجه, ابتکار, هوشمندانه, بوده, شرکت, کدام, نفرشان, خریده, مسافرت, بدهیم, دوستم, موقع, برگشتن, پدری, شمال, اردبیل, جای, اصلی, بیاد, باباش, افتاده, صفا, تره, تموم, بودند, اومدن, یکیشون, ممد, احمقیه, داشتیم, دادیم, آبادی, ولو, زمین, هوش, جریان, نوری, تردید, ندادم, انداختم, هوا, آورده, نفهمیدم, گذشت, دفعه, کوه, پیچوند, پنجره, چرخوند, نزدیک, بیامرزم, چشمم, تنم, تونستم, جیغ, بکشم, هنوز, جفت, جور, نکرده, رعد, پیچ, جلومونه, ترسیدم, صداراه, افتاد, کنم, سرم, آوردم, واسه, تشکر, هیشکی, برگشتم, صدا, بغل, وایساد, معطلی, پریدم, توش, راست, مسیرم, دیگه, حسابی, گرفت, یکمی, بینم, ارم, طوری, کنه, پیچیدم, کیلومتر, ماشینم, روشن, نمیشد, پیرمردی, تصادف, عابرانی, اولین, درمانگاه, رساندند, ابتدا, زخمهای, پانسمان, گفتند, باید, ازت, بشه, مطمئن, بشیم, جائی, بدنت, دیدگی, شکستگی, نداشته, غمگین, دلیل, پرسیدند, همسرم, سالمندان, آنجا, روم, خورم, کافی, خواهم, تاخیر, خودمان, خبر, دهیم, منتظرت, نماند, اندوه, متأسفم, آلزایمر, چیزی, شناسد, پرستار, حیرت, هستید, روید, گرفته, آرامی, دانم, داستان, واقعی, بوستون, کنسترتی, قیمت, ورودی, متوسط, ۱۰۰, پیچیده, قطعات, میلیون, ارزید, بله, دانست, دان, دنیا, نواختن, نشد, کوتاهی, ایستادند, بیست, دادند, مسیر, ویولینست, مجموع, کاسب, مجبور, نایستند, سریع, بروند, مشابهی, پدرها, مادرها, همراه, جوانی, دیوار, تکیه, ساعتش, نخستین, دلارش, دریافت, کلاه, انداخت, حرکتش, دیرش, میانسال, شدن, تقریبا, کارشان, قطعه, باخ, ژانویه, ۲۰۰۷, مردی, متروی, واشنگتن, لحظات, لذت, ببريد, کاش, دانستند, کردن, لبخند, دراز, لبخندی, روزم, جوابی, کاملاً, تماشا, میکردم, کره, ژله, مالید, میز, شنیدم, بابت, عذرخواهی, نخواهم, اوه, عزیزم, برشته, بخیر, ببوسم, پرسیدم, واقعاً, دوست, بیسکویتهاش, وگفت, مامان, سختی, سرکار, گذرانده, خسته, بعلاوه, کشد, مملو, چیزهای, ناقص, هایی, کاستی, بعضی, موارد, نیستم, مثلاً, روزهای, تولد, سالگردها, طول, سالها, فهمیده, مهمترین, ایجاد, روابط, سالم, مداوم, پایدار, درک, پذیرش, عیب, بودن, تفاوت, دعای, بگیری, قسمت, ناخوشایند, بپذیری, موجب, قهر, دلخوری, موضوع, توان, تعمیم, واقع, تفاهم, اساس, روابطی, همسر, والدین, فرزند, برادر, خواهر, دوستی, کلید, دستیابی, جیب, نگذارید, نگهدارید, بنابراین, لطفاً, آری, نوع, حتماً, خواهد, زمانی, علاقه, گهگاهی, غذای, آماده, مانده, گذراندن, طولانی, تهیه, زیادی, بشقاب, تخم, مرغ, سوسیس, بسیار, گذاشت, آید, منتظر, ببینم, بیسکویتها, آشپزخانه, ميز, گذاشته, مشتريها, افراد, زيادي, اونجا, نبودن, 3نفر, نهايتا, سالشون, نسبتا, دقيقه, گذشته, جوانه, خوردن, نشنيدم, بگذريم, شروع, كردن, صحبتش, ذوق, ميكرد, روكرد, صندوق, دار, مشتريتون, مهمونه, هستن, ميخوام, شيرينيه, همشون, بده, گيمون, داشتيم, ميكرديم, صندليم, طرفش, بوسش, تبريك, قبلا, داديم, مزاحم, نميشيم, بلاخره, اسرار, زياد, جاش, معمولي, اونجايي, خيلي, ديشب, رفتيم, سينما, گرفتن, بليط, ناگهان, پسر, دختر, نشه, نزديكش, دختره, خطاب, ميكنه, كنجكاوي, ميمردم, دريا, كتفش, محض, برگشت, رنگ, روش, سلام, عليك, كرديم, طعنه, ماشالله, هفته, بچتون, بدنيا, اومدو, بزرگم, حرفم, داداش, شيرين, ميدونم, خواهشو, تمنا, وقتي, كثيف, كاري, شستم, ميشستم, پيرمرد, شنيدم, اونا, نميتونستن, منو, ببينن, دارن, باهم, ميكنن, كاشكي, يكم, كني, بخوريم, نخوردم, مرده, ببين, امدي, نسازيها, قرار, بريم, بخريم, برگرديم, اينم, حوصلت, بخوام, نميتونم, تابيشتر, برج, نمونده, ميكردن, كسي, ميگيره, ميزشون, ميل, دارين, پيرمرده, بيدرنگ, پسرم, هردومون, مريضيم, دونه, نوناي, داغتون, بيار, حالو, هواي, ميرفت, بدنم, ميميرم, اسمون, شكرت, كمكم, امدم, بيرون, فيلم, بازي, زنه, بتونه, بخوره, همين, بقيه, دادي, ماهاكه, احتياج, نداشتيم, داداشمي, سهل, حاضرم, دنياي, ابروي, تحقير, نكنم, يادم, نمياد, باهاش, خداحافظي, يادمه, جدول, دروديوار, مبهوت, واقعا, راسته, دميد, دمید, نمیتواند, هیچگاه, اینکه, آغوشمی, خوشحالم, یار, ابد, قلبمی, وجودمی, بیا, داشتی, سرچشمه, آرامش, تشنه, بوسیدن, لبانم, حرفی, زنم, سکوت, بین, خیره, چشمان, پلک, نمیزنم, تصویر, زیبای, درون, دستهایت, دستان, لطیف, فشرده, آرزو, مرگم, گرمایی, تنت, نمیکنم, کنار, میتپد, تپش, قلبت, تپشش, فریاد, کجا, انتظارش, میکشیدم, خوابش, میدیدم, خواب, برایم, رویای, شیرین, خیال, چگونه, میگذرد, حالم, بهتر, دنیای, عاشقانه, هوس, نشدنی, پاکت, انداخته, عالمی, برده, هستیم,


Text of the page (random words):
مه چیز نه میدانم زمان چگونه میگذرد و نه میدانم در چه حالی ام تنها میدانم حالم از این بهتر نمیشود دنیای من از این عاشقانه تر نمیشود گرمای هوس نیست این آتش خاموش نشدنی آغوش پاکت عشق است که اینک من و تو را به این حال و روز انداخته عشق است که اینک ما را به عالمی دیگر برده عشق است که من و تو را نمیتواند از هم جدا کند هیچگاه خیلی آرامم از اینکه در آغوشمی خوشحالم نوشته شده در دوشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۱ ساعت 22 34 توسط سیما جون خدا از روح خودش تو بدن انسان دمید چند وقت پيش با پدر و مادرم رفته بوديم رستوران كه هم آشپزخانه بود هم چند تا ميز گذاشته بود براي مشتريها افراد زيادي اونجا نبودن 3نفر ما بوديم با يه زن و شوهر جوان و يه پيرزن پير مرد كه نهايتا 60 70 سالشون بود ما غذا مون رو سفارش داده بوديم كه يه جوان نسبتا 35 ساله اومد تو رستوران يه چند دقيقه اي گذشته بود كه اون جوانه گوشيش زنگ خورد البته من با اينكه بهش نزديك بودم ولي صداي زنگ خوردن گوشيش رو نشنيدم بگذريم شروع كرد با صداي بلند صحبت كردن و بعد از اينكه صحبتش تمام شد رو كرد به همه ما ها و با خوشحالي گفت كه خدا بعد از 8 سال يه بچه بهشون داده و همينطور كه داشت از خوشحالي ذوق ميكرد روكرد به صندوق دار رستوران و گفت اين چند نفر مشتريتون مهمونه من هستن ميخوام شيرينيه بچم رو بهشون بدم به همشون باقالي پلو با ماهيچه بده خوب ما همه گيمون با تعجب و خوشحالي داشتيم بهش نگاه ميكرديم كه من از روي صندليم بلند شدم و رفتم طرفش اول بوسش كردم و بهش تبريك گفتم و بعد بهش گفتم ما قبلا غذا مون رو سفارش داديم و مزاحم شما نميشيم اما بلاخره با اسرار زياد پول غذاي ما و اون زن و شوهر جوان و اون پيره زن پيره مرد رو حساب كرد و با غذاي خودش كه سفارش داده بود از رستوران خارج شد خب اين جريان تا اين جاش معمولي و زيبا بود اما اونجايي خيلي تعجب كردم كه ديشب با دوستام رفتيم سينما كه تو صف براي گرفتن بليط ايستاده بوديم ناگهان با تعجب همون پسر جوان رو ديدم كه با يه دختر بچه 4 5 ساله ايستاده بود تو صف از دوستام جدا شدم و يه جوري كه متوجه من نشه نزديكش شدم و باز هم با تعجب ديدم كه دختره داره اون جوان رو بابا خطاب ميكنه ديگه داشتم از كنجكاوي ميمردم دل زدم به دريا و رفتم از پشت زدم رو كتفش به محض اينكه برگشت من رو شناخت يه ذره رنگ و روش پريد اول با هم سلام و عليك كرديم بعد من با طعنه بهش گفتم ماشالله از 2 3 هفته پيش بچتون بدنيا اومدو بزرگم شده همينطور كه داشتم صحبت ميكردم پريد تو حرفم گفت داداش او جريان يه دروغ بود يه دروغ شيرين كه خودم ميدونم و خداي خودم ديگه با هزار خواهشو تمنا گفت اون روز وقتي وارد رستوران شدم دستام كثيف بود و قبل از هر كاري رفتم دستام رو شستم همينطور كه داشتم دستام رو ميشستم صداي اون پيرمرد و پير زن رو شنيدم البته اونا نميتونستن منو ببينن كه دارن با خنده باهم صحبت ميكنن پيرزن گفت كاشكي مي شد يكم ولخرجي كني امروز يه باقالي پلو با ماهيچه بخوريم الان يه سال ميشه كه ماهيچه نخوردم پير مرده در جوابش گفت ببين امدي نسازيها قرار شد بريم رستوران و يه سوپ بخريم و برگرديم خونه اينم فقط بخاطر اينكه حوصلت سر رفته بود من اگه الان هم بخوام ولخرجي كنم نميتونم بخاطر اينكه 18 هزار تابيشتر تا سر برج برامون نمونده همينطور كه داشتن با هم صحبت ميكردن او كسي كه سفارش غذا رو ميگيره اومد سر ميزشون و گفت چي ميل دارين پيرمرده هم بيدرنگ جواب داد پسرم ما هردومون مريضيم اگه ميشه دو تا سوپ با يه دونه از اون نوناي داغتون برامون بيار من تو حالو هواي خودم نبودم همينطور اب باز بود و داشت هدر ميرفت تمام بدنم سرد شده بود احساس كردم دارم ميميرم رو كردم به اسمون و گفتم خدا شكرت فقط كمكم كن بعد امدم بيرون يه جوري فيلم بازي كردم كه اون پير زنه بتونه يه باقالي پلو با ماهيچه بخوره همين ازش پرسيدم كه چرا ديگه پول غذاي بقيه رو دادي ماهاكه ديگه احتياج نداشتيم گفت داداشمي پول غذاي شما كه سهل بود من حاضرم دنياي خودم و بچم رو بدم ولي ابروي يه انسان رو تحقير نكنم اين و گفت و رفت يادم نمياد كه باهاش خداحافظي كردم يا نه ولي يادمه كه چند ساعت روي جدول نشسته بودم و به دروديوار نگاه ميكردم و مبهوت بودم واقعا راسته كه خدا از روح خودش تو بدن انسان دميد نوشته شده در دوشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۱ ساعت 22 30 توسط سیما جون زندگي قهقهه نيست زمانی که من بچه بودم مادرم علاقه داشت گهگاهی غذای ساده صبحانه را برای شب هم آماده کند یک شب را خوب یادم مانده که مادرم پس از گذراندن یک روز سخت و طولانی در سر کار شام ساده ای مانند صبحانه تهیه کرده بود آن شب پس از زمان زیادی مادرم بشقاب شام را با تخم مرغ سوسیس و بیسکویت های بسیار سوخته جلوی پدرم گذاشت یادم می آید منتظر شدم ببینم آیا او هم متوجه سوختگی بیسکویتها شده است در آن وقت همه ی کاری که پدرم انجام داد این بود که دستش را به طرف بیسکویت دراز کرد لبخندی به مادرم زد و از من پرسید که روزم در مدرسه چطور بود خاطرم نیست که آن شب چه جوابی به پدرم دادم اما کاملاً یادم هست که او را تماشا میکردم که داشت کره و ژله روی آن بیسکویتهای سوخته می مالید و لقمه لقمه آنها را می خورد یادم هست آن شب وقتی از سر میز غذا بلند شدم شنیدم مادرم بابت سوختگی بیسکویت ها از پدرم عذرخواهی می کرد و هرگز جواب پدرم را فراموش نخواهم کرد که گفت اوه عزیزم من عاشق بیسکویتهای خیلی برشته هستم همان شب کمی بعد که رفتم بابام را برای شب بخیر ببوسم از او پرسیدم که آیا واقعاً دوست داشت که بیسکویتهاش سوخته باشد او مرا در آغوش کشید وگفت مامان تو امروز روز سختی را در سرکار گذرانده و خیلی خسته است بعلاوه بیسکویت کمی سوخته هرگز کسی را نمی کشد زندگی مملو از چیزهای ناقص و انسان هایی است که پر از کم و کاستی هستند خود من در بعضی موارد بهترین نیستم مثلاً مانند خیلی از مردم روزهای تولد و سالگردها را فراموش میکنم اما در طول این سالها فهمیده ام که یکی از مهمترین راه حل ها برای ایجاد روابط سالم مداوم و پایدار درک و پذیرش عیب های همدیگر و شاد بودن از داشتن تفاوت با دیگران است و امروز دعای من برای تو این است که یاد بگیری که قسمت های خوب بد و ناخوشایند زندگی خود را بپذیری و با انسان ها رابطه ای داشته باشی که در آن بیسکویت سوخته موجب قهر و دلخوری نخواهد شد این موضوع را می توان به هر رابطه ای تعمیم داد در واقع تفاهم اساس هر روابطی است هر رابطه ای با همسر یا والدین فرزند یا برادر خواهر یا دوستی کلید دستیابی به شادی خود را در جیب کسی دیگر نگذارید آن را پیش خودتان نگهدارید بنابراین لطفاً یک بیسکویت به من بدهید و آری حتی از نوع سوخته که حتماً خیلی خوب خواهد بود کاش همه می دانستند زندگی شادی نیست شاد کردن است زندگی قهقهه نیست لبخند است نوشته شده در یکشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۰ ساعت 14 42 توسط سیما جون از لحظات زندگي لذت ببريد یکی از صبح های سرد ماه ژانویه در سال ۲۰۰۷ مردی در متروی واشنگتن ویولن می نواخت او به مدت ۴۵ دقیقه ۶ قطعه از باخ را نواخت در این مدت تقریبا دو هزار نفر وارد ایستگاه شدند بیشتر آنها سر کارشان می رفتند بعد از سه دقیقه یک مرد میانسال متوجه نواخته شدن موسیقی شد او سرعت حرکتش را کم کرد و چند ثانیه ایستاد سپس عجله کرد تا دیرش نشود ۴ دقیقه بعد ویولنیست نخستین دلارش را دریافت کرد یک زن پول را در کلاه انداخت و بدون توقف به حرکت خود ادامه داد ۵ دقیقه بعد مرد جوانی به دیوار تکیه داد و به او گوش داد سپس به ساعتش نگاه کرد و رفت ۱۰ دقیقه بعد پسربچه سه ساله ای که در حالی که مادرش با عجله دستش را می کشید ایستاد ولی مادرش دستش را محکم کشید و او را همراه برد پسربچه در حالی که دور می شد به عقب نگاه می کرد و ویولنیست را می دید چند بچه دیگر هم کار مشابهی کردند اما همه پدرها و مادرها بچه ها را مجبور کردند که نایستند و سریع با آنها بروند ۴۵ دقیقه بعد نوازنده بی توقف می نواخت تنها شش نفر مدت کوتاهی ایستادند و گوش کردند بیست نفر پول دادند ولی به مسیر خود بدون توقف ادامه داند ویولینست در مجموع ۳۲ دلار کاسب شد یک ساعت بعد مرد نواختن موسیقی را قطع کرد هیچ کس متوجه قطع موسیقی نشد بله هیچ کس این نوازنده را نمی شناخت و نمی دانست که او جاشوآ بل است یکی از بزرگ ترین موسیقی دان های دنیا او یکی از بهترین و پیچیده ترین قطعات موسیقی را که تا حال نوشته شده با ویولن اش که ۳ ۵ میلیون دلار می ارزید نواخته بود تنها دو روز قبل جاشوآ بل در بوستون کنسترتی داشت که قیمت هر بلیط ورودی اش به طور متوسط ۱۰۰ دلار بود این یک داستان واقعی است نوشته شده در یکشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۰ ساعت 14 40 توسط سیما جون پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند سپس به او گفتند باید ازت عکسبرداری بشه تا مطمئن بشیم جائی از بدنت آسیب دیدگی یا شکستگی نداشته باشه پیرمرد غمگین شد گفت خیلی عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند او گفت همسرم در خانه سالمندان است هر روز صبح من به آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم امروز به حد کافی دیر شده نمی خواهم تاخیر من بیشتر شود یکی از پرستاران به او گفت خودمان به او خبر می دهیم تا منتظرت نماند پیرمرد با اندوه گفت خیلی متأسفم او آلزایمر دارد چیزی را متوجه نخواهد شد او حتی مرا هم نمی شناسد پرستار با حیرت گفت وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید پیرمرد با صدایی گرفته به آرامی گفت اما من که می دانم او چه کسی است نوشته شده در جمعه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 15 56 توسط سیما جون دوستم تعریف می کرد که یک شب موقع برگشتن از ده پدری تو شمال طرف اردبیل جای این که از جاده اصلی بیاد یاد باباش افتاده که می گفت جاده قدیمی با صفا تره و از وسط جنگل رد میشه این طوری تعریف می کنه من احمق حرف بابام رو باور کردم و پیچیدم تو خاکی ٢٠ کیلومتر از جاده دور شده بودم که یهو ماشینم خاموش شد و هر کاری کردم روشن نمیشد وسط جنگل داره شب میشه نم بارون هم گرفت اومدم بیرون یکمی با موتور ور رفتم دیدم نه می بینم نه از موتور ماشین سر در می ارم راه افتادم تو دل جنگل راست جاده خاکی رو گرفتم و مسیرم رو ادامه دادم دیگه بارون حسابی تند شده بود با یه صدایی برگشتم دیدم یه ماشین خیلی آرام و بی صدا بغل دستم وایساد من هم بی معطلی پریدم توش این قدر خیس شده بودم که به فکر این که توی ماشینو نیگا کنم هم نبودم وقتی روی صندلی عقب جا گرفتم سرم رو آوردم بالا واسه تشکر دیدم هیشکی پشت فرمون و صندلی جلو نیست خیلی ترسیدم داشتم به خودم می اومدم که ماشین یهو همون طور بی صداراه افتاد هنوز خودم رو جفت و جور نکرده بودم که تو یه نور رعد و برق دیدم یه پیچ جلومونه تمام تنم یخ کرده بود نمی تونستم حتی جیغ بکشم ماشین هم همین طور داشت می رفت طرف دره تو لحظه های آخر خودم رو به خدا این قدر نزدیک دیدم که بابا بزرگ خدا بیامرزم اومد جلو چشمم تو لحظه های آخر یه دست از بیرون پنجره اومد تو و فرمون رو چرخوند به سمت جاده نفهمیدم چه مدت گذشت تا به خودم اومدم ولی هر دفعه که ماشین به سمت دره یا کوه می رفت یه دست می اومد و فرمون رو می پیچوند از دور یه نوری رو دیدم و حتی یک ثانیه هم تردید به خودم راه ندادم در رو باز کردم و خودم رو انداختم بیرون این قدر تند می دویدم که هوا کم آورده بودم دویدم به سمت آبادی که نور ازش می اومد رفتم توی قهوه خونه و ولو شدم رو زمین بعد از این که به هوش اومدم جریان رو تعریف کردم وقتی تموم شد تا چند ثانیه همه ساکت بودند یهو در قهوه خونه باز شد و دو نفر خیس اومدن تو یکیشون داد زد ممد نیگا این همون احمقیه که وقتی ما داشتیم ماشینو هل می دادیم سوار ماشین ما شده بود نوشته شده در جمعه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 15 55 توسط سیما جون سه نفر آمریکایی و سه نفر ایرانی با همدیگر برای شرکت در یک کنفرانس می رفتند در ایستگاه قطار سه آمریکایی هر کدام یک بلیط خریدند اما در کمال تعجب دیدند که ایرانی ها سه نفرشان یک بلیط خریده اند یکی از آمریکایی ها گفت چطور است که شما سه نفری با یک بلیط مسافرت می کنید یکی از ایرانی ها گفت صبر کن تا نشانت بدهیم همه سوار قطار شدند آمریکایی ها روی صندلی های تعیین شده نشستند اما ایرانی ها سه نفری رفتند توی یک توالت و در را روی خودشان قفل کردند بعد مامور کنترل قطار آمد و بلیط ها را کنترل کرد بعد در توالت را زد و گفت بلیط لطفا بعد در توالت باز شد و از لای در یک بلیط آمد بیرون مامور قطار آن بلیط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد آمریکایی ها که این را دیدند به این نتیجه رسیدند که چقدر ابتکار هوشمندانه ای بوده است بعد از کنفرانس آمریکایی ها تصمیم گرفتند در بازگشت همان کار ایرانی ها را انجام دهند تا از این طریق مقداری پول هم برای خودشان پس انداز کنند وقتی به ایستگاه رسیدند سه نفر آمریکایی یک بلیط خریدند اما در کمال تعجب دیدند که آن سه ایرانی هیچ بلیطی نخریدند یکی از آمریکایی ها پرسید چطور می خواهید بدون بلیط سفر کنید یکی از ایرانی ها گفت صبر کن تا نشانت بدهم سه آمریکایی و سه ایرانی سوار قطار شدند سه آمریکایی رفتند توی یک توالت و سه ایرانی هم رفتند توی توالت بغلی آمریکایی ها و قطار حرکت کرد چند لحظه بعد از حرکت قطار یکی از ایرانی ها از توالت بیرون آمد و رفت جلوی توالت آمریکایی ها و گفت بلیط لطفا نوشته شده در جمعه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 15 51 توسط سیما جون نبردهای زندگی همیشه به نفع قویترین ها پایان نمی پذیرد بلکه دیر یا زود برد با آن کسی است که بردن را باور دارد به غیر از خدا به هر آنچه امید داشته باشی خدا از همان چیز ناامیدت می کند یا سخنی داشته باش دلپذیر یا دلی داشته باش سخن پذیر کسی که ندای درونی خود را می شنود نیازی نیست که به سخنان بیرون گوش فرا دهد عاشق خام میگه چون به تو نیاز دارم دوستت دارم عاشق پخته می گه چون دوستت دارم بهت نیاز دارم حماقتهایی هستند که با یادآوری آنها میخندیم و این حماقتها دردآورترین خاطرات زندگی ما هستند یه مرد احمق به یه زن میگه ساکت باش اما یک مرد دانا به یه زن میگه نمی دونی وقتی لبهات بسته اند چقدر خوشکل میشی بجای آنکه فکر کنیم که چرا گل ها خوار دارند به آن فکر کنیم که چرا خوارها گل دارند نه طوطی باش که گفته دیگران را تکرار کنی و نه بلبل باش که گفته خود را هدر دهی سعید نفیسی یا چنان نمای که هستی یا چنان باش که می نمایی بایزید بسطامی خوشبختی از آن کسی است که در پی خوشبختی دیگران باشد زرتشت اگر سخن چون نقره است خاموشی چون زر پربهاست لقمان مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز ورنه در مجلس رندان خبری نیست که نیست تو ویترین زندگی به عروسکی نگاه نکن که مال تو نیست چون اون فقط وسوسه ات میکنه تا اونی رو که داری از دست بدی التماس به خدا جرأت است اگر برآورده شود رحمت است اگر برآورده نشود حکمت است التماس به انسان خفت است اگر برآورده شود منت است اگر برآورده نشود ذلت است به خودتان قول بدهید هیچوقت به امید تغییر دادن کسی با او وارد زندگی مشترک نشوید لقمان حکیم در توصیه به فرزندش اظهار نمود فرزندم دل بسته به رضاى مردم و مدح و ذم آنان مباش زیرا هر قدر انسان در راه تحصیل آن بکوشد به هدف نمى رسد و هرگز نمى تواند رضایت همه را به دست آورد نوشته شده در جمعه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 15 40 توسط سیما جون نوشته شده در سه شنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 18 28 توسط سیما جون نوشته شده در سه شنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 18 27 توسط سیما جون نوشته شده در سه شنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 18 25 توسط سیما جون نوشته شده در سه شنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 18 24 توسط سیما جون خدا مطلق است بی جهت است این تویی که در برابر او جهت می گیری نوشته شده در سه شنبه ۲ فروردین ۱۳۹۰ ساعت 15 24 توسط سیما جون پيش از اينها فكر ميكردم خدا خانه اي دارد ميان ابرها مثل قصر پادشاه قصه ها خشتي از الماس وخشتي از طلا پايه هاي برجش از عاج وبلور بر سر تختي نشسته با غرور ماه برق كوچكي از تاج او هر ستاره پولكي از تاج او اطلس پيراهن اوآسمان نقش روي دامن او كهكشان رعدوبرق صداي خنده اش سيل وطوفان نعره ي توفنده اش دكمه ي پيراهن او آفتاب برق تيغ وخنجر او ماهتاب هيچ كس ازجاي او آگاه نيست هيچ كس رادرحضورش راه نيست پيش از اينها خاطرم دلگير بود از خدادرذهنم اين تصوير بود آن خدا بيرحم بودوخشمگين خانه اش درآسمان دور از زمين بود اما در ميان ما نبود مهربان وساده وزيبا نبود دردل او دوستي جايي نداشت مهرباني هيچ معنايي نداشت هرچه ميپرسيدم از خود ازخدا اززمين ازآسمان ازابرها زود ميگفتند اين كار خداست پرس وجو ازكار اوكاري خطاست آب اگر خوردي عذابش آتش است هرچه ميپرسي جوابش آتش است تاببندي چشم كورت ميكند تاشدي نزديك دورت ميكند كج گشودي دست سنگت ميكند كج نهادي پاي لنگت ميكند تاخطا كردي عذابت ميكند درميان آتش آبت ميكند باهمين قصه دلم مشغول بود خوابهايم پر زديوو غول بود نيت من درنمازو در دعا ترس بودو وحشت از خشم خدا هرچه ميكردم همه از ترس بود مثل از بركردن يك درس بود مثل تمرين حساب وهندسه مثل تنبيه مدير مدرسه مثل صرف فعل ماضي سخت بود مثل تكليف رياضي سخت بود تاكه يك شب دست در دست پدر راه افتادم به قصد يك سفر در ميان راه دريك روستا خانه اي ديدم خوب وآشنا زود پرسيدم پدر اينجا كجاست گفت اين خانه ي خوب خداست گفت اينجا ميشود يك لحظه ماند گوشه اي خلوت نمازي ساده خواند با وضويي دست ورويي تازه كرد بادل خود گفتگويي تازه كرد گفتمش پس آن خداي خشمگين خانه اش اينجاست اينجا درزمين گفت آري خانه ي او بي رياست فرش هايش از گليم وبورياست مهربان وساده وبي كينه است مثل نوري دردل آيينه است ميتوان بااين خدا پرواز كرد سفره ي دل را برايش باز كرد مي شود درباره ي گل حرف زد صاف وساده مثل بلبل حرف زد چكه چكه مثل باران حرف زد قيصر امين پور نوشته شده در سه شنبه ۲ فروردین ۱۳۹۰ ساعت 15...
Thumbnail images (randomly selected): * Images may be subject to copyright.YELLOW status (not for everyone)website (probably) only for adults
  • براي نمايش بزرگترين انداز...
  • براي نمايش بزرگترين انداز...
  • براي نمايش بزرگترين انداز...

Verified site has: 30 subpage(s). Do you want to verify them? Verify pages:

1-5 6-10 11-15 16-20 21-25 26-30


The site also has references to the 2 subdomain(s)

  mozhdehfartash.blogfa.com  Verify   blogfa.com  Verify


Top 50 hastags from of all verified websites.

Supplementary Information (add-on for SEO geeks)*- See more on header.verify-www.com

Header

HTTP/1.1 301 Moved Permanently
Date Fri, 19 Jun 2026 18:53:51 GMT
Content-Type text/html; charset=utf-8
Transfer-Encoding chunked
Connection close
Location htt????/cma93.blogfa.com/
Server cloudflare
cf-cache-status DYNAMIC
Nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
Report-To group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=LsS6WhA0J9dwI8Zf65MAb%2FGAiAIgVvGt79yF5rtDWTpEb109%2F%2FVKbHUDQqvmtjiFp10lC03NGNJzgBnNWIhmqvvzc2H%2B3JTN6KbkbIIjSjjMnrqEYJNQWPdZJS0rINBIuy3n ]
CF-RAY a0e4bd2b6e82b987-AMS
alt-svc h3= :443 ; ma=86400
HTTP/2 200
date Fri, 19 Jun 2026 18:53:51 GMT
content-type text/html; charset=utf-8
cache-control private
nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
vary Accept-Encoding
server cloudflare
cf-cache-status DYNAMIC
report-to group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=rpKdjBgURssSClxmK9J%2FHZFrptZu4j9Vrop2jXoWMGsyViSzT3ohbNB3EwrXGCcYiErRibVjxVre56Iml8jkluTfJa2E7r2ztyKJV2YY5xW5jyB5eHGf0W%2FrFhtVsltuGVVf ]
content-encoding gzip
cf-ray a0e4bd2ccae8f5d9-AMS
alt-svc h3= :443 ; ma=86400

Meta Tags

title="Angel"
http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"
name="viewport" content="width=device-width, initial-scale=1"
http-equiv="content-language" content="fa"
name="description" content="Angel"
name="generator" content="blogfa.com"
property="og:title" content="Angel"
property="og:site_name" content="Angel"
property="og:description" content="Angel"

Load Info

page size12591
load time (s)0.549661
redirect count1
speed download22934
server IP 188.114.96.2
* all occurrences of the string "http://" have been changed to "htt???/"