Meta tags:
description= $ وبلاگ شخصی علی قاسمی $ (میخواهم درد هایم را با آخرین سیگار یادگاری از تو کام بگیرم!!!);
Headings (most frequently used words):
های, من, که, به, وبلاگ, شخصی, علی, قاسمی, میخواهم, درد, هایم, را, با, آخرین, سیگار, یادگاری, از, تو, کام, بگیرم, پست, ثابت, کدومشون, خوشگل, تره, عاشقانه, ها, ماه, غصه, چرا, تردید, اعتقاد, نسل, ما, او, رفت, باید, میرفت, دلتنگی, مقصود, پوچ, سلامتی, پدری, امید, خدا, کوه, خاکستر, نوشته, پیشین, نویسندگان, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
نوشته (20), علی (20), های (15), شده (15), ساعت (15), توسط (15), ۱۳۹۱ (13), رفت (13), همه (12), عشق (11), است (11), خدا (11), این (10), نسل (10), ۱۳۹۲ (9), دلم (8), پدری (7), #سلامتی (6), گاهی (6), روز (6), دست (5), مهر (5), هفتم (5), مهلتی (5), امید (5), تنها (5), کسی (5), شود (5), پنجشنبه (5), غصه (5), ماه (5), آبان (4), آذر (4), خرداد (4), وبلاگ (4), نیست (4), میکنم (4), کارت (4), داشتم (4), چشم (4), بیست (4), بچش (4), تمام (4), ولی (4), آسمان (4), خواهم (4), هاي (3), شهر (3), اردیبهشت (3), باشد (3), دیگر (3), صدای (3), دوست (3), قاسمی (3), خوش (3), خود (3), گشته (3), کوه (3), قلب (3), یکشنبه (3), یاد (3), وقتی (3), رفتند (3), کرد (3), مرد (3), بهار (3), خسته (3), تنگ (3), برای (3), بایدمیرفت (3), شنبه (3), دارم (3), روزی (3), توست (3), نمی (3), شادی (3), هست (3), دنيا (2), پروانه (2), خوانسار (2), شهاب (2), گروه (2), هنري (2), بهمن (2), فروردین (2), یادم (2), خودم (2), عذاب (2), كشم (2), فردا (2), زيبا (2), كرده (2), نام (2), زندگي (2), لال (2), وبم (2), شعله (2), شعری (2), گفتی (2), اینجا (2), مرا (2), جای (2), نشست (2), خاکستر (2), میشکست (2), بود (2), کاش (2), شبی (2), راه (2), بشکن (2), میکشد (2), پشت (2), شکسته (2), میتوان (2), بسته (2), اما (2), سیگار (2), جارو (2), پدر (2), واسه (2), دیدم (2), هرگز (2), بودن (2), هایم (2), مقصود (2), پوچ (2), هستیم (2), چهارشنبه (2), نبود (2), میگیرد (2), کودکانه (2), قلبم (2), اوکه (2), بست (2), شیشه (2), پنجره (2), زنگ (2), محکم (2), آرام (2), دیروز (2), درد (2), اعتقاد (2), مثلِ (2), افسوس (2), ایمان (2), تلاطم (2), باران (2), هایِ (2), زندگی (2), نفس (2), دنیا (2), خواهد (2), شوم (2), تردید (2), چـــــرا (2), باز (2), هســـت (2), اگر (2), بگو (2), خوشبختی (2), اندوه (2), همانی (2), لحظه (2), دلش (2), شکست (2), مثل (2), یاس (2), داری (2), تــو (2), یکی (2), وبلاگت (2), اومدید (2), شخصی (2), blogfa, com, فقط, بيخيال, لبخند, حالا, بیا, بال, 웃رهگــــذر, مهتــــاب, خانومي, baziche, taghdir, نفرت, تلخ, شيرين, قشنگ, بانــ, ــوی, احساساتی, كلثوم, ننه, هادي, افسر, ولايي, مردان, موسيقي, برم, گمشم, شادمهر, شاه, شيك, بهترين, ـرف, ـای, ناگـ, ـفته, دلـ, گاهي, سكوت, بلندترين, فرياد, نغمه, بيدادگر, زيباي, سايت, رسمي, الدين, قاسمي, زاگرس, سروش, پیوندها, نماینده, نویسندگان, پیشین, عناوین, آرشیو, پروفایل, مدیر, خانه, سهراب, بگویم, تپش, قلبها, فنر, تخت, هاست, نيست, امروز, زشت, دروغ, هايمان, شناوريم, سازش, بنوازد, كنسرت, بزرگتري, چيزي, مدتهاست, فراموش, ايم, واژه, ايست, كاش, آمديم, رفتيم, آنگاه, شايد, بيشتر, چشيديم, لینکم, کنه, لینکش, اگه, حال, کردین, نظر, بدید, همین, جمعه, زیبا, الدین, برادر, بزرگم, ندارد, قیمتی, سینه, آتشی, اندر, عشقت, نازنینم, آسان, زیاران, میمردم, قلبت, میبردم, اسیرت, قدری, دیر, وفایی, پیر, ناقابل, دیوانه, خالی, پیمانه, خونمان, خوردی, حلالت, وقف, حالت, نیازی, بازی, سوم, زندگیتان, تنهایت, گذاشتند, محرمت, میشود, کردند, آغوش, میگشاید, میماند, خریداری, اجناس, بهتر, برمیدارد, بیشتر, میخرد, پای, سراغش, دهان, صدایش, روزنه, هیچگاه, نمیشود, اون, شادیشو, تقسیم, میکنه, غصشو, دودش, شهرو, میزنه, خونه, نزنن, خجالت, میکشه, دوستاش, بگه, منه, لباس, خاکی, کثیف, میپوشه, میره, کارگری, سیر, کردن, شکم, طعم, بودنو, نچشید, خیلیا, نمیتوانم, هایش, زیاد, زبانش, نشنیدم, یارم, عشقم, بهارم, منتظر, صبر, قرارم, هیچ, ننوشتم, کلام, جزوه, باور, نکردم, خوب, خوبی, ماند, مقصد, افتادم, نبرد, نوشت, تهاجم, زمان, آتش, زدم, کشتم, هشتم, بشکند, دلی, آرزو, کسانی, ناغافل, میشکنند, آنهایی, مسیر, انتها, آمدند, پاکیهای, باورهای, گذشته, دلتنگی, دوشنبه, بیستم, بايد, هرچندهرز, هرچندبیهوده, رودخانه, رافهمیددریایی, وچه, تشنه, دریای, چشمهای, سراب, لایق, سوی, تازه, تربیهوده, پیش, خدامقدس, مبهم, ظهورچشمهای, نیلی, خدادرآمیزش, ودریا, بلوغ, ارغوانی, رویای, جنگل, براده, زده, خواب, درحنجره, واژگون, کاغذ, ودهکده, کلبه, جنگلی, شیارهای, لاجوردی, ذهن, باید, میرفت, تنهایی, عاشق, دستانت, نکن, آنکه, دستش, آنقدر, گرفته, چیز, خراب, میکند, نسلی, سوخته, ترس, دلهره, چراغ, گردان, ماشین, پلیس, کادو, یواشکی, جمله, کوروش, دکتر, شریعتی, ودل, غریبه, مجازی, خوابیدن, بوسه, خیابانی, چهارم, تاریکی, دارد, افتادن, مرگ, تفنگ, حالِ, شکارچی, جریانِ, رودِ, آرزویِ, کبوتر, پرواز, آفتاب, اعتقادِ, راسخ, قطره, دریا, تردیدِ, دشت, پیوستگیِ, فصل, تقدیرِ, سبزِ, درخت, انگیزه, برگ, آویختن, طبیعت, آوازِ, دورِ, باغبان, سرخی, انارِ, ترکیده, کودکی, لذتِ, نهایتِ, خوابِ, صبح, واگر, نیایند, وحتی, هایت, وآسمان, همان, چشمان, جون, تویی, دنیای, خیالم, دستان, هستی, بخش, طبیب, بیمار, توام, اکنون, بدون, آری, کوچکم, بیش, گذرد, بند, چشمانت, اسیر, همچون, کبوتری, دلبریده, اینچنین, دام, گرفتار, تصور, کردم, معنا, شدند, دوستت, هجدهم, چــــــرا, خواند, مبر, بلند, سبزه, زاری, بچیــن, شور, بخواهی, میوه, باغند, معنی, غرق, تارترین, نورانی, نشانم, داد, نگاهت, چتر, زمین, خورد, بارید, کار, هایی, دارند, دادن, سخنها, گفتن, آرزویم, بگوید, هنوز, امنیت, احساس, خداست, آغاز, دشتی, سپید, زیر, پاهامان, ریخت, بلکه, عاطفه, لبریز, نفسی, کشید, زمینی, سردی, شبهای, خزان, گرفت, نخست, گرم, آبی, خندد, بنگر, بعد, صدها, چرا, نوزدهم, اينـــ, شــُد, عــاشِقانهـــ, آرامـــــ, مَنـــــ, تــــــو, بَعـــد, غَرقــ, شُدنـــ, نِگـــاهِمــــانـــ, دَر, هَمــــــ, شُــدنــــــ, آبــی, ترينــــ, پَنـــــجَرهـــ, دِلَمـــ, بهــ, سویــــــــ, دِلَتــــ, انتــــــظارِِِ, شَب, انــتِظار, منـــــــ, اينــــ, شُــد, کــــار, هَرشبِمانـــــ, چـهـ, پــــــــاسُخ, گُـفتیــــ, لِبــخَــندَمــــــ, مِهـــربـانـانهـــ, مـــَـن, چهــ, عاشِــقانـهــ, بـهــ, رويــَـــــت, لَـبخَــند, زَدَمــ, عاشقانه, دوم, کدومشون, خوشگل, تره, دشمنت, هستم, برات, سوخت, امد, التماس, منم, قدر, خوار, نشدم, بزنم, بچه, شماره, برا, گذاشتی, اینم, رمز, ali02, نهم, خیلی, گردونم, پنجم, نظرای, خوبتون, منو, خوشحال, کنید, امیدوارم, خوشتون, بیاد, سلام, پست, ثابت, میخواهم, آخرین, یادگاری, کام, بگیرم,
Text of the page (random words):
وبلاگ شخصی علی قاسمی وبلاگ شخصی علی قاسمی میخواهم درد هایم را با آخرین سیگار یادگاری از تو کام بگیرم پست ثابت به وب من خوش اومدید سلام به وب من خوش اومدید امیدوارم از وبم خوشتون بیاد با نظرای خوبتون منو خوشحال کنید نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۱ ساعت 14 30 توسط علی خیلی دوست داری وبلاگت را بت بر گردونم نوشته شده در پنجشنبه نهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 16 43 توسط علی من یکی از دشمنت های این علی هستم دلم برات سوخت یکی امد التماس کرد منم این قدر خوار نشدم که به تو زنگ بزنم بچه شماره برا چی گذاشتی اینم رمز وبلاگت ali02 نوشته شده در سه شنبه هفتم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 20 53 توسط علی کدومشون خوشگل تره نوشته شده در پنجشنبه دوم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 20 42 توسط علی عاشقانه ها مـــَـن چهــ عاشِــقانـهــ بـهــ رويــَـــــت لَـبخَــند زَدَمــ و تــو چـهـ مِهـــربـانـانهـــ لِبــخَــندَمــــــ را پــــــــاسُخ گُـفتیــــ و اينــــ شُــد کــــار هَرشبِمانـــــ منـــــــ در انتــــــظارِِِ شَب و تــو در انــتِظار باز شُــدنــــــ آبــی ترينــــ پَنـــــجَرهـــ دِلَمـــ بهــ سویــــــــ دِلَتــــ بَعـــد غَرقــ شُدنـــ نِگـــاهِمــــانـــ دَر هَمــــــ و اينـــ شــُد عــاشِقانهـــ های آرامـــــ مَنـــــ و تــــــو نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 21 22 توسط علی ماه من غصه چرا آسمان را بنگر که بعد صدها شب و روز مثل آن روز نخست گرم و آبی و پر از مهر به ما می خندد یا زمینی را که دلش از سردی شبهای خزان نه شکست و نه گرفت بلکه از عاطفه لبریز شد و نفسی از سر امید کشید و در آغاز بهار دشتی از یاس سپید زیر پاهامان ریخت تا بگوید که هنوز پر امنیت احساس خداست ماه من غصه چـــــرا تو مرا داری و من هر شب و روز آرزویم همه خوشبختی توست ماه من دل به غم دادن و از یاس سخنها گفتن کار آن هایی نیست که خدا را دارند ماه من غم و اندوه اگر هم روزی مثل باران بارید یا دل شیشه ای ات از لب پنجره عشق زمین خورد و شکست با نگاهت به خدا چتر شادی وا کن و بگو با دل خود که خدا هست خدا هست او همانی است که در تارترین لحظه شب راه نورانی امید نشانم می داد او همانی است که هر لحظه دلش می خواهد همه زندگی ام غرق شادی باشد ماه من غصه اگر هست بگو تا باشد معنی خوشبختی بودن اندوه است این همه غصه و غم این همه شادی و شور چه بخواهی و چه نه میوه یک باغند همه را با هم و با عشق بچیــن ولی از یاد مبر پشت هر کوه بلند سبزه زاری است پر از یاد خدا و در آن باز کسی می خواند که خدا هســـت خدا هســـت و چــــــرا غصه چـــــرا نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 20 20 توسط علی تردید های من تمام تردید های من در دوستت دارم های تو بی معنا شدند هرگز تصور نمی کردم که روزی اینچنین به دام عشق گرفتار شوم و همچون کبوتری دلبریده از دنیا در بند چشمانت اسیر شوم هر روز که می گذرد قلب کوچکم بیش از دیروز تو را می خواهد آری اکنون دیگر بدون عشق تو خواهم مرد من بیمار عشق توام و تنها طبیب من دستان هستی بخش توست پروانه ی خیالم دنیا را نمی خواهم آسمان را نمی خواهم جون تویی دنیای من وآسمان همان چشمان توست وحتی نفس هایت نفس های من است واگر روزی دیگر بر نیایند بی شک خواهم مرد نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 21 46 توسط علی اعتقاد به زندگی به لذتِ بی نهایتِ خوابِ صبح هایِ بهار به سرخی یک انارِ ترکیده در دست هایِ کودکی یا به صدای آوازِ دورِ یک باغبان به طبیعت به انگیزه ی یک برگ به آویختن به تقدیرِ سبزِ یک درخت به پیوستگیِ فصل ها به تردیدِ دشت به باران و به اعتقادِ راسخ قطره به دریا من مثلِ یک کبوتر به آسمان و پرواز و به آفتاب ایمان دارم به جریانِ آرام یک رودِ در آرزویِ تلاطم و تلاطم یک روز و به روز ایمان دارم و افسوس صد افسوس به حالِ آن کسی که مثلِ یک شکارچی به تفنگ و به مرگ و به افتادن و به شب و به تاریکی اعتقاد دارد نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 15 6 توسط علی نسل ما ما نسل بوسه های خیابانی هستیم نسل خوابیدن با اس ام اس نسل درد ودل با غریبه های مجازی نسل جمله های کوروش و دکتر شریعتی نسل کادو های یواشکی نسل ترس و دلهره از چراغ گردان ماشین پلیس نسل سوخته نسل من نسل تو نسلی که در آن عشق همه چیز را خراب میکند آنکه دستش را آنقدر محکم گرفته ای دیروز عاشق من بود دستانت را خسته نکن محکم یا آرام فردا تو هم تنهایی نوشته شده در پنجشنبه سی ام آذر ۱۳۹۱ ساعت 21 41 توسط علی او که رفت باید میرفت شیارهای لاجوردی ذهن ودهکده ی کلبه های جنگلی براده های زنگ زده ی خواب من درحنجره ی واژگون کاغذ رویای جنگل پل شیشه ای کودکانه به بلوغ ارغوانی پنجره ظهورچشمهای نیلی خدادرآمیزش آسمان ودریا حس شعری مبهم اوکه رفت بایدمیرفت آن که رفت پیش خدامقدس رفت آن که رفت سوی عشق تازه تربیهوده رفت لایق نبود آن که دل بست به دریای چشمهای من دل به سراب بست وچه تشنه آن که رودخانه ی قلبم رافهمیددریایی شد اوکه رفت بایدمیرفت هرچندبیهوده هرچندهرز بایدمیرفت او كه رفت بايد مي رفت نوشته شده در دوشنبه بیستم آذر ۱۳۹۱ ساعت 17 18 توسط علی دلتنگی گاهی دلم برای خودم تنگ می شود گاهی دلم برای باورهای گذشته ام تنگ می شود گاهی دلم برای پاکیهای کودکانه ی قلبم میگیرد گاهی دلم از آنهایی که در این مسیر بی انتها آمدند و رفتند خسته می شود گاهی دلم از کسانی که ناغافل دلم را میشکنند میگیرد گاهی آرزو میکنم ای کاش دلی نبود تا تنگ شود تا خسته شود تا بشکند نوشته شده در چهارشنبه هشتم آذر ۱۳۹۱ ساعت 22 2 توسط علی مقصود های پوچ من تمام هستیم را در نبرد با سر نوشت در تهاجم با زمان آتش زدم کشتم من ز مقصد ها پی مقصود های پوچ افتادم تا تمام خوب ها رفتند و خوبی ماند در یادم من بهار عشق را دیدم ولی باور نکردم یک کلام در جزوه هایم هیچ ننوشتم من به عشق منتظر بودن همه صبر و قرارم رفت بهارم رفت عشقم مرد یارم رفت نوشته شده در یکشنبه هفتم آبان ۱۳۹۱ ساعت 20 22 توسط علی به سلامتی پدری که به سلامتی پدری که نمیتوانم را در چشم هایش زیاد دیدم ولی از زبانش هرگز نشنیدم به سلامتی پدری که طعم پدر بودنو نچشید ولی واسه خیلیا پدری کرد به سلامتی پدری که لباس خاکی و کثیف میپوشه و میره کارگری واسه سیر کردن شکم بچش اما بچش خجالت میکشه به دوستاش بگه این پدر منه به سلامتی پدری که تمام شهرو جارو میزنه تا زن و بچش کف خونه ی کسی رو جارو نزنن و به سلامتی اون پدری که شادیشو با زن و بچش تقسیم میکنه اما غصشو با سیگار و دودش نوشته شده در یکشنبه هفتم آبان ۱۳۹۱ ساعت 19 55 توسط علی امید به خدا امید به خدا تنها روزنه ای است که هیچگاه بسته نمیشود و خدا تنها کسی است که با دهان بسته هم میتوان صدایش کرد و با پای شکسته هم میتوان سراغش رفت او تنها خریداری است که اجناس شکسته را بهتر برمیدارد و بیشتر میخرد و تنها کسی است که وقتی همه رفتند میماند و وقتی همه پشت کردند آغوش میگشاید و وقتی همه تنهایت گذاشتند محرمت میشود زندگیتان پر از یاد و نام و امید به خدا نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۱ ساعت 22 46 توسط علی کوه خاکستر مهلتی ای دوست کارت داشتم با دو چشم شعله کارت داشتم مهلتی ما را نیازی میکشد چشم تو ما را به بازی میکشد خونمان خوردی حلالت میکنم قلب خود را وقف حالت میکنم بشکن این ناقابل دیوانه را بشکن این خالی ز می پیمانه را دل اسیرت گشته قدری دیر کن بی وفایی کن دلم را پیر کن کاش در دست تو میمردم شبی یا به قلبت راه میبردم شبی نازنینم این که آسان میشکست قلب ما بود زیاران میشکست سینه ام را آتشی اندر نشست جای عشقت کوه خاکستر نشست گفتی اینجا جای بی خود گشته نیست در سر تو مهر این سر گشته نیست گفتی اینجا دل ندارد قیمتی خوش مرا هم مهلتی ده مهلتی مهلتی ای دوست کارت داشتم با دو چشم شعله کارت داشتم شعری زیبا از شهاب الدین قاسمی برادر بزرگم نوشته شده در جمعه هفتم مهر ۱۳۹۱ ساعت 21 20 توسط علی یادم باشد به سهراب بگویم دیگر عشق صدای تپش قلبها نیست صدای فنر تخت هاست دست خودم نيست عذاب مي كشم عذاب مي كشم كه همه ما از سر تا پا از امروز تا فردا از زشت تا زيبا در دروغ هايمان شناوريم و هر كس سازش را زيبا تر بنوازد كنسرت بزرگتري دست پا كرده است و چيزي كه مدتهاست فراموش كرده ايم واژه ايست به نام زندگي اي كاش لال مي آمديم و لال مي رفتيم آنگاه شايد بيشتر زندگي را مي چشيديم هر کی لینکم کنه لینکش میکنم اگه با وبم حال کردین نظر بدید همین خانه پروفایل مدیر وبلاگ آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین خرداد ۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ فروردین ۱۳۹۲ بهمن ۱۳۹۱ آذر ۱۳۹۱ آبان ۱۳۹۱ مهر ۱۳۹۱ نویسندگان علی نماینده علی در وب پیوندها گروه هنري سروش گروه هنري زاگرس وب سايت رسمي شهاب الدين قاسمي خوانسار شهر زيباي من نغمه بيدادگر گاهي سكوت بلندترين فرياد است حـ ـرف هـ ـای ناگـ ـفته ی دلـ ـم دست نوشته هاي من خوانسار بهترين شهر دنيا شيك شادمهر شاه برم گمشم مردان موسيقي كلثوم ننه هادي افسر ولايي یه بانــ ــوی احساساتی شهر قشنگ دل نوشته هاي تلخ و شيرين از عشق تا نفرت baziche taghdir نوشته هاي خانومي 유 웃رهگــــذر مهتــــاب 웃 유 بر بال پروانه یه لبخند حالا بیا تو فقط من و بيخيال همه دنيا blogfa com
|