Meta tags:
description= زندگی;
Headings (most frequently used words):
یک, نوشته, زندگی, حرف, دل, انتظار, بوي, زندگي, خدایاااااا, خسته, ام, این, روزها, آدم, باید, چه, جوری, باشه, داستان, مداد, عصر, جمعه, دلگیر, آیا, طناب, زندگیتان, را, رها, کرده, اید, خیال, کن, ای, از, طرف, دوست, ریاضیات, شبهای, امتحان, خدا, میلاد, کریم, اهل, بیت, گذر, عمر, انعکاس, رنگین, کمان, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
است (44), شده (33), اين (27), نوشته (25), ۱۳۹۰ (23), رفیق (21), ساعت (20), توسط (20), that (13), اگه (13), ميگن (13), هفته (12), they (12), این (11), خدا (11), باشه (11), شود (10), كني (10), یاد (10), learn (10), مرداد (9), ۱۳۹۱ (9), شنبه (9), بود (9), the (9), دست (9), خود (8), دارد (8), اما (8), نرسيده (8), and (8), مداد (8), فقط (7), بهمن (7), خرداد (7), دور (7), كرد (7), همه (7), دلم (7), god (7), برای (6), های (6), اهل (6), زندگي (6), اگر (6), ولي (6), مرد (6), ندارد (6), چرا (6), نگاه (6), حرف (6), سوم (5), چهارم (5), باید (5), دیگران (5), خودت (5), بعد (5), وقت (5), شما (5), مرا (5), خداوند (5), نمي (5), انسان (5), دوست (5), کسی (5), كار (5), رفته (5), طناب (5), جمعه (5), كجايي (5), روضه (5), حيف (5), بگیرن (5), بگیرند (5), you (5), زندگی (5), صفت (5), لحظه (4), چند (4), رنگ (4), کنی (4), دهم (4), لبخند (4), دوستت (4), موج (4), بیست (4), عشق (4), راه (4), پاسخ (4), خودم (4), اندازه (4), سال (4), هاي (4), نيست (4), خیال (4), كوهنورد (4), براي (4), گرفت (4), تنها (4), داد (4), داشت (4), زمين (4), ارباب (4), باز (4), آنها (4), not (4), کنند (4), شان (4), their (4), them (4), what (4), with (4), میکنند (4), هميشه (4), دهد (4), دوم (3), بلکه (3), کسانی (3), داری (3), دوشنبه (3), کمان (3), خواهد (3), آرامش (3), هیچ (3), چهارشنبه (3), نوزدهم (3), همراه (3), چشم (3), هواي (3), نگاهت (3), تمام (3), دويدن (3), فكر (3), گوشه (3), حال (3), هيچ (3), تصميم (3), نتيجه (3), قانون (3), اينكه (3), هستند (3), شوند (3), جاي (3), ادامه (3), همیشه (3), داشته (3), درباره (3), بالا (3), هوا (3), زير (3), ديده (3), ماه (3), ناگهان (3), خورد (3), سقوط (3), خوب (3), حلقه (3), خدايا (3), آسمان (3), نجات (3), توان (3), شانزدهم (3), نيز (3), تپش (3), هنوز (3), خون (3), گريه (3), هوايي (3), عصر (3), كرده (3), خواب (3), كاش (3), گفت (3), دوران (3), خسته (3), themselves (3), نیست (3), are (3), who (3), love (3), نمی (3), then (3), هرگز (3), دیگر (3), بزرگ (3), interview (3), بدان (3), مهم (3), بايد (3), رنج (3), داره (3), كنه (3), انتظار (3), نیستی (3), تنهایی (2), سفید (2), خطی (2), دوباره (2), زیبا (2), اوّل (2), فروردین (2), وبلاگ (2), دیوار (2), اینکه (2), رنگین (2), باران (2), زور (2), دارم (2), جایی (2), انعکاس (2), قله (2), میخواهم (2), عمر (2), حباب (2), محو (2), میشود (2), پنجم (2), جرعه (2), كريم (2), بيت (2), وقتي (2), ايستگاه (2), گاهي (2), كنم (2), مثل (2), توي (2), كنيم (2), آيا (2), سائلي (2), چون (2), سائل (2), نهم (2), قدر (2), نيت (2), بده (2), همگي (2), خدشه (2), عددي (2), عددهاي (2), الهي (2), بگذاريد (2), راست (2), یکی (2), عاشق (2), بهتر (2), پنجشنبه (2), داستان (2), خواست (2), كوه (2), برود (2), آغاز (2), تاريكي (2), چادر (2), بزند (2), چيز (2), چيزي (2), حالي (2), لحظات (2), چقدر (2), احساس (2), كمرش (2), مانده (2), سكوت (2), صدايي (2), هستي (2), رها (2), نكند (2), روز (2), آیا (2), همين (2), مجلس (2), تاب (2), كرب (2), بلايي (2), بگويم (2), سپس (2), هنوزم (2), زنان (2), ببخشيد (2), هست (2), بنويسم (2), قلم (2), مگر (2), دلگير (2), وجود (2), نفس (2), آتش (2), آدم (2), رخت (2), فداي (2), يوسف (2), زخم (2), حسرت (2), برسد (2), always (2), اینجا (2), ببخشند (2), forgive (2), others (2), people (2), can (2), نشان (2), but (2), دارند (2), persons (2), takes (2), one (2), most (2), کرد (2), make (2), asked (2), for (2), آنچنان (2), گویی (2), اند (2), die (2), had (2), never (2), live (2), آینده (2), present (2), future (2), فراموش (2), نسبت (2), about (2), سلامتی (2), lose (2), money (2), health (2), پول (2), کودکی (2), میخواهی (2), have (2), time (2), گفتم (2), گفتگو (2), گذارد (2), چوب (2), مسير (2), درست (2), پاك (2), استفاده (2), باعث (2), شوي (2), آخر (2), حركت (2), كارهاي (2), پسرك (2), نويسم (2), پدربزرگش (2), نويسيد (2), نامه (2), خودش (2), حقش (2), ميكنه (2), روزها (2), امام (2), ابرها (2), آفتاب (2), زنند (2), مان (2), علامت (2), سؤال (2), چترها (2), سایه (2), blogfa, com, امامت, آسمون, بیکسی, یاس, بنفش, ورق, ترنم, هوالمحبوب, مسیحا, نویسد, جملات, عارفانه, حکایت, یوسف, ارزان, چراغ, سبز, پیوندها, پیشین, عناوین, آرشیو, پروفایل, مدیر, خانه, گاهی, کشید, ببینی, اهمیت, بشکنند, مطالب, قدیمی, آنگاه, تبسمت, زیباتر, نهایت, گریست, بعضی, وقتها, بزن, شعار, نداده, وقتی, میگویم, باشد, فریاد, زدن, نوک, بدانم, هستی, وار, میگذرد, اتفاقی, بیفتد, زدنی, ناگاه, ندیده, تلنگر, باد, گذر, عید, همگان, مبارک, سايه, كرم, گدا, سيراب, لطف, مهرباني, محبت, دود, رسد, بعدي, رسيده, اوقات, آدمي, اتوبوس, مونه, رسيدن, زمزمه, دنيا, ايستد, گاه, موسيقي, دلتنگي, قلبمان, نوازد, حجره, سكوتمان, پناه, بريم, خويش, حاجت, روا, سازد, عين, فرمودند, درگاه, فياضم, خجالت, ميكشم, باشم, بطلبم, حضرت, پرسيدند, جهت, كوير, نيازم, محتاج, میلاد, کریم, بیت, قصد, اوست, ميتونه, موقع, بشه, اون, فرد, خلاف, اوضاع, مملكت, پارتي, كارش, مرحله, عذاب, رحمت, مند, ناپذير, اعمالمان, بگذاريم, مختاريم, اعمال, موجب, تغيير, ناپذيرند, قضاي, ناپذيره, ریاضیات, شبهای, امتحان, قصه, مادربزرگ, نبود, میشوند, روزی, چشمانت, برایت, فردا, مینویسم, طرف, دوازدهم, باشی, پانزدهم, بلندترين, آماده, سازي, ماجراجويي, آنجا, افتخار, سفرش, زماني, ميرفت, قهرمان, آنكه, برساند, صعودش, كاملاٌ, تاريك, سياهي, پوشانده, توانست, ببيند, حتي, وستاره, پشت, انبوهي, ابر, پنهان, بودند, همانطور, رفت, فتح, نمانده, پايش, ليز, سرعت, همچنان, پُر, هراس, تمامي, خاطرات, ياد, آورد, مرگ, نزديك, خورده, وسط, شدن, بدنش, مانع, كاملش, سنگين, چاره, نداشت, فرياد, كمكم, ميخواهي, نجاتم, واقعاٌ, ميكني, ميتوانم, نجاتت, البته, كسي, ميتواني, دهي, كمرت, پاره, عميقي, فرا, بچسبد, گروه, آمدند, جسد, منجمد, پيدا, كردند, طنابي, متر, فاصله, زندگیتان, کرده, اید, التماس, دعا, شعر, سید, حمید, رضا, برقعی, بيايي, دلت, خبرم, ميگذرم, غرق, عزايي, قسمت, ميدهم, آقا, شكستند, سبو, بريدند, الف, قامت, دال, گودال, الشمر, اسير, الكربات, حسين, ابن, علي, تشنه, يار, زني, تماشاست, زبالاي, بلندي, سينه, كشتي, آرام, قتيل, العبرات, عطش, عطشان, لغات, صداي, سطر, سطرش, مزن, فرات, مخمل, دار, حروف, مكشوف, لهوف, بحر, طويل, آري, مرثيه, خلق, شنيده, طاقتتان, كنون, نفسي, زمقتل, مدد, همچو, عصا, موسي, بشود, مصيبات, بلند, گستردگي, ساحل, نيل, دلسوخته, گويند, انگشت, اشاره, روزن, مهتاب, كنار, بيدل, آشفته, نرگس, غريب, آغشته, حزني, زجنس, ماتم, زده, عالم, شفق, يافته, سوگ, كدامين, عظمي, تنت, عزا, مجسم, شبنم, بچكد, جگر, عمق, محرم, چنين, ميزند, فاطمه, آهت, شال, سياهت, بيا, صاحب, بيرق, پرچم, بزم, تويي, آجرك, الله, عزيز, جهان, چاه, سوخته, نفسش, غريبت, بال, كبوتر, خاكستر, پرپر, نسيم, سحري, روي, فطرس, معراج, گشته, اقليم, رهايي, همان, صحن, سرايي, زائر, آني, خلاصه, ركابت, ببري, بشوم, هوس, ديدن, نگهم, قلمم, دفتر, غزل, ناب, بنويسد, هنوزاست, گمگشته, كنعان, كلبه, احزان, گلستان, ترك, نمك, گواه, پلك, نصيبم, جايي, صدايم, گلدان, خشكي, لبش, جان, ايمان, عششق, پايان, بگوحافظ, زشيراز, بيايد, دلگیر, هفدهم, خلاقترین, هنرمند, هستم, here, خودشان, must, کافی, enough, forgiven, نفر, موضوع, واحد, متفاوت, ببینند, two, look, same, thing, see, differently, بلد, نیستند, ابراز, دهند, simply, know, how, express, show, feelings, عمیقا, there, dearly, بخشیدن, بخشش, practicing, forgiveness, لازم, التیام, یابد, many, years, heal, ظرف, ثانیه, توانیم, زخمی, عمیق, داریم, ایجاد, کنیم, only, few, seconds, open, profound, wounds, نیاز, تری, needs, least, ثروتمند, دارایی, بیشتری, rich, person, has, مقایسه, good, compare, محبوب, let, loved, مجبور, داشتن, cannot, anyone, replied, smile, عنوان, خالق, میخواهید, درس, هایی, اززندگی, creator, some, life, lessons, want, پرسیدم, مدتی, ساکت, ماندیم, hand, took, mine, were, silent, while, میمیرند, زنده, نبوده, lived, چنان, نخواهند, will, such, neither, nor, زمان, forget, نگرانی, فکر, thinking, anxiously, پولشان, خرج, حفظ, restore, صرف, آوردن, عجله, زودتر, خورند, rush, grow, long, children, again, بودن, ملول, get, bored, childhood, answered, چیز, بیش, مورد, متعجب, کند, surprises, humankind, سوالاتی, ذهن, بپرسی, questions, mind, ابدی, eternity, smiled, باشید, said, would, like, دیدم, گفتگویی, داشتم, dreamed, یکم, ردي, سعي, كاري, هوشيار, باشي, بداني, اثري, مراقبت, درونت, باش, خبر, شكل, خارجي, زغالي, اهميت, داخل, تصيح, خطا, بدي, واقع, نگهداري, اجازه, كردن, اشتباه, هايي, تحمل, بهتري, آنچه, نويسي, بكشي, تراش, كمي, بكشد, نوكش, تيزتر, ارده, اسم, خداست, تواني, نبايد, دستي, هدايت, كند, اول, بستگي, چطور, خاصيت, دستشان, بياوري, عمرت, بقيه, مدادهايي, تعجب, خاصي, نديد, خواهم, شدي, مانند, درسته, هايم, مدادي, نوشتن, كشيد, نوه, ماجراي, خودمان, بالاخره, پرسيد, تماشا, نوشت, یکشنبه, سربزير, متفكر, افسردگي, روانيه, سيماش, قاطيه, بگو, بخند, شاد, شنگول, جلفه, دلقكه, هجوه, چاق, اضافه, وزن, شكموئه, پرخوره, مال, مفت, تور, لاغر, جمع, جور, ميزون, كنسه, نخوره, حمال, وارثه, دفاع, بار, نره, جنجاليه, دعوا, خروس, جنگيه, بگذره, گذشت, عرضه, نون, چلفتيه, تحقيقات, كتاب, اينو, واسه, آقاي, مطالعه, عيالات, متحده, مشكلي, نداشته, ذليله, نگرفته, شوهر, سالار, انگار, كلفت, آورده, جيبش, مردم, كمك, پارو, بند, بسته, بريز, بپاش, ولخرجي, نباشه, پولهاشو, انبار, جون, عزرائيل, نميده, زبون, متملق, چاخان, معاشرتيه, فوق, العادس, داشتنيه, كلك, بَبوه, حاليش, رسه, درد, لاي, جرز, ميخوره, جوری, کنم, لطفا, عجیب, بچگی, میخواهد, همین, ببینیم, هرکجا, قدم, برگشت, بگذاریم, بیا, توشه, برداریم, آهنگ, سازی, بینم, تنگ, خندانت, شرمگین, خواستم, بگویم, تنهایم, خدایا, خدایاااااا, زمینت, بوی, نمیدهد, آسمانت, متری, بوي, هجدهم, يكم, دير, تسليت, حالا, زينب, پسر, هايش, رفتند, ماند, برشان, گرداند, روی, سنگ, خاک, سینه, دوستی, تکان, غیر, جای, خالی, پرندگان, مرده, قاب, نشانه, کودکان, مواجهند, مسافران, قرار, دانه, برف, هاست, محمدحسین, نعمتی, هفتم, راندارم, خدای, كسی, منتظرم, تمبر, پاكت, عالمه, بنویسم, منم, تعنه, میزنه, پای, میاد,
Text of the page (random words):
زندگی زندگی نگاه کن فقط یه سایه پا به پای من میاد سایه تعنه میزنه تنها رفیق تو منم نوشته شده در سه شنبه سی ام خرداد ۱۳۹۱ ساعت 14 57 توسط رفیق حرف چقدر دلم می خواهد نامه بنویسم تمبر و پاكت هم هست و یك عالمه حرف كاش كسی جایی منتظرم بود چند وقت است که از خدای خودم هم دور شده ام دیگر هیچ کس راندارم نوشته شده در شنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 17 32 توسط رفیق با علامت سؤال چترها محمدحسین نعمتی نیستی و سال هاست دانه های برف این مسافران بی قرار ابرها با علامت سؤال چترها مواجهند نیستی و کودکان مان با کمان قاب آفتاب را نشانه رفته اند آسمان غیر جای خالی پرندگان مرده را نشان نمی دهد هیچ کس برای مان دست دوستی تکان نمی دهد نیستی و موج ها هنوز سنگ خاک را به سینه می زنند ابرها هنوز روی حرف آفتاب حرف می زنند نوشته شده در جمعه نوزدهم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 19 3 توسط رفیق دل انتظار پسر هايش كه رفتند چشم انتظار ماند تا امام ع برشان گرداند حالا امام ع رفته زينب مانده دل انتظار ببخشيد يكم دير تسليت گفتم نوشته شده در پنجشنبه هجدهم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 15 58 توسط رفیق بوي زندگي ای خداوند آسمانت متری چند دیگر زمینت بوی زندگی نمیدهد نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 19 57 توسط رفیق خدایاااااا خدایا خواستم بگویم تنهایم اما نگاه خندانت مرا شرمگین کرد چه کسی بهتر از تو نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین ۱۳۹۱ ساعت 20 0 توسط رفیق خسته ام من اینجا بس دلم تنگ است و هر سازی که می بینم بد آهنگ است بیا ره توشه برداریم قدم در راه بی برگشت بگذاریم ببینیم آسمان هرکجا آیا همین رنگ است نوشته شده در شنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 15 51 توسط رفیق این روزها این روزها عجیب دلم بچگی میخواهد خسته ام یک قلم لطفا میخواهم خودم را خط خطی کنم نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 13 35 توسط رفیق آدم باید چه جوری باشه اگه سربزير و متفكر و توي خودش باشه ميگن افسردگي داره روانيه سيماش قاطيه اگه بگو و بخند و شاد و شنگول باشه ميگن جلفه دلقكه هجوه اگه چاق و اضافه وزن داشته باشه ميگن شكموئه پرخوره مال مفت تور كرده اگه لاغر و جمع و جور و ميزون باشه ميگن كنسه نخوره حمال وارثه اگه از حقش دفاع كنه و زير بار زور نره ميگن جنجاليه با همه دعوا داره خروس جنگيه اگه از حقش بگذره و گذشت كنه ميگن بي عرضه س حيف نون و دست و پا چلفتيه اگه اهل تحقيقات و كتاب باشه ميگن اينو واسه ما شده آقاي مطالعه اگه با عيالات متحده ش مشكلي نداشته باشه ميگن زن ذليله زن نگرفته شوهر كرده اگه مرد سالار و حرف حرف خودش باشه ميگن انگار كلفت آورده اگه دست به جيبش خوب باشه و به مردم كمك كنه ميگن پول پارو ميكنه اهل بند و بسته اگه اهل بريز و بپاش و ولخرجي نباشه ميگن پولهاشو انبار ميكنه جون به عزرائيل نميده اگه زبون باز و متملق و چاخان باشه ميگن معاشرتيه فوق العادس دوست داشتنيه اگه راست و درست و بي كلك باشه ميگن بَبوه حاليش نيست به هيچ جا نمي رسه به درد لاي جرز ميخوره نوشته شده در یکشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 13 20 توسط رفیق داستان مداد پسرك پدربزرگش را تماشا كرد كه نامه اي مي نوشت بالاخره پرسيد ماجراي كارهاي خودمان را مي نويسيد درباره ي من مي نويسيد پدربزرگش از نوشتن دست كشيد و لبخند زنان به نوه اش گفت درسته درباره ي تو مي نويسم اما مهم تر از نوشته هايم مدادي است كه با آن مي نويسم مي خواهم وقتي بزرگ شدي مانند اين مداد شوي پسرك با تعجب به مداد نگاه كرد و چيز خاصي در آن نديد اما اين هم مثل بقيه مدادهايي است كه ديده ام بستگي داره چطور به آن نگاه كني در اين مداد 5 خاصيت است كه اگر به دستشان بياوري تا آخر عمرت با آرامش زندگي مي كني صفت اول مي تواني كارهاي بزرگ كني اما نبايد هرگز فراموش كني كه دستي وجود دارد كه حركت تو را هدايت مي كند اسم اين دست خداست او هميشه بايد تو را در مسير ارده اش حركت دهد صفت دوم گاهي بايد از آنچه مي نويسي دست بكشي و از مداد تراش استفاده كني اين باعث مي شود مداد كمي رنج بكشد اما آخر كار نوكش تيزتر مي شود پس بدان كه بايد رنج هايي را تحمل كني چرا كه اين رنج باعث مي شود انسان بهتري شوي صفت سوم مداد هميشه اجازه مي دهد براي پاك كردن يك اشتباه از پاك كن استفاده كنيم بدان كه تصيح يك كار خطا كار بدي نيست در واقع براي اينكه خودت را در مسير درست نگهداري مهم است صفت چهارم چوب يا شكل خارجي مداد مهم نيست زغالي اهميت دارد كه داخل چوب است پس هميشه مراقبت درونت باش چه خبر است صفت پنجم هميشه اثري از خود به جا مي گذارد بدان هر كار در زندگي ات مي كني ردي به جا مي گذارد و سعي كن نسبت به هر كاري مي كني هوشيار باشي و بداني چه مي كني نوشته شده در شنبه یکم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 12 57 توسط رفیق interview with god گفتگو با خدا i dreamed i had an interview with god خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم so you would like to interview me god asked خدا گفت پس میخواهی با من گفتگو کنی if you have the time i said گفتم اگر وقت داشته باشید god smiled خدا لبخند زد my time is eternity وقت من ابدی است what questions do you have in mind for me چه سوالاتی در ذهن داری که میخواهی بپرسی what surprises you most about humankind چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب می کند god answered خدا پاسخ داد that they get bored with childhood این که آنها از بودن در دوران کودکی ملول می شوند they rush to grow up and then long to be children again عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را می خورند that they lose their health to make money این که سلامتی شان را صرف به دست آوردن پول می کنند and then lose their money to restore their health و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی میکنند by thinking anxiously about the future that این که با نگرانی نسبت به آینده فکر میکنند they forget the present زمان حال فراموش شان می شود such that they live in neither the present nor the future آنچنان که دیگر نه در آینده زندگی میکنند و نه در حال that they live as if they will never die این که چنان زندگی میکنند که گویی هرگز نخواهند مرد and die as if they had never lived و آنچنان میمیرند که گویی هرگز زنده نبوده اند god s hand took mine and we were silent for a while خداوند دست های مرا در دست گرفت و مدتی هر دو ساکت ماندیم and then i asked بعد پرسیدم as the creator of people what are some of life s lessons you want them to learn به عنوان خالق انسان ها میخواهید آنها چه درس هایی اززندگی را یاد بگیرند god replied with a smile خدا دوباره با لبخند پاسخ داد to learn they cannot make anyone love them یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد what they can do is let themselves be loved اما می توان محبوب دیگران شد learn that it is not good to compare themselves to others یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند to learn that a rich person is not one who has the most یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد but is one who needs the least بلکه کسی است که نیاز کم تری دارد to learn that it takes only a few seconds to open profound wounds in persons we love یاد بگیرن که ظرف چند ثانیه می توانیم زخمی عمیق در دل کسانی که دوست شان داریم ایجاد کنیم and it takes many years to heal them و سال ها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد to learn to forgive by practicing forgiveness با بخشیدن بخشش یاد بگیرن to learn that there are persons who love them dearly یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را عمیقا دوست دارند but simply do not know how to express or show their feelings اما بلد نیستند احساس شان را ابراز کنند یا نشان دهند to learn that two people can look at the same thing and see it differently یاد بگیرن که میشود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند to learn that it is not always enough that they are forgiven by others یاد بگیرن که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند they must forgive themselves بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند and to learn that i am here و یاد بگیرن که من اینجا هستم always همیشه خلاقترین هنرمند خدا نوشته شده در شنبه هفدهم دی ۱۳۹۰ ساعت 15 2 توسط رفیق عصر یک جمعه دلگیر عصر يك جمعه ي دلگير دلم گفت بگويم بنويسم كه چرا عشق به انسان نرسيده است چرا آب به گلدان نرسيده است چرا لحظه ي باران نرسيده است و هر كس كه در اين خشكي دوران به لبش جان نرسيده است به ايمان نرسيده است و غم عششق به پايان نرسيده است بگوحافظ دل خسته زشيراز بيايد بنويسد كه هنوزم كه هنوزاست چرا يوسف گمگشته به كنعان نرسيده است چرا كلبه ي احزان به گلستان نرسيده است دل عشق ترك خورد گل زخم نمك خورد زمين مرد زمين مرد خداوند گواه است دلم چشم به راه است و در حسرت يك پلك نگاه است ولي حيف نصيبم فقط آه است و همين آه خدايا برسد كاش به جايي برسد كاش صدايم به صدايي عصر اين جمعه ي دلگير وجود تو كنار دل هر بيدل آشفته شود حس تو كجايي گل نرگس به خدا آه نفس هاي غريب تو كه آغشته به حزني است زجنس غم و ماتم زده آتش به دل آدم و عالم مگر اين روز و شب رنگ شفق يافته در سوگ كدامين غم عظمي به تنت رخت عزا كرده اي اي عشق مجسم كه به جاي نم شبنم بچكد خون جگر از عمق نگاهت نكند باز شده ماه محرم كه چنين ميزند آتش به دل فاطمه آهت به فداي نخ آن شال سياهت به فداي رخت اي ماه بيا صاحب اين بيرق و اين پرچم و اين مجلس و اين روضه و اين بزم تويي آجرك الله عزيز دو جهان يوسف در چاه دلم سوخته از آه نفسش هاي غريبت دل من بال كبوتر شده خاكستر پرپر شده همراه نسيم سحري روي پر فطرس معراج نفس گشته هوايي و سپس رفته به اقليم رهايي به همان صحن و سرايي كه شما زائر آني و خلاصه شود آيا كه مرا نيز به همراه خودت زير ركابت ببري تا بشوم كرب و بلايي به خدا در هوس ديدن شش گوشه دلم تاب ندارد نگهم خواب ندارد قلمم گوشه ي دفتر غزل ناب ندارد شب من روزن مهتاب ندارد همه گويند به انگشت اشاره مگر اين عاشق دلسوخته ارباب ندارد تو كجايي تو كجايي شده ام باز هوايي شده ام باز هوايي گريه كن گريه و خون گريه كن آري كه هر آن مرثيه را خلق شنيده است شما ديده اي آن را و اگر طاقتتان هست كنون من نفسي روضه زمقتل بنويسم و خودت نيز مدد كن كه قلم در كف من همچو عصا در يد موسي بشود چون تپش موج مصيبات بلند است به گستردگي ساحل نيل است و اين بحر طويل است و ببخشيد اگر اين مخمل خون بر تن تب دار حروف است كه اين روضه ي مكشوف لهوف است عطش بر لب عطشان لغات است و صداي تپش سطر به سطرش همگي موج مزن آب فرات است و ارباب همه سينه زنان كشتي آرام نجات است ولي حيف كه ارباب قتيل العبرات است ولي حيف كه ارباب اسير الكربات است ولي حيف هنوزم كه هنوز است حسين ابن علي تشنه ي يار است و زني محو تماشاست زبالاي بلندي الف قامت او دال و همه هستي او در كف گودال و سپس آه كه الشمر خدايا چه بگويم كه شكستند سبو را و بريدند دلت تاب ندارد به خدا با خبرم ميگذرم از تپش روضه كه خود غرق عزايي تو خودت كرب و بلايي قسمت ميدهم آقا به همين روضه كه در مجلس ما نيز بيايي تو كجايي تو كجايي پ ن شعر از سید حمید رضا برقعی پ ن التماس دعا نوشته شده در جمعه شانزدهم دی ۱۳۹۰ ساعت 12 12 توسط رفیق آیا طناب زندگیتان را رها کرده اید داستان درباره يك كوهنورد است كه مي خواست از بلندترين كوه ها بالا برود او پس از سال ها آماده سازي ماجراجويي خود را آغاز كرد ولي از آنجا كه افتخار اين كار را فقط براي خود مي خواست تصميم گرفت تنها از كوه بالا برود او سفرش را زماني آغاز كرد كه هوا رفته رفته رو به تاريكي ميرفت ولي قهرمان ما به جاي آنكه چادر بزند و شب را زير چادر به شب برساند به صعودش ادامه داد تا اين كه هوا كاملاٌ تاريك شد به جز تاريكي هيچ چيز ديده نمي شد و سياهي شب همه جا را پوشانده بود مرد نمي توانست چيزي ببيند حتي ماه وستاره ها پشت انبوهي از ابر پنهان شده بودند پس كوهنورد همانطور كه داشت بالا مي رفت در حالي كه چيزي به فتح قله نمانده بود ناگهان پايش ليز خورد و با سرعت هر چه تمام تر سقوط كرد سقوط همچنان ادامه داشت و او در آن لحظات پُر هراس تمامي خاطرات خوب و بد زندگي اش را به ياد مي آورد داشت فكر مي كرد چقدر به مرگ نزديك شده است كه ناگهان احساس كرد طناب به دور كمرش حلقه خورده و وسط زمين و هوا مانده است حلقه شدن طناب به دور بدنش مانع از سقوط كاملش شده بود در آن لحظات سنگين سكوت چاره اي نداشت جز اينكه فرياد بزند خدايا كمكم كن ناگهان صدايي از دل آسمان پاسخ داد از من چه ميخواهي نجاتم بده واقعاٌ فكر ميكني ميتوانم نجاتت دهم البته تو تنها كسي هستي كه ميتواني مرا نجات دهي پس آن طناب دور كمرت را پاره كن براي يك لحظه سكوت عميقي همه جا را فرا گرفت و مرد تصميم گرفت با تمام توان به طناب بچسبد و آن را رها نكند روز بعد گروه نجات آمدند و جسد منجمد شده يك كوهنورد را پيدا كردند كه طنابي به دور كمرش حلقه شده بود و اين در حالي بود كه آن كوهنورد تنها يك متر با زمين فاصله داشت نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم دی ۱۳۹۰ ساعت 15 9 توسط رفیق خیال کن این که فقط خیال کنی کسی را داری که دوستت دارد بهتر از این است که کسی را داشته باشی که فقط خیال کنی دوستت دارد خیال کن نوشته شده در دوشنبه دوازدهم دی ۱۳۹۰ ساعت 14 10 توسط رفیق نوشته ای از طرف یک دوست من برایت از فردا مینویسم روزی که چشمانت عاشق میشوند چه راست بود قصه ی مادربزرگ همیشه یکی بود یکی نبود ادامه نوشته نوشته شده در شنبه دهم دی ۱۳۹۰ ساعت 23 59 توسط رفیق ریاضیات شبهای امتحان خدا 2 2 4 اين يك قانون خدشه ناپذيره اگر شما هر عددي به جاي 2 بگذاريد نتيجه 4 نمي شود اگر 3 بگذاريد نتيجه 5 مي شود عددهاي 4 و 5 قانون هاي الهي هستند كه تغيير ناپذيرند و مي شوند قضاي الهي عددهاي 2 و 3 اندازه و قدر ما انسان ها هستند اين كه ما با اعمالمان چه عددي را بگذاريم مختاريم اما اينكه اعمال ما موجب چه نتيجه اي در مرحله ي عذاب و رحمت شود همگي قانون مند است و خدشه ناپذير و بر خلاف اوضاع مملكت پارتي تو كارش نيست قدر و اندازه ي هر كس به اندازه ي قصد و نيت اوست و اين نيت و تصميم ميتونه در هر موقع از سال رخ بده و بشه شب اندازه هاي اون فرد نوشته شده در شنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 19 44 توسط رفیق میلاد کریم اهل بیت يا كريم اهل بيت يك كوير نيازم و محتاج يك جرعه نگاهت حضرت را پرسيدند به چه جهت هيچ سائلي را رد نمي كني پاسخ فرمودند چون من خودم سائل درگاه خداوند فياضم خجالت ميكشم كه خودم سائل باشم و از خداوند بطلبم كه حاجت مرا روا سازد در عين حال سائلي را رد كنم گاه يك موسيقي به رنگ دلتنگي قلبمان را مي نوازد به گوشه ي حجره ي سكوتمان پناه مي بريم و با خويش زمزمه مي كنيم آيا دنيا مي ايستد گاهي اوقات فكر مي كنم زندگي شده مثل آدمي كه از اتوبوس توي ايستگاه جا مي مونه و در راه رسيدن به آن تمام راه مي دود و وقتي به آن مي رسد كه به ايستگاه بعدي رسيده است زندگي مي شود فقط دويدن دويدن دويدن يا كريم اهل بيت اين دل هواي آرامش به سر دارد هواي لطف و مهرباني عشق و محبت اين دل هواي سايه كرم شما به سر دارد اين گدا را به جرعه اي از نگاهت سيراب كن عید بر همگان مبارک نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 16 30 توسط رفیق گذر عمر ندیده ای که حباب به یک تلنگر باد به چشم هم زدنی محو میشود ناگاه چه اتفاقی باید بیفتد ای همراه که من بدانم و تو که عمر و هستی ما حباب وار بر این موج میگذرد نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 4 0 توسط رفیق انعکاس نوک قله را میخواهم برای فریاد زدن جایی که انعکاس باشد وقتی میگویم دوستت دارم دوستت دارم نوشته شده در دوشنبه دهم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 13 40 توسط رفیق رنگین کمان هیچ وقت شعار نداده ام که به زور لبخند بزن بعضی وقتها باید تا نهایت آرامش گریست آنگاه تبسمت زیباتر از رنگین کمان بعد از باران خواهد شد نوشته شده در دوشنبه دهم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 13 36 توسط رفیق مطالب قدیمی تر گاهی باید به دور خود یک دیوار تنهایی کشید نه برای اینکه دیگران را از خودت دور کنی بلکه برای اینکه ببینی برای چه کسانی اهمیت داری که این دیوار را بشکنند خانه پروفایل مدیر وبلاگ آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین هفته چهارم خرداد ۱۳۹۱ هفته سوم خرداد ۱۳۹۱ هفته چهارم فروردین ۱۳۹۱ هفته چهارم بهمن ۱۳۹۰ هفته سوم بهمن ۱۳۹۰ هفته اوّل بهمن ۱۳۹۰ هفته سوم دی ۱۳۹۰ هفته دوم دی ۱۳۹۰ هفته چهارم مرداد ۱۳۹۰ هفته سوم مرداد ۱۳۹۰ هفته دوم مرداد ۱۳۹۰ هفته اوّل مرداد ۱۳۹۰ پیوندها چراغ سبز یوسف های ارزان سفید کم رنگ جملات زیبا عارفانه و حکایت های زیبا مسیحا دوباره می نویسد هوالمحبوب فقط چند لحظه ترنم لحظه های من یه ورق سفید برای خط خطی یاس بنفش تنهایی و بیکسی آسمون امامت blogfa com
|