Meta tags:
description= خط به خط دلتنگی ببخشای بر من;
Headings (most frequently used words):
خط, من, های, به, دلتنگی, ببخشای, بر, خوش, آمدی, پاییز, مبهوت, هیچ, پوچ, کودکانه, می, رسد, اینک, بهار, گور, تنهایی, خطی, ها, شبانه, عشق, ایرانی, دل, آشوب, مي, روم, نوشته, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
این (34), ۱۳۹۰ (17), است (17), شده (16), نوشته (12), ساعت (12), توسط (10), الف (10), کاف (10), های (9), تمام (8), عشق (7), ۱۳۹۱ (7), مرا (7), دست (7), لبريز (6), خود (6), برای (6), اما (6), بهار (6), پاییز (6), مهر (5), خسته (5), دنیا (5), نشسته (5), کند (5), روز (5), اند (5), نمی (5), سال (5), سرد (5), بیا (5), همیشه (5), هاي (4), كند (4), شنبه (4), همه (4), لحظه (4), شوم (4), رنگ (4), باد (4), دور (4), زمین (4), پایان (4), روی (4), آید (4), امسال (4), دوباره (4), هیچ (4), گرم (3), تنها (3), چشم (3), درون (3), امروز (3), دلتنگم (3), زند (3), روزها (3), دارم (3), ایرانی (3), زنان (3), نزدیک (3), بهانه (3), گوش (3), تکراری (3), بالا (3), اتاق (3), دیوار (3), جان (3), هایم (3), رسد (3), گویی (3), هزار (3), صدای (3), #دلتنگی (3), گاه (3), ثانیه (3), وزد (3), آدمي (2), تنهايي (2), سكوت (2), دختر (2), اسفند (2), اردیبهشت (2), وبلاگ (2), دوشنبه (2), عزيز (2), سلامتي (2), اين (2), ماه (2), دوست (2), بعد (2), هايم (2), فرو (2), صبر (2), شايد (2), همين (2), دهد (2), انتها (2), روم (2), زنده (2), دارد (2), توفاني (2), ماند (2), شناخته (2), حال (2), بَرَد (2), دلم (2), تلخ (2), زود (2), چیزی (2), وجودم (2), قرار (2), تاب (2), عاشق (2), دختران (2), کسی (2), تماشای (2), غریب (2), گوشه (2), جرعه (2), اندیشم (2), دلی (2), دیگر (2), برایم (2), روحم (2), دفن (2), درست (2), همان (2), هنوز (2), نقطه (2), گیرد (2), سقف (2), بینم (2), شوند (2), خودم (2), اینک (2), خوش (2), انتظارت (2), ایم (2), ابرهای (2), چهره (2), خاکستری (2), شهر (2), دلهامان (2), گام (2), عطر (2), ببر (2), امید (2), بچه (2), جدایم (2), کنند (2), روزهای (2), خیلی (2), خوب (2), نیست (2), صدایی (2), میان (2), چقدر (2), جمعه (2), هوای (2), کویر (2), خورشید (2), باران (2), خاک (2), بار (2), مست (2), blogfa, com, یادش, بخیر, 302, چکاوک, دلتنگي, شكوفه, گيلاس, درد, دردسري, دازاین, نگین, صداقت, ناگفته, اشك, سمفوني, كامل, خدا, بانو, مرغ, قفس, حوا, دلشدگان, پیوندها, ۱۳۸۹, خرداد, تیر, مرداد, شهریور, آبان, آذر, بهمن, فروردین, پیشین, عناوین, آرشیو, پروفایل, مدیر, خانه, پرواز, خاطر, بسپار, پرنده, مردنی, مطالب, قدیمی, برگردونه, علت, بيماري, قلبي, بيمارستان, بستري, دعا, كنند, باشد, يزدان, پاك, رحمت, زيبايي, ربيع, الاول, براي, عزيزي, نام, زهرا, نوشت, دوستان, بسيار, ياران, هميشه, همراهم, خواهش, كنم, محمدرضا, عبدالملكيان, ملال, سنگيني, غربت, شانه, ريزد, پناهم, باش, يعني, پايان, انتظار, اينك, جايي, خوانده, شنيده, وقتي, شود, رفتن, آرامش, سوق, اميد, غوغاهاست, غوغايي, گويي, ميل, متلاشي, روزنه, پوستم, نفوذ, گرد, غبارش, روح, تنم, لجاجتي, عميق, مشكوك, مرز, تشويش, ويرانه, نمي, دانم, پُر, ازهيچ, گنگ, كجا, آبادهاي, ذهن, نشأت, گيرد, ناجوانمردانه, تنگ, کامم, طعم, گَس, رخوت, شیرین, گذشتند, هایی, خاطره, شدند, خفه, فریاد, بغض, گلو, گذرند, فقط, دلتنگ, بیش, آرامم, شادم, غمین, صبورم, غریبی, پرم, تضادهای, آشوب, باشیم, سپندارمذگان, آریایی, فرخنده, دوستی, ننشانده, داند, نیاکانش, بذر, دخترانی, شناسند, بازند, ایران, شایسته, ترین, موجوداتند, ورزیدن, شمرده, نشانده, زلالترین, پای, آنان, ریخته, بزرگ, عزیزشان, روزی, سالهای, پدران, پدرانمان, تخت, پادشاهی, مهرورزی, بازی, یکشنبه, بیم, ریختن, غرقِ, سیاهی, عمیق, سکوت, اندیشد, سوسو, زدن, ستارگان, تاریکی, وحشی, کشم, رمقی, گرفتن, نمانده, سکوتِ, انتهای, موهومش, فرا, دهم, چنگ, قوایش, خطی, شبانه, شدن, نظاره, وچشمانم, بالاترین, اتاقند, بلعد, تاریک, بَر, سینه, پایین, اتاقم, جسمم, افتاده, انگار, گذاشته, گور, تنهایی, رنگی, همگی, مبارک, بیایید, لبخند, عیدی, بدهیم, نرم, نرمک, روزگار, سخاوتمند, بهاری, شادی, ببخش, نور, بپاش, شوق, بیرون, خون, رگهای, خشکمان, دَوَد, زمستان, لبخندها, ربود, بیایی, حتم, شور, لبهایمان, ازلبخندها, تهی, شوقی, لبریز, نزدیکی, مشام, آشنا, بانوی, جامه, همین, سبز, چهارشنبه, دلنواز, شعرها, شورها, فروغ, فرخزاد, تصمیم, بزرگتر, بودن, خواهم, بمانم, مسئولیت, نگرانی, خیال, دنیای, بزرگترها, فکر, سوی, قدم, کِشد, حقیقی, گرچه, نورانی, عار, مسیر, باره, رود, گِردی, زنند, حوصله, دارند, سَر, سنگین, سپری, کودکانه, پنداشتم, خلق, اخیراً, چیز, دستگیرم, اینکه, ضعیفتر, باور, بعضی, چیزها, جایی, خوریم, هرگز, فکرش, کنیم, صدایم, هرچه, هست, عادت, پوچی, تکرار, نشانی, ردپایی, حتی, کنم, هیاهوی, خالی, فاصله, دورم, آسمان, معلق, مانده, جاذبه, وزنی, کشد, کره, خاکی, یاد, رفته, لای, روزمرگی, خویش, پوچ, گرفته, گریه, آغاز, خویشم, ابتدای, ویرانی, نخواهم, زیر, آفتاب, داغ, تابستان, بسته, همیشگی, دوخته, منم, بهت, زده, چشمانی, خیره, معلوم, روبه, رویم, پشت, مبهوت, نگاشته, دومین, عصر, یعنی, آمد, حواسم, آمدنش, بود, شـــــــــاید, گلی, بروید, دشت, حاصل, کااااااااااااش, ببارد, تشنه, آغوش, لذتی, افشانی, پرستم, لانه, سرشارتر, کندم, بکر, مرموز, تابم, دیدار, دخترک, گیسو, طلا, قرارم, استشمام, خورده, هایش, مستم, آمدی, ببخشای,
Text of the page (random words):
خط به خط دلتنگی خط به خط دلتنگی ببخشای بر من خوش آمدی پاییز پاییز می آید و من چه مستم این بار مست ِ مست از صدای خش خش ِ گام هایش و چه بی قرارم برای استشمام عطر خاک باران خورده و چه بی تابم برای دیدار این دخترک گیسو طلا پاییز می آید و لحظه لحظه سرشارتر می کندم از تمام حس های بکر و مرموز دنیا که ثانیه به ثانیه در وجودم لانه می کنند و من چه می پرستم تمام این حس ها را و چه لذتی دارد برایم تماشای دست افشانی دختر خورشید در آغوش ابرهای خاکستری رنگ ِ پر بار پاییز کااااااااااااش باران ببارد بر تن ِ تشنه ی این خاک غریب شـــــــــاید بهار سال بعد گلی بروید از دل این دشت بی حاصل پ ن 1 پاییز آمد و من حواسم به آمدنش بود این یعنی هنوز روحم زنده است پ ن 2 نگاشته شده در دومین عصر پاییز 91 نوشته شده در جمعه ۱۳۹۱ ۰۷ ۰۷ ساعت 22 4 توسط الف کاف مبهوت باد می وزد روبه رویم دیوار است و پشت سر دنیا دنیا کویر و این منم که با چهره ای بهت زده و چشمانی خیره به آن نقطه ی نا معلوم همیشگی چشم دوخته ام باد می وزد در زیر آفتاب داغ تابستان یخ بسته ام و با دست های خود خورشید هم گرم نخواهم شد دیگر من در آغاز ِ پایان ِ خویشم در ابتدای ویرانی همیشه باد می وزد این جا سرد است هوای این کویر پ ن دلم گرفته ای دوست هوای گریه با من نوشته شده در جمعه ۱۳۹۱ ۰۲ ۲۹ ساعت 14 2 توسط الف کاف هیچ و پوچ های من من این جا لا به لای روزمرگی ها گم شده ام و دور شده ام از خویش و گویی در گوشه ای از این کره ی خاکی از یاد دنیا رفته ام و جاذبه ی زمین بی وزنی مرا به خود نمی کشد من میان آسمان و زمین معلق مانده ام چقدر فاصله دارم تا من چقدر دورم و چه دلتنگم این روزها برای صدای خودم خوب که گوش کنم اما در میان هیاهوی این اتاق خالی صدایی از من نیست نه صدایی نه نشانی و نه ردپایی حتی هرچه که هست عادت است و پوچی و تکرار این روزهای هیچ در هیچ من این جا گم شده ام و کسی نیست که صدایم کند پ ن1 همیشه از همان جایی می خوریم که هرگز فکرش را هم نمی کنیم چه تلخ است باور بعضی چیزها پ ن2 اخیراً یک چیز خیلی خوب دستگیرم شده اینکه خیلی ضعیفتر از چیزی که می پنداشتم خلق شده ام نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۱ ۰۲ ۱۸ ساعت 20 55 توسط الف کاف کودکانه گاه خسته می شوم از این روزهای تکراری و این ساعت ها که چه سنگین سپری می شوند گاه بی تاب می شوم از این همه حوصله ای که ثانیه ها دارند و هیچ گاه هم سَر نمی رود و چه بی پایان گِردی ساعت روی دیوار را دور می زنند و چه بی عار دوباره و دوباره و دوباره طی می کنند این مسیر هزار باره را اما همیشه همیشه ی همیشه یک امید حقیقی گرچه دور اما گرم و نورانی قدم هایم را به خود می کِشد و دست هایم را می گیرد و با خود می بَرَد به آن سوی دلتنگی ها و جدایم می کند از این روز و شب های تکراری بی پایان و جدایم می کند از این همه فکر و خیال دنیای بزرگترها می خواهم بچه شوم و بچه بمانم خسته ام از تمام مسئولیت ها و نگرانی ها و تصمیم های بزرگتر بودن پ ن مرا ببر امید دلنواز من ببر به شهر شعرها و شورها فروغ فرخزاد نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۱ ۰۱ ۲۳ ساعت 22 31 توسط الف کاف می رسد اینک بهار گوش کن صدای گام های آشنا می آید و عطر تن بانوی سبز جامه از همین نزدیکی به مشام می رسد بیا بهار امسال گویی هزار سال است که به انتظارت نشسته ایم لبهایمان ازلبخندها تهی ست اما دلهامان از شوقی بی انتها لبریز است زمستان سرد امسال لبخندها را ربود اما تو که بیایی حتم دارم دوباره شور و شوق از دلهامان سر بیرون می زند و خون درون رگهای خشکمان می دَوَد بیا بهار بیا و به چهره ی خاکستری این شهر نور و رنگ بپاش و به تن خسته ی ما جان ببخش بیا بهار جان دست در دست ابرهای سخاوتمند بهاری و دست در دست شادی بیا که امسال گویی هزار سال است که به انتظارت نشسته ایم پ ن1 نرم نرمک می رسد اینک بهار خوش به حال روزگار پ ن2 سال نو بر همگی مبارک بیایید امسال به هم لبخند عیدی بدهیم و عشق و یک رنگی نوشته شده در شنبه ۱۳۹۰ ۱۲ ۲۷ ساعت 12 11 توسط الف کاف گور تنهایی من خودم را از بالا می بینم انگار چشم هایم را روی سقف جا گذاشته ام جسمم روی زمین سرد اتاق افتاده و چه بی جان است از این بالا در و دیوار اتاقم را می بینم که نزدیک و نزدیک تر می شوند و سقف را که پایین می آید درست تا روی سینه ام و این اتاق سرد و تاریک مرا در بَر می گیرد هر روز و هر شب مرا می بلعد و در خود دفن می کند وچشمانم هنوز در بالاترین نقطه ی این اتاقند درست در همان بالا دفن شدن من را به نظاره نشسته اند نوشته شده در شنبه ۱۳۹۰ ۱۲ ۲۰ ساعت 12 56 توسط الف کاف خط خطی ها شبانه شب این شب تکراری بی پایان که چنگ می زند با تمام قوایش بر روحم و من این جا تنها به سکوتِ بی انتهای موهومش گوش فرا می دهم و به بهانه های این دل می اندیشم که دیگر دلی هم برایم نمانده نه دلی نه بهانه ای و نه رمقی برای بهانه گرفتن تاریکی این شب وحشی را جرعه جرعه سر می کشم و به من می اندیشم من ای که این جا چه تنها و غریب در گوشه ای از این زمین سرد به تماشای سوسو زدن ستارگان خسته نشسته است و غرقِ سیاهی عمیق سکوت به کسی می اندیشد که چه دور و چه نزدیک است پ ن بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۰ ۱۲ ۰۷ ساعت 22 27 توسط الف کاف عشق ایرانی امروز روز ما ست روز مهرورزی و عشق بازی ست روزی که سالهای سال پدران پدرانمان زنان و دختران را بر تخت پادشاهی نشانده اند و زلالترین عشق ها را به پای آنان ریخته اند و بزرگ و عزیزشان شمرده اند امروز زنان و دختران ایران شایسته ترین موجوداتند برای عشق ورزیدن زنان و دخترانی که جز مهر نمی شناسند و جز عشق نمی بازند ایرانی عاشق است و عاشق می ماند و می داند که نیاکانش جز بذر مهر و دوستی ننشانده اند سپندارمذگان روز مهر آریایی فرخنده باد ایرانی باشیم نوشته شده در شنبه ۱۳۹۰ ۱۱ ۲۹ ساعت 12 53 توسط الف کاف دل آشوب حس غریبی دارم این روزها و پرم از تضادهای رنگ وا رنگ هم آرامم هم بی قرار هم شادم هم غمین هم صبورم و هم بی تاب و بیش از همه ی این ها دلتنگم روزها می گذرند و من فقط بی قرار می شوم و دلتنگ چیزی ست در من که فریاد می زند تمام وجودم را اما این بغض ِ در گلو نشسته در درون خفه ام می کند دلتنگم برای همه ی لحظه هایی که چه زود خاطره شدند و چه زود از من گذشتند تمام حس های تلخ و شیرین دنیا با من است و کامم طعم گَس ِ رخوت می دهد امروز پ ن دلم بس ناجوانمردانه تنگ است نوشته شده در شنبه ۱۳۹۰ ۱۱ ۲۲ ساعت 22 30 توسط الف کاف مي روم توفاني ست در من كه از نا كجا آبادهاي ذهن خسته ام نشأت مي گيرد و من را پُر مي كند ازهيچ هاي گنگ ِ تو در تو و مي بَرَد با خود تا مرز تشويش تا ويرانه ي نمي دانم ها و لبريز مي كند مرا از تمام حس هاي مشكوك و نا شناخته اي كه تا به حال شناخته ام توفاني كه گرد و غبارش بر روح و تنم مي ماند و با لجاجتي عميق به تمام روزنه هاي پوستم نفوذ مي كند غوغايي ست در من كه گويي ميل دارد از درون متلاشي ام كند و شايد من به اميد همين غوغاهاست كه زنده ام مي روم تا انتها و همين رفتن است كه مرا به آرامش سوق مي دهد پ ن1 جايي خوانده ام شايد هم شنيده ام كه وقتي صبر آدمي لبريز مي شود يعني پايان انتظار اينك صبر من لبريز است لبريز ِ لبريز ِ لبريز پ ن2 پناهم باش تا سنگيني غربت از شانه هايم فرو ريزد و ملال تنهايي از چشم هايم محمدرضا عبدالملكيان بعد نوشت از دوستان بسيار عزيز و ياران هميشه همراهم خواهش مي كنم در اين ماه پر از رحمت و زيبايي ماه ربيع الاول براي سلامتي دوست عزيزي به نام زهرا كه به علت بيماري قلبي در بيمارستان بستري ست دعا كنند باشد كه يزدان پاك سلامتي رو به اين عزيز برگردونه نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۰ ۱۱ ۰۳ ساعت 20 30 توسط الف کاف مطالب قدیمی تر پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی ست خانه پروفایل مدیر وبلاگ آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین مهر ۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ فروردین ۱۳۹۱ اسفند ۱۳۹۰ بهمن ۱۳۹۰ دی ۱۳۹۰ آذر ۱۳۹۰ آبان ۱۳۹۰ مهر ۱۳۹۰ شهریور ۱۳۹۰ مرداد ۱۳۹۰ تیر ۱۳۹۰ خرداد ۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ اسفند ۱۳۸۹ پیوندها دلشدگان تنها دختر حوا مرغ قفس خدا بانو سكوت كامل سمفوني سكوت اشك عشق ناگفته ها گرم دل دازاین نگین صداقت تنهايي و بي دردسري درد و دل شكوفه گيلاس دلتنگي هاي آدمي چکاوک یادش بخیر 302 blogfa com
|