Meta tags:
description= هزار و یک قصه و غصه جنون عاشقی تماشا داره بمیره اون که هست و حاشا داره;
Headings (most frequently used words):
داره, هزار, یک, قصه, غصه, جنون, عاشقی, تماشا, بمیره, اون, که, هست, حاشا, نقطه, به, خدا, میسپارمت, وصیت, بزبز, قندی, امروز, یکــ, روز, صورتیــ, زنـــــــدگی, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
شده (16), نوشته (14), ساعت (13), ۱۳۹۰ (12), توسط (12), دختری (12), سوی (12), دریا (12), شما (11), این (11), فقط (9), اما (9), بود (9), پشت (9), ۱۳۸۵ (8), ۱۳۸۹ (8), باز (8), است (7), خدا (7), درخت (7), دیگه (7), های (6), اگر (6), پسر (6), امروز (6), دختر (5), ۱۳۸۸ (5), خانه (5), کرد (5), بعد (5), روی (5), نمی (5), تنها (4), فروردین (4), ۱۳۸۶ (4), ۱۳۹۲ (4), زندگی (4), فصل (4), همه (4), انسان (4), کنید (4), خسته (4), قصه (4), جواب (4), نیست (4), مامان (4), گرگ (4), گرگه (4), خوب (3), اردیبهشت (3), خرداد (3), مرداد (3), شهریور (3), آبان (3), اسفند (3), بهمن (3), هستی (3), دیگر (3), درباره (3), وقتی (3), شوید (3), امید (3), داده (3), اول (3), دور (3), دانشگاه (3), حال (3), خیلی (3), روز (3), خودم (3), کردم (3), گفتم (3), باید (3), شعر (3), حبه (3), دوست (3), خوش (3), دارم (3), هست (3), نامه (3), همین (3), منگول (3), دارد (3), دهد (3), بزغاله (3), چیز (3), گاز (3), توست (3), خاطر (3), قبل (3), آقا (3), دادید (3), بلکه (3), برای (3), کنین (3), حتی (3), داره (3), گلو (3), سرم (3), نقطه (3), هاي (3), سخن (3), گويند (3), هوس (2), منتظر (2), عسل (2), شیرین (2), داداشم (2), خاله (2), تیر (2), آذر (2), مهر (2), ۱۳۹۱ (2), ۱۳۹۵ (2), ۱۳۹۸ (2), وبلاگ (2), وجودم (2), قطره (2), گردید (2), تمام (2), روزی (2), لحظه (2), بهتر (2), فصلهای (2), زیبایی (2), لبخندی (2), دیده (2), اید (2), زمستان (2), بهار (2), تابستان (2), پاییز (2), درختی (2), آنها (2), شان (2), کنند (2), شدم (2), شهر (2), هرزه (2), نپرس (2), میروم (2), گذشته (2), یهو (2), رسیده (2), بودم (2), اصلا (2), فکر (2), دنبال (2), باشم (2), میگم (2), حالمان (2), یاد (2), یادت (2), بزی (2), دست (2), باش (2), رسید (2), منگل (2), بازی (2), شنگول (2), جان (2), درصد (2), بابت (2), خودت (2), دیگران (2), حاضر (2), زند (2), اون (2), نازک (2), توی (2), گویند (2), نهایت (2), کردن (2), چند (2), وصیت (2), بزبز (2), قندی (2), بــای (2), نشم (2), برام (2), دعا (2), میخوام (2), خونه (2), امتحانات (2), نمیرم (2), برم (2), کــه (2), مــن (2), واسم (2), نظر (2), اسم (2), تورو (2), بخشیدمت (2), سپردمت (2), کاری (2), کرده (2), حتما (2), بخشش (2), لایق (2), حرف (2), هزار (2), غصه (2), blogfa, com, عشق, فـاطمـه, یادم, باشد, حرفی, نزنم, کسی, بربخورد, اتفاق, نفس, مهتاب, شبهای, دلتنگی, برگ, فائـــزه, توهمات, فرشاد, غزل, شاهد, رضوان, سمیه, خواهرم, مریم, پیوندها, آرشيو, ۱۳۸۷, پیشین, عناوین, آرشیو, پروفایل, مدیر, حسرتت, چشمانم, خیره, هجر, چشم, دریابم, ترسی, اندوهی, مرا, میابی, مطالب, قدیمی, راههای, سخت, پایداری, بالاخره, راه, میرسند, دشوارش, نبین, مبادا, بگذاری, درد, رنج, شادی, نابود, کند, مرد, گفت, درست, گفتید, نمیتوانید, براساس, قضاوت, زیرا, حاصل, انتها, نمایان, میشود, فصلها, آمده, رفته, باشند, تسلیم, شکوفایی, باروری, بالغی, پربار, میوه, زایش, چهارم, شکوفه, زیبا, باشکوهترین, صحنه, تابه, دیدم, سوم, پوشیده, جوانه, شکفتن, دوم, زشتی, خمیده, پیچیده, مردی, چهار, داشت, ترتیب, سراغ, گلابی, فرستاد, فاصله, روییده, دومی, سومی, چهارمی, کنار, رفتند, سپس, پدر, فراخواند, خواست, اساس, آنچه, بودند, توصیف, زنـــــــدگی, سوار, اتوبوس, غـــــــــــــــــــــزاله, تنهایی, چشمان, غرقه, سکوت, سرد, همخانه, نگاه, پناه, قهر, گندیده, اینم, شعری, قُل, قُلیـد, متوجه, نشدم, شروع, تموم, تکراری, همینطوری, گشتم, طبع, مدتها, اکثرا, احوال, پرسی, اونایی, میشناسم, خوریم, میخوریم, طبق, معمول, دنیای, غرق, چیزی, افتادم, یکــ, صورتیــ, منبع, دلســــرا, غزاله, شاید, بخندید, گریست, انگورکم, خوشگل, نمکم, کوچولو, داشتنی, جانم, خاطره, قشنگ, اولین, سالی, قبول, شدی, رفتی, برایم, نوشتی, نشست, ایوونش, نوشت, مادرش, همانجا, زیر, دمت, جیزغال, روحیه, حفظ, بدان, گرگها, شاخ, همیشه, ترسند, تویی, مراقب, برادرهای, چلفتی, گافهای, جواتی, ندهند, دیدی, شنگولی, خوردن, کار, دستت, بپر, دیواری, وپشت, تیک, تاک, ثانیه, مخفی, توام, نگرانی, هایی, گهگاه, استخراج, کنی, چاه, کشی, نرود, شغالی, اندیشد, اجاق, النگو, گوشواه, بوق, مرمری, پلی, استیشن, انبار, علوفه, دیگری, گوشت, مزه, شرط, تبصره, سوت, بپذیرد, ولی, چراغ, سبز, نشان, راننده, پایش, ترمز, یاس, منگولا, جونم, برادر, بزرگتر, دوتای, مراقبشان, مرسی, دفعه, وارد, قورت, رسیدم, شکمش, پاره, آزادتان, نیستم, قدیم, مدیم, اینجوری, صدایش, دستهایش, آردی, صورت, پاهایش, سفید, گول, خوردید, کردید, زمانه, عزیزم, اینقدر, اند, صدا, ادعای, بودن, ندارند, صاف, پوست, کنده, لطفاً, هستم, اینجایش, جای, ترس, ندارد, ترسم, آنقدر, باشید, دروازه, راحت, منت, التماس, حمله, نشوید, خودتان, داوطلبانه, open, door, شکم, افتخار, کردیم, سرمان, خراب, داشتم, رفتنم, چندتا, نکته, اندرز, داشته, هرچند, دانم, نسل, نسبت, هرگونه, پند, نصیحتی, آلرژی, زود, فیوز, پراند, تحمل, جانتان, بالا, آید, ناسلامتی, میرم, دقت, گوش, بدهید, منتشر, سلام, دوستای, مزاحمتون, مگه, خودشه, بیرونش, کنم, ببرمش, تعمیرگاه, نمیارمش, کامپیوترم, منفجر, بشه, وسوسه, بیام, وبلاگم, بزنم, آمدن, همانا, نرفتن, تعطیلات, تابستونه, سوال, نداره, اونجایی, میدونم, کجا, برگردم, همینجوری, بمونین, گــیــرم, بــاخــتــه, شــاه, شــطــرنــجــم, شــوخــی, نــیــســت, بــازی, بــیــرونــم, بــیــانــدازد, یــا, امــا, کــســی, جــرات, نــدارد, بــه, دســت, بــزنــد, دوستت, نباشی, پست, واسه, تشکر, مهربونم, گذاشتم, واقعا, الهی, قربونش, پذیرایی, الانم, جارو, برقی, کشه, چرا, دستش, نمیگیرم, بابا, منم, کلی, رقصیدیما, کمر, نمونده, مخصوصا, فریادای, هیچ, تعریفی, نداشتم, حالا, الان, عضوی, مونده, باشه, گذشت, تولدم, بــــــــود, غــــــــــــــــزاله, خبرش, بریدی, شکسته, زنده, شوق, پرواز, خبر, نداری, اینجا, خیلیا, دوسَم, دارن, اگه, اتفاقی, افتاد, بیت, وزن, قافیه, مشتی, کاغذ, میسپارمت, اجازه, خیال, راحتـــ, آینده, تمرکز, کنیـــ, بدون, اینکه, بجنگیـــ, سزاوار, آرامشم, میبخشم, انسانهای, قوی, دانند, چگونه, نظم, دهند, هستمـــ, همچنان, زمانی, اشک, چشمانشان, حلقه, مهم, میگن, اونی, میزنه, جاش, دقیقا, سرمه, انقدر, ارزشه, رومو, برگردونم, ببینم, میگه, خودتو, ناراحت, نکن, بشین, اوقات, فراغتت, زدن, مورد, جناب, عزیز, مطمئنا, منو, بیرون, اینترنت, میشناسه, بگم, فرد, ناشناس, مستعار, عجیبی, گذاشت, جمله, ختم, میشد, نمیدانی, سرت, حرفهایی, زنند, كوچك, ديگران, متوسط, وقایع, بزرگ, عقاید, يادش, بخير, جنون, عاشقی, تماشا, بمیره, حاشا,
Text of the page (random words):
هزار و یک قصه و غصه هزار و یک قصه و غصه جنون عاشقی تماشا داره بمیره اون که هست و حاشا داره يادش بخير نوشته شده در ۱۳۹۸ ۱۰ ۱۴ ساعت توسط دختری از آن سوی دریا نوشته شده در ۱۳۹۵ ۱۰ ۰۱ ساعت توسط دختری از آن سوی دریا نقطه انسان هاي بزرگ درباره ی عقاید سخن مي گويند انسان هاي متوسط درباره ی وقایع سخن مي گويند انسان هاي كوچك پشت سر ديگران سخن مي گويند یک فرد ناشناس با اسم مستعار نقطه نظر عجیبی برای من گذاشت که در نهایت به این جمله ختم میشد و نمیدانی که پشت سرت چه حرفهایی می زنند از همین جا به این دوست عزیز که مطمئنا منو بیرون از اینترنت میشناسه باید بگم اصلا برام مهم نیست که دیگران پشت سرم چی میگن اونی که پشت سرم حرف میزنه جاش دقیقا پشت سرمه پشت سرم و انقدر بی ارزشه که حتی لایق نیست من برای لحظه ای رومو برگردونم و ببینم چی میگه شما هم خودتو ناراحت نکن بشین اوقات فراغتت رو با حرف زدن در مورد من پر کن جناب نقطه نوشته شده در ۱۳۹۲ ۰۵ ۲۲ ساعت توسط دختری از آن سوی دریا انسانهای قوی می دانند چگونه به زندگی شان نظم دهند حتی زمانی که اشک در چشمانشان حلقه می زند همچنان با لبخندی روی لب می گویند من خوب هستمـــ نوشته شده در ۱۳۹۲ ۰۴ ۰۵ ساعت توسط دختری از آن سوی دریا میبخشم تو را نه به این خاطر که تو لایق بخشش هستی نه بلکه به این خاطر که من سزاوار آرامشم بخشش به تو اجازه می دهد که با خیال راحتـــ به روی آینده ات تمرکز کنیـــ بدون اینکه با گذشته ات بجنگیـــ نوشته شده در ۱۳۹۱ ۰۱ ۲۳ ساعت توسط دختری از آن سوی دریا به خدا میسپارمت باز هم من با مشتی کاغذ و چند بیت شعر بی وزن و قافیه تورو بخشیدمت اما به خدا سپردمت من اگه اتفاقی افتاد خدا کاری کرده حتما دل من شکسته اما زنده ام به شوق پرواز تو خبر نداری اینجا خیلیا دوسَم دارن باز تورو بخشیدمت اما به خدا سپردمت من خبرش رسید بریدی خدا کاری کرده حتما غــــــــــــــــزاله نوشته شده در ۱۳۹۰ ۱۲ ۲۴ ساعت توسط دختری از آن سوی دریا امروز تولدم بــــــــود خیلی خیلی خوش گذشت این پست رو فقط و فقط واسه تشکر از مامان مهربونم گذاشتم که امروز واقعا خسته شد الهی قربونش برم فقط در حال پذیرایی بود حتی الانم داره خونه رو جارو برقی می کشه چی چرا نمیرم از دستش نمیگیرم ای بابا منم خسته شدم خب کلی رقصیدیما کمر نمونده واسم دیگه مخصوصا گلو قبل از فریادای امروز هم از نظر گلو هیچ تعریفی نداشتم حالا یه درصد فکر کنین الان دیگه عضوی به اسم گلو واسم مونده باشه مامان دوستت دارم خسته نباشی نوشته شده در ۱۳۹۰ ۱۲ ۰۴ ساعت توسط دختری از آن سوی دریا گــیــرم کــه بــاخــتــه ام امــا کــســی جــرات نــدارد بــه مــن دســت بــزنــد یــا از بــازی بــیــرونــم بــیــانــدازد شــوخــی کــه نــیــســت مــن شــاه شــطــرنــجــم نوشته شده در ۱۳۹۰ ۱۰ ۲۷ ساعت توسط دختری از آن سوی دریا سلام به همه دوستای گل تا من برم و برگردم شما همینجوری گل بمونین کجا تعطیلات تابستونه این که دیگه سوال کردن نداره تا اونجایی که من میدونم فصل امتحانات رسیده دعا کنین کامپیوترم منفجر بشه تا وسوسه نشم بیام به وبلاگم سر بزنم آمدن همانا و نرفتن هم که مگه دست خودشه میخوام از خونه بیرونش کنم میخوام ببرمش تعمیرگاه تا بعد از امتحانات هم نمیرم نمیارمش خب دیگه مزاحمتون نشم برام دعا کنین بــای بــای نوشته شده در ۱۳۹۰ ۰۹ ۲۹ ساعت توسط دختری از آن سوی دریا وصیت بزبز قندی وصیت نامه منتشر شده بزبز قندی دوست داشتم قبل از رفتنم چندتا نکته و اندرز برای شما داشته باشم هرچند که می دانم نسل امروز نسبت به هرگونه پند و نصیحتی آلرژی دارد و زود فیوز می پراند اما خب با تحمل کردن این چند خط جانتان که بالا نمی آید ناسلامتی من دارم می میرم پس خوب و با دقت گوش بدهید 1 شنگول جان تو برادر بزرگتر آن دوتای دیگر هستی پس مراقبشان باش مرسی دفعه قبل که آقا گرگه وارد خانه شده بود و تو و منگول را قورت داده بود من رسیدم و شکمش را پاره کردم و آزادتان کردم اما از این به بعد من دیگر نیستم اون قدیم مدیم ها قصه اینجوری بود که آقا گرگه اول صدایش را نازک می کرد و در می زد شما پا نمی دادید بعد دستهایش را آردی می کرد شما پا نمی دادید بعد سر و صورت و پاهایش را سفید می کرد شما گول می خوردید و پا می دادید و در را باز می کردید اما توی این دور و زمانه عزیزم گرگ ها اینقدر پر رو شده اند که نه تنها صدا نازک نمی کنند بلکه ادعای مامان شما بودن را هم ندارند و صاف و پوست کنده می گویند که لطفاً در را باز کنید من گرگ هستم تا اینجایش که جای ترس ندارد اما من از این می ترسم که شما هم آنقدر بزغاله باشید که حاضر شوید در و دروازه را راحت به روی گرگ باز کنید و نه تنها منتظر منت و التماس و در نهایت حمله آقا گرگه نشوید بلکه خودتان داوطلبانه open door شوید و توی شکم گرگه افتخار کنید که ما اگر در را باز نمی کردیم خانه را روی سرمان خراب می کرد 2 منگول جان آی بزغاله با توام 75 درصد نگرانی من بابت تو است بابت منگل بازی هایی که گهگاه از خودت استخراج می کنی و دیگران را هم با خودت به ته چاه می کشی یادت نرود که هر گرگ و شغالی پشت در خانه هر بز و بزغاله ای فقط به یک چیز می اندیشد که آن یک چیز نه اجاق گاز توست نه النگو و گوشواه و بوق مرمری توست نه پلی استیشن و انبار علوفه توست و نه چیز دیگری جز تو و آن گوشت خوش مزه ات به همین خاطر تا وقتی پشت در هست حاضر است هر شرط و تبصره و if تو را سه سوت بپذیرد ولی وقتی در باز شد و چراغ سبز نشان داده شد هر راننده ای پایش را از روی ترمز بر می دارد و گاز می دهد و گاز می زند یاس منگولا جونم 3 حبه انگورکم خوشگل و با نمکم دختر کوچولو و دوست داشتنی ام حبه جانم من از تو فقط خاطره های خوش و قشنگ به یاد دارم یادت هست اولین سالی که دانشگاه قبول شدی و رفتی برایم نامه نوشتی بزی نشست رو ایوونش نامه نوشت به مادرش من همانجا زیر لب گفتم ای ول حبه دمت جیزغال همین روحیه ات را حفظ کن و بدان گرگها از شاخ تو همیشه می ترسند امید مامان بزی تویی مراقب برادرهای دست و پا چلفتی ات هم باش که گافهای جواتی ندهند و اگر روزی رسید که دیدی منگل بازی های منگول و آب شنگولی خوردن های شنگول دارد کار دستت می دهد باز هم بپر پشت ساعت دیواری وپشت تیک و تاک ثانیه ها مخفی شو غزاله شاید بخندید اما باید گریست منبع دلســــرا نوشته شده در ۱۳۹۰ ۰۹ ۲۷ ساعت توسط دختری از آن سوی دریا امروز یکــ روز صورتیــ سوار اتوبوس دانشگاه شدم طبق معمول تو دنیای خودم غرق بودم که یاد یه چیزی افتادم اکثرا در جواب احوال پرسی اونایی که میشناسم میگم حالمان بد نیست غم کم می خوریم کم که نه هر روز کم کم میخوریم یا فقط میگم حالمان بد نیست با خودم فکر کردم و گفتم این جواب دیگه تکراری شده باید دنبال یه جواب دیگه باشم همینطوری دنبال یه جواب می گشتم که یهو طبع شعر خودم گل کرد و بعد از مدتها شعر گفتم اصلا متوجه نشدم کی شروع شد کی تموم شد دیگه رسیده بودم دانشگاه اینم شعری که یهو قُل قُلیـد از حال من نپرس گندیده شهر ما خیلی گذشته است از روز قهر ما من بی کس و خدا تنها پناه من همخانه هرزه است دور از نگاه من با یک سکوت سرد از قصه میروم او غرقه در هوس من خسته میروم از حال من نپرس چشمان من تر است در شهر هرزه ها تنهایی بهتر است غـــــــــــــــــــــزاله نوشته شده در ۱۳۹۰ ۰۹ ۲۱ ساعت توسط دختری از آن سوی دریا زنـــــــدگی مردی چهار پسر داشت آنها را به ترتیب به سراغ درخت گلابی ای فرستاد که در فاصله ای دور از خانه شان روییده بود پسر اول در زمستان دومی در بهار سومی در تابستان و چهارمی در پاییز به کنار درخت رفتند سپس پدر همه را فراخواند و از آنها خواست که بر اساس آنچه دیده بودند درخت را توصیف کنند پسر اول درخت زشتی بود خمیده و در هم پیچیده پسر دوم درختی پوشیده از جوانه بود و پر از امید شکفتن پسر سوم درختی پر از شکوفه های زیبا باشکوهترین صحنه ای بود که تابه امروز دیدم پسر چهارم درخت بالغی بود پربار از میوه ها پر از زندگی و زایش مرد لبخندی زد و گفت همه شما درست گفتید اما هر یک از شما فقط یک فصل از زندگی درخت را دیده اید شما نمیتوانید درباره یک درخت یا یک انسان براساس یک فصل قضاوت کنید زیرا حاصل فقط در انتها نمایان میشود وقتی همه فصلها آمده و رفته باشند اگر در زمستان تسلیم شوید امید شکوفایی بهار زیبایی تابستان و باروری پاییز را از کف داده اید مبادا بگذاری درد و رنج یک فصل زیبایی و شادی تمام فصلهای دیگر را نابود کند زندگی را فقط با فصلهای دشوارش نبین در راههای سخت پایداری کن لحظه های بهتر بالاخره از راه میرسند نوشته شده در ۱۳۹۰ ۰۹ ۱۸ ساعت توسط دختری از آن سوی دریا مطالب قدیمی تر اگر در حسرتت چشمانم به در خیره شد اگر وجودم در هجر تو قطره قطره آب گردید و اگر تمام وجودم چشم گردید تا تو را دریابم چه ترسی بر من است و چه اندوهی که تو خدا هستی و مرا روزی در میابی خانه پروفایل مدیر وبلاگ آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین دی ۱۳۹۸ دی ۱۳۹۵ مرداد ۱۳۹۲ تیر ۱۳۹۲ فروردین ۱۳۹۱ اسفند ۱۳۹۰ دی ۱۳۹۰ آذر ۱۳۹۰ آبان ۱۳۹۰ مهر ۱۳۹۰ بهمن ۱۳۸۹ دی ۱۳۸۹ آبان ۱۳۸۹ مهر ۱۳۸۹ مرداد ۱۳۸۹ خرداد ۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۳۸۹ فروردین ۱۳۸۹ اسفند ۱۳۸۸ بهمن ۱۳۸۸ دی ۱۳۸۸ آذر ۱۳۸۸ شهریور ۱۳۸۸ شهریور ۱۳۸۷ بهمن ۱۳۸۶ خرداد ۱۳۸۶ اردیبهشت ۱۳۸۶ فروردین ۱۳۸۶ اسفند ۱۳۸۵ آبان ۱۳۸۵ شهریور ۱۳۸۵ مرداد ۱۳۸۵ تیر ۱۳۸۵ خرداد ۱۳۸۵ اردیبهشت ۱۳۸۵ فروردین ۱۳۸۵ آرشيو پیوندها خواهرم مریم دختر خاله ام عسل دختر خاله ام شیرین زن داداشم سمیه زن داداشم رضوان شاهد فرشاد عسل شیرین غزل دختر تنها توهمات یک دختر فائـــزه رز برگ مهتاب شبهای دلتنگی من نفس منتظر یک اتفاق خوب یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بربخورد فـاطمـه عشق یا هوس blogfa com
|