Meta tags:
description= دل ناله های هر از گاهی حرف های دلی تنگ از دست روزگار;
Headings (most frequently used words):
می, که, از, خواهم, های, این, من, را, هر, بای, با, ماه, چای, شیرین, حسرت, یا, اما, گل, بکشم, عشق, بشوم, دل, ناله, گاهی, حرف, دلی, تنگ, دست, روزگار, سلام, اندر, احوالات, روزها, زمستان, نباشم, باید, گفت, مـــــحـــــرم, شد, زیر, آسمان, پر, غم, پاییــــــــــــز, شبهای, نذول, رحمت, توست, اِستوری, مِیکِر, مَن, راه, افتاده, بشکسته, پــــا, میم, مثل, مادر, شیر, نســـــــــ, کافه, در, رفت, آمد, بوی, عیدی, محول, الاحول, الاحوال, بهار, رسد, نشانش, نیست, آسمانی, آبی, هروقت, دوست, داشتم, باران, هم, ببارد, برف, باد, خورشید, دوستانی, باشند, پُر, همبستگی, امید, دراین, سال, جدید, کمی, جدٌی, باشم, نکنم, شوخی, کاکتوسی, دگر, دگرگون, یک, آدم, سالی, همه, داشتنش, بخورند, تو, اگر, نیز, همین, خواهی, قلمو, بردار, شروع, کن, به, نقاشی, نوشته, پیشین, آرشیو, موضوعی, برچسب, ها, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
شده (37), ۱۳۹۲ (34), نوشته (33), ساعت (30), توسط (30), mahdyar (30), است (20), های (16), این (16), همه (13), بود (13), ۱۳۹۱ (12), شاید (12), دلم (11), راه (11), شنبه (10), دیگر (10), دست (9), روز (9), شیرین (9), شهریور (9), فروردین (9), خود (9), نیست (9), همین (9), خداحافظ (9), ۱۳۹۳ (8), تنها (8), مرا (8), نمی (7), شود (7), زندگی (7), پشت (7), دارم (7), عشق (6), تلخ (6), ناله (6), دارد (6), تنگ (6), بیست (6), باید (6), کردم (6), جمعه (6), خواهم (6), همیشه (6), کرد (6), دوشنبه (6), کسی (6), روزی (6), هنوز (6), باشد (6), مادر (5), برچسب (5), مرداد (5), آبان (5), اسفند (5), باران (5), اما (5), چهارشنبه (5), یاد (5), مثل (5), خودم (5), حالا (5), آنقدر (5), شدم (5), کرده (5), ایم (5), هیچ (5), ماه (4), نیمه (4), روزهای (4), رفت (4), دوست (4), مهر (4), اردیبهشت (4), خانه (4), هستم (4), رفته (4), برگ (4), جان (4), کمی (4), دگر (4), دگرگون (4), درست (4), چای (4), افتادم (4), کنی (4), ندارد (4), ولی (4), باز (4), دور (4), تمام (4), تازه (4), ساده (4), کوچک (4), روزها (4), کنم (4), هوای (4), رنگ (4), خسته (4), آرام (4), بروم (4), قهوه (3), نوشتن (3), پاییز (3), واژه (3), خرداد (3), تیر (3), آذر (3), گفته (3), کسي (3), افتاده (3), حسرت (3), آسمان (3), چرا (3), مرگ (3), سبز (3), خریده (3), آور (3), زمستان (3), خزان (3), برف (3), بهار (3), خوش (3), شروع (3), آمد (3), یکشنبه (3), آمدم (3), نوزدهم (3), ثانیه (3), دوستت (3), صبح (3), گویند (3), طول (3), مان (3), گرانی (3), شایدم (3), آنکه (3), بودم (3), وقتی (3), رفتم (3), سیگار (3), کیوسک (3), چشم (3), داستان (3), اند (3), ماجرا (3), نگاهت (3), برایت (3), وقت (3), نهم (3), حرف (3), فریب (3), زنده (3), پاییزی (3), گاهی (3), چیز (3), روی (3), خون (2), ناگفته (2), قلم (2), بوی (2), برای (2), خیال (2), خیس (2), بازگشت (2), سید (2), علیرضا (2), ذاکری (2), نشسته (2), آرشیو (2), وبلاگ (2), شبم (2), تار (2), هوا (2), تلنبار (2), خواهد (2), اندکي (2), ببارد (2), جدايي (2), مهدیار (2), دوم (2), فصل (2), کوله (2), بگذاشتم (2), رسد (2), حال (2), محول (2), کجاست (2), دلخوشی (2), بکشم (2), داشتم (2), خورشید (2), پُر (2), بشوم (2), خواهی (2), دهم (2), شانزدهم (2), رفتن (2), کنار (2), آمدی (2), نیامدم (2), امروز (2), کودکی (2), کند (2), چشمان (2), فرهاد (2), شیر (2), کافه (2), میم (2), پنهان (2), سیزدهم (2), دروغ (2), یادم (2), محله (2), دستی (2), عرض (2), همینطور (2), فروخت (2), جمع (2), بازار (2), نباشم (2), خودمان (2), کنیم (2), حادثه (2), بارانی (2), غنچه (2), کام (2), سرشان (2), کوچه (2), بزرگ (2), جفت (2), هست (2), اَخیرن (2), نویس (2), شاعری (2), سطر (2), دوستان (2), کاش (2), قدم (2), پیاده (2), گذاشتم (2), پیچ (2), خورده (2), درد (2), داریم (2), سرت (2), شعر (2), آری (2), کجا (2), حوصله (2), هنگام (2), حفظ (2), چقدر (2), فاصله (2), پنجشنبه (2), رمضان (2), فقط (2), نگا (2), رحمت (2), صدا (2), دلدار (2), تورا (2), لحظه (2), یکی (2), غروب (2), آلود (2), نیامده (2), خاک (2), ترسم (2), دوازدهم (2), گوید (2), عزیزی (2), حکایت (2), انسان (2), مردن (2), انگار (2), هفتم (2), خودش (2), نسیم (2), بیستم (2), کنارم (2), مادرم (2), دیگری (2), بگیرند (2), چهارم (2), طلایی (2), بری (2), بای (2), روم (2), blogfa, com, دلِ, کلبه, تنهایی, دلتنــــــــگ, همیشـــــــــــه, حرفای, دوس, میشی, دستان, قلبم, فانوس, خاموش, پاتوق, مهربون, کتان, سوخته, آید, تایپیستِ, چتر, ابــــــــــســــــــوردیـــــــــتــــــــه, بیرق, پیوندها, نرگس, دیدن, حصار, داشتن, یلدا, شعرهای, موضوعی, بهمن, پیشین, عناوین, پست, الکترونیک, پروفایل, مدیر, صدها, تورات, خواند, انجيل, قرآن, بيگانه, وار, چنين, گويم, اين, کارزار, شرجي, امشب, بسازد, ابرها, گريه, آرد, خالي, شايد, ازين, انبوه, اندوه, پروردگار, آري, زمين, جاي, قشنگي, نيست, خداوند, مطالب, قدیمی, رود, انتهای, ایستگاه, درددل, امتداد, پگاه, کلاه, لبش, خنده, آخر, برا, سبزینه, درخت, سالها, اشک, سرمای, سرسام, بسی, جوانمردیست, طبیعت, نوبهاران, زده, چقد, حرفی, اکنون, زبان, سرخ, جاریست, تنم, پوشیده, رخت, زمستانیست, عریانیست, بارم, پُراز, سردی, نشانش, نوروزتون, برس, الاحوالم, کرانه, بالم, بهانه, درارد, ناخوشی, الاحول, الاحوال, آسمانی, آبی, هروقت, باد, دوستانی, باشند, همبستگی, امید, دراین, سال, جدید, جدٌی, باشم, نکنم, شوخی, کاکتوسی, آدم, سالی, داشتنش, بخورند, اگر, نیز, قلمو, بردار, نقاشی, عیدی, بگویم, گرو, خاطره, هاست, آدمها, آیند, بروند, نیامدی, خاصرات, عمق, قلب, دیار, روند, برگردند, هجدهم, برایمان, پدر, همان, ندیدیم, برایش, ملتمسش, مادرش, دوزد, بیشتر, شبیه, کودک, ناشتایست, قرار, حالم, وسط, اتوبان, برم, نبود, شیرینش, نکردم, نســـــــــ, یازدهم, داند, اندازه, حرفهایی, داریو, توانی, بزنی, رنانگی, احساس, مادرانه, دردی, ویلچری, پنچر, هوس, دعواها, ارزید, مخصوصن, آنهایی, بندشان, کمرت, چرخد, کفشهای, بندی, بدم, دعوای, اساسی, بندهای, کفش, انداختم, زمان, مال, اول, هرچه, اشتیاق, برگردم, ساکم, بندم, نرو, شان, آخرین, باری, دیدم, عرضش, کدخدا, چند, بار, حتی, بغل, مردمانش, انتها, اتاقم, بشکسته, پــــا, هشتم, اینگونه, پول, پدرش, جوانکی, لباسِ, پیرزنی, ژنده, پوش, کلاف, نخی, خریداران, برسم, بافتم, بازنده, اسیر, کارخانه, ریسندگی, سرنوشت, میداریم, احساسمان, آنوقت, فهمیدم, بفروشیم, درکم, سیگارم, آنهم, سرد, تابستان, مرد, بخواهم, لبم, بهاری, خطم, نشده, ناگهانی, داده, بارید, سردم, رسید, ابری, میتوانستم, بگیرم, تلفن, همیشگی, جیب, کار, شدند, گوشم, رسیدم, تشنه, سکه, قُلٌکم, ریسه, رفتند, لامپ, دخترکانِ, تعطیل, لباس, فرمِ, اوایل, چهارراه, ختم, کشیدند, شوند, کفشِ, عید, کفشی, پایم, نصفه, خامی, ایامِ, گذرکرده, پانزدهم, بینید, عجیب, شستم, بابا, نگرفته, فکر, چراغ, دادن, گرفتن, ایهام, قبلی, طرفش, طرف, دیگرش, دبستانی, پای, مدرسه, شکست, خیلی, صاف, کمر, رسیم, داستانی, کشید, پشتت, دوبیت, میخواند, قدیم, بابایی, رسیدی, نشستم, ببین, اولم, بچه, هنر, سینما, گذشته, جالب, هـِـــی, خــسته, ایــــــــم, کاری, نداریم, شدن, تری, زور, خوردمان, دادند, دبستانمان, بخیر, شلوغ, شدیم, گرفته, 2بیت, کردن, رمان, عاشقانه, اِستوری, مِیکِر, مَن, سوم, مگیر, خدا, دارایی, خوشم, هرجا, طور, صدایت, بزنم, توانم, اینکه, دورترین, نقطه, نگاه, نگاهم, آرامم, توست, خدایا, داری, دانمت, کوی, خوردن, صاحب, گنج, دوران, خریدی, همی, میشدم, شامل, لطف, یاران, میخریدم, اعجاز, نداشتم, لااقل, آبرو, کاسه, فرق, باریدن, درگیرم, آنچنان, حرفِ, گفتن, شبهای, نذول, یکم, شبی, مانده, آمدنش, داغ, دار, رسیدنت, نکن, بگذار, آمدنت, شکوفا, رسیده, پایان, انتظار, پیر, صبحگاه, توام, ترنم, گرفتگی, گلها, نگو, زیسته, قطره, مگر, دانی, آمده, ببری, گرد, چکار, پاییــــــــــــز, آغوش, دلپذبرت, آبستن, ناگوارتر, طوفان, اندیمشک, راستش, بخواهی, اخوان, ثالث, باور, راست, چندان, مفصل, اصلا, ماجرایی, گمان, چون, گرامی, چها, نهایت, گویی, هرگز, غمگین, حدیث, رنج, غربت, آغازی, انجامی, گمانم, دنیا, فلانی, لجظه, مراد, خویش, دیده, توان, ماندن, برادر, مهمانی, تاریک, برده, آنفدر, فروغ, شنیدم, فرهادم, بیستون, برگشته, هجوم, نگفتن, سیلاب, گرفتار, بوسه, غلضت, بیشتری, کارشناسان, آورد, چرت, سودا, بنشستی, دلش, زمزمه, شاعر, رفتی, خبر, آمندت, گرفتد, نداند, بودی, نتها, نباشد, نبیند, نیافتد, دلگیر, چشمانم, فروغم, نگفتی, چگونه, نشستی, ششم, آشوب, آرامت, دلواپسی, زیر, حســـین, کردنت, گذاری, چبز, تغییرات, آنچنانت, شگرف, نواخت, نوسان, مـــــحـــــرم, آاااااااااااااای, زمینیان, بتوانم, هستی, آغاز, بدوم, بِرَهَم, نشناسد, سرزمینی, نشناسم, راهی, سرزمین, کنند, هرجه, بشناسم, آنجایی, هویتم, گفت, غریبگونه, ترین, وادی, سامان, سامانی, ندیدم, روح, انگیز, ِملال, ِخسته, خونین, ِتنها, چَمدان, خاطراتم, منزل, افق, گره, حورده, قرص, ریزی, دلربای, نهان, سیل, غارتگر, مجموعه, نیامدنی, امّید, طلوعش, پیداست, ریشه, بدرارید, آآآآی, ارتش, مست, السلام, علیک, فاطمه, الزهرا, تنهاست, بهاران, نزدیک, گرم, رسیدن, چهار, نعل, میدوم, همچنان, سرپا, اکثرا, اندر, احوالات, واما, سلام, خاطرات, ایام, کاغذ, میان, میگذارم, نویسم, کمتر, دلی, روزگار,
Text of the page (random words):
دل ناله های هر از گاهی دل ناله های هر از گاهی حرف های دلی تنگ از دست روزگار این روزها کمتر وقت به نوشتن می کنم اما می نویسم روزی خاطرات این ایام را با کاغذ قلم در میان میگذارم روزی نوشته شده در جمعه دوازدهم دی ۱۳۹۳ ساعت 23 25 توسط mahdyar سلام واما دوستان پاییزی دگر در راه است نوشته شده در دوشنبه دهم شهریور ۱۳۹۳ ساعت 16 40 توسط mahdyar اندر احوالات این روزها پیاده اکثرا خسته ولی همچنان سرپا میدوم راه می روم فقط می روم چهار نعل لحظه ی گرم رسیدن نزدیک است م نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۹۳ ساعت 11 25 توسط mahdyar بهاران خوش مادرم تنهاست باید بروم السلام علیک یا فاطمه الزهرا س نوشته شده در سه شنبه نوزدهم فروردین ۱۳۹۳ ساعت 16 45 توسط mahdyar زمستان بای بای آآآآی ای ارتش مست ریشه ها را بدرارید از خاک صبح امّید طلوعش پیداست از مجموعه بهار نیامدنی م نوشته شده در سه شنبه بیستم اسفند ۱۳۹۲ ساعت 22 17 توسط mahdyar خزان ِ روح انگیز ِملال آور خداحافظ نهان پشت نگاهت سیل غارتگر خداحافظ خداحافظ نسیم دلربای صبح پاییزی خداحافظ غروب جمعه های رنگ ریزی خداحافظ افق های گره حورده به قرص ماه خداحافظ طلایی رنگ ای خورشید ِ پنهان ِ پس ِ یک آه نه تنها می روی تنها که با خود می بری این نیمه جان خسته منزل را نه تنها می روی تنها که با خود می بری چَمدان ِ خیس خاطراتم را خداحافظ خداحافظ خزان ِخسته ی خونین دل ِتنها خداحافظ طلایی رنگ نه تنها می روی تنها نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی ۱۳۹۲ ساعت 9 18 توسط mahdyar برگ برگ این روز های رفته را رفتم آمدم سامانی ندیدم سا مان سامان غریبگونه ترین واژه در این وادی نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۲ ساعت 20 47 توسط mahdyar من می خواهم نباشم با که باید گفت دلم می خواهد بروم بروم به آنجایی که هویتم را از من بگیرند بگیرند هرجه دارم را و مرا بی آنکه خود را بشناسم راهی سرزمین دیگری کنند سرزمینی که هیچ کس را نشناسم هیچ کس هم مرا نشناسد بروم بدوم بِرَهَم تا شاید بتوانم هستی دیگری آغاز کنم آاااااااااااااای زمینیان خسته ام م نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۲ ساعت 9 46 توسط mahdyar مـــــحـــــرم شد همه چیز مثل همیشه است همیشه همه چیز مثل همیشه است همینطور یک نواخت شایدم در نوسان ولی تغییرات آنچنانت شگرف نیست تا وقتی که قدم می گذاری و همه چبز را دگرگون می کنی دگرگون می کنی همه چیز را و دگرگون کردنت را مثل شیر مادرم دوست دارم دوستت دارم دوستت دارم حســـین ع م نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 16 30 توسط mahdyar زیر این آسمان پر از غم در هوای دلواپسی گاهی خیال کسی آرامت می کند که همیشه برایت آشوب به پا کرده م نوشته شده در دوشنبه ششم آبان ۱۳۹۲ ساعت 9 9 توسط mahdyar آرام آرام آرام آمدی کنارم نشستی و نگفتی که چگونه بی تو سر کردم تمام روزهای بی فروغم را آنقدر دلگیر بودم از تو که چشمانم را در خانه گذاشتم تا نیافتد بر تو تا نبیند غم خود را تا نداند که تو بودی که دلم نتها نباشد تو که رفتی همه از من خبر آمندت را می گرفتد همه جا زمزمه ی شاعر پاییزی بود که دلش را گم کرد که خودش را گم کرد و تو حالا به کنارم ز چه سودا بنشستی دارم چرت می گم م نوشته شده در شنبه بیستم مهر ۱۳۹۲ ساعت 9 17 توسط mahdyar نسیم دارد آرام تورا با خودش می آورد کارشناسان گفته اند بوسه در هوای مه آلود غلضت بیشتری دارد م نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 16 57 توسط mahdyar آنقدر حرف بر دلم تلنبار شده که از هجوم نگفتن به سیلاب گرفتار شدم آنقدر خسته ام که انگار فرهادم و از بیستون برگشته ام که شنیدم شیرین آنفدر بی فروغ که انگار رنگ ها را به مهمانی تاریک برده اند های برادر مرا نه جان زنده ماندن هست نه توان مردن من زنده زنده مردن مراد خویش را دیده ام همین لجظه م نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 16 52 توسط mahdyar هی فلانی زندگی شاید همین باشد یک فریب ساده و کوچک آن هم از دست عزیزی که تو دنیا را جز برای او و جز با او نمی خواهی من گمانم زندگی باید همین باشد هر حکایت دارد آغازی و انجامی جز حدیث رنج انسان غربت انسان آه گویی هرگز این غمگین حکایت را هر چها باشد نهایت نیست زندگی شاید همین باشد یک فریب ساده کوچک آن هم از دست عزیزی که برایت هیچ کس چون او گرامی نیست بی گمان باید همین باشد ماجرا چندان مفصل نیست اصلا ماجرایی نیست راست می گوید که می گوید یک فریب ساده کوچک من که باور کرده ام باید همین باشد اخوان ثالث نوشته شده در سه شنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 20 11 توسط mahdyar پاییز راستش را بخواهی دیگر می ترسم دیگر می ترسم که باز آغوش دلپذبرت آبستن حادثه ای ناگوارتر از طوفان اندیمشک شود نوشته شده در شنبه نهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 20 40 توسط mahdyar پاییــــــــــــز من چکار کرده ای پاییز باز نیامده گرد و خاک کرده ای که هنوز نیامده آمده ای دل ببری مگر نمی دانی باران همه ی زندگی من است من زیسته ام تمام ثانیه های زندگی قطره را با من از ترنم مه گرفتگی گلها نگو که من خود مه آلود پیر صبحگاه توام حالا که روزها را یکی یکی غروب کردم و رسیده ام به پایان انتظار بگذار آمدنت به وقت غنچه خود شکوفا شود مرا داغ دار لحظه های رسیدنت نکن نیمه شبی بارانی در حال و هوای 30 روز مانده به آمدنش م نوشته شده در جمعه یکم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 22 12 توسط mahdyar شبهای نذول رحمت درگیرم آنچنان به خودم که حرف حرفِ گفتن نیست یک جفت چشم یا دو کاسه ی خون چه فرق وقتی که هوا هوای باریدن نیست چشم کاش نداشتم یا لااقل کمی آبرو داشتم که تا میخریدم کمی از تو اعجاز باران که شاید همی میشدم شامل لطف یاران و یا شایدم می خریدی تو من را آه دگر می شدم صاحب گنج دوران خدایا سرت را کمی تنگ آور مرا هم نگا کن دلم تنگ تنگ است شب رحمت است مرا هم صدا کن تو دلدار داری یا نه نمی دانمت ولی کوی ما دست رد خوردن از دست دلدار مرگ است تورا جان من مرا هم نگا کن مرا هم صدا کن م رمضان 91 نوشته شده در چهارشنبه نهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 20 26 توسط mahdyar این ماه ماه توست در دل هنوز یاد تو آرامم دارد در دورترین نقطه ی فاصله از تو نگاه نمی کنم که نگاهم می کنی یا نه من فقط به اینکه هنوز می توانم نگاهت کنم و هرجا و هر طور که می خواهم صدایت بزنم دل خوشم این دلخوشی را از من مگیر خدا که تنها دارایی من است رمضان خوش م نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 14 1 توسط mahdyar اِستوری مِیکِر مَن d می بینید اَخیرن دیگر داستان نویس شده ام یک رمان عاشقانه هم نوشته ام که همین روزها تمام می شود آری شاعری دیگر بازار ندارد دیگر کسی حوصله ی 2بیت شعر حفظ کردن را ندارد آه کودکی چقدر فاصله گرفته ایم از تو چقدر شلوغ شدیم بی هنگام یاد دبستانمان بخیر چه حفظ کنیم ها که به زور به خوردمان می دادند و چه بزرگ شدن بی هنگام تری هی وقت هیچ کاری را نداریم هـِـــی خــسته ایــــــــم جالب است بچه های کافه هنر هم دیگر حوصله ی سینما از سرشان گذشته خودم ببین سطر های اولم کجا بود و حالا خودم کجا به گل نشستم آری قدیم تر ها تا به یه بابایی می رسیدی دوبیت شعر برایت میخواند یک چپ چپ کوچک نگاهت می کرد می رفت شاید دستی به سرت می کشید یا به پشتت می زد حالا همه داستانی شده ایم تا به هم می رسیم داستان داریم ماجرا پشت ماجرا یا کمر درد داریم یا دل درد هیچ کسی دیگر صاف و ساده نیست ب س که پیچ خورده ایم پیچ خورده ایم و دیگر خیلی از خودمان دور شده ایم ای کاش پای مدرسه ام می شکست و قدم بر پیاده رو عشق نمی گذاشتم ایهام سطر قبلی یک طرفش خودم هستم و طرف دیگرش دوستان دبستانی ام که هنوز آب و بابا یاد نگرفته فکر چراغ سبز دادن و گرفتن اند همین است که دست از شاعری شستم و نشسته ام به نوشتن اَخیرن عجیب داستان نویس شده ام م نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۲ ساعت 1 57 توسط mahdyar ز راه افتاده روزی که راه افتادم را درست یادم هست کوله ای نصفه نیمه از خامی ایامِ گذرکرده جمع کردم و یک جفت کفشِ تازه خریده ی عید و کفشی که پایم بود از مهر راه که افتادم همه سیگار می کشیدند که بزرگ شوند اوایل از کوچه پس کوچه شروع و به چهارراه ختم دخترکانِ تازه تعطیل با لباس فرمِ یک دست ریسه می رفتند و من لامپ به دست پشت سرشان آنقدر رفتم که رسیدم به کیوسک های تشنه ی سکه های قُلٌکم کیوسک ها که کار تی شدند چشم و گوشم باز شده بود سیگار را همیشگی کرده بودم و کیوسک را در جیب دگر وقتی که راه می رفتم هم میتوانستم یک کام از سیگار بگیرم و یک کام پشت تلفن کم کم آسمان ابری شد روزهای سردم از راه رسید تازه غنچه داده بودم که برف بارید هنوز دم خطم پُر نشده بود که بارانی ناگهانی پشت لبم را در حادثه ی بهاری تلخ سبز کرد مرد شدم بی آنکه بخواهم سرد شدم با آنکه تابستان شده بود و هنوز تنها کسی که درکم می کرد سیگارم بود که آنهم خود را به گرانی فروخت تازه آنوقت بود که فهمیدم زندگی را شروع می کنیم تا بفروشیم روزی خودمان را روزی احساسمان را و شایدم روزی کسی را که دوست میداریم به گرانی سرنوشت اسیر گرانی شدم و در یک کارخانه ریسندگی شب و روز بافتم تا بازنده نباشم و حالا آنقدر جمع کردم تا به بازار خریداران برسم اما او خود را به کلاف نخی فروخت که جوانکی در لباسِ پیرزنی ژنده پوش با پول پدرش از من خریده بود اینگونه بود که از راه افتادم م نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 19 36 توسط mahdyar بشکسته پــــا طول و عرض اتاقم کم است طول و عرض خانه مان هم همینطور محله مان و حتی محله بغل دستی که مردمانش می گویند انتها ندارد دروغ می گویند من خودم چند بار دور از چشمان کدخدا طول و عرضش را تمام کردم یادم است آخرین باری که فرهاد را دیدم او هم گفته بود نرو همه شان دروغ می گویند دارم ساکم را می بندم می خواهم برگردم خانه هرچه اشتیاق بود مال روزهای اول بود آن زمان که هر روز صبح یک دعوای اساسی با این بندهای کفش راه می انداختم همیشه از کفشهای بندی بدم می آمد مخصوصن آنهایی که بندشان سه دور دور ِ کمرت می چرخد ولی خب باز آن دعواها می ارزید به این ویلچری که هر روز یا پنچر است یا هوس راه رفتن ندارد م نوشته شده در جمعه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 20 14 توسط mahdyar میم مثل مادر چه کسی می داند که چه دردی دارد همه ی احساس مادرانه ات را پشت رنانگی ات پنهان کنی مادر دوستت دارم به اندازه همه ی حرفهایی که داریو نمی توانی بزنی م برچسب ها روز مادر میم مثل مادر نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 13 24 توسط mahdyar شیر نســـــــــ کافه شیرین نبود یاد فرهاد افتادم شیرینش نکردم م نوشته شده در دوشنبه نوزدهم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 0 37 توسط mahdyar چای و شیرین درست در وسط اتوبان ثانیه های تلخ به سر می برم حالم بیشتر شبیه به کودک ناشتایست که بی قرار چشمان ملتمسش را به مادرش می دوزد که شاید چای شیرین برایش درست کند م برچسب ها چای شیرین ثانیه های تلخ دل ناله نوشته شده در دوشنبه نوزدهم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 0 29 توسط mahdyar در حسرت چای شیرین شیرین ما که ندیدیم از همان کودکی پدر همیشه برایمان قهوه درست می کرد م برچسب ها شیرین تلخ قهوه دل ناله نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 23 24 توسط mahdyar رفت یا آمد آدمها می آیند که بروند یا می روند که برگردند امروز رفته ای شاید نیامدم شاید هم آمدم تو از دیار من من در یاد تو امروز رفته ای از خاصرات من از عمق قلب من شاید نیامدم شاید هم آمدم شاید نیامدی شاید هم آمدی دیگر کنار تو دیگر کنار من یکشنبه ی رفتن م برچسب ها رفت یا آمد دل ناله بازگشت نوشته شده در جمعه شانزدهم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 13 0 توسط mahdyar چه بگویم که دلم در گرو خاطره هاست نوشته شده در شنبه دهم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 13 33 توسط mahdyar بوی عیدی می خواهم آسمانی آبی بکشم اما هروقت که دوست داشتم باران هم ببارد برف و باد و خورشید دوستانی باشند پُر از همبستگی و عشق و امید می خواهم که دراین سال جدید کمی جدٌی باشم نکنم شوخی با هر گل کاکتوسی من دگر می خواهم که دگرگون بشوم بشوم یک آدم بکشم سالی را که همه حسرت داشتنش را بخورند تو اگر نیز همین می خواهی قلمو را بردار و شروع کن به نقاشی عشق نوشته شده در جمعه دوم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 12 3 توسط mahdyar یا محول الاحول و الاحوال بهار می رسد اما کجاست دلخوشی ام کجاست یک بهانه تا درارد ز ناخوشی ام در این کرانه افتاده بی پر و بالم برس به حال دلم ای محول الاحوالم نوروزتون خوش نوشته شده در چهارشنبه سی ام اسفند ۱۳۹۱ ساعت 2 47 توسط mahdyar بهار می رسد اما ز گل نشانش نیست زمستان را به سردی پشت سر بگذاشتم من کوله بارم را پُراز برگ خزان کردم به راه برف پا بگذاشتم من تنم پوشیده از رخت زمستانیست عریانیست چقد تلخ است حرفی را که اکنون بر زبان سرخ من جاریست بسی هم نا جوانمردیست که با مرگ طبیعت نوبهاران می شود زده پس سرمای سرسام آور فصل زمستان بر لبش سبز می شود خنده چرا آخر برا سبزینه ی یک برگ این درخت سالها بر جان خریده اشک و آه این به سر رفته کلاه این ایستگاه درددل در امتداد یک پگاه چرا چرا باید رود تا انتهای فصل مرگ م مهدیار نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 0 53 توسط mahdyar مطالب قدیمی تر شبم تار است دلم صدها غم ناگفته و گفته به دل دارد کسي تورات مي خواند کسي انجيل کسي قرآن و من بيگانه وار با خود چنين گويم که هستم من چه هستم من که در اين کارزار افتاده هستم من شبم تار است هوا شرجي و در دل حسرت باران تلنبار است دلم خواهد که امشب آسمان هم اندکي با من بسازد ابرها را گريه آرد اندکي باران ببارد دلم خالي شود شايد ازين انبوه اندوه و غم روز جدايي از تو اي پروردگار من آري غم روز جدايي زمين جاي قشنگي نيست دلم تنگ است دلم تنگ خداوند است سید علیرضا ذاکری مهدیار 29 مرداد خانه پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین دی ۱۳۹۳ شهریور ۱۳۹۳ خرداد ۱۳۹۳ فروردین ۱۳۹۳ اسفند ۱۳۹۲ دی ۱۳۹۲ آذر ۱۳۹۲ آبان ۱۳۹۲ مهر ۱۳۹۲ شهریور ۱۳۹۲ مرداد ۱۳۹۲ تیر ۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ فروردین ۱۳۹۲ اسفند ۱۳۹۱ بهمن ۱۳۹۱ دی ۱۳۹۱ آذر ۱۳۹۱ آبان ۱۳۹۱ مهر ۱۳۹۱ شهریور ۱۳۹۱ مرداد ۱۳۹۱ تیر ۱۳۹۱ خرداد ۱۳۹۱ آرشیو موضوعی شعرهای به گل نشسته ی من دل واژه ها برچسب ها دل ناله 32 دل واژه ها 27 سید علیرضا ذاکری 17 پاییز 2 عشق 1 شب یلدا 1 نوشتن 1 دوست داشتن 1 تلخ 1 شیرین 1 رفت 1 عشق من 1 بازگشت 1 حصار 1 قهوه 1 روز مادر 1 ری را 1 دیدن 1 نرگس 1 روزهای زندگی 1 پیوندها بیرق عشق ابــــــــــســــــــوردیـــــــــتــــــــه چتر برای چه خیال که خیس نمی شود تایپیستِ نیمه شب از ماه بوی کتان سوخته می آید دس ب دس پاتوق مهربون ها فانوس خاموش دستان قلم به دست قلبم با من دوس میشی حرفای ناگفته دلتنــــــــگ تر از همیشـــــــــــه کلبه ی تنهایی ما دلِ خون blogfa com
|