Meta tags:
description= شيطاني زير بالهاي خدا;
Headings (most frequently used words):
من, را, هي, تمام, که, شب, های, زير, تو, ماهو, ببوسم, زمستان, كه, یلدا, تا, شيطاني, بالهاي, خدا, هنوزم, شبهات, اگه, داری, اون, دادم, بتو, یادگاری, سخت, پا, ناقوسهایت, مینوازم, به, زلالي, آب, فرض, كن, پوست, شهر, شبهای, طلایی, جهان, گناه, هر, بار, درد, نکشم, مسیج, مخمّر, تن, اولین, زمستانی, نبود, بیرون, از, کافه, هنوز, بود, آغوشی, پراز, پولک, خیس, وقتي, منيـّت, شروع, هرزگي, هايت, شود, بی, اولين, رابطه, در, تنت, می, آمیزم, یکی, میشوم, با, طعم, ناشناس, میوه, ممنوعه, شيطنت, آموختي, بنده, نيستم, احساست, بروز, نده, دیگران, ناراحت, نکنی, دور, میشوی, شرم, نمیکنی, سرنوشت, ها, یعنی, این, حد, ساعت, يازده, نوشته, پیشین, نویسندگان,
Text of the page (most frequently used words):
بود (43), ۱۳۹۲ (37), شده (37), گفت (35), نوشته (33), ساعت (33), توسط (30), های (21), آدم (20), تنها (18), این (18), کرد (16), مرد (14), گرگ (13), آذر (13), تمام (13), است (13), توي (12), اما (11), بیست (11), رابطه (11), هنوز (10), خدا (10), بهمن (9), شنبه (9), روي (9), روی (9), خواب (9), كرد (8), فقط (8), باشد (8), اين (8), یکشنبه (8), اتاق (8), بودم (8), حوای (7), گفتم (7), دادم (7), داشت (7), مثل (7), آغوش (7), وقتي (7), همه (7), دست (7), اولي (7), ولي (7), مدوسا (6), دوباره (6), بعد (6), نگاه (6), داد (6), سال (6), فکر (6), دختر (6), حتی (6), عشق (6), برای (6), كند (6), حوا (6), دومي (6), نفر (6), لخت (6), خواهم (6), پشت (6), نميتونم (6), چند (5), دور (5), اولين (5), بلند (5), كنم (5), لحظه (5), سرد (5), کند (5), گرفت (5), وقتی (5), اوج (5), گذاشت (5), مرا (5), بيرون (5), درد (5), بگو (5), هیچ (5), خودش (5), ولی (5), فاحشه (5), زير (5), کنار (5), پسر (5), آورد (5), چراغ (5), نمی (5), هستی (5), دنیا (5), کردم (5), راه (5), مطرود (4), lucifer (4), افتاده (4), رفتم (4), شيشه (4), پايين (4), كشيد (4), افتادم (4), برايم (4), كار (4), همين (4), ماشين (4), كمي (4), پسرک (4), اشک (4), خاموش (4), دوست (4), نزدیک (4), پنجشنبه (4), یکم (4), میروی (4), دوم (4), بنده (4), صداي (4), تنت (4), نكن (4), ندارم (4), جاودانه (4), خیلی (4), شود (4), دستش (4), اولین (4), بیا (4), گرم (4), خودم (4), طعم (4), سومي (4), بحال (4), خيلي (4), شروع (4), براي (4), باز (4), زمستان (4), چشم (4), فرو (4), حالا (4), میشد (4), ترا (4), بوسه (4), کجا (4), بهت (4), زده (4), blogfa (3), com (3), عاليجناب (3), كنتور (3), وبلاگ (3), خانوم (3), هزار (3), داخل (3), تازه (3), جلوتر (3), ونك (3), لرزيد (3), پاهايم (3), دارم (3), عجيب (3), سرم (3), قورت (3), بدون (3), شديم (3), بايد (3), نزديك (3), گاهی (3), دوشنبه (3), خود (3), کشید (3), خندید (3), شهر (3), کاش (3), ترین (3), میکنی (3), خواهد (3), میشوی (3), عزیزم (3), جمعه (3), نيستم (3), سمت (3), منو (3), بيا (3), اشاره (3), امشب (3), نکن (3), چون (3), اگه (3), دیگه (3), سرش (3), نشده (3), میکرد (3), رنگ (3), چهارشنبه (3), نداشته (3), داشته (3), خنده (3), اون (3), رفته (3), پول (3), جلو (3), چقدر (3), بلد (3), تخت (3), کرده (3), تلخ (3), بازی (3), باید (3), یلدا (3), غرق (3), صدای (3), خیره (3), بیرون (3), بار (3), ادامه (3), روح (3), دلم (3), میرود (3), سرت (3), شدم (3), زیر (3), توست (3), هيچ (3), چرا (3), ميده (3), شام (3), برق (3), همســـايه (2), اسفند (2), خانه (2), http (2), ميشه (2), زود (2), چيه (2), ايستاد (2), بيست (2), پدال (2), ترمز (2), سكته (2), معنا (2), آهي (2), بين (2), براه (2), ميكنم (2), روشن (2), دهانم (2), نگاهي (2), انداختم (2), چرخاند (2), سكوت (2), چشمهايش (2), چشمهاي (2), كرده (2), دوخت (2), قدم (2), نزديكتر (2), ميشد (2), گرفته (2), هاي (2), خيابان (2), خلوت (2), يازده (2), كنار (2), صدا (2), سینه (2), کسی (2), ممکن (2), آدمها (2), یعنی (2), هجدهم (2), ریخت (2), مردش (2), گذشت (2), نشد (2), موبایلش (2), افتاد (2), دخترک (2), رسید (2), ترمینال (2), عمق (2), قرار (2), خبر (2), داشتی (2), برایت (2), بگذر (2), عمر (2), احساست (2), تند (2), انکار (2), آفتاب (2), نمیکنی (2), سرماي (2), جزء (2), سوم (2), نيار (2), نزن (2), اوه (2), بغلم (2), خلاصه (2), فال (2), بخوان (2), بودند (2), اعتماد (2), الان (2), گفته (2), نالید (2), سعی (2), منظم (2), میامد (2), تجربه (2), نام (2), دیگر (2), دلش (2), میخواست (2), اتفاق (2), آرامی (2), آنقدر (2), مانده (2), میشوم (2), هفتم (2), فرا (2), خارج (2), ممكن (2), پنج (2), بالاي (2), گفتند (2), چيزي (2), دوان (2), بچه (2), سقف (2), روز (2), بيدار (2), ساله (2), جلوي (2), خجالت (2), كشيدم (2), كاري (2), انجام (2), برادرهايم (2), چشماش (2), لیوان (2), احساس (2), تووی (2), دقیقه (2), خیال (2), آروم (2), انگشت (2), کمر (2), نوشت (2), گوش (2), حدس (2), بزن (2), نوشتم (2), خواهش (2), فریاد (2), نمیذارم (2), همین (2), یلدای (2), لبان (2), سیل (2), زمزمه (2), ببخش (2), اشتباه (2), بتو (2), بیشتر (2), ببرم (2), توام (2), ناگهان (2), چشمهایش (2), آرام (2), شدن (2), ماشین (2), انگار (2), مسخره (2), تکان (2), مستقیم (2), ماند (2), غریبه (2), شبیه (2), محکمی (2), فراموش (2), میکشید (2), رفت (2), عاشقانه (2), پراز (2), درون (2), کنم (2), مرطوب (2), همان (2), آغوشی (2), چهارم (2), داستان (2), کافه (2), کردند (2), نبود (2), هایش (2), هشتم (2), مهم (2), بودین (2), لوسیفر (2), حال (2), چگونه (2), جنگ (2), تنی (2), ماه (2), زمستانی (2), خورده (2), دهد (2), دستهای (2), دائم (2), رفتنت (2), بگذار (2), میگیرد (2), صبر (2), قبل (2), اینکه (2), مسیج (2), آغوشت (2), لبهایم (2), ببوسم (2), عبور (2), کنیم (2), بعدها (2), دیوار (2), فرزند (2), اينبار (2), جهان (2), باكره (2), قلبم (2), پتو (2), خوابي (2), نيمه (2), فرض (2), باور (2), كني (2), لباس (2), باشي (2), بكشدت (2), بازي (2), ایزدان (2), نداره (2), عاشقي (2), زبون (2), جوان (2), نمیخوام (2), مهتاب (2), داره (2), بابای (2), خریده (2), کاری (2), پرده (2), کوچه (2), نور (2), گوشه (2), ماهو (2), شيطاني (2), بالهاي (2), شواليه, رسوا, نویسندگان, شهریور, مهر, آبان, پیشین, عناوین, آرشیو, آدرس, بعدي, demons20, مطالب, قدیمی, شانزدهم, كرايمو, ميخوام, تومن, پريدم, جمله, هايش, يادت, متري, دقيقه, ميدان, پايم, ماشينم, داري, نيشخندي, پياده, حيف, ديالوگ, طرفه, بدل, كلمه, پدالها, ميلرزيد, باري, غلطها, ميكردم, ميدانستم, غريبي, بنظر, ميرسيد, بخاطر, ترجيح, ضبط, علامت, رضايت, تكان, دستگيره, نشست, نيم, صورت, نقصش, آدامسش, دهانش, ثانيه, خيره, همديگر, نميدانستم, بگويم, مردمك, حدقه, آرايش, چشمهايم, متر, ناخوداگاه, فشارش, كاملي, جوري, الكي, سرخي, لبهايش, ديد, حتي, بخار, ميشدم, پالتوي, چرمي, گرانقيمت, زيبايي, چكمه, پاشنه, براق, هوا, گذشته, ايستاده, هفدهم, کـُرسـِـت, سـوتـیـن, احترام, تاثیرات, شگرفی, گذارند, وعده, کردو, عاقبت, درمانده, شکسته, نومید, شماره, موبایل, وشاید, یکساعت, خبری, وحتی, دلشوره, دوساعت, اثری, پیدا, دستی, شکم, برآمده, اشکش, جاری, سردی, تندی, جواب, ازش, بیزار, التماسش, انکارش, شکستن, غرور, نیامده, زنگ, خورد, همانکه, بیکسی, آرامش, برده, بودش, وسخت, عاشقش, لباسهایش, چمدان, شامپویش, پسرش, غروب, گذاشته, سرنوشت, میرمی, میکشم, شورش, طوفان, آخرین, فصل, جوانی, آنجا, ناشناخته, نگاهم, میگویی, عکس, شعرهایت, کوتاهتر, صبح, ازاین, بارانی, خشکسالی, کتاب, بعداز, رگبار, رهایم, انکارمن, خواستن, لبهای, تشنه, گیاه, نوشیدن, شرم, بالـای, سَرت, وایستادن, وقـتیه, شلـوار, شونو, کشیدن, پائـین, قیافه, میری, آرایشگاه, پرسی, چطوره, بروز, نده, دیگران, ناراحت, نکنی, نفسهاي, موسيقي, آرامبخش, دستهاي, حمايتگرت, احاطه, گرماي, حفظم, عطر, پيچد, وجودم, فكر, فردا, مرخصي, بگيرم, دستت, شكمم, ميگم, قربونت, برم, عشقم, ميدوني, تاب, مقاومت, واي, بينم, اوووووووووووووم, ماچ, هرچه, ميكني, بند, سوتين, امروز, كمر, فريادم, درآمد, چميدانم, غيبت, دايي, هيزت, بكن, بگير, رويا, بباف, سيگار, زيبا, ظريفت, آواز, كارهاي, روزانه, درس, دانشگاهت, تعريف, كنارم, دراز, بكش, فروغ, خوب, باش, شيطنت, آموختي, نقل, میشیم, موجودی, کار, نمیشه, پیچید, خودآ, بیاید, زمین, تبعیدشان, بییییب, میل, ندارد, تعجب, پرسید, حرام, نزدیکش, نشوید, بکمر, ضمن, حرفهای, ناز, اسم, ترانه, یادش, نداده, عبارات, ریتمیکی, ذهنش, هوای, خوش, بهشت, عجیب, سرکشی, نمیدانستند, آنکه, ملائک, هارا, بدینان, آموخته, نمیاندیشید, بکشد, شوق, ادم, بیتابی, میوه, ممنوعه, پنجم, هـــای, هــــای, مزه, بوسیده, بودیم, طعمِ, دهانت, هایم, آمیزم, یکی, ناشناس, شانه, معناداري, جمعشان, بيامرزه, پدرت, پدرم, ميگفت, نميشناسد, مردي, شلوارش, جايي, ميرسد, تنش, مشتري, دائمي, جواني, پنجاه, كدام, ترند, حسابشان, بله, پيش, نيامده, سالت, مگر, ميشود, جان, سيه, تاييمان, انها, زدند, نترس, خودمان, ميماند, برگشتند, نكرده, درونم, سرعت, شدت, پاشيد, دويدم, شنيده, نورگير, ميكردند, نبوده, شهوت, زياد, اتفاقا, بوده, منتها, دچار, شوك, شكل, اومده, هفده, پدر, مادرم, مسافرت, دوستانم, گذاشتيم, نفري, توانستيم, اجاره, محله, مان, جور, كنيم, كوچكتر, اخرين, صندلي, ميز, كامپيوتر, نشسته, خنديد, كوچولو, صورتي, سرخ, سمتش, شلوارم, تنم, تلاش, نتوانست, اماده, نهايت, توانست, عميقي, هنگام, پانزده, داشتم, بوديم, دبي, داديم, سياهپوست, سوئيت, طول, ارامش, رسيدم, اطاق, ترك, كردم, داشتند, خاطره, شان, ميگفتند, زمسنونیش, دید, پایین, چایی, میز, برداشت, چای, خوابید, اضافی, زمستون, حافظ, بست, واقعی, گریه, همون, بدیم, دوسش, اصلن, حوصله, چاییت, بخور, میکنم, بیفته, نمیتونی, سادگی, بگذری, تصور, هایی, بگذرونه, دوستان, شادی, باد, لرزید, قلبش, آشفته, بسرعت, دستان, صورتش, واشکش, آسا, یخت, آدما, میکنن, شاید, لازم, دوری, ارزش, علاقه, پیش, مال, ودختر, سپرد, میان, طولانی, تاریخ, درشت, مردانه, قهری, درسمت, راست, نشستن, عجولانه, صندلی, جلویی, غافلگیرش, چنان, اندوه, مسخ, توهمی, پنداشت, جایش, نخورد, مردی, اعتنایی, نکرد, منطبق, نبض, قرمز, میطپید, عجله, سایه, پوچ, سیگارش, دودش, پنجره, فرستاد, بلندترین, بقیه, شبها, پیوست, نمیتوانست, شبی, عاشق, آهش, وآن, درانتظار, بازگشتش, پریشانی, میریخت, دوساعتی, خیابان, بیهوده, توقف, تعداد, طپش, چشمک, چهارراه, بشمارد, سردش, وخیابان, حرص, هندوانه, خریدن, فروکش, جديد, دارانش, اينجا, موزيك, اروتيك, بشنويد, منيـّت, هرزگي, هايت, شنیدن, آوازهای, زیباست, آنگاه, آشیانه, جوجه, میشود, نداری, مردن, میزنم, جاخوش, ستاره, گرمی, بشوم, رگهایت, زنانه, التهابی, دریایی, کوچ, سرزمین, ماهی, نقره, تمناهای, بلعیدنشان, بیرحمی, اندیشی, دُرنای, وحشی, خیزاب, بدنبال, میگردی, پولک, خیس, خسته, میزهای, مشروب, نرمی, ِتکه, مختلفش, مردها, حواس, چکمه, آوردن, تسلیم, مختص, سینی, خبرهای, بالاهایش, نوک, مستی, جابجا, کبود, خوابیده, فکرم, جای, دیگری, www, alijenabkontor, عالیجناب, نبودش, نیست, شماها, پیگیر, قبلا, منم, میگم, شخصیمو, خونده, باشین, دونین, وقته, دلیلی, نبودم, عذر, شما, مرسی, غیبت, صغری, مون, خرده, نگرفت, بهار, آینده, بیکار, گیر, بسان, دوران, کودکی, انشایی, برایش, بخوانم, مضمون, گذارندید, داشتنی, ظهر, مرداد, یادم, داغ, گرمسیری, گرفتن, گهواره, وجودش, ختم, دارش, زخم, درمان, گواه, باک, روزهای, یازدهم, میدانم, الخمرِ, ازمخمر, شلاق, میخورم, توبه, نمیکنم, ودلم, میخواهد, بنوشم, درهم, تخمیر, شویم, برود, نمیخواهم, چکار, بوی, میدهد, گرمای, بهانه, مخمّر, چهاردهم, بروی, میخواهم, حرفهایی, همینجا, بگویم, فهمیدی, فرشته, قهرها, لوسی, هایت, وحشتناک, یکقدم, بیایم, بگیرم, روبرویت, ببین, محو, نگاهت, برو, یکقدمی, اول, فهمیدم, نیستی, دختره, لوس, قهر, قهرو, دماغو, پانزدهم, خاموشم, کنی, بفهمم, سوخته, لذت, برد, عمیقت, فرصتی, توتون, زبانم, سوزد, زنی, لبانت, محکم, گذاری, بالا, گیری, نکشم, یادت, میاید, آنشب, باهم, گذاشتیم, شجاع, باشیم, دردل, تاریکی, مرز, هوسبازانه, قرمزگذشتم, جریمه, دادی, وآزادی, افسوس, آزادی, سوءاستفاده, برلین, زیباتر, شدی, گناه, ششم, روزها, اورشليم, فلسطين, آزاد, مستعمره, تركمني, صكص, مشكل, كجاست, قداست, عميق, عرضه, جسم, لهيده, ميكشم, مقدست, دستهايم, ترس, مني, زيارتت, مريم, دوازدهم, درتوحش, ماده, دندانهایت, کمک, لبهایت, میاوری, بخواب, خونینم, شستشو, میدادم, تاصبح, دادیم, شبهای, طلایی, سیزدهم, حسرت, داشتن, پوست, آخرين, بيت, شعر, قبول, گاهي, هامون, باشن, دلهامون, بغضم, ميدم, ميدونم, ميتوني, نميخواي, چاره, سيگارت, لبهات, بغض, خفم, ميكرد, يكهو, برگشتي, لبت, گذاشتي, لبهام, نيست, نميخوام, افتادي, دنبالت, وكيلي, نتوني, بلدي, ندي, مهريه, مهريش, نميام, كلافه, داشتي, جيب, پيراهنت, مبل, بودو, گشتي, گفتي, طلاقش, بده, اومدي, كردي, زدن, روانيه, رواني, هرچيزي, گير, شـآهيــن, ميخواند, تلفنت, سرگرم, بودي, ضجه, زنم, مينويسم, نينوشم, بیستم, گوشي, برداري, دار, روحش, كشيدگي, لشي, حدو, حصرش, بشنوي, گويد, معتادتم, تركت, نمي, ارضـا, بشوي, درونت, ريزد, زلالي, نپوشيده, جاي, يكي, ببوسدت, نفس, نبودن, هاش, روانت, بگيرد, بيچاره, عشقـــبازي, زمان, مختلف, بپيچد, فنا, بدهدت, تازیان, همیشه, ناراضی, اند, سردند, غضبناک, ناقوسهایشان, بجان, میافتند, ومی, گریزند, نوازش, ستایش, درآویختن, پرستش, درمیان, بازوان, نیازمندم, نمیدهد, افیون, مرگ, آور, رخوت, هرنیایش, آتشبارم, وجودت, جامه, آریایی, راضی, الهه, باورنمیکنی, خلسه, معبد, باذکر, دوستت, وارد, ناقوسهایت, مینوازم, روش, ترفندي, سعي, كرديم, مخشو, بزنيم, بخوابونيمش, ديگه, واسه, رسيدن, معشوقه, دنيا, وايسي, آغوشش, مملكت, خار, مردم, كسي, ديدن, معني, خوابيدن, هراسي, انگشتانش, بوسيدم, ازين, حرفا, نذار, اعتمادي, كردمو, بدم, لبانم, اونجايي, حرف, ساخته, نيس, دستم, لاي, پايش, گذاشتم, بنظرت, چطور, سخت, چهره, چروکهای, بسیار, مسیر, رنج, نشان, میداد, اصن, کوفتی, قبر, هرکی, تراژدی, صیغه, دامن, بخصوص, آخوند, بوگندو, زدم, صدهزار, تومانی, داده, نکردم, آسمان, مذهبی, باسرعت, برخاستم, پوشیدم, بروم, زنتم, رهام, گقت, عادت, میکنه, مهربانی, خوشمزه, کشیدم, اصلا, تحمل, وضعو, عجیبی, خونسردی, دخترمه, نگران, نباش, مادرزاد, کرو, لاله, بالاخره, تمرکز, بغلش, چیزی, جلوی, دولابچه, آویزان, میخورد, وکمی, دخترکی, نمایان, تکه, مرغ, سوخاری, دندان, اعتنا, نگاهمان, پریدم, کیه, تیر, کاملا, میگرفت, کنارش, نمیدانم, کنجکاوی, غلبه, شهوتم, ملای, عاقد, آشناتونه, چندسالیه, میشناسمش, طماعیه, ولش, حرفارو, بینی, قشنگیه, متوجه, اختلاط, بدر, لبخندی, بستر, برویم, بوس, همانها, شنیده, رفقا, صدایی, ینی, دامادی, مفروض, مردهاست, بهر, نمیشد, تحمیل, اجتماعی, خواسته, جوانِ, زیبا, نمکی, برانداز, میکردم, دستشویی, دوش, حیاط, فقر, میبارید, تلویزیون, قالیچه, متری, ماشینی, پریده, بویی, باقیمانده, فست, فوودی, بودکه, رختخواب, انداخت, وگفت, نکش, هنوزم, شبهات, داری, یادگاری,
Text of the page (random words):
ه شده در سه شنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 19 27 توسط گرگ تنها هي هي هي هنوز لباس نپوشيده باشي كه بكشدت دوباره توي تخت و اين بار به جاي يكي شدن فقط ببوسدت و نفس بكشدت و هي كه اين هي ها هي توي زمان هاي مختلف بپيچد توي سرت و هي به فنا بدهدت كه هي بعدها بيچاره ات كند اين عشقـــبازي ها كه هي روح و روانت را به بازي بگيرد كه هي سر درد كني به نبودن هاش نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 16 7 توسط مدوسا به زلالي آب كه تا گوشي را برداري صداي خش دار و بي روحش با كشيدگي و لشي بي حدو حصرش را بشنوي كه مي گويد معتادتم تركت نمي كنم كه يك هو حس كني چيزي از درونت فرو مي ريزد از درون به بيرون كه با همين صدا هم ارضـا بشوي نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 22 2 توسط مدوسا فرض كن تو فرض كن اين آخرين بيت شعر من باشد كه ضجه مي زنم و مينويسم نينوشم شـآهيــن ميخواند و تو با تلفنت تو اتاق سرگرم بودي بيرون كه اومدي پشت سرت راه افتادم شروع كردي به غر زدن كه روانيه رواني به هرچيزي گير ميده خب طلاقش بده كلافه داشتي توي جيب پيراهنت كه روي مبل افتاده بودو مي گشتي و گفتي نميتونم چرا از پس مهريش بر نميام تو وكيلي چرا نتوني هزار و يك راه بلدي كه ندي مهريه رو _ نميتونم نميتونم باز راه افتادي سمت اتاق خواب مثل بچه ها راه افتادم دنبالت نميتونم نيست بگو نميخوام بغض داشت خفم ميكرد يكهو برگشتي و لبت رو گذاشتي رو لبهام نميتونم باور كن نميتونم طعم تلخ و تند سيگارت طعم گس لبهات بغضم رو قورت ميدم ميدونم كه ميتوني و نميخواي ولي چاره چيه بايد قبول كنم كه تنها گاهي تن هامون تنها باشن نه دلهامون نه هيچ هيچ هيچ نوشته شده در جمعه هجدهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 17 22 توسط مدوسا زير پوست شهر توي سرماي اتاق نيمه لخت كنار تو بهت نزديك مي شم ولي تو خواب خواب خوابي نيمه لخت و يخ زده توي حسرت داشتن دوباره ي يه لحظه آغوش تو و تو خواب خواب خوابي نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 22 34 توسط مدوسا شبهای طلایی یک بوسه برای قلبم یک بوسه برای تو تاصبح این بازی را ادامه دادیم آفتاب که زد قلبم زیر پتو کنار تو بخواب رفته بود و من لبان خونینم را شستشو میدادم گاهی که درتوحش یک گرگ ماده غرق میشوی دندانهایت را به کمک لبهایت میاوری نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 15 36 توسط گرگ تنها تمام جهان من دست ميكشم يه روي تن مقدست كف دستهايم را بدون ترس تو براي مني و من براي تو بگذار زيارتت كنم مريم باكره ي من هزار سال است كه با تو صكص ميكنم و تو هنوز باكره اي به من بگو مشكل از كجاست از قداست عميق روح تو يا بي عرضه گي جسم لهيده ي من همين روزها فرزند ما عشق تمام اورشليم را بهت زده خواهد كرد فرزند ما اينبار فلسطين را آزاد مي كند تمام جهان من اينبار مستعمره ي چشمهاي تركمني توست نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 0 55 توسط مطرود گناه یادت میاید آنشب که باهم قرار گذاشتیم شجاع باشیم و دردل تاریکی از مرز عبور کنیم دیوار برلین فرو ریخت و تو زیباتر شدی وآزادی از راه رسید افسوس که بعدها خیلی ها از این آزادی سوءاستفاده کردند مرا ببخش که هوسبازانه از چراغ قرمزگذشتم و تو یک عمر جریمه اش را دادی نوشته شده در جمعه بیست و هفتم دی ۱۳۹۲ ساعت 10 13 توسط گرگ تنها که ببوسم ببوسم و هر بار درد نکشم سرم را بالا می گیری لبانت را محکم روی لبهایم می گذاری پک های محکمی به لبهایم می زنی تمام توتون های زیر زبانم می سوزد پک های عمیقت هیچ فرصتی به آدم نمی دهد نمی شود لذت برد حتی نمی شود درد کشید تا بفهمم از کجا سوخته ام تا کجا در آغوشت خاموشم می کنی نوشته شده در یکشنبه پانزدهم دی ۱۳۹۲ ساعت 23 25 توسط حوای بی آدم مسیج صبر کن قبل از اینکه بروی میخواهم تمام حرفهایی را که بعد از رفتنت برایت مسیج خواهم داد همینجا بگویم 1 فکر میکنی کی هستی 2 دختره لوس قهر قهرو و دماغو 3 از اول هم فهمیدم آدم نیستی 4 اشتباه کردم تا یکقدمی تو نزدیک شدم 5 برو و به پشت سرت هم نگاه نکن 6 حالا فهمیدی که تو برای من فرشته ای هستی که تمام قهرها و لوسی هایت را وحشتناک دوست دارم و باید یکقدم جلوتر بیایم و در آغوشت بگیرم و فقط روبرویت را نگاه کن و مرا ببین که عاشقانه خیره خیره محو در نگاهت نوشته شده در شنبه چهاردهم دی ۱۳۹۲ ساعت 20 59 توسط گرگ تنها مخمّر تن تو تو میروی و دنیا میرود این را از دستهای سرد خودم و نگاه بی رنگ تو میدانم حالا باید چکار کرد با آغوشی که فقط بوی ترا میدهد و گرمای تن تو را دائم بهانه میگیرد تو میروی و دنیا میرود بگذار دنیا برود من از دنیا جز آغوش ترا نمیخواهم تو میروی و دنیا میرود و من یک دائم الخمرِ ازمخمر تن تو و هر روز شلاق میخورم از دست رفتنت اما توبه نمیکنم ودلم میخواهد آنقدر ترا بنوشم که درهم تخمیر شویم نوشته شده در چهارشنبه یازدهم دی ۱۳۹۲ ساعت 19 8 توسط گرگ تنها اولین زمستانی که زمستان نبود بهار سال آینده گوش های بیکار یک غریبه را گیر خواهم آورد تا بسان دوران کودکی انشایی برایش بخوانم با مضمون زمستان خود را چگونه گذارندید و به او خواهم گفت اولین زمستان دوست داشتنی ام جنگ های تن به تنی داشت که ظهر های مرداد ماه را به یادم می آورد جنگ تن به تنی که با بوسه های داغ گرمسیری اوج می گرفت و به آرام گرفتن در گهواره وجودش ختم می شد به او خواهم گفت زمستانی که لب های تب دارش بلد بود چگونه روح زخم خورده مرا درمان کند به او خواهم گفت به او خواهم گفت تا گواه دهد چه باک از روزهای سرد سال وقتی دلم گرم تو باشد اگه وب شخصیمو خونده باشین می دونین که این چند وقته به چه دلیلی نبودم در هر حال عذر از شما و مرسی از لوسیفر که به غیبت صغری مون خرده نگرفت نوشته شده در یکشنبه هشتم دی ۱۳۹۲ ساعت 19 56 توسط زن همســـايه با تو خوابیده بودم فکرم جای دیگری بود عالیجناب بود و نبودش خیلی مهم نیست مهم شماها بودین که پیگیر بودین لوسیفر قبلا گفت منم باز میگم http www alijenabkontor blogfa com نوشته شده در یکشنبه هشتم دی ۱۳۹۲ ساعت 11 30 توسط عاليجناب كنتور و بیرون از کافه هنوز شب بود تن ِ زن جابجا کبود بود و رد مستی آرامی از نوک سینه هایش به بالاهایش طعم گس می داد چشمهایش پر از خبرهای تلخ بود و سینی دستش تسلیم مختص می آورد شروع کرد چکمه ها را در آوردن حواس هیچ کس به هیچ کس نبود مردها به نرمی ِتکه های مختلفش فکر می کردند زن روی میزهای کافه مشروب می گذاشت داستان ادامه داشت خسته بود داستان ادامه داشت نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی ۱۳۹۲ ساعت 0 20 توسط حوای بی آدم آغوشی پراز پولک خیس تو همان دُرنای وحشی هستی که تمام خیزاب ها را بدنبال من میگردی و به ماهی های نقره ای به تمناهای من جز بلعیدنشان با بیرحمی نمی اندیشی اما خبر نداری که من خودم را به مردن میزنم تا درون گرم تو جاخوش کنم و ستاره گرمی بشوم در رگهایت و تمام احساس زنانه ترا به التهابی دریایی ببرم و در تو کوچ کنم به سرزمین گرم و مرطوب تنت شنیدن آوازهای عاشقانه ات زیباست آنگاه که آشیانه ات پراز جوجه میشود نوشته شده در دوشنبه دوم دی ۱۳۹۲ ساعت 11 9 توسط گرگ تنها وقتي كه منيـّت ِ من شروع ِ هرزگي هايت شود اين بار را يك موزيك ِ اروتيك بشنويد اينجا وبلاگ جديد عاليجناب كنتور براي دوست دارانش نوشته شده در یکشنبه یکم دی ۱۳۹۲ ساعت 20 39 توسط lucifer شب یلدا کم کم سردش میشد وخیابان هم خلوت تر شده بود انگار حرص هندوانه خریدن آدمها هم فروکش کرده بود دوساعتی میشد کنار این خیابان بیهوده توقف کرده بود سعی کرد تعداد طپش های چراغ چشمک زن چهارراه را بشمارد 6 7 8 9 تا چند دقیقه دیگر بلندترین شب سال هم به بقیه شبها می پیوست و فراموش میشد اما دخترک هنوز نمیتوانست ان شب یلدا را فراموش کند شبی که زن شد و عاشق ماند و هنوز آهش را میکشید وآن مرد رفت و درانتظار بازگشتش با پریشانی اشک میریخت دلش منطبق با نبض چراغ قرمز میطپید منظم ولی با عجله چقدر سایه ای که نزدیک میشد شبیه او بود کاش او بود به خیال پوچ خود خندید و پک محکمی به سیگارش زد و دودش را از پنجره ماشین بیرون فرستاد صدای مردی گفت مستقیم مستقیم اعتنایی نکرد و به جلو خیره ماند و در دل گفت چه مسخره حالا همین مانده بود که صدای غریبه ها هم شبیه او باشد صدای باز شدن درسمت راست و نشستن عجولانه ای بر روی صندلی جلویی ماشین غافلگیرش کرد ولی انگار چنان از اندوه مسخ شده بود که همه را توهمی مسخره پنداشت و از جایش تکان نخورد ناگهان دو دست درشت و مردانه چشمهایش را گرفت و آرام گفت با من قهری لبان دختر لرزید و قلبش آشفته شد بسرعت دستان مرد را کنار زد و به صورتش چشم دوخت و فقط نالید آه واشکش سیل آسا فرو یخت مرد زمزمه کرد عزیزم منو ببخش همه آدما اشتباه میکنن شاید لازم بود این دوری تا به ارزش تو و عمق علاقه ام بتو بیشتر پی ببرم حالا پیش تو ام مال توام ودختر خودش را به آغوش مرد سپرد و در میان سیل اشک گفت آه کاش امشب طولانی ترین یلدای تاریخ باشد شب یلدای همه دوستان غرق عشق و شادی باد نوشته شده در شنبه سی ام آذر ۱۳۹۲ ساعت 4 53 توسط گرگ تنها تمام ِ زمستان های بی یلدا گفت بیا همون بازی رو انجام بدیم که خیلی دوسش داشتی بعد با انگشت اشاره اش روی کمر پسر نوشت سرش رو آورد جلو و تووی گوش پسر آروم گفت حدس بزن چی نوشتم پسر خندید و گفت اصلن حوصله ی بازی ندارم بیا چاییت رو بخور تا سرد نشده دختر گفت خواهش میکنم فقط حدس بزن چی نوشتم بعد دوباره با انگشت اشاره اش روی کمر پسر نوشت پسر فریاد زد نه من نمیذارم این اتفاق بیفته من نمیذارم تو نمیتونی به همین سادگی از من بگذری بعد در یک آن تصور کرد لحظه هایی رو که باید بدون دختر بگذرونه وقتی چشماش رو باز کرد خودش رو دید از تخت افتاده بود پایین لیوان چایی روی میز یخ کرده بود لیوان رو برداشت و سر کشید احساس کرد که خواب حل شد تووی چای سرد و تلخ روی تخت خوابید به ساعت نگاه کرد به یک دقیقه ی اضافی ِ اولین شب زمستون بی خیال فال حافظ شد چشماش رو بست آروم و مثل یه مرد واقعی گریه کرد و بلند ترین شب زمسنونیش رو کنار خودش خواب کرد نوشته شده در شنبه سی ام آذر ۱۳۹۲ ساعت 0 28 توسط حوای بی آدم اولين رابطه داشتند از خاطره ي اولين رابطه شان ميگفتند اولي گفت هنگام اولين رابطه ام پانزده سال داشتم رفته بوديم دبي با برادرهايم پول داديم و با يك دختر سياهپوست و كار بلد توي يك سوئيت تنها شديم كار برادرهايم خيلي طول كشيد ولي من خيلي زود به ارامش رسيدم و اطاق را ترك كردم دومي گفت من هفده ساله بودم پدر و مادرم رفته بودند مسافرت با دوستانم توي خانه تنها شديم با هم پول گذاشتيم روي هم و پنج نفري توانستيم پول يك شب اجاره ي فاحشه ي محله مان رو جور كنيم من چون از همه كوچكتر بودم اخرين نفر رفتم داخل او روي صندلي جلوي ميز كامپيوتر نشسته بود و لخت لخت بود من خجالت كشيدم و سرم را انداختم پايين او خنديد و گفت بيا جلو كوچولو من اب دهانم را قورت دادم و با صورتي سرخ رفتم سمتش او شلوارم را از تنم خارج كرد ولي هر چقدر تلاش كرد نتوانست مرا براي رابطه اماده كند هر كاري كه بلد بود انجام داد ولي در نهايت فقط توانست كمي او را از خواب عميقي كه بود بيدار كند اولي گفت خواب نبوده از شهوت زياد به اين روز افتاده اتفاقا خيلي هم بيدار بوده منتها چون دچار شوك شده به اون شكل در اومده دومي گفت هنوز رابطه شروع نشده يك چيزي از درونم با سرعت و شدت بيرون پاشيد و او بلند بلند زد زير خنده من دوان دوان از اتاق دويدم بيرون صداي خنده ي بچه ها از سقف اتاق شنيده ميشد كه ما را از نورگير شيشه اي سقف نگاه ميكردند اولي و دومي برگشتند سمت سومي و گفتند تو بگو او نگاهي به آن دو كرد و گفت من هنوز اولين رابطه ام را تجربه نكرده ام انها زدند زير خنده و گفتند نترس بين خودمان ميماند بگو سومي گفت به جان هر سيه تاييمان تا بحال رابطه نداشته ام اولي گفت مگر ميشود دومي تو بيست و نه سالت شده سومي خب تا بحال پيش نيامده خيلي عجيب است اولي بله كه عجيب است من تا بحال با بالاي سي نفر رابطه داشته ام دومي من حسابشان را ندارم سومي اما من تا بحال با يك نفر هم رابطه نداشته ام پدرم ميگفت فاحشه گي زن و مرد نميشناسد مردي هم كه شلوارش را هر جايي دستش ميرسد از تنش خارج مي كند فاحشه است يك فاحشه ممكن است با پنج نفر مشتري دائمي اش رابطه داشته باشد ولي يك مرد ممكن است در جواني اش با بالاي پنجاه نفر رابطه داشته باشد كدام يك فاحشه ترند اولي آهي كشيد و گفت خدا بيامرزه پدرت رو ولي دومي زد به شانه ي اولي و سكوت معناداري جمعشان را فرا گرفت نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۲ ساعت 15 58 توسط مطرود در تنت که می آمیزم یکی میشوم با تمام طعم های ناشناس آنقدر هم را بوسیده بودیم که طعمِ دهانت روی لب هایم جا مانده بود لب های من رنگ لب های تو شد و لب های تو مزه ی خودم را می داد و دست هـــای تو آخ دست هــــای تو و یک اتفاق آرامی که داشت کم کم در من می افتاد نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۲ ساعت 20 57 توسط حوای بی آدم میوه ممنوعه در آن هوای خوش بهشت حس عجیب و تجربه نشده ای در آدم و حوا سرکشی میکرد نام حس را نمیدانستند با آنکه خدا به ملائک گفته بود من همه نام هارا بدینان آموخته ام آدم دیگر به خدا نمیاندیشید و فقط دلش میخواست حوا را به آغوش بکشد و حوا در شوق آغوش ادم بیتابی میکرد آدم سعی کرد سرش را با عبارات منظم و ریتمیکی که به ذهنش میامد گرم کند اسم ترانه را خدا یادش نداده بود ولی حوا گفت ای آدم عزیزم ای اولین مرد من بیا دیگه ناز نکن آدم نالید او گفته است حرام است و نزدیکش نشوید حوا دستش را بکمر زد و گفت ولی این حس به ما نزدیک شده نه ما به آن در ضمن به حرفهای او خیلی اعتماد نکن چون میل ندارد کسی مثل خودش جاودانه شود آدم با تعجب پرسید یعنی الان اگه منو تو بییییب جاودانه میشیم حوا گفت هیچ موجودی جز با این کار جاودانه نمیشه آدم بر او پیچید تا خدا خودآ به خودش بیاید و به زمین تبعیدشان کند جاودانه شده بودند به نقل از یک وبلاگ نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۲ ساعت 3 17 توسط گرگ تنها شيطنت را ز كه آموختي امشب را بيا و خوب باش كنارم دراز بكش كمي فروغ برايم بخوان از درس و دانشگاهت تعريف كن از كارهاي روزانه ات بگو با آن صداي زيبا و ظريفت برايم آواز بخوان برايم سيگار روشن كن كمي رويا بباف فال بگير چميدانم غيبت ِ زن دايي هيزت را بكن خلاصه هرچه ميكني به بند ِ سوتين ات اشاره نكن امروز سر كار از كمر درد فريادم درآمد دستت را هم سمت شكمم نيار نيار ميگم عه عه نكن نكن قربونت برم نكن عشقم دست نزن منو كه ميدوني تاب ِ مقاومت ندارم اوه اوه اي واي ِ من بيا تو بغلم بينم اوووووووووووووم ماچ فكر كنم فردا بايد مرخصي بگيرم _ نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۲ ساعت 1 27 توسط lucifer من بنده نيستم توي آغوش تو خدا را هم بنده نيستم توي آغوش تو وقتي عطر تنت مي پيچد توي همه جزء جزء وجودم وقتي گرماي تو حفظم مي كند از سرماي بيرون وقتي دستهاي حمايتگرت مرا احاطه كرده وقتي صداي نفسهاي تو موسيقي آرامبخش من است خدا را هم بنده نيستم نوشته شده در جمعه بیست و دوم آذر ۱۳۹۲ ساعت 22 56 توسط مدوسا احساست را بروز نده تا دیگران را ناراحت نکنی قیافه ی مرد ها وقتی میری آرایشگاه و می پرسی عزیزم چطوره مثل وقـتیه که شلـوار ِ شونو کشیدن پائـین و بالـای سَرت وایستادن نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۲ ساعت 15 12 توسط حوای بی آدم دور میشوی و شرم نمیکنی انکارمن انکار خواستن های تن انکار لبهای تشنه گیاه برای نوشیدن آفتاب نگاهم میکنی و میگویی عکس تمام قد شعرهایت کوتاهتر از یک شب تا صبح خواهد بود بگذر ازاین شب بارانی یک عمر خشکسالی در کتاب احساست نوشته خواهد شد بعداز این رگبار تند بگذر و رهایم کن میرمی و میروی و آه میکشم که کاش از شورش طوفان در آخرین فصل جوانی خبر داشتی آنجا که برایت ناشناخته ترین است هنوز نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۲ ساعت 1 48 توسط گرگ تنها سرنوشت ها تمام لباسهایش را در چمدان گذاشت حتی شامپویش را با دوست پسرش در ترمینال شهر و نزدیک غروب قرار گذاشته بود وقتی رسید ترمینال هنوز پسرک نیامده بود موبایلش زنگ خورد مردش بود همانکه از عمق بیکسی به اوج عشق و آرامش برده بودش وسخت عاشقش بود با سردی و تندی جواب مرد را داد حتی گفت ازش بیزار است مرد التماسش کرد و دختر انکارش کرد و حتی به شکستن دل و غرور مرد خندید یکساعت گذشت و از پسرک خبری نشد وحتی موبایلش خاموش بود دختر به دلشوره افتاد وقتی دوساعت گذشت و اثری از پسرک پیدا نشد دخترک دستی به شکم برآمده اش کشید و اشکش جاری شد به وعده های پسرک فکر کردو اشک ریخت عاقبت درمانده و شکسته و نومید شماره مردش را گرفت و موبایل مرد هم خاموش بود وشاید خود مرد نوشته شده در دوشنبه هجدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 1 20 توسط گرگ تنها یعنی تا این حد گاهی آدمها تاثیرات شگرفی روی آدم می گذارند گاهی آدم ممکن است تا سال ها به احترام سینه های کسی کـُرسـِـت را سـوتـیـن صدا کند نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 21 59 توسط حوای بی آدم ساعت يازده شب كنار خيابان ايستاده بود ساعت از يازده شب هم گذشته بود خيابان خلوت بود و هوا هم سرد پالتوي چرمي و گرانقيمت و زيبايي به تن داشت با چكمه هاي پاشنه بلند براق سرخي لبهايش را از دور هم ميشد ديد حتي از شيشه ي بخار گرفته ي ماشين من لحظه به لحظه به او نزديك و نزديكتر ميشدم چشمهايش را دوخت به چشمهايم چند متر جلوتر پاهايم ناخوداگاه روي پدال ترمز لرزيد هم لرزيد و هم فشارش داد ماشين سكته ي كاملي كرد و ايستاد او قدم به قدم به ماشين من نزديك و نزديكتر شد من شيشه را دادم پايين همين جوري الكي كمي خم شد به پايين چند ثانيه اي با سكوت خيره شديم به همديگر من نميدانستم بايد چه بگويم او مردمك چشمهايش را يك دور در داخل حدقه ي چشمهاي آرايش كرده اش چرخاند و گفت ونك سرم را به علامت رضايت تكان دادم آب دهانم را قورت دادم او دستگيره ي در ماشين را كشيد و نشست من از نيم رخ نگاهي به صورت بدون نقصش انداختم آدامسش را يك دور توي دهانش چرخاند و من براه افتادم من براه افتادم و...
|