If you are not sure if the website you would like to visit is secure, you can verify it here. Enter the website address of the page and see parts of its content and the thumbnail images on this site. None (if any) dangerous scripts on the referenced page will be executed. Additionally, if the selected site contains subpages, you can verify it (review) in batches containing 5 pages.
favicon.ico: dentbabol89.blogfa.com - 89.

site address: dentbabol89.blogfa.com redirected to: dentbabol89.blogfa.com

site title: 89

Our opinion (on Thursday 24 September 2026 21:29:36 UTC):

GREEN status (no comments) - no comments
After content analysis of this website we propose the following hashtags:


page from cache: 2 days ago
Meta tags:
description=بچه های دندان89 بابل;

Headings (most frequently used words):

به, های, از, در, بچه, چی, می, واژه, تا, چیه, این, عید, آمد, داستان, امتحان, اینم, دندان89, بابل, ببین, تفاوت, ره, کجا, کجاست, نظرتون, سوژه, داغ, وطنی, فقط, ایران, اشتباه, مورد, خواب, دعای, پاس, خبر, ناگوار, ماجرای, کاملا, واقعی, نظر, شما, داره, نگاه, کنه, شوخی, دکتری, بینید, مثل, استاد, ماا, که, خودشم, نمیفهمه, میگه, فقر, شناسی۵, شناسی۴, کارنامه, کما, حتما, آخر, بخونش, تصاویر, خنده, دار, تقلب, کردن, پسرا, چت, راه, نمره, گرفتن, روز, دی, یکی, اینا, واسه, دانشگاه, بگیریم, دیگه, زیر, صندلی, دستمون, چیزی, نمی, خوره, akheyyyyyyyyyyyyyyyyy, انشای, یک, دبستانی, درباره, ازدواج, مردی, اینو, جواب, بده, شناسی۳, تقدیم, گل, کلاس, سال, نو, پیشاپیش, مبارک, کوتاه, تصاویری, سونامی, ژاپن, دیکشنری, شیرازی, گن, جمله, نوشته, پیشین, آرشیو, موضوعی, نویسندگان, پیوندها,

Text of the page (most frequently used words):
نوشته (44), شده (41), این (31), ساعت (30), توسط (30), های (24), دختر (24), شما (22), اسفند (20), ۱۳۸۹ (20), کند (20), بیست (19), فاطمه (18), باغبانی (18), برای (18), است (18), سنگریزه (17), احسان (15), ذبیحی (15), بود (15), ۱۳۹۰ (14), ادامه (13), خیلی (13), اگر (13), شود (13), پسر (12), الهی (12), نمی (11), باید (10), سال (10), آدم (10), بچه (9), اما (9), پدر (9), خانه (8), همه (8), کرد (8), پیرمرد (8), گفت (8), بیرون (8), کرده (8), ساناز (8), باز (8), براي (8), خودم (8), فروردین (7), شنبه (7), خوب (7), فکر (7), دست (7), چون (7), پنجم (7), #دانشگاه (7), پنجشنبه (7), دایی (7), مختار (7), کردم (7), بعد (7), مرد (7), اون (7), باد (7), اردیبهشت (6), دوشنبه (6), ازدواج (6), وقتی (6), کیسه (6), بشود (6), زندان (6), کنید (6), راه (6), توی (6), جمعه (6), خونه (6), فقط (6), دکتر (6), دیدم (6), ماشین (6), کشاورز (5), سیاه (5), یکی (5), نیست (5), کار (5), همین (5), ولی (5), لحظه (5), چند (5), ششم (5), بالا (5), کنم (5), خيابون (5), حتی (5), اتاق (5), بودم (5), کنی (5), جاده (5), وبلاگ (4), داغ (4), بین (4), چهارم (4), افتاد (4), کاری (4), بیاورد (4), زمین (4), داخل (4), کردن (4), مهم (4), بوده (4), همیشه (4), آخر (4), بگیرد (4), بهتر (4), زیر (4), رود (4), عزدواج (4), طرف (4), امتحان (4), هفتم (4), اسم (4), منم (4), عقب (4), دربند (4), گوشی (4), شارژر (4), شوید (4), داره (4), stacy (4), تمام (4), جنگل (4), دور (4), دوستان (4), روی (4), سمت (4), تعریف (4), اومدم (4), اومد (4), blogfa (3), com (3), تصاویر (3), هدف (3), داد (3), داشت (3), متوجه (3), تواند (3), بدهد (3), بدهی (3), خود (3), کنیم (3), سفید (3), چشمان (3), آورد (3), لازم (3), انجام (3), برداشت (3), آنها (3), دارد (3), جوان (3), دیده (3), دستش (3), هستم (3), باشد (3), نگاه (3), داستان (3), چهارشنبه (3), واژه (3), صاحبخانه (3), میکند (3), میگوید (3), عید (3), حالا (3), دار (3), مجبور (3), خودش (3), زمینی (3), اند (3), خاله (3), قهر (3), خانومش (3), خرج (3), عروسی (3), مامانم (3), گوید (3), دیگه (3), صندلی (3), روز (3), عمه (3), چيزي (3), خدا (3), فريده (3), راستش (3), توي (3), بگم (3), خواستم (3), كجاي (3), تهران (3), چیه (3), موبایل (3), کوچک (3), بیمارستان (3), هستید (3), دکمه (3), زنگ (3), تخت (3), ثانیه (3), پرستار (3), خاطر (3), روي (3), نگران (3), کنه (3), واقعاً (3), موتور (3), خواب (3), دانشجویی (3), مثل (3), بـاد (3), بابل (3), ترم (3), همون (3), یهو (3), قدر (3), فرمون (3), استادی (3), سوژه (3), وطنی (3), ایران (3), دندون (2), نماینده (2), نظر (2), کلاس (2), آرشیو (2), ایجاد (2), امیدوارم (2), رسیدن (2), قدیمی (2), سوم (2), اینم (2), مطلب (2), ژاپن (2), زندگی (2), پول (2), گرفته (2), زیبایی (2), شنیدن (2), حرف (2), نشان (2), بخشیده (2), نیز (2), برود (2), آنجا (2), چیزی (2), دخترک (2), خواست (2), بودید (2), کردید (2), بینید (2), وجود (2), دهد (2), تقلب (2), تفاوت (2), تفکر (2), منطقی (2), بازی (2), افتاده (2), دیگر (2), گذاشته (2), نتیجه (2), مشکلات (2), هفته (2), مبارک (2), کشیده (2), مدرک (2), دختران (2), وسیله (2), امن (2), ایرانی (2), امار (2), گیر (2), خورده (2), میتوانید (2), مردی (2), جواب (2), حتمن (2), برایش (2), البته (2), سکه (2), اول (2), خوشبخت (2), چتر (2), یعنی (2), بخورند (2), خوریم (2), هنوز (2), ندارد (2), بسیار (2), بزرگی (2), اشق (2), کسی (2), آید (2), وقت (2), بزرگ (2), حال (2), پنج (2), انسان (2), بهم (2), واسه (2), نمره (2), باشه (2), مولوك (2), بهش (2), نميگم (2), ديگه (2), اگه (2), آدماي (2), امروز (2), كني (2), وحيد (2), زنت (2), چطور (2), چيه (2), مرسي (2), راستي (2), دارم (2), سلام (2), ۱۰سال (2), پیش (2), فیش (2), جدید (2), نداره (2), متاسفم (2), شارژ (2), لطفا (2), بدن (2), تان (2), کنار (2), فشار (2), دهید (2), وارد (2), اید (2), روشن (2), حتما (2), بخونش (2), اومدن (2), هست (2), کارنامه (2), واقعي (2), نيست (2), هاي (2), نباش (2), پيدا (2), خودمون (2), احساسات (2), هاش (2), فراوان (2), پاکت (2), جمع (2), جور (2), شدن (2), هشتم (2), دوران (2), قبول (2), دانشجوی (2), تحصیلات (2), دانشگاهی (2), آینده (2), بهتری (2), بسازد (2), کامتان (2), پشمک (2), شادی (2), قلب (2), گذشت (2), آمد (2), دیدن (2), اصلی (2), شوخی (2), عکس (2), صحبت (2), کردیم (2), همسرتون (2), قطع (2), ازش (2), دوستم (2), وسط (2), میشه (2), خاکی (2), بارون (2), رفتم (2), گرفتم (2), تند (2), صدا (2), خیس (2), ماشینو (2), نیگا (2), جلو (2), طور (2), نور (2), رفت (2), دره (2), دویدم (2), قهوه (2), واقعی (2), خبر (2), ینظر (2), ادخل (2), حفظنا (2), دعائی (2), پاس (2), مورد (2), اشتباه (2), دندان89 (2), کرمان, پیوندها, وحید, یعقوبی, محسن, رسولی, نیا, جواد, وزیری, نویسندگان, قوانین, گالری, یونیت, سنجی, علمی, اخبار, ادبی, طنز, سرگرمی, پیام, موضوعی, پیشین, عناوین, پست, الکترونیک, dentbabol89, yahoo, صمیمی, کلاسه, مارو, یاری, کنن, مطالب, جمله, دیکشنری, شیرازی, برین, تصاویری, سونامی, روزگاری, روستایی, زیادی, قرض, آرزوی, داشتند, طمعکار, پیشهاد, معامله, بخشد, دخترش, وحشت, کلاه, بردار, حسن, نیت, اصلا, خالی, اندازم, بسته, همسر, حاضر, نشود, جلوی, حین, تیزبینی, انداخت, نگفت, سپس, تصور, توصیه, داشتید, موقعیت, تجزیه, تحلیل, امکان, پیشنهاد, پدرش, نیافتد, شرایط, حکایت, ارزیابی, تفکری, اصطلاحا, جنبی, نامیده, معضل, توان, نتایج, گزینه, زیرک, برد, سرعت, ناشی, بدون, اینکه, وانمود, لغزیده, پیدا, انبوه, غیر, ممکن, چقدر, چلفتی, دربیاوریم, معلوم, رنگی, طبق, قرار, نتوانست, حیله, گری, اعتراف, شرطی, اجبار, پذیرفت, تظاهر, حیرت, 100, درصد, نفع, پیچیده, حقیقت, زاویه, مسایل, سرشار, افکار, ایده, مثبت, تصمیم, عاقلانه, مشکل, کوتاه, تقدیم, پیشاپیش, بیاده, کشی, تقاطعها, عابر, خواستگاری, عرض, اندام, آقایان, کاریابی, درس, عملی, رفع, بیکاری, جوانان, پسران, محیطی, آشنایی, دوستیابی, خارجی, مبادله, اطلاعات, واخبار, شناسی۳, میرود, راجع, وبچه, هایش, سوال, امارگیر, مسئله, جوابش, بگویید, ترتیب, اینو, بده, گرنه, نبود, رهم, اجاره, بالاست, رفته, پایین, خانوم, ترسید, ترسد, باغچه, درختی, درست, شکست, موقه, دعواست, آشتی, دعوا, کتک, دادگاه, شکایت, آیند, برند, کلی, خواهم, همان, قلکم, بشکنم, بدهم, بعدن, نروم, مهریه, وشیر, بلال, هیچ, ازافی, باعث, سخت, حرفش, شاید, حقوق, نتوانسته, تفافق, ایم, بجای, شام, چیپس, خلالی, نمکی, بدهیم, ارزان, خوشمزه, تراست, تازه, خوری, تواهم, مثلن, مان, لهاز, فکری, سالش, بخورد, بیشتر, هالیش, اصلن, کارشان, تلاغ, کوچکی, نکشیده, شوهرش, خواهد, شدی, برایت, گیرم, قول, تایش, داده, ناسرادین, شاه, کارهای, مامانش, اندازه, استادیوم, آزادی, مؤتقدم, اصولن, بابایمان, انشای, دبستانی, درباره, akheyyyyyyyyyyyyyyyyy, اینا, بگیریم, دستمون, خوره, بقیه, گرفتن, باي, اوووووووم, فريبرزو, نياريا, جان, نگين, بفهمه, پوستمو, ميكنه, عوضش, عمو, فريبز, آدرس, منو, ميدي, ميدونم, ديشب, بهتون, آخه, دونين, شمايين, چرا, نگفتين, قسطاي, مونده, بدي, مكانيكي, كردي, نشستي, تويي, خجالت, نميكشي, گفتي, ميخواي, بري, حسيني, فاميليه, كوچه, پلاك, خونمون, اونجاس, تجريش, ميشينيد, تجريشم, همينطور, هستين, wow, عالي, واقعا, آشناييتون, خوشبختم, فارق, التحصيل, رشته, گرافيك, سرين, فرانسه, فوق, ليسانس, مديريت, mit, تحصيلاتتون, مجردم, بله, كردين, مجردين, مادربزرگه, نازنينه, قشنگي, نازنين, خواهش, ميكنم, asl, pls, دفاع, مقابل, برگه, بگذارند, لباسهایتان, وارسی, کنند, تفتیش, بدنیتان, کردند, تجهیزاتتان, بگیرند, خنده, پسرا, خریدم, تولید, شرکت, سازنده, توافق, مشترکه, همکاراتون, نوکیا, مدل, نداریم, ببخشید, موبایلم, براش, بیارید, چشمهایتان, پاها, هایتان, بررسی, خوشحال, نگرفته, سالم, خواهید, تصادف, بستری, کارهایتان, مانده, عصبانی, زنید, مطمئن, باتری, گویید, کما, هروقت, بزن, دنيا, چيزهاي, بدتري, نسبت, مدرسه, ميزمه, دوسِت, tommy, بهت, يادآوري, جريانات, john, پاورقي, هيچ, کدوم, پسرت, عشق, زيادت, ببيني, مطمئنم, ديدارتون, گرديم, اونوقت, توني, نوه, لياقتش, سالمه, دونم, مراقبت, بشه, ضمن, دعا, کنيم, علم, بتونه, درماني, ايدز, مزرعه, هستن, کوکائينها, اکستازيهايي, خوايم, کسي, صدمه, نمي, زنه, کاريم, تجارت, کمک, حقيقت, ماريجوانا, داشتن, تعداد, زيادي, تريلي, کُلي, هيزم, زمستون, رؤياي, مشترک, داريم, تونيم, شاد, بشيم, حامله, لباسهاي, تنگ, سواريش, اينکه, سنش, خيلي, بيشتره, دونستم, نخواهي, پذيرفت, تيزبيني, خالکوبي, معرکه, مادر, بگيرم, نويسم, دوست, جديدم, فرار, جلوي, رويارويي, اندوه, افسوس, برايت, عزيزم, لرزان, نامه, خوند, روش, بدترين, پيش, داوري, ذهني, دستان, کاملاً, مرتب, چيز, بالش, پسرش, تعجب, ديد, سالهای, گذرگاه, کاماندارا, کنکور, صعود, حسرت, قبل, شناسی۴, اولی, دومی, بتواند, شناسی۵, یکشنبه, نهم, قشنگه, فقر, دوم, نقل, استخر, خنــــده, کارتان, جست, خیز, پشتک, دلتان, نشاط, مشت, سیلی, گلدان, میزتان, سنبـــــل, ارغوان, میخک, پــــول, جدیـد, بانک, کیف, قلک, غصه, کهنه, دستجمعی, قلبتان, جمعتان, گـــرم, خطه, کُنارک, بــاد, گونـــه, پاکتـان, عیـــد, سرخ, رنگین, لواشک, هیکل, درشت, شمـا, لبـاس, تمیـزتان, تـک, بــــاد, نـو, مبـارک, نقـل, باشــــــــــــــــه, شـــــور, بــــــرکت, ســـــــلامتی, مخصوصا, شــــــادی, خوش, شماها, نمیدونم, امیــــــدوارم, سالی, بودیم, تبریــــــــــک, ویژه, درود, گلـــــم, وظیفه, میدونستم, آغاز, نقطه, چین, استاد, ماا, خودشم, نمیفهمه, میگه, تصویر, قدم, برید, دوازدهم, اولش, مُرد, العمل, لبخندی, زند, شانه, گذارد, تدریج, دیوار, تکیه, سرش, گیج, چشمانش, سیاهی, تلاش, نجاتبدیم, علت, شدت, ضربه, نخاع, فلج, ماناچار, شدیم, چشم, تخلیه, آخرعمر, پرستاری, لوله, مخصوص, غذا, بدی, جابجاش, حمومش, زیرش, تمیز, باهاش, تونه, حرفبزنه, حنجره, آسیب, جراح, لباس, سبز, رنگ, خارج, میشود, نفسش, سینه, حبس, چهرهای, آشفته, راهروی, ایستاده, مضطرب, انتهای, کادر, تابلوی, عمل, دکتری, سیزدهم, هفدهم, موقع, برگشتن, پدری, شمال, اردبیل, جای, بیاد, یاد, باباش, صفا, تره, طوری, احمق, بابام, باور, پیچیدم, کیلومتر, ماشینم, خاموش, نمیشد, گرفت, یکمی, بینم, ارم, افتادم, راست, مسیرم, دادم, حسابی, صدایی, برگشتم, آرام, بغل, دستم, وایساد, معطلی, پریدم, توش, نبودم, سرم, آوردم, تشکر, هیشکی, پشت, ترسیدم, داشتم, جفت, نکرده, رعد, برق, پیچ, جلومونه, تنم, تونستم, جیغ, بکشم, نزدیک, بابا, بیامرزم, چشمم, پنجره, چرخوند, نفهمیدم, مدت, دفعه, کوه, پیچوند, نوری, تردید, ندادم, انداختم, هوا, آورده, آبادی, ولو, شدم, هوش, جریان, تموم, ساکت, بودند, نفر, یکیشون, ممد, احمقیه, داشتیم, دادیم, سوار, برام, قسم, خورد, واقعیه, ماجرای, کاملا, میخوایین, طریقه, گفتن, ناگوارو, بدین, مطلبو, ندین, ناگوار, syahsefid, آمین, العالمین, راضیاْ, رضائک, حداقل, بیستی, قلم, غلط, صحیفته, امتحانی, مراقب, تقلبی, محبتی, مغزی, مشروطی, ترمان, باقیه, ترٍ, جاریه, پاساْ, ترمی, نمرتاْ, دهی, گاهاْ, دوازدهی, یسمع, کلامی, استجب, ذکر, دعاهای, دیگری, قبلی, علاقه, مندان, توجه, شروع, امتخانات, خدمت, ارائه, نمایم, واقع, گردد, دعای, بعضیشون, جالبن, http, operation89, comمنبع, همگی, هستند, پانزدهم, بزنید, توکیو, رییس, ببین, کجا, کجاست, نظرتون,


Text of the page (random words):
وشته نوشته شده در دوشنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 14 24 توسط احسان ذبیحی ماجرای کاملا واقعی این داستان رو دوستم برام تعریف کرده و قسم می خورد که واقعیه دوستم تعریف می کرد که یک شب موقع برگشتن از ده پدری تو شمال طرف اردبیل جای این که از جاده اصلی بیاد یاد باباش افتاده که می گفت جاده قدیمی با صفا تره و از وسط جنگل رد میشه این طوری تعریف می کنه من احمق حرف بابام رو باور کردم و پیچیدم تو خاکی ٢٠ کیلومتر از جاده دور شده بودم که یهو ماشینم خاموش شد و هر کاری کردم روشن نمیشد وسط جنگل داره شب میشه نم بارون هم گرفت اومدم بیرون یکمی با موتور ور رفتم دیدم نه می بینم نه از موتور ماشین سر در می ارم راه افتادم تو دل جنگل راست جاده خاکی رو گرفتم و مسیرم رو ادامه دادم دیگه بارون حسابی تند شده بود با یه صدایی برگشتم دیدم یه ماشین خیلی آرام و بی صدا بغل دستم وایساد من هم بی معطلی پریدم توش این قدر خیس شده بودم که به فکر این که توی ماشینو نیگا کنم هم نبودم وقتی روی صندلی عقب جا گرفتم سرم رو آوردم بالا واسه تشکر دیدم هیشکی پشت فرمون و صندلی جلو نیست خیلی ترسیدم داشتم به خودم می اومدم که ماشین یهو همون طور بی صدا راه افتاد هنوز خودم رو جفت و جور نکرده بودم که تو یه نور رعد و برق دیدم یه پیچ جلومونه تمام تنم یخ کرده بود نمی تونستم حتی جیغ بکشم ماشین هم همین طور داشت می رفت طرف دره تو لحظه های آخر خودم رو به خدا این قدر نزدیک دیدم که بابا بزرگ خدا بیامرزم اومد جلو چشمم تو لحظه های آخر یه دست از بیرون پنجره اومد تو و فرمون رو چرخوند به سمت جاده نفهمیدم چه مدت گذشت تا به خودم اومدم ولی هر دفعه که ماشین به سمت دره یا کوه می رفت یه دست می اومد و فرمون رو می پیچوند از دور یه نوری رو دیدم و حتی یک ثانیه هم تردید به خودم راه ندادم در رو باز کردم و خودم رو انداختم بیرون این قدر تند می دویدم که هوا کم آورده بودم دویدم به سمت آبادی که نور ازش می اومد رفتم توی قهوه خونه و ولو شدم رو زمین بعد از این که به هوش اومدم جریان رو تعریف کردم وقتی تموم شد تا چند ثانیه همه ساکت بودند یهو در قهوه خونه باز شد و دو نفر خیس اومدن تو یکیشون داد زد ممد نیگا این همون احمقیه که وقتی ما داشتیم ماشینو هل می دادیم سوار ماشین ما شده بود نوشته شده در چهارشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 18 8 توسط فاطمه باغبانی به نظر شما داره به چی نگاه می کنه نوشته شده در شنبه سیزدهم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 14 34 توسط فاطمه باغبانی شوخی دکتری مردی جوان در راهروی بیمارستان ایستاده نگران و مضطرب در انتهای کادر در بزرگی دیده می شود با تابلوی اتاق عمل چند لحظه بعد در اتاق باز و دکتر جراح با لباس سبز رنگ از آن خارج میشود مرد نفسش را در سینه حبس می کند دکتر به سمت او می رود مرد با چهرهای آشفته به او نگاه می کند دکتر واقعاً متاسفم ما تمام تلاش خودمون رو کردیم تا همسرتون رو نجاتبدیم اما به علت شدت ضربه نخاع قطع شده و همسرتون برای همیشه فلج شده ماناچار شدیم هر دو پا رو قطع کنیم چشم چپ رو هم تخلیه کردیم باید تا آخرعمر ازش پرستاری کنی با لوله مخصوص بهش غذا بدی روی تخت جابجاش کنی حمومش کنی زیرش رو تمیز کنی و باهاش صحبت کنی اون حتی نمی تونه حرفبزنه چون حنجره اش آسیب دیده با شنیدن صحبت های دکتر به تدریج بدن مرد شل می شود به دیوار تکیه می دهد سرش گیج می رود و چشمانش سیاهی می رود با دیدن این عکس العمل دکتر لبخندی می زند و دستش را روی شانه مرد می گذارد دکتر هه نگران نباش شوخی کردم زنت همون اولش مُرد نوشته شده در جمعه دوازدهم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 10 55 توسط احسان ذبیحی چی می بینید برای دیدن تصویر اصلی چند قدم برید عقب تر نوشته شده در جمعه پنجم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 15 46 توسط فاطمه باغبانی این مثل استاد ماا که خودشم نمیفهمه چی میگه پر کردن اون نقطه چین با شما نوشته شده در پنجشنبه چهارم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 17 22 توسط احسان ذبیحی عید آمد و عید آمد با درود فراوان به همه دوستان گلـــــم فقط وظیفه خودم میدونستم آغاز سال جدید رو به همه شما یه تبریــــــــــک ویژه بگم توی این یه ترم و خورده ای که با هم بودیم به من خیلی خوش گذشت شماها رو نمیدونم امیــــــدوارم سال ۱۳۹۰ سالی پر از شــــــادی و شـــــور بــــــرکت و ســـــــلامتی برای همه ایرانی ها مخصوصا بچه های گل دندون ۸۹ بابل باشــــــــــــــــه دوستان سال نـو مبـارک بـاد کامتان مثل نقـل و پشمک بـاد هیکل کوچک و درشت شمـا در لبـاس تمیـزتان تـک بــــاد گونـــه پاکتـان ز شادی عیـــد سرخ و رنگین تر از لواشک باد جمعتان جمع و قلب های شما گـــرم چون خطه کُنارک بــاد غصه سال کهنه هر چه که هست دستجمعی ز قلبتان دک بـاد پــــول های شما به سال جدیـد داخل بانک و کیف و قلک باد توی گلدان میزتان هر روز سنبـــــل و ارغوان و میخک باد دلتان پر نشاط و روی شما دور از مشت و سیلی و چک باد توی استخر شادی و خنــــده کارتان جست و خیز و پشتک باد دوستان سال نو مبارک باد کامتان مثل نقل و پشمک باد نوشته شده در سه شنبه دوم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 12 17 توسط احسان ذبیحی فقر چیه حتما بخونش خیلی قشنگه ادامه نوشته نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 9 39 توسط احسان ذبیحی واژه شناسی۵ دانشجوی سال اولی دانشجویی که فکر می کند با تحصیلات دانشگاهی می تواند آینده بهتری برای خودش بسازد دانشجوی سال دومی دانشجویی که فکر نمی کند با تحصیلات دانشگاهی بتواند آینده بهتری برای خودش بسازد ادامه نوشته نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 22 22 توسط احسان ذبیحی واژه شناسی۴ دوران قبل از دانشگاه حسرت قبول شدن در دانشگاه صعود کنکور گذرگاه کاماندارا دوران دانشجویی سالهای دور از خانه ادامه نوشته نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 22 15 توسط احسان ذبیحی کارنامه پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسرش بود با تعجب ديد که تخت خواب کاملاً مرتب و همه چيز جمع و جور شده يک پاکت هم به روي بالش گذاشته شده و روش نوشته بود پدر با بدترين پيش داوري هاي ذهني پاکت رو باز کرد و با دستان لرزان نامه رو خوند پدر عزيزم با اندوه و افسوس فراوان برايت مي نويسم من مجبور بودم با دوست دختر جديدم فرار کنم چون مي خواستم جلوي يک رويارويي با مادر و تو رو بگيرم من احساسات واقعي رو با stacy پيدا کردم او واقعاً معرکه است اما مي دونستم که تو اون رو نخواهي پذيرفت به خاطر تيزبيني هاش خالکوبي هاش لباسهاي تنگ موتور سواريش و به خاطر اينکه سنش از من خيلي بيشتره اما فقط احساسات نيست پدر اون حامله است stacy به من گفت ما مي تونيم شاد و خوشبخت بشيم اون يک تريلي توي جنگل داره و کُلي هيزم براي تمام زمستون ما يک رؤياي مشترک داريم براي داشتن تعداد زيادي بچه stacy چشمان من رو به روي حقيقت باز کرد که ماريجوانا واقعاً به کسي صدمه نمي زنه ما اون رو براي خودمون مي کاريم و براي تجارت با کمک آدماي ديگه اي که توي مزرعه هستن براي تمام کوکائينها و اکستازيهايي که مي خوايم در ضمن دعا مي کنيم که علم بتونه درماني براي ايدز پيدا کنه و stacy بهتر بشه اون لياقتش رو داره نگران نباش پدر من 15 سالمه و مي دونم چطور از خودم مراقبت کنم يک روز مطمئنم که براي ديدارتون بر مي گرديم اونوقت تو مي توني نوه هاي زيادت رو ببيني با عشق پسرت john پاورقي پدر هيچ کدوم از جريانات بالا واقعي نيست من بالا هستم تو خونه tommy فقط مي خواستم بهت يادآوري کنم که در دنيا چيزهاي بدتري هم هست نسبت به کارنامه مدرسه که روي ميزمه دوسِت دارم هروقت براي اومدن به خونه امن بود بهم زنگ بزن نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 22 26 توسط فاطمه باغبانی داستان کما حتما تا آخر بخونش چشمهایتان را باز می کنید متوجه می شوید در بیمارستان هستید پاها و دست هایتان را بررسی می کنید خوشحال می شوید که بدن تان را گچ نگرفته اند و سالم هستید دکمه زنگ کنار تخت را فشار می دهید چند ثانیه بعد پرستار وارد اتاق می شود و سلام می کند به او می گویید گوشی موبایل تان را می خواهید از این که به خاطر یک تصادف کوچک در بیمارستان بستری شده اید و از کارهایتان عقب مانده اید عصبانی هستید پرستار موبایل را می آورد دکمه آن را می زنید اما روشن نمی شود مطمئن می شوید باتری اش شارژ ندارد دکمه زنگ را فشار می دهید پرستار می آید ببخشید من موبایلم شارژ نداره می شه لطفا یه شارژر براش بیارید متاسفم شارژر این مدل گوشی رو نداریم یعنی بین همکاراتون کسی شارژر فیش کوچک نوکیا نداره از ۱۰سال پیش دیگه تولید نمی شه شرکت های سازنده موبایل برای یک فیش شارژر جدید به توافق رسیدن که در همه گوشی ها مشترکه ۱۰سال چیه من این گوشی رو هفته پیش خریدم ادامه نوشته نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 22 24 توسط فاطمه باغبانی تصاویر خنده دار از تقلب کردن پسرا در امتحان ا حتی اگر تجهیزاتتان را بگیرند حتی اگر تفتیش بدنیتان کردند تک تک لباسهایتان را وارسی کنند و شما را بی دفاع مقابل برگه امتحان بگذارند باز هم میتوانید نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 22 6 توسط فاطمه باغبانی چت دختر سلام خواهش ميكنم asl pls پسر تهران وحيد 26 و شما دختر تهران نازنين 22 پسر چه اسم قشنگي اسم مادربزرگه منم نازنينه دختر مرسي شما مجردين پسر بله شما چي ازدواج كردين دختر نه منم مجردم راستي تحصيلاتتون چيه پسر من فوق ليسانس مديريت از دانشگاه mit دارم شما چي دختر من فارق التحصيل رشته گرافيك از دانشگاه سرين فرانسه هستم پسر wow چه عالي واقعا از آشناييتون خوشبختم دختر مرسي منم همينطور راستي شما كجاي تهران هستين پسر من بچه تجريشم شما چي دختر ما هم خونمون اونجاس شما كجاي تجريش ميشينيد پسر خيابون دربند شما چي دختر خيابون دربند كجاي خيابون دربند پسر خيابون دربند خيابون كوچه پلاك شما چي دختر اسم فاميليه شما چيه پسر من حسيني چطور دختر چي وحيد تويي خجالت نميكشي چت مي كني تو كه گفتي امروز با زنت ميخواي بري قسطاي عقب مونده ي خونه رو بدي مكانيكي رو ول كردي نشستي چت مي كني پسر عمه مولوك شمايين چرا از اول نگفتين راستش راستش ديشب مي خواستم بهتون بگم امروز با فريده آخه مي دونين دختر راستش چي حالا آدرس خونه منو به آدماي توي چت ميدي ميدونم به فريده چي بگم پسر عمه جان تو رو خدا نه به فريده چيزي نگين اگه بفهمه پوستمو ميكنه عوضش منم به عمو فريبز چيزي نميگم دختر اوووووووم خب باشه چيزي بهش نميگم ديگه اسم فريبرزو نياريا پسر باشه عمه مولوك باي نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 21 13 توسط فاطمه باغبانی راه های نمره گرفتن در روز امتحان بقیه ی تصاویر در ادامه ی مطلب ادامه نوشته نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 22 1 توسط فاطمه باغبانی دی نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 21 27 توسط فاطمه باغبانی یکی از اینا واسه دانشگاه بگیریم دیگه زیر صندلی دستمون به چیزی نمی خوره نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 21 24 توسط فاطمه باغبانی akheyyyyyyyyyyyyyyyyy نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 21 1 توسط فاطمه باغبانی انشای یک بچه دبستانی درباره ی ازدواج من و دختر خاله ام ساناز خیلی بهم می خوریم هر وقت من یک کار خوب می کنم مامانم به من می گوید بزرگ که شدی برایت یک زن خوب می گیرم تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است حتمن ناسرادین شاه خیلی کارهای خوب می کرده که مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود ولی من مؤتقدم که اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود چون بابایمان همیشه می گوید مشکلات انسان را آدم می کند در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند مثلن من و ساناز دختر خاله مان خیلی به هم می خوریم از لهاز فکری هم دو طرف باید به هم بخورند ساناز چون سه سالش است هنوز فکر ندارد که به من بخورد ولی مامانم می گوید این ساناز از تو بیشتر هالیش می شود در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست چه بسیار آدم های بزرگی بوده اند که کارشان به تلاغ کشیده شده و چه بسیار آدم های کوچکی که نکشیده شده مهم اشق است اگر اشق باشد دیگر کسی از شوهرش سکه نمی خواهد و دایی مختار هم از زندان در می آید من تا حالا کلی سکه جم کرده ام و می خواهم همان اول قلکم را بشکنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم مهریه وشیر بلال هیچ کس را خوشبخت نمی کند همین خرج های ازافی باعث می شود که زندگی سخت بشود و سر خرج عروسی دایی مختار با پدر خانومش حرفش بشود دایی مختار می گفت پدر خانومش چتر باز بود خوب شاید حقوق چتر بازی خیلی کم بوده که نتوانسته خرج عروسی را بدهد البته من و ساناز تفافق کرده ایم که بجای شام عروسی چیپس و خلالی نمکی بدهیم هم ارزان تر است هم خوشمزه تراست تازه وقتی می خوری خش خش هم می کند اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است و گرنه آدم مجبور می شود خودش خانه بگیرد زن دایی مختار هم خانه دار نبود و دایی مختار مجبور شد یک زیر زمینی بگیرد می گفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پایین اما خانوم دایی مختار هم می خواست برود بالا حتمن از زیر زمینی می ترسید ساناز هم از زیر زمینی می ترسد برای همین هم برایش توی باغچه یک خانه درختی درست کردم اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شکست از آن موقه خاله با من قهر است قهر بهتر از دعواست آدم وقتی قهر می کند بعد آشتی می کند ولی اگر دعوا کند بعد کتک کاری می کند بعد خانومش می رود دادگاه شکایت می کند بعد می آیند دایی مختار را می برند زندان البته زندان آدم را مرد می کند عزدواج هم آدم را مرد می کند اما آدم با عزدواج مرد بشود خیلی بهتر است نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 20 26 توسط فاطمه باغبانی مردی اینو جواب بده یک امار گیر میرود در یک خانه و راجع به صاحبخانه وبچه هایش سوال میکند صاحبخانه میگوید امارگیر یه خورده فکر میکند و میگوید صاحبخانه میگوید و امار گیر مسئله را حل میکند حالا شما میتوانید بگویید سن بچه ها به ترتیب چند بوده است جوابش آخر عید ادامه نوشته نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 22 21 توسط احسان ذبیحی واژه شناسی۳ چت خارجی ها مبادله اطلاعات واخبار چت ایرانی ها دوستیابی دانشگاه محیطی امن برای آشنایی دختران و پسران درس عملی برای رفع بیکاری جوانان مدرک آقایان وسیله ای برای کاریابی مدرک دختران وسیله ای برای عرض اندام در شب خواستگاری خط عابر بیاده خط کشی که برای زیبایی در سر تقاطعها کشیده می شود ادامه نوشته نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 21 11 توسط احسان ذبیحی اینم تقدیم به بچه های گل کلاس سال نو پیشاپیش مبارک نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 16 30 توسط فاطمه باغبانی داستان کوتاه مشکل و راه حل روزگاری یک کشاورز در روستایی زندگی می کرد که باید پول زیادی را که از یک پیرمرد قرض گرفته بود پس می داد کشاورز دختر زیبایی داشت که خیلی ها آرزوی ازدواج با او را داشتند وقتی پیرمرد طمعکار متوجه شد کشاورز نمی تواند پول او را پس بدهد پیشهاد یک معامله کرد و گفت اگر با دختر کشاورز ازدواج کند بدهی او را می بخشد و دخترش از شنیدن این حرف به وحشت افتاد و پیرمرد کلاه بردار برای این که حسن نیت خود را نشان بدهد گفت اصلا یک کاری می کنیم من یک سنگریزه سفید و یک سنگریزه سیاه در کیسه ای خالی می اندازم دختر تو باید با چشمان بسته یکی از این دو را بیرون بیاورد اگر سنگریزه سیاه را بیرون آورد باید همسر من بشود و بدهی بخشیده می شود و اگر سنگریزه سفید را بیرون آورد لازم نیست که با من ازدواج کند و بدهی نیز بخشیده می شود اما اگر او حاضر به انجام این کار نشود باید پدر به زندان برود این گفت و گو در جلوی خانه کشاورز انجام شد و زمین آنجا پر از سنگریزه بود در همین حین پیرمرد خم شد و دو سنگریزه برداشت دختر که چشمان تیزبینی داشت متوجه شد او دو سنگریزه سیاه از زمین برداشت و داخل کیسه انداخت ولی چیزی نگفت سپس پیرمرد از دخترک خواست که یکی از آنها را از کیسه بیرون بیاورد تصور کنید اگر شما آنجا بودید چه کار می کردید چه توصیه ای برای آن دختر داشتید اگر خوب موقعیت را تجزیه و تحلیل کنید می بینید که سه امکان وجود دارد 1ـ دختر جوان باید آن پیشنهاد را رد کند 2ـ هر دو سنگریزه را در بیاورد و نشان دهد که پیرمرد تقلب کرده است 3ـ یکی از آن سنگریزه های سیاه را بیرون بیاورد و با پیرمرد ازدواج کند تا پدرش به زندان نیافتد لحظه ای به این شرایط فکر کنید هدف این حکایت ارزیابی تفاوت بین تفکر منطقی و تفکری است که اصطلاحا جنبی نامیده می شود معضل این دختر جوان را نمی توان با تفکر منطقی حل کرد به نتایج هر یک از این سه گزینه فکر کنید اگر شما بودید چه کار می کردید و این کاری است که آن دختر زیرک انجام داد دست خود را به داخل کیسه برد و یکی از آن دو سنگریزه را برداشت و به سرعت و با ناشی بازی بدون اینکه سنگریزه دیده بشود وانمود کرد که از دستش لغزیده و به زمین افتاده پیدا کردن آن سنگریزه در بین انبوه سنگریزه های دیگر غیر ممکن بود در همین لحظه دخترک گفت آه چقدر من دست و پا چلفتی هستم اما مهم نیست اگر سنگریزه ای را که داخل کیسه است دربیاوریم معلوم می شود سنگریزه ای که از دست من افتاد چه رنگی بوده است و چون سنگریزه ای که در کیسه بود سیاه بود پس باید طبق قرار آن سنگریزه سفید باشد آن پیرمرد هم نتوانست به حیله گری خود اعتراف کند و شرطی را که گذاشته بود به اجبار پذیرفت و دختر نیز تظاهر کرد که از این نتیجه حیرت کرده است نتیجه ای که 100 درصد به نفع آنها بود 1ـ همیشه یک راه حل برای مشکلات پیچیده وجود دارد 2ـ این حقیقت دارد که ما همیشه از زاویه خوب به مسایل نگاه نمی کنیم 3ـ هفته شما می تواند سرشار از افکار و ایده های مثبت و تصمیم های عاقلانه باشد نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 16 13 توسط فاطمه باغبانی تصاویری از سونامی ژاپن برین تو ادامه ی مطلب ادامه نوشته نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۸۹ ساعت...
Thumbnail images (randomly selected): * Images may be subject to copyright.GREEN status (no comments)
  • www.3jokes.com - عکس، کلی...
  • 145885_282.jpg
  • تصاویر خنده دار از تقلب ک...
  • تصاویر خنده دار از تقلب ک...
  • تصاویر خنده دار از تقلب ک...
  • تصاویر خنده دار از تقلب ک...
  • تصاویر خنده دار از تقلب ک...
  • www.3jokes.com - عکس، کلی...
  • www.3jokes.com - عکس، کلی...
  • www.3jokes.com - عکس، کلی...
  • Uai89 - H.LUCK.N
  • 3jokes happy new year 21
  • www.3jokes.com - عکس، کلی...
  • یزید این چه کاری بود کردی...

Verified site has: 50 subpage(s). Do you want to verify them? Verify pages:

1-5 6-10 11-15 16-20 21-25 26-30 31-35 36-40 41-45 46-50


The site also has 2 references to external domain(s).

 3jokes.com  Verify  zibasazi.bahar-20.com  Verify


Top 50 hastags from of all verified websites.

Supplementary Information (add-on for SEO geeks)*- See more on header.verify-www.com

Header

HTTP/1.1 301 Moved Permanently
Date Tue, 22 Sep 2026 02:17:01 GMT
Content-Type text/html; charset=utf-8
Transfer-Encoding chunked
Connection close
Location htt????/dentbabol89.blogfa.com/
Server cloudflare
cf-cache-status DYNAMIC
Report-To group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=5JgN8GZSaLEaZw0YQDe10T3kk3O5HvlS%2BCCrI1W2tvcRR3v3teRlvAeWlhMI9G88jEh4pdPYslJ3BGHr9j9UoYmGKqLop67ovAZFv1NL5uuAkm3VPuwcRQqNv%2ByuRNN%2B3QXuaHaQIvRE ]
Nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
CF-RAY a3edcf980ab8c891-AMS
alt-svc h3= :443 ; ma=86400
HTTP/2 200
date Tue, 22 Sep 2026 02:17:01 GMT
content-type text/html; charset=utf-8
cache-control private
nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
vary Accept-Encoding
server cloudflare
cf-cache-status DYNAMIC
report-to group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=FGdXH1yi%2FAjinvMwIuJUXj%2BB0LzzMWwK5NqOsvuy8VNP9P4ZO8FJJa9%2F25URqxSqcMWX%2Fk2Dy3VaNuBAzejm94YmULBO1j0o9wX1O7soDZ5PP4JZ2nHeW5uVB1HQZs0LJkIukxUmrFNO ]
content-encoding gzip
cf-ray a3edcf98db240082-CDG
alt-svc h3= :443 ; ma=86400

Meta Tags

title="89"
http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"
name="viewport" content="width=device-width, initial-scale=1"
http-equiv="content-language" content="fa"
name="description" content="بچه های دندان89 بابل"
name="generator" content="blogfa.com"
property="og:title" content="بچه های دندان89 بابل"
property="og:site_name" content="بچه های دندان89 بابل"
property="og:description" content="بچه های دندان89 بابل"

Load Info

page size78342
load time (s)0.452633
redirect count1
speed download34194
server IP 188.114.97.2
* all occurrences of the string "http://" have been changed to "htt???/"