If you are not sure if the website you would like to visit is secure, you can verify it here. Enter the website address of the page and see parts of its content and the thumbnail images on this site. None (if any) dangerous scripts on the referenced page will be executed. Additionally, if the selected site contains subpages, you can verify it (review) in batches containing 5 pages.
favicon.ico: dideha.blogfa.com - .

site address: dideha.blogfa.com redirected to: dideha.blogfa.com

site title: ...

Our opinion (on Sunday 23 August 2026 15:00:32 UTC):

website (probably) only for adults * website (probably) only for adults ! YELLOW status (not for everyone) - not for everyone
After content analysis of this website we propose the following hashtags:



Meta tags:
description=هو الشافی تک نوشته های یک دانشجوی طب!!;

Headings (most frequently used words):

نوشته, های, یک, طب, که, هو, الشافی, تک, دانشجوی, نقشی, دوستش, دارم, آفرینش, آهن, 23, 22, آلزایمر, مقدس, افسردگی, انصاف, ملغمه, ای, به, نام, دین, هنر, شنیدن, دختر, یا, پسر, سل, روزی, سوختم, مرده, شور, ابو, زید, آباد, پزشک, پیشین, آرشیو, موضوعی, پیوندها,

Text of the page (most frequently used words):
بود (37), این (36), شده (24), ۱۳۹۰ (23), نقش (22), نوشته (20), برای (17), خدا (17), ساعت (17), #دانشجو (17), توسط (16), توی (16), است (15), ولی (14), همه (14), های (13), پیش (13), بیمار (12), نمی (11), فکر (11), ۱۳۸۷ (10), خیلی (10), نام (10), روز (10), کرده (10), کرد (10), پزشک (9), کردم (9), مرده (9), مورد (9), افسردگی (9), اگه (8), اینکه (8), بودند (8), چقدر (8), خود (8), آبان (7), تیر (7), فقط (7), اون (7), همین (7), شور (7), چند (7), اول (7), هیچ (7), حال (6), اسفند (6), مرداد (6), ۱۳۸۶ (6), مهر (6), شنبه (6), حالا (6), داشت (6), کسی (6), یکی (6), وقتی (6), نگران (6), کنم (6), خوب (6), بیماری (6), انگار (6), نقشی (6), پزشکی (5), شهریور (5), ۱۳۸۹ (5), لطف (5), بهم (5), نزدیک (5), اونجا (5), داره (5), مثل (5), توضیح (5), بعد (5), باید (5), سعی (5), شود (5), مصرف (5), بودن (5), دختر (5), مادرش (5), چیز (5), خانم (5), کنی (5), کردن (4), چهارشنبه (4), آباد (4), دوستم (4), البته (4), کار (4), اگر (4), روی (4), مرکز (4), رفته (4), کنه (4), بخش (4), شدم (4), داشتم (4), باز (4), پدرش (4), مهم (4), بودیم (4), کنیم (4), دادم (4), شکر (4), دارم (4), دارد (4), سرطان (4), ساله (4), هنوز (4), هفته (4), پسر (4), شدن (4), جامعه (4), میشه (4), دیده (3), وبلاگ (3), طبیب (3), بزرگ (3), راه (3), قبل (3), چون (3), ابوزید (3), شهر (3), بیشتر (3), خاطر (3), کاملا (3), زبان (3), خواب (3), سراغ (3), باشیم (3), بنده (3), ترس (3), بهش (3), پیرمرد (3), دقیقه (3), مامایی (3), اتاق (3), حالی (3), ماه (3), همگی (3), عفونی (3), بودم (3), دید (3), چشم (3), پوست (3), باشد (3), زنگ (3), مطب (3), هردو (3), دکتر (3), احساس (3), درمان (3), یعنی (3), جلوی (3), دوباره (3), اما (3), مشاور (3), دوشنبه (3), کننده (3), بهترین (3), مشاوره (3), بیماریشون (3), راههای (3), میکنه (3), خواست (3), مراجعه (3), سال (3), خواهر (3), بگذریم (3), بچه (3), هستند (3), داده (3), دنیا (3), مرگ (3), بوتولیسم (3), کردید (3), انسان (3), پاک (3), متفاوته (3), وانمود (3), دانشجوی (2), آرشیو (2), موضوعی (2), ۱۳۸۵ (2), آذر (2), اردیبهشت (2), خرداد (2), بهمن (2), فروردین (2), ۱۳۹۱ (2), ۱۳۹۲ (2), خانه (2), هستم (2), اوست (2), دلم (2), کردی (2), کمتر (2), فرصت (2), زندگی (2), بندگی (2), باشم (2), بینم (2), خودم (2), دیگر (2), نیستم (2), دفاع (2), کارهای (2), رفتم (2), جای (2), گویش (2), خاص (2), درست (2), واقعا (2), مشکلی (2), نتیجه (2), دیدیم (2), میده (2), تعبیر (2), دردسر (2), همون (2), مطالعه (2), پرونده (2), اهالی (2), پشت (2), مسجد (2), ازش (2), عمومی (2), سلامت (2), بشه (2), خلاصه (2), ترک (2), تنها (2), خانواده (2), نماز (2), شکایت (2), گریه (2), برام (2), داد (2), رسید (2), کلی (2), گربه (2), بسته (2), خودش (2), فرهنگ (2), اولین (2), چراغ (2), داشتند (2), روشن (2), موضوع (2), مانده (2), چرا (2), چیزی (2), چشمم (2), سرد (2), فهمیدم (2), صورتم (2), مردم (2), آسیب (2), انقدر (2), سراغم (2), ماشین (2), مثبت (2), بینایی (2), خوبی (2), خبر (2), پدر (2), پیدا (2), کنند (2), انگ (2), گرفت (2), برایشان (2), ناراحت (2), شدیم (2), نشده (2), میکنم (2), رعایت (2), يَشَاءُ (2), بخواهد (2), دهد (2), وقتیه (2), صدای (2), عنوان (2), شروع (2), جوانی (2), تغذیه (2), ماهی (2), گفت (2), رشد (2), دیروز (2), تماس (2), گرفته (2), هنر (2), شنیدن (2), اکثر (2), بیماران (2), براشون (2), وقت (2), بیشتری (2), بده (2), ضمن (2), درگیر (2), دوم (2), کمک (2), سوال (2), همسر (2), شیشه (2), الکل (2), دیگری (2), خوره (2), فوت (2), ارتباط (2), اقوام (2), مسری (2), همیشه (2), خواهند (2), افراد (2), ترین (2), روحی (2), فرد (2), تواند (2), بروز (2), شاید (2), موارد (2), نفر (2), مشکل (2), سالن (2), عملا (2), اورژانس (2), کمی (2), منتقل (2), مقدس (2), یکشنبه (2), آلزایمر (2), بیدار (2), شنیده (2), انجام (2), وسواس (2), پنج (2), آلوده (2), خونی (2), آهن (2), موجودات (2), داشتیم (2), مختلفی (2), آفرینش (2), دوستش (2), داشته (2), مادر (2), جدیدت (2), اصلا (2), جود (2), دوست (2), ثابت (2), میکردم (2), الشافی (2), blogfa, com, سکوت, گاه, متفکر, مستوری, دفتر, خاطرات, شرح, ناتانائیل, غایةآمال, العارفین, سینه, سرخ, پیوندها, حرف, گفتنی, ۱۳۸۸, پیشین, عناوین, پست, الکترونیک, پروفایل, مدیر, هوالشافی, اهل, تهران, همان, اگرچه, حقیقی, واسطه, کوچک, دونم, عنایت, فرصتو, دادی, یادم, بمونه, بزرگه, آدمهایی, گردن, بهشون, تری, سهیم, شما, انداختم, گاهی, چیزایی, تلنگر, بزنم, یاعلی, مطالب, قدیمی, علی, پزشکم, مسئولیت, سنگینی, عهده, پایان, نامه, مجبور, بورم, برم, کاشان, برگردم, جایی, واسه, موندن, نداشتم, برنگشتم, روستای, طرحش, گذرونه, خاصی, مردمش, ورودی, کهن, پارسی, خوش, آمدید, قطعا, بومیان, امریکای, لاتین, آوردم, آنها, گیری, اخلاقی, غسل, تکاپو, نیفتیم, نریم, مستقیما, وارد, مذاکره, بشیم, لااقل, خوابمون, نینداخته, وکیل, اومده, ظاهرا, اونو, شوره, لرز, روحانی, روستا, گفته, بیخودی, ترسی, برو, خواهش, حمام, بشوره, ترست, بریزه, خوابت, کارو, غسالخانه, میارن, خلاطه, گرده, بینه, سکته, کوما, عجیبی, دار, بهداشتی, درمانی, نسبتا, درمانگاه, آزمایشگاه, دندانپزشکی, طور, خندید, تعریف, چظور, خارج, اداری, بوده, رسونده, قلو, زایمان, الحق, اند, ابو, زید, طرح, پرسنل, فضا, کردند, دانستم, ضمنا, کدام, بیمارستانهای, آموزشی, وسیله, بتادین, دکونکس, ندیده, طبیعی, بالای, سرم, اتاقم, نشناسم, ندانم, چیست, ظهر, دچار, تاری, شستم, چایی, نهایتا, آنچه, زودتر, سوخته, وحشت, آیا, بینا, شوم, نکنه, شبکیه, زدم, دوستانم, اساتید, زود, هماهنگ, بروم, تار, دیدم, توانستم, رانندگی, همسرم, جلسه, مادرم, آمد, رفتیم, میکردیم, همدیگر, دلداری, بدهیم, مثلا, انرژی, تولید, نشستیم, عمیقا, خواستم, بقیه, عمرم, سپری, نکنم, آرامم, آرامش, برایم, کراتیت, قرنیه, ایجاد, قطره, کامل, ماندن, آرامی, ترمیم, حسابی, آرام, احساسی, نسبت, نعمت, متفاوت, دانم, لایه, برداری, جبران, اثرات, زایی, اشعه, مدام, آنتی, اکسیدان, خدایا, شکرت, روزی, سوختم, دادن, اسمیر, خلط, ناجوری, کشور, پنهان, ایران, جور, زحمت, رفتند, برگشتند, زدند, جوری, همکارانمان, نشین, برایش, خودمان, فراموش, ایم, راحت, تلاش, جنین, چیزیه, اواخر, بازار, گرمی, هرچی, سرچ, مقاله, باره, چاپ, زیاد, اثبات, فارسی, جستجو, مطلب, بالا, میاد, اساس, آموزه, سنتی, احادیث, تونم, بگم, اطلاعات, غلطه, هزار, عامل, موثر, بهتر, تسلیم, يَهَبُ, لِمَنْ, إِنَاثًا, وَيَهَبُ, لِمَن, الذُّكُورَ, خداوند, هرکه, همکاری, عصر, اضطراب, سلام, باردارم, ۱۳ام, بارداریمه, تحت, نظر, باردار, میگو, خورده, سطح, فسفر, خونم, امروز, سونوگرافی, گفتند, احتمال, یقین, دختره, قابل, اعتماده, دکتره, اینجور, چیزا, کشکه, سمیع, شنواست, اینه, صفات, شنوا, اکثرا, دیگه, ویزیت, شدند, پزشکشون, نداشت, دلشون, خواد, بگذاره, حرفهاشون, گوش, درمانش, اسم, میدونن, انتخابی, بین, درمانشون, ندارند, یاد, گذاشت, دغدغه, جسم, بخشی, روان, اندازه, باشه, اومد, قاطی, آدمها, خودشون, نمیدونند, خوان, خانمی, زده, علائم, بپرسه, توضیحاتش, سوء, رفتارهای, مبالات, جنسی, پرسیدم, جاش, آدم, مقیدیه, مهمونی, مشروب, روزه, هاش, جاست, خونه, ملغمه, دین, خالق, یکتا, خونریزی, شدید, ناگهانی, لثه, اثر, پانکراس, فامیلی, نداشتند, مادرشون, برادرش, مجرد, قطع, سرطانها, نیستند, ابتلا, غمگین, خواهم, بدانم, چگونه, پاسخگو, انصاف, پنجشنبه, تست, آنلاین, اخیراْ, دومین, نفری, نزدیکانم, افسردگیش, باهام, صحبت, حالیه, اطرافیانم, منوال, بروند, زودی, نیاز, زمینه, آموزش, تصور, حالت, خودآگاه, مانع, عادت, کنار, بگذارد, گاستریت, معده, دیابت, میگرن, بیماریست, هرچند, زمانی, توانسته, برخی, حدی, بگیرد, منتظر, بهبود, بسیاری, سمت, ماژور, روند, پاسخ, خودتان, بپرسید, امیدی, خستگی, اندوه, جمع, گریزی, عدم, لذت, سراغتان, بیاید, قدم, کنید, درد, شدیدی, بگیرید, چطور, بینید, اطمینان, متخصص, روید, ابتدا, دنبال, گردید, شایعی, تقریبا, بیست, شهری, درجاتی, آمار, روستاها, افسرده, باتلاق, غرق, مرتب, دست, زند, چندان, خانوادگی, بداند, جمعه, واقعی, نگیرد, دیشب, مراسم, ازدواج, دوستانمون, دعوت, آخر, مجلس, مادربزرگ, عروس, خورد, بیرون, درب, برگشتیم, چندانی, برنیامد, همراهانش, راهنماییشان, آسپرین, جویدنی, نیتروگلیسرین, زیر, زبانی, برگشتنی, شغلم, شغل, باقی, مبتلا, صبح, خواهرش, کسش, سوگواری, مربوط, مرحوم, بدهند, لاغر, عجیب, دخترخانم, بابت, گرفتن, اطلاعاتی, کلستریدیوم, بوتولینیوم, گذشته, کتابها, سایتها, خوانده, کنسرو, نجوشیده, مقدار, کابینت, ریخته, علیرغم, انواع, چنان, نگرانی, آشپزخانه, دونست, اتاقش, نمیداد, وادار, سری, اعمال, اجباری, میکرد, جوان, پرسید, بدونه, میتونه, جلوگیری, غذاش, قطعه, بیندازه, غذا, بجوشه, خدایی, مهربان, دستها, پاهامون, آرنج, زانو, چشمهامون, شکممون, دندانهامون, ناخن, هامون, نوک, تیز, برنده, بعدی, انداختیم, عملیات, دستگاههای, بدنمون, صدا, دهان, صورتمون, پامون, خوردن, برامون, میشد, روزها, رمز, راز, ماهه, ننوشتم, روزهایی, گذروندم, روزهای, شیرین, سرمایه, گذاری, تولد, بهشتی, صبور, مهربانم, شبها, فرشته, کوچکم, فرسته, حالیکه, موهبت, بزرگیه, معبود, ریاکار, دیگرم, ظاهر, نادیده, میگیره, صحنه, بازیگری, بخشه, میتونم, جدیدی, مادری, قبلی, خلوص, عاشقانه, مونه, ذوب, ناخالصی, باشی, بشی, خالصی, میشی, عشق, ورزی, حمایت, میکنی, نداره, بخواهی, بگذری, خودگذشتگی, منت, بگذاری, مخاطبت, معصوم, داشتنی, عنصری, جنس, ریا, حداقل, مفید, مخاطب, کسانی, سطحی, درک, توانایی, قدرت, اونها, گوشه, خلوصم, زندگیم, نما, مخاطبم, خوبم, پدرم, برادرم, استادم, همکارم, همسایه, بیمارم, حتی, معبودم, بچگی, الان, فرزند, کلاسی, همکار,


Text of the page (random words):
هو الشافی هو الشافی تک نوشته های یک دانشجوی طب نقشی که دوستش دارم به نام خدا از بچگی تا الان نقش ها ی مختلفی توی زندگی داشتم نقش فرزند نقش دوست نقش هم کلاسی نقش خواهر نقش دانشجو نقش همسر نقش همکار نقش پزشک و نقش بندگی توی همه ی این نقش ها عنصری و جود داشته چیزی از جنس ریا یا حداقل وانمود کردن وانمود به خوب بودن بهترین بودن مفید بودن شاید به خاطر اینکه مخاطب همه ی این نقش ها کسی یا کسانی بودند که سطحی از درک و توانایی و قدرت داشتند و می شد خود و نقش خود را به اونها ثابت کرد همیشه گوشه ی خلوصم توی همه ی نقش های زندگیم نخ نما بود هم سعی میکردم خوب باشم و هم سعی میکردم به خودم و به مخاطبم ثابت کنم که خوبم به مادر و پدرم دوستم خواهر و برادرم استادم همکارم همسایه ام بیمارم و حتی معبودم اما حالا چند وقتیه که نقش جدیدی به من داده شده نقشی که متفاوته نقشی که دوستش دارم نقش مادری نقشی که با همه ی نقش های قبلی متفاوته نقشی با خلوص صد در صد نقشی کاملا عاشقانه توی این نقش از خود هیچ چیز نمی مونه انسان ذوب میشه پاک میشه هر چقدر ناخالصی داشته باشی وقتی مادر بشی توی نقش جدیدت خالصی سعی نمی کنی وانمود کنی خوبی اصلا سعی نمی کنی و اصلا بهش فکر نمی کنی فقط توی نقش جدیدت حل میشی فقط عشق می ورزی حمایت میکنی کمک می کنی خود ی و جود نداره که بخواهی ازش بگذری و برای این از خودگذشتگی به کسی منت بگذاری مخاطبت هم متفاوته معصوم و پاک و دوست داشتنی خدا انگار از اول شروع میکنه به سرمایه گذاری روی من اول با تولد یک انسان پاک و بهشتی ام می کنه بعد کم کم صبور و مهربانم میکنه شبها فرشته ی کوچکم را برای بیدار شدن سراغم می فرسته در حالیکه این موهبت خیلی بزرگیه و معبود بهم نزدیک میشه انگار که من همون بنده ی آلوده ی ریاکار نیستم انگار نه انگار که من در نقش های دیگرم چقدر بد ظاهر شدم انگار باز هم همه چیز را نادیده میگیره و بهترین نقش در صحنه ی بازیگری دنیا را به من می بخشه فقط میتونم شکر کنم و شکر کنم و شکر کنم نوشته شده در چهارشنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۲ ۳۲ ب ظ توسط یک دانشجو آفرینش به نام خدایی که مهربان است ۴ ماهه که ننوشتم روزهایی که گذروندم روزهای شیرین و مشکلی بود این روزها بیشتر از هر وقتی به آفرینش پر رمز و راز انسان فکر میکنم هیچ فکر کردید اگه دهان ما به جای صورتمون توی کف پامون بود چقدر خوردن برامون مشکل میشد هیچ فکر کردید اگه صدای عملیات های مختلفی که در دستگاههای بدنمون انجام میشه شنیده می شد ُ چقدر دنیا پر سر و صدا بود هیچ فکر کردید اگه ما هم مثل خیلی از موجودات با بزرگ شدن پوست می انداختیم چقدر دردسر داشتیم یا اگه مثل خیلی از موجودات دید دو بعدی داشتیم یا اگه دندانهامون یا ناخن هامون نوک تیز و برنده بود یا اگه چشمهامون روی شکممون بود یا اگه دستها و پاهامون از آرنج و زانو خم نمی شد یا یا نوشته شده در شنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۱ ساعت ۱۲ ۲۹ ب ظ توسط یک دانشجو آهن خانم جوان در مورد کم خونی می پرسید می خواست بدونه میتونه برای جلوگیری از کم خونی هر روز توی غذاش یک قطعه آهن بیندازه تا با غذا بجوشه نوشته شده در چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۸ ۴۹ ق ظ توسط یک دانشجو 23 وسواس بوتولیسم بیمار دخترخانم جوانی بود که بابت گرفتن اطلاعاتی در مورد کلستریدیوم بوتولینیوم با من تماس گرفته بود و این در حالی بود که خودش طی پنج ماه گذشته همه ی کتابها و سایتها و را خوانده بود پنج ماه پیش که کنسرو نجوشیده رو باز کرده بودند مقدار کمی از تن ماهی روی کابینت ریخته بود و اون علیرغم انواع ضد عفونی ها هم چنان با نگرانی در مورد بوتولیسم نزدیک آشپزخانه نمی شد و مادرش رو هم که آلوده می دونست در اتاقش راه نمیداد و بیمار وسواس داشت فکر بوتولیسم اون رو وادار به یک سری اعمال اجباری میکرد نوشته شده در یکشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۸ ۱۶ ق ظ توسط یک دانشجو 22 آلزایمر به نام او بیمار خانم ۸۱ ساله ی مبتلا به آلزایمر بود که از ۲ هفته ی پیش هر روز صبح که از خواب بیدار می شد خود را در روز مرگ خواهرش که ۳۰ ۴۰ سال قبل رخ داده بود می دید هر روز مثل کسی که خبر مرگ نزدیک ترین کسش را شنیده باشد سوگواری می کرد و از همه ی خانواده می خواست تا کارهای مربوط به روز اول مرگ آن مرحوم را انجام بدهند لاغر شده بود و عجیب آسیب روحی دیده بود نوشته شده در یکشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۰ ساعت ۱۰ ۹ ب ظ توسط یک دانشجو طب مقدس به نام او که طبیب واقعی اوست دیشب مراسم ازدواج یکی از دوستانمون دعوت بودیم آخر مجلس حال مادربزرگ عروس به هم خورد ما سالن را ترک کرده بودیم و بیرون بودیم و عملا بعد از اینکه ماشین اورژانس را جلوی درب سالن دیدیم برگشتیم یعنی عملا کار چندانی از من برنیامد ولی خب برای همراهانش کمی توضیح دادم و راهنماییشان کردم و آسپرین جویدنی و نیتروگلیسرین زیر زبانی را بهش دادم باید به اورژانس منتقل می شد و منتقل شد اما انگار همین هم برایشان مهم بود برگشتنی به شغلم فکر کردم پزشکی مقدس است فقط به خاطر همین و فقط همین از این شغل باقی مانده است خدا این لطف را از ما نگیرد نوشته شده در جمعه ۲۰ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۴ ۱۰ ب ظ توسط یک دانشجو افسردگی اخیراْ این دومین نفری بود که از نزدیکانم در مورد بیماری افسردگیش باهام صحبت کرد و این در حالیه که افراد دیگری هم در اطرافیانم هستند که اگر با همین منوال پیش بروند به زودی نیاز به مراجعه به پزشک و مشاور را پیدا خواهند کرد افسردگی یک بیماری است این مهم ترین موضوعی است که باید در این زمینه به جامعه آموزش داده شود اکثر افراد در جامعه تصور می کنند که افسردگی یک حالت روحی خودآگاه است که فرد می تواند مانع از بروز آن شده یا آن را به عنوان یک عادت کنار بگذارد و این در حالی است که افسردگی هم مثل گاستریت در معده یا دیابت یا میگرن یک بیماریست که هرچند شاید فرد بیمار زمانی می توانسته با رعایت برخی موارد تا حدی جلوی آن را بگیرد ولی بعد از بروز آن نمی تواند منتظر بهبود خود به خود آن باشد چرا بسیاری از موارد افسردگی در جامعه ی ما به سمت افسردگی ماژور می روند پاسخ این سوال را از خودتان بپرسید اگر احساس نا امیدی خستگی اندوه جمع گریزی و عدم لذت از دنیا به سراغتان بیاید در اولین قدم چه کار می کنید اگر دل درد شدیدی بگیرید چطور می بینید که در مورد دوم با اطمینان بیشتری به سراغ متخصص می روید ولی در مورد اول ابتدا دنبال راههای دیگر می گردید افسردگی بیماری شایعی است تقریبا از هر بیست نفر در جامعه ی شهری یک نفر درجاتی از افسردگی را دارد و این آمار در روستاها کمتر است بیمار افسرده احساس کسی را دارد که در یک باتلاق در حال غرق شدن است و مرتب دست و پا می زند و این مشکل وقتی دو چندان می شود که فرهنگ خانوادگی بیمار مراجعه به پزشک یا مشاور را انگ بداند تست آنلاین افسردگی نوشته شده در پنجشنبه ۵ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۱۱ ۲۸ ب ظ توسط یک دانشجو انصاف به نام خالق یکتا هفته ی پیش یک بیمار داشتم که با شکایت از خونریزی شدید و ناگهانی لثه مراجعه کرده بود و فکر می کرد سرطان داره بیمار یک دختر خانم ۲۹ ساله بود که پدرش ۵ سال پیش و مادرش ۱ سال پیش در اثر سرطان پانکراس فوت کرده بودند پدر و مادرش هیچ ارتباط فامیلی با هم نداشتند ولی به هر حال موضوع ناراحت کننده این بود که همه ی اقوام از ترس مسری بودن بیماری بعد از فوت مادرشون با اون و خواهر و برادرش که همگی مجرد بودند قطع ارتباط کرده بودند بگذریم از این که سرطانها مسری نیستند بگذریم از این که این بچه ها همیشه در ترس ابتلا به سرطان هستند بگذریم از اینکه این بچه ها چقدر غمگین و تنها هستند می خواهم بدانم اقوام این بچه ها چگونه پاسخگو خواهند بود نوشته شده در سه شنبه ۳ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۱۱ ۳۷ ق ظ توسط یک دانشجو ملغمه ای به نام دین به نام خدا دیروز یه خانمی برای مشاوره زنگ زده بود که شک داشت همسر ۵۵ ساله ش شیشه مصرف می کنه می خواست علائم مصرف شیشه رو بپرسه طی توضیحاتش به دو چیز شک کردم یکی سوء مصرف الکل و دیگری رفتارهای بی مبالات جنسی وقتی در مورد مصرف الکل از اون خانم پرسیدم گفت می خوره ولی به جاش آدم مقیدیه توی مهمونی ها مشروب می خوره ولی نماز و روزه هاش به جاست خونه ی خدا رفته سوال برام پیش اومد همه چیز قاطی شده آدمها خودشون هم نمیدونند چی می خوان نوشته شده در دوشنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۰ ساعت ۱۰ ۵۳ ق ظ توسط یک دانشجو هنر شنیدن به نام خدا ی سمیع دیروز چند مورد مشاوره داشتم که اکثرا برای بیماریشون توسط پزشک دیگه ای ویزیت می شدند ولی با این حال تماس گرفته بودند چون پزشکشون هنر شنیدن نداشت اکثر بیماران دلشون می خواد پزشک براشون وقت بیشتری بگذاره و به حرفهاشون گوش بده ضمن اینکه در مورد بیماریشون براشون توضیح بده بیماران از بیماریشون و راههای درمانش فقط یک اسم میدونن و حق انتخابی بین راههای درمانشون ندارند فرصت مشاوره به من یاد میده که برای بیمار باید وقت گذاشت و دغدغه های بیمار را درمان کرد و اینکه هر بیماری ضمن درگیر کردن جسم بیمار بخشی از فکر و روان بیمار را درگیر میکنه و پزشک در درمان بخش دوم هم درست به اندازه ی بخش اول باید کمک کننده باشه خدا شنواست بهترین راه برای رشد اینه که در صفات خدا رشد کنیم شنوا باشیم نوشته شده در دوشنبه ۴ مهر ۱۳۹۰ ساعت ۱۰ ۲۱ ق ظ توسط یک دانشجو دختر یا پسر به نام او چند وقتیه که همکاری ام را با صدای سلامت به عنوان مشاور پزشکی شروع کردم روز دوشنبه عصر خانم جوانی با اضطراب پشت خط بود سلام دکتر من باردارم هفته ی ۱۳ام بارداریمه تحت نظر دکتر تغذیه باردار شدم که پسر بشه انقدر ماهی و میگو خورده بودم که سطح فسفر خونم نگران کننده شده بود ولی امروز رفتم سونوگرافی و بهم گفتند احتمال نزدیک به یقین دختره چقدر این نتیجه قابل اعتماده دکتره بهم گفت این تغذیه و اینجور چیزا کشکه تلاش برای دختر یا پسر شدن جنین چیزیه که این اواخر بازار خیلی گرمی داره هرچی سرچ کردم هنوز هیچ مقاله ای در این باره چاپ نشده مطالعه زیاد شده ولی هنوز اثبات نشده اما به زبان فارسی که جستجو کنیم کلی مطلب بالا میاد بر اساس آموزه های طب سنتی و احادیث نمی تونم بگم که این اطلاعات غلطه ولی فکر میکنم هزار و یک عامل موثر داره که همه ش رعایت نمی شه و از همه مهم تر اینکه يَهَبُ لِمَنْ يَشَاءُ إِنَاثًا وَيَهَبُ لِمَن يَشَاءُ الذُّكُورَ یعنی خداوند به هر که بخواهد دختر می دهد و به هرکه بخواهد پسر می دهد و ما بهتر است تسلیم باشیم نوشته شده در شنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۰ ساعت ۸ ۳۸ ق ظ توسط یک دانشجو سل از دادن خبر مثبت بودن اسمیر خلط دختر ۱۵ ساله به پدر و مادرش احساس ناجوری پیدا کردم با اینکه حالا این بیماری خیلی خوب در کشور ما درمان می شود ولی هنوز مردم آن را پنهان می کنند یعنی سل هنوز در ایران یک جور انگ دارد مادرش گریه کرد و پدرش به زحمت جلوی خود را گرفت برایشان خوب همه چیز را توضیح دادم رفتند و دوباره برگشتند و دوباره زنگ زدند بد جوری نگران بودند هفته ی پیش یکی از همکارانمان سل گرفت و خانه نشین شد همه برایش ناراحت شدیم و برای خودمان هم نگران شدیم حالا همگی فراموش کرده ایم و دوباره خیلی راحت در بخش سل کار می کنیم نوشته شده در شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۷ ۵۸ ب ظ توسط یک دانشجو روزی که سوختم شنبه اول مرداد ماه ۹۰ اولین روز طرح پزشک عمومی اتاق های مرکز همگی چراغ uv داشتند که پرسنل برای ضد عفونی فضا روشن می کردند من البته این موضوع را نمی دانستم و ضمنا توی هیچ کدام از بیمارستانهای آموزشی هم وسیله ی ضد عفونی به جز بتادین و دکونکس ندیده بودم خب طبیعی بود که چراغ روشن مانده ی بالای سرم را توی اتاقم نشناسم و ندانم که چیست و چرا خلاصه ساعت ۱ ۱ ۳۰ ظهر بود که کم کم دچار تاری دید شدم اول فکر کردم چیزی توی چشمم رفته با آب سرد شستم و بعد با چایی سرد و نهایتا فهمیدم آنچه را که باید زودتر می فهمیدم چشم و البته پوست صورتم کاملا سوخته بود داشتم از وحشت می مردم نگران بودم که آیا باز هم بینا می شوم نکنه آسیب شبکیه باشد زنگ زدم به یکی از دوستانم که پدرش از اساتید چشم پزشکی است او هم نگران شد و زود هماهنگ کرد تا بروم مطب پیش پدرش انقدر تار می دیدم که نمی توانستم رانندگی کنم همسرم هم توی یک جلسه ی مهم بود مادرم آمد سراغم و با ماشین من با هم رفتیم مطب هردو نگران بودیم و هردو سعی میکردیم به همدیگر دلداری بدهیم و مثلا انرژی مثبت تولید کنیم چند دقیقه ای که توی مطب نشستیم توی دلم عمیقا از خدا خواستم که بقیه ی عمرم را با کم بینایی سپری نکنم و خدا به دادم رسید دکتر خیلی آرامم کرد و با آرامش برایم توضیح داد که کراتیت قرنیه در هردو چشمم ایجاد شده که با قطره و البته یک روز کامل بسته ماندن چشم به آرامی ترمیم می شود حسابی آرام شدم و خدا را شکر کردم حالا باز هم به خوبی می بینم ولی احساسی که نسبت به نعمت بینایی دارم خیلی با قبل متفاوت است خوب می دانم که خدا چقدر به ما لطف کرده پوست صورتم هم کم کم دارد لایه برداری می شود برای جبران اثرات سرطان زایی اشعه هم مدام دارم آنتی اکسیدان مصرف می کنم و حال من خوب است خدایا شکرت نوشته شده در چهارشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۵ ۵۵ ب ظ توسط یک دانشجو مرده شور ابو زید آباد قبل از دفاع برای کارهای پایان نامه ام مجبور بورم هر روز برم کاشان و برگردم چون اونجا جایی واسه موندن نداشتم یک شب برنگشتم و رفتم روستای ابوزید آباد پیش دوستم که اونجا طرحش رو می گذرونه ابوزید آباد که البته حالا شهر شده جای خاصی بود بیشتر از همه به خاطر گویش خاص مردمش ورودی شهر نوشته بود به شهر گویش های کهن پارسی خوش آمدید و این کاملا درست بود چون من قطعا از زبان بومیان امریکای لاتین بیشتر سر در می آوردم تا زبان خاص آنها واقعا دوستم کار مشکلی داشت اونجا یک مرکز بهداشتی درمانی نسبتا بزرگ بود که بخش های درمانگاه آزمایشگاه دندانپزشکی مامایی و داشت دوستم همین طور که داشت برام توضیح می داد به اتاق مامایی که رسید کلی خندید و تعریف کرد که چظور گربه ی مرکز خارج از ساعت اداری و در حالی که در اتاق مامایی بسته بوده خودش رو به اونجا رسونده و اونجا سه قلو زایمان کرده الحق که گربه ها هم با فرهنگ شده اند همون روز یک وکیل برای مطالعه روی پرونده ی پزشکی یکی از اهالی به مرکز اومده بود ظاهرا یکی از اهالی چند شب پشت سر هم خواب دیده بود که مرده شور ابوزید آباد داره اونو می شوره بنده خدا با ترس و لرز رفته سراغ روحانی مسجد روستا و اون هم بهش گفته بیخودی می ترسی برو پیش مرده شور و ازش خواهش کن مثل حمام عمومی تو رو بشوره تا هم ترست بریزه و هم خوابت به سلامت تعبیر بشه و و خلاصه پیرمرد همین کارو می کنه ولی وقتی مرده شور برای چند دقیقه غسالخانه رو ترک می کنه یک مرده میارن و اون بنده خدا چند دقیقه ای با مرده تنها می شه و خلاطه اینکه مرده شور وقتی بر می گرده می بینه که پیرمرد سکته کرده پیرمرد توی کوما رفته بود و خانواده ش هم از مرده شور و پیش نماز مسجد شکایت کرده بودند پرونده ی عجیبی بود هم گریه دار بود و هم نتیجه گیری اخلاقی اگر خواب دیدیم مرده شور داره ما رو غسل میده خیلی به تکاپو نیفتیم و سراغ کسی نریم و مستقیما با خدا وارد مذاکره بشیم تا لااقل اگه واقعا خوابمون تعبیر داشت کسی رو به دردسر نینداخته باشیم نوشته شده در چهارشنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۰ ساعت ۱ ۱۰ ب ظ توسط یک دانشجو یک پزشک به نام خدا دیگر دانشجو نیستم ۱۲ ۴ ۹۰ دفاع کردم حالا من یک پزشکم و مسئولیت سنگینی به عهده ی من است یا علی نوشته شده در سه شنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۰ ساعت ۵ ۵۳ ب ظ توسط یک دانشجو مطالب قدیمی تر هوالشافی من یک پزشک اهل تهران هستم همان طبیب اگرچه طبیب حقیقی فقط اوست و من یک واسطه کوچک هستم برای لطف های بزرگ خدا ته دلم می دونم که بهم لطف کردی عنایت کردی و این فرصتو بهم دادی ولی کمتر پیش می آد که یادم بمونه که این یه فرصت خیلی بزرگه تا من در زندگی کردن و بندگی کردن آدمهایی که از رگ گردن بهشون نزدیک تری سهیم باشم این وبلاگ رو به لطف شما برای این راه انداختم که گاهی با اون چیزایی که می بینم به خودم تلنگر بزنم و همین یاعلی خانه پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین تیر ۱۳۹۲ تیر ۱۳۹۱ اسفند ۱۳۹۰ دی ۱۳۹۰ آبان ۱۳۹۰ مهر ۱۳۹۰ شهریور ۱۳۹۰ مرداد ۱۳۹۰ تیر ۱۳۹۰ خرداد ۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ فروردین ۱۳۹۰ اسفند ۱۳۸۹ بهمن ۱۳۸۹ آبان ۱۳۸۹ مهر ۱۳۸۹ شهریور ۱۳۸۹ فروردین ۱۳۸۸ اسفند ۱۳۸۷ بهمن ۱۳۸۷ دی ۱۳۸۷ آذر ۱۳۸۷ آبان ۱۳۸۷ مهر ۱۳۸۷ شهریور ۱۳۸۷ مرداد ۱۳۸۷ خرداد ۱۳۸۷ اردیبهشت ۱۳۸۷ دی ۱۳۸۶ آذر ۱۳۸۶ آبان ۱۳۸۶ مهر ۱۳۸۶ شهریور ۱۳۸۶ مرداد ۱۳۸۶ اسفند ۱۳۸۵ دی ۱۳۸۵ آرشیو موضوعی دیده ها گفتنی ها حرف دل پیوندها سینه سرخ یا غایةآمال العارفین ناتانائیل دفتر خاطرات شرح حال یک دانشجوی طب مستوری گاه نوشته های یک متفکر سکوت پزشکی blogfa com
Thumbnail images (randomly selected): * Images may be subject to copyright.YELLOW status (not for everyone)website (probably) only for adults
  • تصاوير جديد زيباسازی وبلا...
  • تصاوير جديد زيباسازی وبلا...
  • تصاوير جديد زيباسازی وبلا...

Verified site has: 58 subpage(s). Do you want to verify them? Verify pages:

1-5 6-10 11-15 16-20 21-25 26-30 31-35 36-40 41-45 46-50
51-55 56-58


The site also has 2 references to external domain(s).

 pichak.net  Verify  balancedmindz.org  Verify


Top 50 hastags from of all verified websites.

Supplementary Information (add-on for SEO geeks)*- See more on header.verify-www.com

Header

HTTP/1.1 301 Moved Permanently
Date Sun, 23 Aug 2026 15:00:32 GMT
Content-Type text/html; charset=utf-8
Transfer-Encoding chunked
Connection close
Location htt????/dideha.blogfa.com/
Server cloudflare
cf-cache-status DYNAMIC
Nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
Report-To group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=60p2xz4%2BrhgiaaJjdJ68CTgeEg9UcZrVO4bpcIoT4IpAeVCKH7539iuMFOz7YxqQi8hvWw3NXFNB7SPFl5qCsiJtGtykjCfxQgedg0TeJtMMfv6yAzWjhQbdVYnx4u%2FoLbHoRg%3D%3D ]
CF-RAY a2fafcc4195fe0ad-CDG
alt-svc h3= :443 ; ma=86400
HTTP/2 200
date Sun, 23 Aug 2026 15:00:32 GMT
content-type text/html; charset=utf-8
cache-control private
report-to group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=R3rgDV4TNfDbbroOTXkLDlRtNplswBTXx7JZ3mq8Tv4RlPvyUMZf3Gi5Dcze0BjYzWCBUopvsWpNhIXR9OoPpCmvwVbNmvlm9zTZkdSZiUba3xiYmtpcMrBPoMTXr8K2kF4ofg%3D%3D ]
vary Accept-Encoding
server cloudflare
cf-cache-status DYNAMIC
nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
content-encoding gzip
cf-ray a2fafcc4fd39dde3-AMS
alt-svc h3= :443 ; ma=86400

Meta Tags

title=""
http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"
name="viewport" content="width=device-width, initial-scale=1"
http-equiv="content-language" content="fa"
name="description" content="هو الشافی تک نوشته های یک دانشجوی طب!!"
name="generator" content="blogfa.com"
property="og:title" content="هو الشافی"
property="og:site_name" content="هو الشافی"
property="og:description" content="هو الشافی تک نوشته های یک دانشجوی طب!!"

Load Info

page size10654
load time (s)0.481119
redirect count1
speed download22149
server IP 188.114.97.0
* all occurrences of the string "http://" have been changed to "htt???/"