Meta tags:
keywords= بچه ها من تنهام!!!کمک,;
description= بچه ها من تنهام!!!کمک - ;
Description= بچه ها من تنهام!!!کمک;
Keywords= بچه ها من تنهام!!!کمک;
Headings (most frequently used words):
-
Text of the page (most frequently used words):
این (22), خیلی (17), شده (16), سعید (13), بود (13), ولی (13), وقتی (13), کاش (13), نمی (12), افشین (10), نوشته (10), توسط (10), نظرات (10), شدم (10), فکر (10), اینکه (9), دیگه (9), کردم (9), عشق (9), بودم (8), رفتم (8), دیدم (8), چرا (8), خودم (8), اون (8), حرف (8), داشتم (7), کنم (7), فقط (7), همه (7), تنها (6), شنبه (6), صبح (6), روز (6), گفت (6), خونه (6), باشه (6), حرفی (6), مامانم (6), دوست (6), سلام (5), یاد (5), دونم (5), شروع (5), بیرون (5), کرد (5), اصلا (5), زود (5), کردن (5), بهناز (5), کنار (5), قلب (5), کسی (5), نبودکاش (5), اوج (5), پیوند (4), وبلاگ (4), گفتم (4), عصر (4), بگم (4), اگه (4), میخوام (4), اتاق (4), باش (4), کرده (4), میکردم (4), افتادم (4), میومد (4), گریه (4), مامان (4), هیچ (4), اومدم (4), دوباره (4), چند (4), بعد (4), مثل (4), حتی (4), خوشحال (4), پیش (4), آخر (4), بهم (4), فرزاد (4), دلم (4), حالم (4), هرگز (4), خوب (4), باتو (4), سایت (3), دختر (3), قالب (3), نمیدونی (3), روزا (3), زندگی (3), دارم (3), نگاه (3), نیما (3), چون (3), نتونستم (3), کجا (3), میخوای (3), شدیم (3), نگه (3), چیزی (3), میگم (3), منم (3), واقعا (3), احساس (3), شمال (3), میشد (3), همیشه (3), سعیدو (3), میکنی (3), میگی (3), نیست (3), حال (3), منو (3), نکردم (3), باهم (3), دنیا (3), گرفته (3), کمک (3), قبول (3), دانشگاه (3), خلاصه (3), نمیام (3), نبود (3), بچه (3), مجبور (3), هاش (3), بهش (3), 9ساعت (3), خوره (3), روی (3), همین (3), نبودی (3), زیر (3), هایش (3), زند (3), کند (2), خرداد (2), تیر (2), آرشیو (2), های (2), دخترتنها (2), درباره (2), چقدر (2), بهت (2), میر (2), زدو (2), بیا (2), بالا (2), ترسیدم (2), بودیم (2), پیاده (2), رسیدم (2), بیدار (2), ماشین (2), بودن (2), جیغ (2), زدن (2), میبری (2), میکنم (2), هرچی (2), زدم (2), منوبه (2), کار (2), تصمیم (2), بردن (2), میخواست (2), بدم (2), آره (2), بریم (2), جوری (2), توراه (2), عصبانی (2), وقته (2), کنه (2), عاشق (2), تواین (2), داره (2), باهاش (2), باباش (2), تصادف (2), خودمو (2), میگفت (2), مگه (2), میکرد (2), شاید (2), بیاد (2), مامانمو (2), داشت (2), طرفم (2), تویه (2), اعضای (2), یعنی (2), تیکه (2), برم (2), میتونستم (2), عشقم (2), پیداکردم (2), راحت (2), رفت (2), اومد (2), واسه (2), نداشتم (2), زیاد (2), دنبالش (2), خونشون (2), باور (2), نشستم (2), عزیزم (2), بودی (2), صدای (2), داداش (2), اینوگفتم (2), مهمونا (2), درست (2), گذشت (2), کردی (2), خواستگار (2), دوستت (2), بدون (2), اتاقم (2), انگار (2), ازدواج (2), الان (2), رفتیم (2), بزنم (2), سال (2), مشکل (2), باید (2), کردیم (2), امروز (2), اینو (2), است (2), دروغه (2), هنوز (2), شدن (2), همش (2), وقت (2), ارامش (2), قشنگ (2), چهارشنبه (2), اینجاشو (2), اگر (2), دست (2), خودش (2), کنی (2), تنهام (2), مرورگر, شما, player, ساپورت, فروردین, اسفند, بهمن, آبان, مهر, شهریور, مرداد, روزانه, ایمیل, جاوا, خانه, منوی, مدیر, نویسندگان, 223, پنج, 30ساعت, سیرم, میمیرم, رفتی, نمیمیرم, میفتم, دنیام, نزدیک, سکوت, 2ساعت, ماهی, میشدکه, آشناشده, خیابون, راه, فتم, یهو, باماشینش, جلوم, سبز, بادوستش, بوق, اولش, میشناختمش, سوارشدم, بری, رسونمت, توترافیک, گیرکرده, اونقدرکه, زودتر, خسته, شدکه, خوابم, برد, شهر, خارج, دوتاپسر, سوار, منوداری, عوضی, دار, نداری, خودموپرت, خفه, میشی, خفت, آشغالی, اهمیتی, ندادن, باغ, شهربردن, نمیدونستم, میخوان, بکنن, گرفتم, نزنم, بیادکه, اومدوگفت, توبیرون, کارشو, تموم, اومدتو, دروقفل, ترسیدی, نگفتم, نجاتت, ناخودآگاه, زودباش, تانیمانیومده, دربریم, بیابعدا, باهزارتاجون, کندن, پنجره, اومدیم, منوسوار, کردو, اونجادور, نزدتا, پرسیدم, میخواستین, منوبکشین, نجاتم, دادی, جواب, نداد, ایندفه, ترگفتم, جوابمو, بده, منتظرم, بکی, تورودوس, میخواد, ازت, سوء, استفاده, بذارم, هیچی, ولش, حرفشوقطع, نزدم, ادامه, بعداز, دوماه, ازم, خاستگاری, کردوخیلی, نامزد, اونم, مدت, ثابت, دوسم, آرامش, تااینکه, وقتی8, ماه, دوران, نامزدیمون, میگذشت, زنگ, بیمارستانه, اسم, تصادفو, شنیدم, جلوی, اشکامو, بگیرم, بیمارستان, رسوندم, برده, بودنش, عمل, جایی, بره, مادرش, ماهم, نگفته, یادنیما, تهدید, انتقام, میگیره, عالمه, سوال, منتظر, ازش, بپرسم, فکرا, نگاهی, انداخت, چراگریه, بدبخت, یانه, سعیدمرگ, مغذی, دکترگفته, امیدی, ایناروشنیدم, هوش, سفیدم, یادسعید, میمردم, ساعت, مرده, هاشده, میزدم, میخوردم, کاری, مراسم, شرکت, نقطه, خیره, روزایی, آرزوهایی, داشتیم, اومدپیشم, بدن, چندتاجوون, هدیه, دیوونه, میشدم, بدنشو, چاره, مادرم, مثلا, بااین, حرفا, دفعه, فکرافتادم, خودکشی, راهی, برسم, تیغ, دستمو, نترسیدم, شایدبه, خاطرشوقی, دیدن, چشام, سیاهی, ازحال, رفتمدوباره, چشاموباز, سفید, اینجا, بهشته, ومن, بادیدن, نگران, وگریان, چرااین, کارارو, خودتی, نذاشتی, بمیرم, ندارم, زنده, بمونم, فهمی, توهیچی, رسیده, درهمین, بابام, حالی, سرشوتکون, دادو, مرخص, رفتارم, عادی, آخرعمرازدواج, نکنم, دوسال, هزارجور, مشاورو, روانپزشک, تونستم, کنکوربدم, تورشته, پزشکی, بشم, وبالاخره, وارد, شدمتودانشگاه, ازبچه, دوری, باکسی, رابطه, دختری, گیر, میداد, آخرش, برمیگشت, نامزدش, اونا, بدبختی, بهشون, حسودیم, چقد, بدبختم, دوستم, تولدش, دعوت, ببینم, جور, خونواده, کادو, خریدم, بهنازه, ساده, بزرگی, باورم, نمیشد, ویه, گوشه, کجایی, دوساعته, منتظرتم, گفته, ساعت8, دقیقه, دیر, دقیق, مهناز, طرفمون, البته, موقع, نمیشناختمش, ازتون, تعریف, خوشحالم, میبینمت, معذرت, نشناختم, اینجانب, برادر, گرامی, خانوم, میباشم, خوشبختم, مهمونی, چشمم, زدنش, رفتارش, حرکاتش, مزه, ریختناش, چیش, عین, برمی, گشتم, خوشحالتر, بقیه, خبریه, خوشحالی, بعدا, خودت, میفهمی, حاضرشوباید, خرید, تانگی, قراره, مهمون, شدی, بگی, نمیکردم, درسته, خوابیدم, اتفاقی, افتاده, درو, میکوبید, چیه, طرز, زدنه, بلندشو, اومدن, بالاخره, خودتو, داری, آبرومونو, خدا, نمیخوام, نکن, میرنا, میام, جوابم, منفیه, دستی, سرووضعم, کشیدم, وکنار, جام, تکون, نخوردم, کوچولو, چایی, اورد, نمیخواستم, حیاط, آقا, دوماد, بحرفیم, درخت, نشستیم, حرفیدن, راجع, اخلاقش, برنامه, هدف, آرزو, رسید, قضیه, قلبش, داشته, اونام, همینو, رفتن, همونیه, نمیدونم, سعیدرو, دلیل, شباهتا, بوده, خوبی, خوشی, آدما, همشون, پستن, گناه, کارم, بخونه, بخنده, شایدم, نخنده, قبلا, چیزا, الام, حقیقتم, نبودم, بشکنم, آمدم, بشکند, دونید, کسایی, بلند, داد, دونین, اونی, راست, میگه, توصیه, نبندیم, عزیز, همونی, عمر, بودین, گوش, کنید, نزارید, خودتون, نتیجه, برسید, خیلییی, سخته, نوشتم, زخم, بنویسم, نامرای, دانیا, افسوس, آشنا, حامل, یار, دیگری, دیگریکاش, چشمان, سوی, مایل, نمیدیدم, تورا, نجیبکاش, باطل, هجرت, تحمل, نمودم, آبکاش, فراق, چنین, بزدل, هنگام, وتو, چشمی, عقل, زمان, غافل, یکشنبه, 24ساعت, عطر, نفسهات, ارومم, باگلبرگ, نوازشگرحرفات, ورفتارت, موج, اوردی, احساسات, دلنشین, عاشقی, تجربه, پای, وایستادم, وکوتاه, ایندمون, میبینم, دنیای, لحظات, بودنه, کنارتو, مهربونیای, باتوعاشقم, بذار, تارسیدن, باتوتجربه, امیدوارم, عشقمون, باکمک, خداهمیشه, پاک, بمونه, دوستداشتنیم, ددددووووسسسستتتت, ددددااااررررمممم, سومین, سالگرد, پاکمون, مبارک, نفسم, 18ساعت, تونم, گذشته, تکرار, امشب, رویای, آوای, آهسته, تمنای, حسرت, دیدار, خوش, مردو, مغرور, هنوزم, خاطر, هست, دور, زمانی, میزنه, واس, فکرشومیکرد, هـــــــــــــــــــــی, وبگن, پوزخندبزنن, وباپشت, اشکاشونوپاک, کنن, اسمم, بیادرولب, رفیقام, سلامتی, روزی, 10ساعت, سردحرفی, سکوتت, معنی, فهمیدی, گاهی, نگاهت, سردت, زمستان, سرد, جمعه, 12ساعت, مردهم, دارد, صدایش, یواش, استمردهم, خلوتش, برای, عشقش, میکندشاید, ندیده, باشیاما, اشک, آلبوم, دلتنگیش, قاب, میکندهروقت, بودنت, میبیند, سینه, جلو, میدهدصدایش, کلفت, میکندتا, مبادا, لرزش, ببینیمثل, دلتنگ, میشودبچه, میشودبهانه, میگیردتو, هارا, میدانی, 16ساعت, پریده, دیوار, اتاقت, خشکم, بزند, بخورم, زنی, حالا, بشوم, موشک, شود, کاغذ, تبدیل, دانی, ملق, گربه, چنگ, کوکتل, مولو, بخورد, فواره, رود, گیرم, بپرم, اندازه, آسمانی, شوی, خواهم, مست, میکند, بخاطر, روزها, پرنده, مهاجری, پرم, اذیتم, الکلی, صبا, ویژن, سفارش, تبلیغ,
Text of the page (random words):
بچه ها من تنهام کمک سفارش تبلیغ صبا ویژن بچه ها من تنهام کمک حرف آخر حرف آخر فکر می کنی الکلی ام که تا اذیتم میکنی زود می پرم همین پرنده ی مهاجری که این روزها بخاطر تو در خودش مست میکند می خواهم بعد از این به اندازه ی آسمانی که می شوی در تو بپرم گیرم که تف این زند گی سر بالا نمی رود کوکتل مولو تف بخورد به این فواره گربه ای که در چنگ هایش ملق می زند می دانی عشق را هم اگر به کاغذ تبدیل کنی موشک می شود اینکه حالا باید سر به زیر بشوم تا تو زیر هر چه می زنی تیر بخورم روی دیوار اتاقت خشکم بزند حرفی نیست عزیزم حرف آخر را کسی می زند که از خودش پریده است نوشته شده در سه شنبه 95 9 16ساعت 11 52 صبح توسط دخترتنها نظرات قلب مردهم قلب دارد فقط صدایش یواش تر از قلب یک زن استمردهم در خلوتش برای عشقش گریه میکندشاید ندیده باشیاما همیشه اشک هایش را در آلبوم دلتنگیش قاب میکندهروقت زن بودنت را میبیند سینه را جلو میدهدصدایش را کلفت تر میکندتا مبادا لرزش دست هایش را ببینیمثل تو دلتنگ میشودبچه میشودبهانه میگیردتو این هارا خوب میدانی نوشته شده در جمعه 94 4 12ساعت 11 0 صبح توسط افشین نظرات نگاه سرد نگاه سردحرفی نیست خودم سکوتت را معنی می کنم کاش می فهمیدی گاهی همین نگاهت سردت روی زمستان را هم کم می کند نوشته شده در چهارشنبه 94 4 10ساعت 1 14 صبح توسط افشین نظرات س به سلامتی روزی که اسمم بیادرولب رفیقام پوزخندبزنن وباپشت دست اشکاشونوپاک کنن وبگن هـــــــــــــــــــــی کی فکرشومیکرد نوشته شده در سه شنبه 94 4 9ساعت 12 23 صبح توسط افشین نظرات دختر تنها دلم لک میزنه واس ت زمانی که از م دور ی ولی در خاطر م هست ی دیگه اینجاشو مجبور ی اگر حرف حرف من باشه هنوزم مردو مغرور م ولی میر م تو خوش باش ی دیگه اینجاشو مجبور م نوشته شده در سه شنبه 94 4 9ساعت 12 21 صبح توسط افشین نظرات کاش دیگه تنها شدم دیگه نمی تونم کاش گذشته دوباره تکرار می شد کاش امشب شب رویای تو بود و تو نبودی در دل همه آوای تو بود و تو نبودی دل زیر لب آهسته تمنای تو میکرد در حسرت دیدار تو بود و تو نبودی نوشته شده در چهارشنبه 92 10 18ساعت 9 42 عصر توسط افشین نظرات عشق کنار عطر نفسهات ارومم باگلبرگ های نوازشگرحرفات ورفتارت موج ارامش رو به دلم کم کم اوردی باتو تواین سه سال باتو تا اوج احساسات دلنشین عاشقی رو تجربه کردم پای عشقم وایستادم وکوتاه نمیام چون ایندمون رو باهم قشنگ میبینم دنیای من همین لحظات قشنگ باتو بودنه کنارتو کنار ارامش بودن باتو کنار مهربونیای تو فقط باتوعاشقم بذار تارسیدن به اوج اوج اوج اوج عشق رو فقط باتوتجربه کنم امیدوارم عشقمون باکمک خداهمیشه پاک بمونه عشق دوستداشتنیم ددددووووسسسستتتت ددددااااررررمممم عشق خودم سومین سالگرد عشق پاکمون مبارک نفسم نوشته شده در یکشنبه 92 9 24ساعت 3 49 عصر توسط افشین نظرات تنها بی کس امروز دلم خیلی گرفته حالم از همه آدما به هم می خوره همشون پستن نمی دونم چرا وقتی فکر می کنم با خودم می گم خیلی گناه کارم از خودم بدم می یاد نمی دونم شاید اون کسی که اینو بخونه بهم بخنده شایدم نخنده ولی نمی دونم چرا امروز این جوری شدم خیلی حالم گرفته است قبلا خیلی چیزا رو باور می کردم ولی الام حتی به حقیقتم شک دارم همه چی دروغه همه چی ای کاش هرگز به دنیا نمی اومدم ای کاش هرگز نبودم تا دل کسی را بشکنم ای کاش هرگز به دنیا نمی آمدم تا کسی دلم را بشکند ای کاش ای کاش می دونید اگه یه کسایی رو هنوز دوست نداشتم دوست داشتم بلند داد بزنم بگم حالم از هرچی عشق و عاشق شدن بهم می خوره می دونین همش دروغه همش اونی ام که راست میگه توصیه می کنم به هیچ کسی دل نبندیم هر چند عزیز خوب اصلا همونی باشه که یه عمر دنبالش بودین حرف گوش کنید نزارید خودتون به این نتیجه برسید خیلییی سخته اینو نوشتم چون خودم راحت شم ولی این زخم هیچ وقت خوب نمی شه هیچ وقت ای کاش میتونستم بنویسم و بگم که حالم از همه نامرای دانیا بهم می خوره ولی افسوس که هنوز کاش با روی تو هرگز آشنا این دل نبود کاش با عشق تو این دل حامل مشکل نبودکاش یار دیگری بودی و یاد دیگریکاش چشمان و دل من سوی تو مایل نبودکاش آن دم من نمیدیدم تورا خوب و نجیبکاش فکر و یاد من از عشق تو باطل نبودکاش هجرت را تحمل می نمودم مثل آبکاش این در فراق تو چنین بزدل نبودکاش هنگام من وتو ما شدن چشمی نبودکاش احساس من از عقل آن زمان غافل نبود نوشته شده در شنبه 92 9 9ساعت 3 35 عصر توسط افشین نظرات تنها یه ماهی میشدکه با نیما آشناشده بودم یه روز داشتم تو خیابون راه میر فتم که یهو باماشینش جلوم سبز شد بادوستش سعید بود بوق زدو گفت بیا بالا اولش ترسیدم ولی چون میشناختمش نتونستم نه بگم و سوارشدم کجا میخوای بری خونه باشه می رسونمت توترافیک گیرکرده بودیم اونقدرکه اگه پیاده می رفتم زودتر می رسیدم خیلی خسته بودم نمی دونم چی شدکه خوابم برد وقتی بیدار شدم دیدم از شهر خارج شدیم دوتاپسر دیگه هم سوار ماشین شده بودن خیلی ترسیدم شروع کردم به جیغ زدن منوداری کجا میبری عوضی نگه دار میخوام پیاده شم اگه نگه نداری خودموپرت میکنم بیرون خفه میشی یا خفت کنم خیلی آشغالی هرچی جیغ زدم اهمیتی ندادن منوبه یه باغ بیرون شهربردن نمیدونستم چی کار میخوان بکنن ولی تصمیم گرفتم حرفی نزنم منوبه یه اتاق بردن نیما میخواست بیادکه سعید اومدوگفت توبیرون باش من کارشو تموم میکنم اومدتو و دروقفل کرد ترسیدی چیزی نگفتم من میخوام نجاتت بدم میخوای ناخودآگاه گفتم آره خب زودباش تانیمانیومده در بریم دربریم کجا چرا چه جوری بیابعدا میگم باهزارتاجون کندن از پنجره اومدیم بیرون منوسوار ماشین کردو از اونجادور شد توراه اصلا حرفی نزدتا اینکه خودم پرسیدم میخواستین منوبکشین چرا نجاتم دادی جواب نداد ایندفه عصبانی ترگفتم جوابمو بده باشه میگم منتظرم من خیلی وقته میخوام بهت بگم چی میخوای بکی من خیلی وقته تورودوس دارم وقتی دیدم نیما میخواد ازت سوء استفاده کنه نتونستم بذارم هیچی ولش کن حرفشوقطع کرد منم دیگه حرفی نزدم ادامه بعداز دوماه سعید ازم خاستگاری کردوخیلی زود نامزد شدیم واقعا عاشق سعید شده بودم اونم تواین مدت ثابت کرده بود که خیلی دوسم داره وقتی باهاش بودم احساس آرامش میکردم تااینکه وقتی8 ماه از دوران نامزدیمون میگذشت باباش زنگ زدو گفت سعید تصادف کرده و تو بیمارستانه وقتی اسم تصادفو شنیدم نتونستم جلوی اشکامو بگیرم زود خودمو به بیمارستان رسوندم برده بودنش اتاق عمل باباش میگفت توراه شمال تصادف کرده چرا شمال مگه میشد اون به من نگه و جایی بره مادرش میگفت به ماهم درباره ی شمال چیزی نگفته نمی دونم چی شد که به یادنیما افتادم اون همیشه سعیدو تهدید میکرد که یه روز انتقام میگیره شاید اون یه عالمه سوال داشتم که منتظر بودم سعید بیاد بیرون و ازش بپرسم تو این فکرا بودم که مامانمو دیدم که داشت به طرفم میومد نگاهی به من انداخت و شروع کرد به گریه کردن مامان چی شده چراگریه میکنی بدبخت شدیم میگی چی شده یانه سعید سعیدمرگ مغذی شده دکترگفته دیگه هیچ امیدی نیست وقتی ایناروشنیدم از حال رفتم وقتی به هوش اومدم دیدم تویه اتاق سفیدم دوباره به یادسعید افتادم کاش میمردم و به اون حال نمی افتادم چند ساعت بعد منو بردن خونه مثل مرده هاشده بودم نه حرفی میزدم و نه چیزی میخوردم نه کاری میکردم حتی تو مراسم سعید شرکت نکردم و حتی گریه نکردم فقط به یه نقطه خیره می شدم و فکر میکردم فکر روزایی که باهم بودیم فکر آرزوهایی که داشتیم مامانم اومدپیشم و گفت اعضای بدن سعیدو به چندتاجوون هدیه کردن داشتم دیوونه میشدم یعنی اعضای بدنشو تیکه تیکه کردن و بی چاره مادرم مثلا میخواست منو بااین حرفا خوشحال کنه یه دفعه به این فکرافتادم که برم پیش سعید آره خودکشی تنها راهی که میتونستم به عشقم برسم یه تیغ پیداکردم و رگ دستمو زدم خیلی راحت اصلا نترسیدم شایدبه خاطرشوقی که به دیدن سعید داشتم چشام سیاهی رفت و ازحال رفتمدوباره وقتی چشاموباز کردم خودمو تویه اتاق سفید دیدم فکر کردم اینجا بهشته ومن اومدم پیش ولی بادیدن مامانم که نگران وگریان به طرفم میومد به خودم اومدم چرا چرااین کارارو میکنی نه به فکر خودتی نه به فکر ما منم شروع کردم به گریه کردن مامان چرا نذاشتی من بمیرم من دوست ندارم زنده بمونم می فهمی توهیچی از زندگی نمیدونی مگه دنیا به آخر رسیده درهمین حال بابام در حالی که خیلی عصبانی بود اومد تو سرشوتکون دادو رفت بیرون بعد چند روز مرخص شدم دیگه رفتارم واسه همه عادی شده بود تصمیم گرفته بودم تا آخرعمرازدواج نکنم بعد دوسال با کمک هزارجور مشاورو روانپزشک تونستم کنکوربدم و تورشته ی پزشکی قبول بشم وبالاخره وارد دانشگاه شدمتودانشگاه ازبچه ها دوری میکردم و باکسی رابطه نداشتم یه دختری زیاد بهم گیر میداد بود که که آخرش باهاش دوست شدم همیشه وقتی از دانشگاه برمیگشت نامزدش میومد دنبالش وقتی اونا رو باهم می دیدم یاد بدبختی خودم می افتادم و بهشون حسودیم میشد واقعا من چقد بدبختم یه روز بهناز دوستم منو واسه تولدش دعوت کرد خونشون منم که خیلی دوست داشتم ببینم چه جور خونواده ای داره قبول کردم یه کادو خریدم و رفتم وقتی به خونشون رسیدم باور نکردم که این خونه ی بهنازه دختر ساده ای مثل بهناز تو یه خونه به این بزرگی اصلا باورم نمیشد خلاصه رفتم تو ویه گوشه نشستم به سلام دوست عزیزم کجایی دوساعته منتظرتم گفته بودی ساعت8 من فقط 12 دقیقه دیر کردم چه دقیق این صدای داداش مهناز یعنی فرزاد بود که داشت به طرفمون میومد البته تا اون موقع نمیشناختمش سلام سلام بهناز زیاد ازتون تعریف کرده بود خوشحالم که میبینمت معذرت میخوام نشناختم اینجانب برادر گرامی بهناز خانوم میباشم خوشبختم اینوگفتم و رفتم پیش مهمونا تو مهمونی چشمم فقط به فرزاد بود حرف زدنش رفتارش حرکاتش مزه ریختناش همه چیش عین سعید بود درست ثل اینکه داشتم سعیدو می دیدم خلاصه اون شب گذشت و رفتم خونه دو سه روز گذشت تا اینکه وقتی یه روز از دانشگاه برمی گشتم خونه مامانمو خیلی خوشحالتر از بقیه ی روزا دیدم سلام مامان خبریه خوشحالی بعدا خودت میفهمی حاضرشوباید بریم خرید اه مامان دوباره که شروع کردی تانگی نمیام خیلی خب قراره مهمون بیاد کی خواستگار چی خواستگار داداش دوستت بهناز چی میگی خوشحال شدی من خوشحال شدم واقعا که بدون اینکه به من بگی خب دوستت بود اگه قبول نمیکردم بد میشد ولی سعید نبود درسته اینوگفتم و رفتم تو اتاقم خوابیدم اصلا انگار نه انگار که اتفاقی افتاده تا اینکه با صدای مامانم که درو میکوبید بیدار شدم چیه چی میگی این چه طرز حرف زدنه بلندشو مهمونا اومدن چی بالاخره کار خودتو کردی من نمیام داری آبرومونو میبری زود باش تو رو خدا من نمیخوام ازدواج کنم باشه نکن فقط بیا الان میرنا باشه میام ولی از الان میگم جوابم منفیه خیلی خب زود باش یه دستی به سرووضعم کشیدم و رفتم تو وکنار مامانم نشستم و از جام تکون نخوردم درست مثل بچه کوچولو ها حتی چایی رو مامانم اورد نمیخواستم ولی مجبور شدم برم حیاط تا با آقا دوماد بحرفیم رفتیم و کنار یه درخت نشستیم اون شروع کرد به حرفیدن راجع به اخلاقش برنامه هاش هدف هاش آرزو هاش بدون اینکه من حرفی بزنم گفت و گفت تا اینکه رسید به این قضیه که چند سال پیش قلبش مشکل داشته و یه قلب دیگه بهش پیوند کردن بهش گفتم باید فکر کنم رفتیم تو و به اونام همینو گفتم وقتی رفتن مامانم اومد تو اتاقم و گفت فرزاد همونیه که قلب سعید رو بهش پیوند زدن نمیدونم چرا ولی خیلی خوشحال شدم احساس کردم دوباره سعیدرو پیداکردم پس دلیل این شباهتا این بوده خلاصه من و فرزاد با هم ازدواج کردیم و به خوبی و خوشی در کنار هم زندگی کردیم نوشته شده در شنبه 92 9 2ساعت 4 2 عصر توسط افشین نظرات سکوت نمیدونی تو این روزا چقدر از زندگی سیرم دارم میمیرم از اینکه تو رفتی و نمیمیرم نمیدونی تو این روزا چقدر یاد ِ تو میفتم ته ِ دنیام نزدیک ِ نگاه کن کی بهت گفتم نوشته شده در پنج شنبه 92 8 30ساعت 11 57 صبح توسط افشین نظرات قالب وبلاگ قالب وبلاگ درباره سایت مدیر وبلاگ دخترتنها 56 نویسندگان وبلاگ افشین 223 منوی سایت خانه کد جاوا ایمیل پیوند های روزانه قالب دختر تنها 29 سلام 15 آرشیو 2 آرشیو سایت خرداد 90 تیر 90 مرداد 90 شهریور 90 مهر 90 آبان 90 دی 90 بهمن 90 اسفند 90 فروردین 91 خرداد 92 پیوند ها مرورگر شما از player ساپورت نمی کند
|