Meta tags:
description= وبلاگ تخصصی حضرت زهرا(س) وبلاگی جامع در مورد حضرت زهرا(س);
Headings (most frequently used words):
الله, صلوات, محسن, عليه, حضرت, زهرا, در, شهادت, علیه, السلام, به, فاطمه, عليها, از, رجعت, وبلاگ, تخصصی, وبلاگی, جامع, مورد, کینه, عجیب, کارشناس, وهابی, روایت, شیخ, حسین, انصاریان, درباره, دانلود, وپخش, روضه, پرسوز, علیها, اِخبار, پيغمبر, صلي, آله, وصيت, مادرش, نقل, دومي, محل, دفن, چگونگي, آوردن, خون, خواه, است, خداوند, متعال, ياري, مي, خواهد, نوشته, های, پیشین, آرشیو, موضوعی, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
الله (83), حضرت (68), فاطمه (64), است (52), صلوات (49), زهرا (47), عليه (46), اين (38), خانه (30), بود (30), این (30), علیه (27), محسن (27), شده (24), خود (24), آله (20), شهادت (19), فرمود (19), خدا (19), های (18), همه (18), نقل (17), چنان (17), #السلام (16), علي (16), اهل (15), گفت (15), دست (15), عمر (15), علیهاالسلام (15), ۱۳۹۲ (14), نوشته (14), مادر (13), علی (13), داخل (13), گفتم (13), عليها (12), صلي (12), كردند (12), توسط (11), ياري (11), حال (11), براي (11), طرف (11), سقط (11), کرد (11), بعد (10), ساعت (10), مریدان (10), خداوند (10), روي (10), همان (10), صادق (10), آتش (10), گوید (10), شیعه (9), سنت (9), كند (9), حالي (9), شنبه (9), شود (9), امام (9), دختر (9), گاه (9), امير (9), المومنين (9), مردم (9), گرفت (9), آنها (9), داد (9), زدم (9), مجلس (9), خرداد (8), فرمايد (8), فرياد (8), تمام (8), خاطر (8), فضه (8), آمد (8), كرد (8), محمد (8), نمي (8), ابن (8), قنفذ (8), صلی (8), شبکه (8), غصب (7), پیامبر (7), گويد (7), مرا (7), فرما (7), خون (7), وقتي (7), داده (7), زمين (7), حسين (7), وارد (7), بودند (7), پشت (7), درب (7), کرده (7), نمود (7), کند (7), وبلاگ (6), مظلوم (6), بلند (6), شدند (6), چهاردهم (6), رسول (6), اند (6), ابو (6), اگر (6), باز (6), رفت (6), بيرون (6), بيعت (6), اما (6), روز (6), ولي (6), ديدم (6), برای (6), ابی (6), الحدید (6), زینب (6), سکونی (6), چنین (6), کلمه (6), دانلود (5), سلام (5), مورد (5), پيامبر (5), آيد (5), خواهد (5), شما (5), وعده (5), نسبت (5), بحار (5), سوي (5), آنچه (5), آورد (5), عبدالله (5), خارج (5), هيچ (5), خواست (5), يزيد (5), سپس (5), قسم (5), داشت (5), چون (5), چرا (5), آنان (5), افتاد (5), نیز (5), نموده (5), فاطِمَةَ (5), وسلم (5), گری (5), حیدری (5), وهابی (5), ملت (5), بچه (4), مداحی (4), پیرامون (4), زنان (4), علیها (4), فدك (4), حديث (4), ظلم (4), كشته (4), هايش (4), آمده (4), دهد (4), بنت (4), روشن (4), هاي (4), شدت (4), گرفته (4), دادند (4), خبر (4), گزارش (4), مسلمانان (4), پدرت (4), نزد (4), دادم (4), درد (4), ناله (4), قرار (4), شدم (4), صورت (4), هلاك (4), البته (4), جمع (4), سبب (4), شمرد (4), کردند (4), برخی (4), شرح (4), بیان (4), مطلب (4), ولی (4), اثر (4), فرزندش (4), مکه (4), گروهی (4), وقتی (4), کانَ (4), نام (4), نظر (4), آقای (4), توهین (4), قلم (3), صبر (3), تاریخ (3), نامه (3), بيت (3), بزرگان (3), منابع (3), موضوع (3), نرم (3), کتاب (3), جان (3), وجود (3), نشان (3), شهر (3), مدینه (3), مطالب (3), دهم (3), هستم (3), استغاثه (3), روايت (3), تعالي (3), آنگاه (3), همراه (3), عذاب (3), رجعت (3), نيز (3), مادرش (3), گريد (3), زند (3), روزي (3), الهدايه (3), الكبري (3), آغشته (3), هزار (3), راه (3), شهيد (3), ايشان (3), هستند (3), حسن (3), باد (3), فرزند (3), عليهم (3), پريشان (3), كنند (3), توجه (3), زور (3), ابوبكر (3), گشت (3), رفتم (3), پاسخ (3), بگو (3), تكذيب (3), هيزم (3), بين (3), تازيانه (3), خالد (3), صداي (3), دشمن (3), ياد (3), افتادم (3), لگد (3), ديوار (3), فشار (3), پدر (3), گوشواره (3), خطر (3), ديد (3), نفر (3), پيغمبر (3), وصيت (3), خورد (3), ذليل (3), صدمه (3), بیست (3), چهارم (3), گویند (3), دانشمندان (3), تاریخی (3), زمینه (3), آغاز (3), هایی (3), حَتی (3), ضَرَبَ (3), مِنْ (3), بیعت (3), جنین (3), خویش (3), عُمَرَ (3), دیگر (3), علمای (3), ترس (3), کجاوه (3), مباح (3), کنم (3), ضرباتی (3), نکن (3), اخبار (3), روایات (3), یاد (3), بردن (3), نهج (3), البلاغه (3), شیخ (3), چاپ (3), سلفی (3), فرقه (3), وهابیت (3), اعلام (3), بگوید (3), ایران (3), اشتباه (3), حمله (3), کارشناس (3), توپ (3), لوح (2), منتظران (2), ظهور (2), پایگاه (2), خبری (2), حاج (2), اقدامات (2), قيامت (2), مرثیه (2), تصویری (2), آستانه (2), زبان (2), سنی (2), سقيفه (2), مربوط (2), سخنرانی (2), اشعار (2), آرشیو (2), روی (2), بـوی (2), شنید (2), قبل (2), گذشت (2), هذا (2), رنگ (2), بوي (2), قاتل (2), آنجا (2), سوال (2), گردد (2), جرمي (2), ملائك (2), متعال (2), خواهند (2), مفضل (2), توضيح (2), احوال (2), بيان (2), الذي (2), مولاي (2), فقال (2), پروردگارا (2), زدند (2), غمگين (2), خونش (2), دوازده (2), حركت (2), هنگام (2), بيند (2), سخت (2), آسمان (2), گريه (2), عليهما (2), راست (2), سينه (2), شوم (2), جعفر (2), ابي (2), طالب (2), جده (2), آورند (2), اندوه (2), جبرئيل (2), آوردن (2), البيت (2), دفن (2), پيوست (2), خلاصه (2), كنيد (2), عرض (2), 408 (2), جامع (2), محل (2), علما (2), شرف (2), كشتند (2), جنايت (2), شبانه (2), رسيد (2), مگر (2), همين (2), طور (2), جايي (2), كردي (2), مرتكب (2), شوند (2), آوردند (2), آيا (2), خطاب (2), اقرار (2), كرديم (2), كينه (2), انصار (2), برد (2), گوشزد (2), كشيدند (2), بيرونش (2), كشم (2), مشغول (2), حرف (2), پسر (2), نشسته (2), بخت (2), احترامي (2), ندارد (2), شيطان (2), آورم (2), افراد (2), كنم (2), كاري (2), پيش (2), دلم (2), داشتم (2), محكم (2), بدنش (2), فرو (2), شنيدم (2), كمكم (2), سيلي (2), گوشش (2), كنده (2), كناري (2), ديگري (2), بسيار (2), بزرگي (2), حياط (2), نفرين (2), رحمت (2), فرستاد (2), بزرگ (2), نوح (2), هايي (2), هود (2), يقين (2), مقام (2), فرا (2), بردند (2), زيادي (2), بدون (2), مصيبت (2), درباره (2), شكستند (2), پدرم (2), نمودند (2), نماز (2), نكنند (2), ياريمان (2), ببرند (2), عنوان (2), بازوي (2), بودم (2), صورتم (2), آگاه (2), صدوق (2), عباس (2), بيا (2), اصحاب (2), رفتار (2), اولين (2), بينم (2), حقش (2), ارث (2), باعث (2), هميشه (2), زده (2), ادامه (2), هركه (2), آیا (2), شیعیان (2), ساحت (2), جسارت (2), موقعیت (2), کردن (2), خودداری (2), میان (2), تنها (2), سید (2), مرتضی (2), رحم (2), زیر (2), تازیانه (2), مسعودی (2), قسمتی (2), عبدالکریم (2), شهرستانی (2), یَوْمَ (2), الْبَیْعَةِ (2), راستی (2), ضربتی (2), همین (2), اَن (2), بیت (2), علیهم (2), جلوگیری (2), صفدی (2), یکی (2), مقاتل (2), شمشیر (2), هنگامی (2), العاص (2), آزاد (2), فراهم (2), کنند (2), ناراحت (2), استادم (2), دخترش (2), قطعا (2), بین (2), عَلی (2), قَدْ (2), مانند (2), راویان (2), ناراحتی (2), فرزندم (2), دخترت (2), زمین (2), دارد (2), روزی (2), زندگی (2), سَمیْتَها (2), قالَ (2), آهْ (2), سَبَبُ (2), وَفاتِها (2), مَوْلی (2), نامی (2), اورا (2), همیشه (2), اینگونه (2), غلام (2), یعنی (2), کلام (2), گوشه (2), اشاره (2), کنیم (2), ماجرا (2), مانع (2), بازوی (2), کشته (2), فریاد (2), جهان (2), تلخیص (2), روایت (2), دانند (2), الانوار (2), حسین (2), باره (2), جالب (2), اصل (2), لاریجانی (2), روحانی (2), تشکر (2), عوامل (2), تسنن (2), مجری (2), مطلبی (2), مساله (2), مهمان (2), دولت (2), اسلامی (2), آیت (2), وحید (2), خراسانی (2), زمان (2), اصطلاح (2), قطعنامه (2), بستن (2), قاجار (2), سال (2), شورای (2), تخصصی (2), blogfa, com, محفل, عشاق, العباس, بروجرد, مهدی, گوهر, دار, الشیعه, نوای, مستان, حقانیت, قافله, بصیرت, تحلیلی, گرین, کلیپ, مذهبی, نظامی, هیئتی, آسمانی, آقا, منصور, ارضی, پیوندها, دریچه, شبهات, توطعه, دشمنان, قبرستان, بقیع, قبر, مبارک, میلاد, نمونه, الگوی, مديحه, ازدواج, موبایل, سرود, مدح, مولودی, نواهنگ, تواشیح, زیارت, اهداف, غاصبين, تثبيت, دلایل, پيگيرى, مسئله, داستان, مسائل, عصمت, پرتویی, انوار, فضایل, خلقت, نماهنگ, وقايع, واقعه, ارتحال, مقدمه, جنايات, طول, تاريخ, مصحف, اسناد, نيايشها, ادعيه, هاى, خطبه, آذری, والیپر, افزار, درمورد, ولادت, موضوعی, فروردین, اردیبهشت, پیشین, عناوین, آیینــۀ, رســـول, خــدا, بسته, موی, آنکــه, نیست, حـرم, مخفی, کوی, بـهشت, اگـر, چـه, محمّد, بالله, قسـم, بهشت, دهـد, قدیمی, جمعه, درهمين, راستا, روايتي, يجيء, المقتول, ظلما, يوم, القيامه, وأوداجه, تشخب, دما, اللون, لون, الدم, والريح, ريح, المسك, معلقا, بقاتله, يقول, فيم, قتلني, شخصي, آنكه, چكد, مشك, گيرد, خدايا, بپرس, بينيم, پيشگاه, نمايد, طلبد, مظلومانه, رسيده, مصداق, فرمايش, اذا, الموؤده, سئلت, بأي, ذنب, قتلت, جنين, إني, فانتصر, راستي, انبيا, اوليا, قاتلان, آنهايي, قتل, راضي, خواستارند, تقسير, مجمع, البيان, 274, كيفيت, ورود, مظلوميت, چنين, يومكم, كنتم, توعدون, برخي, ماذا, الصادق, تقوم, فتقول, اللهم, انجز, وعدك, موعدك, فيمن, ظلمني, غصبني, ضربتي, جزعني, بكل, اولادي, جاري, موعد, افرادي, وحقم, فرزندانم, ساختند, 418, وآله, خواه, خيزد, صديق, خاندان, شيعيان, دوستان, ياران, خونشان, گريند, لحظه, فريادي, زمينيان, لرزه, آيند, ايستند, چسباند, فدايت, چشمانت, وچشمان, حمزه, شير, طيار, جلو, عبيده, حارث, عبد, المطلب, خديجه, خويلد, اسد, هاني, جمانه, عمه, دختران, اسماء, عميس, خثعميه, درحالي, كشند, دستانشان, گونه, خراشند, موهايشان, بالهايشان, پوشانند, همراهي, شديد, يعني, سوره, انبياء, 103, مهدي, عجل, فرجه, الشريف, چگونگي, فواريه, بقعر, فإنه, لاحق, بجدِّه, انتهاي, جدش, ترجمه, كلام, ملا, اسماعيل, سبزواري, جاء, ساعه, تحمل, لفافه, لها, معك, قالت, سيدي, ولدك, المحسن, اُسقط, قال, واريه, فناء, ساعتي, چيزي, درون, پارچه, پيچيده, داري, آقاي, فرزندتان, آخر, خاك, بسپار, النورين, 206, علامه, مجلسي, بعضي, مكه, زيادتر, اجازه, رويات, ابوالحسين, هارون, جابر, جعفي, سعيد, مسيب, ناراحتي, مدينه, شهري, تنفر, بجويند, حين, كارهايش, كتبي, دمشق, ملعون, گروهي, دنبال, كارهايي, ترك, رومي, قدرت, يافتند, خوداجازه, حلال, تخت, خودشان, كسي, شايسته, برگزينند, لعنه, شتافت, دستانش, بغل, هيجان, آرام, يكي, اتاقهاي, مخفي, خصوصي, صندوقي, طلبيد, برايش, درش, طوماري, بازش, آري, بوسيد, بخوان, بسم, الرحمن, الرحيم, شمشير, مارا, مجبور, مان, موج, هراسان, فكر, چشممان, چيز, اصلا, قبول, نداشتيم, خواندند, حيله, برنامه, كودتاي, خلافت, عملي, كرده, نويسد, آشكار, دانستيم, مهاجرين, چهار, كارش, دور, كنيز, كار, مهمي, گرنه, خواهيم, آوريم, حرفها, ستمگراني, گوييد, خواهيد, خواهي, عمويت, جواب, فرستاده, خودش, پرده, طغيان, سركشي, جنايتكار, حجت, گمراهان, فريب, خورده, باطل, حماقت, زنانه, بداند, سپاهيان, ترساني, حزب, ضعيف, نشود, گرد, سوزانم, گردن, نهد, گرفتم, برو, سريع, تهيه, زنم, اميرالمومنين, پست, گذاشته, نتوانم, خودم, انداختم, توانم, تلاشم, نبردم, نتوانستم, دستهاي, قدر, دستهايش, وگريه, بلندشد, نزديك, برگردم, بروم, تمايل, اشتهايش, ريختن, عرب, آوردم, طرفي, مكر, پدرش, سحر, جادوي, ذهن, گذراندم, پناه, كفر, خداست, اصابت, موقعيت, مناسب, گوشت, استخوانهاي, خرد, چسبيد, ميخ, رفتارشان, دلبندت, ببين, طفلم, تكيه, پيچد, ديگر, كنار, فرط, افتد, چشمانم, بستم, مقنعه, صورتش, پرت, ناگهان, سرعت, فرار, كردم, گريختم, جانم, امان, نيست, موهاي, سرش, ظلمي, روا, داشتند, عبا, همسرش, انداخت, عالميان, موهايت, كني, دعاي, مستجاب, باقي, گذارد, هستيد, زير, كشتي, قومش, قوم, عاد, صرصر, بالاتر, ثمود, كشتن, شتر, معجزه, الهي, بهترين, بانو, خلق, برگشته, مهر, باش, مباش, دردانه, ناميده, تعداد, بردم, بتوانم, شكست, بلكه, خواستم, قلبم, منزل, محاصره, ترتيب, خشونت, كشاندم, كامل, شكي, تلاش, غالب, شويم, برديم, خوشبختانه, مطلبي, دانستم, 417, عوالم, دومي, كساني, پيمان, ارثيه, ملك, پاره, شاهدان, ميكائيل, ايمن, نخوانند, حسنين, هايشان, رفتيم, رسولش, واسطه, داديم, حقي, مثبت, وليد, فرستادند, عمويم, بني, ساعده, زيانكارانه, شان, نشد, انجام, دستورهاي, رسيدگي, امورات, آوري, قرآن, هشتاد, درهم, صدقه, دِيْن, چوب, بزنند, بردارند, بازويم, مثل, بازوبندي, كبود, زخم, ضربه, برگشت, باردار, برزمين, زبانه, كشيد, سوزانيد, افتم, زايمان, محسنم, بخوانند, پيغمبرش, بيزارند, متنفرم, عمل, وكسي, نكرد, 348, 349, 164, شيخ, پسرم, نزديكم, پرسيدند, مقدار, بخشي, آنهاست, دخترم, بانوي, جهانيان, آخرين, گويي, ذلت, حريم, حرمتش, هتك, مقامش, پاس, نداشتند, منعش, پهلويش, جوابش, گريان, روزگار, گرامي, عزيز, خوار, فرمايند, فرد, خاندانم, حزن, گويم, لعن, عقاب, پهلوي, مباركش, كشت, جهنم, قرارش, ملائكه, گويند, آمين, امالي, 176, 172, 205, اِخبار, کنید, وپخش, روضه, پرسوز, سؤالات, اساسی, ماجرای, زدن, اهانت, آنبزرگوار, زهراعلیهاالسلام, صدماتی, منجر, وفرزندش, گردید, خیر, حفظ, خلفا, بازگو, قطعه, ازتاریخ, جمله, جساراتی, راکه, نقلکرده, مورخان, بخش, واقعیات, شانه, خالی, رحمة, کار, محدثان, نویسان, پیامبرگرامی, اسلام, امتناع, نمی, مشهور, مأمور, خلیفه, فرزندی, وقنفذ, امر, بردارد, بعدها, دیدند, خلفاء, سازگاری, لذا, نقلآنها, آورده, فَوَجهُوا, اِلی, مَنْزلِهِ, فَهَجَمُوا, عَلَیْهِ, اَحْرَقُوابابَهُ, ضَغَطُوا, سَیدَةَ, النساءِ, بِالْبابِ, اَسْقَطَتْمُحْسِنا, همراهان, وهجوم, کشیدند, پهلوی, سیده, عالم, احمد, شافعی, 548, 479, اِنعُمَرَ, بَطْنَ, اَلْقَتْاَلْجَنینَ, بَطْنِها, سِقط, قول, اسفرائینی, متوفای, 429, نظام, گفته, قائل, مَنَعَ, میراثَالْعِتْرَةِ, اِن, بَطْنَفاطِمَةَ, اَلْقَتْ, اَلْمُحْسِنَ, مِنْبَطْنِها, عطیه, ابابکر, تهدید, جماعتی, زهراعلیهماالسلام, هیزم, درِ, آتشکشید, میخ, سینه, صدمات, بستر, بیماری, ازدنیا, شوهر, اکرم, جنگ, اسارت, بعدا, ماننداسیران, مراجعت, وسائل, مسافرت, سازد, زید, حارثه, مأموریت, هشت, مایلی, توقف, موقع, رسید, بیاورند, قریش, خروج, ازمکه, تصمیم, گرفتند, نیمه, گردانند, جبار, بنالاسود, هبار, الاسود, رساند, نیزه, رابر, کوبید, کودکی, وبه, بازگشت, پپامبر, شنیدن, درفتح, بخشید, جریان, نقیب, خواندم, پیامبرصلی, کسی, ترسانید, زنده, کسانی, ترسانیدند, حتما, براو, بطلان, متعارض, قصه, خوبی, موافق, نظریات, داشته, خودابن, کلامش, اعتراف, اَنجَماعَةً, اَهْلِ, الحَدیثِ, رَوَوْا, نَحوَهُ, اهلحدیث, حالی, غمگین, دختری, پسرنبوده, ناراحتم, سنگینی, غیر, اجل, رزق, شمانمی, کلمات, غمم, قُلْتُ, ثُم, وَضَعَ, یَدَهُ, جَبْهَتِهِ, کَانی, بِهِ, بَکی, اِذا, فَلاتَسُبها, وَلا, تَضْرِبْها, وَلاتَلْعَنْها, هذَا, الاِسْمُ, مُحْتَرَمٌعِنْدَالله, عَزوَجَل, هُوَ, اِسْمٌ, اِشْتَق, اِسْمِهِ, لِحَبیبَتِهِ, الصدیقة, الاِمامُ, لَما, سَمِعَ, بِاسْمِ, ذکر, جَدتَهُ, وَمَصائبَها, وَلَمْ, یَزَلْ, یَذْکُرُ, یَقُولُ, اَنقُنْفُذَ, فُلان, گذاردی, پیشانی, گذاشت, گویا, گریه, نامیدی, ناسزا, نگو, کتک, نزن, نفرینش, عظمت, محترم, اسم, حبیبه, صدیقه, ومصیبت, تذکر, وفات, فلانی, ساخت, دارید, وثاقتی, اینجا, تعصب, ذیل, حذف, تحریف, وعمر, ابابصیر, متن, کامل, قُنْفُذَ, لَکَزَها, بِنَعْلِ, السیْفِ, بِاَمْرِهِ, فَاَسْقَطَتْ, مُحْسِنا, مَرِضَتْ, مَرَضا, شَدیدا, وَلَمْتَدَعْ, اَحَدا, مِمنْ, آذاها, یَدْخُلُ, عَلَیْها, فوت, غلاف, فرمان, عمرزد, بیمار, هیچ, آزار, دهندگان, نداد, دیدن, بیایند, سوی, خواستند, مسجد, مقاومت, روبرو, همسر, گرامی, روحی, جسمی, فراوانی, دید, توان, فقط, وگرنه, فراوان, معاویه, بخشی, نویسد, راحجاب, دخول, اصحابم, اوزدم, دملج, بازوبند, ماند, صدای, نزدیک, رقت, بدر, واُحد, غضبم, افروخته, ترشد, فَعِنْدَ, ذلک, صَرَخَتْ, فاطِمَةُ, صَرْخةً, فَقالَتْ, اَبَتاهُ, رَسُولَ, هکَذا, یُفْعَلَبِحَبیبَتِکَ, اِبْنَتِکَ, بزرگوار, عزیز, دلت, کشید, فریادم, برس, کشتند, دیوار, تکیه, کنار, روسری, سیلی, شرمساری, صفحه, کاغذ, ستم, بانوی, رفته, ص60, شافی, ص76, طوسی, اثبات, الوصیة, بیروت, ص153, چاپها, الملل, النحل, ص57, اَلفرقُ, الفرق, عبدالقاهر, الاسفرائینی, ص107, الوافی, بالوفیات, ص347, سفینة, البحار, قمی, ص292, الامامة, والخلافة, عطیة, ص160, 161, ج14, ص193, ص252, ص21, امامان, ثقه, سخن, اطمینان, دارند, وروایات, پذیرند, سَکُونی, نَوْفِلی, خَلُوقی, شجره, طوبی, محمدمهدی, حائری, ص417, منشورات, شریف, رضی, ج43, ص170, ج30, ص293, جدید, ص230, قدیم, ریاحینالشریعة, ص267, الهجوم, غیب, غلامی, مربوطه, خوب, بررسی, انصاریان, حاشیه, دلیل, حمایت, بیزاری, پرداختن, تائید, کارشناسی, ناسزاها, توضیح, مدیر, مرکز, استراتیژیک, اندیشه, گفتگو, استفاده, غلط, املایی, فاحش, عذرخواهی, دستپاچگی, آشفتگی, مشهود, چندین, بار, ضرغام, صادقی, عضو, هیئت, رئیسه, ضرغامی, خواند, حتی, زمانی, متوجه, صدد, تصحیح, برآمد, دوباره, تکرار, حواشی, سایت, مواضع, طرح, تقدیر, نماید, وقاحت, فوق, موجب, سخنان, آمیز, واکنش, عقیل, هاشمی, زعم, شکار, بوسیله, جمهوری, تندروی, افراطی, نهادینه, بطن, تبع, بروزش, خلقیات, مبلغان, انتظار, صریح, ببندید, چند, رسد, قدرتی, کشور, مهیا, خاک, یکسان, نتوانسته, عقده, عداوت, درونی, سادات, ابیها, پنهان, تسلیت, داشتن, مجلسی, متاسفانه, امروز, احساس, ننگ, شرم, اصلاحات, خاتمی, تصویب, دروغ, دخالت, ایشان, تمامی, بنده, نوشتم, آینده, ثابت, بمراتب, صدور, ننگین, جایی, نامیده, آرمان, مشورتی, تحقق, یابد, ابتدا, صدایی, توام, پرخاشگری, برخواسته, روح, تعلیمات, شروع, شيعه, آنلاين, ماهواره, نوشت, پیش, پیگیری, مراجع, سالروز, تعطیل, بهانه, خاطره, ملی, شاه, کینه, عجیب, وبلاگی,
Text of the page (random words):
کاغذ آورد تنها گوشه هایی از ستم هایی است که بر آن بانوی دو جهان رفته است 14 1 شرح نهج البلاغه ج2 ص60 2 سید مرتضی تلخیص شافی ج3 ص76 تلخیص شیخ طوسی 3 اثبات الوصیة مسعودی چاپ بیروت ص153 و در برخی چاپها ص 23 ـ 24 4 الملل و النحل عبدالکریم شهرستانی ج1 ص57 5 اَلفرقُ بین الفرق عبدالقاهر الاسفرائینی ص107 6 الوافی بالوفیات صفدی ج5 ص347 ر ک سفینة البحار شیخ عباس قمی ج2 ص292 7 الامامة والخلافة مقاتل بن عطیة ص160 ـ 161 8 شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج14 ص193 ر ک زندگی علی علیه السلام ص252 9 شرح نهج البلاغه ج2 ص21 10 سه نفر از راویان اهل سنت از امامان شیعه علیهم السلام روایت نقل نموده اند که علمای شیعه آنان را ثقه می دانند و به سخن آنان اطمینان دارند وروایات آنها را می پذیرند سَکُونی نَوْفِلی خَلُوقی 11 شجره طوبی محمدمهدی حائری ص417 منشورات شریف رضی 12 بحار الانوار ج43 ص170 13 بحار الانوار ج30 ص293 چاپ جدید ج8 ص230 چاپ قدیم و ریاحینالشریعة ج1 ص267 14 کتاب الهجوم علی بیت فاطمه حسین غیب غلامی در این باره روایات مربوطه را خوب بررسی کرده است نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۲ ساعت 17 54 توسط مریدان مادر دانلود وپخش روضه پرسوز شهادت حضرت زهرا علیها السلام دانلود کنید نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۲ ساعت 17 53 توسط مریدان مادر اِخبار پيغمبر صلي الله عليه و آله به شهادت محسن صلوات الله عليه شيخ صدوق از ابن عباس نقل مي كند روزي پيغمبر صلي الله عليه و آله نشسته بود كه حسن صلوات الله عليه آمد وقتي او را ديد با گريه فرمود پسرم سوي من بيا نزديكم بيا بعد حسين صلوات الله عليه آمد بعد فاطمه صلوات الله عليها آنگاه امير المومنين صلوات الله عليه آمد اصحاب از سبب اين رفتار پرسيدند اين مقدار بخشي از پاسخ حضرت به آنهاست اما دخترم فاطمه صلوات الله عليها او بانوي زنان جهانيان است از اولين و آخرين و هر گاه او را مي بينم به ياد مي آورم كه بعد از من چه بر سر او مي آورند گويي مي بينم ذلت را داخل خانه اش كردند حريم حرمتش هتك و مقامش را پاس نداشتند حقش را غصب و از ارث منعش كردند پهلويش را شكستند و باعث شدند بچه اش سقط گردد او فرياد مي زند اي محمد كمكم كن ولي هيچ كس جوابش را نمي دهد او ياري مي خواهد ولي ياري اش نمي كنند از آن پس هميشه غمگين و مصيبت زده و گريان خواهد بود تا جايي كه مي فرمايد او كه خود را در روزگار پدر گرامي و عزيز مي ديد آن جا خود را خوار و ذليل مي بيند حضرت در ادامه مي فرمايند او اولين فرد از خاندانم است كه با حزن و غم و اندوه به من خواهد پيوست در حالي كه شهيد شده است من در آن حال مي گويم پروردگارا لعن فرما و عقاب كن هركه حقش را غصب كرد و ذليل فرما هركه او را ذليل شمرد و هر كه به پهلوي مباركش صدمه زد و بچه اش را كشت او را براي هميشه در آتش جهنم قرارش ده در اين حال ملائكه مي گويند آمين 1 1 امالي صدوق 176 بحار 43 172 ح 13 و 14 205 ح 22 و 28 38 ح 1 نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 20 50 توسط مریدان مادر شهادت محسن صلوات الله عليه در وصيت مادرش فاطمه صلوات الله عليها كساني كه پيمان خداوند تعالي و پيامبر صلي الله عليه و آله را درباره ي امير المومنين شكستند و در حق من ظلم كردند و ارثيه ي مرا غصب كردند و نامه اي را كه پدرم در موضوع ملك فدك براي من نوشته بود پاره كردند و شاهدان مرا تكذيب نمودند با اين كه آنان به خدا قسم جبرئيل و ميكائيل و امير المومنين و ام ايمن بودند بر من نماز نخوانند با علي و حسنين صلوات الله عليهم شبانه روز به خانه هايشان مي رفتيم و خدا و رسولش را واسطه قرار مي داديم كه به ما ظلم نكنند و حقي را كه خدا براي ما قرار داده است غصب نكنند شب پاسخ مثبت مي دادند و روز از ياريمان دست مي كشيدند آن گاه قنفذ را با عمر بن خطاب و خالد بن وليد به خانه ي ما فرستادند كه پسر عمويم علي صلوات الله عليه را از خانه به سوي سقيفه ي بني ساعده براي بيعت زيانكارانه شان ببرند ولي علي صلوات الله عليه خارج نشد چون مشغول انجام دستورهاي پيغمبر صلي الله عليه و آله و رسيدگي به امورات بيت ايشان و جمع آوري قرآن و به جا آوردن وصيت در مورد هشتاد هزار درهم به عنوان صدقه و دِيْن بود با اين حال چوب زيادي بر در خانه جمع كردند و آتش آوردند تا همه ي ما را آتش بزنند من پشت در رفتم و آن ها را به خدا و پدرم قسم دادم كه دست از ما بردارند و ياريمان كنند عمر تازيانه را از دست قنفذ گرفت و به بازوي من زد و چنان بر بازوي من خورد كه روي بازويم مثل بازوبندي كبود و زخم شد بعد با لگد چنان ضربه اي به در خانه زد كه در به شدت سوي من برگشت و به من خورد و من باردار بودم من به صورت برزمين افتادم آتش زبانه مي كشيد و صورتم را مي سوزانيد و قبل از اين كه بر زمين افتم چنان سيلي به صورتم زد كه گوشواره ام كنده شد و به كناري افتاد آن جا درد زايمان مرا فرا گرفت و محسنم سقط گشت و بدون هيچ جرمي كشته شد اين ها مي خواهند بر من نماز بخوانند اين هايي كه خدا و پيغمبرش صلي الله عليه و آله از آنها بيزارند و من هم از آنها متنفرم امير المومنين به وصيت آن حضرت صلوات الله عليهما عمل فرمود وكسي را بر آن آگاه نكرد 1 1 بحار 30 348 349 ح 164 نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 20 49 توسط مریدان مادر شهادت محسن صلوات الله عليه به نقل از دومي علامه مجلسي مي گويد بعضي از بزرگان علما در مكه كه خدا شرف آن را زيادتر فرمايد اجازه ي رويات اين حديث را به من دادند ابوالحسين محمد بن هارون از جابر جعفي از سعيد بن مسيب روايت مي كند وقتي حسين بن علي صلوات الله عليه را كشتند عبدالله بن عمر به خاطر اين همه جنايت از ناراحتي فرياد مي زد و از خانه اش خارج مي شد پس از آن جا شبانه به سوي مدينه حركت كرد و به هيچ شهري نمي رسيد مگر اين كه در آن فرياد مي زد و از مردم مي خواست كه از يزيد تنفر بجويند و در همين حين خبر كارهايش به يزيد كتبي گزارش مي شد همين طور شهر به شهر مي آمد تا اين كه وارد دمشق شد و به جايي كه آن ملعون بود رسيد گروهي از مردم هم دنبال او بودند پس داخل شد در حالي كه فرياد مي زد و مي گفت داخل نمي شوم اي امير المومنين در حالي كه با اهل بيت محمد كارهايي كردي كه اگر ترك ها و رومي ها قدرت مي يافتند به خوداجازه نمي دادند آنچه را تو نسبت به آن ها حلال كردي مرتكب شوند از اين تخت بلند شو تا مسلمانان خودشان كسي را كه شايسته است برگزينند يزيد لعنه الله عليه به طرف او شتافت و دستانش را باز كرد و او را بغل گرفت و گفت اي ابو محمد هيجان خود را آرام كن سپس بلند شد و با او به يكي از اتاقهاي مخفي و خصوصي خود رفت داخل كه شد صندوقي را طلبيد وقتي برايش آوردند درش را باز كرد و از آن طوماري را بيرون آورد آن را به دست گرفت و بازش كرد سپس گفت اي ابو محمد آيا اين خط پدرت است عبدالله ابن خطاب گفت آري به خدا قسم پس آن را از دست يزيد گرفت و بوسيد آن گاه يزيد به او گفت بخوان در آن نوشته شده بود بسم الله الرحمن الرحيم همان كه به زور شمشير مارا مجبور به اقرار به او كردند ما هم اقرار كرديم با اين كه كينه در سينه مان موج مي زد و دل ها هراسان بود فكر و چشممان به همه چيز شك داشت چون اصلا قبول نداشتيم آنچه ما را به آن مي خواندند او حيله ها و برنامه هايش را كه براي كودتاي غصب خلافت عملي كرده بود توضيح مي دهد تا آنجا كه مي نويسد وقتي بيعت با ابوبكر آشكار گشت مي دانستيم كه علي فاطمه و حسن و حسين صلوات الله عليهم را به خانه ي مهاجرين و انصار مي برد و به آنها گوشزد مي كند كه در چهار جا با او بيعت كردند او با اين كارش مي خواست مردم را از ما دور كند اما مردم همه در شب به او وعده ي ياري مي دادند و در روز از ياري او دست مي كشيدند از اين رو به خانه اش رفتم تا از آن جا بيرونش كشم كنيز فاطمه فضه پاسخ داد به او گفتم به علي بگو بيرون آيد و با ابوبكر بيعت كند مردم همه با او هستند فضه گفت امير المومنين علي صلوات الله عليه مشغول كار مهمي است من گفتم بس كن اين حرف ها را بگو بيرون آيد و گرنه ما داخل خواهيم شد و به زور بيرونش آوريم اين حرفها را كه زد فاطمه صلوات الله عليها به پشت در خانه آمد و فرمود اي ستمگراني كه حق را تكذيب مي كنيد چه مي گوييد و چه مي خواهيد گفتم اي فاطمه فاطمه فرمود چه مي خواهي گفتم چرا پسر عمويت تو را براي جواب فرستاده و خودش پشت پرده نشسته است فاطمه گفت به خاطر طغيان و سركشي تو اي جنايتكار بد بخت و تا حجت را بر تو و تمام گمراهان فريب خورده تمام فرمايد گفتم اين حرف هاي باطل و حماقت هاي زنانه را بس كن به علي بگو خارج شود و اين را هم بداند كه نزد ما هيچ احترامي ندارد فاطمه گفت آيا از سپاهيان شيطان مرا مي ترساني با اين كه حزب شيطان ضعيف است گفتم به هر حال اگر علي خارج نشود هيزم گرد مي آورم و با هر كه در خانه است به آتش مي كشم و آنها را مي سوزانم يا اين كه علي به بيعت با ابوبكر گردن نهد در آن بين تازيانه ي قنفذ را گرفتم و با آن فاطمه را زدم آنگاه به خالد گفتم با افراد برو و سريع هيزم تهيه كن و با صداي بلند گفتم تمام آن هيزم ها را آتش مي زنم فاطمه فرمود اي دشمن خدا و دشمن رسول خدا و دشمن اميرالمومنين فاطمه دست هايش را پست در گذاشته بود كه من نتوانم باز كنم خودم را روي درب انداختم و با تمام توانم هل دادم ولي با آن همه تلاشم كاري از پيش نبردم و نتوانستم در را باز كنم در اين جا بود كه از پشت در با تازيانه به دستهاي فاطمه زدم آن قدر دستهايش درد گرفت كه صداي ناله وگريه اش بلندشد نزديك بود كه دلم نرم شود برگردم و بروم ولي ياد كينه اي كه از علي داشتم افتادم و نيز تمايل و اشتهايش را در ريختن خون بزرگان عرب به ياد آوردم و از طرفي مكر پدرش محمد و سحر و جادوي او را در ذهن گذراندم پناه به خدا از كفر و شهادت دهم كه محمد پيامبر خداست آن گاه با لگد محكم به در خانه زدم در به شدت باز شد و به فاطمه كه بين در و ديوار قرار گرفته بود اصابت كرد موقعيت را مناسب ديدم چنان در را به او فشار دادم كه گوشت ها و استخوانهاي بدنش بين در و ديوار خرد شد و به در چسبيد ميخ در به بدنش فرو مي رفت و مي شنيدم كه مي گفت پدر جان رفتارشان را با دختر دلبندت ببين آه اي فضه كمكم كن به خدا قسم طفلم را كشتند صداي ناله اش را مي شنيدم ديدم فاطمه پشت در به ديوار تكيه داده است و از درد به خود مي پيچد اين جا ديگر در را از روي فاطمه كنار زدم و داخل خانه شدم ديدم از فرط بي حالي با صورت به طرف من مي افتد چشمانم را بستم و از روي مقنعه چنان سيلي به صورتش زدم كه گوشواره از گوشش كنده و به كناري پرت شد ناگهان ديدم علي بيرون آمد وقتي او را ديدم به سرعت به بيرون فرار كردم به خالد و قنفذ و افراد ديگري كه در آن جا بودند گفتم از خطر بسيار بزرگي گريختم در روايت ديگري آمده جنايت بزرگي را مرتكب شدم كه جانم در امان نيست علي داخل حياط شد ديد فاطمه دست بر موهاي سرش مي برد تا آنها را پريشان و مردم را نفرين كند به خاطر آن همه ظلمي كه بر او روا داشتند پس او عبا روي همسرش انداخت و گفت اي دختر رسول خدا خداوند پدرت را براي عالميان رحمت فرستاد و به خدا قسم اگر موهايت را پريشان و آنها را نفرين كني تمام اين مردم هلاك مي شوند چون خدا دعاي تو را مستجاب مي فرمايد و يك نفر از آن ها را روي زمين باقي نمي گذارد چرا كه تو و پدرت نزد خداوند بزرگ تر هستيد از نوح و خدا هلاك فرمود به خاطر نوح هر آنچه در روي زمين و زير آسمان بود مگر آن هايي را كه در كشتي بودند و از هود كه قومش هلاك شدند چون او را تكذيب كردند و هلاك فرمود قوم عاد را با باد صرصر و به يقين مقام تو و پدرت از هود بالاتر است و ثمود را عذاب فرمود با اين كه آن ها دوازده هزار نفر بودند به خاطر كشتن شتر و بچه اش كه دو معجزه ي الهي بودند پس اي بهترين بانو بر اين خلق بخت برگشته مهر و رحمت باش و عذاب مباش در اين حال درد بسيار او را فرا گرفت او را از حياط به داخل خانه بردند همان جا دردانه اش سقط گشت علي او را محسن ناميده بود من تعداد زيادي را با خود به داخل خانه بردم البته نه براي اين كه بتوانم او را شكست دهم بلكه مي خواستم با وجود آن ها قلبم محكم شود داخل منزل ديدم كه او را محاصره كردند به هر ترتيب او را با زور و خشونت تمام بيرون كشاندم و با بي احترامي كامل او را براي بيعت هل مي دادم البته من بدون هيچ شكي يقين داشتم كه اگر من و هر آنچه روي زمين است همه با هم تلاش مي كرديم كه بر علي غالب شويم كاري پيش نمي برديم اما خوشبختانه مطلبي بود كه علي به خاطر آن بر اين همه مصيبت صبر مي كرد و من هم آن را مي دانستم ولي از آن دم نمي زدم 1 1 الهدايه الكبري 417 عوالم 11 408 نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 20 49 توسط مریدان مادر محل دفن محسن صلوات الله عليه امير المومنين صلوات الله عليه بعد از شهادت محسن صلوات الله عليه به فضه فرمود فواريه بقعر البيت فإنه لاحق بجدِّه صلي الله عليه و آله 1 او را در انتهاي خانه دفن كن او به جدش صلي الله عليه و آله پيوست به خلاصه ي ترجمه كلام حاج ملا اسماعيل سبزواري توجه كنيد ثم جاء فضه بعد ساعه و هي تحمل لفافه فقال صلوات الله عليه لها ما معك يا فضه قالت يا سيدي ولدك المحسن الذي اُسقط قال واريه في فناء البيت 2 بعد از ساعتي فضه آمد در حالي كه چيزي را درون پارچه اي پيچيده و در دست گرفته بود حضرت فرمود چه همراه داري عرض كرد آقاي من فرزندتان محسن صلوات الله عليه است كه شهيد شده فرمود در آخر يا آستانه خانه او را به خاك بسپار 1 الهدايه الكبري 408 2 جامع النورين 206 نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 20 48 توسط مریدان مادر چگونگي آوردن محسن صلوات الله عليه در رجعت امام صادق صلوات الله عليه فرمود وقتي حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف ظهور كند آن گاه حضرت حسين صلوات الله عليه در حالي كه آغشته به خونش است بر مي خيزد پس به سوي دوازده هزار صديق حركت مي كند كه همه در راه خدا شهيد شده اند و از خاندان پيامبر صلي الله عليه و آله يا از شيعيان و دوستان و ياران ايشان اند و همه آغشته به خونشان هستند در اين هنگام رسول خدا صلي الله عليه و آله او را مي بيند و سخت مي گريد اهل آسمان ها و زمين و هر آنچه بر آن است از گريه حضرت مي گريند در اين لحظه فاطمه صلوات الله عليها فريادي بر مي آورد كه زمين و زمينيان به لرزه در مي آيند امير المومنين و حسن صلوات الله عليهما در طرف راست حضرت مي ايستند و فاطمه صلوات الله عليها در طرف چپ ايشان حسين صلوات الله عليه مي آيد پيامبر صلي الله عليه و آله او را به سينه اش مي چسباند و مي فرمايد فدايت شوم حسين جان چشمانت روشن باد وچشمان من به خاطر تو روشن باد و از طرف راست حسين صلوات الله عليه حمزه شير حق در زمين و از طرف چپ او جعفر بن ابي طالب طيار و در جلو روي او ابو عبيده بن حارث فرزند عبد المطلب مي آيد و محسن صلوات الله عليه را در حالي كه آغشته به خونش است خديجه بنت خويلد و فاطمه بنت اسد مادر امير المومنين صلوات الله عليه كه دو جده ي او هستند مي آورند و نيز ام هاني و جمانه عمه هايش دختران ابي طالب عليهم السلام همراه اسماء بنت عميس خثعميه درحالي كه همه فرياد مي كشند و با دستانشان گونه هاي خود را مي خراشند و از شدت اندوه موهايشان پريشان مي شود و ملائك با بالهايشان آن ها را مي پوشانند آن ها را همراهي مي كنند اين ها همه يك طرف و مادرش فاطمه صلوات الله عليها هم يك طرف مي گريد و فرياد مي زند اين همان روزي است كه شما وعده داده شديد 1 و جبرئيل فرياد بر مي آورد و مي گويد مظلوم است پس ياري اش فرما يعني محسن را و محسن صلوات الله عليه مي گويد من مظلوم هستم ياري ام فرما 1 سوره انبياء 103 نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 20 47 توسط مریدان مادر فاطمه صلوات الله عليها در رجعت خون خواه محسن صلوات الله عليه است در حديث مفضل وقتي امام صادق صلوات الله عليه كيفيت ورود محسن صلوات الله عليه را به رجعت توضيح مي دهد احوال فاطمه صلوات الله عليها را در مظلوميت محسن نيز چنين بيان مي فرمايد مادرش فاطمه صلوات الله عليها در حالي كه مي گريد فرياد مي زند هذا يومكم الذي كنتم توعدون اين همان روزي است كه به شما وعده داده شده در همان حديث پس از بيان برخي از احوال محسن صلوات الله عليه آمده كه مفضل گفت يا مولاي ثم ماذا فقال الصادق صلوات الله عليه تقوم فاطمه صلوات الله عليها بنت رسول الله صلي الله عليه وآله فتقول اللهم انجز وعدك و موعدك لي فيمن ظلمني و غصبني و ضربتي و جزعني بكل اولادي 1 مولاي من بعد از آن چه مي شود امام صادق صلوات الله عليه فرمود فاطمه صلوات الله عليها دختر رسول خدا صلي الله عليه و آله بلند مي شود و مي گويد پروردگارا جاري فرما وعده و موعد خود را براي افرادي كه به من ظلم كردند وحقم را غصب كردند و مرا زدند و نسبت به تمام فرزندانم بي صبر و غمگين ساختند 1 الهدايه الكبري 418 بحار 53 23 24 نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 20 46 توسط مریدان مادر محسن صلوات الله عليه از خداوند متعال ياري مي خواهد در حديث قبل گذشت كه حضرت محسن صلوات الله عليه مي گويد من مظلوم هستم مرا ياري فرما درهمين راستا پيامبر در روايتي مي فرمايد يجيء المقتول ظلما يوم القيامه وأوداجه تشخب دما اللون لون الدم والريح ريح المسك معلقا بقاتله يقول يا رب سل هذا فيم قتلني 1 شخصي كه به ظلم كشته شده در قيامت مي آيد و حال آنكه از رگ هايش خون مي چكد رنگ رنگ خون است و بوي آن بوي مشك قاتل را مي گيرد و مي گويد خدايا از او بپرس براي چه مرا كشته است در اين جا مي بينيم كه محسن صلوات الله عليه به پيشگاه خداوند روي مي نمايد و از او استغاثه مي كند و ياري مي طلبد اين در حالي است كه او مظلومانه به شهادت رسيده است تا آنجا كه در روايت آمده است كه او مصداق فرمايش حق تعالي است كه فرمود و اذا الموؤده سئلت بأي ذنب قتلت و آنگاه كه از جنين سوال گردد به چه جرمي كشته شده است محسن صلوات الله عليه گويد إني مظلوم فانتصر به راستي من مظلوم هستم پس ياري ام فرما و همراه استغاثه ي حضرت محسن است...
|