Meta tags:
description= *M*;
Headings (most frequently used words):
من, به, چه, اگه, باز, نظر, نيگا, توله, سگه, دل, سهراب, بده, خوبه, هرچی, هست, ببخشید, هديه, كوچك, هم, لر, خلاقيت, شما, اين, عكس, چي, كم, داره, لطفأ, بدين, اوخي, نازه, فقط, حيف, معلوم, نيست, كدومشون, يا, ابولفضل, عجب, مربي, سخت, كوشي, جان, صورتشو, جلل, خالق, فوتبال, با, دامن, سلامتی, تفاوت, دختر, پسرها, زمین, خوردن, هی, دنیا, هر, چر, داری, رو, کن, تنگي, حال, الان, اینجوریه, خط, سرنوشت, دنیای, شده, عربها, ما, آموختند, بي, تو, مهتاب, ماهیها, دریا, باغبان, انشاي, يك, بچه, دبستاني, در, باره, ازدواج, ياد, بخير, بود, زندگي, عاقبت, چت, عید, همه, مبارک, وقتي, كه, بزرگ, ميشوي, پسر, ثروتمند, طعم, تلخ, حقيقت, بيشه, نور, باران, انتقام, عاشق, این, شعر, سپهری, ام, چون, حرف, منو, میزنه, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
شده (44), ۱۳۹۲ (35), نوشته (34), ساعت (31), توسط (30), majid (30), است (29), هفته (20), های (16), ۱۳۹۱ (15), بود (15), این (12), برای (12), بهمن (11), اسفند (11), باز (11), گفت (11), نمی (11), دیگر (11), پسر (11), خیلی (11), همه (11), اردیبهشت (10), خانه (10), دلم (10), بزرگ (10), سوم (9), نیست (9), چون (9), شنبه (9), کنی (9), آدم (9), دوم (8), چهارم (8), فروردین (8), خواهم (8), دنیا (8), آواز (8), بیست (8), وقتی (8), خوب (8), پشت (7), دست (7), کند (7), عشق (7), هست (7), آنها (7), پدر (7), کوچه (7), براي (7), ساناز (7), دنیای (7), دارم (7), دوشنبه (6), دریا (6), اند (6), عاشق (6), جمعه (6), راه (6), جغد (6), اما (6), همیشه (6), دوست (6), وقت (6), گرفته (6), زندگی (6), شود (6), شدم (6), گفتم (6), بیستم (6), یکشنبه (6), باید (5), صدای (5), خاک (5), جای (5), عزیزم (5), سخت (5), كسي (5), آسمان (5), سنگ (5), فکر (5), بعد (5), چقدر (5), سفر (5), ندارد (5), روز (5), کرده (5), اگر (5), حتی (5), مهم (5), دلت (5), چشم (5), کردم (5), بودم (5), هستم (5), جان (5), ولی (5), دایی (5), مختار (5), همین (5), دختر (5), #آموختند (5), تنگ (5), کنارم (5), خواب (4), هیچ (4), دور (4), هجدهم (4), مرا (4), باران (4), آمد (4), گشتم (4), کرد (4), شکست (4), فرو (4), داریم (4), شوی (4), بازی (4), برایت (4), خود (4), دگر (4), هاله (4), رفتم (4), بگیرد (4), خانوم (4), هنوز (4), چند (4), نظر (4), ادامه (4), دختره (4), داری (4), کاش (4), هیچگاه (4), دوباره (4), شوم (4), رهگذر (4), زمین (4), خوردن (4), سلامتی (4), تنهایی (3), اوّل (3), سهراب (3), شهری (3), خورشید (3), اندازه (3), چشمان (3), مردم (3), شهر (3), چنان (3), شاخه (3), کسی (3), انتقام (3), چرا (3), خواند (3), كوه (3), خواهد (3), مثل (3), نور (3), زندگي (3), دادم (3), نوزدهم (3), خدا (3), کنگره (3), آدمها (3), چیز (3), کار (3), ندارند (3), روزی (3), بهتر (3), دوستت (3), چیزی (3), شاید (3), مرد (3), بچه (3), پرسید (3), داد (3), نهم (3), تمام (3), کشی (3), ماه (3), آنقدر (3), بالا (3), امید (3), خوبی (3), دیدم (3), رفت (3), باشد (3), برایش (3), دهم (3), قهر (3), زیر (3), زمینی (3), خرج (3), بشود (3), عروسی (3), مامانم (3), گوید (3), کنم (3), داده (3), کنار (3), قلاب (3), نتوانم (3), حذر (3), لحظه (3), مهتاب (3), بگوییم (3), بخون (3), بستنی (3), میکنی (3), بهش (3), پسره (3), یکم (3), میترسم (3), بیا (3), خوبه (3), وای (3), اگه (3), بزنی (3), خرداد (2), مهر (2), آبان (2), وبلاگ (2), قدیمی (2), سپهری (2), قایقی (2), ساخت (2), سحر (2), آید (2), باد (2), احساس (2), شعله (2), ساله (2), فواره (2), هوش (2), کبوتر (2), هاییست (2), راند (2), ماهی (2), شعر (2), حرف (2), ببخشید (2), نکند (2), كجاي (2), زيباست (2), نميفهمم (2), هاي (2), چشمانم (2), تنها (2), شبانه (2), دشت (2), صبح (2), بيشه (2), امروز (2), خوابي (2), هايي (2), پیغام (2), آوازهای (2), دهد (2), بستن (2), مرغ (2), تماشا (2), ترین (2), بخوان (2), حقیقت (2), طعم (2), تلخ (2), خدایا (2), سکوت (2), خوانی (2), گویند (2), خبر (2), نشسته (2), ستون (2), خورند (2), بارها (2), دیده (2), کمی (2), باغ (2), نشان (2), فقیر (2), حیاطمان (2), دارند (2), کردی (2), پاسخ (2), یاد (2), پایان (2), ثروتمند (2), آنجا (2), کنند (2), آنروز (2), یکروز (2), یادت (2), چشمانت (2), پرنده (2), قلبت (2), ابرها (2), توی (2), آرزو (2), رسید (2), نزدیک (2), فردا (2), هایی (2), خجالت (2), چهارشنبه (2), عید (2), مبارک (2), سال (2), بگفتم (2), همسر (2), ترس (2), کمـــان (2), چهره (2), ریخت (2), دیدار (2), دیدنم (2), دیدن (2), توست (2), زمان (2), نمودم (2), اسیرش (2), بگفت (2), البته (2), اين (2), ياد (2), کـــــه (2), تـــــو (2), یـــــا (2), کاری (2), دار (2), مجبور (2), حتمن (2), دستش (2), خاله (2), خانومش (2), چتر (2), بوده (2), ایم (2), اشق (2), سکه (2), زندان (2), حالا (2), اول (2), بدهم (2), عزدواج (2), بسیار (2), طرف (2), بخورند (2), انسان (2), مشکلات (2), شدی (2), حال (2), پنج (2), عده (2), غرق (2), کدامین (2), ماهیها (2), سوال (2), گذشتم (2), گسستم (2), رمیدم (2), دامن (2), یادم (2), خندید (2), پیش (2), هرگز (2), ندانم (2), زدی (2), نگاهت (2), خوشه (2), ریخته (2), آرام (2), شبی (2), خاطره (2), جانم (2), خیره (2), شاهنامه (2), خودشان (2), واق (2), شمارش (2), عربها (2), بقیشو (2), مطلب (2), بریده (2), فقط (2), میگه (2), کوچولو (2), میگم (2), دوستام (2), داره (2), میخواد (2), برام (2), نمک (2), دلمون (2), دیگه (2), سرنوشت (2), بده (2), دلتنگ (2), اینک (2), نیز (2), ببینم (2), بودی (2), دلتنگی (2), نفهمیدی (2), میرسید (2), ثانیه (2), راستی (2), نشه (2), جوان (2), رفیقش (2), حالتون (2), برسونمتون (2), بدین (2), رفیق (2), نيگا (2), توله (2), سگه (2), دارد (2), هديه (2), blogfa, com, هستي, رمينا, پاتوق, ارغوان, پیوندها, پیشین, عناوین, آرشیو, پست, الکترونیک, پروفایل, مدیر, مطالب, چهاردهم, شاعران, وارث, خرد, روشنی, وسعت, خیزان, مرغان, اساطیر, موسیقی, میشنود, لطیف, چینه, مینگرند, کودک, معرفتی, بشری, نگرند, باه, پنجره, تجلی, فشانند, فسون, گیسو, هاشان, تابش, گیران, پریانی, آرند, آبی, بست, آرزوی, مروارید, قایق, تور, تهی, قهرمانان, بیدار, بیشه, غریب, انداخت, منو, میزنه, فریب, میگیرم, کاغذ, بیچاره, سیاه, میکنم, قدر, ظالم, ذلتش, كودك, زير, ضربه, شلاق, ميلرزد, نميفهمند, نميدانم, قطره, شيشه, تنهايي, افتاده, آيد, صداي, ميچكد, برفرش, ميخورد, برمرد, باتمام, ترانه, آوايي, بدوم, تاته, بروم, تاسر, وچنان, تابم, چيزيست, تاشقايق, بايد, كرد, آري, ظهر, تابستان, مهرباني, سيب, ايمان, درختان, نكند, اندوهي, سررسد, ازپس, سبزم, وچه, تنم, هشيار, آبي, گيوه, هارا, كندم, ونشستم, پاها, درآب, يونجه, زاري, افتادم, بامن, ميزد, پاي, نيزاري, ماندم, گوش, نوري, ريگي, لبخندي, شايد, دراين, آبادي, چيزي, بلند, فراخ, خاطر, آنکس, فهمد, داند, خداست, بوی, کندن, کوچک, اندیشه, بیند, اندیشد, بندد, نبستن, قشنگ, دنیاست, آدمهایت, آوازهایم, افسرده, آوازخوان, خاکی, آسمانم, قلب, پیر, نخواند, کبوتری, حوالی, شنید, نخوانی, آوازت, غمگین, شان, بدیمنی, بدشگون, نداری, جغدی, روی, میکرد, رفتن, ردپای, آدمهایی, دید, دیوار, بندند, دانست, ترک, ریزند, درها, شکنند, دیوارها, خراب, شوند, تاجهای, شکسته, غرورهای, تکه, پاره, لابلای, خاکروبه, کاخ, آوازهایی, درباره, ناپایداری, پرده, ضخیم, بلرزد, حقيقت, حیاط, دیوارهایش, محدود, انتهاست, شنیدن, حرفهای, زبان, بند, آمده, اضافه, متشکرم, دادی, هستیم, فانوس, تزیینی, ستارگان, عالی, آیا, توجه, بله, گرفتی, اندیشید, آرامی, فهمیدم, چهار, رودخانه, نهایت, محقر, روستایی, مهمان, بودند, بازگشت, پسرش, نظرت, مورد, مسافرتمان, کوچکش, برد, مردمی, هستند, فردای, دهند, دیر, دستانت, کودکی, گذاشته, افتد, سالهاست, آوازها, سیم, خاردار, درمراسم, تدفین, درختها, شرکت, فاتحه, دنبالش, بگردی, پیدایش, دورند, لبخندشان, بینی, همبازی, قدیم, کمرنگ, ستاره, قدت, کوتاه, رود, دستت, نمیرسد, دعا, دلش, کاشقدت, اشکهای, پاک, ببینی, نیاید, کوهها, سرک, بکشی, ترسی, _همانهای, اند_, شوره, ببینند, بخندند, بزند, جوجه, قمری, مادرشان, نگشته, آبرویت, میرود, شور, نقره, خوانند, تکان, بدهی, گربه, سلام, وقتي, ميشوي, وارم, داشته, باشین, گیرید, درسی, عبرت, سرانجامی, نـدارد, قصّه, سرگذشتم, شاعر, آورد, آنچه, بشنید, لعنت, فرستادم, نیابم, بهر, آمدم, وحشتم, ماتم, کده, مدهوش, مسن, مادر, بشد, عالم, ندیدم, اثر, قـــد, رعنـــا, ِابــرو, فریبـــا, ناز, فریبا, بدیدم, زشت, رویی, قلبم, گویی, اژدهایی, آویخت, موعود, زدم, بیرون, اندکی, زود, خلاصه, راضی, اجبار, گرفتم, بعدش, رویارویی, طفره, هراسان, قصدم, بوییدن, رسیده, بینم, دیدنش, تاب, فکرش, خور, آرزوهام, فردام, هرشب, عادت, ندیده, زارش, گشته, بیمارش, فریباست, صورت, نگو, زیباست, موهای, کمندش, ِابــروان, قــد, بلنــدش, اسم, فرهاد, عاشقی, بیداد, هیجده, اسمت, بگو, اسیر, مبتلایش, شبا, عاقبت, حسين, پناهي, يادي, مرگي, جاني, مرگ, تختي, كاري, تخت, ميزي, كار, هـــــوایی, نفـــــس, هـــــای, نیســـــتـــــ, نفـــــســـــم, میـــــگیـــــرد, امـــّـــــا, حـــــرفی, نیــــــــــستـــــ, بـــــاورت, گـــــر, بشـــــود, نشـــــود, مـــــرا, یـــــاد, کنـــــی, نکـــــنی, سپـــــهری, تـــــا, لحـــــظه, خـــــاموشـــــی, گفــــتـــ, یــــــاد, ســـــهراب, بـــــخیر, بخير, دعواست, آشتی, دعوا, کتک, میکند, گرنه, خودش, نبود, میگفت, رهم, اجاره, بالاست, رفته, پایین, خواست, برود, ترسید, ترسد, باغچه, درختی, درست, افتاد, موقه, مهریه, شیر, بلال, خوشبخت, ازافی, باعث, داییمختار, حرفش, حقوق, نتوانسته, بدهد, تفافق, بجای, شام, چیپس, خلالی, نمکی, بدهیم, ارزان, خوشمزه, تراست, تازه, خوری, شوهرش, کلی, همان, قلکم, بشکنم, بعدن, نروم, اصلن, بزرگی, کارشان, تلاغ, کشیده, کوچکی, نکشیده, لهاز, فکری, سالش, بخورد, بیشتر, هالیش, تواهم, یعنی, مثلن, مان, خوریم, ناسرادین, شاه, کارهای, مامانش, استادیوم, آزادی, مؤتقدم, اصولن, بابایمان, گیرم, قول, تایش, انشاي, دبستاني, باره, ازدواج, گیرد, آدمی, میمیرد, خبرن, کور, کرندو, گروهی, پکرند, کوله, باغبانی, پیرم, غیر, دلگیرم, باغبان, خداوندا, دانشی, عطا, فرما, بگذرم, فرصتی, گشتن, پاکی, نباشد, حسادت, کینه, خشم, لذت, غرور, انزجار, اسر, طعمه, آزمون, میشویم, میفهمیم, تقصیر, اشتباه, میکنند, علامت, پاسخش, میدهند, حالی, نکنی, گذر, نگرفتی, آزرده, ظلمت, شبهای, پای, اندوه, کشیدم, جوابی, نشنیدم, اشک, لرزید, ناله, تلخی, بگریست, اشکی, دام, افتم, صیادی, آهوی, دشتم, بام, نشستم, تمنای, فراموش, چندی, باش, دگران, نگاهی, نگران, آیینه, گذران, گفتی, شباهنگ, آورده, بخت, خندان, رام, صاف, محو, تماشای, راز, جهان, سیاهت, ساعتی, جوی, نشستیم, گشودیم, خلوت, خواسته, گشتیم, گذشتیم, عطر, پیچید, نهانخانه, درخشید, دیوانه, شوق, لبریز, جام, وجودم, دنبال, پنجشنبه, آخر, ایرانی, عرب, آخرش, خوش, ادرار, شتر, میگویند, غذا, خوراک, نام, سرزمینمان, پارس, استفاده, کنیم, حیوانات, بکار, برند, نفر, خودمان, تعجب, قابل, نداشت, مطمئنی, آبجیت, همینو, خواهرم, اومدم, ازت, تشکر, صدام, دقه, همون, اومد, آلاچیقی, توش, بودیم, برات, ربطش, چیه, خندیدیم, خردیدم, دخترش, بشم, نمیخره, پارک, میبینم, کوچول, گیر, چیکارش, ولش, پسرا, واسه, اون, زمانی, بشه, میشه, دخترا, کنن, شـمعم, گدازم, دودی, نیاورم, پروانه, نیستم, مارا, سوز, گداز, آفریده, شـمعیم, خوانده, خویش, دمی, آسوده, باشم, شورش, ساقیا, پیل, افمن, زورش, الان, اینجوریه, گرفتنت, دستهای, گرمت, بوسیدن, گونه, هایت, دلتنگم, دلتنگت, سراغم, کنارت, نمیگرفت, وجودت, آغوش, مهربانت, نیاز, اولین, بودن, فرا, نمیرسید, دیدارمان, نازنین, ذره, برایم, قبل, شماری, نیستی, بیقراری, طاقت, دوری, ندارم, مگر, منی, زیبا, نگیر, دنیایم, همسفر, غمها, خوشحال, زیبای, خودم, تنگي, دوستان, سوء, تفاهم, شخص, نیستا, مثب, توشیم, نامرده, میدونی, دایورتت, عضو, شریفم, بکن, سختی, بختی, شعور, چلفتی, جوون, کمتر, مصرف, میکردی, شپلق, گردنی, سرت, آبرومونو, بردی, چلمن, ذاااااررررتتتتتتتتتتتتتتتت, میخواید, بیمارستان, اینجوری, نمیتونید, برید, ماشینم, بغله, اجازه, کمک, نمیخواید, جیگرم, دوففففسسسسککک, علت, نقص, فنی, قسمت, پاشنه, کفش, تفاوت, پسرها, رفاقتشون, شرطی, ازمون, محبت, نبینن, رفیقایی, همونی, شدیم, میخوان, اونی, نشد, میخوایم, خودمون, آلوچه, کلک, مقدسه, جلوش, زانو, بهروز, وثوقی, جلل, خالق, فوتبال, ابولفضل, عجب, مربي, كوشي, صورتشو, اوخي, نازه, حيف, معلوم, نيست, كدومشون, شما, عكس, لطفأ, بدين, گازوئيل, چيست, برادر, ناتني, جبرئيل, وضيفه, سوخت, رساني, جهنم, عهده, خلاقيت, حواست, ميگويي, جمله, كوتاهيست, لياقت, شنيدنش, قيمتي, تونا, پرداختش, كوچكي, قلبي, فهم, گرفتنش, كوچك, درهمه, خوباشو, سوا, دوتا, هرچی,
Text of the page (random words):
ی شعور دست و پا چلفتی نوشته شده در دوشنبه دوم دی ۱۳۹۲ ساعت 13 23 توسط majid هی دنیا هر چر داری رو کن دنیای عزیزم هر کاری دلت میخواد بکن هر چی داری رو کن سختی مشکلات بد بختی شکست مهم نیست برام میدونی چرا چون دایورتت کردم رو عضو شریفم دوستان سوء تفاهم نشه دنیا شخص نیستا همین دنیا لا مثب که توشیم همین نامرده نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۲ ساعت 0 1 توسط majid دل تنگي عزیزم دلم گرفته دلم برایت تنگ شده دلتنگ گرفتنت دستهای گرمت هستم دلتنگ بوسیدن گونه هایت هستم آنقدر دلتنگم که اینک آرزو دارم حتی یک لحظه نیز از راه دور تو را ببینم عزیزم دلم گرفته دلتنگت هستم کاش همیشه در کنارم بودی تا دلتنگی به سراغم نمی آمد کاش همیشه در کنارت بودم تا هیچگاه دلم نمیگرفت هیچگاه نفهمیدی چقدر به وجودت به آن آغوش مهربانت نیاز دارم هیچگاه نفهمیدی چقدر تو را دوست دارم کاش به سر میرسید ثانیه های دلتنگی کاش اولین ثانیه در کنار تو بودن فرا میرسید و هیچگاه نیز به پایان نمیرسید به یادت هست روز دیدارمان خیره به چشمانم شده بودی من هم غرق در چشمان نازنین تو بودم اینک دلم برای چشمانت یک ذره شده تو هم دلت برایم تنگ شده هنوز مثل قبل مرا دوست داری هنوز برای دیدنم لحظه شماری میکنی هنوز وقتی در کنارم نیستی بیقراری میکنی طاقت دوری تو را ندارم عشق من مگر من جز تو چه کسی را دارم تو را دارم که دنیای منی خدایا این دنیای زیبا را از من نگیر دلم برای دنیایم تنگ شده دنیای من دلم گرفته ای دنیای من راستی خیلی میترسم میترسم تو را از دست بدهم میترسم دوباره تنها شوم دوباره همسفر غمها شوم بیا در کنارم تا آرام شوم بیا در کنارم تا دوباره خوشحال شوم بیا در کنارم تا دوباره دنیای زیبای خودم را از نزدیک ببینم عزیزم خیلی دلم برایت تنگ شده نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر ۱۳۹۲ ساعت 12 56 توسط majid حال من الان اینجوریه ساقیا می بده که پیل افمن بود زورش تا دمی آسوده باشم از دنیا و شر و شورش نوشته شده در شنبه هجدهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 19 6 توسط majid خط سرنوشت من شـمعیم و خوانده ایم خط سرنوشت خویش مارا برای سوز و گداز آفریده اند پروانه نیستم که به یک شعله جان دهم شـمعم که جان گدازم و دودی نیاورم نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 13 37 توسط majid چه دنیای شده فکر کنم یه روزی ما پسرا دلمون واسه اون زمانی که دختر بازی مد بود تنگ بشه چون تا چند وقت دیگه مد میشه دخترا پسر بازی کنن رفتم پارک با دوستام میبینم یه پسر کوچولو به یه دختر کوچول با نمک گیر داده میگم چیکارش داری ولش کن دختره داره میگه میخواد من دوست دخترش بشم ولی برام بستنی نمیخره با دوستام یه ساعت بهش خندیدیم یه بستنی خردیدم دادم به دختره پسره رو هم رد کردم رفت حالا فکر میکنی ربطش چیه میگم برات چند دقه بعد همون دختر کوچولو اومد کنار آلاچیقی که ما توش نشسته بودیم صدام کرد رفتم گفتم جانم میگه خواهرم گفت چه پسر خوبی اومدم ازت تشکر کنم تعجب کردم گفتم قابل نداشت مطمئنی آبجیت همینو گفت فقط با صدای بریده بریده بستنی دستش گفت بقیشو ادامه مطلب بخون ادامه نوشته نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 21 27 توسط majid عربها به ما آموختند عربها به ما آموختند برای شمارش خودمان به جای تن از نفر استفاده کنیم که خودشان برای شمارش حیوانات بکار می برند به ما آموختند که به جای واق واق سگ بگوییم پارس که نام سرزمینمان است به ما آموختند به جای خوراک بگوییم غذا که خودشان به ادرار شتر میگویند به ما آموختند بگوییم شاهنامه آخرش خوش است چون آخر شاهنامه ایرانی ها از عرب ها شکست می خورند نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 14 19 توسط majid بي تو مهتاب بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم در نهانخانه ی جانم گل یاد تو درخشید عطر صد خاطره پیچید باغ صد خاطره خندید یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دل خواسته گشتیم ساعتی چند بر لب آن جوی نشستیم تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت من همه محو تماشای نگاهت آسمان صاف و شب آرام بخت خندان و زمان رام خوشه ی ماه فرو ریخته در آب شاخه ها دست بر آورده ز مهتاب شب و سحر و گل و سنگ همه دست داده به آواز شباهنگ تو به من گفتی از این عشق حذر کن لحظه ای چند بر این آب نظر کن آب آیینه ی عشق گذران است تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است باش تا فردا که دلت با دگران است تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن با تو گفتم حذر از عشق ندانم سفر از پیش تو هرگز نتوانم روز اول که دل من به تمنای تو پر زد چون کبوتر لب بام تو نشستم تو به من سنگ زدی من نه رمیدم نه گسستم باز گفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم حذر از عشق ندانم سفر از پیش تو هرگز نتوانم نتوانم اشکی از شاخه فرو ریخت مرغ شب ناله ی تلخی زد و بگریست اشک در چشم تو لرزید ماه بر عشق تو خندید یادم آمد که دگر از تو جوابی نشنیدم پای در دامن اندوه کشیدم نه گسستم نه رمیدم رفت در ظلمت شب آن شب و شبهای دگر هم نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم نکنی دیگر از آن کوچه گذر هم بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 15 12 توسط majid من و ماهیها و دریا ماهی ها چقدر اشتباه میکنند قلاب علامت کدامین سوال است که پاسخش میدهند آزمون زندگی پر از قلاب هاییست که وقتی اسیرش میشویم میفهمیم ماهیها بی تقصیر اند حسادت کینه خشم لذت غرور انزجار انتقام و ترس من اسر کدامین طعمه خواهم شد خداوندا دانشی عطا فرما تا از کنار این قلاب ها بگذرم که شاید دیگر فرصتی برای بر گشتن به پاکی دریا نباشد نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 20 33 توسط majid باغبان باغبانی پیرم که به غیر از گل ها از همه دلگیرم کوله ام غرق غم است آدم خوب کم است عده ای بی خبرن عده ای کور کرندو گروهی پکرند دلم از این همه بد می گیرد و چه خوب آدمی میمیرد نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 20 7 توسط majid انشاي يك بچه دبستاني در باره ي ازدواج هر وقت من یک کار خوب می کنم مامانم به من می گوید بزرگ که شدی برایت یک زن خوب می گیرم تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است حتمن ناسرادین شاه خیلی کارهای خوب می کرده که مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود ولی من مؤتقدم که اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود چون بابایمان همیشه می گوید مشکلات انسان را آدم می کند در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند مثلن من و ساناز دختر خاله مان خیلی به هم می خوریم از لهاز فکری هم دو طرف باید به هم بخورند ساناز چون سه سالش است هنوز فکر ندارد که به من بخورد ولی مامانم می گوید این ساناز از تو بیشتر هالیش می شود در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست چه بسیار آدم های بزرگی بوده اند که کارشان به تلاغ کشیده شده و چه بسیار آدم های کوچکی که نکشیده شده مهم اشق است اگر اشق باشد دیگر کسی از شوهرش سکه نمی خواهد و دایی مختار هم از زندان در می آید من تا حالا کلی سکه جم کرده ام و می خواهم همان اول قلکم را بشکنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم مهریه و شیر بلال هیچ کس را خوشبخت نمی کند همین خرج های ازافی باعث می شود که زندگی سخت بشود و سر خرج عروسی داییمختار با پدر خانومش حرفش بشود دایی مختار می گفت پدر خانومش چتر باز بود خوب شاید حقوق چتر بازی خیلی کم بوده که نتوانسته خرج عروسی را بدهد البته من و ساناز تفافق کرده ایم که بجای شام عروسی چیپس و خلالی نمکی بدهیم هم ارزان تر است هم خوشمزه تراست تازه وقتی می خوری خش خش هم می کند اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است و گرنه آدم مجبور می شود خودش خانه بگیرد زن دایی مختار هم خانه دار نبود و دایی مختار مجبور شد یک زیر زمینی بگیرد میگفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پایین اما خانوم دایی مختار هم می خواست برود بالا حتمن از زیر زمینی می ترسید ساناز هم از زیر زمینی می ترسد برای همین هم برایش توی باغچه یک خانه درختی درست کردم اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شکست از آن موقه خاله با من قهر است قهر بهتر از دعواست آدم وقتی قهر می کند بعد آشتی می کند ولی اگر دعوا کند بعد کتک کاری میکند نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 20 15 توسط majid ياد سهراب بخير یــــــاد ســـــهراب بـــــخیر آن سپـــــهری کـــــه تـــــا لحـــــظه ی خـــــاموشـــــی گفــــتـــ تـــــو مـــــرا یـــــاد کنـــــی یـــــا نکـــــنی بـــــاورت گـــــر بشـــــود یـــــا نشـــــود حـــــرفی نیــــــــــستـــــ امـــّـــــا نفـــــســـــم میـــــگیـــــرد در هـــــوایی کـــــه نفـــــس هـــــای تـــــو نیســـــتـــــ نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 20 10 توسط majid چه بود زندگي ميزي براي كار كاري براي تخت تختي براي خواب خوابي براي جان جاني براي مرگ مرگي براي ياد يادي براي سنگ اين بود زندگي حسين پناهي نوشته شده در شنبه دهم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 15 9 توسط majid عاقبت چت شدم با چت اسیر و مبتلایش شبا پیغام می دادم از برایش به من می گفت هیجده ساله هستم تو اسمت را بگو من هاله هستم بگفتم اسم من هم هست فرهاد ز دست عاشقی صد داد و بیداد بگفت هاله ز موهای کمندش کمـــان ِابــروان قــد بلنــدش بگفت چشمان من خیلی فریباست ز صورت هم نگو البته زیباست ندیده عاشق زارش شدم من اسیرش گشته بیمارش شدم من ز بس هرشب به او چت می نمودم به او من کم کم عادت می نمودم در او دیدم تمام آرزوهام که باشد همسر و امید فردام برای دیدنش بی تاب بودم ز فکرش بی خور و بی خواب بودم به خود گفتم که وقت آن رسیده که بینم چهره ی آن نور دیده به او گفتم که قصدم دیدن توست زمان دیدن و بوییدن توست ز رویارویی ام او طفره می رفت هراسان بود او از دیدنم سخت خلاصه راضی اش کردم به اجبار گرفتم روز بعدش وقت دیدار رسید از راه وقت و روز موعود زدم از خانه بیرون اندکی زود چو دیدم چهره اش قلبم فرو ریخت تو گویی اژدهایی بر من آویخت به جای هاله ی ناز و فریبا بدیدم زشت رویی بود آنجا ندیدم من اثر از قـــد رعنـــا کمـــان ِابــرو و چشم فریبـــا مسن تر بود او از مادر من بشد صد خاک عالم بر سر من ز ترس و وحشتم از هوش رفتم از آن ماتم کده مدهوش رفتم به خود چون آمدم دیدم که او نیست دگر آن هاله ی بی چشم و رو نیست به خود لعنت فرستادم که دیگر نیابم با چت از بهر خود همسر بگفتم سرگذشتم را به شاعر به شعر آورد او هم آنچه بشنید که تا گیرید از آن درسی به عبرت سرانجامی نـدارد قصّه ی چت نوشته شده در جمعه نهم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 13 42 توسط majid عید همه مبارک عید همه مبارک امید وارم سال خوبی داشته باشین نوشته شده در چهارشنبه سی ام اسفند ۱۳۹۱ ساعت 20 3 توسط majid وقتي كه بزرگ ميشوي من بزرگ شدم وقتی بزرگ می شوی دیگر خجالت می کشی به گربه ها سلام کنی و برای پرنده هایی که آوازهای نقره ای می خوانند دست تکان بدهی خجالت می کشی دلت شور بزند برای جوجه قمری هایی که مادرشان بر نگشته فکر می کنی آبرویت میرود اگر یکروز مردم _همانهای که خیلی بزرگ شده اند_ دل شوره های قلبت را ببینند و به تو بخندند وقتی بزرگ می شوی دیگر نمی ترسی که نکند فردا صبح خورشید نیاید حتی دلت نمی خواهد پشت کوهها سرک بکشی و خانه خورشید را از نزدیک ببینی دیگر دعا نمی کنی برای آسمان که دلش گرفته حتی آرزو نمی کنی کاشقدت می رسید و اشکهای آسمان را پاک می کردی وقتی بزرگ می شوی قدت کوتاه می شود آسمان بالا می رود و تو دیگر دستت به ابرها نمیرسد و برایت مهم نیست که توی کوچه پس کوچه های پشت ابرها ستاره ها چه بازی می کنند آنها آنقدر دورند که تو حتی لبخندشان را هم نمی بینی و ماه همبازی قدیم تو آنقدر کمرنگ می شود که اگر تمام شب را هم دنبالش بگردی پیدایش نمی کنی وقتی بزرگ می شوی دور قلبت سیم خاردار می کشی و درمراسم تدفین درختها شرکت می کنی و فاتحه تمام آوازها و پرنده ها را می خوانی و یکروز یادت می افتد که تو سالهاست چشمانت را گم کرده ای و دستانت را در کوچه های کودکی جا گذاشته ای آنروز دیگر خیلی دیر شده است فردای آنروز تو را به خاک می دهند و می گویند خیلی بزرگ شده بود نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 12 37 توسط majid پسر ثروتمند روزی یک مرد ثروتمند پسر بچه کوچکش را به ده برد تا به او نشان دهد مردمی که در آنجا زندگی می کنند چقدر فقیر هستند آن دو یک شبانه روز در خانه محقر یک روستایی مهمان بودند در راه بازگشت و در پایان سفر مرد از پسرش پرسید نظرت در مورد مسافرتمان چه بود پسر پاسخ داد عالی بود پدر پدر پرسید آیا به زندگی آنها توجه کردی پسر پاسخ داد بله پدر و پدر پرسید چه چیزی از این سفر یاد گرفتی پسر کمی اندیشید و بعد به آرامی گفت فهمیدم که ما در خانه یک سگ داریم و آنها چهار تا ما در حیاطمان یک فواره داریم و آنها رودخانه ای دارند که نهایت ندارد ما در حیاطمان فانوس های تزیینی داریم و آنها ستارگان را دارند حیاط ما به دیوارهایش محدود می شود اما باغ آنها بی انتهاست با شنیدن حرفهای پسر زبان مرد بند آمده بود بعد پسر بچه اضافه کرد متشکرم پدر تو به من نشان دادی که ما چقدر فقیر هستیم نوشته شده در شنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 21 0 توسط majid طعم تلخ حقيقت جغدی روی کنگره های قدیمی دنیا نشسته بود زندگی را تماشا میکرد رفتن و ردپای آن را و آدمهایی را می دید که به سنگ و ستون به در و دیوار دل می بندند جغد اما می دانست که سنگ ها ترک می خورند ستون ها فرو می ریزند درها می شکنند و دیوارها خراب می شوند او بارها و بارها تاجهای شکسته غرورهای تکه پاره شده را لابلای خاکروبه های کاخ دنیا دیده بود او همیشه آوازهایی درباره دنیا و ناپایداری اش می خواند و فکر می کرد شاید پرده های ضخیم دل آدمها با این آواز کمی بلرزد روزی کبوتری از آن حوالی رد می شد آواز جغد را که شنید گفت بهتر است سکوت کنی و آواز نخوانی آدمها آوازت را دوست ندارند غمگین شان می کنی دوستت ندارند می گویند بدیمنی و بدشگون و جز خبر بد چیزی نداری قلب جغد پیر شکست و دیگر آواز نخواند سکوت او آسمان را افسرده کرد آن وقت خدا به جغد گفت آوازخوان کنگره های خاکی من پس چرا دیگر آواز نمی خوانی دل آسمانم گرفته است جغد گفت خدایا آدمهایت مرا و آوازهایم را دوست ندارند خدا گفت آوازهای تو بوی دل کندن می دهد و آدمها عاشق دل بستن اند دل بستن به هر چیز کوچک و هر چیز بزرگ تو مرغ تماشا و اندیشه ای و آن که می بیند و می اندیشد به هیچ چیز دل نمی بندد دل نبستن سخت ترین و قشنگ ترین کار دنیاست اما تو بخوان و همیشه بخوان که آواز تو حقیقت است و طعم حقیقت تلخ جغد به خاطر خدا باز هم بر کنگره های دنیا می خواند و آنکس که می فهمد می داند آواز او پیغام خداست نوشته شده در شنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 13 50 توسط majid بيشه ي نور دشت هايي چه فراخ كوه هايي چه بلند من دراين آبادي پي چيزي مي گشتم پي خوابي شايد پي نوري ريگي لبخندي پاي نيزاري ماندم باد مي آمد گوش دادم چه كسي بامن حرف ميزد راه افتادم يونجه زاري سر راه لب آبي گيوه هارا كندم ونشستم پاها درآب من چه سبزم امروز وچه اندازه تنم هشيار ست نكند اندوهي سررسد ازپس كوه چه كسي پشت درختان است ظهر تابستان است مهرباني هست سيب هست ايمان هست آري تاشقايق هست زندگي بايد كرد در دل من چيزيست مثل يك بيشه ي نور مثل خواب دم صبح وچنان بي تابم كه دلم مي خواهد بدوم تاته دشت بروم تاسر كوه دور ها آوايي است كه مرا مي خواند نوشته شده در جمعه هجدهم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 18 25 توسط majid باز باران باز باران بي ترانه باز باران باتمام بي كسي هاي شبانه ميخورد برمرد تنها ميچكد برفرش خانه باز مي آيد صداي چك چك غم باز چشمانم به پشت شيشه ي تنهايي افتاده نميدانم نميفهمم كجاي قطره هاي بي كسي زيباست نميفهمم چرا مردم نميفهمند كه آن كودك كه زير ضربه ي شلاق باران سخت ميلرزد كجاي ذلتش زيباست نوشته شده در جمعه هجدهم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 18 12 توسط majid انتقام انتقام فریب تو را میگیرم چه قدر ظالم شده ام این بیچاره ها را سیاه میکنم تا دل تو احساس تنهایی نکند کاغذ های عزیزم مرا ببخشید نوشته شده در جمعه هجدهم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 18 10 توسط majid من عاشق این شعر سهراب سپهری ام چون حرف دل منو میزنه قایقی خواهم ساخت خواهم انداخت به آب دور خواهم شد از این خاک غریب که در آن هیچ کسی نیست که در بیشه عشق قهرمانان را بیدار کند قایق از تور تهی و دل از آرزوی مروارید هم چنان خواهم راند نه به آبی ها دل خواهم بست نه به دریا پریانی که سر از آب به در می آرند و در آن تابش تنهایی ماهی گیران می فشانند فسون از سر گیسو هاشان هم چنان خواهم راند پشت دریا ها شهری است که در آن پنجره ها رو به تجلی باز است باه های جای کبوتر هاییست که به فواره هوش بشری می نگرند دست هر کودک ده ساله شهر شاخه معرفتی است مردم شهر به یک چینه چنان مینگرند که به یک شعله یک خواب لطیف خاک موسیقی احساس تو را میشنود و صدای پر مرغان اساطیر می آید در باد پشت دریا ها شهری است که در آن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحر خیزان است شاعران وارث آب و خرد و روشنی اند پشت دریا ها شهری است قایقی باید ساخت سهراب سپهری نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 18 46 توسط majid مطالب قدیمی تر خانه پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین هفته چهارم بهمن ۱۳۹۲ هفته سوم بهمن ۱۳۹۲ هفته اوّل دی ۱۳۹۲ هفته چهارم آبان ۱۳۹۲ هفته سوم مهر ۱۳۹۲ هفته سوم خرداد ۱۳۹۲ هفته چهارم اردیبهشت ۱۳۹۲ هفته سوم اردیبهشت ۱۳۹۲ هفته دوم اردیبهشت ۱۳۹۲ هفته اوّل اردیبهشت ۱۳۹۲ هفته چهارم فروردین ۱۳۹۲ هفته سوم فروردین ۱۳۹۲ هفته دوم فروردین ۱۳۹۲ هفته چهارم اسفند ۱۳۹۱ هفته سوم اسفند ۱۳۹۱ هفته دوم اسفند ۱۳۹۱ هفته چهارم بهمن ۱۳۹۱ هفته سوم بهمن ۱۳۹۱ هفته دوم بهمن ۱۳۹۱ ه...
|