Meta tags:
Description= *** افشار ***;
Keywords= *** افشار ***;
Headings (most frequently used words):
-
Text of the page (most frequently used words):
شهید (56), های (33), بود (33), است (29), این (27), ابومهدی (26), سال (25), شده (24), علی (22), ننه (18), عراق (18), قربانعلی (18), المهندس (17), زندگی (16), مادر (16), خود (15), بعد (15), عباس (14), افشار (14), دیگر (14), کرد (13), مادرم (13), آزاد (12), قرار (12), اهواز (12), شود (11), حزب (11), گفت (11), مزار (11), توسط (10), تهران (10), برای (10), بهشت (10), فرزند (10), شهریار (9), نوشته (9), بعدها (9), کویت (9), کند (9), اینکه (9), وقتی (9), روز (9), زهرا (9), کرده (9), dr_afshar (8), یکی (8), آنها (8), کنند (8), روی (8), شهیدش (8), ولی (8), دفن (8), زبان (8), عربی (7), کتاب (7), نظرات (7), دیگران (7), نظر (7), بودند (7), کنار (7), ساعت (7), برادرم (7), صبح (7), نامه (6), شهدا (6), اسلامی (6), بازدید (6), مادری (6), گرفت (6), بین (6), الدعوه (6), کردند (6), اما (6), گروه (6), باشد (6), لیست (5), دانشگاه (5), قرآن (5), پیام (5), نور (5), امروز (5), اصلی (5), بیشتر (5), میلادی (5), دارد (5), مقاومت (5), همراه (5), فعالیت (5), گوید (5), بودم (5), بدر (5), عنوان (5), منطقه (5), تنها (5), اتاقک (5), فلزی (5), آلزایمر (5), بزرگ (5), خانه (5), نداشت (5), آمد (5), چند (5), هشت (5), قبر (5), عملیات (5), مجروح (5), مانور (5), دفاع (4), جنگ (4), مبانی (4), دانشگاهی (4), خبری (4), نهج (4), البلاغه (4), پرند (4), امام (4), سلیمانی (4), مهدی (4), رشته (4), همان (4), لیسانس (4), دیگری (4), میان (4), حکومت (4), اعدام (4), داشتند (4), جهادی (4), بار (4), آمریکا (4), کردم (4), داد (4), زمان (4), آمریکایی (4), ایران (4), حضور (4), دارند (4), بیرون (4), بوده (4), بدن (4), مورد (4), رخشانی (4), گورستان (4), خواهر (4), همین (4), ماه (4), دست (4), دیدم (4), تصویر (4), مغز (4), آذر (4), همه (3), حکم (3), اسلام (3), رضا (3), طلبه (3), یادداشت (3), وبلاگ (3), سرزمین (3), نفیسی (3), جان (3), انقلاب (3), صباشهر (3), سردار (3), قدس (3), ملارد (3), فهرست (3), اسلامشهر (3), کریم (3), جمال (3), فرمانده (3), مردمی (3), عراقی (3), وارد (3), تحصیل (3), راه (3), نیز (3), روابط (3), الملل (3), فوق (3), گفته (3), آغاز (3), مبارزات (3), بعث (3), پنج (3), 1980 (3), شبانه (3), تاریخ (3), شدند (3), نام (3), خصوص (3), اسم (3), ادامه (3), صدام (3), کتائب (3), وقت (3), توجه (3), نیروهای (3), الله (3), داده (3), داعش (3), جهاد (3), جبهه (3), قبل (3), دشمن (3), شهادت (3), قاسم (3), پاک (3), معرفی (3), میکرد (3), عشق (3), داخل (3), سالگی (3), شهدای (3), ممکن (3), دخترش (3), برادر (3), اعلامیه (3), کردیم (3), هواپیمایی (3), خبر (3), انتقال (3), خیلی (3), غسل (3), طرف (3), اینجا (3), تعجب (3), هنوز (3), سایبان (3), خواب (3), شهیدی (3), خدا (3), مبتلا (3), عده (3), زنده (3), اند (3), بسیار (3), ترین (3), یکشنبه (3), میکردند (3), باز (3), فقط (3), شکم (3), ترکش (3), عاشورای (3), عناوین (2), مقدس (2), سلام (2), سوی (2), لینک (2), دوستان (2), عملیاتها (2), درس (2), یدالهی (2), هفت (2), خانگی (2), استاد (2), اندیشه (2), اقدامی (2), سرباز (2), معصومی (2), مرضیه (2), سما (2), دیروز (2), نخست (2), شناسنامه (2), ابو (2), جعفر (2), محمد (2), ابراهیم (2), لقبش (2), شناخته (2), حشدالشعبی (2), برابر (2), ایرانی (2), پرداخت (2), خودش (2), 1970 (2), دهه (2), جوانان (2), جریان (2), تبدیل (2), میگوید (2), مساجد (2), دوران (2), برود (2), گذاری (2), اولین (2), علیه (2), مطرح (2), هایش (2), شدم (2), واقع (2), علت (2), بدرالدین (2), سفارت (2), وجود (2), امنیتی (2), دادند (2), فرماندهی (2), سپاه (2), رسید (2), فصل (2), سقوط (2), رژیم (2), توانست (2), نظامیان (2), شیعه (2), خارج (2), جدا (2), اجازه (2), تشکیل (2), سازمان (2), حشد (2), الشعبی (2), سرعت (2), سوریه (2), مشهور (2), ملی (2), نقش (2), مشغول (2), داند (2), میدان (2), نبرد (2), دیده (2), غیر (2), مهم (2), میگفت (2), هدف (2), گذشت (2), شیرین (2), قدیمی (2), دور (2), مبارزه (2), سازی (2), حاج (2), جمعه (2), اگر (2), حالا (2), آستانه (2), افتاده (2), یکبار (2), ساله (2), کوچک (2), میهمان (2), معروف (2), تنهایی (2), شهر (2), بزنیم (2), راستی (2), ایم (2), کهولت (2), نیست (2), نداشتند (2), داشت (2), ستمشاهی (2), حضرت (2), همسرم (2), بخش (2), شرکت (2), روزی (2), آبادان (2), کارکنان (2), باید (2), برایم (2), ساواک (2), داشته (2), نمی (2), عکس (2), روزنامه (2), چاپ (2), کسی (2), احترام (2), دادم (2), چون (2), گرفتند (2), حرکت (2), پاسدارها (2), دیدند (2), کار (2), پیکر (2), گرفته (2), شروع (2), سالم (2), نحوی (2), آرام (2), نبود (2), زیادی (2), فرزندش (2), بلند (2), مدیرعامل (2), توان (2), آری (2), قبور (2), دلیل (2), بیماری (2), کشید (2), گیرد (2), ندارد (2), شنبه (2), اندازه (2), غنی (2), فصیح (2), واژه (2), یافت (2), انتشارات (2), معما (2), نارنجک (2), مرا (2), بیمارستان (2), سوله (2), دیدن (2), خون (2), گیج (2), کانال (2), والفجر (2), سیم (2), باعث (2), اصابت (2), اینقدر (2), نکرده (2), اعصاب (2), رفته (2), فردی (2), مجروحین (2), بگیرد (2), بچه (2), برنامه (2), مجروحیت (2), هنگام (2), بستری (2), عمل (2), جراحی (2), کتابهای (2), مصیبتهاى (2), آرشیوشده, 145, ناهید, فاتحی, کرجو, فوزیه, شیر, دستبوسی, منافقین, آشنایی, علوم, معارف, خان, املاک, شاه, اروند, شهرها, موشکی, اشتراک, خبرنامه, رویا, صوفی, نهانخانه, سایت, طنز, کاریکاتور, دکتررحمت, سخنی, پایگاه, تحلیلی, فرزانگان, امیدوار, کانون, فرهنگی, فردا, emozionante, لوگوی, نحله, انحرافی, وکنفرانس, پیشین, وصایا, اخلاق, آزاده, آئین, 09336096550, دانش, خانواده, جمعیت, تفسیرموضوعی, فرهنگ, تمدن, فرارت, طلاب, دکتر, موضوعی, آرشیو, بهارستان, 542, صفادشت, 863, 553, رباط, روزانه, پارسی, بلاگ, پست, الکترونیک, صفحه, 311119, اوقات, شرعی, درباره, ابراهیمی, اجرایی, عبارت, میدانی, بسیج, 1953, 1332, شمسی, بصره, پدری, متولد, سال1973, پلی, تکنیک, بغداد, ساختمان, تحصیلی, 1977, تحصیلات, مقطع, پایان, برد, دکتری, همسری, اختیار, صاحب, چهار, دختر, اکنون, دکترای, معماری, بعدی, مهندسی, شیمی, آخری, دانشجو, پیوستن, الاسلامیه, پیوست, افزایش, نفوذ, شخصیت, مذهبی, سرکوب, انقلابی, مسلحانه, حاکمان, بعثی, 1975, اعضای, سید, محمدباقر, صدر, تیرباران, درصد, دوستانم, محله, تردد, حاکمیت, موفق, نزدیکان, ابتدا, پایه, اقداماتی, ازدواج, همانجا, محکوم, محکومیت, مصطفی, باره, انفجارهایی, فرانسه, هایی, مقیم, بازداشت, متهمین, مشارکت, انفجارها, قضیه, گناه, 1363, سفر, آنکه, 1990, زندان, دوایر, حساس, نظامی, نهادند, مبارزاتی, اسماعیل, دقایقی, تیپ, مستقل, لشکر, انتخاب, 2001, جدید, برچیده, شدن, بساط, همچون, سیاستمداران, شبه, کشورش, بازگردد, بازگشت, مجلس, اعلا, انداخت, مقطعی, مشاور, جعفری, وزیر, انتخابات, پارلمانی, 2005, نماینده, استان, بابل, پیروز, نامش, پرونده, ندادند, برگشت, خروج, 2011, سفرهایی, کوتاه, محرمانه, بازنگشت, 2007, داشتن, تجارب, فراوان, جنگی, اقدام, قدرتمندترین, مسلح, یافته, ستون, 2009, شخص, سیاه, ظهور, جنایات, هولناک, باورنکردنی, درنوردیدند, تازهای, مجاهدتهای, مقاومتی, گشوده, فتوای, آیت, سیستانی, کفایی, خواست, مال, ناموس, نظام, سیاسی, موجود, نیروی, سنی, ترکمن, ایزدی, مسیحی, بیشترین, راندن, شهرهای, جمله, آمرلی, جرف, الصخر, اربیل, موصل, راحتی, تفریح, بسیاری, مناطق, تکریت, فلوجه, ندیده, اتاق, قلب, پایتخت, مبلمان, راحت, شیک, بلکه, مقدم, نفربرهای, رزمی, آرمان, آزادسازی, بیت, المقدس, اشغالگران, صهیونیست, اهداف, اخراج, خاک, زمانی, نخواهد, ماست, گام, آخر, مجاهدانه, نوشیدن, شهد, همرزم, سالیان, دوشادوش, یکدیگر, جنگیدند, اشغال, تروریست, تکفیری, همواره, سربازی, افتخار, سحرگاه, سیزدهم, 1398, یار, دیرین, دلاور, پهپادهای, حتماً, کلکسیون, افتخاراتش, تکمیل, دوشنبه, عصر, حرفهای, نتوانسته, گزارش, مشرق, نقل, مهر, حدود, گذرتان, گلزار, شنیده, باشید, قطعه, نزدیک, حسین, فهمیده, اتاقکی, دیوارهای, ساخت, باقی, عمرش, مهماندوست, لقب, خانم, فتح, اللهی, مدت, صورت, وامروز, درعزلت, لنز, دوربینها, ونگاه, تلخ, رهگذران, موسیقی, سکوت, زمزمه, دیدار, دوباره, سعادتی, سالگرد, پیروزی, برگی, رشادتهای, ورق, بپرسیم, قادر, تکلم, روایتگر, ایثارگری, مادرانه, پدرم, قول, دوست, درهمان, مهره, جنوب, نشر, توزیع, وبعد, ازمرگ, پدر, مان, خرج, مخارج, کارمند, کترینگ, تامین, بمب, سینما, رکس, منتشرشد, سراسیمه, وساک, دستی, برداشت, ازهمه, خداحافظی, اعتصاب, روزه, بروم, اصرار, فایده, رفتن, سوال, فهمیدم, عضو, شاخه, ماموریت, بخشی, اوضاع, کشور, ریخت, بختیار, رفت, اعتصابات, گسترده, تابی, شاید, فهمیدیم, دستگیر, وتحت, شکنجه, غسال, ساواکیها, مانع, دادن, عزت, غریب, کفن, نماز, میت, جمع, کثیری, مردم, اقامه, تماس, اموات, غریبه, گورستانی, مرده, آشنا, بومی, طاقت, سمت, هوا, گرمی, نداشتیم, شنیدیم, روزها, گرمای, تابستان, شبها, وحسینیه, خوابیده, نکته, قابل, تامل, ماهی, بیتوته, زدند, احتیاجات, برطرف, تعدادی, بستگان, پیدا, کردن, رفتند, درست, مجوز, خواهران, پاسدار, ترفندی, دورکرده, بتوانند, منتقل, آید, قبرخالی, فرزنش, مواجه, شیون, زاری, قطار, فرستند, زود, رساند, شهیدم, حالی, داغدار, خواستند, زهرای, حیرت, دیدیم, انگار, همسایه, اقوام, انگشتان, پای, میزدند, صلوات, فاتحه, فرستادند, رفتها, مجبور, شدیم, آفتاب, باران, اذیت, نکند, کارساز, البته, بنیاد, کاری, قائل, عجیب, عجیبی, خوابم, پیراهن, لگد, دید, اندازد, بدهید, جون, وبرای, قربانی, بگذارید, کنارعلی, شوم, موافقت, خالی, بماند, دنیا, حقیقت, یکه, برخی, مدتها, برق, وسیله, گرمایشی, سرمایشی, تاریکی, نتوانست, ذهن, جسمی, هرچند, زیارت, نوه, روبروی, چشمهای, مادربزرگ, ناگهان, خیره, ساعتها, طول, فراموشی, چیره, چشم, بوسید, زائران, کلبه, سراغی, گویند, مگر, ساکن, سالهاست, فراموش, حافظ, احادیث, روایات, شکستگی, پایش, ویلچر, نای, حرف, زدن, حتی, تخت, خستگی, داغ, دوری, تحمل, هوشیار, اردیبهشت, توانش, بهره, ببرد, بکار, شیوا, رسا, علل, شیوایی, تعدّد, لغات, ترادف, هاست, متشکل, فعل, مترادف, ضرب, المثل, پرمعنا, نمونه, بارزی, مطالب, آرایه, ادبی, قالب, نثر, فصاحت, بلاغت, زیبا, دلنشینی, مختلف, ارزش, ادیبان, نویسندگان, شعرای, نامی, آثار, استفاده, پویا, نگه, جزء, بلیغ, همچنانکه, آیات, عظمت, نمود, نشانه, بینیم, همچنین, ارزشمند, امیرمؤمنان, نزد, ایرانیان, مسلمانان, اهمیت, ویژه, برخوردار, ورود, نما, مولف, حدی, انفجار, انداخته, فورا, سالن, سوار, آمبولاس, رساندند, زخم, هایم, تمیز, سینه, اعزامی, درب, نفری, ایستاده, صحبت, لحظه, فریاد, همگی, دویدند, مضطرب, خونسردی, نگاه, میکردم, زور, نشستم, شهدایی, هستم, هایشان, متلاشی, غرق, چشمانم, سقف, میدیدم, خودم, تکانی, بتوانم, اطرافم, ببینم, لباسهای, آغشته, چیز, معلوم, یقه, لباس, نمیدانم, چرا, کجاست, اتفاقی, درون, بصورت, زانو, نشسته, تعویض, باطری, جلوی, پایم, افتاد, ضعف, شدید, بدنی, حالیکه, تیر, درعملیات, ناتوان, سرش, خورده, متخصص, تصاویر, ترکشی, نصف, گندم, عصب, گذشته, خوشبختانه, هیچکدام, برخورد, وگرنه, قسمت, حواس, فلج, بیمارستانهای, پیدایش, مجروحیتش, مشخص, سراغ, معراج, الشهدا, بقیه, جاها, بودیم, مشکل, اثر, شدت, جراحات, برسد, بشود, بعید, مسئله, حوصله, میرفت, گاهی, عسای, زیر, بغلی, بردیم, آمادگی, بسیجیان, انجام, همیشه, فرم, باشند, روحش, میزد, اینطور, وضعیت, جسمانی, نمیداد, ناراحت, تصمیم, تویوتا, ببرند, جایی, مستقر, نظاره, اجرای, نقشه, میدانست, متوجه, اشتباها, خمپاره, فرود, بیایند, حال, رسانده, خبرشان, ضمن, تخلیه, نقطه, کول, جای, خوش, برگردانده, موضوع, محل, جراحت, آسیب, ببیند, گروهان, سنگر, رگبار, تیرهای, ناحیه, میمنت, فرصت, خوبی, خواندن, فراتر, مصوب, دروس, سالهای, مطالعه, دستگاه, ضبط, صوت, نوارهای, درسی, گوش, میداد, چندین, مدتی, بیمارستانها, دوستانش, دستکاری, تولد, عازم, باطل, گردیدند, تقریبا, تمامی, بوی, عملیاتی, بلافاصله, شرایطی, اعزام, میشدند, شبنما, 1403, احمد, مجید, حسن, تراب, خواهشمندم, خاطرات, عزیز, ارسال, فرمایید, افرادی, خاطره, نمایید, آموزشیار, گوگل, واتساپ, dan, بسم, الرحمن, الرحیم, ثابت, چهارشنبه, مرداد, خرد, گرداند, صبا, ویژن, سفارش, تبلیغ,
Text of the page (random words):
ن و برادرم مهدی سراغ معراج الشهدا و بقیه جاها که ممکن بود رفته بودیم مشکل اینجا بود که ممکن بود فردی مجروح شود و در لیست مجروحین قرار بگیرد و بعد بر اثر شدت جراحات به شهادت برسد ولی اینکه فردی شهید بشود و در لیست شهدا قرار بگیرد و بعد مجروح شود و در لیست مجروحین باشد بعید بود و همین مسئله ما را گیج کرده بود حالا که در یکی از بیمارستانهای تهران پیدایش کردیم معما حل شد و شهادت و بعد مجروحیتش مشخص شد این بار فقط ترکش به سرش خورده بود متخصص مغز و اعصاب با دیدن تصاویر گفت که ترکشی به اندازه نصف گندم از بین 12 عصب گذشته و به داخل مغز رفته ولی خوشبختانه با هیچکدام از اعصاب برخورد نکرده وگرنه یک قسمت بدن یا یکی از حواس را فلج میکرد این ترکش کوچک باعث ضعف شدید بدنی عباس شده بود در حالیکه ترکش های دیگر و اصابت تیر به پا و شکم و دست درعملیات عاشورای سه اینقدر او را ناتوان نکرده بود خودش میگفت با شروع عملیات والفجر هشت درون کانال بصورت دو زانو نشسته بودم و مشغول تعویض باطری بی سیم بودم که یک نارنجک جلوی پایم افتاد وقتی چشمانم را باز کردم فقط سقف سوله را میدیدم به خودم تکانی دادم تا بتوانم اطرافم را ببینم همه جا پر بود از لباسهای آغشته به خون و چیز دیگری معلوم نبود یقه لباس من هم تا روی شکم باز بود نمیدانم چرا گیج بودم که اینجا کجاست و چه اتفاقی افتاده و کانال چه شد ولی وقتی با زور بلند شدم و نشستم دیدم که در بین شهدایی هستم که بدن هایشان متلاشی شده و همه جا غرق در خون است درب سوله باز بود و چند نفری بیرون ایستاده بودند و با هم صحبت میکردند چند لحظه گذشت تا اینکه یکی از آنها با دیدن من فریاد کشید زنده است و بعد همگی به طرف من دویدند آنها خیلی مضطرب بودند ولی من با خونسردی و تعجب به آنها نگاه میکردم فورا مرا از سالن خارج کردند و سوار آمبولاس کرده و به بیمارستان رساندند وقتی زخم هایم را تمیز میکردند دیدم که روی سینه ام نوشته اند شهید عباس افشار اعزامی از شهریار معما تا حدی برایم حل شده بود انفجار نارنجک مرا به این روز انداخته بود نوشته شده توسط dr_afshar نظرات دیگران نظر مبانی عربی دانشگاهی یکشنبه 03 آذر 25 ساعت 1 48 صبح معرفی کتاب مبانی عربی دانشگاهی مولف مرضیه نفیسی انتشارات شب نما دانشگاه آزاد اسلامی قرآن کریم و زبان عربی نزد ایرانیان و مسلمانان از توجه و اهمیت ویژه ای برخوردار است در واقع این توجه با ورود اسلام به ایران آغاز شد ادیبان و نویسندگان و شعرای به نامی از زبان عربی در آثار خود استفاده کردند و آن را پویا و زنده نگه داشتند این زبان در بین زبان های دیگر جزء فصیح ترین و بلیغ ترین زبان می باشد همچنانکه در آیات با عظمت قرآن کریم نمود و نشانه های آن را می بینیم همچنین کتاب ارزشمند نهج البلاغه امیرمؤمنان علی آرایه های ادبی در قالب نثر فصاحت و بلاغت بسیار زیبا و دلنشینی را به بخش های مختلف این کتاب با ارزش داده است زبان عربی بسیار شیوا و رسا است یکی از مهم ترین علل این شیوایی تعدّد لغات و ترادف آن هاست دست کم برای هر واژه ای متشکل از فعل یا اسم از دو تا پنج واژه مترادف یافت می شود ضرب المثل های بسیار غنی و پرمعنا در این زبان وجود دارد که نمونه های بارزی از آن را میان مطالب پر مغز نهج البلاغه می توان یافت هر کس به اندازه توانش باید از این زبان قرآن غنی فصیح بهره ببرد و آن را در زندگی اش بکار گیرد نوشته شده توسط dr_afshar نظرات دیگران نظر ننه علی شنبه 00 اردیبهشت 18 ساعت 11 28 صبح حرفهای ننه علی از 20 سال زندگی در بهشت زهرا ننه علی همان مادری است که 20 سال به عشق فرزند شهیدش در داخل اتاقک فلزی در بهشت زهرا س زندگی کرد امروز در آستانه سن صد سالگی آلزایمر هم نتوانسته است او را از قربانعلی جدا کند به گزارش مشرق به نقل از مهر اگر حدود 10 سال قبل گذرتان به گلزار شهدای بهشت زهرا س افتاده باشد ممکن است نام ننه علی را برای یکبار شنیده باشید مادری که 33 سال قبل میان قطعه نزدیک مزار شهید ساله حسین فهمیده اتاقکی کوچک با دیوارهای فلزی ساخت تا باقی عمرش را میهمان مزار فرزند شهیدش شهید قربانعلی رخشانی مهماندوست باشد ننه علی لقب معروف و مشهور خانم ننه فتح اللهی مادری است که مدت 20 سال به صورت شبانه روز در اتاقک فلزی کنار مزار فرزند شهیدش زندگی کرد وامروز درعزلت و تنهایی به دور از لنز دوربینها ونگاه تلخ و شیرین رهگذران گورستان بزرگ شهر در خانه دخترش موسیقی سکوت را زمزمه می کند دیدار دوباره با مادر شهید رخشانی سعادتی بود تا در سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی برگی از رشادتهای شهدای انقلاب را ورق بزنیم و بار دیگر از خود بپرسیم که به راستی بعد از شهدا چه کرده ایم مادر شهید در آستانه صد سالگی قرار دارد و به علت کهولت سن قادر به تکلم نیست و دخترش به عنوان خواهر شهید روایتگر ایثارگری برادر و عشق مادرانه مادر است او می گوید مادر و پدرم دو فرزند بیشتر نداشتند یکی من بودم و دیگری قربانعلی و به قول معروف مادرم بیشتر قربانعلی را دوست داشت قربانعلی درهمان دوران ستمشاهی به عنوان یکی از مهره های اصلی منطقه جنوب تهران در نشر و توزیع اعلامیه های حضرت امام ره فعالیت می کرد آن زمان قربانعلی 24 سال بیشتر نداشت وبعد ازمرگ پدر با مادر 58 ساله مان زندگی می کردیم و خرج و مخارج خانه توسط همسرم و قربانعلی که کارمند بخش کترینگ شرکت هواپیمایی ملی ایران بود تامین می شد روزی که خبر بمب گذاری در سینما رکس آبادان منتشرشد قربانعلی سراسیمه آمد خانه وساک دستی اش را برداشت و ازهمه خداحافظی کرد و گفت خواهر کارکنان هواپیمایی اعتصاب سه روزه کردند و من باید به آبادان بروم هر چه من اصرار کردم فایده ای نداشت هر چند آن زمان رفتن قربانعلی به اهواز برایم سوال بود ولی بعدها فهمیدم برادرم عضو اصلی شاخه های مبارزه با ساواک و رژیم ستمشاهی بوده و آن روز ماموریت انتقال بخشی از اعلامیه های حضرت امام ره به اهواز را داشته است پس از سه روز اوضاع کشور به هم ریخت بختیار از ایران بیرون نمی رفت و اعتصابات گسترده تر شد مادرم خیلی بی تابی می کرد برای همین عکس قربانعلی را در روزنامه ها چاپ کردیم تا شاید کسی خبری از او داشته باشد بعدها فهمیدیم که قربانعلی همراه با اعلامیه ها توسط ساواک دستگیر شده وتحت شکنجه شهید شده است غسال برادرم می گفت با اینکه ساواکیها مانع غسل دادن قربانعلی شدند ولی من او را با عزت و احترام غسل دادم چون در شهر اهواز غریب بود و پس از غسل و کفن نماز میت شهید با حضور جمع کثیری از مردم اهواز اقامه شد تا اینکه از روی عکس چاپ شده در روزنامه یک روز از طرف هواپیمایی تماس گرفتند و خبر دادند برادرم شهید شده و در گورستان اموات غریبه اهواز گورستانی که مرده های نا آشنا و غیر بومی را دفن می کنند دفن شده است مادرم دیگر طاقت نداشت و تنهایی به سمت اهواز حرکت کرد هوا دیگر رو به گرمی بود و بعد از سه ماه از مادرم خبری نداشتیم بعدها شنیدیم که مادر روزها در گرمای تابستان اهواز کنار مزار شهید بوده و شبها در مساجد وحسینیه ها می خوابیده است انتقال شهید از اهواز به تهران بعد از هشت ماه نکته قابل تامل اینجا بود که پاسدارها در هشت ماهی که مادرم بر مزار فرزند شهیدش در گورستان اهواز بیتوته کرده بود هر روز به او سر می زدند و احتیاجات او را برطرف می کردند و وقتی که همسرم همراه با تعدادی از دوستان و بستگان برای پیدا کردن مادر به اهواز رفتند با تعجب دیدند کار قربانعلی درست شده و با حکم امام جمعه اهواز مجوز انتقال پیکر شهید از اهواز به تهران را گرفته بودند قرار شد خواهران پاسدار با ترفندی مادرم را از مزار شهید دورکرده تا بتوانند نقش قبر کنند و شهید را به تهران منتقل کنند شب که مادرم به گورستان می آید با قبرخالی فرزنش مواجه می شود و شروع به شیون و زاری می کند تا اینکه پاسدارها همان شبانه مادرم را با قطار به تهران می فرستند و صبح زود مادرم خود را به بهشت زهرا س رساند بدن برادر شهیدم بعد از هشت ماه سالم بود خواهر شهید در حالی که پس از 33 سال هنوز داغدار برادر است می گوید وقتی خواستند برادرم را در بهشت زهرای تهران دفن کنند با حیرت دیدیم که پیکر شهید سالم است و انگار همین دیروز شهید شده به نحوی که همسایه ها و اقوام به انگشتان پای قربانعلی دست میزدند و با تعجب صلوات و فاتحه می فرستادند آغاز زندگی ننه علی در کنار مزار فرزند شهیدش پس از دفن برادرم مادر هر روز سر مزار قربانعلی می آمد تا اینکه آرام آرام این آمد و رفتها بیشتر شد به نحوی که مجبور شدیم روی قبر یک سایبان بزنیم تا آفتاب و باران مادر را اذیت نکند ولی سایبان هم کارساز نبود و سایبان تبدیل به اتاقک فلزی شد البته بنیاد شهید و بهشت زهرا س هم کاری به کار ننه علی نداشتند و احترام زیادی برای او قائل بودند خواب عجیب ننه علی تنها مادری شهیدی که در کنار فرزندش دفن می شود خواهر شهید قربانعلی رخشانی می گوید یک روز مادرم از خواب بلند شد و گفت خواب عجیبی دیدم علی آمد به خوابم و گفت مادر دارند پیراهن من را لگد می کنند بعد به سرعت به طرف بهشت زهرا س حرکت کرد وقتی که به مزار برادرم رسید دید با حضور مدیرعامل وقت بهشت زهرا س دارند کنار مزار شهید شهید دیگری دفن می کنند که مادرم خود را به داخل قبر می اندازد و می گوید تو را به خدا این قبر را به من بدهید چون با جون دل علی را بزرگ کردم وبرای اسلام قربانی اش کرده ام بگذارید در کنارعلی دفن شوم مدیرعامل موافقت می کند تا این قبر خالی بماند تا روزی که مادرم از دنیا برود و می توان گفت مادرم تنها مادر شهیدی است که در کنار فرزند شهیدش دفن می شود آری این حقیقت دارد مادر شهید قربانعلی رخشانی از سال تا یکه و تنها در این اتاقک فلزی زندگی کرد به گفته برخی از کارکنان قدیمی بهشت زهرا س تا مدتها این اتاقک برق نداشت وسیله گرمایشی و سرمایشی نداشت و ننه علی در تاریکی شب میان قبور شهدا زندگی می کرد آلزایمر هم نتوانست تصویر شهید را از ذهن مادر پاک کند ننه علی بعد از سال 78 به دلیل کهولت سن و بیماری جسمی میهمان خانه تنها دخترش شد و از آن به بعد هرچند ماه یکبار به زیارت مزار فرزندش می آمد تا اینکه به بیماری آلزایمر مبتلا شد وقتی که نوه بزرگ ننه علی تصویر قربانعلی را روبروی چشمهای مادربزرگ قرار داد ناگهان مادر به تصویر فرزند شهیدش خیره شد ساعتها طول کشید تا عشق بر فراموشی مغز چیره شود و من به چشم خود دیدم که مادری مبتلا به آلزایمر تصویر فرزند شهیدش را می بوسید اما امروز دیگر خبری از زائران قبور شهدا و کلبه ننه علی نیست دیگر کسی سراغی از او نمی گیرد عده ای می گویند مگر مادر شهید ساکن بهشت زهرا س هنوز زنده است عده ای دیگر هم ننه علی را سالهاست فراموش کرده اند آری ننه علی مادر شهیدی که حافظ قرآن و احادیث و روایات است امروز به دلیل شکستگی پایش در سن صد سالگی روی ویلچر زندگی می کند و دیگر نای حرف زدن ندارد امروز ننه علی حتی یک تخت هم ندارد تا روی آن خستگی 33 سال داغ دوری فرزند را تحمل کند به راستی که ما آلزایمر گرفته ایم اما ننه علی هنوز هوشیار است نوشته شده توسط dr_afshar نظرات دیگران نظر ابومهدی المهندس دوشنبه 99 دی 15 ساعت 7 20 عصر شهید ابو مهدی المهندس جمال جعفر محمد آل ابراهیم یا جمال ابراهیمی که بیشتر با لقبش ابومهدی المهندس شناخته می شود فرمانده اجرایی یا به عبارت دیگر فرمانده میدانی بسیج مردمی عراق یا حشدالشعبی بود او در سال 1953 میلادی برابر با سال 1332 شمسی در بصره از پدری عراقی و مادری ایرانی متولد شد ابومهدی المهندس در سال1973 وارد دانشگاه پلی تکنیک بغداد شد و به تحصیل در رشته راه و ساختمان پرداخت رشته تحصیلی که لقبش را هم از همان می گرفت در سال 1977 نیز تحصیلات دانشگاهی خود را در مقطع لیسانس از آن دانشگاه به پایان برد او بعدها در تهران در رشته روابط بین الملل فوق لیسانس و دکتری گرفت بعدها در کویت همسری ایرانی اختیار کرد و صاحب چهار دختر شد که به گفته خودش اکنون یکی از آنها دکترای روابط بین الملل دارد دیگری فوق لیسانس معماری بعدی فوق لیسانس مهندسی شیمی و آخری هم دانشجو است پیوستن به حزب الدعوه و آغاز مبارزات ابومهدی ابومهدی در سال 1970 میلادی به الدعوه الاسلامیه عراق پیوست در دهه 1970 با افزایش نفوذ این حزب در میان جوانان و شخصیت های مذهبی و سرکوب آن از سوی حکومت حزب بعث الدعوه به یک جریان انقلابی تبدیل شد که به مقاومت مسلحانه در برابر حکومت می پرداخت حاکمان بعثی عراق در سال 1975 پنج تن از اعضای حزب الدعوه را اعدام کردند در سال 1980 نیز شبانه شهید سید محمدباقر صدر را تیرباران کردند شهید ابومهدی خود میگوید تا این تاریخ 95 درصد از دوستانم که در محله و مساجد به حزب الدعوه تردد داشتند اعدام شدند مبارزات ابومهدی در دوران حاکمیت حزب بعث عراق شهید ابومهدی اما در سال 1980 موفق شد به کویت برود و در کویت همراه با دیگر نزدیکان خود ابتدا حزب الدعوه و بعدها یک گروه جهادی را پایه گذاری کند در کویت بود که برای اولین بار نام او در اقداماتی علیه آمریکا مطرح شد 4 ابومهدی المهندس در خصوص فعالیت هایش در کویت میگوید در کویت ازدواج کردم و همانجا به اعدام محکوم شدم در واقع علت محکومیت شهید ابومهدی به اعدام فعالیت های جهادی همراه با شهید مصطفی بدرالدین بود شهید ابومهدی در این باره می گوید بعد از انفجارهایی که در سفارت آمریکا و سفارت فرانسه در کویت رخ داد عراقی هایی که مقیم کویت بودند بازداشت شدند اسم من نیز در فهرست متهمین مشارکت در این انفجارها وارد شده بود با وجود اینکه من در این قضیه بی گناه بودم شهید ابومهدی در سال 1363 به تهران سفر کرد و در رشته روابط بین الملل ادامه تحصیل داد پس از آنکه شهید بدرالدین در سال 1990 از زندان کویت آزاد شد به همراه او در دوایر حساس امنیتی و نظامی مقاومت که بعدها اسم بدر بر آن نهادند فعالیت های جهادی و مبارزاتی خود را ادامه دادند شهید اسماعیل دقایقی به عنوان اولین فرمانده تیپ مستقل بدر که بعدها لشکر بدر شد انتخاب شد و بعدها در سال 2001 میلادی ابومهدی المهندس به فرماندهی سپاه بدر رسید فصل جدید مبارزات ابومهدی بعد از سقوط رژیم صدام پس از سقوط صدام و برچیده شدن بساط حکومت حزب بعث ابومهدی المهندس توانست همچون دیگر سیاستمداران و شبه نظامیان شیعه ای که در زمان حکومت صدام از عراق خارج شده بودند به کشورش بازگردد او پس از بازگشت به عراق از سپاه بدر و مجلس اعلا جدا شد و گروه کتائب حزب ا را به راه انداخت گفته می شود که او در مقطعی مشاور ابراهیم جعفری نخست وزیر وقت عراق هم شد جمال جعفر محمد ابو مهدی المهندس در انتخابات پارلمانی سال 2005 میلادی به عنوان نماینده استان بابل پیروز شد اما با توجه به اینکه نامش در پرونده های امنیتی دهه 1980 مطرح بود آمریکایی ها اجازه فعالیت به وی ندادند و او به ایران برگشت و تا خروج نیروهای آمریکایی از عراق در سال 2011 جز در سفرهایی کوتاه و محرمانه به عراق بازنگشت ابومهدی المهندس در سال 2007 با داشتن تجارب فراوان جنگی اقدام به تشکیل گروه کتائب حزب الله عراق کرد کتائب حزب الله عراق به عنوان قدرتمندترین گروه مسلح سازمان یافته در عراق شناخته می شود و ستون اصلی حشد الشعبی است آمریکا از سال 2009 میلادی این گروه و شخص ابومهدی المهندس را در لیست سیاه خود قرار داده بود با ظهور داعش در منطقه جنایات هولناک آنها و با آن سرعت باورنکردنی که سوریه و عراق را درنوردیدند فصل تازهای در تاریخ مجاهدتهای مقاومتی ابومهدی المهندس گشوده شد بعد از فتوای مشهور آیت ا سیستانی که حکم جهاد کفایی داد و در آن از جوانان عراقی و به خصوص گروه های مقاومت خواست از جان و مال و ناموس و نظام سیاسی موجود در عراق دفاع کنند سازمان حشد الشعبی تشکیل شد حشدالشعبی یک نیروی مردمی و ملی جهادی است که در آن نیروهای شیعه سنی کرد ترکمن ایزدی و مسیحی حضور دارند این نیروهای مردمی بیشترین نقش را در بیرون راندن داعش از شهرهای عراق از جمله آمرلی جرف الصخر اربیل و موصل داشتند ابومهدی المهندس می گفت 30 سال است که در جبهه مقاومت مشغول جهاد است و این جهاد را راحتی و تفریح خود می داند می گفت بسیاری از مناطق عراق را تنها در میدان نبرد دیده می گفت قبل از جنگ تکریت و فلوجه را ندیده بوده و آنها را در جریان جنگ دیده است اتاق فرماندهی جنگ او نه در قلب پایتخت و روی مبلمان های راحت و شیک بلکه در خط مقدم و در نفربرهای رزمی بود به غیر از آرمان آزادسازی بیت المقدس و سرزمین های اسلامی از اشغالگران صهیونیست یکی از اهداف مهم ابومهدی المهندس اخراج نظامیان آمریکایی از خاک عراق بود که میگفت تا زمانی که جان در بدن دارد از این هدف نخواهد گذشت می گفت آمریکا دشمن اصلی ماست گام آخر زندگی مجاهدانه ابومهدی المهندس و نوشیدن شهد شیرین شهادت شهید ابومهدی المهندس و سردار شهید قاسم سلیمانی دو همرزم قدیمی از سالیان دور در میدان های مبارزه جبهه مقاومت دوشادوش یکدیگر می جنگیدند به خصوص در پاک سازی سرزمین های اشغال شده عراق و سوریه از تروریست های تکفیری داعش اما ابومهدی همواره خود را سرباز حاج قاسم معرفی میکرد که به این سربازی افتخار می کند ابومهدی وقتی در سحرگاه روز جمعه سیزدهم دی 1398 در کنار یار دیرین و دلاور خود سردار حاج قاسم سلیمانی توسط پهپادهای آمریکایی مورد هدف قرار گرفت و شهید شد اگر می توانست حتماً به ما می گفت حالا دیگر کلکسیون افتخاراتش تکمیل شده است نوشته شده توسط dr_afshar نظرات دیگران نظر 1 2 3 4 5 درباره وبلاگ dr_afshar اوقات شرعی فهرست اصلی بازدید امروز 16 بازدید بازدید دیروز 24 بازدید بازدید کل 311119 بازدید شناسنامه صفحه نخست پست الکترونیک پارسی بلاگ لینک های روزانه آزاد اسلامشهر 87 آزاد پرند 43 آزاد رباط کریم 38 آزاد شهریار 553 آزاد صباشهر 863 آزاد صفادشت 54 آزاد قدس 46 آزاد ملارد 542 پیام نور اسلامشهر 32 پیام نور ملارد 27 پیام نور شهریار 16 پیام نور پرند 16 پیام نور بهارستان 26 سما اسلامشهر 23 سما اندیشه 25 آرشیو 18 فهرست موضوعی یادداشت ها افشار 7 شهریار 3 شهید 3 دفاع مقدس 3 دانشگاه 3 ملارد 2 دکتر افشار 2...
|