Meta tags:
description= دکتر بانو;
Headings (most frequently used words):
یه, در, نساز, من, به, جنگ, سفر, حوصله, دکتر, بانو, پدر, جان, خداوند, فیس, بوک, از, برا, که, شما, نگاه, این, میزنه, میشه, تو, وسط, وضع, دیدگاه, سایه, رویا, برابر, آرزو, دارم, خدا, پشت, پنجره, ایستاده, فرصت, موضوع, انشاء, سیمین, دوست, داشتم, کار, اگر, ساعت, ببینیم, تعریف, کنیم, پیشواز, پاییز, التماس, دعا, دیگر, هیچ, بگذار, بگذر, دستها, درد, دل, نقل, یکی, دوستان, تضمین, لازم, است, گاهی, بدون, شرح, تاس, گزارش, تصویری, پس, جالب, بود, چه, طور, پیش, بر, سر, دو, راهی, درست, زندگی, یادت, باشد, گونه, کنی, بارالها, روزهایی, داری, حماسه, می, آفرینی, فور, اگزمپل, سری, رو, آفریدی, توی, امریکا, سواحل, کالیفرنیای, جنوبی, خانواده, ای, غایت, مرفه, قد, متر, چشا, آبی, پوست, برنزه, هیکل, ردیف, تفریحش, سرفینگه, پیانو, گیتار, ویالونم, تا, زبان, حرف, کلاً, بزرگترین, هیجان, زندگیش, سورپرایز, پارتی, هایی, بوده, براش, گرفتن, آرامش, مطلق, هپیلی, اور, افتر, بعد, روز, دیگه, نداشتی, همینجور, با, گِل, اضافیا, قبیله, آدم, بیچاره, ساختی, ریختی, کشوری, خاور, میانه, اینترنتشونه, اون, تفریحشونه, دنیا, اومدن, حین, داخلی, بزرگ, شدن, ایشالا, دوباره, دومیه, حتماً, میمیرن, نداری, نوشته, های, پیشین, آرشیو, موضوعی, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
۱۳۹۰ (41), دکتر (40), نوشته (36), شده (36), ساعت (35), بانو (34), توسط (30), گفت (27), این (20), همه (19), است (19), کنم (17), بود (15), خدا (15), میکنم (13), گاهی (13), اون (13), شام (13), دارم (13), ولی (12), روز (12), گفتم (12), کار (11), کرد (11), جانی (11), نیست (10), تارا (10), حالا (10), شنبه (9), دیگه (9), خودم (9), شما (9), میکنه (9), لازم (9), خونه (8), زندگی (8), برای (8), جمعه (8), فکر (8), سالی (8), های (7), کنی (7), شدم (7), باید (7), خوب (7), داره (7), اگر (7), میخواد (6), اینجا (6), چیز (6), خلاصه (6), بعد (6), پیش (6), خانم (6), دوست (6), کلی (6), خوبی (6), داشت (6), ببینی (6), میخوام (6), کرده (6), بوده (6), اما (6), زنگ (5), طور (5), بالاخره (5), پنجشنبه (5), درست (5), یکی (5), میشه (5), سفر (5), رستوران (5), کردم (5), داشتم (5), همین (5), هیچ (5), دستمال (5), برم (5), فیس (5), بوک (5), وقت (5), آدم (5), اين (5), کمک (5), خيلي (5), مادربزرگ (5), اوباما (5), همیشه (4), باشد (4), ۱۳۸۹ (4), فقط (4), الان (4), چیزی (4), میشم (4), نمی (4), صحبت (4), کردن (4), بودم (4), خیلی (4), اجازه (4), بازی (4), خودت (4), بیرون (4), باشی (4), بدهی (4), درد (4), هست (4), پشت (4), اگه (4), خارج (4), میزنم (4), تمیز (4), میاد (4), تعریف (4), چیکار (4), ماشین (4), میزنه (4), میرم (4), بنزین (4), باشه (4), ازدواج (4), منو (4), همسر (4), یکشنبه (4), خداوند (4), وقتی (4), مثل (4), آرام (4), سیمین (4), جان (4), فهميدم (4), مرگ (4), ميکردم (4), مردم (4), چون (4), کنه (4), نکند (4), عادل (4), وجود (4), خبرنگار (4), جنگ (4), نساز (4), باران (3), مثبت (3), شاد (3), وبلاگ (3), خانه (3), گرفتم (3), بنویسم (3), ادامه (3), نگاه (3), یادت (3), خدایا (3), قرار (3), هستم (3), بدم (3), میگم (3), روی (3), کلید (3), برا (3), اینه (3), آرزو (3), ذوق (3), بزرگ (3), بهم (3), خوشحال (3), انجام (3), نقل (3), تاس (3), بیایی (3), باز (3), برایش (3), دوشنبه (3), حرف (3), اومده (3), پاک (3), ازش (3), شروع (3), کابینت (3), زیر (3), بار (3), نظرم (3), صدای (3), شدن (3), پول (3), التماس (3), دعا (3), ایشون (3), البته (3), هستند (3), فرق (3), توی (3), کسی (3), مرا (3), پاییز (3), احساس (3), جای (3), بیشتر (3), غربت (3), خاطر (3), اينکه (3), غصه (3), دیده (3), کارای (3), گفته (3), پدر (3), چرا (3), برتراند (3), راسل (3), دلایل (3), قانع (3), کننده (3), ذهن (3), دنیا (3), حوصله (3), صاحب (3), رئيس (3), جمهور (3), خصوصي (3), همسرش (3), انگیزه (2), سلول (2), تفریح (2), یادم (2), خاطرات (2), آرشیو (2), آذر (2), بهمن (2), تیر (2), اسم (2), تازه (2), بعضی (2), باشند (2), حتی (2), مطالب (2), الهی (2), خواهش (2), دیروز (2), موندم (2), جدیدا (2), آستانه (2), بتونم (2), متاسفانه (2), کنید (2), جالب (2), بعدی (2), محیط (2), اعتراف (2), گاه (2), مجبور (2), دونم (2), کنار (2), اونا (2), گوش (2), بقیه (2), بلکه (2), بدون (2), ارزشش (2), خود (2), انسان (2), خانواده (2), نوازش (2), غذا (2), قدر (2), شبیه (2), ترس (2), دفعه (2), ویزیت (2), خیر (2), اتاق (2), توضیح (2), داد (2), کند (2), وارد (2), آخه (2), حین (2), بزنم (2), بهش (2), میدم (2), دقیقه (2), دیدم (2), میچکه (2), میگیرم (2), دیوار (2), میده (2), میره (2), سمت (2), حمام (2), توالت (2), فرنگی (2), آبی (2), لباس (2), دوباره (2), خورد (2), گرفته (2), بغلم (2), بابا (2), تموم (2), خواستم (2), بخورم (2), ظرفها (2), میخورم (2), صبح (2), شبکه (2), خرید (2), کارم (2), دارن (2), سری (2), زده (2), برمیدارم (2), گذشته (2), تصمیم (2), دوستان (2), مشاور (2), کردو (2), دختر (2), پسر (2), زیاد (2), نیستند (2), برام (2), جورایی (2), نکنه (2), هزار (2), همهٔ (2), نردبان (2), دست (2), ایستاده (2), محکم (2), تحمل (2), فراموش (2), کنیم (2), دیگر (2), نظر (2), عاشقانه (2), عاشق (2), دچار (2), موهایم (2), قرمز (2), نادر (2), طوری (2), قشنگ (2), رفتن (2), مرد (2), نداریم (2), دروغ (2), رفته (2), بپرس (2), منم (2), تنها (2), چقدر (2), دارد (2), مگه (2), کاري (2), گفتن (2), تعجب (2), چيه (2), نيست (2), بين (2), چند (2), میدونم (2), آيا (2), ميکنه (2), مهربون (2), رفتني (2), انگار (2), ديگه (2), حال (2), بيرون (2), وقتي (2), ميميرم (2), نميشه (2), سرش (2), هرچی (2), هرکاری (2), شیطان (2), بدونید (2), پنجره (2), خدمت (2), بگیره (2), خودش (2), اینکه (2), رفت (2), مادربزرگش (2), لبخندی (2), اونو (2), موقع (2), چیزو (2), اشتباه (2), پدربزرگ (2), ماهیگیری (2), لبی (2), اردکه (2), بلند (2), خواهرش (2), گویم (2), ساختی (2), ساده (2), لوح (2), گویید (2), ندارد (2), وسط (2), وضع (2), پرسيد (2), آنها (2), blogfa, com, نفس, پاییزی, خاله, سانی, ساجی, لحظات, تنهایی, پرتقالی, زبله, ابتدای, راه, رویای, نقره, داستان, ناتمام, پیوندها, طرح, موضوعی, اسفند, فروردین, اردیبهشت, خرداد, مرداد, شهریور, مهر, آبان, پیشین, عناوین, همون, وبلاگم, پیداست, پزشکم, تخصصمو, رشته, ممکنه, توقع, خاصی, چنین, وبلاگی, داشته, دلم, روزانه, مسائل, اجتماعی, طنز, موقعها, لازمه, درهمه, قدیمی, گونه, خشنود, گردی, رستگار, چنان, سرانجام, ازت, آزمون, نباشه, راحتی, نسخه, پیچیدم, شرایطی, شدیدا, نیازمند, دعام, وضعیتم, بغرنج, پچیده, راهی, کشورهای, آسیایی, امیدوارم, بازگشت, سامونی, فردا, مرتب, وبلاگمو, لینک, راستی, فرانسوی, ازم, دعوت, کنگره, ناهار, بریم, نگرانم, زمانی, علمی, گیرم, شخصیم, اعتنا, بمونم, نباشم, طبیعیه, تشویق, اساتید, میکردم, صحبتام, میکردن, راجع, کنجکاوی, شکر, ارائه, مقاله, موفقیت, تجربه, مهم, بازخورد, نمایی, رود, هان, گزارش, تصویری, عزیز, بیاری, شرح, آیا, سالها, سپری, شوم, اکنون, فاصله, دورتر, بنگری, بپرسی, لازمست, آمده, شود, عیسی, ایوب, برنده, بازنده, محتاج, تقسیم, عشق, نهایت, بخشی, حقوقت, آهن, پاره, برقی, بنشینید, رفیقت, ایمیل, فلان, خیال, شوی, دور, پای, کامپیوترت, نباشی, گوگل, وجودت, هنوز, طبیعت, درختی, گلی, حیوانی, آرزوهای, نوجوانیت, ساختمان, اداره, اعتقادت, بینی, حقیقت, مسجد, کلیسا, خواهی, برگردی, مریض, داروها, اثر, نکرد, تضمینی, حالی, داروهاتون, تضمینیه, مشکلش, داروهای, نوشتم, طرز, مصرفش, دادم, توصیه, ماه, مجدد, مراجعه, جوان, مطب, تضمین, سریع, زود, میخوابه, پختن, میافته, سیروس, شیر, دستشویی, اینارو, بشورم, صداش, نمیاد, زمین, دستمالهایی, حرکتش, جالبه, خوشم, رها, فیلم, میزهارو, خسته, دستمالهارو, محمد, همسرم, کجاهارو, نشون, روشویی, واااااااااااااای, خدای, جیغ, بکشم, نمیدونم, کاش, ختم, میشد, شسته, لباسش, دیووونه, میریزم, میشکم, همینطور, میز, بخارشور, روشن, بخار, شور, میشورم, میزها, اسپری, اعصابم, حاضره, خوابش, تلفنم, گوشی, گوشم, میکشم, باطری, موبایلم, خورده, خوابوندم, بوق, لباسشویی, پهن, حالم, میخوره, دوش, میچینم, چایی, صورت, جنازه, افتادم, تلفن, مریم, اصلا, خوابیدم, سرفه, دخترم, خواب, بیدار, نمیشه, بفرستمش, مهدکودک, میبرمش, خواهرم, عجله, آخرش, تأخیر, قطع, ویدئوپروژکتور, نمیکنه, پیگیر, کامپیوتر, نفر, جابجا, تنظیمات, میخوان, بدبختی, دنبال, سوار, استارت, ندارم, شهرک, صدر, پمپ, ترافیک, خداخدا, بنزینم, نشه, میبینم, همراهم, پارک, بانک, بردارم, حمل, جرثقیل, دریا, همونجوری, دیباجی, دولت, میرسم, آخیشششششش, رسیدم, سلام, همگی, دوستام, رندگی, نظرش, سخت, زندگیم, دوستم, گیری, سختیه, رفتیم, نمرهٔ, تست, مال, کجا, گیر, آوردی, ناگفته, نمونه, دفعهٔ, پیدا, نمیکنی, اینجاست, نوع, مشاورانی, کلا, موافق, موردی, بررسی, ریز, همونیه, چیزمون, مچه, باورم, دروغه, تظاهر, نکنهٔ, اونایی, میشناسن, میدونن, جور, چیزا, نمیکنم, دعاهام, مورد, بگم, دعایی, نده, میدی, راضی, بالا, میرویم, بگیریم, غافل, پایین, نیفتیم, دستها, اوقات, بگذری, بگذاری, بروی, مانی, احمق, سازی, بگذار, بگذر, خطا, لطف, چیه, ترین, فصل, ساله, متولد, پاییزم, پیشواز, جوری, بهتری, عذاب, وجدان, نمیشم, اعتماد, نفسم, بالاتر, برنامه, ریزی, نیز, همّت, عالی, شاید, کمم, کمخوابی, لذا, حضور, قول, امروز, سابقم, برگردم, مدتیه, آدمی, میومده, ببینیم, ساعتها, تغییر, دادن, نکاه, جلوترم, الکیه, منه, کارش, چهارشنبه, رفتنم, فرارم, روسری, سرم, قرمزی, فکرش, شاعرترم, میکند, بیننده, ببینند, آغوشم, کشید, دعوا, حضانت, ترمه, میزد, بحث, نرفتن, قاطعانه, مردانه, نرو, آید, غرور, غریبه, ایم, آنطرف, شویم, آنجا, خودمان, آنهایی, اند, سرما, آدمها, موی, عجب, هزارمین, زنی, فصلی, سرد, نیکی, فیروزکوهی, بنام, لایک, زنندهء, مومنین, بلاک, کنندهءظالمین, بهمراه, دوستمان, عضو, میباشیم, اعضایش, باهم, فامیل, نام, خانوادگیشان, میشود, فهمید, سبز, یاایرانی, پرشین, پارسی, اکثراًهم, اوائل, میکردیم, دوقلو, شدیم, فهمیدیم, اقدس, چپول, همسایه, مان, پرمیس, خوشگل, نمیدانستیم, عالمه, مدام, عکس, میفرستند, کلاس, دوم, راهنمایی, درس, نخوانده, شعرهایی, میگذارد, والش, معنیش, نفهمیدیم, موضوع, انشاء, مارفتني, هستيم, وقتش, فرقي, مردنيم, رفتم, ميتونيد, کنيد, نميرم, گفتند, حاجي, بيمار, نيستم, چرتکه, انداختم, ديدم, تقريبا, همين, قدرا, بيماريت, معلوم, حافظي, تشکر, ميرفت, راستي, نگفتي, داري, بله, اونجور, ميرسه, آدما, شدنشون, واسه, عزيزه, سوالم, اينه, قبول, الغرض, ماجرا, خوبي, پير, مردا, جوونا, آرزوي, خوشبختي, گدا, ميديدم, ميخوردم, حساب, کتاب, ماشين, عروس, ميديم, ميشدم, بهشون, ظلم, نميکردم, دوستشون, سرتونو, نيارم, حرص, نداشتم, موندنی, ميگفتم, بذار, دلشون, خوش, کلاه, گذاشتن, رفتاراي, غلط, اذيتم, نميکرد, کسي, نداشت, زدم, منتظر, باشم, موندن, خوردن, ناراحت, نميومدم, راست, ميگي, سوالت, فهميده, ايه, ماليد, بميرم, یعنی, کريم, کريمه, انشاله, بهت, سلامتي, ميده, اتفاق, رفتی, کشور, يعني, چشم, جوابشو, بدونم, ميشم, کمکتون, حاج, آقا, سوال, جوابش, مهمه, اومد, پيشم, حالش, عجيب, بقيه, فرصت, باشید, دایم, رختون, میکشه, تقلب, عادتهای, نفرت, عصبانیت, تلخی, ایستاه, زندگیتون, کاراتون, دوستتون, بخشیده, ببینه, میدید, کارا, بهترین, درباره, طلب, بخشایش, میکنید, میبخشه, روزی, منوال, گذشت, علاوه, بده, نتونست, آغوش, گرفت, عزیزدلم, کنارپنجره, دوستت, بخشیدمت, میخواستم, ببینم, میخوای, بدی, ظهر, بچه, ببره, احتیاج, نگران, نباشید, چونکه, شستن, کمکم, مامان, آشپزخونه, ظرفا, شست, حرفی, نزد, وحشت, لاشه, برداشت, برد, هیزمها, قایم, سرشو, دید, کوچولو, مادر, دیدن, بودن, مزرعه, تیرکمون, باهاش, اردک, خونگی, پرت, کشت, حضرت, جدایت, دلش, توست, ظلمت, سیاهت, صدایت, خورشید, رهایت, باغ, خواند, دگر, سبزه, زاری, یاد, کوه, فیلسوفانی, اثبات, کردند, زودباورتر, نباید, تاوان, ضعف, بپردازم, دیرباور, گرنه, زودباور, مانند, کوچه, بازار, ولو, شدند, برتراندراسل, مشکلی, جواب, خدایی, اواخر, عمرش, سالگی, مصاحبه, روزنامه, گاردین, پرسید, جناب, پروفسور, سال, زودی, روید, رفتید, دیدید, برابر, نداشتی, همینجور, گِل, اضافیا, قبیله, بیچاره, ریختی, کشوری, خاور, میانه, اینترنتشونه, تفریحشونه, اومدن, داخلی, ایشالا, دومیه, حتماً, میمیرن, نداری, بارالها, روزهایی, داری, حماسه, آفرینی, فور, اگزمپل, آفریدی, امریکا, سواحل, کالیفرنیای, جنوبی, غایت, مرفه, متر, چشا, پوست, برنزه, هیکل, ردیف, تفریحش, سرفینگه, پیانو, گیتار, ویالونم, زبان, کلاً, بزرگترین, هیجان, زندگیش, سورپرایز, پارتی, هایی, براش, گرفتن, آرامش, مطلق, هپیلی, اور, افتر, سایه, رویا, اكنون, بودي, پاسخ, كردم, ايام, جوانيش, ديوانه, وار, سپس, كردي, مشتاق, كردن, دادند, كرد, تواند, كند, زياد, گران, قيمت, نبود, بروند, رفتند, محافظان, شبي, تصميم, گرفتند, كاري, غيرعادي, دهند, براي, رستوراني, دیدگاه,
Text of the page (random words):
آفرینی فور اگزمپل یه سری رو آفریدی توی امریکا سواحل کالیفرنیای جنوبی در خانواده ای به غایت مرفه قد 2 متر چشا آبی پوست برنزه هیکل ردیف تفریحش سرفینگه پیانو و گیتار و ویالونم میزنه 5 تا زبان حرف میزنه کلاً بزرگترین هیجان زندگیش سورپرایز پارتی هایی بوده که براش گرفتن و در آرامش مطلق هپیلی اور افتر میشه و بعد ی ه روز دیگه حوصله نداشتی همینجور با گِل اضافیا یه قبیله آدم بیچاره ساختی ریختی تو یه کشوری وسط خاور میانه این وضع اینترنتشونه اون وضع تفریحشونه وسط یه جنگ به دنیا اومدن در حین جنگ داخلی بزرگ شدن ایشالا دوباره جنگ میشه تو جنگ دومیه حتماً میمیرن حوصله نداری نساز پدر جان نساز نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۰ ۱۰ ۲۷ ساعت 14 34 توسط دکتر بانو در برابر خداوند برتراند راسل در اواخر عمرش در ۸۷ سالگی مصاحبه ای با روزنامه گاردین داشت خبرنگار از او پرسید جناب پروفسور شما ۸۷ سال است که می گویید خدا و زندگی پس از مرگ وجود ندارد و به زودی هم از دنیا می روید حال اگر از دنیا رفتید و دیدید که هم خدا هست و هم زندگی پس از مرگ چه می کنید برتراند راسل در جواب گفت خانم خبرنگار این خدایی که شما می گویید وجود دارد و من می گویم وجود ندارد بالاخره عادل است یا خیر خانم خبرنگار البته که عادل است برتراندراسل اگر عادل باشد هیچ مشکلی نیست خانم خبرنگار چرا برتراند راسل گفت چون اگر عادل باشد به او می گویم خدایا یا باید دلایل فیلسوفانی را که وجود تو را اثبات می کردند قانع کننده تر می ساختی یا ذهن مرا ساده لوح تر و زودباورتر از این من که نباید تاوان ضعف دلایل آن ها را بپردازم اینکه ذهن من دیرباور است هم که دست من نیست چون خودت ذهن مرا درست کرده ای و گرنه اگر من آدم ساده لوح و زودباور مانند مردم کوچه و بازار بودم این دلایل ــ ولو قانع کننده نیستند ــ برای من هم قانع کننده می شدند نوشته شده در شنبه ۱۳۹۰ ۱۰ ۰۳ ساعت 22 28 توسط دکتر بانو آرزو دارم پشت هر کوه بلند سبزه زاری است پر از یاد خدا و در آن باغ کسی می خواند که خدا هست دگر غصه چرا آرزو دارم خورشید رهایت نکند غم صدایت نکند ظلمت شام سیاهت نکند و تو را از دل آن کس که دلش با دل توست حضرت دوست جدایت نکند نوشته شده در شنبه ۱۳۹۰ ۰۹ ۲۶ ساعت 14 58 توسط دکتر بانو خدا پشت پنجره ایستاده جانی کوچولو با پدر و مادر و خواهرش سالی برای دیدن پدربزرگ و مادربزرگ رفته بودن به مزرعه مادربزرگ یه تیرکمون به جانی داد تا باهاش بازی کنه موقع بازی جانی به اشتباه یه تیر به سمت اردک خونگی مادربزرگش پرت کرد که به سرش خورد و اونو کشت جانی وحشت زده شد لاشه رو برداشت و برد پشت هیزمها قایم کرد وقتی سرشو بلند کرد دید که خواهرش همه چیزو دیده ولی حرفی نزد مادربزرگ به سالی گفت توی شستن ظرفها کمکم کن ولی سالی گفت مامان بزرگ جانی بهم گفته که میخواد تو کارای آشپزخونه کمک کنه و زیر لبی به جانی گفت اردکه رو یادت میاد جانی ظرفا رو شست بعد از ظهر اون روز پدربزرگ گفت که میخواد بچه ها رو ببره ماهیگیری ولی مادربزرگ گفت متاسفانه من برای درست کردن شام به کمک سالی احتیاج دارم سالی لبخندی زد و گفت نگران نباشید چونکه جانی به من گفته میخواد کمک کنه و زیر لبی به جانی گفت اردکه رو یادت میاد اون روز سالی رفت ماهیگیری و جانی تو درست کردن شام کمک کرد چند روزی به همین منوال گذشت و جانی مجبور بود علاوه بر کارای خودش کارای سالی رو هم انجام بده تا اینکه نتونست تحمل کنه و رفت پیش مادربزرگش و همه چیز رو بهش اعتراف کرد مادربزرگ لبخندی زد و اونو در آغوش گرفت و گفت عزیزدلم میدونم چی شده من اون موقع کنارپنجره بودم و همه چیزو دیدم اما چون خیلی دوستت دارم بخشیدمت من فقط میخواستم ببینم تا کی میخوای به سالی اجازه بدی به خاطر یه اشتباه تو رو در خدمت خودش بگیره گذشته شما هرچی که باشه هرکاری که کرده باشید هرکاری که شیطان دایم اون رو به رختون میکشه دروغ تقلب ترس عادتهای بد نفرت عصبانیت تلخی و هرچی که هست باید بدونید که خدا کنار پنجره ایستاه بوده و همه چیز رو دیده همه زندگیتون همه کاراتون رو دیده اون میخواد که شما بدونید که دوستتون داره و شما رو بخشیده فقط میخواد ببینه تا کی به شیطان اجازه میدید به خاطر این کارا شما رو در خدمت بگیره بهترین چیز درباره خدا اینه که هر وقت ازش طلب بخشایش میکنید نه تنها میبخشه بلکه فراموش هم میکنه نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۰ ۰۹ ۱۰ ساعت 13 48 توسط دکتر بانو فرصت اومد پيشم حالش خيلي عجيب بود فهميدم با بقيه فرق ميکنه گفت حاج آقا يه سوال دارم که خيلي جوابش برام مهمه گفتم چشم اگه جوابشو بدونم خوشحال ميشم بتونم کمکتون کنم گفت من رفتني ام گفتم يعني چي گفت دارم ميميرم گفتم دکتر ديگه اي رفتی خارج از کشور گفت نه همه اتفاق نظر دارن گفتن خارج هم کاري نميشه کرد گفتم خدا کريمه انشاله که بهت سلامتي ميده با تعجب نگاه کرد و گفت اگه من بميرم یعنی خدا کريم نيست فهميدم آدم فهميده ايه و نميشه گل ماليد سرش گفتم راست ميگي حالا سوالت چيه گفت من از وقتي فهميدم دارم ميميرم خيلي ناراحت شدم از خونه بيرون نميومدم کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن تا اينکه يه روز به خودم گفتم تا کي منتظر مرگ باشم خلاصه يه روز صبح از خونه زدم بيرون مثل همه شروع به کار کردم اما با مردم فرق داشتم چون من قرار بود برم و انگار اين حال منو کسي نداشت خيلي مهربون شدم ديگه رفتاراي غلط مردم خيلي اذيتم نميکرد با خودم ميگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن آخه من رفتني ام و اونا انگار موندنی سرتونو درد نيارم من کار ميکردم اما حرص نداشتم بين مردم بودم اما بهشون ظلم نميکردم و دوستشون داشتم ماشين عروس که ميديم از ته دل شاد ميشدم و دعا ميکردم گدا که ميديدم از ته دل غصه ميخوردم و بدون اينکه حساب کتاب کنم کمک ميکردم مثل پير مردا برای همه جوونا آرزوي خوشبختي ميکردم الغرض اينکه اين ماجرا منو آدم خوبي کرد و مهربون شدم حالا سوالم اينه که من به خاطر مرگ خوب شدم و آيا خدا اين خوب شدن منو قبول ميکنه گفتم بله اونجور که میدونم و به نظرم ميرسه آدما تا دم رفتن خوب شدنشون واسه خدا عزيزه آرام آرام خدا حافظي کرد و تشکر وقتی داشت ميرفت گفتم راستي نگفتي چقدر وقت داري گفت معلوم نيست بين يک روز تا چند هزار روز يه چرتکه انداختم ديدم منم تقريبا همين قدرا وقت دارم با تعجب گفتم مگه بيماريت چيه گفت بيمار نيستم گفتم پس چي گفت فهميدم مردنيم رفتم دکتر گفتم ميتونيد کاري کنيد که نميرم گفتن نه گفتم خارج چي و باز گفتند نه خلاصه حاجي مارفتني هستيم وقتش فرقي داره مگه نوشته شده در جمعه ۱۳۹۰ ۰۸ ۲۰ ساعت 21 24 توسط دکتر بانو موضوع انشاء فیس بوک بنام لایک زنندهء مومنین و بلاک کنندهءظالمین ما بهمراه دوستمان عضو فیس بوک میباشیم فیس بوک جای خوبی است اما بیشتر اعضایش باهم فامیل هستند و از نام خانوادگیشان میشود فهمید مثل سبز یاایرانی یا پرشین یا پارسی اکثراًهم شبیه هم هستند طوری که ما اوائل فکر میکردیم دوقلو باشند وقتی وارد فیس بوک شدیم تازه فهمیدیم که اسم این اقدس چپول دختر همسایه مان پرمیس بوده و چقدر هم خوشگل بوده و ما نمیدانستیم یک عالمه دوست پسر دارد که مدام برایش عکس میفرستند تا کلاس دوم راهنمایی بیشتر درس نخوانده بود اما یک شعرهایی میگذارد در والش که ما معنیش را نفهمیدیم ادامه نوشته نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۰ ۰۸ ۱۵ ساعت 14 17 توسط دکتر بانو من سیمین دوست داشتم حالا که موهایم را قرمز کرده ام و فکر رفتنم همیشه به فرارم دوست داشتم کسی مثل نادر اینجا بود روسری ام را آرام خیلی آرام از سرم بر می داشت قرمزی موهایم را نوازش می کرد حتی فکرش هم شاعرترم میکند طوری که همه ی بیننده ها ببینند در آغوشم می کشید به جای دعوا بر سر حضانت ترمه حرف های قشنگ قشنگ میزد به جای بحث بر سر رفتن و نرفتن قاطعانه محکم مردانه عاشقانه می گفت نرو از التماس مرد بدم می آید از غرور بی جا بیشتر می گفت سیمین اینجا غریبه ایم آنطرف آب دچار درد غربت می شویم غربت سیمین جان غربت اینجا که هیچ چیزی نداریم آنجا خودمان را هم دیگر نداریم سیمین جان دروغ نیست از آنهایی که رفته اند بپرس بپرس سرما با آدمها چه ها که نمی کند موی من قرمز است نادر نیست هیچ کس نیست من عجب دوست دارم برای هزارمین بار بنویسم و این منم زنی تنها در آستانه ی فصلی سرد نیکی فیروزکوهی نوشته شده در جمعه ۱۳۹۰ ۰۸ ۰۶ ساعت 15 21 توسط دکتر بانو کار نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۰ ۰۷ ۱۸ ساعت 0 10 توسط دکتر بانو اگر به نقل از وبلاگ مثبت شاد با انگیزه نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۰ ۰۷ ۰۶ ساعت 21 2 توسط دکتر بانو ساعت ساعتها رو که تغییر دادن هر بار که به ساعت نکاه میکنم احساس میکنم ۱ ساعت از زندگی جلوترم و کلی ذوق می کنم می دونم الکیه ولی حس منه دیگه چی کارش کنم نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۰ ۰۷ ۰۳ ساعت 14 6 توسط دکتر بانو ببینیم و تعریف کنیم همیشه از آدم های تک بعدی بدم میومده ولی الان مدتیه که احساس می کنم خودم هم این طور آدمی شدم لذا در حضور خودم و همهٔ دوستان قول میدم که از امروز به زندگی سابقم برگردم به برنامه ریزی نیز داره و یه همّت عالی و البته شاید یک کمم کمخوابی ولی خوب اون جوری احساس بهتری دارم دچار عذاب وجدان نمیشم و اعتماد به نفسم هم بالاتر میره نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۰ ۰۶ ۲۷ ساعت 16 16 توسط دکتر بانو در پیشواز پاییز من متولد پاییزم و عاشق پاییز به نظرم یه جورایی پاییز عاشقانه ترین فصل ساله نظر شما چیه نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۰ ۰۶ ۱۴ ساعت 13 25 توسط دکتر بانو التماس دعا و دیگر هیچ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۰ ۰۶ ۰۱ ساعت 21 17 توسط دکتر بانو من و خداوند من من و خداوند هر روز فراموش می کنیم او خطا های مرا و من لطف های او را نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۰ ۰۵ ۲۵ ساعت 15 13 توسط دکتر بانو بگذار و بگذر گاهی اوقات باید بگذری و بگذاری و بروی وقتی می مانی و تحمل می کنی از خودت یک احمق می سازی نوشته شده در شنبه ۱۳۹۰ ۰۵ ۲۲ ساعت 22 32 توسط دکتر بانو دستها گاهی وقت ها از نردبان بالا میرویم تا دست های خداوند را بگیریم غافل از این که خدا پایین ایستاده و نردبان را محکم گرفته که ما نیفتیم نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۰ ۰۵ ۱۶ ساعت 15 50 توسط دکتر بانو درد دل همهٔ اونایی که منو میشناسن میدونن که من زیاد به ازدواج و این جور چیزا فکر نمیکنم کم پیش میاد که توی دعاهام در این مورد چیزی بگم ولی هر وقت هم که دعایی کردم این بوده که خدایا یا به من همسر نده یا اگه میدی یه کسی باشه که هم خودت راضی باشی هم من جدیدا موردی برام پیش اومده که با بقیه فرق میکنه بعد از کلی بررسی ریز فکر می کنم یه جورایی همونیه که از خدا خواستم ولی گاهی اون قدر همه چیزمون مچه که باورم نمی شه و با خودم میگم نکنه دروغه نکنه تظاهر میکنه و هزار نکنهٔ دیگه دیروز رفتیم پیش مشاور نمرهٔ تست من شد ۱۶ مال ایشون شد ۸ کلی از من تعریف کردو به ایشون گفت دختر به این خوبی رو از کجا گیر آوردی من هم کلی ذوق کردم البته ناگفته نمونه که دفعهٔ پیش هم کلی از ایشون تعریف کردو به من گفت دیگه پسر به این خوبی پیدا نمیکنی جالب اینجاست که این مشاور از اون نوع مشاورانی هستند که کلا زیاد موافق ازدواج کردن نیستند تصمیم گیری کار سختیه التماس دعا نوشته شده در جمعه ۱۳۹۰ ۰۵ ۱۴ ساعت 13 46 توسط دکتر بانو به نقل از فیس بوک یکی از دوستان سلام به همگی یکی از دوستام یک روز از رندگی اش رو نوشته بود که به نظرش سخت گذشته بود تصمیم گرفتم من هم یک روز از زندگیم رو بنویسم تا هم دوستم خوشحال باشه و هم صبح با صدای سرفه تارا دخترم از خواب بیدار میشم نمیشه بفرستمش مهدکودک میبرمش خونه خواهرم با عجله میرم سر کار آخرش هم دو دقیقه تأخیر میخورم شروع به کار میکنم شبکه یکی قطع شده ویدئوپروژکتور کار نمیکنه پیگیر خرید کامپیوتر هستم 10 نفر با هم کارم دارن یه سری جابجا شدن تنظیمات شبکه میخوان و خلاصه به هر بدبختی ساعت 4 30 میشه باید برم دنبال تارا و برم خونه سوار ماشین میشم و استارت میزنم ای بابا بنزین ندارم از شهرک تا صدر پمپ بنزین نیست تو ترافیک موندم خداخدا میکنم که بنزینم تموم نشه میخوام برم بنزین بزنم میبینم پول همراهم نیست میخوام یه جا پارک کنم از بانک پول بردارم همه جا زده حمل با جرثقیل خلاصه دل و میزنم به دریا و همونجوری میرم تارا رو برمیدارم و میرم از دیباجی پول برمیدارم و میرم دولت بنزین میزنم و خرید میکنم و میرسم خونه و میگم آخیشششششش رسیدم میخوام سریع شام درست کنم آخه ساعت شده 7 30 و تارا زود میخوابه در حین شام پختن یادم میافته که باید به سیروس زنگ بزنم دارم با اون حرف میزنم تارا کلید میکنه که دو تا دستمال میخوام دو تا دستمال تمیز بهش میدم حالا کلید میکنه که شیر آب دستشویی رو باز کن میخوام اینارو بشورم یه 5 دقیقه ای صداش نمیاد یه دفعه دیدم اومده داره زمین رو پاک میکنه با دستمالهایی که ازش آب میچکه حرکتش خیلی جالبه خوشم میاد شام رو رها میکنم و شروع میکنم ازش فیلم میگیرم میزهارو هم پاک میکنه حالا روی کابینت ها و بالاخره دیوار و خلاصه خسته میشه و دستمالهارو میده به من حالا داره تعریف میکنه برای محمد همسرم که کجاهارو پاک کرده همین طور که همه جا رو نشون میده میره سمت حمام و روشویی واااااااااااااای خدای من توالت فرنگی رو هم تمیز کرده میخوام جیغ بکشم نمیدونم چیکار کنم کاش همین بود و به همین جا ختم میشد دستمال ها رو با آب توالت فرنگی شسته و آبی که از لباسش و دستمال میچکه دارم دیووونه میشم شام رو چیکار کنم خونه رو چیکار کنم تارا رو چیکار کنم زیر غذا رو کم میکنم تارا رو حمام میکنم لباس ها رو میریزم تو ماشین کف خونه رو سه بار دستمال میشکم روی کابینت ها رو هم همینطور حالا میز و دیوار و نه تمیز نیست به نظرم حالا بخارشور رو روشن میکنم دوباره همه جا رو با بخار شور میشورم کابینت و میزها رو با اسپری تمیز میکنم ولی اعصابم خورد شده بالاخره شام حاضره تارا خوابش گرفته و اومده بغلم و داره غر میزنه تلفنم زنگ میزنه تارا بغلم و گوشی دم گوشم و دارم شام میکشم ای بابا باطری موبایلم تموم شده شام خورده شد و تارا رو خوابوندم و خواستم شام بخورم که صدای بوق ماشین لباسشویی حالا لباس ها رو پهن کنم و شام یخ کرده رو بخورم و حالا خودم داره حالم از خودم بهم میخوره یه دوش میگیرم و ظرفها رو میچینم تو ماشین و یه چایی میخورم و به صورت جنازه افتادم صدای زنگ تلفن مریم است باید برم سر کار من اصلا خوابیدم نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۰ ۰۵ ۱۰ ساعت 0 39 توسط دکتر بانو تضمین خانم جوان وارد مطب شد مشکلش را توضیح داد داروهای لازم را برایش نوشتم طرز مصرفش را برایش توضیح دادم و توصیه کردم ۲ ماه بعد برای ویزیت مجدد مراجعه کند در حالی که داشت از اتاق خارج می شد گفت خانم دکتر داروهاتون تضمینیه دیگه من خیر هیچ تضمینی در کار نیست مریض پس اگه داروها اثر نکرد من دفعه دیگه ویزیت نمی دم من نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۰ ۰۴ ۳۰ ساعت 13 48 توسط دکتر بانو لازم است گاهی لازم است گاهی از خانه بیرون بیایی و خوب فکر کنی ببینی باز هم می خواهی به آن خانه برگردی یا نه لازم است گاهی از مسجد کلیسا بیرون بیایی و ببینی پشت سر اعتقادت چه می بینی ترس یا حقیقت لازم است گاهی از ساختمان اداره بیرون بیایی فکر کنی که چه قدر شبیه آرزوهای نوجوانیت است لازم است گاهی درختی گلی را آب بدهی حیوانی را نوازش کنی غذا بدهی ببینی هنوز از طبیعت چیزی در وجودت هست یا نه لازم است گاهی پای کامپیوترت نباشی گوگل و ایمیل و فلان را بی خیال شوی با خانواده ات دور هم بنشینید یا گوش به درد دل رفیقت بدهی و ببینی زندگی فقط همین آهن پاره ی برقی است یا نه لازم است گاهی بخشی از حقوقت را بدهی به یک انسان محتاج تا ببینی در تقسیم عشق در نهایت تو برنده ای یا بازنده لازم است گاهی عیسی باشی ایوب باشی انسان باشی ببینی می شود یا نه و بالاخره لازمست گاهی از خود بیرون آمده و از فاصله ای دورتر به خودت بنگری و از خود بپرسی که سالها سپری شد تا آن شوم که اکنون هستم آیا ارزشش را داشت تو چی فکر می کنی ارزشش را داشت نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۰ ۰۴ ۲۳ ساعت 0 21 توسط دکتر بانو بدون شرح نوشته شده در جمعه ۱۳۹۰ ۰۴ ۱۷ ساعت 20 26 توسط دکتر بانو تاس بازی زندگی اون نیست که تاس خوب بیاری بلکه اینه که تاس بد رو خوب بازی کنی به نقل از وبلاگ سلول 68 با اجازه باران عزیز نوشته شده در جمعه ۱۳۹۰ ۰۴ ۱۰ ساعت 18 24 توسط دکتر بانو گزارش تصویری سفر نمایی از پل رود هان ادامه نوشته نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۰ ۰۳ ۳۱ ساعت 22 43 توسط دکتر بانو پس سفر سفر خوبی بود خدا رو شکر ارائه مقاله با موفقیت انجام شد تجربه خیلی خوبی بود و مهم تر از اون حس خوبی بود که داشتم و بازخورد مثبت بقیه کلی تشویق شدم و ذوق کردم از این که در کنار اساتید بزرگ صحبت میکردم و اونا به صحبتام گوش میکردن و گاه راجع بهم کنجکاوی می کردن خوشحال بودم ولی چیزی که گاهی نگرانم میکنه اینه که زمانی که در محیط های علمی قرار می گیرم به زندگی شخصیم بی اعتنا میشم و باید اعتراف کنم گاه آرزو می کنم برا همیشه تو اون محیط بمونم و مجبور نباشم به چیز دیگه ای فکر کنم نمی دونم این حس طبیعیه یا نه راستی با یه خانم فرانسوی هم دوست شدم ازم دعوت کرد تو کنگره بعدی با هم ناهار بریم رستوران نوشته شده در جمعه ۱۳۹۰ ۰۳ ۲۰ ساعت 14 3 توسط دکتر بانو برا من که جالب بود برا شما چه طور روی این لینک کلید کنید نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۰ ۰۳ ۱۹ ساعت 14 36 توسط دکتر بانو پیش سفر هر روز با خودم میگم از فردا دیگه مرتب وبلاگمو آپ میکنم ولی متاسفانه الان هم در آستانه سفر به یکی از کشورهای آسیایی هستم و امیدوارم بعد از بازگشت بتونم سر و سامونی به اینجا بدم نوشته شده در شنبه ۱۳۹۰ ۰۲ ۳۱ ساعت 0 27 توسط دکتر بانو بر سر دو راهی جدیدا در شرایطی قرار گرفتم که شدیدا نیازمند دعام و هر روز هم وضعیتم بغرنج تر و پچیده تر میشه من که تا دیروز به راحتی برای همه نسخه می پیچیدم الان تو کار خودم موندم خدایا فقط ازت خواهش می کنم این یکی دیگه آزمون الهی نباشه خواهش میکنم الهی چنان کن سرانجام کار که تو خشنود گردی و ما رست...
|