Meta tags:
description= گنجشك خيس يادداشتهای مرضیه احرامی;
Headings (most frequently used words):
وب, گنجشك, خيس, يادداشت, های, مرضیه, احرامی, مشخصات, پیوندها, آرشیو,
Text of the page (most frequently used words):
است (16), مرضیه (16), #احرامی (16), این (14), آذر (12), همین (11), نمی (10), برای (9), ۱۳۹۸ (9), ۱۴۰۰ (9), شده (9), توی (8), زندگی (8), ۱۳۹۵ (7), کنم (7), ۱۳۹۴ (6), اسفند (6), ۱۳۹۶ (6), ۱۳۹۷ (6), خوب (6), شود (6), بود (6), کردم (6), نیست (6), شنبه (6), مدام (6), مرداد (5), آبان (5), اما (5), اینقدر (5), دلم (5), فکر (5), روی (5), خودم (5), همه (5), اگر (5), ۱۳۹۳ (4), شهریور (4), بهمن (4), ۱۳۹۹ (4), کرده (4), نسکافه (4), امروز (4), خواهد (4), زخم (4), های (4), قرار (4), مرگ (4), خانه (4), آرام (4), هیچ (4), دیگر (4), اند (4), خسته (4), گنجشك (3), خيس (3), اردیبهشت (3), خرداد (3), دنیا (3), کدام (3), دوشنبه (3), بزرگ (3), تمام (3), چایی (3), روزها (3), خاطر (3), هنوز (3), روزهای (3), باشم (3), دوست (3), داشتن (3), گذشته (3), روزهایی (3), تنها (3), جدید (3), تعریف (3), کنیم (3), وقتی (3), پیدا (3), بودم (3), یکشنبه (3), کند (3), دوستم (3), حتی (3), چهارشنبه (3), شوم (3), کلمه (3), بار (3), دور (3), اندوه (3), بسیار (3), مهر (2), فروردین (2), آرشیو (2), حال (2), میکنم (2), بیدار (2), ترانه (2), رسد (2), حرف (2), چند (2), عادت (2), صبح (2), لیوان (2), عمیق (2), شروع (2), شبیه (2), محمد (2), فنجان (2), پشت (2), وارد (2), اتاق (2), آدمهای (2), اندازه (2), کافی (2), تجربه (2), اشک (2), لبخند (2), بلند (2), نوه (2), هایمان (2), ماجرا (2), کسی (2), زیر (2), اینکه (2), دیده (2), پدرم (2), رفت (2), چقدر (2), وقت (2), نبود (2), چیز (2), زنده (2), ماندم (2), خورم (2), مادرم (2), گرفته (2), گریه (2), باز (2), دستش (2), زنم (2), ناب (2), سرم (2), تاریکی (2), خود (2), داشت (2), قرص (2), افتم (2), هرگز (2), آرامش (2), گول (2), خاك (2), لحظه (2), انسان (2), ناتوان (2), ساخته (2), دانم (2), چرا (2), تنِ (2), خیلی (2), تمامی, حقوق, محفوظ, آرشيو, ایشا, گروس, عبدالملكيان, بركت, الياس, علوي, خنده, هاي, صورتي, رسول, يونان, پرسه, هايي, ادامه, روند, شمس, لنگرودی, شهاب, مقربين, پیوندها, پروانه, کوچک, راه, دشتی, بنفشه, مشخصات, مطالب, قدیمی, خوبم, ریخته, لبخندم, تعارف, میکند, شکوفه, زمستان, بوسه, خواند, لبهایمان, خوانند, چشمهایم, چشمهایت, پاهایم, پاهایت, دستانم, دستانت, میزند, صباحی, بخورم, بدون, خوردنش, روزم, معتاد, بیچاره, التماس, نگاه, آشپزخانه, بقیه, همکارها, ریخت, گفتم, چاره, بیاور, میز, رسیدم, داغ, لهجه, شیرینش, گفت, خانم, مهندس, همسایه, برایتان, قاشق, ستاندم, گواراتان, محبتها, خوش, معمولی, روزه, محبتهاست, پاست, آدمها, آبی, پتو, پیچیدم, دستهای, سردم, برف, بارید, خنک, آرزو, باران, ببارد, نبودنت, آتش, تنم, آیا, چای, لاهیجان, نوشم, ردی, خودش, باقی, گذاشت, روحم, جسمم, زندگیم, زیادی, آمدند, رفتند, ماندند, ماجرای, ساختند, گاهی, محبتی, چیزی, بیشتر, معرض, گرفتن, تحمل, تلاش, افتادن, شدن, دوباره, کردن, زمانی, داستان, بچه, دارشدن, دلیم, سهم, خودمان, نگرفته, ایم, حالا, قسمت, مهم, بالاخره, برایش, قصه, زندگیمان, بگوییم, بالاها, پستی, بلندی, هایش, نشود, حبس, بودیم, ترسیده, مغموم, بودند, بینشان, احساس, آزامش, نزدیک, ترسیدم, چشمهایش, تشویش, نخوابیده, ترسناکی, نزدیکی, دغدغه, نداشتم, کوتاهم, رضایت, آوردم, حالم, پدری, جایی, متعلق, نیستم, بالای, پله, منتظرم, خوشرنگ, دوره, کاملا, انگار, ماند, تلی, خاک, خاطره, پدر, کنار, شهر, کودکیم, هزاران, کیلومتر, آنطرف, آرامشم, دیگری, دلگیرم, روزی, خاطراتم, چنگ, زدم, ققنوس, زانویش, گرفت, یاد, قهوه, خورده, دارم, دقیقه, خواهم, شانه, هایت, بگذارم, بخوابم, حضور, آرامم, کجایی, محمود_درویش, ماست, داخل, چاه, برد, هیچکس, مخاطره, اندازد, وجود, قادر, نباشم, غرق, گمان, آنکه, دارد, تقویم, گوید, روز, روح, هزار, سال, چطور, دوام, آورم, عوارض, داروهای, افسردگی, اضطراب, گرفتگی, عضلات, سردرد, آدمی, اعدام, فرستاده, مضطربم, متلاشی, چرخد, توصیف, شاید, واقعیت, نظاره, وحشت, اینگونه, مجروح, لاعلاج, ندیده, گویم, آخر, رویی, نشانت, دهد, روال, خوبی, باشد, زخمی, شکند, آنقدر, ندیدی, جانم, ناشکیباست, بغلش, نشوم, شاملو, گيل, گمش, بدان, هنگام, شفقت, آمد, گستره, شبح, ناك, انساني, آدم, ابوالبشر, جهان, آغاز, پايان, هلاليني, سنگ, ميان, بعد, قبل, براي, بازگشت, ندارد, نخستينم, آخرين, همچنان, اين, سخن, زبانم, گذرد, جسم, وزن, زير, پايم, دهان, گشايد, فرازسرم, بسته, زمان, همين, شناسم, درمانده, نیما, دردم, تبِ, سرکش, پکرم, رگِ, سفت, سقط, شلاقی, فرود, آمده, سوزان, مردُم, جور, صفت, معرکه, انداخته, سخت, توان, عاجز, غمگین, نبودم, قلبم, تبدیل, تکه, آهن, نفس, هایم, دردناک, امانم, بریده, کاش, بال, داشتم, بروم, جای, دهلوی, مرا, پرسد, بگو, اشکش, روان, جاری, کاری, عناوین, نوشته, وبلاگ, ایمیل, صفحه, اصلی, يادداشت,
Text of the page (random words):
گنجشك خيس گنجشك خيس يادداشت های مرضیه احرامی صفحه اصلی ایمیل آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها یکشنبه ۲۱ آذر ۱۴۰۰ 19 43 مرضیه احرامی حال مرا هر کس که می پرسد بگو خوب است اشکش روان اندوه جاری زخم ها کاری ست دهلوی پ ن بروم یک جای دور خیلی خیلی دور شنبه ۲۰ آذر ۱۴۰۰ 23 49 مرضیه احرامی کاش بال داشتم چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۰ 22 6 مرضیه احرامی زندگی سخت تر از توان من شده هرگز اینقدر عاجز و غمگین نبودم حس می کنم قلبم تبدیل شده است به یک تکه آهن نفس هایم دردناک شده و اشک امانم را بریده خسته ام خسته و ناتوان چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۰ 13 26 مرضیه احرامی من به تن دردم نیست یک تبِ سرکش تنها پکرم ساخته و دانم این را که چرا و چرا هر رگِ من از تنِ من سفت و سقط شلاقی ست که فرود آمده سوزان دم به دم در تنِ من تن من یا تن مردُم همه را با تن من ساخته اند و به یک جور و صفت می دانم که در این معرکه انداخته اند نیما پ ن خودم را نمی شناسم بسیار درمانده بسیار خسته بسیار ناتوان دوشنبه ۱۵ آذر ۱۴۰۰ 13 45 مرضیه احرامی اندوه من اندوه گيل گمش است بدان هنگام كه به خاك بي شفقت باز آمد بر گستره ي خاك شبح ناك ما هر انساني آدم ابوالبشر است جهان با او آغاز مي شود و با او به پايان مي رسد هلاليني از سنگ ميان بعد و قبل براي لحظه اي كه بازگشت ندارد من انسان نخستينم و انسان آخرين و همچنان كه اين سخن بر زبانم مي گذرد لحظه بي جسم و بي وزن زير پايم دهان مي گشايد و بر فرازسرم بسته مي شود و زمان ناب همين است شاملو پ ن دلم مادرم را می خواهد تا توی بغلش گم شوم و پیدا نشوم یکشنبه ۱۴ آذر ۱۴۰۰ 16 32 مرضیه احرامی ندیدی جانم از غم ناشکیباست شنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۰ 10 15 مرضیه احرامی خودم را نظاره می کنم و به وحشت می افتم هرگز خود را اینگونه مجروح زخم های لاعلاج ندیده بودم هر بار می گویم این بار آخر است این رویی که زندگی نشانت می دهد روی خوب است و دیگر قرار است روال روی خوبی و آرامش باشد هر بار خودم را گول می زنم گول می خورم من مدام زخمی می شوم مدام دلم می شکند مدام می افتم و آرامش آنقدر دور است که دیده نمی شود پ ن دو کلمه مدام توی سرم می چرخد دو کلمه که من را با آن توصیف کرده اند شاید واقعیت ِ من همین دو کلمه است عوارض داروهای جدید افسردگی اضطراب گرفتگی عضلات و سردرد است صبح بیدار می شوم و شبیه آدمی که قرار است برای اعدام فرستاده شود مضطربم این قرص ها من را خوب نمی کند این قرص ها من را متلاشی می کند تقویم می گوید ده روز گذشته اما بر تن و روح من هزار سال گذشته چطور دوام می آورم چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۰ 0 55 مرضیه احرامی گمان می کردم آنکه دوستم دارد حتی اگر غرق در تاریکی ام باشم دوستم خواهد داشت حتی اگر پر از زخم باشم حتی اگر قادر به دوست داشتن خودم نباشم او با وجود همه این ها دوستم خواهد داشت اما نه هیچکس خود را به مخاطره نمی اندازد و دستش را داخل چاه نمی برد تاریکی تنها برای ماست محمود_درویش شنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۹ 13 28 مرضیه احرامی می خواهم سرم را روی شانه هایت بگذارم و بخوابم خسته ام و هیچ چیز جز حضور تو آرامم نمی کند تو کجایی دوشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۹ 12 14 مرضیه احرامی خانه پدری رفت من دیگر به جایی متعلق نیستم دیگر کسی بالای پله ها منتظرم نیست دیگر توی اتاق پدرم چایی خوشرنگ نمی خورم یک دوره از زندگی من کاملا تمام شد انگار که ماند زیر تلی از خاک و خاطره پدر و مادرم کنار هم در شهر کودکیم آرام گرفته اند و من هزاران کیلومتر آنطرف تر آرامشم را توی خانه دیگری پیدا کرده ام دلگیرم چند روزی گریه کردم و به خاطراتم چنگ زدم امروز اما باز ققنوس ماجرا دستش را به زانویش گرفت و بلند شد من از زندگی همین را یاد گرفته ام امروز گریه نمی کنم قهوه ام را خورده ام و دارم به زندگی لبخند می زنم به دقیقه های ناب من یکشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۸ 14 15 مرضیه احرامی یک زمانی قرار است داستان این روزها را برای نوه هایمان تعریف کنیم کدام نوه وقتی هنوز برای بچه دارشدن هم دو دلیم وقتی هنوز فکر می کنیم سهم خودمان را از این زندگی نگرفته ایم اما حالا این قسمت ماجرا مهم نیست بالاخره کسی را پیدا می کنیم که برایش قصه ی زندگیمان را بگوییم همه زیر و بالاها و پستی و بلندی هایش را و همین روزهایی که مرگ پشت در خانه هایمان بود و ما برای اینکه وارد نشود توی خانه حبس شده بودیم همین روزهایی که همه دنیا ترسیده و مغموم بودند و من بینشان احساس آزامش می کردم از اینکه مرگ اینقدر نزدیک بود نمی ترسیدم دیده بودم پدرم وقتی که رفت چقدر آرام بود هیچ وقت چشمهایش اینقدر آرام نبود هیچ وقت اینقدر بی تشویش نخوابیده بود مرگ چیز ترسناکی نبود نیست اگر زنده ماندم تعریف می کنم که در روزهای نزدیکی مرگ هیچ دغدغه ای نداشتم آرام بودم و زندگی کوتاهم را با رضایت به خاطر می آوردم اگر زنده ماندم تعریف می کنم که این روزها چقدر حالم خوب بود شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۸ 10 21 مرضیه احرامی یک فنجان چای لاهیجان می نوشم و به روزهای گذشته فکر میکنم همه ی روزهایی که خوب یا بد تمام شد و تنها ردی از خودش باقی گذاشت روی روحم جسمم و زندگیم آدمهای زیادی آمدند رفتند ماندند و هر کدام یک ماجرای جدید ساختند یک تجربه یک حرف یک زخم و گاهی محبتی عمیق فکر می کنم زندگی چیزی بیشتر از این نیست همین مدام در معرض تجربه های جدید قرار گرفتن همین تحمل و تلاش و اشک و لبخند همین مدام افتادن و بلند شدن و دوباره شروع کردن شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۸ 16 46 مرضیه احرامی آیا برای دوست داشتن به اندازه کافی بزرگ شده ام نبودنت آتش شده است در تنم آرزو کردم امروز باران ببارد و دلم خنک شود برف بارید سردم شد پتو را به خودم پیچیدم و به دستهای تو فکر کردم دلم می خواهد برای دوست داشتن به اندازه کافی بزرگ شده باشم پ ن روزهای آبی شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۸ 16 36 مرضیه احرامی چند صباحی ست عادت کرده ام صبح ها یک لیوان بزرگ نسکافه بخورم و اینقدر این عادت عمیق شده که بدون خوردنش روزم خوب شروع نمی شود امروز نسکافه ام تمام شده بود شبیه معتاد بیچاره ای با التماس به محمد نگاه کردم که توی آشپزخانه چایی بقیه همکارها را توی فنجان می ریخت گفتم چاره ای نیست برای من هم چایی بیاور پشت میز که رسیدم محمد با یک لیوان نسکافه داغ وارد اتاق شد و با لهجه شیرینش گفت خانم مهندس از همسایه برایتان دو قاشق نسکافه ستاندم گواراتان این روزها من دلم به همین محبتها خوش است به همین آدمهای معمولی و هر روزه فکر می کنم دنیا هم به خاطر همین محبتهاست که هنوز روی پاست به خاطر همین آدمها دوشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۸ 9 23 مرضیه احرامی دستانم با دستانت حرف میزند پاهایم با پاهایت چشمهایم با چشمهایت هر کدام ترانه ای می خوانند اما لبهایمان که به هم می رسد یک ترانه می خواند بوسه ها شکوفه ها را در زمستان بیدار میکند پ ن حال خوبم را ریخته ام توی لبخندم و به دنیا تعارف میکنم مطالب قدیمی تر مشخصات وب هی پروانه کوچک تو راه گم کرده ای یا من دشتی پر بنفشه ام پیوندها شهاب مقربين شمس لنگرودی پرسه هايي كه تا ادامه مي روند رسول يونان خنده هاي صورتي بركت الياس علوي گروس عبدالملكيان ایشا آرشیو وب آذر ۱۴۰۰ شهریور ۱۳۹۹ مرداد ۱۳۹۹ اسفند ۱۳۹۸ بهمن ۱۳۹۸ دی ۱۳۹۸ فروردین ۱۳۹۸ دی ۱۳۹۷ آذر ۱۳۹۷ آبان ۱۳۹۷ شهریور ۱۳۹۷ خرداد ۱۳۹۷ اردیبهشت ۱۳۹۷ اسفند ۱۳۹۶ دی ۱۳۹۶ آبان ۱۳۹۶ مهر ۱۳۹۶ خرداد ۱۳۹۶ اردیبهشت ۱۳۹۶ اسفند ۱۳۹۵ آبان ۱۳۹۵ شهریور ۱۳۹۵ مرداد ۱۳۹۵ خرداد ۱۳۹۵ اردیبهشت ۱۳۹۵ فروردین ۱۳۹۵ اسفند ۱۳۹۴ دی ۱۳۹۴ آذر ۱۳۹۴ آبان ۱۳۹۴ مهر ۱۳۹۴ مرداد ۱۳۹۴ دی ۱۳۹۳ آذر ۱۳۹۳ آبان ۱۳۹۳ مرداد ۱۳۹۳ آرشيو b l o g f a c o m تمامی حقوق برای گنجشك خيس محفوظ است
|