Meta tags:
description= ziba tarin ehsas;
Headings (most frequently used words):
ای, هستی, های, به, ziba, tarin, ehsas, گذشت, وابستگی, هیچ, پوچ, دلم, خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا, در, کوچه, انتظار, کاش, سهراب, نمی, رفت, این, زودیها, نیایش, وقتی, نرگس, مرد, بهار, آرزوهایم, رهگذری, از, جنس, باران, جاده, بی, انتها, دلتنگی, شب, تنها, یگانه, سلام, عشق, را, اینگونه, معنا, کنیم, تو, من, خندیدی, نوشته, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
این (25), است (25), نوشته (23), شده (23), ۱۳۸۸ (20), ساعت (20), توسط (20), nafas (20), niaz (20), های (16), خود (16), بهمن (15), هفته (12), کنم (11), نمی (9), شنبه (9), ۱۳۹۱ (8), دیگر (8), همه (8), برای (8), اسفند (7), اما (7), باز (7), شبی (7), چهارم (6), کرد (6), عشق (6), کوچه (6), آسمان (6), دوست (6), مرا (6), بیست (6), نرگس (6), اگر (6), خدایا (6), سیب (5), زندگی (5), جهان (5), روز (5), تنها (5), باران (5), تمام (5), چنان (5), پشت (5), دوم (4), یکشنبه (4), هنوز (4), کند (4), معنا (4), نیست (4), سلام (4), برایم (4), نگاهت (4), دلم (4), وقتی (4), هستی (4), شوم (4), اند (4), چگونه (4), شود (4), سکوت (4), احساس (4), اید (4), بهشت (4), رفتی (4), انتظار (4), سرد (4), چشمانم (4), کنید (4), سراغ (4), هیچ (4), بود (4), جویبار (4), بیا (4), خانه (3), دست (3), نگاه (3), خاک (3), گام (3), میان (3), #اینگونه (3), یازدهم (3), باشد (3), امشب (3), چشمان (3), کنی (3), مثل (3), نیاز (3), روی (3), شاید (3), گونه (3), نیامدی (3), مرد (3), تپش (3), نشسته (3), جاده (3), دلت (3), حقیقت (3), آرزوهایم (3), پیدا (3), زیبایی (3), چیز (3), توست (3), هیچستان (3), هشتم (3), پنجشنبه (3), میشود (3), وجودم (3), اوّل (2), سوم (2), فروردین (2), ۱۳۸۹ (2), خرداد (2), تیر (2), ۱۳۹۲ (2), چرا (2), باغچه (2), کوچک (2), نداشت (2), خندیدی (2), تکرار (2), کنان (2), دهم (2), جوهره (2), دارد (2), نیرویی (2), بار (2), متعدد (2), مکان (2), یگانه (2), آدمیان (2), فردایی (2), خاطرات (2), اینک (2), یاد (2), اندوه (2), ومن (2), پنجره (2), قبیله (2), سیمایت (2), دیدم (2), تاریکی (2), ترسم (2), تنهایی (2), رها (2), دانم (2), هستم (2), قطره (2), دریایی (2), بتوانم (2), درک (2), مهرت (2), سپارم (2), کسی (2), نباشد (2), حتی (2), محتاج (2), دنبال (2), قلبی (2), دوشنبه (2), درد (2), دهد (2), گاه (2), بتواند (2), راز (2), دنیایی (2), لبخند (2), گرفته (2), هایت (2), چهارشنبه (2), کاش (2), همان (2), برده (2), سوخت (2), بال (2), گویم (2), شقایق (2), بیکرانت (2), پرواز (2), اشک (2), سوی (2), بسته (2), چشمانی (2), انتهای (2), هوای (2), هوا (2), تاریک (2), هفدهم (2), جوابی (2), تنم (2), سنگینی (2), حال (2), تکه (2), گاهی (2), آیی (2), نویسم (2), گیرم (2), درونم (2), دیر (2), زمانی (2), صدا (2), خیال (2), بهار (2), یکم (2), گفتند (2), تماشا (2), باید (2), زیبا (2), گفت (2), داشتم (2), مگر (2), خواهش (2), ندارم (2), توانایی (2), کامل (2), خوب (2), بزرگی (2), جلال (2), نور (2), بخششهای (2), سپاس (2), اهسته (2), اینجا (2), منتظر (2), شهر (2), هزاران (2), قصه (2), رسید (2), بیایی (2), ششم (2), دگر (2), خزان (2), زود (2), آدم (2), ziba (2), tarin (2), ehsas (2), blogfa, com, sarnevesht, پیوندها, پیشین, عناوین, آرشیو, وبلاگ, مطالب, قدیمی, دانستی, دلهره, همسایه, دزدیدم, باغبان, تند, دوید, دید, غضب, الود, دندان, زده, افتاد, رفتیو, دهدازارم, اندیشه, غرق, پندارم, آفرینش, مفرد, نام, یکدیگر, پیوندد, تجربه, پراکنده, متراکم, نامرئئ, مرئئ, شناسندیگانه, زبان, موثر, ترجمه, درس, هایی, کیهان, آموزد, کنیم, معلوم, خبرم, خلوت, صفحه, کاغذ, رنگ, جاودانه, مان, نگارم, نقش, فردا, رسم, نیستی, طلوع, گفتی, آفتاب, آینه, یافتم, صمیمیت, شستم, آشنا, شدم, ستارگان, گفتم, ماه, خواندم, خورشید, دریافتم, باوفای, آمین, ندارند, آری, دور, شوی, خلاصه, لطف, متوسل, پروردگارا, یاریم, وجود, درگاه, آورده, نیز, یاری, مهار, امور, دستان, گنا, هان, ببخشایی, هدایت, خواهی, تنهایم, هستند, کسانی, نکرده, آسمانی, ریسمان, متصل, شدن, منی, غمگین, دیروز, اشیانه, برساند, هنگام, نهادی, دانستم, مملو, ازمهربانی, دریغ, مهربانا, داشتن, داشتنت, دوازدهم, بدانند, تنهاییت, چیست, آرامشی, پهنای, لاجوردیت, رویایی, گردم, رمز, تبدیل, سیزدهم, دخترم, بزن, جشن, دلبندم, شبنم, بوسه, دیدگان, بخواب, خوابها, ملا, قات, دلتنگی, چهاردهم, پاره, بیکرت, بودی, ندیدم, خاکسترت, آتش, وپرت, داغدار, فراقت, سیاپوش, اآن, عطش, روح, خیس, آماده, شکستن, بغضی, گلو, دستانی, لرزان, بلند, اسمان, لحظه, دیدار, لبهای, ذکر, ودعای, چکاوک, بیقرار, اشکبار, ومنتظر, گره, خورده, سکوتی, سنگین, پریشان, ملتمس, سرشار, دلگیر, عبور, رهگذر, غریب, ظلمانی, سیاه, لغزان, هولناک, انتها, دادن, رامش, دوباره, چیزی, اندیشم, سردی, فاصله, دیدارها, کمتر, زودتر, دیدارت, بیایم, لحضه, میشکنم, خیالاتی, پرورانم, زیر, تاب, بیاورم, ممنتظر, خودم, ایم, بعد, رفتن, نشانه, جای, گذاری, ولی, نامفهوم, مبهم, ذهنم, مجسمه, ساخته, سرم, دوران, سیاهی, میرود, بینی, دیدارم, نیازی, نوشتن, یابم, وتو, نگاهی, رازم, خوانی, ایستاده, فرستم, نگاهم, آتشی, آنگاه, پرسی, دیدنت, آیم, قلم, دیدنم, آنجا, سرک, کشم, ودر, آرام, سویت, پرستویی, شانه, گشایم, آشیان, کرده, رهگذری, جنس, هجدهم, طعم, پختگی, سیر, بینهایت, شادی, رسیده, دوزخ, دعا, شمع, سوخته, وآهنگ, یادگار, ردپایی, آواز, نمانده, باد, آید, برد, تویی, ههمیشه, صورت, زیبای, شفاف, بهتر, بدانی, رابرای, توانستم, اندازه, مبدل, مرگ, بپاشم, راست, گویی, ممکن, پرسید, آهی, کشید, گلهای, باغ, ماتم, گرفتند, کردند, گریستن, آنها, چند, وام, بیارامم, مشکلات, روزگار, شمارم, راه, برداشه, بخاطر, وفردا, طاقت, رنج, قهر, بسی, بیمناکم, گنج, پایان, برخوردارم, خواهدهمه, خداوندا, بگذار, دامان, پرمحبت, ومهرت, بخواهم, زیرا, انکه, تورا, دیگران, خواهند, اشتباهند, مقابل, گرانبها, ارزش, سپاریم, همچو, محبوبی, جان, فشاندن, کاریست, جانی, داده, همچنان, پاک, گردانیم, جسم, خاکی, چشم, داشتیم, انچه, میبایست, دیدیم, گوشه, نگرم, مظهر, اشکار, میدانم, جمال, باشم, قلب, بتاب, دلمان, محببت, روشن, بپروران, شایسته, بندگی, رنگارنگ, گرفتار, ساخت, بلکه, پرستی, غرقمان, ترا, خویشتن, پرداختیم, طور, شعاع, افتاب, مادر, نباتات, قرار, دادی, انها, دامن, خویش, بپروراند, میپردازد, گفته, شکرگذار, استان, مقدست, شکرانه, نعمتها, ارزانی, داشته, بنده, مانبردار, باشیم, کیست, انچنان, بااین, ماعطا, کردی, نتوانستیم, رابجا, اورده, نیایش, چینی, نازک, نرم, یید, مبادا, ترک, بردارد, ایید, سایه, نارونی, ابدیت, جاری, ادم, تنهاست, زنگ, نسیم, عطشی, برگی, بدود, چتر, صبح, تپه, معراج, رفتند, شنها, نقشهای, اسبان, سواران, ظریفی, خبر, ارند, دورترین, بوته, رگهای, قاصدک, جایی, هیچستانم, سهراب, رفت, زودیها, حرف, اعتبار, ندارد, بگو, خاطره, خواب, رفته, صداست, خالی, خسته, گذرد, صدای, خوش, زنده, سحر, گاهان, ربنای, سبز, دستانت, دعایم, دلتنگـی, پیچیــده, نیســت, یــک, بغــض, آرزوهــای, تـَـرک, خـورده, همین, ســادگـی, خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا, بارالهی, نباشم, باشدم, ببینم, زندگانیم, کلاغ, سیاهه, وسعت, دریاها, برایت, تنگ, نازنینم, کجای, شدی, سوزاندی, ترسی, فرداها, پهنه, دروازه, مینشینم, فقط, آسمانم, آبی, شبم, مهتابی, آبادی, شکوفه, میدهند, تپید, یعنی, تپیدنه, نشنیدی, همیشه, نمیگفتی, مال, بیخبری, بیهدف, وار, غمگینم, دنیا, بیزارم, هایم, محو, نامردیها, ازین, تنهاییها, زانوی, بغل, نمیگیرمو, وپوچش, نمیگریم, خشکید, خاموشید, آمد, رفتم, پوچ, بادم, ترکید, شوریده, بارانی, پاست, سنبله, آیید, نیایید, احساسی, معشوقه, سامان, هنوزسرگردانیم, وابسته, میشویم, وابستگیها, نمیخندم, چون, آخرش, میترسم, وابستگی, مردم, گویند, خوبی, بدی, نادیده, بگیرید, هیچکس, گذشت,
Text of the page (random words):
ziba tarin ehsas ziba tarin ehsas گذشت مردم می گویند آدم های خوب را پیدا کنید و بد ها را رها کنید اما باید اینگونه باشد خوبی را در آدم ها پیدا کنید و بدی ها را نادیده بگیرید هیچکس کامل نیست نوشته شده در دوشنبه دهم تیر ۱۳۹۲ ساعت 23 12 توسط nafas niaz وابستگی غم بادم ترکید حال در درونم شوریده بارانی بر پاست سنبله وجودم خزان شد اگر سراغ من آیید دیگر نیایید در اینجا احساسی نیست هستی ام چه زود خزان شد معشوقه به سامان رسید اما ما هنوزسرگردانیم چه زود وابسته میشویم من دگر به این وابستگیها نمیخندم چون از غم آخرش میترسم نوشته شده در شنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 11 24 توسط nafas niaz هیچ و پوچ چشمانم دیگر از این نامردیها سوخت من دگر ازین تنهاییها زانوی غم به بغل نمیگیرمو به هیچ وپوچش نمیگریم آب در وجودم خشکید نور در چشمانم خاموشید اما چه شد نه او آمد نه من رفتم نوشته شده در شنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 11 22 توسط nafas niaz دلم دل من که تپید تو چرا رفتی یعنی تپیدنه دلم را نشنیدی مگر همیشه نمیگفتی تمام من مال توست چگونه است تو از تمام خود بیخبری من از این تپش های بیهدف اندوه وار غمگینم و از تمام دنیا بیزارم دنیایی که تپش هایم را محو خاطرات کرد نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۱ ساعت 23 13 توسط nafas niaz هستی آن کلاغ سیاهه قصه ها به خانه اش رسید اما تو نیامدی دلم به وسعت دریاها برایت تنگ است نازنینم کجای قصه من گم شدی که اینگونه مرا سوزاندی من از انتظار ترسی ندارم تا به فرداها بر پهنه ی این دروازه مینشینم تو بیا فقط بیا تو که بیایی آسمانم آبی میشود تو که بیایی شبم مهتابی میشود وجودم دریایی میشود گل های این آبادی شکوفه میدهند بارالهی آن گونه نباشد که آن روز نباشم باشدم با خود ببینم بهار زندگانیم را نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۱ ساعت 23 11 توسط nafas niaz ای خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا دلتنگـی پیچیــده نیســت یک دل یک آسمان یــک بغــض و آرزوهــای تـَـرک خـورده به همین ســادگـی نوشته شده در پنجشنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 18 53 توسط nafas niaz سحر گاهان میان ربنای سبز دستانت اگر رد شد خیال من دعایم کن نوشته شده در سه شنبه هفدهم فروردین ۱۳۸۹ ساعت 10 8 توسط nafas niaz در کوچه های انتظار د ر کوچه های سرد و تاریک شهر هزاران صدای خوش و زنده با هزاران گام خسته می گذرد در کوچه های سرد و خالی شهر من صداست که منتظر است خاطره ها به خواب رفته اند و من هنوز منتظر پشت پنجره ی بسته به انتظار نشسته ام اهسته این راز را بگو حرف شب اعتبار ندارد نوشته شده در شنبه هشتم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 2 42 توسط nafas niaz کاش سهراب نمی رفت به این زودیها به سراغ من اگر می اید پشت هیچستانم پشت هیچستان جایی است پشت هیچستان رگهای هوا پر قاصدک های است که خبر می ارند از گل وا شده ی دورترین بوته ی خاک روی شنها هم نقشهای سم اسبان سواران ظریفی است که صبح به سر تپه ی معراج شقایق رفتند پشت هیچستان چتر خواهش باز است تا نسیم عطشی در بن برگی بدود زنگ باران به صدا می اید ادم اینجا تنهاست و در این تنها یی سایه نارونی تا ابدیت جاری است به سراغ من اگر می ایید نرم و اهسته بیا یید مبادا ترک بردارد چینی نازک تنهایی من نوشته شده در شنبه یکم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 1 13 توسط nafas niaz نیایش خدایا بااین همه توانایی و نیرویی که به ماعطا کردی باز هم نتوانستیم سپاس بخششهای بیکرانت رابجا اورده به شکرانه نعمتها یی که به ما ارزانی داشته ای تو را بنده ای فر مانبردار باشیم کیست که بتواند انچنان که بزرگی جلال تو میپردازد سپاس گفته و شکرگذار استان مقدست باشد خدایا بخششهای رنگارنگ تو نه تنها ما را گرفتار جهان ساخت بلکه چنان در خود پرستی غرقمان کرد که ترا از یاد برده به خویشتن پرداختیم همان طور که شعاع افتاب را مادر نباتات قرار دادی تا انها را در دامن خویش بپروراند نور مهرت را در قلب ما بتاب و دلمان را از محببت خود روشن کن چنان ما را بپروران که شایسته بندگی تو باشم خدایا به هر گوشه ای می نگرم مظهر بزرگی و جلال تو اشکار است میدانم این همه زیبایی جمال توست چه خوب بود چشم دل داشتیم و انچه را میبایست می دیدیم خدایا چنان کن که جانی را که به ما داده ای همچنان پاک و کامل به تو باز گردانیم و این جسم خاکی را به خاک سپاریم بیا همچو تو محبوبی جان فشاندن کاریست بس کوچک خدایا اگر دیگران از تو بهشت می خواهند در اشتباهند در مقابل تو هر چیز گرانبها یی بی ارزش است خداوندا بگذار از تو دامان پرمحبت ومهرت را بخواهم زیرا همه چیز از ان توست و انکه تورا خواهدهمه چیز دارد خدایا طاقت رنج جهان را ندارم و از قهر تو بسی بیمناکم از گنج بی پایان توانایی خود برخوردارم کن تا مشکلات روزگار را هیچ شمارم و به راه تو گام برداشه بخاطر تو زندگی کنم وفردا در بهشت تو بیارامم نوشته شده در شنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 1 36 توسط nafas niaz وقتی نرگس مرد وقتی نر گس مرد گلهای باغ همه ماتم گرفتند و از جویبار خواهش کردند که برای گریستن به آنها چند قطره آب وام دهد جویبار آهی کشید و گفت به اندازه ای نر گس را دوست می داشتم که اگر تمام آب های من به اشک مبدل شود و آن را بر مرگ نرگس بپاشم باز کم است گل ها گفتند راست می گویی چگونه ممکن بود با آن همه زیبایی نرگس را دوست نداشت جویبار پرسید مگر نرگس زیبا بود گل ها گفتند تویی که نرگس ههمیشه خم می شد و صورت زیبای خود را در آب های شفاف تو تماشا می کرد پس باید بهتر از هر کس بدانی که نر گس زیبا بود جویبار گفت من نرگس رابرای این دوست می داشتم که وقتی خم می شد و به من نگاه می کرد می توانستم زیبایی خود را در چشمان او تماشا کنم نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 3 37 توسط nafas niaz ای بهار آرزوهایم باد می آید و خیال می برد هیچ ردپایی از آواز نمانده است صدا وآهنگ یادگار شده اند سراغ آرزوهایم را از شمع سوخته گرفته ام دعا کنید برای زندگی ام تا بتوانم میان بهشت و دوزخ سیب های نا رسیده آرزوهایم را پیدا کنم من محتاج تکه های شادی ام تا در بینهایت عشق با طعم پختگی سیر شوم نوشته شده در یکشنبه هجدهم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 23 54 توسط nafas niaz رهگذری از جنس باران دیر زمانی است که در دل تو آشیان کرده ام دیر زمانی است که مثل پرستویی بر روی شانه هایت بال می گشایم به سویت پرواز می کنم ودر دلت آرام می گیرم گاه گاهی آنجا تا به انتهای دلت سرک می کشم تو که برای دیدنم نمی آیی من برای دیدنت می آیم قلم به دست آنگاه از من می پرسی چه برایم نوشته ای درونم آتشی پر پا می شود تنم سرد می شود نگاهم را از نگاهت می گیرم و به سوی حقیقت می فرستم حقیقت این است که ایستاده است وتو با نگاهی رازم را می خوانی پس نیازی به نوشتن نمی یابم اما باز حقیقت احساس را می نویسم و به دلت می سپارم می نویسم اما تو به دیدارم نمی آیی تو چشمانم را نمی بینی سرم دوران می کند چشمانم سیاهی میرود مرا در این مکان تکه گاهی نیست در ذهنم مجسمه ات را ساخته ام ولی چه کنم که سیمایت نامفهوم و مبهم است و بعد از رفتن هم نشانه ای از خود بر جای نمی گذاری به خودم می ایم حال سنگینی نگاهت را احساس می کنم ممنتظر جوابی نمی دانم زیر سنگینی این نگاه چگونه تاب بیاورم چه خیالاتی در سر می پرورانم من این لحضه ها را میشکنم تا زودتر به دیدارت بیایم تا فاصله ی این دیدارها را کمتر احساس کنم باز تنم به سردی نشسته است به تنها چیزی که می اندیشم دادن جوابی به تو و آ رامش دوباره است نوشته شده در شنبه هفدهم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 1 4 توسط nafas niaz جاده ای بی انتها جاده جاده ای لغزان و هولناک شب شبی ظلمانی و سیاه کوچه ای تاریک و غریب از عبور رهگذر هوا هوای دلگیر هوای سرشار از سکوت سکوتی سرد و سنگین چشمانی پریشان و ملتمس چشمانی که با انتهای کوچه گره خورده اند اشکبار ومنتظر ذکر ودعای چکاوک بیقرار لبهای بسته از تکرار لحظه دیدار دستانی لرزان بلند به سوی اسمان قلبی بی تپش بغضی نشسته در گلو آماده برای شکستن گونه ها یی خیس از اشک از آن شبی می گویم از آن شبی که رفتی و دیگر نیامدی از آن شبی که روح بیکرانت به آسمان پرواز کرد از اآن شبی که عشق در عطش انتظار مرد از آن شبی که رفتی و شب از درد فراقت سیاپوش شد و شقایق داغدار از ان شبی می گویم که رفتی و دیگر نیامدی و آتش چنان سوخت بال وپرت را که حتی ندیدم خاکسترت را ای کاش همان روز برده بودی با خود پاره ی دیگر بیکرت را نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 3 41 توسط nafas niaz دلتنگی دخترم لبخند بزن امشب برای لبخند تو جشن گرفته ام دلبندم امشب شبنم می اید تا گونه هایت را بوسه باران کند شاید از دیدگان من می اید بخواب تا شاید من را در بهشت خوابها یت ملا قات کنی نوشته شده در سه شنبه سیزدهم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 2 10 توسط nafas niaz شب ای شب سکوت کن تا همه بدانند که درد تنهاییت چیست سکوت به من چنان آرامشی می دهد که گاه از خود بی خود می شوم و در پهنای آسمان لاجوردیت به دنبال رویایی می گردم تا شاید بتواند این سکوت پر رمز و راز را به دنیایی پر از احساس تبدیل کند نوشته شده در دوشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 2 15 توسط nafas niaz تنها یگانه ی هستی مهربانا دوست داشتن را برایم معنا کن تا برایم معنا شود دوست داشتنت آن هنگام که تو در من قلبی نهادی نمی دانستم که چگونه آن را مملو ازمهربانی های بی دریغ تو کنم و اینک غمگین تر از دیروز به دنبال اشیانه ای هستم تا مرا از خود به تو برساند تو نیاز منی ومن محتاج این نیاز تنهایم نه به این معنا که کسی نباشد نه هستند کسانی که مثل من هنوز تو را درک نکرده اند و در آسمانی که پر از تاریکی است حتی یک ریسمان برای متصل شدن به تو ندارند من از این همه تاریکی می ترسم آری می ترسم که روز به روز از من دور شوی و مرا در این تنهایی از خود رها کنی اما این را هم می دانم که من خلاصه ای از تو هستم مثل قطره ای از باران که به دریایی از لطف تو متوسل می شوم پس پروردگارا یاریم کن تا بتوانم با تمام وجود تو را درک کنم من نیاز خود را به درگاه تو آورده ام تو نیز در های خود را به روی من باز کن و به من یاری ده مهار امور زندگی خود را به دستان پر مهرت می سپارم تا گنا هان مرا ببخشایی و مرا در زندگی هدایت کنی تا کسی شوم که تو می خواهی آمین نوشته شده در یکشنبه یازدهم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 2 0 توسط nafas niaz سلام سلام بر تو ای دوست باوفای من وقتی تو را دیدم دریافتم که از قبیله ی دیگر هستی از قبیله ی آسمان سیمایت را در خورشید دیدم نگاهت را در ماه خواندم من از پنجره ی چشمان تو با آسمان آشنا شدم و به ستارگان سلام گفتم من دلم را در صمیمیت باران چشمان تو شستم تو از طلوع برایم گفتی ومن آفتاب را در آینه ی نگاهت یافتم اینک تو نیستی و من با یاد تو در کوچه ی اندوه آسمان به تو سلام می کنم امشب در خلوت تنها یی ام بر صفحه ی این کاغذ بی رنگ خاطرات جاودانه مان را می نگارم و نقش فردا را رسم می کنم فردایی که از آن بی خبرم فردایی که هنوز معلوم نیست باشد یا نه نوشته شده در یکشنبه یازدهم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 1 58 توسط nafas niaz عشق را اینگونه معنا کنیم جوهره ی آفرینش مفرد است و این جوهره عشق نام دارد عشق نیرویی است که ما را بار دیگر به یکدیگر می پیوندد تا تجربه ای را که در زندگی های متعدد و در مکان های متعدد جهان پراکنده شده است بار دیگر متراکم کند عشق یگانه پل میان جهان نامرئئ و جهان مرئئ است که همه ی آدمیان آن را می شناسندیگانه زبان موثر برای ترجمه ی درس هایی است که کیهان هر روز به آدمیان می آموزد نوشته شده در شنبه دهم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 0 47 توسط nafas niaz تو به من خندیدی تو به من خندیدی و نمی دانستی که من با چه دلهره ای از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب الود به من کرد نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتیو هنوز خش گام تو تکرار کنان می دهدازارم و من اندیشه کنان غرق این پندارم که چرا باغچه ی کوچک خانه ی ما سیب نداشت نوشته شده در یکشنبه چهارم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 22 17 توسط nafas niaz مطالب قدیمی تر خانه آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین هفته دوم تیر ۱۳۹۲ هفته چهارم اسفند ۱۳۹۱ هفته چهارم دی ۱۳۹۱ هفته دوم خرداد ۱۳۹۱ هفته سوم فروردین ۱۳۸۹ هفته دوم اسفند ۱۳۸۸ هفته اوّل اسفند ۱۳۸۸ هفته چهارم بهمن ۱۳۸۸ هفته سوم بهمن ۱۳۸۸ هفته دوم بهمن ۱۳۸۸ هفته اوّل بهمن ۱۳۸۸ هفته چهارم دی ۱۳۸۸ پیوندها sarnevesht blogfa com
|