Meta tags:
description= مِثـ قایق خ س تـ ـه تـو دریـآ !....مثـ دیدَن تـ ـو تـوی ر وی ـا ! مثـ تیـک تیـ ـک خ سـ ـته ی سـاعَـ ـت....مث قصـ ـه ی تل ـ ـ خ صداقـ ـت مث شَب !مث گـ ـل;
Headings (most frequently used words):
سَمفـونـی, اِحسـاس, مَـن, روے, زَمینے, زندگــے, میکنیمـ, که, בورَشـ, رـآ, جو, گرفتـه, چـه, برسَـב, به, آבَمـ, هایَشـ, 32, یهـ, شبـ, شیکـ, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
۱۳۹۲ (9), بعـد (6), همـه (6), بابامـ (6), همـ (6), بود (5), های (4), بـود (4), لیلـا (4), دیگـه (4), خونـد (4), مـن (3), نوشته (3), ساعت (3), روی (3), گفت (3), حالا (3), مازیـار (3), کنمـ (3), باز (3), گروهش (3), یهـ (3), بهمن (2), وبلاگ (2), شده (2), شـد (2), سیـم (2), ویلـن (2), بارون (2), اجـرا (2), بابام (2), آقـای (2), این (2), دروغـه (2), آهنگـای (2), اهنـگ (2), نتونستمـ (2), فیلمـ (2), چقدر (2), دلم (2), برای (2), چـی (2), آهنگ (2), وقتـی (2), دوس (2), دارمـ (2), بارونـی (2), عطر (2), شکوفـه (2), سیب (2), داره (2), اهنگـ (2), رفتمـ (2), آقـا (2), شبـ (2), شیکـ (2), blogfa, com, پیوندها, تیر, مرداد, شهریور, مهر, آبان, آذر, پیشین, عناوین, آرشیو, پروفایل, مدیر, خانه, اینجــــآ, یــِک, عَـدَد, زَهــرـا, مـی, نگـارَد, profile, acctive, have, go0d, time, جمعه, چهارم, توسط, zahra, شنبـه, میرم, مشهـد, دوستـان, بهـ, قول, استادمـ, یچـاره, شوکـ, وارد, تـا, آرشـه, هـا, گذاشتیـم, شُد, پـاره, آهنگـا, یادم, رفتـه, چنـین, چنـان, عُمـری, رفتـم, تمـریـن, سـاعَت, حـالـا, دلیـلش, بمـانـد, غیر, بعضیـا, میدونـن, لدفن, آهنـگ, پدر, دان, کنیـد, باتشکـر, شُمـا, خانواده, محترمـ, مارا, یاری, نمـودید, اونمـ, امـروز, ونیمـ, داشتیم, میکروفونـا, میبستیم, سازا, تنظیم, میکردیمـ, هنـوز, نمیدونستیم, قراره, بشـه, نـه, تاییدیه, قطعـی, دادن, موسیقیـه, ایرادش, بعدم, رفـ, باره, موضـوعی, بمـاند, استادمـون, بپرسـه, تازع, استادممـ, دیدم, ردیف, اول, نشستـه, اجرا, بخاطـر, دوستـی, فبلیـش, مجری, تهیـه, کننـده, تشکر, کنـه, شیک, دستشـو, تکـون, دادو, موندمـو, خاطرـه, یبـار, دیدنش, دوباره, خـوند, باهاش, میخونـدن, تحـت, تاثیـر, قبلـی, نمیتونستن, اشکاشونـو, کنترل, کنـن, وصف, ناشدنـی, پاهاش, ایستـاد, احسـنت, احسنـت, پشت, بلنـد, شدن, زخمـ, عمیق, هیچوقت, درک, اینکـه, آهنگـ, بتـونه, بیاره, جلـوی, خانوادش, دیشـب, دانلـود, کنـین, پـدر, شهادت, بابا, بزرگم, باباـی, دستاشـو, گذاشتـه, پیشونیش, نتونس, حتـی, بگیره, وایسم, پاهـای, خودمـ, همـونی, خواستـه, بودی, ببیـن, بزرگـ, شدم, برات, تنگـ, بگم, عروسیم, نبـودی, گلـه, خودـی, نمیخوامـ, گله, قبـل, آهنگـشو, باباش, گفتـ, میدونن, حسـو, بارونـو, ابری, شـی, تنگـه, بازم, وقفـه, میبارمـ, امیـدی, نازمـ, اسمـت, بارونـه, چشمـات, معصومـه, آهنگـی, وا3, قشنگ, مخصوصـا, دستبنـدی, جونـ, واسش, درست, کرده, نشونـ, داد, بارونش, میگف, ماشالا, شعرا, حفظی, ببخشیـد, اصن, عکس, نگرفتمـ, ولی, زیـاد, گرفتمـ, داوود, مازیار, فهمـیدم, فرق, داود, جعفری, عضـو, نابینـاـی, معرفـی, کرد, ترتیب, البـوم, قلب, یخـی, لعنت, منـ, مشکی, چرمـ, سراپـا, مشکـی, واااااااای, حال, انفجـار, بودمـ, همیـن, میدیدمشـ, واسم, کافـی, متـری, اومـدن, خودمـو, کنتـرل, خودش, اومـد, نشستم, کنـار, خواهرمـ, اولیـن, نفـر, داخـل, سالـن, صحنـه, میبینـی, حضور, مستمـر, بگـو, شامشون, ساندویچ, نوشابـه, دیدمـ, زرد, بلـه, فلاحـی, حضـرت, منظورت, مازیـاره, دمـ, واساده, بودیـم, یکـی, آشنـا, اومـَد, مسئـول, تدارکـات, یخـورده, باش, حرفیـد, اومد, مامانمـ, میگـه, شامـ, میبرـه, حضرت, عـالـی, بودـا, گقتـه, بودن, ساعـت, زود, اونجـا, بـاشیـم, مامـ, رفتـیـم, 9ونیمـ, روے, زَمینے, زندگــے, میکنیمـ, בورَشـ, رـآ, گرفتـه, چـه, برسَـב, آבَمـ, هایَشـ, سَمفـونـی, اِحسـاس, مَـن,
Text of the page (random words):
32 یهـ شبـ شیکـ سَمفـونـی اِحسـاس مَـن روے زَمینے زندگــے میکنیمـ که בورَشـ رـآ جو گرفتـه چـه برسَـב به آבَمـ هایَشـ 32 یهـ شبـ شیکـ عـالـی بودـا گقتـه بودن 1 ساعـت زود تر اونجـا بـاشیـم مامـ 9ونیمـ رفتـیـم دمـ در واساده بودیـم بابامـ با یکـی آشنـا در اومـَد مسئـول تدارکـات اجـرا بـود یخـورده بابام باش حرفیـد بعـد اومد به مامانمـ میگـه داره شامـ حضرت آقـا رو میبرـه من حضـرت آقـا منظورت مازیـاره بلـه آقـای فلاحـی حالا بگـو شامشون چـی بود ساندویچ و نوشابـه زرد من دیدمـ اولیـن نفـر همـ من رفتمـ داخـل سالـن حضور مستمـر در صحنـه رو میبینـی رفتمـ نشستم کنـار بابامـ و خواهرمـ گروهش ک اومـدن من دیگـه نتونستمـ خودمـو کنتـرل کنمـ و خودش همـ با اهنگـ دروغـه اومـد واااااااای من در حال انفجـار بودمـ همیـن که از 5 متـری میدیدمشـ واسم کافـی بود یهـ کت مشکی چرمـ و گروهش همـ سراپـا مشکـی بعـد از اهنگـ داود جعفری عضـو نابینـاـی گروهش رو معرفـی کرد و ب ترتیب آهنگـای البـوم قلب یخـی و لعنت به منـ رو خونـد داوود گفت من با مازیار فهمـیدم عطر شکوفـه های سیب با همـه چی فرق داره و مازیـار آهنگ تو رو دوس دارمـ مث عطر شکوفـه های سیب رو خونـد ببخشیـد اصن عکس نگرفتمـ ولی فیلمـ زیـاد گرفتمـ دی بابامـ میگف ماشالا همـه شعرا شو همـ ک حفظی و آهنگـی ک وا3 بارونش خونـد چقدر قشنگ بـود مخصوصـا وقتـی دستبنـدی رو ک بارون جونـ واسش درست کرده بود رو نشونـ داد مث اسمـت که بارونـه مث چشمـات که معصومـه تو بارونـی تو بارونـی تو امیـدی گل نازمـ تو ابری شـی دلم تنگـه بازم بی وقفـه میبارمـ همـه میدونن این حسـو ک من بارونـو دوس دارمـ قبـل از آهنگ لیلـا آهنگـشو برای باباش خونـد و وقتـی گفتـ باز نمیخوامـ گله کنمـ باز گلـه های بی خودـی باز بگم برای چـی شب عروسیم نبـودی دلم برات تنگـ شده و ببیـن چقدر بزرگـ شدم همـونی ک خواستـه بودی وایسم رو پاهـای خودمـ باباـی من دستاشـو گذاشتـه بود رو پیشونیش و دیگـه نتونس حتـی فیلمـ بگیره از مازیـار و با اهنـگ لیلـا زخمـ بابامـ عمیق تر شـد هیچوقت نتونستمـ درک کنمـ اینکـه یه آهنگـ بتـونه شهادت بابا بزرگم رو بیاره جلـوی روی خانوادش تا دیشـب دانلـود کنـین همـ لیلـا رو همـ پـدر بعـد از اهنـگ بابامـ روی پاهاش ایستـاد و گفت احسـنت احسنـت همـه پشت سر بابامـ بلنـد شدن و حالا دیگـه حس من وصف ناشدنـی بـود بعـد دوباره دروغـه رو خـوند همـه باهاش میخونـدن و همـه تحـت تاثیـر آهنگـای قبلـی نمیتونستن اشکاشونـو کنترل کنـن مازیـار دستشـو تکـون دادو رف و مـن موندمـو خاطرـه ی یبـار دیدنش تازع استادممـ دیدم ک ردیف اول نشستـه بود بعـد از اجرا بابام بخاطـر دوستـی فبلیـش رف از آقـای مجری تهیـه کننـده این شب شیک تشکر کنـه بعدم رفـ در باره ی ی موضـوعی حالا بمـاند از استادمـون بپرسـه اونمـ گفت موسیقیـه و ایرادش ما امـروز ساعت 2 ونیمـ داشتیم میکروفونـا رو میبستیم و سازا رو تنظیم میکردیمـ هنـوز نمیدونستیم قراره اجـرا بشـه یا نـه تا ساعت 3 دیگـه تاییدیه قطعـی رو دادن لدفن آهنـگ پدر و لیلـا و بارون رو دان کنیـد باتشکـر از شُمـا و خانواده ی محترمـ که مارا یاری نمـودید بعـد عُمـری مـن رفتـم تمـریـن ویلـن 4 سـاعَت حـالـا دلیـلش بمـانـد غیر از بعضیـا ک میدونـن آهنگـا یادم رفتـه بـود چنـین و چنـان و تـا آرشـه رو روی سیـم هـا گذاشتیـم سیـم ویلـن پـاره شُد بهـ قول استادمـ ب یچـاره شوکـ بش وارد شـد سه شنبـه میرم مشهـد با دوستـان نوشته شده در جمعه چهارم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 13 59 توسط zahra اینجــــآ یــِک عَـدَد زَهــرـا مـی نگـارَد my profile is acctive have go0d time خانه پروفایل مدیر وبلاگ آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین بهمن ۱۳۹۲ دی ۱۳۹۲ آذر ۱۳۹۲ آبان ۱۳۹۲ مهر ۱۳۹۲ شهریور ۱۳۹۲ مرداد ۱۳۹۲ تیر ۱۳۹۲ پیوندها مـن blogfa com
|