Meta tags:
description= عینکی خودت هم بخواهی! ’پسَت نمی دهم....;
Headings (most frequently used words):
تو, که, بوسه, است, به, می, هِِی, ها, عینکی, خودت, هم, بخواهی, پسَت, نمی, دهم, نشانه, برو, اما, هنوز, سرودنت, سخت, زندگی, نکرده, ام, ای, رو, سقوط, کنم, برف, نبود, برگرد, جایِ, همه, شان, وَ, شعری, نقطه, تکرارِ, شیفتش, دادم, یک, تا, بعضی, را, بیا, بد, عادتی, شده, مگر, شود, نوشته, های, پیشین, برچسب, نویسندگان, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
شده (35), نوشته (32), آستیگمات (31), ساعت (30), توسط (30), ۱۳۹۲ (28), بهمن (16), شنبه (14), بیست (13), باید (11), ۱۳۹۱ (10), بعضی (10), ۱۳۹۵ (9), بود (9), مرداد (8), های (7), کند (7), آذر (6), ۱۳۹۴ (6), دوشنبه (6), یکشنبه (6), شود (5), سوم (5), برای (5), هوا (5), شان (5), فروردین (4), ۱۳۹۸ (4), همه (4), تمامِ (4), است (4), هایی (4), نقطه (4), زندگی (4), این (4), آدم (4), هفتم (4), مقصر (4), بوسه (4), نیست (3), عینکی (3), اردیبهشت (3), وبلاگ (3), فکر (3), بینی (3), رسید (3), کنند (3), دوست (3), عشق (3), کرد (3), روی (3), نهم (3), نشانه (3), هِی (3), نمی (3), یازدهم (3), رفته (3), برف (3), نبود (3), سقوط (3), هیچ (2), جای (2), روز (2), نوشت (2), تیر (2), شهریور (2), مهر (2), آبان (2), خانه (2), مگر (2), عزیزم (2), بزنند (2), قاب (2), اینجا (2), چهارم (2), بیا (2), هوایی (2), تکرارِ (2), شعری (2), خدا (2), دوستت (2), دارم (2), هایت (2), تمام (2), هِِی (2), هشتم (2), حساب (2), جایِ (2), برگرد (2), آیی (2), امروز (2), بارید (2), شادی (2), گذاشته (2), برفی (2), دنیا (2), یکی (2), چهارشنبه (2), شاعر (2), نیستم (2), دیوارهایی (2), پنجره (2), باز (2), چیز (2), عجیبی (2), دهد (2), پیش (2), خوب (2), ترس (2), عمیقش (2), چیزهایی (2), نباید (2), نکرده (2), سرودنت (2), سخت (2), اما (2), هنوز (2), دوم (2), دلم (2), تکه (2), blogfa, com, ترانه, دلتنگی, سایه, خودش, shadow, صدای, پای, چتری, زیر, باران, فیزیک, پویان, نیکان, کارخانه, شکلات, سازی, هذیان, پاپتی, لنگه, جوراب, پیوندها, نویسندگان, روشندل, نابینا, لذت, راننده, برچسب, خرداد, اسفند, پیشین, عناوین, آرشیو, پروفایل, مدیر, آزاد, بگذار, زنگ, بزند, فرار, بهتر, میبینی, ایده, پاشویه, مطالب, قدیمی, یکم, نرسیدن, یعنی, برهانِ, خُلف, نشود, ومن, حتی, دویده, نفس, ولی, فرزانه, فراموشش, زیرِلب, داشتن, فاتحه, بخوانند, دیوارِ, دلِشان, بگیرند, عادتشان, بیات, ببین, جانم, عادتی, کمی, بِنِشین, پایِ, لرزِ, خربزه, خورده, دید, گذشت, ماند, فراموش, انتها, خواند, کَند, داشت, سیر, خیره, باخت, تاااااااا, مانده, تنها, شیفت, داده, امش, وقتی, شنیده, نیستی, شیفتش, دادم, پنجشنبه, گاهی, سرمان, زند, نبودنمان, دقیق, سُرَنگ, رود, همان, لحظاتِ, تکراریِ, هایِ, تکرارپذیر, پنجم, داشته, باشم, مرا, هرگز, نسرود, کتاب, حِساب, آیند, گذارمت, سنگ, هست, وانکندمِشان, جمعه, روزها, پُرِ, پروانه, شایدم, باد, خواهم, بروم, روزهایی, سیزدهم, برفِ, انگشتش, فشار, داد, تنِ, شهر, سفیدپوش, شیطان, بیکار, ننشسته, جلدِ, بزرگ, کوچک, وسوسه, گوله, ذرست, زدنِ, لبخند, تازه, آمد, خودمان, آوردیم, لباسمان, تنش, کرذیم, پانزدهم, عصری, هواپیماها, اعتباری, کرده, کنم, شانزدهم, نفره, شدم, برادر, دیدی, داشتنت, جادویی, گرفت, شعرها, نباشی, چهاردهم, خیابانِ, بلندی, خواب, شاید, بُگذری, آذرماه, شروع, پایانت, زخم, بوسد, حالت, آنقدر, بالا, برد, خود, ترسناک, هوس, دست, اندازهای, نشده, هول, زلزله, جانت, اندازد, بلرزند, لرزند, بریزند, ریزند, آیا, انتهای, بزرگِ, خواهی, غرقت, ایست, دور, آرزوی, نشستن, رویِ, گونه, پیشانی, بخورد, گلوله, زمان, عکس, آغوش, کشید, زیبایی, دوازدهم, مرد, گفت, نگاهش, زیباییش, آینه, مدیون, توست, منتهی, شعر, قبلی, شاعری, قلبش, زده, مهدیه, لطیفی, بچسباند, دلی, ببخشید, چسب, احساست, تقطیع, کنی, باوَرَت, باروت, شلیک, هوم, قلبت, برو, خودت, بخواهی, پسَت, دهم,
Text of the page (random words):
عینکی عینکی خودت هم بخواهی پسَت نمی دهم نشانه برو احساست را تقطیع کنی و باوَرَت را باروت وَ شلیک هوم قلبت را خوب نشانه رفته ای نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۸ ساعت 18 15 توسط آستیگمات ببخشید چسب نیست که تکه های دلی را تکه های دلم را بچسباند به هم مهدیه لطیفی نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۸ ساعت 22 45 توسط آستیگمات دلم برای اینجا لک زده بود نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۸ ساعت 18 7 توسط آستیگمات مقصر من نیستم مقصر تمامِ دیوارهایی ست که پنجره شان باز شده رو به تو نوشته شده در یکشنبه سوم بهمن ۱۳۹۵ ساعت 16 40 توسط آستیگمات بوسه اما هنوز او نبود بوسه اما هنوز روی لب های تو بود نوشته شده در شنبه یازدهم دی ۱۳۹۵ ساعت 12 51 توسط آستیگمات سرودنت سخت است سرودنت سخت است برای شاعری که تمام قلبش منتهی شده به شعر قبلی نوشته شده در شنبه یازدهم دی ۱۳۹۵ ساعت 11 10 توسط آستیگمات آینه هم مدیون توست زیباییش را نگاهش کن مرد به زن گفت نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۵ ساعت 0 29 توسط آستیگمات زیبایی زن را در آغوش کشید قاب عکس از ترس آن که گلوله ی زمان به پیشانی اش بخورد 30 فروردین 95 نوشته شده در دوشنبه سی ام فروردین ۱۳۹۵ ساعت 1 10 توسط آستیگمات زندگی نکرده ام زندگی نکرده ام زندگی را گذاشته ام با تو نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۴ ساعت 20 10 توسط آستیگمات بوسه ای همه ی من بوسه ایست از دور در آرزوی نشستن رویِ گونه ی تو نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۴ ساعت 20 7 توسط آستیگمات عشق چیز عجیبی ست تو را پیش بینی می کند زخم هایت را می بوسد حالت را خوب می کند وَ آنقدر بالا می برد که ترس از سقوط از خود سقوط ترسناک تر می شود و تا هوس می کند تو را در یکی از دست اندازهای پیش بینی نشده یِ عمیقش هول می دهد زلزله ای به جانت می اندازد که چیزهایی که نباید بلرزند می لرزند چیزهایی که نباید بریزند می ریزند و تو را در فکر این که آیا به انتهای بزرگِ عمیقش خواهی رسید غرقت می کند عشق چیز عجیبی ست تو را شروع می کند و پایانت می دهد 7 آذرماه 94 نوشته شده در شنبه هفتم آذر ۱۳۹۴ ساعت 12 8 توسط آستیگمات خیابانِ بلندی شده ام در خواب شاید که بُگذری از آن نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۴ ساعت 12 27 توسط آستیگمات تو که گل باید گرفت بر سر تمامِ شعرها تو که نباشی نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 2 57 توسط آستیگمات رو به تو مقصر من نیستم مقصر تمامِ دیوارهایی ست که پنجره شان رو به تو باز می شود نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 2 56 توسط آستیگمات برای برادر عزیزم دوست داشتنت جادویی ست که شاعر می کند آدم را دیدی شاعر شده ام نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 19 33 توسط آستیگمات هوا که دو نفره شد من هم دو هوا شدم نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 15 36 توسط آستیگمات سقوط می کنم در عصری که به هواپیماها هیچ اعتباری نیست هوایی ام کرده ای نوشته شده در سه شنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 11 18 توسط آستیگمات برف نبود که امروز برف نبود که می بارید برفِ شادی بود که هی می بارید خدا انگشتش را روی برف شادی گذاشته بود و فشار می داد و تنِ شهر را سفیدپوش می کرد شیطان هم بیکار ننشسته بود که رفته بود در جلدِ آدم های بزرگ و کوچک و هِی وسوسه شان می کرد که گوله برفی ذرست کنند و جای زدنِ لبخند هم را بزنند تازه آدم برفی بود که به دنیا می آمد ما خودمان امروز یکی را به دنیا آوردیم و لباسمان را تنش کرذیم نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 22 41 توسط آستیگمات این روزها پُرِ پروانه ام در هوا شایدم باد می خواهم بروم از روزهایی که می آیی پ ن من رفته ام از روز هایی که می آیی نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 0 19 توسط آستیگمات برگرد سنگ هایی هست که با تو وانکندمِشان برگرد نوشته شده در سه شنبه هشتم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 15 20 توسط آستیگمات جایِ همه شان حساب و کتاب هایی که به حِساب نمی آیند و جایِ همه شان تو را می گذارمت به حساب نوشته شده در سه شنبه هشتم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 13 59 توسط آستیگمات هِِی وَ هِِی تو را هِی دوستت دارم و هِی تمام نمی شود این دوستت دارم هایت نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 11 36 توسط آستیگمات شعری که فکر کن من تو را داشته باشم وَ تو مرا شعری که خدا هرگز نسرود نوشته شده در شنبه پنجم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 13 52 توسط آستیگمات نقطه ی تکرارِ گاهی هوایی که بی هوا به سرمان می زند نبودنمان را دقیق تر از سُرَنگ پر از هوا نشانه می رود و این همان نقطه ی تکرارِ لحظاتِ تکراریِ ما آدم هایِ تکرارپذیر ست نوشته شده در پنجشنبه سوم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 18 21 توسط آستیگمات شیفتش دادم به تو نقطه به نقطه ی زندگی را شیفت داده امش به تو از وقتی که شنیده ام نیستی نوشته شده در دوشنبه سی ام دی ۱۳۹۲ ساعت 21 17 توسط آستیگمات یک تا تنها یک تا مانده بود از تو تاااااااا من نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۲ ساعت 23 18 توسط آستیگمات بعضی ها را بعضی ها را باید دید با بعضی ها باید بود از بعضی ها باید گذشت با بعضی ها باید ماند بعضی ها را باید فراموش کرد بعضی ها را باید تا انتها خواند و از روی بعضی ها باید نوشت از بعضی ها باید دل کَند و بعضی ها را باید دوست داشت تو را هم باید یک دل ِ سیر خیره شد و دل باخت نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۲ ساعت 21 37 توسط آستیگمات بیا بیا کمی هم بِنِشین پایِ لرزِ خربزه هایی که خورده ای نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۲ ساعت 10 32 توسط آستیگمات بد عادتی شده است ببین جانم اینجا عادتشان است عشق را بیات کنند قاب بگیرند و به دیوارِ دلِشان بزنند وَ زیرِلب برای دوست داشتن فاتحه ای بخوانند و فراموشش کنند برای فرزانه ی عزیزم نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۲ ساعت 18 41 توسط آستیگمات مگر می شود نرسیدن یعنی از برهانِ خُلف هم نشود به تو رسید ومن حتی دویده ام تمامِ تو را یک نفس ولی مگر می شود به تو رسید نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۲ ساعت 17 6 توسط آستیگمات مطالب قدیمی تر فکر را آزاد بگذار تا زنگ همه ی خانه ها را بزند و فرار کند کم کم می بینی که بهتر میبینی ایده از وبلاگ پاشویه خانه پروفایل مدیر وبلاگ آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین مرداد ۱۳۹۸ بهمن ۱۳۹۵ دی ۱۳۹۵ اردیبهشت ۱۳۹۵ فروردین ۱۳۹۵ آذر ۱۳۹۴ مرداد ۱۳۹۴ بهمن ۱۳۹۲ دی ۱۳۹۲ آذر ۱۳۹۲ آبان ۱۳۹۲ مهر ۱۳۹۲ شهریور ۱۳۹۲ مرداد ۱۳۹۲ تیر ۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ فروردین ۱۳۹۲ اسفند ۱۳۹۱ بهمن ۱۳۹۱ دی ۱۳۹۱ آذر ۱۳۹۱ آبان ۱۳۹۱ مهر ۱۳۹۱ شهریور ۱۳۹۱ مرداد ۱۳۹۱ تیر ۱۳۹۱ خرداد ۱۳۹۱ برچسب ها راننده 1 لذت 1 روشندل نابینا 1 نویسندگان آستیگمات عینکی پیوندها لنگه جوراب هذیان های یک پاپتی پویان نیکان و کارخانه شکلات سازی روز نوشت های یک فیزیک چی چتری زیر باران صدای پای آب shadow و هیچ سایه ای سر جای خودش نیست ترانه دلتنگی blogfa com
|