If you are not sure if the website you would like to visit is secure, you can verify it here. Enter the website address of the page and see parts of its content and the thumbnail images on this site. None (if any) dangerous scripts on the referenced page will be executed. Additionally, if the selected site contains subpages, you can verify it (review) in batches containing 5 pages.
favicon.ico: elham1366.ParsiBlog.com - .

site address: elham1366.ParsiBlog.com

site title:

Our opinion (on Thursday 27 August 2026 4:04:31 UTC):

GREEN status (no comments) - no comments

Meta tags:
keywords=ببین قشنگه؟,;
description=ببین قشنگه؟ - ;
Description=مهربون و خوش اخلاق ببین قشنگه؟;
Keywords=ببین قشنگه؟;

Headings (most frequently used words):

-

Text of the page (most frequently used words):
بود (28), گفت (27), کرد (22), قطعه (21), شده (20), این (17), دایره (15), خود (15), گمشده (14), داد (12), های (11), الی (11), نوشته (11), رفت (11), برای (11), کشاورز (11), توسط (10), نظرات (10), خالی (10), است (10), شما (9), پسر (9), دست (8), روی (8), ولی (7), وقتی (7), شنبه (7), وزیر (7), زندگی (6), عصر (6), کسی (6), فضای (6), رسید (6), مربع (6), آبی (6), دیگر (6), بزرگ (6), سبد (6), زمین (6), مردم (6), نجات (6), قالب (5), راه (5), گریه (5), پیدا (5), نمی (5), افتاد (5), کرده (5), باز (5), کوچک (5), پدر (5), نیز (5), داشت (5), نوه (5), گره (5), پادشاه (5), لطیفه (5), مرد (5), بلاگ (4), عشق (4), چیزی (4), کنی (4), کنید (4), هیچ (4), وقت (4), اینکه (4), نکرده (4), تمام (4), اما (4), کردن (4), آمد (4), اکنون (4), روز (4), درست (4), چرا (4), عزیزم (4), صبح (4), پیرمرد (4), کار (4), کیسه (4), خدا (4), دستور (4), سرباز (4), شاه (4), بارها (4), ثروتمند (4), پرسیدم (4), پارسی (3), امروز (3), مرجان (3), لبخند (3), دنیا (3), میشه (3), خانه (3), بهترین (3), حال (3), سعی (3), گذشته (3), شکل (3), بیرون (3), باشد (3), ناگهان (3), داخل (3), جان (3), دهد (3), زمان (3), زیاد (3), میشد (3), چند (3), آرام (3), بار (3), پایین (3), وارد (3), دسته (3), 24ساعت (3), همه (3), حالی (3), انجام (3), بعد (3), ببین (3), همین (3), مدتی (3), گندم (3), خاطر (3), خواهم (3), لباس (3), دزدان (3), آنها (3), کاغذ (3), شدند (3), 31ساعت (3), داده (3), نبود (3), بازدید (2), پارس (2), اسکین (2), design (2), مهدی (2), آغاز (2), فریاد (2), صدا (2), دخترک (2), یالان (2), ناکام (2), دات (2), کام (2), برو (2), بچه (2), کیمیا (2), صندلی (2), خوش (2), دوشنبه (2), 8ساعت (2), فقط (2), نمیدونیم (2), دوباره (2), تنها (2), بقیه (2), فراموش (2), دور (2), پیش (2), بری (2), گول (2), آنقدر (2), لاغر (2), گودال (2), دنبال (2), بالاخره (2), گیر (2), کمک (2), حرکت (2), میکرد (2), دید (2), بست (2), خوشحال (2), هستم (2), قسمتی (2), اول (2), قرمز (2), دادم (2), جست (2), همان (2), شعاع (2), اندازه (2), گرفت (2), جای (2), دارد (2), میگذشت (2), بیشتر (2), شیار (2), سالی (2), سال (2), زمستان (2), اتوبوس (2), دختر (2), جوان (2), نگاه (2), دانم (2), روبه (2), چشم (2), اصلا (2), بهش (2), هفته (2), کلیسا (2), مادر (2), لبانش (2), ممکنه (2), تعجب (2), توش (2), رزی (2), بده (2), کنان (2), لحظه (2), نیست (2), زیادی (2), خانم (2), فقیری (2), خرابه (2), کنند (2), خدایا (2), سنگ (2), گفتم (2), مشغول (2), جمع (2), تعدادی (2), هرگز (2), هدف (2), حرف (2), کدام (2), سربازان (2), بدزدند (2), ارزش (2), چنین (2), دزدی (2), حکومت (2), کردند (2), نفر (2), وخامت (2), اموال (2), کند (2), اند (2), حمایت (2), نمود (2), بنابراین (2), زندان (2), جلب (2), رضایت (2), موفق (2), افسوس (2), حضار (2), خندیدند (2), مرگ (2), خواهد (2), وبه (2), خودش (2), ترین (2), دانشمند (2), الکساندر (2), چرچیل (2), هنوز (2), شیطان (2), لعنت (2), پاسخ (2), نفس (2), سواری (2), قشنگه (2), دیروز, بازدیدها, 106303, others, specific, وبلاگ, الهه, بامداد, محمدی, محمدرضا, امیر23, شهاب, 09357197413, عالی, قاصدکی, امید, میهن, پیچک, مهسا, چهار, عاشقان, فرهاد, مجیدی, بیتاب, غلط, غولوت, گیج, علی, گفتیم, سیاسی, دوست, داشتنی, حکمت, سیمین, اسپرنس, زود, دیر, دلتنگی, هام, نزن, خلوت, ارزشی, حرفهای, شیرین, صادق, اصولی, رایانه, داستان, جذاب, خواندنی, آقاشیر, پزواک, devillll, یکتا, داغ, tower, siah, poosh, links, آذر, آبان, مهر, شهریور, مرداد, تیر, archive, آرشیو, مجتبی, نصیری, معصومی, پدرام, عطا, میکی, ماوس, فناوری, محمود, نوش, کائنات, خورشید, یاسین, میترایسم, خطوط, شکسته, ذهن, محمد, linkdump, ایمیل, menu, مهربون, اخلاق, about, pars, skin, شادترین, افراد, لزوما, چیزا, ندارن, اونا, اونچه, راهشون, هست, استفاده, میبرن, واقعا, ندیم, قدرش, عین, بدست, نیاریم, دادیم, اومدی, بودی, میکردی, میخندیدن, جوری, رفتی, بخندی, کنن, شروع, بوسه, رشد, میکنه, اشک, تموم, روشنترین, آینده, همیشه, میگیره, نمیشه, دردها, رنجها, نریختی, توی, درستی, مطالب, بامزه, نتیجه, گیری, اخلاقی, تکه, دروغی, نخورید, برنگشت, سالها, بیضی, توانست, بیاید, دلش, شور, میزد, نکند, اتفاقی, افتاده, کاش, ندید, بخت, قسمت, بالای, بروم, بیاورم, سختیها, خریده, نشد, بنا, طناب, سبب, قواره, شدن, خیلی, سخت, ندیدید, هستید, بودم, یعنی, دقیقا, بگویم, منتظرتان, خوردم, زور, کردم, مرور, تغییر, آمدم, خوردیم, پشیمانم, خسته, مثلث, رنگارنگ, جوی, زاویه, مشکل, زرد, ناراحت, ناچار, سراغ, ندارید, جالی, داشتم, مادرت, تکمیل, شدم, کامل, چقدر, مساحت, تبدیل, صاحب, فرزند, خیانت, چهارشنبه, 10ساعت, آرزو, کنم, سرشار, سلامتی, برکت, شادی, سرشاری, سرافرازی, ضمن, تبریک, خوانندگان, عزیز, داستانک, بگوید, پشت, ابری, آفتابی, تابان, بهار, سرد, طنین, عطر, لطیف, سردی, نسیم, رقص, کوه, کومه, دشت, شهرها, جولان, باری, پنج, 11ساعت, پله, قبرستان, شهر, گمانم, شود, پذیرفت, خوشت, آمده, زنم, گویم, شان, ایستگاه, رسیدند, بلند, دختری, رنجور, گلی, زانو, نشسته, مهربان, کلمه, نمیتونم, یاد, بیارم, پوزخند, یادت, نمیاد, واسه, همش, میری, تبسمی, نقش, کامواش, اینو, حوض, برام, بیاری, پرسید, غیر, شکاف, درز, بمونه, تبسم, اصرار, لطفا, غرولند, مادربزرگش, تمسخر, برداشت, برگشت, لحن, پیروزمندانه, میدونستم, امکان, پذیر, حتی, قطره, نمونده, دقت, وارسیش, آره, راست, میگی, بنظر, میرسه, سبده, تمیزتر, نیگاه, بنداز, نسبتا, مسن, محله, برمیگشت, کنایه, مامان, مراسم, روحانی, براتون, موعظه, پیر, فکر, سرش, تکون, یکشنبه, طبق, معمول, اثر, نالان, غمگین, کمی, دوش, کشید, کودکانش, برساند, نانی, سیر, بخوابند, زمزمه, بازکن, همچنان, دعا, زیر, گذارند, هایش, درون, سوراخ, ریخت, عصبانی, عصبانیت, لای, چشمش, طلا, همانجا, درگاه, سجده, قضاوت, عجولانه, معذرت, خواست, اجرا, بدهید, نبینم, اعمال, خشونت, شوی, خواهی, سرکوب, ندارم, شنیدن, وزیرش, هنگام, مبدل, پوشاند, بروند, طوری, چیز, ضرر, چندانی, نشود, کاغذی, مکانی, قرار, دهید, تصاحب, قصر, امپراطوری, مطابق, عمل, خواندن, اقتصادی, شدیم, اقدام, قدرتی, ندارند, توانسته, وای, روزی, حاکمیت, یابند, دوم, قدر, باید, دانست, مصون, بمانیم, یکدیگر, تایید, تصمیم, گرفتند, پادشاهی, خشمگین, دلیل, انداخت, وضع, اقتصاد, کشور, گذاشت, ناراضی, هرکاری, لذا, بیاورند, هنگامی, محضر, حاضر, گردان, اگر, توانستی, گناه, گذرم, مجدد, تکرار, جمعیت, نخندید, لبخندی, نمیتوانید, یکسان, بخندید, خوردن, مورد, مسئله, مشابه, ادامه, میدهید, جلو, تعریف, دیوانه, وار, تعداد, کمتری, پیری, جمعی, سخن, میراند, تکراری, فردای, زمینش, کالسکه, سلطنتی, مجللی, کنار, نرده, ورودی, ایستاد, پیاده, آقای, بلندی, اشرافی, بازکردند, زمانی, گران, قیمتی, برتن, پسری, معرفی, اوبه, محبتش, جبران, وحاضر, عوض, بزرگی, هرچه, بخواهد, بدهد, مناعت, طبعی, رضای, انسانیت, داشتی, مقابل, ندارد, موقع, پسرکشاورز, ساختمان, وسط, متوجه, پسرس, وسال, پیرمردگفت, معامله, بکند, مردثروتمند, پسرم, دادی, مثل, خودم, اجازه, هزینه, تحصیل, مدارس, ودانشگاهها, بپردازم, موافقت, وپسرش, دانشگاه, علوم, پزشکی, لندن, فارغ, التحصیل, کشف, یکی, ومهم, داروهای, بخش, جهان, پنی, سیلین, عنوان, مشهور, شناخته, فلیمینگ, چندسال, گذشت, قضا, بیماری, لاعلاجی, مبتلا, برجسته, داروی, جدیدش, جالب, بدانید, نجیب, زاده, لردراندلف, پسرش, وینستون, مدت, پیداکردن, غذا, شکاری, جنگل, مسیر, صدای, کمکی, گوشش, منبع, باتلاقی, آهسته, سمت, رود, پسربچه, شدت, وحشت, زده, چشمانش, التماس, جانش, هزار, بدبختی, خطر, انداختن, پسرک, حتمی, تدریجی, باتلاق, بکشد, نیت, خندی, حماقت, خنده, گیرد, مگر, مرا, بدی, خورم, جواب, مانند, اسبی, رام, وحشی, زند, کاره, آموختی, دادن, اسب, فعلاً, بیاموز, شیطوووون, صبا, ویژن, سفارش, تبلیغ,


Text of the page (random words):
ببین قشنگه سفارش تبلیغ صبا ویژن ببین قشنگه شیطوووون به شیطان گفتم لعنت بر شیطان لبخند زد پرسیدم چرا می خندی پاسخ داد از حماقت تو خنده ام می گیرد پرسیدم مگر چه کرده ام گفت مرا لعنت می کنی در حالی که هیچ بدی در حق تو نکرده ام با تعجب پرسیدم پس چرا زمین می خورم جواب داد نفس تو مانند اسبی است که آن را رام نکرده ای نفس تو هنوز وحشی است تو را زمین می زند پرسیدم پس تو چه کاره ای پاسخ داد هر وقت سواری آموختی برای رم دادن اسب تو خواهم آمد فعلاً برو سواری بیاموز نوشته شده در شنبه 90 2 31ساعت 3 20 عصر توسط الی نظرات نیت مدت ها پیش کشاورز فقیری برای پیداکردن غذا یا شکاری به دل جنگل رفت هنوز مسیر زیادی را طی نکرده بود که صدای فریاد کمکی به گوشش رسید او صدا را دنبال کرد تا به منبع آن رسید و دید که پسر بچه ای در باتلاقی افتاد و آهسته و آرام به سمت پایین می رود آن پسربچه به شدت وحشت زده بود و با چشمانش به کشاورز التماس می کرد تا جانش را نجات دهد کشاورز با هزار بدبختی با به خطر انداختن جان خودش بالاخره موفق شد پسرک را از مرگ حتمی و تدریجی نجات دهد و او را از باتلاق بیرون بکشد فردای آن روز وقتی که کشاورز روی روی زمینش مشغول کار بود کالسکه سلطنتی مجللی در کنار نرده های ورودی زمین کشاورز ایستاد دو سرباز از آن پیاده شدند و در را برای آقای قد بلندی که لباس های اشرافی بر تن داشت بازکردند زمانی که آن مرد با لباس های گران قیمتی که برتن داشت پایین آمد خود را پدر پسری که کشاورز روز گذشته او را از مرگ نجات داده بود معرفی کرد اوبه کشاورز گفت که می خواهد این محبتش را جبران کند وحاضر است در عوض کار بزرگی که او انجام داده هرچه بخواهد به او بدهد کشاورز با مناعت طبعی که داشت به مرد ثروتمند گفت که او این کار را برای رضای خدا وبه خاطر انسانیت انجام داده و هیچ چشم داشتی در مقابل آن ندارد در همین موقع پسرکشاورز از ساختمان وسط زمین بیرون آمد مرد ثروتمند که متوجه شد کشاورز پسرس هم سن وسال پسر خودش دارد به پیرمردگفت که می خواهد یک معامله با او بکند مردثروتمند گفت حال که تو پسرم را نجات دادی من هم پسر تو را مثل پسر خودم می دانم پس اجازه بده هزینه تحصیل او را در بهترین مدارس ودانشگاهها بپردازم کشاورز موافقت کرد وپسرش پس از چند سال از دانشگاه علوم پزشکی لندن فارغ التحصیل شد وبه خاطر کشف یکی از بزرگ ترین ومهم ترین داروهای نجات بخش جهان که پنی سیلین بود به عنوان یک دانشمند مشهور شناخته شد آن پسر کسی نبود جز الکساندر فلیمینگ چندسال گذشت دست بر قضا پسر مرد ثروتمند به بیماری لاعلاجی مبتلا شد و این بار الکساندر پسر کشاورز که امروز یک دانشمند برجسته بود با داروی جدیدش بار دیگر جان آن پسر را نجات داد جالب است بدانید که آن مرد ثروتمند و نجیب زاده کسی نبود جز لردراندلف چرچیل و پسرش هم کسی نبود جز وینستون چرچیل نوشته شده در شنبه 90 2 31ساعت 3 18 عصر توسط الی نظرات افسوس تکراری پیری برای جمعی سخن میراند لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید او لبخندی زد و گفت وقتی که نمیتوانید بارها و بارها به لطیفه ای یکسان بخندید پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن در مورد مسئله ای مشابه ادامه میدهید گذشته را فراموش کنید و به جلو نگاه کنید نوشته شده در شنبه 90 2 31ساعت 3 16 عصر توسط الی نظرات پادشاه پادشاهی از وزیر خود خشمگین شد به همین دلیل او را به زندان انداخت مدتی بعد وضع اقتصاد کشور رو به وخامت گذاشت بنابراین مردم از پادشاه خود ناراضی شدند و پادشاه هرکاری برای جلب رضایت آنها نمود موفق نمی شد لذا دستور داد وزیر را از زندان بیاورند هنگامی که وزیر در محضر او حاضر شد گفت مدتی است که مردم از من روی گردان شده اند اگر توانستی رضایت آنها را جلب کنی من نیز از گناه تو می گذرم وزیر گفت من دستور شما را اجرا خواهم کرد فقط از شما می خواهم تعدادی سرباز به من بدهید شاه گفت نبینم که از راه اعمال خشونت بر مردم وارد شوی سرباز برای چه می خواهی وزیر گفت من هرگز هدف سرکوب کردن ندارم شاه با شنیدن این حرف تعدادی سرباز به وزیرش داد شب هنگام وزیر به هر کدام از سربازان لباس مبدل دزدان را پوشاند و به هر کدام دستور داد که به تمام خانه ها بروند و از هر خانه چیزی بدزدند به طوری که آن چیز نه زیاد بی ارزش باشد و نه زیاد با ارزش تا به مردم ضرر چندانی وارد نشود و هم چنین کاغذی به آنها داد و گفت در هر مکانی که دزدی می کنید این کاغذ را قرار دهید روی کاغذ چنین نوشته شده بود هدف ما تصاحب قصر امپراطوری و حکومت بر مردم است سربازان نیز مطابق دستور وزیر عمل کردند مردم نیز با خواندن آن کاغذ دور هم جمع شدند نفر اول گفت درست است که در زمان حکومت پادشاه وقت با وخامت اقتصادی روبه رو شدیم اما هرگز پادشاه به دزدی اموال ما اقدام نمی کند این دزدان اکنون که قدرتی ندارند توانسته اند اموال ما را بدزدند وای به روزی که به حاکمیت دست یابند نفر دوم نیز گفت درست است قدر این شاه را باید دانست و از او حمایت نمود تا از شر این دزدان مصون بمانیم و همه حرف های یکدیگر را تایید کردند و بنابراین تصمیم گرفتند از شاه حمایت کنند نوشته شده در شنبه 90 2 24ساعت 11 24 صبح توسط الی نظرات گره یک روز یک فقیری نالان و غمگین از خرابه ای رد می شد و کیسه ای که کمی گندم در آن بود بر دوش خود می کشید تا به کودکانش برساند و نانی از آن درست کنند تا شب را سیر بخوابند در راه با خود زمزمه کنان می گفت خدایا این گره را از زندگی من بازکن همچنان که این دعا را زیر لب می گذارند ناگهان گره کیسه اش باز شد و تمام گندم هایش بر روی زمین و درون سنگ و سوراخ های خرابه ریخت عصبانی شد و به خدا گفت خدایا من گفتم گره زندگی ام را باز کن نه گره کیسه ام را و با عصبانیت تمام مشغول به جمع کردن گندم از لای سنگ ها شد که ناگهان چشمش به کیسه ای پر از طلا افتاد همانجا بر زمین افتاد و به درگاه خدا سجده کرد و از خدا به خاطر قضاوت عجولانه اش معذرت خواست نوشته شده در شنبه 90 2 24ساعت 11 22 صبح توسط الی نظرات اثر یکشنبه بود و طبق معمول هر هفته رزی خانم نسبتا مسن محله داشت از کلیسا برمیگشت در همین حال نوه اش از راه رسید و با کنایه بهش گفت مامان بزرگ تو مراسم امروز پدر روحانی براتون چی موعظه کرد خانم پیر مدتی فکر کرد و سرش رو تکون داد و گفت عزیزم اصلا یک کلمه اش رو هم نمیتونم به یاد بیارم نوه پوزخند ی زد و بهش گفت تو که چیزی یادت نمیاد واسه چی هر هفته همش میری کلیسا مادر بزرگ تبسمی بر لبانش نقش بست خم شد سبد نخ و کامواش رو خالی کرد و داد دست نوه و گفت عزیزم ممکنه بری اینو از حوض پر آب کنی و برام بیاری نوه با تعجب پرسید تو این سبد غیر ممکنه با این همه شکاف و درز داخل سبد آبی توش بمونه رزی در حالی که تبسم بر لبانش بود اصرار کرد لطفا این کار رو انجام بده عزیزم دخترک غرولند کنان و در حالی که مادربزرگش رو تمسخر میکرد سبد رو برداشت و رفت اما چند لحظه بعد برگشت و با لحن پیروزمندانه ای گفت من میدونستم که امکان پذیر نیست ببین حتی یه قطره آب هم ته سبد نمونده مادر بزرگ سبد رو از دست نوه اش گرفت و با دقت زیادی وارسیش کرد گفت آره راست میگی اصلا آبی توش نیست اما بنظر میرسه سبده تمیزتر شده یه نیگاه بنداز نوشته شده در شنبه 90 2 24ساعت 11 21 صبح توسط الی نظرات پیرمرد مهربان پیرمرد لاغر و رنجور با دسته گلی بر زانو روی صندلی اتوبوس نشسته بود دختری جوان روبه روی او چشم از گل ها بر نمی داشت وقتی به ایستگاه رسیدند پیرمرد بلند شد دسته گل را به دختر داد و گفت می دانم از این گل ها خوشت آمده است به زنم می گویم که دادم شان به تو گمانم او هم خوشحال می شود و دختر جوان دسته گل را پذیرفت و پیرمرد را نگاه کرد که از پله های اتوبوس پایین می رفت و وارد قبرستان کوچک شهر می شد نوشته شده در پنج شنبه 90 1 11ساعت 10 3 عصر توسط الی نظرات بار دیگر باری دیگر بهار آرام آرام زمستان سرد را به در کرد و با طنین عطر لطیف خود در سردی زمستان نسیم خوش رقص خود را در کوه ها و کومه ها و دشت ها و شهرها جولان داد تا باز بگوید که پشت هر ابری آفتابی تابان است ضمن تبریک به شما خوانندگان عزیز داستانک آرزو می کنم سال سالی سرشار از سلامتی برکت شادی سرشاری و سرافرازی برای شما باشد نوشته شده در چهارشنبه 90 1 10ساعت 2 28 صبح توسط الی نظرات خیانت چند سالی میگذشت که دایره آبی قطعه گمشده خود را پیدا کرده بود اکنون صاحب فرزند هم شده بود یک دایره آبی کوچک با یک شیار کوچک زمان میگذشت و دایره آبی کوچک بزرگ میشد هر چقدر که دایره بزرگ تر میشد شعاع آن هم بیشتر میشد و مساحت شیار که دیگر اکنون تبدیل به یک فضای خالی شده بود نیز بیشتر آنقدر این فضای خالی زیاد شد و دایره ناراحت تر که ناچار برای کمک به سراغ پدر رفت و به او گفت پدر شما چرا جای خالی ندارید پدر گفت عزیزم جالی خالی نه قطعه گمشده هر کسی در زندگی خود قطعه گمشده دارد من هم داشتم مادرت قطعه گم شده ی من بود با پیدا کردن او تکمیل شدم یک دایره کامل پسر از همان روز جست و جوی قطعه ی گمشده خود را آغاز کرد رفت و رفت تا به یک قطعه ای از دایره رسید شعاع و زاویه آن را اندازه گرفت درست اندازه جای خالی بود ولی مشکل آن بود که قطعه زرد بود دایره باز هم رفت تا اینکه به یک مثلث رسید که فضای خالی خود را با قطعه های رنگارنگ کوچک پر کرده بود دایره دیگر از جست و جو خسته شده بود تا اینکه به یک قطعه مربع گمشده رسید به او گفت شما قطعه گمشده من را ندیدید قطعه مربع گریه کرد و گفت من هستم ولی شما مربع هستید و قطعه گمشده ی من قسمتی از دایره من اول قطعه ای از دایره بودم یعنی دقیقا بگویم قسمتی از شما و منتظرتان که یک مربع قرمز آمد قطعه ی گمشده او مربع بود ولی من گول خوردم و خود را به زور داخل فضای خالی او کردم به مرور زمان تغییر شکل دادم و به شکل فضای خالی مربع در آمدم ولی او قرمز بود و من آبی به هم نمی خوردیم اکنون پشیمانم من قطعه ی گمشده ی شما هستم دایره که دید قطعه گمشده خود را پیدا کرده سعی کرد او را در فضای خالی خود جا دهد اما نشد بنا بر این او را با طناب به خود بست و خوشحال راه افتاد حرکت کردن با یک قطعه که سبب بد قواره شدن دایره شده بود خیلی سخت بود ولی دایره تمام این سختیها را به جان خریده بود و با عشق حرکت میکرد رفت و رفت ولی ناگهان گودال را ندید و داخل آن افتاد و گیر کرد بخت به او رو کرده بود که قطعه ی گمشده اش قسمت بالای او بود و گیر نکرده بود قطعه گمشده به او گفت من را باز کن تا بروم و کمک بیاورم قطعه ی گمشده رفت و هیچ وقت برنگشت دایره هم سالها آنقدر گریه کرد تا بیضی شد لاغر شد و توانست از گودال بیرون بیاید دلش شور میزد که نکند اتفاقی برای قطعه گم شده افتاده باشد دنبال او به هر سو رفت تا اینکه بالاخره او را پیدا کرد کاش هیچ وقت او را پیدا نمی کرد نتیجه گیری اخلاقی سعی کنید گول تکه های گمشده دروغی رو نخورید نوشته شده در دوشنبه 90 1 8ساعت 3 51 عصر توسط الی نظرات مطالب بامزه عشق با یک لبخند شروع میشه با یک بوسه رشد میکنه و با اشک تموم میشه روشنترین آینده همیشه روی گذشته فراموش شده شکل میگیره نمیشه تا وقتی که دردها و رنجها رو دور نریختی توی زندگی به درستی پیش بری وقتی به دنیا اومدی تو تنها کسی بودی که گریه میکردی و بقیه میخندیدن سعی کن یه جوری زندگی کنی که وقتی رفتی تنها تو بخندی و بقیه گریه کنن ما واقعا تا چیزی رو از دست ندیم قدرش رو نمیدونیم ولی در عین حال تا وقتی که چیزی رو دوباره بدست نیاریم نمیدونیم چی رو از دست دادیم شادترین افراد لزوما بهترین چیزا رو ندارن اونا فقط از اونچه تو راهشون هست بهترین استفاده رو میبرن نوشته شده در دوشنبه 90 1 8ساعت 3 41 عصر توسط الی نظرات 1 2 design by pars skin about الی مهربون و خوش اخلاق menu خانه ایمیل قالب linkdump محمد 2 خطوط شکسته یک ذهن 3 میترایسم خورشید آل یاسین عشق در کائنات می نوش 1 ناکام دات کام محمود 2 فناوری 13 میکی ماوس 22 عطا 83 پدرام 9 معصومی 13 مجتبی نصیری 12 کیمیا 39 آرشیو 16 قالب های پارس اسکین archive تیر 89 مرداد 89 شهریور 89 مهر 89 آبان 89 آذر 89 links tower siah poosh صندلی داغ پارسی بلاگ یکتا devillll پزواک آقاشیر داستان های جذاب و خواندنی در راه و زندگی کیمیا اصولی رایانه صادق م حرفهای شیرین برو بچه های ارزشی ناکام دات کام خلوت دل به دلتنگی هام دست نزن چه زود دیر میشه اسپرنس یالان دنیا یالان دنیا سیمین حکمت دخترک سیاسی دوست داشتنی فریاد بی صدا لبخند یا علی گفتیم و عشق آغاز شد گیج غلط غولوت بیتاب عاشقان فرهاد مجیدی مرجان مرجان مرجان چهار دست و پا مهسا مهدی پیچک میهن بلاگ امید جک قاصدکی مهدی عالی شهاب 09357197413 امیر23 محمدرضا محمدی الهه بامداد تو ان تو قالب پارسی بلاگ design قالب وبلاگ پارس اسکین specific others بازدید امروز 0 بازدید دیروز 1 کل بازدیدها 106303 قالب پارسی بلاگ
Thumbnail images (randomly selected): * Images may be subject to copyright.GREEN status (no comments)
  • Close
  • w01
  • w02
  • w03
  • w04
  • w05
  • w06
  • w07
  • w08
  • پوزخند
  • بووووس
  • گریه‌آور
  • خیلی خنده‌دار
  • قابل بخشش نیست
  • گل تقدیم شما
  • قالب های پارس اسکین ...

Verified site has: 30 subpage(s). Do you want to verify them? Verify pages:

1-5 6-10 11-15 16-20 21-25 26-30


Top 50 hastags from of all verified websites.

Supplementary Information (add-on for SEO geeks)*- See more on header.verify-www.com

Header

HTTP/1.1 200 OK
Cache-Control private
Transfer-Encoding chunked
Content-Type text/html; charset=utf-8
Content-Encoding gzip
Vary Accept-Encoding
Server Microsoft-IIS/10.0
X-AspNet-Version 4.0.30319
Set-Cookie a=; domain=parsiblog.com; expires=Wed, 26-Aug-2026 04:04:32 GMT; path=/
Set-Cookie b=; domain=parsiblog.com; expires=Wed, 26-Aug-2026 04:04:32 GMT; path=/
Set-Cookie YarName=; domain=parsiblog.com; expires=Wed, 26-Aug-2026 04:04:32 GMT; path=/
X-Powered-By ASP.NET
Access-Control-Allow-Origin *
Date Thu, 27 Aug 2026 04:04:32 GMT
Connection close

Meta Tags

title=""
http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"
name="keywords" content="ببین قشنگه؟,"
name="description" content="ببین قشنگه؟ - "
name="copyright" content="© Pars Skin, www.parsskin.com"
http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"
name="designer" content="htt???/www.ParsSkin.com"
name="Description" content="مهربون و خوش اخلاق ببین قشنگه؟"
property="og:description" content="مهربون و خوش اخلاق"
name="DC.description" lang="fa" content="مهربون و خوش اخلاق"
http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"
name="Keywords" content="ببین قشنگه؟"
name="robots" content="all"
name="robots" content="index,follow"
name="GOOGLEBOT" content="all"
name="GOOGLEBOT" content="index,follow"
property="og:title" content="ببین قشنگه؟"
property="og:type" content="article"
property="og:url" content="htt???/elham1366.ParsiBlog.com/"
property="og:image" content="htt???/www.Parsiblog.com/PhotoAlbum/elham1366/Thumb_161135.jpg"
property="og:image:type" content="image/jpeg"
property="og:image:width" content="110"
property="og:image:height" content="136"
property="og:site_name" content="پارسی بلاگ"
property="og:locale" content="fa_IR"
name="DC.title" lang="fa" content="ببین قشنگه؟"

Load Info

page size19182
load time (s)0.610818
redirect count0
speed download31445
server IP 188.253.2.18
* all occurrences of the string "http://" have been changed to "htt???/"