If you are not sure if the website you would like to visit is secure, you can verify it here. Enter the website address of the page and see parts of its content and the thumbnail images on this site. None (if any) dangerous scripts on the referenced page will be executed. Additionally, if the selected site contains subpages, you can verify it (review) in batches containing 5 pages.
favicon.ico: elinamydear.blogfa.com - .

site address: elinamydear.blogfa.com redirected to: elinamydear.blogfa.com

site title:

Our opinion (on Friday 19 June 2026 18:36:18 UTC):

GREEN status (no comments) - no comments

Meta tags:
description=شعر و داستان کوتاه ادبی;

Headings (most frequently used words):

شعر, داستان, کوتاه, ادبی, نوشته, های, پیشین, پیوندها,

Text of the page (most frequently used words):
های (101), این (65), بود (53), تمام (41), شده (38), مثل (37), خانه (32), ساعت (30), روی (30), توی (29), کرده (28), روز (27), زاده (25), شهر (25), است (24), برای (23), حسن (22), نوشته (22), سال (22), گاهی (22), ۱۳۹۱ (21), احمد (21), رضا (21), کنم (21), هایی (21), توسط (20), آرام (20), بودم (20), نمی (19), مرا (19), میکنم (18), پنجره (17), باز (16), زیر (16), رفته (16), کردم (16), چند (15), همه (15), کوچه (14), بار (14), هایش (14), پشت (14), لحظه (13), خودم (13), هایم (13), دست (13), نشسته (13), مرضیه (12), ۱۳۹۰ (12), خیره (12), بزرگ (12), چشم (12), هیچ (12), دور (11), درست (11), صدا (11), بعد (11), ۱۳۹۲ (10), چقدر (10), فکر (10), حتی (10), کند (10), سخت (10), اتاق (10), مردی (10), تنها (10), باران (10), کرد (9), زمستان (9), میان (9), مانده (9), اند (9), چشمانم (9), رنگ (9), اما (9), میکند (9), بالکن (9), ومن (9), آفتاب (9), میدیدم (9), مدام (9), بیرون (9), دیگر (9), مجید (9), آبان (8), میشوم (8), شنبه (8), شاید (8), دلم (8), خواهد (8), وقت (8), دارم (8), چهارشنبه (8), روزها (8), باشد (8), چیز (8), خواب (8), ادامه (8), پایین (8), گوشه (8), مرداد (7), شدم (7), کنار (7), شود (7), سمت (7), هنوز (7), سرم (7), میشدم (7), آیدا (7), دختر (7), نفس (7), دراز (7), سرد (7), انتهای (7), نیمه (7), همان (7), گلدان (7), شعر (6), داستان (6), تیر (6), خیابان (6), هفت (6), میشود (6), وجودم (6), وسط (6), خوب (6), آنقدر (6), دوست (6), کسی (6), خودش (6), صبح (6), گیج (6), لباس (6), راه (6), رخت (6), همیشه (6), ابر (6), آمده (6), سکوت (6), بیمارستان (6), امروز (5), فروردین (5), لعنتی (5), جنوب (5), جمعه (5), خسته (5), خورد (5), مادرم (5), گذشت (5), همین (5), باشم (5), چای (5), بلند (5), بوسه (5), آید (5), زده (5), دهد (5), دوباره (5), تنهایی (5), کشیده (5), بوی (5), کنارم (5), صدای (5), ولی (5), یاد (5), آدم (5), پله (5), اطرافم (5), حوصله (5), عزیز (4), اسفند (4), شهریور (4), ۱۳۹۵ (4), شانه (4), رودخانه (4), عصر (4), میزنم (4), بیشتر (4), میبینم (4), بند (4), دوشنبه (4), هاست (4), گذرد (4), هفته (4), میشد (4), نباشد (4), اصلا (4), نکند (4), فقط (4), داشته (4), هست (4), یازدهم (4), اولین (4), صورتم (4), بیدار (4), نگاه (4), گذشته (4), روشن (4), رود (4), عرق (4), روبرو (4), آپارتمان (4), دهم (4), شوند (4), میکشد (4), تبریزی (4), کنند (4), انگار (4), نیست (4), سلانه (4), کوه (4), ودر (4), آلبوم (4), پنهان (4), لنچ (4), آغوش (4), آمد (4), عمق (4), یقین (4), دیده (4), احاطه (4), کلافه (4), گرفته (4), جایی (4), جهان (4), گرم (4), تند (4), بالا (4), ماه (4), گوش (4), عالیه (4), ظهر (4), تلخ (4), مرگ (4), لبخند (4), لای (4), سحر (4), یکی (4), مبل (4), مهدی (3), ۱۳۸۹ (3), اردیبهشت (3), مهر (3), آذر (3), اگر (3), نزدیک (3), قدیمی (3), بروم (3), بالای (3), فرار (3), خود (3), هویت (3), سلول (3), دریغ (3), مانم (3), میدهم (3), درخت (3), بندم (3), گرفت (3), تولد (3), کردند (3), عاشق (3), غمگین (3), آستانه (3), نکرده (3), چهار (3), طولانی (3), گذشتند (3), نیمکت (3), سوم (3), نفر (3), دایی (3), طور (3), دوستش (3), نیامده (3), دنبال (3), میگردم (3), ناگاه (3), میدان (3), کوچک (3), حیرانم (3), پایش (3), اشعه (3), شوم (3), خستگی (3), سرعت (3), بدون (3), وقتی (3), سیگار (3), زند (3), ماشین (3), مادر (3), دوم (3), استکان (3), خواست (3), غروب (3), جوانی (3), ترین (3), اندو (3), هزاران (3), تازه (3), زندگی (3), دارد (3), بیست (3), محو (3), گلی (3), باکره (3), بینم (3), پیچیده (3), گریخته (3), پیراهن (3), پاییز (3), موج (3), روح (3), حاج (3), رسول (3), صید (3), دستی (3), سختی (3), بغض (3), پناه (3), حیران (3), سرما (3), ولو (3), داد (3), جدا (3), سلام (3), چندان (3), دوستان (3), بودند (3), سردی (3), منو (3), بچه (3), زنی (3), مقابل (3), یکشنبه (3), پایان (3), عشق (3), آیا (3), حیات (3), لذت (3), کاری (3), دستم (3), لیلا (3), دیدم (3), ملایم (3), میریخت (3), عاشقانه (3), برایم (3), حدس (3), صدایش (3), نداشت (3), اعماق (3), امید (3), آخرین (3), موازات (3), کلاس (3), برد (3), اندوه (3), میکرد (3), احساس (3), اید (3), حالا (3), عطا (3), عطر (3), هوای (3), ناگهان (3), کاش (3), محبوب (3), هاي (3), اين (3), متر (3), حمله (3), فاطمه (2), کوهی (2), امین (2), آقای (2), پدر (2), خانم (2), هژبری (2), ادبی (2), کارگاه (2), لطفی (2), اسفراین (2), بهمن (2), خرداد (2), وبلاگ (2), بدوی (2), باشی (2), یکم (2), بدوم (2), زیبایش (2), آرزو (2), مغرور (2), خواهی (2), توانند (2), چرا (2), سالگیم (2), شهری (2), بیزارم (2), بیزار (2), رها (2), زرد (2), ملحفه (2), انگیز (2), کسالت (2), وول (2), تنم (2), طول (2), عمر (2), تکرار (2), حوصلگی (2), پریده (2), تکیه (2), عمرم (2), مرور (2), پسر (2), تلاش (2), نتوانست (2), ثانیه (2), شدند (2), ناف (2), رخنه (2), گرفتند (2), گریه (2), پوست (2), گونی (2), میزنند (2), چهل (2), سالگی (2), خوزستان (2), رهایم (2), جان (2), میرسید (2), حریص (2), میز (2), خیالم (2), درن (2), دشت (2), پیدا (2), بزرگتر (2), خیلی (2), دوستت (2), ماهی (2), حرف (2), گرمای (2), بکشد (2), ایوان (2), صندلی (2), ویک (2), بروی (2), کنی (2), خوابی (2), دختری (2), پتویم (2), سنجاق (2), روم (2), میمالد (2), مبهوت (2), اطراف (2), ماشینم (2), بوق (2), زنم (2), پهن (2), زیبای (2), باری (2), کار (2), طبقه (2), آتش (2), داغ (2), نگاهم (2), مینشینم (2), اتاقم (2), قدم (2), کاناپه (2), انگشت (2), تکان (2), زودتر (2), سایه (2), خلوت (2), شاخه (2), جوان (2), آویزی (2), خوشرنگ (2), رخوتناک (2), آویز (2), ببیند (2), نیم (2), موی (2), کابوس (2), آسمان (2), میشوند (2), مزرعه (2), روستای (2), سینه (2), میخزد (2), زود (2), سپید (2), دریا (2), هنگام (2), نیستی (2), سوی (2), تابستان (2), تاب (2), روییده (2), بری (2), سقف (2), نزده (2), متحیر (2), کشید (2), ریخت (2), نگاهش (2), تهران (2), برف (2), توجه (2), گام (2), حالی (2), میزد (2), آدمی (2), پریشان (2), بایستد (2), سرانجام (2), تردید (2), ناخوانده (2), نمیشد (2), آشنا (2), اتاقی (2), راهنمایی (2), دیگری (2), رفت (2), یحیی (2), پارک (2), ایستاده (2), دنیا (2), خزید (2), دنبالش (2), گذاشت (2), رفتیم (2), جانم (2), رفتم (2), نشستم (2), بودی (2), نتوانستم (2), راهی (2), فیلمی (2), برگردد (2), صحنه (2), مته (2), سوراخ (2), ناب (2), خواند (2), دلی (2), خواهم (2), زندگیم (2), شیرین (2), داشتن (2), نباید (2), حال (2), کتاب (2), جیبم (2), کمر (2), خواستنی (2), هزار (2), خارج (2), اختیار (2), آشوب (2), شروع (2), مرموز (2), زاویه (2), ذهنم (2), تصور (2), تابه (2), چمدانی (2), داشت (2), توانستم (2), بزنم (2), کننده (2), پوستم (2), باور (2), پخش (2), دوران (2), دوخته (2), عزیزی (2), نظر (2), زیادی (2), ممنونم (2), میکنن (2), آرزوی (2), پای (2), فریاد (2), انعکاس (2), میداد (2), خاطره (2), عبور (2), شیار (2), خطوط (2), پاورچین (2), جاده (2), میرفت (2), برسد (2), تعطیل (2), ورم (2), زدم (2), میشدند (2), حجم (2), گیر (2), سیاه (2), مسیری (2), لبخندی (2), مشکوک (2), روبروی (2), تلفن (2), موبایل (2), رایانه (2), مرد (2), گمشده (2), انتظار (2), خشمی (2), عمیق (2), میزدم (2), کارم (2), چرخد (2), میدهد (2), درز (2), دود (2), ندیده (2), ورود (2), میکردم (2), چاره (2), نداشتم (2), باید (2), لامپ (2), منتظر (2), میزند (2), درد (2), آورم (2), جمله (2), کشاند (2), زنانه (2), گذاشته (2), میکشم (2), دهند (2), پرت (2), تقدیم (2), راستی (2), عریان (2), بگذار (2), پرنده (2), دلواپسم (2), اندازه (2), نوازش (2), سرگردانم (2), ابرها (2), باد (2), پنجشنبه (2), رفاقت (2), ندارم (2), میدارم (2), موسی (2), موزیانه (2), بیصدا (2), چون (2), سنگین (2), بردارم (2), هایشان (2), گوشت (2), تاصدایی (2), ازلوله (2), تفنگ (2), بشنوی (2), قصه (2), خوانم (2), مقاومت (2), کشند (2), بايد (2), جاي (2), ديوار (2), کاغذهاي (2), سطر (2), نمي (2), بزن (2), کوتاه (2), blogfa, com, class, mbody, melodic, cdfh, رضایی, بجه, صفیه, الینای, بابا, مهسا, خاکپور, محمد, ابراهیم, اکبریان, خوانده, موسیقی, کلام, نودهی, مجتبی, اشرفی, gdgd, علیرضا, سپاهی, secret, whispers, رمضانی, ایستگاه, گروس, عبدل, مالکیان, قدردان, انجمن, آویشن, بجنورد, خان, دکتر, یوسف, نژاد, محسن, بیدوازی, سرواد, چيستا, کاویان, پیوندها, پیشین, عناوین, آرشیو, پروفایل, مدیر, تابو, جامعه, مطالب, طالقانی, بگذرم, عقیم, بپاشم, دیوارهایش, برگردم, عشوه, ارمیده, بفهمند, درون, کیسه, گریزد, ساخته, متعالی, جبر, روزگار, حوالی, پلنگ, خشمگین, پایم, صورتی, وهم, هدف, خوردو, هودگیش, مالد, هایست, ادم, ریزد, قالی, پشتی, وباز, انجا, واقعی, شکل, ساخت, چنان, قدرتی, تحصیل, مطالعه, اصل, سرشت, بزداید, پستی, پلشتی, نفرتها, آغازین, هستیم, جنین, همزاد, طریق, ندو, قدرت, خندیدند, گوشتم, بتراشم, بریزم, انها, بیندازنم, اسکلت, خالی, نهم, اکنون, فرسنگها, آبادان, دارند, دونده, میدویدو, ردیف, بودنش, اسوده, هفدهم, بگردم, خواهرم, خواهرزاده, سالها, کوچکتر, حالیش, نیاورد, بماند, آغوشش, وگرمایش, نگیرد, سالی, ببینمش, بفهمد, توضیح, ندهم, ساعتها, بتوانم, نبودش, بنشینم, کنارش, ارامم, قوری, وسیگار, پایه, مارلبرویم, نرفته, ونیست, میدانی, وسالی, معطر, کافیست, راحت, میروی, مینشینی, انتظارش, میدوزی, روبرویت, میچرخد, پژوی, زیتونی, اورد, پدریت, ایستد, زمانی, پریشانی, دلت, خواهرت, خواهر, کشانده, خوابم, پلک, میروم, غلت, زدن, تختخواب, لولد, زیاد, پوشم, صبحانه, خوردن, گاز, لگد, سپر, کوبد, فحش, ماشینی, خوداگاه, آینه, لباسهای, خوشرنگی, اویز, بانویی, تمامی, ندارند, روزانه, نشینم, سیگاری, ریزم, میدود, روزمرگی, ویا, هال, شصتم, لجبازی, نگرم, تنگ, بمبست, مان, یکدیگر, بوسیدند, رمق, خورشید, نقطه, شیطنت, خاصی, دخترگ, روبرورا, دید, زنند, آویخته, نور, ضعیف, فلک, درازی, عجله, عابر, شلوغ, دخترک, بالغی, شناسم, اندازد, نگاهی, بیندازد, میرود, ایوانم, ساختمانها, جریان, بازی, گوشی, میتراشم, پیاده, پاشم, وآن, خبری, خراش, گندم, جالیزار, خیار, پدریم, کمرکش, واز, دخترکان, باغمان, وبا, کشمش, دیگ, خانگی, جرعه, نوشیدم, چادر, گلدار, نماز, گذارد, خروسی, آواز, میخواند, گنجه, پارس, میکنند, آنجا, شخصیم, هجدهم, گردانی, وسیر, آهم, بمانی, توانی, قرابت, داری, لبریزم, غریدند, غافل, رسیدند, دریده, کشف, شوکا, میعادگاه, قرارهایمان, بلوط, گذار, شمیم, بانوی, انبوهی, غلط, مرثیه, گنگ, پیچد, بدنه, کوبند, گردی, بنشیند, حرمتش, پذیرفتم, آرامی, نشست, حرم, بودندو, اشک, سرگشته, گویی, بشر, جانکاه, جمعیت, داشتند, نزدیکتر, زنگ, اوردم, اوج, درب, گشود, تعجب, خشکش, حیرت, غریبانه, بپرد, جلوت, ظاهر, خواستم, بپذیرد, پناهم, غلبه, ومیهمان, منزل, نجابت, حیایش, معذب, دامن, داشتنی, صرف, غذایی, مختصر, رفیق, پارکی, دیدی, یادت, پوشیده, دانشگاهیش, کاج, صبورانه, دادند, امانتی, دادم, مقدمه, شدی, مدت, کوتاهی, ازدواج, مهری, تان, محبت, زندگیتان, بست, زدین, دومین, کوتاهش, ترکشان, کردی, رفتند, برگشتیم, بندر, انزلی, آلونک, دنج, گرفتیم, کندی, تنفر, چشمانت, خواندم, نداری, عجیب, خوره, افتاده, بردار, نبودخسته, پیرمردهایی, کوچ, عقب, میمانند, وتا, مونگول, گشتم, پیشت, میرفتیم, گشتیم, صله, اخلاق, رباط, امدی, رفتی, دادی, تحمل, معطلی, اتوبوس, شتافت, اول, گانم, حیرانی, هشتم, کفر, مقدس, معادله, اخلاقی, تسلیم, پشیمانی, تیغ, لخت, برید, آمدم, پوشانده, وضوح, کرختی, درک, میدید, چنین, اوضاع, احوالی, صفحه, اوایل, بازگشتم, مدرک, دکتری, بردنش, بیمارستانی, کوچکم, وارد, ریس, عطری, زیبا, نفرین, ساله, دامنم, گلوی, چسپیدم, راهش, افتادم, جلوی, حوضی, آبی, کناره, روحم, خیس, باورم, روزی, ببینم, قرار, مطبوع, پاییزی, فرو, قوت, مردان, زمین, شکست, گردند, صورت, مکی, فارغ, لبه, آویزان, نیمرو, درگیر, همسرم, مشکی, وسایلش, جمع, گرفتم, منجمد, مرطوب, مکنده, روشنی, ببلعد, توانست, درگیری, شهادت, چگونه, کشنده, تفاوت, سکون, بوده, ریشه, ساقه, پیکرم, نظرم, نموده, دایره, مرکزیت, تسخیر, سطح, جلو, شنیدن, بیستم, میخونن, میدن, خونده, صحبت, دوستانی, کمک, کارهای, بهتری, بتونم, بنویسم, عزیزم, موافقی, راجع, سعی, نقد, سازندش, استفاده, امیدوارم, تحملمون, ببریم, جوانتر, الگوی, خوبی, باشیم, مسیر, مدرسه, طبیعتی, پیراهنش, گاهش, رشد, منزجر, کیف, اور, میدوید, یادم, کشیدم, خوشحالی, مبهم, صلواه, کوشید, پیشانی, پاک, رحم, خون, میشنیدم, یاس, لحظات, ترس, وحشت, غیر, بردن, بین, پاهایم, مچاله, شدن, اندیشیدم, مرگی, وگاهی, برعکس, نشدنی, نوزادغرق, سپیدی, ابریشمی, برهنه, محقرم, چوبی, اذان, نوزادی, شنیدم, موازی, همراه, نمناک, خاکی, خاله, رعنا, خبر, آورد, عجیبی, غلیظی, برسانم, درس, نشده, دویدم, اعداد, حروف, دهانم, دالان, سربازان, پیک, وزیران, کشیدند, جاری, چندین, مرتفع, جغرافیا, افراشته, هیاهو, ازدحام, درهم, برهم, دویدند, موزی, لرزان, سرازیری, جفت, قبرستان, چال, کنیم, پانزدهم, شهرمیدویدم, دویدن, لولید, تاریکی, تودار, راز, درونش, اراده, حرکت, قبل, برگشته, نتوانسته, غافلگیر, شیطان, دام, بیندازم, آزارم, داشتم, خجالت, تنش, هاو, وصل, سرتاسر, گیرند, گلویش, فشارم, هیاهوی, جهنمی, نفرتی, حقیر, بالن, چرت, نفرت, حلول, جستجوی, شناخت, نتیجه, خیانتی, هولناک, فراز, آغشته, کثافت, رسید, نحس, اتراق, مضحک, هرگز, بیمارگونه, دیوار, انحنای, آوار, بیماریم, عود, مطمئن, نبودم, چیزهایی, ورودم, امد, دیدن, دچار, صورتش, فرقی, بینی, علاقه, میبرد, حسرت, توهم, میلولید, اتفاق, افتاد, سرزنش, مردانی, نیستند, تختش, چشمانی, آلود, رختخوابی, جنازه, آرایم, چینم, هرچندماهاست, غریبه, مانیم, سرزمین, دوری, ایم, سنخیتی, نداریم, بغضی, آزارد, سرگرمیش, چرخیدن, دادن, آنها, سرزده, غیبش, ماندو, بیقرار, سرگردان, ناتوان, معما, میگذرانم, نمیشناسم, سبک, خلاصه, دلیل, تغییر, دریابم, پیش, رویا, ساختم, دانم, انداخته, غریبگی, فواره, میماند, بوسید, آپارتمانم, مردم, حرارتی, خوشبخت, هستم, نئون, خوابگیمان, وسوسه, تمایلش, میبازد, ضربه, چشمانش, مغزش, یافتم, افکارش, میخواندم, مسئله, ضعف, چندم, بیخ, فنجان, قهوه, بمب, خیابانی, منفجر, دها, زخمی, مجروح, کمی, طرف, بلیط, کنسرت, تعداد, فروش, گروه, 1برای, مذاکرات, ترکیه, اعزام, بسیجی, اعتراض, تحصن, شعار, روزنامه, کناری, میمانم, ساعتی, احمدی, چراغی, شما, لبانم, عقربه, شتاب, رقصیدند, خودشان, انداختند, پنج, میدویدیم, مسعود, دوستی, نتها, دوازدهم, خوش, ببرد, بیاید, آغوشت, بودنت, پرواز, کهنگی, تقویم, کاهی, بگریزم, گورشان, لجباز, بریزد, باش, سرفه, هوایی, کودکی, میگذارد, شومینه, کدامین, بهانه, حواسم, آوردپشت, چترت, نبرده, نگرانم, میبارد, چسبد, رابطه, راهبه, کنیسه, رقاصه, معابد, هند, میخواهم, افسوس, پنبه, دستانت, بچینم, موهایت, میخواهد, دلگیر, خداحافظی, گریزانی, داغی, معا, شقه, انزوای, کمدها, برده, عروسک, کودکیت, ریزی, لجوج, بارش, امسال, دیر, بارانی, نامه, برگشتی, بلاتکلیفم, قطارهایی, انتظارشان, کجا, رسم, داشتنت, نداشتنت, منتظرم, هجده, توسال, گیسوانم, میکاشت, ایستگاهی, قطاری, سیزدهم, هوا, هواییم, ایام, وتند, اردو, سالن, صدها, سرچشمه, تعدادی, اطرافش, حلقه, سرش, عکس, میبندم, اتاقمان, دلتنگی, غریب, داخل, سرتا, سرک, یابد, اندوهش, میتکاند, افتم, جایشان, ریخته, لبخندش, پاهایش, طفلی, ریز, درشت, میخورم, میتوانست, قهر, دلخوری, اواخر, وبلاگش, نشد, نشود, چیزها, آسمانی, شاه, میتوانم, مشت, نرم, ولطیف, وقتش, بدهم, کسانی, دوستشان, ناراحتیشان, دلگیرم, چروکیده, نفوذ, قول, چشمم, معوج, تصویر, متحرک, شفاف, بعضی, نسوزاندم, نگذاشتم, مرهمی, نمیشوند, پالتوی, گرمی, پولش, بخرم, یقه, گوشهایم, امتداد, خیال, شهریست, بگیرم, پنهانشان, دختران, بمبستش, اندیشم, بهار, وزمستان, بابرفی, وپدربا, خشونت, وبوسه, سراغ, روزهایم, آیند, دونفرجاندارد, رانزدیکتربیاور, رانزدیکتر, بیاور, تانک, درختان, زیبانیستند, صدایی, ازشاخه, هامی, گنجشک, سرمی, راسربرده, اینکه, بگویم, کافی, بیدارت, اداره, وپشت, میزکارسالخورده, پیرشوی, فهمم, درآینه, وانگشتانی, شکوفه, سرخ, برایت, چاقوها, بریده, وبه, آخرقصه, برسم, یاخوابت, یامرده, کتابها, خمیازه, وکتابخانه, بایدعقب, وانتی, وبرد, هرصبح, باچمدانی, هرشب, برمی, گردم, سفر, دانستم, طناب, دورگردنت, پوسیده, وهمیشه, فکرکنی, چهارپایه, زیرپایت, لال, بريل, بوي, آيد, مغازه, فروشي, تعمير, ساز, گمان, چيز, ديگري, باروت, ژنرال, مدال, بگيرند, اسلحه, سازان, کهنه, دانند, واين, داند, احترامش, دقيقه, کمي, بيشتر, تعارف, نيست, پلي, دستش, گيرد, تکه, کاغذ, کافي, خوشبختانه, برادرهاي, ناتني, نداشته, چاه, بيندازند, مفاصلم, گورهاي, ترانه, بومي, برلين, نامم, قفسه, کتابخانه, مسافرخانه, هايي, سپيد, سياه, مردي, کلمات, سوال, مانند, جوابي, بجويم, تشنگي, هيچ, خرافات, پيرمرد, عادت, پنجاه, انگيز, پايان, رسيده, باشي, هيچكس, سرت, تواند, كشوري, سرود, ملي, قلبي, بخش, ليونل, مسي, دروازه, رئال, مادريد, گاوخشمگين, پيراهن, قرمز, كند, تنهايي, تنهايم, شبيه, مهاجراني, غربت, سفارت, كشورشان, گيرند,


Text of the page (random words):
ابوس میدیدم گاهی در خواب می دیدم که گلویش را گرفته ام و می فشارم و عرق میکند و بعد حیران و مبهوت بیدار میشدم مدام گم میشدم روز ها و هفته ها در هیاهوی ماشین ها و خیابان ها و در سر و صدای این شهر جهنمی خشمی عمیق احاطه ام کرده بود و نفرتی حقیر که مثل یک بالن مدام بزرگ میشد و بزرگتر تمام روز ها چرت میزدم پنجره اتاق کارم به خلوت غمگین و تف دیده ای باز میشد که پشت آن پنجره یک مرد را میدیدم که مدام میان خانه ام می چرخد و به گلدان ها آب میدهد یک نفرت عمیق در من حلول کرده بود جستجوی من برای شناخت سحر نتیجه ای نداشت خیانتی هولناک که هر لحظه از درز های پنجره خانه ام به بیرون می خزید و از فراز این شهر بزرگ و آغشته به دود و کثافت به اتاق کارم می رسید حس های بد و بو های نحس که در اطرافم اتراق کرده بودند من مدام مردی را می دیدم که با یک لبخند مضحک میان خانه ام می چرخد و به گلدان ها آب می دهد هرگز تا این حد خودم را خسته و پریشان و بیمارگونه ندیده بودم دیوار های شهر با یک انحنای غم انگیز به سمت من خم میشدند و هر آن احساس می کردم که بر سرم آوار شوند سرم گیج میرفت و عق میزدم گاهی مشکوک میشدم نکند دوباره بیماریم عود کرده است هر چند مطمئن نبودم تمام آن چیزهایی که میدیدم و حس می کردم درست باشد ولی نه من بار ها و بار ها مردی را دیده بودم که هنگام ورودم به آپارتمان از پله ها پایین می امد گاهی حتی به این دیدن شک می کردم گاهی دچار تردید میشدم که اصلا مردی را دیده ام که به موازات ورود من از پله ها پایین می اید مردی که تمام لباس هایش بوی گلدان های خانه ام را می دهد گاهی به او خیره میشدم من به یقین میدیدم که صورتش هیچ فرقی با من نداشت همان چشم ها همان بینی و شاید مردی پیچیده در علاقه ای گمشده که مرا با خودش میبرد و من با حسرت به خودم نگاه میکردم به کسی که لای توهم های من زندگی میکرد مردی که در ثانیه هایم میلولید و با سیگار هایی که دود می کردم به اعماق وجودم رخنه میکرد پس من چاره ای نداشتم باید اتفاق می افتاد ومن نباید خودم را سرزنش میکردم حالا یقین دارم که همه چیز تمام شده است که دیگر مردی را نمی بینم که به گلدان های خانه ام آب میدهد که هر روز به موازات ورود من از پله ها پایین می آید دیگر مردانی نیستند که پشت هزاران تلفن موبایل و رایانه به انتظار نشسته اند حالا یقین دارم که سحر آرام و بی صدا روی تختش دراز کشیده است و یک لامپ زرد کم رنگ با چشمانی خواب آلود به رختخوابی خیره مانده که حالا جنازه زنی را به آغوش کشیده است نوشته شده در جمعه پانزدهم دی ۱۳۹۱ ساعت 12 17 توسط احمد رضا حسن زاده سلام به همه دوستان عزیزی که داستان های نه چندان خوب منو میخونن و نظر میدن این داستان توی کارگاه خونده شد و صحبت های زیادی رو به دنبال داشت ممنونم از همه دوستانی که منو راهنمایی میکنن و کمک میکنن تا کارهای بهتری بتونم بنویسم ممنونم از دوست عزیزم آقای هژبری عزیز که نظر موافقی هم راجع به داستان نداشت همیشه سعی میکنم از نقد های سازندش استفاده کنم امیدوارم آستانه تحملمون رو ببریم بالا و برای جوانتر ها الگوی خوبی باشیم آرزوی بزرگ یحیی خاله رعنا که خبر آورد بند از بندم باز شد کلاس را نیمه تمام تعطیل کردم روز عجیبی بود انگار ده ورم کرده بود و مه غلیظی توی کوچه هایش ولو بود من از کلاس زدم بیرون تا هر چه زودتر خودم را به عالیه برسانم انگار هنوز کلاس درس تمام نشده بود من می دویدم و اعداد و حروف از دهانم بیرون میریخت ودر دالان های تو در توی گوش هایم سربازان و پیک ها و وزیران فریاد می کشیدند و در اطرافم صد ها رود خانه جاری شده بود و چندین کوه مرتفع که از انتهای کتاب جغرافیا سر بر افراشته بودند و بچه ها که با هیاهو و بدون توجه به روح ورم کرده من از لا به لای این ازدحام های درهم و برهم می دویدند و دور میشدند یک سکوت مرموز و موزی دست مرا گرفته بود و با خود می برد و مدام خودم را میدیدم و مادرم را که با شانه هایی لرزان از سرازیری ده پایین می رفتیم تا یک جفت و بچه را توی قبرستان قدیمی ده چال کنیم من مسیر مدرسه تا خانه را طی می کردم از دل طبیعتی ناب مرا احاطه کرده بود و مدام به عالیه فکر می کردم که یک آرزوی بزرگ زیر پیراهنش و در اعماق کمر گاهش رشد کرده و بزرگ شده بود گاهی از مادرم و آن صحنه منزجر کننده جدا می شدم و یک حس کیف اور پا به پای من میدوید خوب یادم هست که چند بار سر زندگیم را در پای کوه های بلند ده فریاد کشیدم و انعکاس آن خوشحالی در کوه های اطرافم تکرار میشد و یک لذت مبهم و باکره را انعکاس میداد صلواه ظهر بود که من در خانه بودم پشت پنجره اتاقی که پر از بوی تن عالیه بود و مادرم که سخت می کوشید تا خاطره تلخ سال های دور را از پیشانی این خانه پاک کند و من آرام و بی صدا سردی رحم و عبور خون از بند ناف را میشنیدم اما دو دلی یاس و امید کلافه ام کرده بود که آیا باز هم در آن لحظات ترس و وحشت غیر از پناه بردن به زاویه بین پاهایم و مچاله شدن در خودم کاری از دستم بر نمی آمد گاهی از پنجره دور میشدم و به آخرین مرگ ها و تولد ها می اندیشیدم مرگی بی صدا و سرد وگاهی برعکس در لذت تمام نشدنی تولد یک نوزادغرق می شدم و شیار های صورتم را با یک لبخند محو می کردم اما به ناگاه یک سپیدی ابریشمی و برهنه روی خانه محقرم پهن شد و از پشت پنجره چوبی و نه چندان بزرگ اتاق به موازات صدای اذان صدای گریه نوزادی را شنیدم که بر روی خطوط موازی زندگی و همراه نفس های گرم عالیه به تن سرد من می خورد و یک لبخند که پاورچین پاورچین از روی لب های من می گذشت و از جاده نمناک و خاکی ده سلانه سلانه میرفت تا به تمام خانه های گلی ده برسد پایان پاییز 91 اسفراین نوشته شده در دوشنبه بیستم آذر ۱۳۹۱ ساعت 21 40 توسط احمد رضا حسن زاده آشوب اوایل پاییز بود که من بازگشتم با یک مدرک دکتری در جیبم با ده سال تلاش برای از یاد بردنش به بیمارستانی در شهر کوچکم آفتاب از کمر تبریزی ها پایین آمده بود که من وارد بیمارستان شدم و در اولین راه رو ها به سمت اتاق ریس لیلا را دیدم پیچیده در عطری ملایم که به ناگاه از مقابل چشمانم گذشت زیبا و خواستنی انگار یک نفرین هزار ساله دامنم را گرفته بود از مقابل چشمانم گذشت بی آن که مرا ببیند برای لحظه ای مثل یک بغض به گلوی بیمارستان چسپیدم او راهش را ادامه داد تا از بیمارستان خارج شود و من بی اختیار به دنبالش به راه افتادم او گذشت از روی پله های جلوی بیمارستان که آرام و بی صدا آفتاب می گرفتند و از کنار حوضی که آبی آسمان از کناره هایش بیرون میریخت روحم خیس شده بود ودر دلم آشوب بود باورم نمیشد بعد از ده سال او را درست روزی و جایی ببینم که قرار بود همه چیز را از نو شروع کنم برای لحظه ای روی نیمکت رنگ و رو رفته حیات نشستم کنار آفتاب مطبوع پاییزی که در کنارم خستگی در می کرد ومن در یک حس مرموز فرو رفته بودم و این فکر در من قوت می گرفت که تمام مردان زمین از یک شکست عاشقانه بر می گردند بعد از سال ها چقدر جهان برایم خواستنی شده بود درست مثل صورت کک و مکی لیلا من نشسته بودم روی ابر های سپید بالای بیمارستان و فارغ از تمام آدم های جهان پا هایم را از لبه ابر ها آویزان کرده بودم و به اطراف خیره برای لحظه ای در زاویه ای از ذهنم پنجره ای باز شد فکر یک اتاق گرم و تصور این که لیلا کنار ما هی تابه بایستد و برایم نیمرو درست کند ذهنم را درگیر کرده بود و مدام همسرم را میدیدم با چمدانی مشکی که داشت وسایلش را جمع می کرد گیج شده بودم و نمی توانستم انتهای آن راه را حدس بزنم چشمانم را از آن پنجره گرفتم و باز یک سردی تند و منجمد کننده را زیر پوستم حس می کردم و یک شب مرطوب و مکنده که می آمد تا تمام روشنی های اطرافم را ببلعد هیچ چیز نمی توانست عمق آن درگیری ها را شهادت دهد چگونه می توانستم به آن شک کشنده بی تفاوت باشم و باور این که این ها همه ادامه ده سال سکوت و سکون یک دوست داشتن بوده که از ریشه و ساقه های روز های گذشته بالا آمده و در تمام پیکرم پخش شده است متحیر بودم چرا سکوت این همه سال ها همیشه در نظرم آرام و بی صدا می نموده در حالی که سال ها مرا احاطه کرده و یک دوران بی پایان به دایره هایی با مرکزیت من روز ها و ماه ها ادامه داشته و سرانجام تمام وجودم را تسخیر کرده بود چشمانم را از آن بالا به سطح حیات دوخته بودم به پله های جلو بیمارستان و گوش هایم حریص شنیدن دوباره صدایش و یک کفر مقدس که تمام وجودم را احاطه کرده بود یک عشق نیمه روشن مثل مته تمام معادله های اخلاقی وجودم را سوراخ کرده بود و یک آغوش ناب و باکره مرا می خواند دو دلی کلافه ام کرده بود که آیا باز هم تسلیم خواهم شد آیا پشیمانی مثل یک تیغ لخت تمام زندگیم را خواهد برید به خودم آمدم روی نیمکت وسط حیات نشسته بودم عرق تمام صورتم را پوشانده بود اما به وضوح میدیدم که بعد از سال ها این اولین باری بود که کرختی و لذت طولانی و شیرین یک دوست داشتن را درک می کردم کسی نباید مرا در آن حال و روز میدید در چنین اوضاع و احوالی کاری از دستم بر نمی آمد روی تمام آن سال های از دست رفته تنها صفحه ای از یک کتاب را میدیدم که ناخوانده باز مانده بود پایان نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۱ ساعت 16 3 توسط احمد رضا حسن زاده حیرانی سلام یحیی رفیق روز های نه چندان دور امروز با آیدا رفته بودم همان پارکی که برای اولین بار مرضیه را دیدی یادت هست وسط های زمستان بود پارک لباس برف پوشیده بود مرضیه و چند تا از دوستان هم دانشگاهیش زیر کاج هایی ایستاده بودند که صبورانه تابستان را در زمستان ادامه می دادند من امانتی زن دایی را به مرضیه دادم و تو بی مقدمه عاشق شدی و بعد از مدت کوتاهی ازدواج و بعد از آن من هنوز به خودم نیامده بودم که آیدا هم به دنیا آمد اما به همان سرعت بی مهری و سردی آرام و بی صدا به خانه تان خزید و به دنبالش محبت برای همیشه از زندگیتان رخت بر بست تو و مرضیه به هم زدین درست وقتی که آیدا دومین زمستان عمر کوتاهش را پشت سر گذاشت تو ترکشان کردی و مرضیه دست آیدا را گرفت و رفتند یک گوشه این شهر لعنتی و منو تو برگشتیم بندر انزلی روی لنچ حاج رسول می رفتیم صید و یک آلونک دنج هم گرفتیم گوشه شهر روز ها به کندی می گذشتند و من هر روز تنفر را از عمق چشمانت می خواندم و یقین کردم که دیگر مرضیه را نمی خواهی که دیگر دوستش نداری یک حس عجیب مثل خوره افتاده بود به جانم و دست بردار نبودخسته بودم مثل پیرمردهایی که از کوچ عقب میمانند غروب ها به دور از چشم تو می رفتم یک گوشه ای کنار دریا می نشستم وتا شب فکر می کردم و بعد مثل آدم های مونگول بر می گشتم پیشت روی لنچ و با حاج رسول و بچه ها میرفتیم صید و صبح آفتاب نزده بر می گشتیم تو بی حو صله شده بودی و بد اخلاق بی روح مثل گل های روییده از گچ بری های سقف مثل یک رباط می امدی و می رفتی و آنقدر ادامه دادی که دیگر نتوانستم تحمل کنم و یک روز وسط های زمستان از تو جدا شدم مثل تو که از مرضیه بی معطلی راهی شدم اتوبوس به سمت تهران می شتافت و سال های از دست رفته به سمت من درست مثل فیلمی که می زنی از اول برگردد صحنه ها به سرعت از مقابل دیده گانم می گذشتند تهران در دل برف ها دراز کشیده بود و سرما توی جمعیت ولو بود و ساعت ها بی توجه به زمستان گام بر می داشتند و مرا دست به دست به خانه مرضیه نزدیکتر می کردند شب از نیمه گذشته بود که من زنگ خانه اش را به صدا در اوردم در اوج سرما ودر آن نیمه های شب مرضیه در حالی درب را گشود که از تعجب خشکش زده بود و حیرت توی بی خوابی چشم هایش موج میزد ومن غریبانه در آستانه در مثل آدمی که از انتهای یک خواب پریشان یک هو بپرد بیرون و جلوت بایستد ظاهر شدم و از او خواستم که آن شب مرا بپذیرد و پناهم دهد او سرانجام بر تردید هایش غلبه کرد ومیهمان ناخوانده را به منزل راه داد نجابت و حیایش مرا معذب می کرد آیدا از دامن مادر جدا نمیشد تازه از خواب پریده بود دوست داشتنی بود و آشنا مثل کسی که سال ها ست از یاد رفته بعد از صرف غذایی مختصر مرا به اتاقی راهنمایی کرد و خودش به اتاق دیگری رفت نیمه های شب دستی مرا از خواب بیدار کرد مرضیه بود که آرام و بی صدا به اتاقم آمده بود او از من خواست برای چند لحظه ای کنارم بنشیند فقط همین من متحیر ولی برای این که حرمتش را نگاه داشته باشم پذیرفتم و مرضیه به آرامی کنارم نشست و چند لحظه سکوت ما را در آغوش کشید آنقدر که حرم نفس هایش را حس می کردم او به سختی نفس می کشید بغض سال ها و ما ه ها تنهایی سر باز کرده بودندو به سختی اشک می ریخت ومن سرگشته نگاهش می کردم گویی از من پناه می خواست ومن حیران مانده بودم که تنهایی بشر گاهی چقدر سخت و جانکاه می شود شب از نیمه گذشته و من روی انبوهی از روز های نیامده و رفته غلط میزنم و آیدا آرام و بی صدا در کنارم به خواب رفته و مرثیه ای گنگ در سرم می پیچد و صدای موج هایی که بی تاب خود را به بدنه لنچ می کوبند و مدام تو را می بینم که بی روح مثل گل های روییده از گچ بری های سقف روی لنچ حاج رسول به صید می روی و صبح هنوز آفتاب نزده باز می گردی احمد رضا حسن زاده تابستان 91 نوشته شده در دوشنبه سوم مهر ۱۳۹۱ ساعت 16 55 توسط احمد رضا حسن زاده تو ای بانوی باران ای دختر آبان تو ای شمیم مزرعه های چای ای تمام چهارشنبه های گریخته از من امروز بوی باران می دهم بوی پاییز بوی تو و آن بلوط های دو سوی گذار که میعادگاه قرارهایمان بود تو کشف تازه ای نیستی شوکا که باز هم گریخته ای با پیراهن هایی دریده از تمام زمستان هایی که نا غافل رسیدند و ابر هایی که نا به هنگام غریدند و من امروز لبریزم از تو که با من با رود با دریا قرابت داری و می توانی بمانی وسیر آهم کنی و باز گردانی تمام آن چهار شنبه های گریخته را نوشته شده در شنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 13 51 توسط احمد رضا حسن زاده بالکن دختر زیبای روی ملحفه ام را کنار میزنم بانویی که مادر دست و پایش را به پتویم سنجاق کرده مثل همه عصر های کسالت باری که تمامی ندارند خسته از کار روزانه دوباره من مانده ام و طبقه دوم یک آپارتمان و یک بالکن که تمام تنهایی مرا پر میکند می نشینم سیگاری آتش می زنم و یک استکان چای داغ داغ می ریزم و نگاهم میدود تا فرار کند از این همه روزمرگی گاهی ساعت ها روی صندلی توی بالکن مینشینم و فکر میکنم ویا ساعت ها توی اتاقم قدم میزنم یا مینشینم روی کاناپه درست وسط هال و انگشت شصتم را تکان می دهم تا شاید این عصر های لعنتی زودتر تمام شوند آفتاب هم لجبازی می کند و اشعه هایش را آرام تر از همیشه به سمت پنجره میکشد به ایوان بر میگردم و برای لحظه ای به کوچه ای می نگرم که زیر بالکن دراز کشیده است من از این کوچه های بزرگ بیزارم دلم یک کوچه تنگ می خواست و بمبست که من در سایه روشن غروب هایش دختر و پسر جوانی را میدیدم که در خلوت کوچه مان یکدیگر را می بوسیدند به تبریزی روبرو خیره میشوم که اشعه های بی رمق خورشید بر بلند ترین نقطه اش گز کرده اند و شاخه های جوانی که با شیطنت خاصی اتاق دخترگ جوان آپارتمان روبرورا دید می زنند به رخت آویزی که چند لباس زیر خوشرنگ به بند هایش آویخته و آرام و رخوتناک زیر نور ضعیف آفتاب نشسته است آپارتمان هایی که سر به فلک کشیده اندو خیابان های درازی که با عجله هزاران عابر و ماشین را جا به جا می کنند در این شهر شلوغ من تنها دخترک تازه بالغی را می شناسم که گاهی به بالکن خانه روبرو می آید و لباس های زیبایش را روی رخت آویز می اندازد بی آن که مرا ببیند و یا نیم نگاهی بیندازد او که میرود من می مانم و یک بالکن انگار من هم ادامه این ایوانم ادامه این درخت ها و ساختمانها و کوچه ها اما زندگی جریان دارد در رگ های این شهر در موی رگ های این خانه ها در رخت آویزی که چند لباس زیر خوشرنگ دارد حتی در بازی گوشی شاخه های جوان آن تبریزی گاهی برای فرار از این همه کابوس چشم هایم را می بندم بیست سال از عمرم را میتراشم و از بالکن بر تن سرد پیاده رو می پاشم چشمانم را که باز می کنم از آن شهر وآن تبریزی مغرور حتی آن رخت آویز لعنتی خبری نیست آسمان خراش ها محو میشوند ومن به دور دست ها خیره میشوم به مزرعه های گندم و جالیزار های خیار به آن دور ها به خانه های گلی و آرام روستای پدریم که در سایه کوهی بلند خستگی در می کند و رودخانه ای که سلانه سلانه از کمرکش کوه پایین می آید واز زیر دست دخترکان باکره ده می گذرد ودر سینه سرد رود به پایین میخزد پدر را می بینم که در گوشه خانه باغمان نشسته وبا یک گونی کشمش و یک دیگ زود پز عرق خانگی درست میکند آه که چقدر دلم می خواهد یک جرعه از آن می نوشیدم و یا مادر که پیچیده در یک چادر گلدار سپید و نماز می گذارد و خروسی که در سرم آواز میخواند و سگ هایی که از انتهای گنجه ام پارس میکنند آنجا که قدیمی ترین آلبوم شخصیم را پنهان کرده ام شب آرام و بی صدا خودش را کشانده روی شهر ومن ساعت هاست که حیرانم که خوابم می آید خوابی که پشت پلک هایم کز کرده به اتاق میروم و بعد از چند بار غلت زدن روی تختخواب با دختری که مادرم دست و پایش را به پتویم سنجاق زده به خواب می روم صبح که اولین اشعه هایش را به صورتم میمالد بیدار می شوم گیج و مبهوت به اطراف نگاه میکنم خستگی هنوز توی تنم می لولد ساعت از هفت گذشته با سرعت زیاد لباس هایم را می پوشم بدون این که وقتی برای صبحانه خوردن داشته باشم ماشینم را روشن می کنم و گاز میدهم سرم گیج می رود یک سیگار روشن می کنم بوق می زنم مردی با لگد به سپر ماشینم می کوبد و فحش می دهد به او خیره می شوم ماشینی از پشت سرم بوق می زند و راه می خواهد برای لحظه ای نا خوداگاه در آینه ماشین خودم را میبینم که عرق کرده ام و دختری که آرام روی بالکن خانه روبرو لباسهای خوشرنگی را روی رخت اویز پهن می کند نوشته شده در شنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 13 40 توسط احمد رضا حسن زاده چقدر این روزها دلم می خواهد بروم توی یک شهر درن دشت بگردم روزها و هفته ها یک نفر را پیدا کنم که خواهرم نباشد حتی دختر دایی یا خواهرزاده ام دلم می خواهد از من سالها بزرگتر باشد یا کوچکتر که خیلی بیشتر از من حالیش شود یا اص...
Thumbnail images (randomly selected): * Images may be subject to copyright.GREEN status (no comments)

Verified site has: 54 subpage(s). Do you want to verify them? Verify pages:

1-5 6-10 11-15 16-20 21-25 26-30 31-35 36-40 41-45 46-50
51-54


Top 50 hastags from of all verified websites.

Supplementary Information (add-on for SEO geeks)*- See more on header.verify-www.com

Header

HTTP/1.1 301 Moved Permanently
Date Fri, 19 Jun 2026 18:36:18 GMT
Content-Type text/html; charset=utf-8
Transfer-Encoding chunked
Connection close
Location htt????/elinamydear.blogfa.com/
Server cloudflare
Cf-Cache-Status DYNAMIC
Report-To group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=%2FvruKrN8ZniLAm5zbn2WTOn2uk%2BY%2FvuaoXXSlhyIlSSnwh82jPOlDswYnyjOXYI%2FwmfnunEoN2Zt3TnKRWnY7Km2oC3yKBQdEE8Bffe0bV2RaMRY1vF90xYm3yDN8If8OI0M6w7SZ1Vz ]
Nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
CF-RAY a0e4a3774ac6d142-CDG
alt-svc h3= :443 ; ma=86400
HTTP/2 200
date Fri, 19 Jun 2026 18:36:18 GMT
content-type text/html; charset=utf-8
cache-control private
report-to group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=YoVo0NpRNJC59y8HbVKwjI2zrZg%2BG1O0pgyh1aRUS%2FUIpVu4WG6XPmtszeP3CQhi%2BKf5tKi1edfkg%2FTcETM4ASVFGBeIoMHyOFi%2FRf3QyDQkEK97KPmt4o2zkAhuHup%2Fa3FQPWe8HlfC ]
vary Accept-Encoding
server cloudflare
cf-cache-status DYNAMIC
nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
content-encoding gzip
cf-ray a0e4a3782fb83129-AMS
alt-svc h3= :443 ; ma=86400

Meta Tags

title=""
http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"
name="viewport" content="width=device-width, initial-scale=1"
http-equiv="content-language" content="fa"
name="description" content="شعر و داستان کوتاه ادبی"
name="generator" content="blogfa.com"
property="og:title" content="شعر و داستان کوتاه"
property="og:site_name" content="شعر و داستان کوتاه"
property="og:description" content="شعر و داستان کوتاه ادبی"

Load Info

page size20888
load time (s)0.376459
redirect count1
speed download55553
server IP 188.114.97.2
* all occurrences of the string "http://" have been changed to "htt???/"