Meta tags:
description= My Story این داستان ها نوشته شده توسط قلب من هستند;
Headings (most frequently used words):
کادوی, تولد, نوشته, شده, عشق, my, story, این, داستان, ها, توسط, قلب, من, هستند, خواب, فلج, کننده, خيانت, شيرين, واقعی, استرس, عاشقی, بی, وفا, منو, ببخش, دوست, دارم, یا, ندارم, شوخی, تلخ, دنیای, احساس, انتظار, سخت, سکوت, مرگ, مرده, باز, باران, وقت, قرار, بارون, پاییــــزی, تصــــادف, خــدانگهــدار, تنـــهایی, گم, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
بود (292), گفت (137), شده (117), داشت (108), اما (89), این (83), اون (81), حمید (81), دیگه (75), کرد (73), تویه (69), روز (59), سعید (56), ساعت (55), خودش (52), بعد (49), خونه (49), همه (48), خیلی (48), علی (47), میکرد (46), رفت (46), دوست (44), چرا (42), بهش (42), نبود (41), نوشته (40), دختر (38), واسه (38), پسر (38), فقط (36), رضا (36), آروم (35), حسام (35), حرف (34), سارا (34), داد (33), دارم (32), اینکه (32), سینا (32), اومد (31), کسی (30), آهو (30), میشد (29), سروناز (29), باز (27), بلند (27), سروش (27), دست (26), باشه (26), گریه (26), تموم (25), نگاه (24), کنه (24), کرده (24), نگین (24), توسط (23), وقتی (23), فکر (22), اشک (22), نامه (22), دید (22), جواب (22), بلاخره (22), مینا (22), میگفت (21), مادرش (21), چند (21), مثل (21), منو (21), آرزو (21), بغض (20), عزیزم (20), سلام (20), میزد (20), دلش (20), قرار (19), عشق (18), بیرون (18), همین (18), داره (18), کنم (18), روی (18), یکی (18), زنگ (18), هست (18), خدا (18), بدجوری (18), ولی (17), میرفت (17), هنوز (17), رفته (17), اين (17), بگم (17), بودن (17), سحر (17), دانشگاه (17), خدایا (16), نیست (16), پیدا (16), بده (16), نمیتونم (16), اگه (16), چیزی (16), های (15), ۱۳۹۰ (15), میشه (15), ببخشید (15), جلوی (15), خوشحال (15), طرف (15), شما (15), خلاصه (15), درس (15), استاد (15), کردن (15), سپیده (15), خودم (14), پدر (14), نداشت (14), بدون (14), بودم (14), منم (14), گفتم (14), حالا (14), گذشت (14), امیر (14), پارسا (14), کار (13), نداره (13), خوبی (13), تويه (13), بهم (13), داشتم (13), بابا (13), بازم (13), دوتا (13), بله (13), پیام (13), پدرش (13), عاشق (12), نمیدونم (12), صدای (12), اینقدر (12), میاد (12), داشتن (12), منتظر (12), بهت (12), واسش (12), هیچ (12), همدیگه (12), پارک (12), خانوم (12), توی (12), تنها (11), خاطره (11), صدا (11), خوب (11), اونا (11), بارون (11), دفعه (11), داخل (11), بزنه (11), جمع (11), چشماش (11), ازدواج (11), خبر (11), جزوه (11), ماه (10), همیشه (10), ۱۳۸۹ (10), حال (10), کاری (10), نمیدونست (10), گرفته (10), تحمل (10), دلم (10), زندگی (10), میخواست (10), سریع (10), جان (10), شروع (10), ازش (10), وقت (10), ظهر (10), بار (10), قبول (10), وای (10), زیاد (10), چیز (10), تولد (10), تنهایی (9), خیس (9), شدن (9), راه (9), رسید (9), دلیل (9), گرفت (9), رفتم (9), برم (9), خواب (9), سرش (9), انگار (9), میداد (9), بگه (9), زیر (9), حرفی (9), كنم (9), افتاد (9), آره (9), درست (9), موقع (9), پیش (9), وجود (9), شهر (9), برگشت (9), انتظار (9), میگم (9), تلفن (9), آقای (9), شکسته (8), آخه (8), کردم (8), واست (8), گلوش (8), یواش (8), دور (8), زده (8), الو (8), ديگه (8), همون (8), كردم (8), بدم (8), بره (8), نیاز (8), حتی (8), باش (8), باید (8), ندارم (8), کاغذ (8), هیچی (8), نفس (8), کلاس (8), خبری (8), آخر (7), پشت (7), باران (7), فروردین (7), ۱۳۹۱ (7), شنبه (7), مرد (7), مادر (7), سال (7), تعجب (7), طوری (7), میریخت (7), دیونه (7), اونو (7), درک (7), محبت (7), نشسته (7), خسته (7), میخوام (7), هستش (7), فشار (7), حرفا (7), داده (7), همش (7), مهم (7), فكر (7), مونده (7), بهتر (7), صبح (7), الان (7), تمومه (7), بیست (7), سنگین (7), نکرد (7), خداحافظ (7), دستش (7), میکنه (7), بعدش (7), لبخند (7), کنن (7), دادن (7), خورد (7), رویه (7), دوباره (7), میگذشت (7), سخت (7), زنده (7), خیابون (7), شماره (7), صداش (7), تبریک (7), تلخ (6), دنیا (6), مهر (6), خانه (6), پرسید (6), کجا (6), میدونم (6), رفتن (6), مردم (6), اشتباه (6), بوده (6), اینطوری (6), بیا (6), حاضر (6), گوش (6), یکشنبه (6), میامد (6), بیمارستان (6), میکنن (6), میره (6), ناراحت (6), خاطر (6), سوال (6), طوري (6), دقيقه (6), ذهنم (6), نتونستم (6), لباس (6), خجالت (6), جمعه (6), چشم (6), خورده (6), هیچکس (6), باهاش (6), میزنه (6), عصبانیت (6), دروغ (6), صحبت (6), حالش (6), ماشین (6), نکنه (6), اومده (6), دنبال (6), علاقه (6), نتونست (6), میگرفت (6), میخواستم (6), راست (6), اسم (6), اول (6), خواست (6), رابطه (6), نمیخوام (6), برای (5), خودکار (5), باشم (5), ترانه (5), حتما (5), ادامه (5), واقعا (5), وجودش (5), نمیکرد (5), درد (5), کنارش (5), دیوار (5), محکم (5), آدم (5), راحت (5), راهش (5), چون (5), امروز (5), آقا (5), مگه (5), پارك (5), كسي (5), مقدار (5), اينكه (5), اصلا (5), سرقرار (5), آماده (5), قول (5), دوسش (5), هستی (5), احساس (5), میگی (5), بخواد (5), داشته (5), فهمید (5), گفتن (5), یاد (5), میکنم (5), صورت (5), میگه (5), دقیقه (5), ضربه (5), خنده (5), سنگینی (5), بدو (5), ببخش (5), نداری (5), ناراحتی (5), کوچیک (5), نگهبان (5), صندلی (5), استرس (5), میکردن (5), ریخت (5), نوشت (5), ازت (5), داری (5), کنی (5), هاش (5), بیشتر (5), تلفنش (5), مراقب (5), خودشو (5), بگیره (5), همینطوری (5), نفر (5), شوخی (5), بدین (5), بفرمایین (5), بین (5), خوشحالی (5), کردی (5), هفته (5), حیاط (5), کنید (5), رفتار (5), تولدت (5), سرکار (5), رضایی (5), خیانت (4), فراموش (4), فریاد (4), چتر (4), بهمن (4), نزدیک (4), اینجا (4), نمیخواست (4), جایی (4), توجه (4), بودند (4), دیوونه (4), نمیتونست (4), کردند (4), دیر (4), شنید (4), میخورد (4), دوستش (4), هجدهم (4), تازه (4), حالت (4), خوابش (4), برد (4), شنیدن (4), لحظه (4), آورد (4), ترکید (4), چطوری (4), هستم (4), شاد (4), خوشش (4), جلو (4), بزار (4), همين (4), ميشدم (4), چقدر (4), صبر (4), كنه (4), ديدم (4), ساعتم (4), ميكردم (4), اگر (4), دير (4), چطور (4), شانس (4), خوابم (4), مادرم (4), خيلي (4), چيكار (4), غذا (4), دانشجوها (4), جمله (4), بچه (4), پای (4), حسرت (4), اینه (4), فایده (4), میمیرم (4), نوبت (4), نیستم (4), میده (4), خواستگار (4), میگفتن (4), قلبش (4), بالا (4), وضع (4), روزی (4), توضیح (4), زمین (4), مامان (4), روزها (4), دسته (4), نگاهش (4), زیبا (4), چیکار (4), نفسم (4), آزمایش (4), خوبه (4), اشکالی (4), یعنی (4), دونه (4), کیفش (4), خونوادش (4), کوه (4), میدونه (4), شوهرش (4), خانومم (4), برداشت (4), گفته (4), قبر (4), بشه (4), راستش (4), ازتون (4), کلیه (4), بهترین (4), برو (4), همینطور (4), بگیرم (4), مجیدی (4), پسرا (4), چیه (4), لطفا (4), شکرت (4), جون (4), دختری (4), آسمون (4), تولدم (4), تولدش (4), کادوی (4), امتحانات (4), ترم (4), علیزاده (4), کلبه (3), سکوت (3), فردا (3), آبان (3), تیر (3), شهریور (3), خانواده (3), داداش (3), خیره (3), بفهمه (3), رفتارش (3), بریم (3), همسرش (3), خوند (3), پایین (3), بخوریم (3), شدم (3), پسرم (3), تصادف (3), بودی (3), نمی (3), میخواد (3), بعضی (3), عصبي (3), ببينمش (3), دوشنبه (3), روزنامه (3), نيست (3), اولش (3), روي (3), بياد (3), اومدم (3), پول (3), حركت (3), گرفتم (3), دراز (3), ميرم (3), ناهار (3), نشستم (3), سرم (3), نكنه (3), بزاره (3), زدن (3), یادت (3), عاشقی (3), خالی (3), مدت (3), خواهش (3), ازم (3), بنده (3), چشمای (3), میگیره (3), حواسم (3), میبینه (3), ببین (3), باور (3), پاره (3), بسته (3), میدونی (3), ساده (3), نیستی (3), بگو (3), تلخی (3), مادرت (3), پایان (3), میشدن (3), میشینه (3), خون (3), داستان (3), گیج (3), دعواش (3), تقریبا (3), یکبار (3), ببینه (3), میشست (3), حالی (3), برات (3), دنیای (3), خوبم (3), عوض (3), فردای (3), ممنون (3), خوش (3), اصرار (3), کنار (3), سمت (3), باهات (3), یکم (3), گونه (3), قرمز (3), اولین (3), آتیش (3), منی (3), دارن (3), دیدن (3), آیینه (3), ارزش (3), مهربونی (3), نوشتن (3), هروقت (3), جونم (3), مشکل (3), اجازه (3), فرصت (3), ترسم (3), مدرسه (3), آرامش (3), بیای (3), عزیزدلم (3), مشکلی (3), بشم (3), خندید (3), شرکت (3), دخترا (3), کشید (3), کمکم (3), سرکلاس (3), خیالش (3), شدی (3), طاقت (3), بقیه (3), چپش (3), نتونستی (3), خوشی (3), آدماش (3), خودت (3), احساسی (3), قطع (3), موضوع (3), شادی (3), قبل (3), بخدا (3), یادتون (3), انجام (3), هرچند (3), نشست (3), مبارک (3), مسخره (3), هرکاری (3), برگرد (3), خونواده (3), دلشون (3), روزگاری (2), عاشقانه (2), جاوید (2), آبی (2), خیال (2), یادگاری (2), گاهـی (2), هایی (2), آذر (2), ۱۳۹۲ (2), وبلاگ (2), هفدهم (2), نمیدونی (2), کجای (2), دارید (2), ایستاده (2), بدرفتاری (2), نسبت (2), بخرم (2), صدایی (2), ساعتش (2), غصه (2), عجله (2), خدانگهدار (2), خریدم (2), صبحانه (2), بالای (2), تونست (2), صورتش (2), اینا (2), قدر (2), آینه (2), براش (2), فرار (2), کنند (2), عده (2), اومدن (2), هوا (2), پاهاش (2), خرش (2), خشک (2), نزد (2), برگشتم (2), افتاده (2), نخورده (2), ميخواستم (2), كلا (2), مات (2), مبهوت (2), جوري (2), بيام (2), وقتي (2), هيچ (2), بشينه (2), صندلي (2), رويه (2), ميخواست (2), بگيرم (2), بزنم (2), حساب (2), تاكسي (2), دادم (2), چيزي (2), داري (2), ميخواي (2), سريع (2), پوشيدم (2), تونستم (2), بيا (2), ببره (2), صورتم (2), زدم (2), كرد (2), نميكردم (2), پياده (2), حوصله (2), نيم (2), ميره (2), ميكرد (2), استراحت (2), خوردن (2), سفره (2), واي (2), بخورم (2), بيرون (2), يواش (2), مثلا (2), نياد (2), فرداش (2), امتحان (2), شيمي (2), مشروط (2), كشيدم (2), دوسم (2), كلاس (2), دوم (2), آید (2), زود (2), خود (2), قلب (2), غمگین (2), یادم (2), دانه (2), جور (2), امیدوارم (2), بیاد (2), قشنگ (2), جای (2), داریم (2), میخوای (2), گشت (2), پشیمون (2), پسری (2), نرو (2), حرفای (2), بزاری (2), امید (2), دار (2), مرده (2), آرزوی (2), زدی (2), گلم (2), میفته (2), مردن (2), افسرده (2), همسایه (2), خواستگارش (2), جلوش (2), جاهایی (2), همچین (2), نتونسته (2), وفاداری (2), برمیگشت (2), یکدفعه (2), باشن (2), مریض (2), مرگ (2), هفتم (2), دچار (2), میومد (2), نیومده (2), حضور (2), تلفنی (2), میلرزید (2), زیبایی (2), چشمی (2), آرومی (2), میزدن (2), میرفتن (2), هرکسی (2), نپرس (2), زندگیت (2), کارهای (2), عشقش (2), سردرد (2), دکتر (2), عمل (2), بشی (2), گفتش (2), کجایی (2), عشقم (2), تنگ (2), شدید (2), ذره (2), برق (2), گوشی (2), شادمهر (2), بردن (2), تحت (2), تاثیر (2), آبنبات (2), برداره (2), چشمش (2), سرعت (2), حواسش (2), پرت (2), دوید (2), انداخت (2), اونطرف (2), میام (2), واقعی (2), آشنا (2), آهنگ (2), میخوند (2), گذاشتن (2), قطره (2), خونتون (2), کجاست (2), بلافاصله (2), داغون (2), شکست (2), توصیف (2), کافی (2), فوران (2), نخواست (2), بشیم (2), نبودن (2), جوری (2), برسه (2), گوشش (2), صبحونه (2), شست (2), تختخواب (2), امکان (2), ششم (2), شکستی (2), سرقبرم (2), خوندن (2), بمونم (2), میدم (2), برگشتی (2), خرج (2), دخترش (2), قلبی (2), پشتش (2), بزرگی (2), هیچکدوم (2), نفهمید (2), کمک (2), ترس (2), بیام (2), خوشم (2), میرم (2), دنبالش (2), چهارشنبه (2), باعث (2), بغضش (2), فحش (2), اشکهای (2), اشکهاش (2), عمرمو (2), میتونست (2), ولش (2), میاورد (2), واسم (2), شکر (2), پرستار (2), هیچکسی (2), وفا (2), جدا (2), ایستاد (2), عصبی (2), دستپاچه (2), میکنی (2), خوشگله (2), مجبور (2), میخندید (2), بهتون (2), صالحی (2), حول (2), عمیق (2), هاتون (2), کردین (2), جزوتون (2), پرسیدم (2), جلسه (2), هستین (2), درسش (2), حواست (2), نباشه (2), موقعی (2), آرزوش (2), آفرین (2), نداشتم (2), ببینن (2), عقل (2), آدما (2), میبینی (2), نذاشت (2), بیاره (2), بفهمونی (2), رنگی (2), میمونه (2), باقی (2), وجدانم (2), خاموش (2), خوبین (2), جوره (2), نده (2), دلت (2), فهمیده (2), تونسته (2), زیادی (2), دیروز (2), هیچوقت (2), یادشون (2), نفری (2), جوون (2), دوتاشون (2), جالب (2), بتونه (2), رفیقاش (2), باشند (2), تغییر (2), روحیه (2), همکلاسی (2), روزهای (2), قسمت (2), لکنت (2), بفرمایید (2), خوشگلی (2), نمیدید (2), چندبار (2), موبایلش (2), دانشجوی (2), عمر (2), تورو (2), نباشید (2), بابام (2), ماموریت (2), فلج (2), دعوا (2), دوان (2), حقیقت (2), تکرار (2), غیر (2), بال (2), ارتباط (2), داوطلب (2), دستشو (2), story (2), blogfa, com, قهوه, ديشبـــــــــــــــ, ديـــــــــدمش, چــشـــــم, بـــــارونـی, جرمم, ღدختری, بادღ, lovely, time, نسل, سکوتت, نمیبخشد, روياي, تنهايي, سقفی, وسعت, آسمان, کـــلبــــه, تـــنهــــایــی, meysam, سرگیجه, خاطرات, ابـــــــــاعبدالله, الحسیــــــــن, بیکسی, دلهای, رویایی, نشدنی, بیروبار, پري, خدایی, نزدیکی, دکوراسیون, راز, مهدیس, پرواز, درباران, پرده, tannaz73, میارمت, سکوتی, ماتم, افزا, کناری, مرغ, شیدا, wellcome, different, life, میشا, افسانه, فانوس, alone, boy, جاده, حسین, زهرا, دفتر, میخواهم, ابد, تمنای, چشمانت, ققنوس, روناک, يادت, همسفر, درلابه, لاي, كوهها, خطوط, امتداد, آرمین, نیمکت, ابرهای, بارانزا, غــــریب, قـــریب, شیشه, طلوع, خام, shamim, darya, ممنوع, angel, girl, قاب, تهی, ღصندوقچه, دلღ, شادكده, تقدیم, درکنارم, دلتنگی, هام, نزن, پیوندها, پیشین, عناوین, آرشیو, پست, الکترونیک, آفتاب, میتابد, پرنده, خواند, نسیم, وزد, گویم, است, جهان, زیباست, کجاش, ناپدید, شدند, مگر, فلان, ایستادید, برگرده, اونجا, رفتنش, میکردند, کارش, لایق, رفتاری, برخورد, اشتباهش, جدیدت, دیشب, بودیم, ساعتت, خراب, مبهمی, فرا, تنهاست, نمیکنه, نمیگه, تنـــهایی, کردو, نمایشنامه, چندتا, نان, توهین, خدانگهــــدار, خــدانگهــدار, گفتند, سختی, اشکشون, آمد, دهنش, هایش, خدایــــا, بخت, سیاهش, تصــــادف, ایستادی, خونشون, دعا, دادند, کسایی, گیرند, متنفرم, هاشون, رفتند, گرفتند, راهشون, باریدن, دونست, ابـــری, برگ, پاییزی, رفتـــگر, یکجا, میری, پاییــــزی, نوزدهم, درسمو, خوندم, خوابيدم, هيچي, عزيزم, خودتو, نكن, گوشيم, دستم, ميگفت, نميزني, التهاب, اضطراب, تحميل, كرده, درسم, قرارم, ميتونستم, ميخنديدم, محض, بدجوري, بشينم, گريه, پيرمرده, ببخشيد, موندم, زورم, ميومد, شايد, ميكنم, ديروز, ميخونه, ميگشتم, گوشي, موبايلم, درآوردم, ميزدم, چشمم, تاريخ, روزي, پير, مردي, معرفته, حتي, نشده, ميگفتند, اومديم, اينجا, نديديم, كسايي, پرسيدم, نديدين, راننده, كتك, گير, ميده, سرزنش, رسيدم, چيه, ميدي, چطوري, ميخوام, كنار, برسم, ريخته, كفش, پاركي, بخوابم, همچين, مهمي, لعنتي, فرفره, زمان, كردو, بخوابي, لااقل, لباساتو, بيار, بگير, بخواب, بفهم, براي, پيدا, يكدفعه, چشمام, سنگيني, تصميم, تختم, بكشم, سوالهاي, ناتموم, طول, بكشه20, بقيه, هواي, سردي, ميرسم, عقربه, ناز, ميكنه, نميخواد, اينم, رسيد, مشكلي, پيش, كرديم, ديوونه, تكوني, غذاي, حسابي, دانشگاهم, ميل, فكرا, نميزاشت, ميلم, ولي, فكراي, گوناگون, حرفيه, ميخورم, صدام, بخور, سوالها, ميامدن, كلافه, ميكردنتا, جلوي, آرايشگاه, صفايي, موهام, كوتاه, حموم, دوش, قراري, هزار, ديونه, قيافه, سركار, نرسم, يكبار, پاس, نميتونستم, بدبخت, يعني, اولين, يكطرف, قلبم, هياهويي, برپا, نميدونستم, زبونم, نمي, چرخيد, يكم, واضح, خودموني, باره, اولم, فكرم, نوشتيم, بنويسيد, آخراي, فيزيك, میگردم, جار, گردی, بهانه, نوای, کودکانه, میشنیدم, گریان, میگشتی, میدریدم, ریزان, بام, سرایم, دیگر, نگو, یید, خوشتون, شعر, دیدم, دوازدهم, رفتی, میخورن, دنیایی, داخلش, میکنیم, نمیفهمه, جونش, محکوم, دورش, پروانه, زمانی, زندگیه, تویی, مدتی, اونقدر, بمیره, توجهی, خودکشی, گلویی, تنهام, نزار, پانزدهم, خوشبختی, میکردی, خواهم, راستی, داشتی, بدت, جوی, نمیده, 3سال, لباساش, پوشه, میرسه, پستچی, درخونه, طلاق, پولدارش, میفهمه, فرد, سیلی, آشناهای, امر, خیر, تعریف, کوچه, مورد, مرور, میل, چاقویی, لبخندی, نقش, تبدیل, مهمونی, مدل, نگه, عذاب, میکشم, نقص, حسابی, معلم, بیایم, خواستگاریت, خوشحالم, پدرم, بزرگتر, ازدواجشون, میزارن, آخرش, نمیدیدن, زاری, منتظره, سرطان, جونشو, اختلالات, روانی, بردش, نمیخواد, بشینی, گیر, هزاران, ذهن, نظر, روحی, پیرتر, داداشش, دیده, باباش, فهمیدن, دوسته, نیومد, همچنان, نمیاد, عادت, بدنش, سرخ, هلاک, جذابیت, افرادی, خانوما, مینداخت, شیک, جذاب, موهای, اصلاح, گلهای, بیستم, پطور, بهونه, بیارم, آخرم, بری, خوشبخت, درخواست, فرشته, نشونی, بدش, اونی, کارها, بگذره, اخلاقشو, رضایت, بخش, احتمال, ماندن, کمه, آهان, هان, گرفتی, برده, معذرت, معلومه, ساعته, میزنم, نمیدی, مردگی, طومار, منگ, روال, سعیدم, میلی, گرفتش, وود, شبش, ناله, نمیفهمید, پاچگی, اورژانس, فروش, میفروخت, نشنید, ماشینی, کردش, سرعتش, نری, میخوردند, معنای, بازی, دیرم, داشتند, چشماشو, بست, جوونم, حاضرم, واااااااای, وسط, رنگ, بتونن, بدن, جیب, هاشو, شاید, آدرس, چنده, پرسیدن, برنش, اشکی, چـــــــــــــــــــــرا, چــــــــرا, ولم, خــــــــــــــــــــــــدا, خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا, ابری, بارید, خلاصی, تلمبار, قابل, گذاشته, خیابونی, آتشفشان, چـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرا, نمیگفت, کنیم, میگشت, شعله, درونش, سرشو, قدم, میزنن, میخندن, طرفه, پاهای, حرکتی, ذهنش, پنجشنبه, لباسش, حذف, بخیر, نون, خوشمزه, شوهر, صورتشو, چای, دروغی, نامرده, کردیم, جوابش, تردید, ترسید, ندید, قدیما, بریدم, ندیدم, میتونی, نمیدم, برگردی, منظرت, جونمو, قبرش, بچشون, بیمارش, فوت, افسره, بیماری, مراقبش, آرومش, تکیه, گاه, داشتش, بودش, نمیزاشت, قند, چندماه, تنهاش, نزاره, دقیقا, اینها, احتیاج, روقت, وابسته, نفسش, وصل, میزاشتن, مطمئنی, دنبالتون, بشنوم, نمیداد, باهاتون, حرفام, هرطوری, بدی, خیابان, قدمهای, نمیامد, چهره, میامدن, تعطیل, چهاردهم, کبدش, پرس, وجو, عشقت, دادی, عضوی, بدنم, مرگم, سرقبر, متن, راهی, میتونم, شاخه, برام, بیاری, ممنونم, نیازهاتو, برطرف, لیاقت, داشتنت, کنارت, نفرین, بلرزه, تاثیری, سرازیر, چکید, نمیتتونم, مریش, نیمتونم, حدس, گاهی, اوقات, بدتر, تهوع, کمتر, طور, مراقبت, مرخص, دلمو, الهی, فدای, معرفتی, ملاقاتم, بزرگ, پیداش, اسمشو, نگیم, گروه, خونش, نمیخورد, پهلوی, بیهوشی, بهوش, پنجم, برگه, خطی, کوبید, شنیدو, مشکلتون, تند, میرسید, عروسی, مجلسی, زودتر, آخرشو, ندارین, میگین, گند, میخواین, ازظهر, مرسی, نگاشون, میزنی, نخند, واااااای, وسایلشو, فیلم, سینمایی, برین, میکنید, عرق, چرخوند, منظوره, سومی, میشینم, کناریش, بعدیش, چپی, توش, منظورم, میشینید, میکنما, شمارتون, وسایلش, میکشد, نوشتم, کامل, کامله, درسته, ریاضی, نبودم, باشین, رویا, بافی, جوونا, پیرا, قبولیش, علیرضا, فکرا, قیافم, قشنگه, بچمون, عروس, دریا, میان, نشونه, اسامی, بشنوه, کشت, جلب, بشینم, یکروز, دوماهی, میدید, غرور, رسیده, مراسم, جشن, قبولی, تلاش, رشته, بغلم, بوست, پسرنازم, ذوقش, حرفیه, کاش, میشدم, دولتی, چته, برداشتن, چسباندن, بمونی, شکستم, آوردم, رنج, میکردم, نداشتی, بینی, عشقی, بمیرم, میمیری, بشنوی, راستگویی, نامردی, یار, یاور, موندی, پوسیدی, صاف, صادق, وفایی, وفادار, میشکنه, نمیتونه, مردانگی, غلطی, بکنم, نگیره, خوشگذرونی, سنگ, بخوره, بدبختی, منه, عقلش, مینوشت, طرفش, سوار, نفهمه, خاطرش, بیخیالت, نیاورد, بغلش, موردم, کنارتم, نداشته, دوستاش, دلیلشو, نخواستم, خرد, نشاط, قبلی, پولداره, اخه, اهمیت, نیستیم, نداریم, هستیم, محوطه, نمیدونه, نمیخوان, خصلت, روزگاره, صافه, نشکسته, بفهمی, نامردن, ندارن, پاک, عنوان, دوستت, شیرینی, خواستی, صمیمیش, نیشخند, زیرکانه, اهل, کارا, بدستش, کردنی, رسوند, خيانت, شيرين, نهم, برادرش, گناهی, رسمش, بسه, نکردی, خواستم, پوشید, کتک, دلی, شکستن, نزدم, احترامی, یادمون, نمیکشی, اومدی, انتظارشو, کادو, محبتتون, دریغ, دعای, خوابید, نمیبرد, دوازده, شدو, نداد, نکرده, یازده, اشکاش, خفه, نکردن, محبتی, نشد, قبلش, وفت, میخوان, غافلگیر, معرفتن, یادش, بوسش, نگار, هرجا, موفق, سربلند, باشی, بوسید, انتظاری, نداشتن, پیشاپیش, مشکلات, البته, موقعش, درکش, مشکلاتش, ماجرا, خواهر, برادر, سری, دیروقت, خستگی, میبرد, نمیگرفت, امیدش, نمیشه, همراه, ظرف, بگن, هیجده, تولدته, تقویم, ترین, مقصری, عزیز, نیازی, خستم, شماری, سرد, مشغول, اتفاقی, نباید, باهم, میخوردن, انگاری, قفس, آزاد, شرطی, نگی, میخوندن, عمرش, بخواین, خدمتم, کدوم, نمیخواین, بگید, الووووو, نمیزنید, لبای, مییشه, بخوام, سوالم, جانم, زبونش, نمیچرخید, هول, آدمایی, دارند, الوووو, خودتون, دخترهای, نذاشته, شوکه, بیخیال, مرتب, مانده, دلشو, ممتاز, دانشجو, حسابداری, فوق, العاده, حادثه, قضیه, اتفاق, هرچی, ومادرش, نوکر, نوع, سپری, شربت, بابات, برنمیگرده, اشکهایی, جاری, سایه, بابااااا, التماس, غلط, اذیتت, شوک, خودتی, شرمنده, برگردم, عمومی, عذابش, دعواهایی, هرروز
Text of the page (random words):
عت 12 58 توسط گم شده بی وفا سارا بعد از چند ساعت بیهوشی بلاخره بهوش اومد به خاطره ضربه ای که به پهلوی سارا تویه تصادف خورده بود سارا کلیه هاش رو از دست داده بود هیچکسی گروه خونش به سارا نمیخورد سارا از پرستار پرسید که کی بوده به من کلیه داده پرستار گفت گفت که اسمشو نگیم سارا خیلی دنبالش گشت اما پیداش نکرد دو ساعت بعد سعید با یه دسته گل بزرگ اومد دیدن سارا سلام عشق من خوبی خانومم سلام خدا رو شکر که خوبی عزیزدلم خیلی دلم برات تنگ شده بود سارا جان چیزی شده عزیزم سعید خیلی بی معرفتی انتظار داشتم زود از همه بیای ملاقاتم ببخشید عزیزدلم به خدا کار واسم پیش اومده بود الهی فدای خانومم بشم ببخشید کاری از من مهم تر بود سعید دلمو شکستی حق با تو هستش عزیزم ببخشید سارا از بیمارستان مرخص شد چند روز تویه خونه استراحت کرد سعید هر روز میرفت پیش سارا و ازش مراقبت میکرد روزها همین طور میگذشت و سارا حالش بهتر و بهتر میشد همینطور که حالش بهتر میشد علاقه اش به سعید کمتر میشد سعید هر روز علاقه اش بیشتر میشد به سارا ولی یه مشکلی بود سارا به سعید شک کرده بود سعید خیلی حالت تهوع داشت گاهی اوقات خون بالا میاورد هر روز حال سعید بدتر میشد سارا دیگه نتونست تحمل کنه یه روز که سعید اومد خونه دید سارا نیست رفت رویه تختخواب دید یه نامه افتاده وقتی داشت نامه رو باز میکرد دستش میلرزید میتونست داخل نامه رو حدس بزنه سارا ولش کرده بود سارا گفته بود من نمیتتونم با یه آدم مریش زندگی کنم نیمتونم عمرمو پای یک آدم مریض سر کنم سعید برو دنبال زندگیت خداحافظ سعید لبخند تلخی زد و دوتا دونه قطره اشک آروم چکید رویه نامه یواش یواش اشکهاش از گونه هاش سرازیر شد نامه از اشکهای سعید خیس شد سعید آروم زیر لب گفت حق با تو هستش عزیزم برو خوش باش بعد از چند هفته خبر مرگ سعید رو به سارا دادن این خبر روی سارا تاثیری نداشت اما به سارا گفتن که سعید یه نامه واست نوشته نامه رو به سارا دادن حالا نوبت سارا بود که موقع باز کردن نامه دستش بلرزه وقتی سارا نامه رو باز کرد انتظار داشت که سعید اون رو نفرین کرده باشه انتظار داشت که سعید به اون فحش داده باشه و اما وقتی نامه رو باز کرد اشک دور چشماش جمع شد بغض کل وجود سارا رو گرفت تویه نامه نوشته شده بود سلام به بهترین عشق دنیا خوبی خانومم ببخشید که نتونستم کنارت باشم ببخشید که نتونستم لیاقت داشتنت رو داشته باشم ببخشید که نتونستم نیازهاتو برطرف کنم عزیزدلم تو خیلی در حق من خوبی کردی ازت ممنونم فقط ازت میخوام سرقبرم بیای و یه شاخه گل برام بیاری تنها راهی هست که میتونم آرامش پیدا کنم خداحافظ زندگی من سارا رفت سرقبر سعید همین که متن روی قبر رو خوند بغضش ترکید روی قبر نوشته بود عشق من من به تو عضوی از بدنم رو دادم که باعث مرگم شد اما تو به من با عشقت یه دنیای دیگه ای رو دادی که با هیچی حاضر نیستم عوض کنم سارا بعد از پرس وجو فهمید سعید کلیه اش رو به سارا داده و خودش هم به خاطره فشار زیاد به کلیه و کبدش مرده نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۰ ساعت 23 8 توسط گم شده منو ببخش مدرسه تعطیل شد سروش کیفش رو به دوستش حمید داد و با تموم سرعت به طرف مدرسه سحر رفت تویه راه به خودش میگفت این بار دیگه بهش میگم بهش میگم که دوسش دارم میگم که الان نزدیک به 3 ماه هست که من دارم همش میرم دنبالش و از دور فقط نگاهش میکنم اما می ترسم که بهش بگم می ترسم بهش بگم دوسش دارم می ترسم که جواب رد بهم بده رسید جلوی در مدرسه همه داشتن با خوشحالی و سر و صدا میامدن بیرون اما بین اونا یک نفر بود که قدمهای کوچیک و آروم داشت و هیچ صدایی ازش در نمیامد چهره ی زیبایی داشت سحر سرش رو آروم بلند کرد و سروش رو اونطرف خیابان دید اما بی توجه به سروش به راهش ادامه داد سروش سریع رفت دنبال سحر هرطوری بود جلوی سحر رو گرفت رو بهش گفت سحر خانوم میشه یک دقیقه بهم فرصت بدی میشه یک دقیقه به حرفام گوش کنی قول میدم سریع تموم شه سحر گفت بفرمایین سروش گفت من از شما خوشم میاد و 3 ماه هست که دارم دنبالتون میام اما ترس اینکه جواب رد ازتون بشنوم بهم اجازه نمیداد که بیام جلو و باهاتون حرف بزنم سحر خب من باید چیکار کنم سروش راستش میخواستم بگم اگه اجازه بدین با هم دوست بشیم سحر سرش رو آورد بالا و تویه چشمای سروش نگاه کرد و اشک دور چشماش جمع شد و آروم لبخند زد و به سروش گفت از اینکه میخوای با من دوست بشی مطمئنی سروش گفت آره به خدا سحر قبول کرد اون دوتا با هم دوست شدن و با هم قرار میزاشتن و با هم بیرون میرفتن سحر بدجوری وابسته و عاشق سروش شده بود نفسش به نفس سروش وصل بود هر روقت سروش میخواست کاری کنه یا جایی بره سحر بهش میگفت سروش جونم مراقب باش هر وقت سروش واسش مشکل پیش میامد سحر با تموم وجودش کنار سروش بود هروقت سروش احتیاج به کمک داشت یا دلش میگرفت تنها سحر بود که مثل کوه پشتش بود اما سروش هیچکدوم اینها رو نفهمید بلاخره سروش بعد از 3 ماه خسته شد رفت و با یکی دیگه دوست شد اون دختر دقیقا مثل سروش بود سحر ضربه ی بزرگی خورده بود از سروش خواهش میکرد که تنهاش نزاره اما فایده ی نداشت سروش رفته بود خیلی اصرار کرد خیلی گریه کرد اما هیچی سروش بعد از گذشت چندماه فهمید چه اشتباه بزرگی کرده فهمید که وقتی نیاز به یک تکیه گاه داشتش کی بودش که مثل کوه پشتش بود نمیزاشت که قند تویه دلش آب بشه وقتی دلش میگرفت کی بود که آرومش میکرد کی بود که همیشه و همه جا مراقبش بود سروش برگشت اما خیلی دیر شده بود سحر رفته بود از اون شهر رفته بود سروش رفت از همسایه ها پرسید اونا بهش گفتن سال پیش دخترش افسره شده بود بیماری قلبی پیدا کرد پدر و مادرش خیلی واسه بچشون خرج کردن اما فایده نداشت دخترش بیمارش خیلی شدید شد و فوت کرد پدر و مادرش هم از این شهر رفتن سروش رفت سر قبر سحر و رویه قبرش نوشته بود مهم نیست که منو دوست داری یا نه مهم اینه که میدونی من دوست دارم بهت قول نمیدم تا وقتی برگردی منظرت بمونم ولی بهت قول میدم که وقتی برگشتی جونمو واست بدم بهم قول بده وقتی برگشتی یه گل سرقبرم بزاری دوست دارم سروش بعد از خوندن این جمله ها رویه قبر سحر نوشت منو ببخش هنوز اگه میتونی اگه مثل قدیما مهربونی منو ببخش اگه از تو بریدم اگه شکستی و هیچی ندیدم منو ببخش عشق من دوست دارم بعد از نوشتن این جمله ها دیگه هیچکس سروش رو ندید نوشته شده در سه شنبه ششم دی ۱۳۹۰ ساعت 20 23 توسط گم شده دوست دارم یا ندارم از خواب بلند شد شوهرش کنارش نبود ترسید با خودش گفت یعنی اون رفته جوابش رو هم خودش با تردید میداد نه اون امکان نداره بره آخه ما تازه ازدواج کردیم امکان نداره اون منو تنها بزاره من فقط بهش یه دروغ گفتم یعنی علاقه ی اون به من اینقدر کم و بی ارزش بود خیلی نامرده اگه بخواد منو تنها بزاره با تموم ناراحتی و عصبانیت از تختخواب بلند شد بدون هیچ کاری رفت جلوی آیینه و به خودش نگاه کرد از خودش هم ناراحت بود به خاطره دروغی که به شوهرش گفته بود با اینکه اون دروغ کوچیک بود اما بازم دروغ بود رژ لب رو برداشت و رویه آیینه نوشت دوست ندارم رفت و صورتشو شست و میخواست چای درست کنه که صدای در خونه رو شنید سریع رفت ببینه که کی هست شوهرش بود شوهر گفت سلام خانومم صبح بخیر رفتم دوتا نون خریدم تا با هم یه صبحونه ی خوشمزه بخوریم زن بعد از دیدن شوهرش دوید به طرف آیینه با لباسش ن دوست ندارم رو حذف کرد بعد رفت و صبحونه رو آماده کرد نوشته شده در پنجشنبه یکم دی ۱۳۹۰ ساعت 23 16 توسط گم شده شوخی تلخ پارسا داشت تویه خیابون راه میرفت داشت فکر میکرد داشت گریه میکرد سوال تویه ذهنش زیاد بود حرف تویه دلش زیاد بود فکر تویه سرش زیاد بود بغض سنگینی داشت دل شکسته ای داشت پاهای خسته از حرکتی داشت صدای خنده از اون طرفه خیابون به گوشش رسید سرشو بلند کرد دید یه دختر و پسر عاشق دارن با هم قدم میزنن و میخندن آتیش وجودش شعله ور شد بغض درونش سنگین تر شد چشماش خیس تر شد میخواست یه جوری داد بزنه که صداش به گوش همه ی دل شکسته ها برسه پارسا و سپیده عاشق هم بودن پارسا و سپیده واسه هم می مردن پارسا و سپیده دو نفر نبودن یک نفر بودن پارسا به سپیده میگفت بدون تو نمیتونم و سپیده به پارسا میگفت تو دلیل زنده بودن منی اما چی شد کی میدونه پارسا میدونه یا سپیده پارسا هنوز گیج بود دنبال دلیل میگشت به خودش فقط میگفت چرا چرا سپیده قبول نکرد چرا سپیده نخواست که واسه هم بشیم چرا سپیده نخواست ازدواج کنیم چرا سپیده رفت چرا سپیده حتی گریه نکرد چرا سپیده دیگه نمیگفت تو دلیل زنده بودن منی چـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرا میخواست این چرا رو داد بزنه داشت از داخل آتیش میگرفت قلبش مثل یه کوه آتشفشان آماده ی فوران بود کافی بود که دلیل پیدا کنه واسه فوران کردن داشت همینطوری راه میرفت که خودشو تویه خیابونی دید که واسه اولین بار با سپیده قرار گذاشته بود وای خدایا حال پارسا قابل توصیف نبود چشماش قرمز شد اشک مثل آبی که پشت سد هست دور چشماش جمع شده بود بغض تویه گلوش مثل کوه تلمبار شده بود بازم جلوش خودش رو گرفت که گریه نکنه که تیر خلاصی زده شد هوا ابری شد و بلافاصله بارون بارید پارسا و سپیده عاشق بارون بودن اونا هم دیگه رو زیر بارون پیدا کرده بودن دیگه پارسا نتونست جلوی خودشو بگیره با تمومه وجودش داد زد خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا آخه چـــــــــــــــــــــرا چــــــــرا ولم کرد بهم بگو خــــــــــــــــــــــــدا بغض تویه گلوش ترکید بلاخره اون اشکی که مثل آب جمع شده پشت سد بود بلاخره سد رو شکست بدجوری داغون بود نمیدونست داره کجا میره اما فقط میرفت داشت از خیابون رد میشد که ماشین میاد و میزنه به پارسا بلافاصله می برنش بیمارستان تویه راه ازش می پرسیدن کی هستی خونتون کجاست شماره تلفن خونتون چنده اما ضربه سنگینی به سرش خورده بود تویه جیب هاشو نگاه میکنن تا شاید آدرس و شماره تلفنی پیدا کنن که بتونن به خونوادش خبر بدن اما فقط یک کاغذ پیدا میکنن که وسط کاغذ با رنگ قرمز نوشته شده دیگه دوست ندارم از طرف سپیده پارسا که هنوز چشماش باز بود چشمش به چیزی میفته ای واااااااای یه نوشته پشت کاغذ بود پارسا جوونم دیگه دوست ندارم ولی واست میمیرم من حاضرم باهات ازدواج کنم همین که این نوشته رو خوند یه قطره اشک آروم از روی گونه اش افتاد پایین و لبخند تلخی زد و چشماشو واسه همیشه بست نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۰ ساعت 23 43 توسط گم شده دنیای احساس تلفن سعید زنگ خورد و آهنگ زنگ آهنگ شادمهر بود که میخوند ای همه ی وجود من نبود تو نبود من سعید سریع اومد تلفنش رو جواب داد سروناز بود واسه امروز تویه پارک قرار گذاشتن سعید و سروناز خیلی وقت بود که با هم آشنا شده بودند و خیلی هم همدیگه رو دوست داشتند همه حسرت این دوتا رو میخوردند معنای واقعی عشق تویه وجود اون دوتا بود اون روز سعید رفت تویه پارک و منتظر سروناز شد سروناز اومد و با همدیگه صحبت کردند و بازی کردند و بعد از گذشت چند ساعت سروناز گفت سعید عزیزم من دیگه باید برم داره دیرم میشه عشقم سعید گفت باشه نفسم پس منم تا یه جاهایی باهات میام تنها نری کنار خیابون یه دست فروش ایستاده بود و آبنبات و میفروخت سعید گفت سروناز صبر کن واست یه دونه بخرم عزیزم اما سروناز نشنید و داشت از خیابون رد میشد که کیفش از دستش افتاد خم شد که کیفش رو برداره که سعید چشمش افتاد به طرف ماشینی که داشت به سرعت میامد و حواسش به خیابون نبود سعید آبنبات رو پرت کردش و با تموم سرعتش دوید سمت سروناز و داشت داد میزد سروناز مراقب باش اما سروناز حواسش نبود سعید به سروناز رسید و اونو هل داد و انداخت اونطرف اما ماشین سعید رو زد سروناز نمیفهمید چی شده بود یعنی بدجوری تحت تاثیر بود و فقط داد میزد سعید سعید تو رو خدا بلند شو سعید من بدون تو نمیتونم با تموم دست پاچگی زنگ زد و اورژانس اومد و سعید رو بردن بیمارستان اما سروناز باید میرفت خونه سعید رو بردن بیمارستان و سروناز برگشت خونه بغض بدجوری سروناز رو گرفته بود روز و شبش شده بود گریه و ناله چند روز بعد گوشی سروناز زنگ خورد باز هم صدای شادمهر ای همه ی وود من نبود تو نبود من سروناز با بی میلی به تلفنش نگاه کرد اما وقتی یکدفعه انگار برق گرفتش و سریع تلفن رو جواب داد سلام عزیزم خوبی نفسم چطوری سعیدم دلم واست یه ذره شده سلام گلم ممنون بد نیستم تو خوبی عشقم منم دلم برات تنگ شده بود چند روز به همین روال گذشت و اون دوتا باز هم خوش بودن اما سعید دچار سردرد های شدید شده بود به اصرار سروناز رفت آزمایش داد فردای اون روز سعید رفت جواب آزمایش رو گرفت و بدجوری سعید رو بهم ریخت سعید بعد از تصادف خون مردگی طومار تویه سرش درست شده بود سعید بدجوری گیج و منگ شده بود تلفنش زنگ میخورد و اما توجه نمیکرد بعد از یک ساعت بلاخره تلفنش رو جواب داد سروناز بود سروناز سعید معلومه کجایی یک ساعته دارم بهت زنگ میزنم اما جواب نمیدی سعید ببخشید عزیزم من خوابم برده بود معذرت میخوام سروناز اشکالی نداره چی شد جواب آزمایش رو گرفتی سعید هان آره گرفتم سروناز خب چی شد سعید چی چی شد سروناز جواب آزمایش دیگه وا سعید تو حالت خوبه سعید آهان آره نفسم چیزی نبود گفتش چیزی نیست سروناز باشه عزیزم سعید فرداش رفت با دکتر صحبت کرد دکتر گفت باید عمل بشی ولی عمل هم زیاد رضایت بخش نیست احتمال زنده ماندن خیلی کمه سعید مات و مبهوت مونده بود نمیدونست چیکار کنه هر روز سردرد هاش بیشتر میشد با تموم علاقه ای که نسبت به سروناز داشت اما از خودش گذشت اخلاقشو عوض کرد کاری کرد که سروناز از کارهای سعید بدش بیاد و اونو ول کنه اما سروناز عشقش محکم تر از اونی بود که بخواد با این کارها از عشقش بگذره به هر حال سعید یک نامه برای سروناز نوشت و برای همیشه رفت و کسی دیگه هیچ نشونی ازش پیدا نکرد سلام به تو فرشته ی زندگی من عشق خوبم ازت میخوام اگه دوسم داری بدون هیچ حرفی درخواست منو قبول کنی ازت میخوام بری دنبال زندگیت من نمیتونم تو رو خوشبخت کنم حرف آخرم دنیای احساس من نپرس چرا نپرس پطور نمیتونم برات بهونه بیارم اما فقط بهت میگم دوست دارم دوست دارم خداحافظ امید زندگی من سروناز در حالی که داشت آروم آروم اشک می ریخت پایین نامه نوشت ای همه ی وجود من نبود تو نبود من نوشته شده در جمعه بیستم آبان ۱۳۹۰ ساعت 22 39 توسط گم شده انتظار سخت هر روز بعد از ظهر ساعت 5 با یک دسته ی گل میرفت و داخل یک پارک میشست با لباس های شیک و جذاب موهای اصلاح شده و زیبا و دسته های گلهای زیبا هرکسی که از تویه پارک رد میشد یه نگاه به این پسر مینداخت و با تعجب رد میشد بعضی دختر خانوما هم که رد میشدن یه زیر چشمی نگاهش میکردن و بهش لبخند آرومی میزدن و میرفتن اما پسر با تموم جذابیت و زیبایی که داشت به هیچ یک از افرادی که از تویه پارک رد میشدن توجه نمیکرد و با خودش میگفت امیر آماده باش که ساعت 6 سارا میاد امیر داشت از استرس هلاک میشد بدنش میلرزید و بدجوری صورتش سرخ شده بود آخه بنده ی خدا تا به حال با سارا فقط تلفنی هر زده بود خلاصه 2 ماه میشد که امیر با همین سر و وضع هر روز میامد تویه پارک میشست و منتظر سارا بود نگهبان پارک دیگه عادت کرده بود به حضور امیر اما واسش یک سوال بود چرا این پسر هر روز میاد با این سر و وضع و یک دسته ی گل منتظر میشینه اما کسی نمیاد که باهاش کاری داشته باشه روزها همین طوری میگذشت و امیر همچنان هر روز میامد و میرفت بدون اینکه حتی یکبار هم سارا رو از نزدیک ببینه همیشه موقع برگشت به خودش میگفت چرا سارا نیومد نکنه اومده و منو از دور دیده ازم خوشش نیومده و رفته نکنه مامان و باباش فهمیدن که با من دوسته نکنه داداشش دعواش کرده نکنه هزاران فکر تویه ذهن امیر میومد و این پسر رو هر روز از نظر روحی پیرتر و شکسته تر میکرد بعد از گذشت تقریبا 6 ماه یک روز وقتی امیر دوباره با همون وضع اومد سرقرار نگهبان با عصبانیت به امیر گیر میده و میگه نمیخواد که رویه این صندلی بشینی و با امیر دعواش میشه که یک دفعه بدجوری سر امیر گیج رفت و خورد زمین نگهبان پارک وقتی امیر رو دید سریع بردش بیمارستان و به پدر و مادر امیر خبر داد وقتی پدر و مادر امیر اومدن داستان رو واسه نگهبان توضیح دادن سارا سرطان خون داشته و 9 ماه پیش جونشو از دست میده و امیر دچار اختلالات روانی میشه واسه همین هر روز میره تویه پارک منتظره سارا میشینه نگهبان بدجوری از کار خودش پشیمون میشه و میشینه به گریه و زاری نوشته شده در شنبه هفتم آبان ۱۳۹۰ ساعت 22 22 توسط گم شده سکوت مرگ روزی روزگاری بود تویه شهر کوچیک دختر و پسری بودن که عاشق همدیگه بودن اینقدر همدیگه رو دوست داشتن که اگه یک روز همدیگه رو نمیدیدن مریض میشدن و این دوتا با هم قرار میزارن که تا آخرش با هم باشن و با هم ازدواج کنن بعد از 3 سال که دختر و پسر بزرگتر شده بودن و دیگه وقت ازدواجشون بود یک روز پسر به دختر گفت عزیزم بلاخره اینه همه صبر و تحمل به پایان رسید من با مادر و پدرم صحبت کردم که واسه فردا شب با پدر و مادرت صحبت کنن که بیایم خواستگاریت وای که چقدر خوشحالم اما دختر فقط یک لبخند تلخی زد و گفت آره پسر بهش گفت عزیزم چیزی شده چرا ناراحتی چرا خوشحال نیستی اگه چیزی شده خب بگو دختر گفت میدونی تو کار درست و حسابی نداری فقط یک معلم ساده ای خونه ی خوبی نداری و من احساس ناراحتی میکنم داخل اون خونه سر و وضع خوبی نداری و من عذاب میکشم از این همه نقص منو ببخش من نمیتونم با تو ازدواج کنم بعد از چند لحظه یک ماشین مدل بالا اومد و جلوی پای دختر نگه داشت گفت سلام عزیزم بدو بریم که مهمونی دیر شد پسر بدجوری حالش گرفته شد اون لبخندی که از ته دل روی صورت پسر نقش بسته بود حالا تبدیل شده به یک چاقویی که قلبش رو داشت پاره پاره میکرد بغض سنگینی کل وجود پسر رو گرفته بود داشت برمیگشت خونه تویه راه یکدفعه بلند میزد زیر خنده و بعدش گریه کرد مردم میگفتن این دیوونه رو ببین هنوز نتونسته بود باور کنه اون کسی که همیشه از عشق و وفاداری حرف میزد حالا همچین کاری باهاش کرده باشه گذشت و رفت پسر از ضربه ای که خورده بو...
|