Meta tags:
Description= حماسه حسینی،بیداری اسلامی،شهدا، جانبازان شیمیایی ، جانبازان اعصاب و روان،
ادبیات مقاومت;
Keywords= حماسه حسینی،بیداری اسلامی،شهدا، جانبازان شیمیایی ، جانبازان اعصاب و روان،
ادبیات مقاومت;
Headings (most frequently used words):
-
Text of the page (most frequently used words):
این (51), همه (34), است (31), های (25), کند (19), اربعین (19), کنند (18), روز (17), نمی (16), کربلا (14), بود (13), علی (13), فاطمه (13), برای (11), اما (11), چشم (11), شود (10), دیگر (10), سال (10), بینی (10), بهار (9), اگر (9), چند (9), روزها (9), خیلی (9), اند (9), شهر (9), شوی (9), دهد (9), پاییز (8), تابستان (8), حسین (8), رمضان (8), ساعت (8), بودند (8), همین (8), داری (8), آیند (8), میلیون (8), زمستان (7), دوست (7), روی (7), خودت (7), کار (7), داغ (7), خون (7), مگر (7), وقتی (7), بعد (7), مانی (7), پیاده (7), راه (7), موکب (7), مکه (7), عامری (6), نسب (6), چرا (6), شده (6), نوشته (6), دست (6), نیست (6), آرام (6), کنی (6), چیز (6), قدر (6), امت (6), دهند (6), دوازده (6), یکی (6), نویسنده (5), متن (5), فوق (5), دیگران (5), انتظار (5), نبود (5), منطقه (5), ماه (5), زهرا (5), شوند (5), چهل (5), دارد (5), کسی (5), هزار (5), بزرگ (5), تمام (5), صحرا (5), گاهی (5), عراق (5), منصرف (5), بچه (4), حرف (4), عصر (4), مانده (4), خودش (4), دور (4), درد (4), فشار (4), عملیات (4), شهادت (4), حال (4), گرمای (4), خدا (4), کرده (4), پنج (4), خاک (4), ایّام (4), گریه (4), اشک (4), جان (4), تنها (4), هنوز (4), باید (4), هیچ (4), ندارد (4), مهر (4), دوباره (4), حالا (4), شرمنده (4), هستی (4), آخر (4), پانزده (4), مانند (4), روند (4), بلند (4), مدام (4), حرمین (4), بار (4), ساله (4), باشد (4), زائر (4), امروز (3), علیهم (3), السلام (3), فهرست (3), یادداشت (3), نعمت (3), پیامبر (3), جرعه (3), نوش (3), زمزم (3), ولا (3), اینهمه (3), ماند (3), زمین (3), انگار (3), شدید (3), زنده (3), روزه (3), دار (3), هوای (3), حتی (3), شنبه (3), زار (3), زند (3), زنند (3), فاطمیه (3), اهل (3), همان (3), سینه (3), هنگام (3), خانه (3), پوش (3), شیعه (3), نویسم (3), گویا (3), مردم (3), سالی (3), باران (3), آید (3), همیشه (3), عرب (3), آتشی (3), چهارصد (3), عالم (3), گرفته (3), ضریح (3), امام (3), راهی (3), تند (3), اعراب (3), روزی (3), مقابل (3), هست (3), کیلومتری (3), طور (3), مشت (3), نیمه (3), کیلومتر (3), چیزی (3), خود (3), نجف (3), جوان (3), هتل (3), بازدید (2), قالب (2), بیداری (2), حماسه (2), قمی (2), وبلاگ (2), ائمه (2), معصومین (2), شهدای (2), درباره (2), عناوین (2), شهید (2), بوسه (2), گاه (2), حرم (2), یلدایی (2), غریب (2), تشنه (2), لبان (2), مطلب (2), نکرده (2), شبش (2), حسرت (2), آتش (2), دیده (2), غرق (2), سیاه (2), میدان (2), مین (2), مجروح (2), آنطرف (2), کشید (2), هستند (2), بیشتر (2), آنها (2), حضرت (2), حالی (2), عشق (2), اباعبدالله (2), الحسین (2), رزمندگان (2), شدند (2), باد (2), نبرد (2), دشمن (2), آنهم (2), بسیار (2), سخت (2), قرار (2), روزهای (2), بالای (2), سوزان (2), وجود (2), داشت (2), جبهه (2), خوزستان (2), ثابت (2), باشند (2), بعضی (2), چون (2), زمان (2), باز (2), دیوار (2), خاکی (2), دلهای (2), تازه (2), مرور (2), گردد (2), سوگ (2), بیت (2), رنج (2), گریستن (2), قرآن (2), رسالت (2), رسول (2), خشم (2), رضای (2), گریان (2), رسد (2), خواند (2), موسم (2), توان (2), راز (2), گرم (2), زیاد (2), بمب (2), مسافرخانه (2), شرم (2), بارد (2), زیر (2), آسمان (2), دامن (2), بادیه (2), ترین (2), عادت (2), کوچک (2), حیران (2), ساعتی (2), شوق (2), شروع (2), زیارت (2), خورده (2), خبر (2), چشمانت (2), رضا (2), جمع (2), فردا (2), ظهر (2), گونه (2), جهان (2), مرده (2), سنت (2), جاهلی (2), قدیم (2), جدید (2), مال (2), عربی (2), خادمی (2), زور (2), چرتی (2), بزنی (2), ناهار (2), چای (2), اتوبان (2), منتهی (2), کنارهم (2), جاده (2), چایی (2), جوانک (2), دسته (2), ایرانی (2), دیگری (2), اسلام (2), ناگهان (2), برمی (2), توده (2), نیستند (2), ملت (2), کشند (2), تکان (2), جعبه (2), زائران (2), ماشین (2), باشی (2), امکانات (2), بهایی (2), نشده (2), لباس (2), داستان (2), میان (2), صدام (2), شهری (2), منا (2), آورند (2), شیک (2), سفید (2), اندی (2), صفا (2), تهران (2), زمینیان (2), آسمانی (2), دیروز, مجموع, بازدیدها, طراح, یــ, ــاهـو, وضعیت, یاهو, صفحات, اختصاصی, مشاور, مذهبی, هیئتی, مقاومت, تجلی, نبی, لهجه, زلال, نور, لحظه, آبی, لینک, دوستان, لوگوی, آرشیو, مطالب, گمنام, فتنه, اسلامی, حسینی, موضوعی, 579280, اوقات, شرعی, آرشیوشده, 421, ارباب, محمد, سراجی, وقف, چگونه, لغات, کنایات, گویش, واجب, ترک, زمزمه, بدون, شرح, دنیا, فهم, قیامت, عاشورا, گلویت, مظلوم, مدافع, لیست, چهارشنبه, ادامه, مُهر, قلبهایمان, غزل, نبودیم, جام, سرمستمان, معلوم, تاریک, روشن, مبهم, گردش, ممتد, کشدار, ثانیه, یکسان, دلواپسی, سوز, گداز, درگاه, کدام, سنگ, چوب, بردیم, پناه, جستیم, خواهند, بگویند, آمدی, گوشم, زنگ, زیباترین, شکوفه, بستان, احمدی, چشمم, نیامدی, جمعه, بودیم, وسط, خسته, رزمنده, زخمی, متر, افتاده, پایش, دردش, آرنج, جلوتر, فکر, کردم, خواهد, خارج, گفتم, اینقدر, آوری, گفت, دقیقه, نیستم, خواهم, قمقمه, آبم, برسانم, سطر, بسیاری, عزیزان, وصال, پیوستند, لبهایشان, خشکیده, عطش, رفتند, رسیدند, خاصی, آماده, توفان, شنهای, روان, مهم, کسانی, انسان, شرایط, موجود, نگیرد, درک, برایش, سنگین, طولانی, فعالیت, پدافندی, شدت, یافتن, تشنگی, ضعف, ازجمله, مواردی, لطف, ایمان, اراده, کمترین, خللی, ایجاد, مبارک, تیر, واقع, انجام, گرفت, اوج, ویژه, اوایل, مرداد, درجه, طاقت, فرسا, رزمندگانی, اقصی, نقاط, کشور, آمدند, حکم, مسافر, داشتند, کمتر, توانستند, یکجا, ماندند, مسوول, فرمانده, مربوطه, مجوز, گرفتند, قصد, صبح, آری, علیست, گویند, دلهایشان, روانه, بقیع, قلم, لرزانم, پرواز, سمت, چاههای, خشک, کوفه, نوحه, سرایی, تنهایی, شبی, تصور, سپارد, شبهایی, میبینم, چاه, فرو, برده, پهلوی, شکسته, باتصور, دستهای, بسته, پهلوان, سوزم, چادر, میگویند, ازشمشیری, آویزان, سیلی, سوزد, خجالت, وشرمندگی, مرد, امّا, نزدیکتر, جانمان, قلبمان, شفافیّت, زهره, بهتر, لمس, شفیع, آستان, عترت, عزّت, یابیم, قطرات, مهمان, سفره, تولّا, نسوزد, نریزد, آسمانِ, دلِ, ابری, چشمان, یاد, غربت, بارانی, تداوم, حسن, زینب, کلثوم, علیهاالسلام, دلخوشیم, شهادتش, دلخون, محمّد, عبور, برابر, سلام, نمیداد, مودّت, القربی, توصیه, اجر, خداوند, خویش, نداد, جفا, مصطفی, مجموعه, جگرهای, چشمهای, عزاداران, سیه, عاشقان, آشناست, اوراق, کتاب, زهراست, ورق, شامل, چندین, سروده, رنجنامه, همنوایی, روحهایمان, اندوههای, نشان, سیراب, شدن, کوثر, ولایت, نشانه, محبّت, شاکریم, ارزانی, مان, فاطمیّه, سند, مظلومیت, ادّعانامه, حرمتی, حریم, یادگار, سوالهای, پاسخ, عاشق, بیقرار, سرود, منظومه, اندوه, سراید, بوستان, خزان, زده, پرپر, بلبلی, هجران, مبتلا, فصل, نالیدن, فراق, داغدار, نکرد, بلکه, فضیلتها, محبوبه, گریست, دیدگان, ارزشها, همواره, مظلومه, تاریخ, چشید, مزه, بفهمی, قاب, تصویر, تلویزیون, روزن, رسانه, دید, محشر, کبرایی, تجربه, بشر, لیاقت, حضورش, نیافته, سربه, مهری, افشای, نرسیده, باکی, وبدل, عادی, دانند, رازها, فاش, راحت, ساده, اخبار, تنی, گذاری, محله, شمالی, اربعینی, بیاید, سرواکند, بتواند, موقتا, بخواباند, امسال, ازخودت, محقرت, گیرد, غصه, خوری, برادران, موکبی, نوبت, ببارد, آرامش, ندیده, کربلای, ملتهب, بگذاری, سیر, آغوش, بگیری, غریبی, دارایی, پنداشته, تجربیات, اندک, دنیای, کوچکت, نداریت, گداخته, ازآن, نمایش, عظیم, بشری, اجتماع, انسانی, کره, کیست, دیوانه, اوست, لهیب, دردی, درمان, سودایی, پایان, بغل, گرفتن, رضایت, دردودل, کردن, زندگی, هرگز, خاموش, نیروی, قدرتِ, عرض, ارادت, نیاز, وارد, زیارتی, مختصر, دیارشان, بین, الحرمین, سلامی, عباس, وفا, موج, جاری, رسند, بوسند, صدای, اعتراض, البته, عجز, خواندن, کاغذی, معروف, غلط, املایی, نگارشی, آمده, نرود, بماند, نگاهش, خوانی, آرزو, راستش, بدت, نروی, دهی, سرپایی, فشاری, تصمیم, گیری, اشهدت, بگویی, حادثه, ندرت, درست, گام, برداشت, متوقف, نشد, مسافتی, متری, مثل, شلوغ, روضه, منوره, رسی, دانم, فهمی, تابلو, راهنمایی, خورشید, غروب, آخرش, برود, توانش, بتابد, اعرابی, بیرون, آیی, مدرن, صحبت, نژاد, کهن, منصب, جایگاه, عجمی, ومال, احترام, گذارد, زائرالحسین, خطاب, انگشت, حیرت, گزی, قبیله, ماساژ, مالت, خوابی, گشاده, اخلاق, سروقتت, قبلی, برادرت, مجبوری, چندباره, بخوری, توانی, بروی, ساعات, نخوری, اخم, غذا, قهوه, نذری, پایانی, حاشیه, بساط, گسترانند, پیش, سراسر, سرزمین, هیئت, عزاداری, بنه, بندند, درون, تمایلت, ظاهر, کثیف, رسیدی, شدی, استکان, شورندشان, ترس, مریضی, اول, مسیر, دوری, غذاهای, شعار, دهم, عینه, قطره, دریای, گردی, مردمی, کمونیستی, واحده, ذوب, خودشان, گذاشته, چقدر, معلول, علیل, ناتوان, نکند, نرسند, یعضی, شان, ماهی, زودتر, افتند, صداها, همهمه, نگرد, آستینش, صورتش, کشد, تکرار, دیوانگی, لذت, مادری, سوار, نوشابه, تسمه, کشدش, پیرمردی, عصا, ترسد, نرسد, قیامتی, توی, نخواهی, ترجیح, بروند, حساب, نبینی, یابی, صحرای, مسطح, صورت, درهم, رفته, هایی, خورند, هیبت, تیره, قبا, عبا, چادرشان, بازی, عقب, گردانی, غبار, افق, متصل, راهپیمایی, وگرنه, بصره, موصل, کرکوک, رها, بارها, بسپاری, موتوری, برایت, بیاورد, جایی, تحویل, بیافتی, ایران, عازم, بیست, نعلین, امکاناتت, بکنی, بهای, دیدار, شهود, مدیر, شرف, یابد, نهایت, خریداری, برنامه, تلف, مدیریت, سعود, نداشته, نابه, سامانی, گزارشی, تهی, گذارند, نامردها, ترست, حرارت, هتلی, ظرفیت, جای, امکاناتی, سپری, حشر, شام, فردایش, خالی, شبانه, سعی, فرماندار, اعلامیه, محلی, باور, ندارند, خبرهای, ضدو, نقیضی, گوش, گوید, هفت, علامت, محرم, آمد, غوغا, مادربزرگ, هاشان, شنیده, پیرترها, ترها, منتظر, ببینند, مناقشات, سیاسی, دعواهای, جنگ, پیچید, خفت, برداشته, گرچه, بدتر, کنارهمه, برایشان, گفتند, خفقان, دلشان, نشدن, خاطره, نداشتند, پیری, پشت, سرگذاشته, چندی, قبل, حکومت, کرد, خبری, یعنی, سوی, دارند, طواف, شاید, بارز, شباهت, مرکز, اصلی, شکل, جهت, مساحت, وفات, یافته, طبیعی, فوت, نفر, خراش, داده, اندیِ, پارچه, غولی, چندان, ناقابل, آداب, اصطلاحا, مشعر, مناسک, عرفات, وقوف, گردند, مروه, حدود, دومیلیون, شهرهای, ابرشهری, مراد, کنیم, بزرگی, حداقل, پارسی, بلاگ, ارتباط, rss, خوردن, سرِ, سیری, خواب, خنده, مایه, شگفتی, ناله, مویه, مصیبت, بانگ, نای, شادمانی, نزد, ناپسند, صلی, الله, علیه, آله, صبا, ویژن, سفارش, تبلیغ,
Text of the page (random words):
نی rss خانه ارتباط با من درباره من پارسی بلاگ راز سر به مهر اربعین شهر مکه شهر بزرگی نیست حداقل آن گونه که ما از بزرگ تهران و شهرهای ابرشهری عالم را مراد می کنیم بزرگ نیست مکه خیلی که باشد می شود یکی دو منطقه ی تهران هر ساله موسم حج در حدود دومیلیون زائر سفید پوش و شیک در مکه جمع می شوند می آیند و می روند می گردند و مروه را تا صفا صفا می کنند همین دو میلیون و اندی با هم به عرفات می روند وقوف می کنند اصطلاحا شب را می مانند و بعد مشعر و آخر سر منا مناسک دارد حج آخر دو میلیون در چند روز ناقابل همه ی شهر را پر می کنند و آداب به جا می آورند شهری که چندان بزرگ نیست مکه همین دو میلیون و اندیِ هر ساله مکه را یک پارچه هتل کرده هتل های غولی که آسمان مکه را خراش داده اند و تا چشم کار می کند هتل است دو میلیون و اندی زائر با تمام امکانات و لباس های شیک سفید و نمی مانی وقتی هر ساله خبر فوت گاهی تا صد نفر را می آورند که از فشار زیاد در منا وفات یافته اند همه چیز طبیعی ست گویا کربلا همان یکی دو منطقه هم نیست به جهت مساحت شهری کوچک با یک مرکز اصلی همه چیز در کربلا دور حرمین شکل گرفته است و در طواف به دور آن شاید این بارز ترین شباهت میان کربلا و مکه باشد همه چیز رو به سوی حرمین دارند تا چندی قبل که صدام حکومت می کرد خبری نبود یعنی نمی شد چهل سالی بود که نمی شد آن قدر که جوان های آن سال ها پیری خود را هم پشت سرگذاشته بودند و بر دلشان مانده بود داغ این نشدن جوان های این سال ها هم هیچ خاطره ای نداشتند از آن چه در داستان ها برایشان می گفتند آخر خفقان بود این چهل سال صدام که با خفت برداشته شد گرچه به دست بدتر از خودش اما کنارهمه ی مناقشات سیاسی و دعواهای جنگ چیزی آرام آرام میان مردم عراق پیچید سینه به سینه اربعین داغ پیرترها زنده شد و جوان ترها با دو چشم منتظر تا ببینند آن چه را که در داستان های مادربزرگ هاشان شنیده بودند محرم آمد عراق بعد از چهل سالی دوباره سیاه پوش شد کربلا غوغا بود اما همه چشم ها چشم انتظار اربعین بودند زیارت اربعین یکی از پنج علامت شیعه هر سال خبرهای ضدو نقیضی به گوش می رسد یکی می گوید هفت دیگری ده فرماندار کربلا اعلامیه می دهد که دوازده محلی ها باور ندارند به کم تر از پانزده دوازده میلیون زائر شیعه همه و همه در دو شبانه روز شب اربعین را سعی می کنند در کربلا باشند روز اربعین حشر به پا می کنند و شام اربعین می مانند و فردایش ناگهان شهر خالی می شود دوازده میلیون زائر بی هیچ امکاناتی با لباس های خاکی شب و روز را در شهر سپری می کنند نه هتلی هست نه اگر هم مسافرخانه ای باشد این ظرفیت را دارد که زائران حسین ع را جای دهد کربلا در این چند شب و روز شب و روز ندارد نیمه های شبش از ظهر گرم ترست از حرارت تن ها این سال ها هیچ گزارشی نشده که کسی در فشار اربعین قالب تهی کند بمب می گذارند نامردها خیلی زن ها و بچه ها را می کشند اما کسی از فشار و نابه سامانی از بی برنامه گی تلف نشده تا به حال این جا مدیریت آل سعود نیست که جان بهایی نداشته باشد این جا مدیر حسین ع است پس جان اگر شرف یابد به بهایی بی نهایت خریداری می شود به بهای دیدار شهود شهادت از ایران که باشی با همه ی امکانات هم که عازم باشی بیست کیلومتری کربلا باید نعلین های امکاناتت را بکنی ماشین را رها کنی بارها را بسپاری به کسی که با موتوری چیزی برایت بیاورد و جایی تحویل ت دهد و پیاده راه بیافتی تو این طور هستی وگرنه مردم عراق از بصره چهارصد کیلومتر را راه می آیند پیاده از موصل می آیند از کرکوک می آیند از همین نجف چهل کیلومتری می آیند آن قدر که جاده ی نجف کربلا متصل راهپیمایی ست سه روز و سه شب از ماشین که پیاده می شوی غبار صحرا که به چشمانت عادت می کند مقابل را تا افق هیبت های تیره ای می بینی که باد قبا و عبا و چادرشان را به بازی گرفته است سر به عقب که برمی گردانی تا چشم کار می کند صورت درهم رفته اما آرام زائران حسین ع است و لب هایی که مدام تکان می خورند این که می نویسم تا چشم کار می کند را تا نبینی در نمی یابی صحرای عراق مسطح ست و چشم خیلی خیلی کار می کند وقتی می نویسم تا چشم کار می کند حساب کن این را توی ایرانی اگر حتی نخواهی هم یک روزی را پیاده در راهی هر چند خیلی ها ترجیح می دهند که از نجف تا کربلا را پیاده بروند اما یک روزی را پیاده ای و چه قیامتی ست این یک روز پیرمردی عصا می زند و می ترسد که نرسد مادری بچه ی سه ساله اش را سوار جعبه نوشابه ای کرده و با تسمه ای می کشدش چهارصد کیلومتر را گاهی و بچه در تکان های جعبه غرق لذت ست دسته ای دیوانگی می کنند گویا یکی حیران مدام مقابل را می نگرد و بعد آستینش را به صورتش می کشد و این را تا شب هزار بار دیگر تکرار می کند یکی قرآن به دست بلند بلند می خواند صداها همه گم اند از بس همهمه است این دوازده میلیون را چقدر معلول بی پا شل علیل و ناتوان می بینی که خود را می کشند تا نکند نرسند فردا را و یعضی شان یک ماهی زودتر راه می افتند گم می کنی هزار بار نه راه را که خود را هزار بار از خودت منصرف می شوی وقتی می بینی همه از خودشان منصرف شده اند وقتی پا در راه گذاشته اند ذوب می شوی در توده ی ملت ناگهان برمی گردی این ها توده ی مردمی کمونیستی نیستند این ها ملت نیستند این ها امت ند امت واحده ی اسلام شعار نمی دهم این را به عینه می بینی می بینی که قطره ای هستی تنها در دریای امت اسلام از خودت منصرف می شوی خیلی ایرانی ها از ترس مریضی یا هر چیز دیگری اول مسیر دوری می کنند از چایی ها و غذاهای موکب های اعراب که دوازده میلیون را با یک دسته استکان چای می دهند و حتی نمی شورندشان اما وقتی به نیمه رسیدی و منصرف شدی از خودت می بینی که از هر چیزی بیشتر تمایلت به همان چایی به ظاهر کثیف جوانک عرب است که حالا دیگر نه جوانک است نه عرب منصرف می شوی از خودت به درون موکب های اعراب می روی خیلی پیش تر از سراسر سرزمین عراق هیئت های عزاداری موکب بار و بنه می بندند و می آیند در حاشیه ی اتوبان ها و جاده های منتهی به کربلا بساط می گسترانند و تا چند روز بعد اربعین هم هستند آن قدر که ده دوازده کیلومتر پایانی اتوبان منتهی به شهر را مانند شهر می کنند از بس کنارهم کنارهم موکب می زنند و تو دیگر صحرا را نمی بینی همین موکب ها مدام چای و غذا و قهوه و نذری می دهند و همه ی ساعات روز می دهند و به همه می دهند و با زور می دهند و اگر نخوری اخم می کنند و تو که همین موکب قبلی ناهار خورده ای برای دل داری برادرت مجبوری دوباره و چندباره ناهار بخوری و چون دیگر نمی توانی راه بروی باید چرتی بزنی و همین که می خوابی چرتی بزنی با روی گشاده و اخلاق نیمه تند عربی می آید سروقتت و به زور هم که شده ماساژ و مشت و مالت می دهد و انگشت به حیرت می گزی و می مانی که او در قبیله ی خودش کسی ست برای خودش و حالا تو را مشت و مال می دهد و خادمی می کند و احترام می گذارد و تو را زائرالحسین ع خطاب می کند عربی عجمی را مشت ومال می دهد و خادمی می کند مرده ست تمام سنت های جاهلی قدیم و جدید این جا نه صحبت از نژاد و خون است آن طور که در جهان کهن بود و نه حرف از مال و منصب و جایگاه آن گونه که در جهان مدرن امروز هست مرده است تمام سنت های جاهلی قدیم و جدید این جا از موکب اعرابی که بیرون می آیی تا چشم کار می کنی چشم ست و سر و دست ست و پا می روی و می روی تا خورشید شرم کند غروب آخرش را و برود توانش را جمع کند تا فردا بر ظهر اربعین بتابد به کربلا که می رسی نمی دانم برای همه این طور رخ می دهد یا نه اما راه حرمین را می فهمی بی تابلو و راهنمایی کربلا همه ی شهر شده مثل روزهای شلوغ حرم امام رضا ع و از کیلومتری مانده به حرمین دیگر روضه ی منوره ی امام رضا ع مدام مقابل چشمانت هست به ندرت می توان درست گام برداشت و متوقف نشد گاهی برای طی مسافتی صد متری یک ساعت سرپایی و در زیر فشاری که گاهی با خودت تصمیم می گیری اشهدت را بگویی حادثه که خبر نمی کند راستش خودت هم بدت نمی آید دیگر نروی همین جا جان دهی هر کس را اربعین می بینی در نگاهش می خوانی که یک آرزو دارد انگار که نرود بماند تا همیشه با این وجود اعراب بادیه را که گاهی پانزده روزی را پیاده آمده اند و از خاک صحرا خورده اند و خون دل می بینی می آیند با کاغذی در دست که زیارت معروف اربعین اباعبدالله الحسین ع را در آن با هزار غلط املایی و نگارشی نوشته اند شروع می کنند با صدای بلند و انگار اعتراض و البته عجز و شوق و مهر و دل شروع می کنند تند و تند خواندن و تمام که می شود می روند با موج همیشه جاری تا ضریح به ضریح که می رسند می بوسند و نمی مانند و می آیند و می روند بین الحرمین و از دور سلامی به عباس ع وفا می کنند و بعد وارد می شوند و زیارتی مختصر و راهی می شوند به دیارشان همه چیز در ساعتی کم تر رخ می دهد و راهی می شوند پانزده روز خاک صحرا و خون دل ساعتی عرض ارادت و شوق و نیاز و دوباره پانزده روز خاک صحرا و خون دل و نیروی به قدرتِ یک سال و آتشی که هرگز خاموش نمی شود این تمام اربعین حسین است و تو که عادت داری به بغل گرفتن ضریح امام رضایت و دردودل کردن از کوچک و بزرگ زندگی ات با او ساعت ها حیران می مانی آخر این چه آتشی ست که لهیب ش دامن این امت را گرفته است چه دردی ست که درمان ندارد چه سودایی ست که پایان ندارد این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوست می مانی از این نمایش عظیم بشری می مانی از این بزرگ ترین اجتماع انسانی روی کره ی زمین می مانی از آتشی که بعد از هزار و چهارصد سال هر روز گداخته تر است می مانی ازآن چه دارد در عالم رخ می دهد شرمنده می شوی از تجربیات اندک ت شرمنده می شوی از دنیای کوچکت شرمنده می شوی از نداریت که دارایی ش پنداشته ای شرمنده می شوی از این که هستی هنوز هستی همه را دوست داری دوست داری همه ی عرب ها را در آغوش بگیری و زار زار غریبی امت را گریه کنی دوست داری سر به دامن زن های بادیه بگذاری و سیر گریه کنی دوست داری این امت را دوست داری شب هنگام کربلای ملتهب داغ روز اربعین کسی پر نمی زند شهر بعد از ده ای که روی آرامش ندیده حالا آرام تر از همیشه است حالا نوبت آسمان است تا ببارد و می بارد و می بارد آن قدر که زمین را آب بر می دارد آن قدر که غصه می خوری به حال برادران موکبی ا ت که زیر باران چه می کنند آن قدر که ازخودت و مسافرخانه ی محقرت شرم ت می گیرد باران می آید مگر باران بتواند این آتش را موقتا بخواباند و این داغ را برای امسال هم مهر کند تا مگر سالی دیگر و اربعینی دیگر بیاید تا این داغ سر به مهر دوباره سرواکند مردم خیلی راحت و خیلی ساده با هم حرف می زنند و اخبار چهل تنی را که در بمب گذاری محله شمالی شهید شده اند رد وبدل می کنند همه چیز عادی ست همه می دانند که بعضی از رازها تنها به خون فاش می شوند هیچ کس باکی ندارد و تازه آه گرم حسرت زیاد می بینی که چرا من نه اربعین راز سربه مهری ست که هنوز گویا زمان افشای آن نرسیده است اربعین محشر کبرایی ست که هنوز تجربه ی بشر لیاقت حضورش را نیافته است اربعین را از قاب تصویر تلویزیون ها و از روزن رسانه ها نمی توان دید باید مزه اش کنی تا بفهمی چه می نویسم اربعین اربعین را باید چشید نوشته های دیگران نویسنده متن فوق عامری نسب یادداشت ثابت پنج شنبه 02 6 3 ساعت 8 5 عصر جرعه نوش زمزم ولا ایّام فاطمیه که می رسد دلهای عاشق و بیقرار سرود غم می خواند و منظومه اندوه می سراید وقتی یک بوستان خزان زده شود وقتی یک گل پرپر گردد و بلبلی به هجران گل مبتلا شود چه می ماند جز فصل نالیدن و موسم گریستن فراق فاطمه تنها علی را داغدار نکرد بلکه چشم فضیلتها در داغ آن محبوبه پیامبر خون گریست و دیدگان ارزشها همواره گریان آن مظلومه تاریخ ماند امروز اگر آسمانِ دلِ ما هم ابری است اگر هوای چشمان ما هم به یاد رنج فاطمه و غربت علی بارانی است این تداوم همان گریستن های حسن و حسین علیهم السلام و زینب و کلثوم است به عشق زهرا علیهاالسلام دلخوشیم و از شهادتش دلخون هنوز هم سوالهای ما بی پاسخ مانده است مگر فاطمه تنها یادگار حضرت رسالت نبود مگر سینه اش بوسه گاه محمّد نبود مگر پیامبر هر روز هنگام عبور از برابر خانه فاطمه به اهل آن خانه سلام نمیداد مگر مودّت ذی القربی توصیه قرآن و اجر رسالت رسول نبود مگر خداوند خشم و رضای فاطمه را خشم و رضای خویش قرار نداد پس چرا آن همه گریه و اشک چرا آن همه بی حرمتی به حریم فاطمه و چرا آن همه جفا بر آل مصطفی ایّام فاطمیه مجموعه ای از جگرهای سوزان چشمهای گریان عزاداران سیه پوش و عاشقان درد آشناست فاطمیّه فهرست غم است سند مظلومیت و ادّعانامه شیعه است این روزها ایّام مرور اوراق کتاب رنج زهراست و هر ورق شامل چندین سوگ سروده و رنجنامه است خدا را شاکریم که نعمت غم زهرا را ارزانی مان کرده است همنوایی روحهایمان با اندوههای علی و فاطمه نشان از سیراب شدن جان از کوثر ولایت است این غم و اشک نشانه محبّت است و تا نسوزد دل نریزد اشک و خون از دیده ها هر چند ایّام فاطمیه داغ ما تازه می شود امّا مرور بر این فهرست غم ما را به فاطمه نزدیکتر می کند جانمان جرعه نوش زمزم ولا می شود قلبمان شفافیّت زهره زهرا را بهتر لمس می کند گریه ها شفیع ما می گردد تا در آستان عترت عزّت یابیم قطرات اشک در سوگ اهل بیت ما را هم اهل این بیت می کند و مهمان سفره تولّا نوشته های دیگران نویسنده متن فوق عامری نسب پنج شنبه 99 10 25 ساعت 12 27 عصر علی بی فاطمه این روزها همه از فاطمه می گویند و من باز هم از علی این روزها همه دلهایشان را روانه ی بقیع می کنند و قلم لرزانم باز پرواز می کند به سمت چاههای خشک کوفه این روزها همه برای شهادت زهرا نوحه سرایی می کنند و من برای تنهایی علی این روزها همه شبی را تصور می کنند که علی زهرا را به خاک می سپارد و من شبهایی را میبینم که علی سر بر چاه فرو برده زار می زند این روزها همه از در و دیوار و پهلوی شکسته حرف می زنند و من باتصور دستهای بسته یک پهلوان آرام آرام می سوزم این روزها همه از چادر خاکی میگویند و من ازشمشیری به دیوار آویزان دلهای همه این روزها از درد سیلی می سوزد و دل من از درد خجالت وشرمندگی یک مرد این روزها زمان شهادت علی است چون علی بی فاطمه دیگر علی نیست آری علی با فاطمه علیست نوشته های دیگران نویسنده متن فوق عامری نسب پنج شنبه 99 10 25 ساعت 8 24 صبح تشنه لبان رمضان رمضان در جبهه ها در اوج گرمای تابستان آنهم در منطقه خوزستان حال و هوای ویژه ای داشت سال 60 ماه رمضان در اوایل مرداد ماه و گرمای بالای 50 درجه خوزستان بسیار طاقت فرسا بود رزمندگانی که از اقصی نقاط کشور به جبهه می آمدند حکم مسافر را داشتند و کمتر می توانستند یکجا ثابت باشند بعضی از آنها در یک منطقه می ماندند و از مسوول یا فرمانده مربوطه مجوز می گرفتند و قصد ده روز کرده و روزه دار می شدند روزهای طولانی بالای 16 ساعت گرمای شدید و سوزان کار فعالیت نبرد با دشمن حتی در منطقه پدافندی شدت یافتن تشنگی و ضعف و بی حالی ازجمله مواردی بود که وجود داشت اما به لطف خدا در ایمان و اراده رزمندگان کمترین خللی ایجاد نمی شد سال 61 ماه مبارک رمضان در تیر ماه واقع شد عملیات رمضان در همین ماه سال انجام گرفت شب 19 رمضان در حال و هوای خاصی رزمندگان آماده عملیات می شدند گرمای شدید باد و توفان شنهای روان و از همه مهم تر نبرد با دشمن آنهم برای کسانی که روزه دار بودند بسیار سخت بود انسان تا در شرایط موجود قرار نگیرد درک مطلب برایش سنگین است در آن عملیات بسیاری از عزیزان به وصال حضرت حق پیوستند در حالی که روزه دار بودند و لبهایشان خشکیده بود اما به عشق اباعبدالله الحسین ع و عطش کربلا رفتند و به شهادت رسیدند و چند سطر از عملیات رمضان مانده بودیم وسط میدان مین همه مجروح بودند و خسته یه رزمنده ی زخمی چند متر آنطرف تر از من افتاده بود دست و پایش را روی زمین می کشید انگار دردش شدید شده بود با آرنج خودش را کشید جلوتر کم کم از من دور می شد فکر کردم می خواهد از میدان مین خارج شود گفتم با این همه درد چرا اینقدر به خودت فشار می آوری گفت چند تا مجروح دیگر آنطرف هستند من هم چند دقیقه بیشتر زنده نیستم می خواهم قمقمه ی آبم را برسانم به دست آنها نوشته های دیگران نویسنده متن فوق عامری نسب جمعه 97 3 4 ساعت 8 9 عصر یلدایی غریب چشمم به در سیاه شد اما نیامدی زیباترین شکوفه بستان احمدی گوشم به زنگ و دیده به در غرق انتظار خواهند ماند تا که بگویند آمدی اگر مُهر انتظار بهار را بر قلبهایمان حک نکرده بودند اگر غزل انتظار را از بر نبودیم و اگر از جام انتظار سرمستمان نکرده بودند معلوم نبود در این تاریک روشن مبهم و این گردش ممتد و کشدار ثانیه ها که روز و شبش یکسان است اینهمه دلواپسی اینهمه حسرت و اینهمه سوز و گداز را به درگاه کدام سنگ و چوب و آتش می بردیم و از که پناه می جستیم ادامه مطلب نوشته های دیگران نویسنده متن فوق عامری نسب چهارشنبه 97 2 12 ساعت 10 25 عصر 1 2 3 4 5 لیست کل یادداشت های این وبلاگ جرعه نوش زمزم ولا علی بی فاطمه تشنه لبان رمضان یلدایی غریب برای شهدای مظلوم مدافع حرم برای تو که گلویت بوسه گاه پیامبر بود قیامت بود عاشورا نعمت فهم حسین ع بدون شرح اما یک دنیا حرف زمزمه ی دوست دوست تو واجب ترک شده ای لغات و کنایات گویش قمی وقف چرا و چگونه برای شهید محمد حسین سراجی ارباب آب همه عناوین 421 عناوین آرشیوشده اوقات شرعی بازدید امروز 2 بازدید دیروز 6 مجموع بازدیدها 579280 درباره من عامری نسب فهرست موضوعی یادداشت ها حماسه حسینی 43 ائمه معصومین علیهم السلام 8 بیداری اسلامی 6 فتنه 4 شهدای گمنام 2 ائمه معصومین علیهم السلام آرشیو مطالب تابستان 85 پاییز 85 زمستان 85 بهار 86 تابستان 86 پاییز 86 زمستان 86 بهار 87 تابستان 87 پاییز 87 زمستان 87 بهار 88 پاییز 88 بهار 89 تابستان 89 پاییز 89 زمستان 89 بهار 90 تابستان 90 پاییز 90 زمستان 90 بهار 91 تابستان 91 پاییز 91 زمستان 91 بهار 92 تابستان 92 پاییز 92 زمستان 92 بهار 93 لوگوی وبلاگ لینک دوستان لحظه های آبی زلال تر از نور لهجه قمی قم ...
|