Meta tags:
description= اعتــــــــــراف نامه من اینجاخاطراتم رابه تصویرکشیده ام....اعتراف کرده ام بلکه آرام شودبی قراری هایم...;
Headings (most frequently used words):
ام, 14, 13, 12, 11, 10, اعتــــــــــراف, نامه, من, اینجاخاطراتم, رابه, تصویرکشیده, اعتراف, کرده, بلکه, آرام, شودبی, قراری, هایم, پست, ثابـــــــــت, 15, نوشته, های, پیشین, برچسب, ها, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
نوشته (21), بود (21), شده (14), امیر (13), ۱۳۹۲ (12), حامد (12), ولی (11), اون (11), روز (10), ساعت (10), توسط (10), hadis (10), بهش (10), ادامه (9), کردم (9), حدیث (8), این (8), شهرک (7), میخوام (7), دیگه (6), خودم (6), داشتم (6), بیرون (6), کنم (6), منم (5), بودم (5), باشم (5), شنبه (4), شدم (4), مبینا (4), همون (4), گفتم (4), نمیتونم (4), خواب (4), وقتی (4), بابا (4), الان (4), فکر (4), تولد (4), پست (3), مرداد (3), چقدر (3), کاری (3), داد (3), واسه (3), امیرو (3), بعد (3), چند (3), اینکه (3), دلم (3), بیشتر (3), ماه (3), جمعه (3), خدافظ (3), حالم (3), رفتم (3), باید (3), گوشیم (3), برای (3), چیزی (3), منو (3), خراب (3), پارک (3), دوستم (3), کسی (3), البته (3), همه (3), دارم (3), احساس (3), باشی (3), دختری (2), ثابت (2), برچسب (2), وبلاگ (2), آیلار (2), گفت (2), دوست (2), فحش (2), گوشی (2), قضیه (2), تموم (2), حال (2), خدا (2), همین (2), انگار (2), میخواستم (2), آخه (2), یکمی (2), دادیم (2), دوشنبه (2), گوشیمو (2), لحظه (2), لاک (2), میزدم (2), داشت (2), بیام (2), امتحان (2), جواب (2), دیدم (2), اومد (2), بهم (2), بلند (2), میکردم (2), فقط (2), اول (2), خوندم (2), دادم (2), اسی (2), هیچ (2), نیستم (2), زود (2), خوابم (2), یعنی (2), بگم (2), سرم (2), اولین (2), برانوش (2), رفتیم (2), رفیق (2), هست (2), ملخ (2), کلا (2), خوشم (2), شماره (2), اینطوری (2), دخترا (2), حرفا (2), همش (2), نداری (2), پیشم (2), خود (2), برم (2), خرید (2), هستم (2), نمیخوام (2), تند (2), یاسین (2), حسابی (2), کردی (2), بریم (2), زنگ (2), چرا (2), آمنه (2), حوصله (2), بیا (2), آمن (2), زدم (2), خونه (2), مامانم (2), عذاب (2), اعتــــــــــراف (2), نامه (2), blogfa, com, طعم, عشق, خاطرات, یــــــــــک, دختــــــر, الکلـــــــــی, پیوندها, چهارشنبه, سوری, شروع, رابطه, آخرین, قسمت, دوم, تصادف, شهریور, های, پیشین, عناوین, آرشیو, خانه, مطالب, قدیمی, دورغ, یکی, بماند, زنگیدم, نقش, بازی, بدبختی, کردیم, مسعود, پسره, بنده, مونده, اخه, نگفتم, مثل, پشیمون, مخشو, بزنه, حرص, بخوره, دیوونه, میشدم, انتقام, پسری, روم, گیر, مسافرت, روشن, کلی, آره, جای, درس, بخونم, بدجور, هوای, فکرش, نگذشته, اتاق, نشسته, گذشت, خرداد, امتحانا, ندادم, بیخیال, خودمم, میدونستم, خیلی, بدی, دختر, متاسفم, لعنتی, کابوس, صبح, افتضاح, نزنگیدم, خوابیدم, تحمل, بخاطر, قول, داده, هفته, بعدش, امتحانام, موند, شیمی, فرجه, فصل, کامل, ذره, آفا, زنگی, زونگی, کوفتی, بفرست, خوابا, نبینم, ندیدم, انداختمش, زیر, تخت, بخدا, تعبیر, دیشبو, براش, اضافه, هیچکس, ببخش, میتونم, دنیا, روی, نیاوردم, برام, اومدم, بار, درکش, کلمه, اسم, درمورد, نگفته, تاب, دوتایی, کنار, نشستیم, چیکار, نیگاه, پررو, نشست, نیمکت, بغلیه, زهرمار, آها, نیشخند, آرزو, هانیه, وروجک, کودوم, شامخی, میگیم, لقبشه, بدون, سرمو, حامده, عطیه, میدادم, حرکات, نمیاد, بده, نمیزنگم, بیاد, نمیگم, مزخرف, افتاد, کلم, شاید, فراموش, خانوم, لطف, کردن, دادن, بگذریم, پسرای, اهل, همو, میشناسیم, یادم, رفت, اینجا, نظامیه, مخصوص, ارتشی, هاست, بابای, ارتشیه, مخصوصا, پیچه, تنها, استثنا, زندگیم, بوده, آدمی, اشکال, ببینم, نگم, رابطمون, خستگیام, واقعا, کلافم, کرد, کاملا, متوجه, کلافه, میشم, اونجا, مدت, زیای, دور, پیش, بمونم, میزنی, میکنم, دوسم, حدیثم, لحظاتمو, بیست, چهاری, تنهایی, نیاز, وقتایی, میخواد, دنبالم, نیای, میرم, کنارم, کلاس, دوستام, رمضون, هنوز, نشده, مدام, تلفنو, قطع, بچه, مجبور, راه, برن, بگو, بمونه, حالیش, بله, خیابون, داریم, میایم, کجایی, انقدر, چشمام, جاش, جلو, اومده, امکان, اومدن, نداشت, گفته, ازش, خوشت, میومده, حالا, شهرکو, خوشش, میاد, شنیدم, حدودا, ساعتی, بودیم, داشتیم, میگشتیم, خوبی, نداشتم, نمیدونم, خوب, نبود, منتظر, دعوای, شکر, دوستاش, بودن, تایی, قرار, بچرخیم, کنیم, یکشنبه, داغون, اصلا, دوستای, حرف, میخوای, انجام, بدن, غلط, خوش, نیس, پاشو, گورتو, ندارم, جونم, مهم, میشه, امروز, بیای, خونمون, بالاخره, موعود, فرا, رسید, افتاده, شبای, قدر, قبل, زور, نشد, پامو, بذارم, گوشیمم, مخفی, نباید, دید, بمیرم, نزدیک, غلطی, دیر, رفته, نمیذاشت, سلام, قصه, عشقمو, نوشتم, مقصره, میدونم, اشتباه, کار, وجدانم, راحت, باشه, کمی, همدیگه, ثابـــــــــت, اینجاخاطراتم, رابه, تصویرکشیده, اعتراف, کرده, بلکه, آرام, شودبی, قراری, هایم,
Text of the page (random words):
اعتــــــــــراف نامه اعتــــــــــراف نامه من اینجاخاطراتم رابه تصویرکشیده ام اعتراف کرده ام بلکه آرام شودبی قراری هایم پست ثابـــــــــت سلام من حدیث هستم تو این وبلاگ قصه ی خودم و عشقمو امیر نوشتم که چقدر همدیگه رو عذاب دادیم و من بیشتر میدونم که اشتباه کردم ولی با این کار میخوام یکمی عذاب وجدانم راحت باشه البته کمی هر چند که الان اون مقصره برچسب ها پست ثابت نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۲ ۰۵ ۲۸ ساعت 16 23 توسط hadis 1 14 15 گوشیم داغون شد سر اینکه دیر رفته بودم خونه مامانم نمیذاشت برم بیرون آخ من بمیرم برای خودم که تولد امیر نزدیک بود و من با گوشی خراب چه غلطی میکردم یه روز قبل تولد امیر هر چی زور زدم نشد پامو از خونه بذارم بیرون گوشیمم که مخفی بود مامانم نباید می دید که بالاخره روز موعود فرا رسید تولد امیر 17 مرداد بود و فکر کنم که افتاده بود تو شبای قدر زنگ زدم به آمنه آمن میشه امروز بیای خونمون چرا چی شده آمن جونم مهم پا شو بیا حدیث حوصله ندارم غلط کردی حوصله نداری بابا من حالم خوش نیس پاشو گورتو گم کن بیا دیگه اه اصلا باید کلا با دوستای من اینطوری حرف زد تا کاری رو که میخوای انجام بدن ادامه نوشته نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۲ ۰۶ ۳۱ ساعت 18 25 توسط hadis 1 13 14 یه روز از ماه رمضون بود هنوز تولد امیر نشده بود ولی من مدام تو فکر 17 مرداد بودم قرار شد با آیلار و آمنه بریم بیرون از شهرک بچرخیم و خرید کنیم خدا رو شکر اون روز حامد هم با دوستاش تو پارک شهرک بودن و ما دخترا سه تایی رفتیم احساس خوبی نداشتم نمیدونم چرا ولی حالم خوب نبود انگار منتظر یه دعوای حسابی بود حدودا دو ساعتی بود که بیرون بودیم داشتیم بر میگشتیم بریم شهرک که حامد زنگ زد حدیث الان یه چیزی شنیدم چی یاسین گفته که تو ازش خوشت میومده حالا هم کل شهرکو پر کردی که اون از تو خوشش میاد تو اون لحظه انقدر چشمام از جاش جلو اومده بود که فکر کنم بیشتر از اون امکان بیرون اومدن نداشت الان کجایی خیابون داریم میایم شهرک حامد بله به اون یاسین بگو تو اون پارک خراب شده بمونه تا بیام حسابی حالیش کنم تلفنو قطع کردم و بچه ها رو مجبور کردم تند تند راه برن ادامه نوشته نوشته شده در شنبه ۱۳۹۲ ۰۶ ۳۰ ساعت 17 31 توسط hadis 1 12 13 من آدمی نیستم که اشکال کسی رو ببینم و بهش نگم همون ماه اول رابطمون بهش از خستگیام گفتم به حامد گفتم حامد من نمیخوام هر جا که میرم تو کنارم باشی میخوام وقتی کلاس دارم با دوستام باشم دلم میخواد وقتی میخوام برم خرید و با دوستم هستم دنبالم نیای نمیخوام همش پیشم باشی منم به تنهایی نیاز دارم منم یه وقتایی رو برای خود خود خودم میخوام حدیثم خب من میخوام همه ی لحظاتمو با تو باشم میخوام بیست چهاری تو پیشم باشی میخوام همش پیش تو بمونم وقتی این حرفا رو میزنی احساس میکنم دوسم نداری اونجا بود که احساس کردم باید یه مدت زیای رو از حامد دور باشم واقعا حامد داشت کلافم می کرد بعد از اون حرفا هم کاملا متوجه شدم دارم کلافه تر میشم ادامه نوشته نوشته شده در شنبه ۱۳۹۲ ۰۶ ۳۰ ساعت 16 31 توسط hadis 1 11 12 من که کلا از این حرکات خوشم نمیاد یعنی کسی بهم شماره بده نمیزنگم از کسی خوشم بیاد بهش نمیگم البته امیر تنها استثنا زندگیم بوده و هست مخصوصا اینکه تو این شهرک همه چی زود می پیچه یادم رفت بگم اینجا یه شهرک نظامیه مخصوص ارتشی هاست خب بابای منم ارتشیه تو شهرک هم همه ی دخترا و پسرای اهل حال همو میشناسیم بگذریم برانوش خانوم لطف کردن البته به حامد نه به من شماره ی منو دادن به حامد هر چند منم یه فکر مزخرف افتاد تو کلم شاید اینطوری امیرو فراموش کنم ادامه نوشته نوشته شده در شنبه ۱۳۹۲ ۰۶ ۳۰ ساعت 16 5 توسط hadis 1 10 11 رفتم پارک منو دوستم برانوش رفتیم رو یه تاب دوتایی کنار هم نشستیم سرم تو گوشیم بود داشتم به دوستم عطیه اس میدادم حدیث این حامده که بدون این که سرمو بلند کنم جواب دادم کودوم حامد شامخی ما بهش میگیم حامد ملخ لقبشه ملخ نه بابا حامد وروجک کی هست رفیق آرزو بود بابا همون که با هانیه بود آها اولین رفیق تو نیشخند زهرمار خب که چی نیگاه پررو اومد نشست رو نیمکت بغلیه ما خو چیکار کنم ادامه نوشته نوشته شده در جمعه ۱۳۹۲ ۰۶ ۲۹ ساعت 15 12 توسط hadis 1 9 10 اس دادم بابا آفا امیر یه زنگی زونگی اسی کوفتی چیزی بفرست از این خوابا نبینم خو اولین اسم همین بود درمورد خوابم بهش چیزی نگفته بودم اسی که برام اومدم 10 بار خوندم تا درکش کردم یه کلمه خدافظ دنیا رو سرم خراب شد ولی به روی خودم نیاوردم ها چی حدیث منو ببخش ولی فقط میتونم بگم خدافظ امیر یعنی چی حدیث نمیتونم الان نمیتونم با هیچکس باشم نمیتونم با هیچ دختری باشم خواب دیشبو براش اس کردم و بهش اضافه کردم چقدر زود خوابم تعبیر شد حدیث نه بخدا من با هیچ کس دیگه ای نیستم دیگه گوشیمو ندیدم انداختمش زیر تخت ادامه نوشته نوشته شده در جمعه ۱۳۹۲ ۰۶ ۲۹ ساعت 14 52 توسط hadis 1 8 9 امتحان شیمی داشتم و سه روز فرجه روز اول دو تا فصل رو کامل خوندم اون شب دلم برای امیر یه ذره شده بود رفتم سر گوشیم ولی بهش قول داده بودم هفته ی بعدش امتحانام تموم می شد و فقط می موند امیر باید تحمل میکردم بخاطر امیر بهش نزنگیدم رفتم خوابیدم ولی خواب لعنتی که نه یه کابوس دیدم که وقتی صبح بلند شدم حالم افتضاح بود خواب دیدم امیر با یه دختر دیگه دوست شده اومد بهم گفت خدافظ حدیث متاسفم خیلی خواب بدی بود ادامه نوشته نوشته شده در جمعه ۱۳۹۲ ۰۶ ۲۹ ساعت 14 41 توسط hadis 1 7 8 بعد از مسافرت هم که گوشیمو روشن کردم کلی اس داشتم ولی دیگه جواب ندادم با خودم گفتم بیخیال ولی خودمم میدونستم که نمیتونم سه ماه گذشت خرداد بود و امتحانا دو تا امتحان بیشتر نگذشته بود اون روز تو اتاق نشسته بودم و داشتم لاک میزدم به جای اینکه درس بخونم داشتم لاک میزدم آخه دلم بدجور هوای امیرو داشت میخواستم از فکرش بیام بیرون اس داد آره همون لحظه اس داد ادامه نوشته نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۲ ۰۶ ۱۸ ساعت 20 45 توسط hadis 1 6 7 آیلار به دورغ گفت که من با یکی دیگه دوست شدم ولی اون شب واسه انتقام با پسری که چند روز روم گیر بود یکمی اس دادیم انگار میخواستم امیر حرص بخوره آخه داشتم دیوونه میشدم ولی روز بعد مثل سگ پشیمون شدم واسه همین به مبینا گفتم مخشو بزنه بنده خدا مبینا مونده بود واسه چی اخه بهش نگفتم قضیه ی امیرو به هر حال من و مبینا کاری کردیم مسعود همون پسره به مبینا نخ داد منم با گوشی خودم بهش زنگیدم و نقش بازی کردم و با بدبختی قضیه تموم شد چقدر فحش و فحش کاری شد بماند ادامه نوشته نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۲ ۰۶ ۰۵ ساعت 13 33 توسط hadis مطالب قدیمی تر خانه آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین شهریور ۱۳۹۲ مرداد ۱۳۹۲ برچسب ها پست ثابت 1 تصادف 1 قسمت دوم 1 آخرین روز 1 شروع رابطه 1 چهارشنبه سوری 1 1 پیوندها خاطرات یــــــــــک دختــــــر الکلـــــــــی دختری با طعم عشق blogfa com
|