If you are not sure if the website you would like to visit is secure, you can verify it here. Enter the website address of the page and see parts of its content and the thumbnail images on this site. None (if any) dangerous scripts on the referenced page will be executed. Additionally, if the selected site contains subpages, you can verify it (review) in batches containing 5 pages.
favicon.ico: f4jb.blogfa.com - .

site address: f4jb.blogfa.com redirected to: f4jb.blogfa.com

site title:

Our opinion (on Saturday 20 June 2026 2:12:35 UTC):

GREEN status (no comments) - no comments
After content analysis of this website we propose the following hashtags:



Meta tags:
description=داستان های جاستینی داستان های جاستینی;

Headings (most frequently used words):

قسمت, سی, بیست, های, داستان, جاستینی, چهارم, اخر, سوم, دوم, یکم, ام, نهم, هشتم, هفتم, ششم, نوشته, پیشین,

Text of the page (most frequently used words):
النا (226), #جاستین (152), کرد (62), بود (52), ووبین (51), رفت (41), سویان (36), جانگ (31), بغل (30), جای (30), اون (28), این (27), میکرد (26), کیونگ (26), داشت (24), شده (23), دیگه (21), گریه (21), اومد (19), وون (18), اگه (18), فقط (18), خونه (17), باشه (17), خیلی (17), داد (17), نوشته (16), اما (16), باید (16), ساعت (15), گذاشت (14), اره (14), چرا (13), الان (13), نامه (13), ۱۳۹۱ (12), بیا (12), حالا (12), واسه (12), مرداد (11), نیست (11), اصلا (11), دکتر (11), سرشو (11), توسط (10), جوانه (10), وقتی (10), همونطور (10), خدمتکار (10), بلند (10), هنوز (10), قسمت (10), خندید (10), بچه (10), سمت (9), چیزی (9), اتاق (9), بیمارستان (9), جاهای (9), کنه (9), دست (8), بیهوش (8), یهو (8), هیچی (8), خانم (8), اروم (8), بیست (8), تعجب (8), نگاه (8), نمیدونم (8), میدونم (8), بالا (8), بغلش (8), گفت (8), دنیا (8), نتونست (7), میشه (7), بله (7), کار (7), ناز (7), بهش (7), فکر (7), وارد (7), مسئول (7), خودش (7), گرفت (7), جاستینو (7), حرف (7), باز (6), میخوای (6), کنی (6), اسم (6), ولی (6), یعنی (6), پیش (6), پایین (6), اونا (6), ماه (6), جواب (6), موهای (6), کنم (6), همه (6), محکم (6), نگاهی (6), بچش (6), کایول (6), ماشین (5), دیدن (5), شرکت (5), کردن (5), بیرون (5), بگو (5), میخوام (5), میکنم (5), کوچولو (5), زنگ (5), منم (5), فردا (5), کشید (5), داره (5), عزیزم (5), تکون (5), اونو (5), کردم (5), اینکه (5), برد (5), دوم (5), پذیرش (5), پدرت (5), چند (5), دختر (5), چقدر (5), میرم (5), همین (5), حتی (5), نبود (5), نمیزاریم (5), رفته (5), ساکت (5), داستان (5), های (4), بودن (4), میگذشت (4), افتاد (4), راه (4), سون (4), خوبه (4), راستی (4), برم (4), پرید (4), میگم (4), دوست (4), روز (4), میشد (4), یکشنبه (4), قطع (4), دوس (4), واقعا (4), رفتن (4), طرف (4), تازه (4), بعد (4), نشست (4), کاری (4), اومدن (4), پیدا (4), زنم (4), منو (4), حالی (4), همیشه (4), بیاره (4), نظر (4), همینطوری (4), میریخت (4), بدون (4), بزار (4), انداخت (4), میکنه (4), خوشحالی (4), اشکاش (4), بابا (4), شدن (4), تنهایی (4), نمیشد (4), سلام (4), اخه (4), عمو (4), قهوه (4), زیر (4), کرده (4), شنبه (3), برگه (3), سرعت (3), سریع (3), همون (3), بره (3), لبخندی (3), خواهش (3), هیچ (3), صدا (3), نگو (3), دارم (3), کره (3), حاظره (3), اشپزخونه (3), خدمتکارا (3), زنتو (3), داری (3), هستی (3), کسی (3), شما (3), جیهو (3), صبح (3), کیه (3), سرش (3), میکنن (3), جونم (3), کنارش (3), میره (3), پله (3), بکنیم (3), نیم (3), عوضی (3), چندین (3), بار (3), چیکار (3), بری (3), زنمو (3), خوش (3), نزدیک (3), گفتم (3), دید (3), دوباره (3), کجا (3), بریم (3), جایی (3), طاقت (3), حالش (3), برات (3), درست (3), زیاد (3), خوب (3), بیشتر (3), دقیقه (3), خوابش (3), بست (3), درد (3), بالاخره (3), نیومده (3), میزد (3), راس (3), احساس (3), پدر (3), بزرگ (3), خره (3), باورش (3), ناراحت (3), نمیخوام (3), درو (3), پست (3), خواست (3), اهسته (3), بوسید (3), اوردن (3), اینا (3), نوزاد (3), کوچولوی (3), بچت (3), تعریف (3), میاد (3), متوجه (3), تختش (3), بازی (3), خوشبختیم (3), جاستینی (3), blogfa (2), com (2), خوند (2), خوشبخت (2), باشید (2), پاهای (2), توی (2), خوبی (2), چشماتو (2), ترمز (2), پیاده (2), دوید (2), دختری (2), حسابی (2), دیرش (2), دلیل (2), کجاست (2), میرفت (2), جلوی (2), پاش (2), بیدار (2), رفتم (2), خرید (2), خدافظ (2), لطفا (2), بفهمه (2), مگه (2), اونی (2), خواهر (2), باهاشون (2), خواب (2), خوابیده (2), عاشق (2), اونقدر (2), روانی (2), ازدواج (2), ادرس (2), البته (2), عشق (2), پسر (2), پشت (2), میز (2), خورد (2), نداشتم (2), بوده (2), نمیدونست (2), نفس (2), کیا (2), باره (2), اینکارو (2), نکن (2), دستشو (2), خاطر (2), ماده (2), بین (2), تخت (2), هست (2), هنوزم (2), لحظه (2), کنید (2), ببخشید (2), بگیرن (2), ازمایش (2), حالم (2), گرفتن (2), اومدیم (2), خود (2), فریاد (2), خفه (2), زنت (2), نمیخوای (2), همینطور (2), میزارم (2), ساله (2), وام (2), فهمید (2), بهم (2), کدوم (2), نمیتونم (2), بدم (2), ندارم (2), گوش (2), ولم (2), کنین (2), نشسته (2), سیب (2), زمینی (2), دهنش (2), ممنون (2), غذایی (2), گیج (2), جوون (2), خدمتکاری (2), میداد (2), تقریبا (2), اشپز (2), خوشمزه (2), تلفن (2), الو (2), نزارین (2), داستانو (2), ادامه (2), خدا (2), بزارین (2), زود (2), میدونست (2), همدیگرو (2), خاطراتش (2), اشک (2), ریخت (2), چشماشو (2), سرمو (2), پاهات (2), امشب (2), بشه (2), دراز (2), بخوابم (2), میدم (2), روی (2), بالش (2), اتاقش (2), رسید (2), کجایی (2), همونطوری (2), دستاش (2), ولش (2), نمیتونست (2), بزنم (2), بگم (2), باورم (2), نمیشه (2), جیغ (2), نامرد (2), چجوری (2), میگه (2), نباید (2), بزاریم (2), احمق (2), میتونیم (2), میخواد (2), کنیم (2), سری (2), کدومتون (2), دوون (2), برداشت (2), باور (2), متاسفم (2), بسیار (2), بدونه (2), بدنیا (2), نداره (2), زور (2), پیداش (2), ارام (2), باش (2), بهتره (2), بدی (2), اینو (2), بازم (2), خوشگل (2), یکم (2), روزشو (2), زیبا (2), شباهت (2), بیاد (2), داشتن (2), دلم (2), تنگ (2), هان (2), همونجا (2), موسسه (2), چته (2), ببین (2), غذا (2), بیار (2), اشاره (2), صدای (2), باهاش (2), میان (2), گذشت (2), لبخند (2), اسمشو (2), خنده (2), کنار (2), داشته (2), باشیم (2), وجود (2), مخصوصا (2), تنها (2), نگاش (2), میکردن (2), صورتش (2), سینی (2), دستش (2), تیر, پیشین, عناوین, آرشیو, وبلاگ, خانه, مطالب, قدیمی, چهاردهم, عصبانیت, مچاله, کند, چسبونده, لباس, بلندش, الناااااا, خشکش, طرفش, مسیر, همیشگی, خلوتش, چشمش, وسط, خیابونه, دستا, پاهاش, بستس, منتظر, بمونه, وسایلاشو, جمع, سوار, شیک, گرونش, اخرشم, کارات, مشخص, میندازیم, راهی, ازش, الانا, چون, چکارش, یهئ, دهنشو, گرفتنو, انداختن, آهان, کاهو, بگیر, ممنوننننننننننننننننننننننننننننننن, نیاز, خدمتکارو, تاحالا, کسو, مکردیم, نمیگه, اقا, بهت, زبان, ایا, اونایی, صمیمین, میگن, صبحونه, بوسه, پیشونیه, جاش, طبقه, پاشد, تمام, وجودش, دوی, عاشقش, نمیدیدش, چندیدن, ششم, پانزدهم, تلفنو, بدونی, بیای, نمیزاره, پایدار, اخی, تلفنش, سرس, اسناد, موبایلشو, بیخیالش, انتظار, خودشم, کاره, عمیقی, سینه, کارو, دومه, اتفاقی, میوفته, یادم, قیافه, یادته, یادش, بهوش, اهی, متشکرم, کننده, خانمتونو, اثرش, ساعته, زودی, بیهوشیش, مشکلی, بالای, معاینه, چشم, بزنید, آقا, داخل, هفتم, دوشنبه, شانزدهم, نمیفهمم, اوه, صبر, اها, آزمایشو, ساعتی, چرخیدن, گرفتین, طول, میکشه, جاها, بگردیم, حاظر, ممنونم, برید, چیزیم, دوتاتون, برای, آزمایش, دنبال, کشوند, اینجا, مریضی, دانی, دیدی, گرفتم, بیهوشش, دفعه, پوزخندی, عمرا, برو, نمیخوایش, ترکش, بمیره, بکشم, پدری, دادم, خوشبختیمو, کردی, بخت, شین, عصبانی, ربطی, سال, میکردم, دوسش, انتخاب, بودم, عشققم, کسم, سرطان, هزینه, عمل, هاشو, میدادم, درخواست, وامو, نتنها, نداد, اخراج, میدونی, کثافت, نفوذی, کشور, ناسلامتی, ریئس, شینهوا, بیمارستانا, ندادن, مرد, نفرت, سوالای, منظورت, بیام, اوهوووووووووو, حواست, سرو, نکنی, ادماش, دستای, آدماش, دستور, تیکه, چوب, خرابه, محلی, قرار, کشیدو, اتفاقا, دیقه, عطرش, ایه, بوش, حالمو, حالت, دستشویی, اورد, چنگالو, بوی, مورد, علاقش, جلو, واای, داشتی, سیبزمینی, پنیر, گوجه, تند, گرسنمه, سرمم, پیر, دومی, کارای, انجام, یکی, پیری, اونجا, بهترین, ترین, غذاها, دوتا, صمیمی, دوسشون, هشتم, هفدهم, نظرا, نمیدما, شوخی, مینویسم, دوری, براش, سخته, زمانی, بوسیدن, روزی, بارون, دویدن, عروسیشون, گردنبند, داده, فکرش, اشکش, موهاشو, بزارم, برعکس, پاهاشو, پای, مثل, بزارمو, دستت, وجودت, استفاده, کاملو, ببرم, نگات, وابسته, بشی, واست, سخت, خودشو, فرو, بخوای, درموردش, دردو, دنبالش, سوال, سرت, سرم, بعدا, میزنیم, هفت, پنجره, میمرد, تعظیم, ایشون, نیومدن, جاستیییییییییییییییییییییین, لای, دیوونه, نرم, عشقم, عمرم, چیزمو, میکشن, بکشه, خیابون, قدم, خلی, ادم, خبر, شوهرشو, تلفنی, میده, میگی, اینطوری, میمیره, وااااااااااااااای, خدایا, خوااااااااااااااااااااااااااااهر, حیرت, جوابش, تبریک, باردارید, نهم, چهارشنبه, هجدهم, حاملشو, تونست, ابنو, بزاره, احساسا, کنن, بچشو, زمین, رمق, تکیه, دیوار, نیوفته, وای, حاملس, بارداره, گیجی, شوک, شدیدی, استراحت, سعی, همچین, شوکی, خطر, توجه, شوهرشین, باورشون, نشد, خوندن, پرت, گوریه, رسوند, پرستارا, بردنش, وقت, بخونه, جاستینم, جیبش, نمیدی, کلمات, میخون, نمیکرد, سنگینی, تورو, نمیخوریم, امیدوارم, درک, دوستت, بمون, یادت, ببینمت, خواند, ابرویی, بازش, امضا, وارسیش, اورده, بده, پستچی, دارین, بشکن, خودشه, زدن, کیون, ندیدمش, جوابی, نشنید, خمیازه, جاستیییییییییییییییییییین, صورت, زیبای, دلشو, لرزوند, برگشت, کاپشن, سفیدشو, پوشید, خارج, کمد, ساکشو, ببنده, پنجشنبه, نوزدهم, فداکاری, موندیمو, تکان, مواظبش, خیالت, راحت, ممکنه, نباشی, 2ماه, 5ماه, میام, برمیگردی, برنگرده, برش, گردونی, برشگردونم, اونوقت, گفته, امریکا, ضمن, ادمی, کوچیکی, نشه, رییس, گروه, شینهواس, کمه, کم10, قصر, اونجاها, نفر, ادمو, دنیای, بزرگی, میبینم, دوروزه, بخش, خوابوندنشو, خودشون, سالن, برگردم, ارو, برگردی, سرازیر, بچتم, ناراحتی, حوصله, نداشت, خوشگله, میزنین, مامان, نینیمون, دستمون, نمیاد, همهی, خالیه, نمیتونیم, کوفت, لازم, نکرده, معلومه, مهربون, تنهاش, بچشم, کپی, برابر, اصل, بور, بینی, فرم, لبان, عین, شدیدا, زیادی, روزاس, زحمت, کشیدیما, شام, میخوردن, بارداری, خبری, راستش, بدونم, شکلیه, نینیت, چطوره, جدا, پیشم, اومده, ببینتت, اهان, همونیکه, اسپانیا, رراجبش, ماهه, صاحب, میشم, بچم, ازم, بپرسه, جوابشو, تحمل, بغضش, شکست, شروع, ووبینو, شیش, بغض, حال, اوردم, بخورش, بشقاب, کشیده, وضع, روحیش, همش, خودت, تره, میکنیم, پرسید, گوشش, عزیز, دله, چشه, خبره, نشده, شیرم, نمیخوره, میتونست, بشنوه, شیر, حتما, گشنشه, داشتیم, میزاشتیم, بزاری, تلخی, کاش, جاستینه, شبیه, بجای, اومدم, هفته, شبه, مدت, نبودما, خوشگلو, خانوم, اومدین, نفهمیدیم, شکل, باباتی, فرشته, نوزادش, بیش, حدی, سوم, خوشبختن, خوشبختر, میشیم, چییییییییی, بوس, گونهی, فرشتهی, جانم, ذوق, مبل, کلمه, بلد, بگه, معنیه, میبر, میخورد, وهنوزم, میگرفت, 1سال, زندگی, بخاطر, جون, ماجرا, تهدیدت, نوشتم, تهدیدم, رفتی, برگشتی, میومد, خندیدن, وضعو, مرض, گرفتش, قرص, بخشی, اینجوری, نگام, میکنی, نگاهای, متعجب, جیکشم, نیومد, سمتش, برگردوتد, دخترشو, میخواست, برگشته, چشمایی, اشکبار, هردوتاشون, رویا, دیده, مات, مبهوت, دلش, عجب, ساکتش, نکرد, شوکه, کاناپه, همینجوری, زده, واسش, نوزادی, بچشه, خیره, چهارم, اخر, منتظرماااااااااااااا, f4jb2, بیان, اتونجا, باحال, قشنگ, تموم, لاگ, زدم,


Text of the page (random words):
ی هو شد جاستین چته چرا اینجوری نگام میکنی جی هو قرص ارام بخشی جاستین هان جی هو رفت سمت سویان و از بغل جاستین گرفتش تا سویان از بغل جاستین اومد بیرون زد زیر گریه جاستین مگه مرض داری جی هو و جی هو سویان رو داد بغل جاستین سویان تا رفت بغل جاستین ساکت شد جی هو دوباره سویان رو گرفت سویان زد زیر گریه جی هو سویان رو داد بغل جاستین سویان ساکت شد جاستین که این وضعو دید زد زیر خنده النا و ووبین و یی جانگ و جی هو هم خندیدن ووبین و یی جانگ و جی هو رفتن خونه و النا و جاستین و سویان تنها شدن سویان تا از بغل جاستین در میومد گریه میکرد و همونجا خوابش برد و جاستین گذاشت رو تختش و خودش رفت پیش النا نشست النا چرا رفتی اصلا چرا برگشتی اون اون نامه چی بود جاستین جاستین من اون نامه رو به زور نوشتم تهدیدم کردن النا النا کی کی تهدیدت کرد جاستین همه ی ماجرا رو واسه النا تعریف کرد النا وقتی فهمید جاستین بخاطر جون اون اینکارو کرد رفت بغل جاستین النا دوست دارم خیلی و جاستین النا رو بوسید 1سال از زندگی جاستین و النا میگذشت سویان حالا یه ساله بود وهنوزم فقط بغل جاستین اروم میگرفت فقط از دست جاستین غذا میخورد و فقط کنار جاستین خوابش میبر و تنها کلمه ای که بلد بود بگه ب ب که همون معنیه بابا رو میداد جاستین رو مبل نشسته بود النا همونطور که سویان بغلش بود اومد سمت جاستین سویان با دیدن جاستین ذوق کرد سویان ب ب جاستین ای جانم بیا عزیزم و سویان رو بغل کرد النا جاستین جاستین جونم النا ما ما خیلی خوشبختیم جاستین گونهی النا رو بوسید اره فقط با وجود تو و این فرشتهی ناز و سویان رو هم بوس کرد النا اره منو تو و سویان الان خیلی خوشبختیم جاستین سرشو کج کرد و به النا نگاه کرد چیزی شده النا النا نه نه فقط من میخوام بگم ما همینطوری هم با وجود سویان خیلی خوشبختیم مخصوصا مخصوصا اگه یه نی نی دیگه هم داشته باشیم جاستین خب اره یهو متوجه حرف النا شد چییییییییی النا میگم اگه یه بچه ی دیگه هم داشته باشیم خیلی خوشبختر میشیم جاستین خب یعنی النا خندید جاستین سویان رو گذاشت کنار و محکم النا رو بغل کرد اونا واقعا خوشبختن نه نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 23 43 توسط جوانه قسمت سی سوم النا نوزاد یه روزشو رو تختش گذاشت خوابیده بود النا با عشق نگاهی به بچش انداخت نوزادش شباهت بیش از حدی به جاستین داشت النا اهسته تو کوچولوی من چقدر شکل باباتی فرشته کوچولو ی خوشگل النا داشت همینطوری با بچش حرف میزد که یهو در اتاق باز شد و جیهو اومد تو النا با تعجب جی هو جی هو با خنده رفت سمت بچه و در حالی که بغلش میکرد هی من فقط یه مدت نبودما این کوچولوی خوشگلو ببین خانوم کوچولو شما کی بدنیا اومدین ما نفهمیدیم ها النا خندید و بجای بچش گفت عمو جی هو من صبح دنیا اومدم الان تازه ساعت هفته شبه جی هو همونطور که با بچه بازی میکرد این این چقدر شبیه النا جاستینه جی هو خب اره النا لبخند تلخی زد کاش بود جی هو اسمشو میخوای چی بزاری النا اینو یه بار به جاستین گفتم گفتم اگه یه دختر داشتیم اسمشو چی میزاشتیم جی هو اون چی گفت النا سویان جی هو اسم این کوچولو هم سویان النا لبخند زد و سویان زد زیر گریه جی هو سویان رو داد بغل النا حتما گشنشه النا اره الان بهش شیر میدم جی هو منم میرم پایین الان ووبین و یی جانگ میان النا باشه جی هو رفت پایین نیم ساعت گذشت اما از اتاق النا جی هو هنوز میتونست صدای گریه سویان رو بشنوه جی هو رفت تو اتاق جی هو النا چرا گریه میکنه النا نمیدونم شیرم نمیخوره جی هو سویان رو که داشت گریه میکرد بغل کرد بیا بریم پایین الان ووبین و یی جانگ میان باهاش بازی میکنن و رفت پایین النا هم باهاش رفت سویان همینطوری گریه میکرد و ساکت نمیشد بالاخره ووبین و یی جانگ اومدن ووبین چه خبره اخه هنوز وارد خونه نشده صدای این میاد و به سویان اشاره کرد یی جانگ گوشش رو گرفت عزیز دله عمو چشه النا نمیدونم فقط گریه میکنه جی هو با اشاره چیزی از ووبین پرسید و ووبین هم سرشو تکون داد یی جانگ النا ما با این کوچولو بازی میکنیم تو یه قهوه بیار النا باشه الان میگم ووبین نه نه خودت بیار اخه اخه واسه تو خوشمزه تره النا سرشو تکون داد و رفت تو اشپزخونه و وقتی او رفت نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 0 19 توسط جوانه قسمت سی دوم النا وضع روحیش اصلا خوب نبود همش به جاستین فکر میکرد تا اینکه یه روز النا رو تختش دراز کشیده بود و داشت به خاطراتش با جاستین فکر میکرد ووبین با یه بشقاب غذا اومد تو اتاقش ووبین ببین چه غذایی اوردم برات النا بخورش باشه تازه متوجه حال النا شد ووبین هی النا چته النا با بغض هیچی ووبین النا خواهش میکنم الان شیش ماه که جاستین رفته تو سه ماه دیگه بچت به دنیا میاد چرا بازم النا حرف ووبینو قطع کرد میدونم میدونم ووبین النا النا دیگه نتونست تحمل کنه بغضش شکست و شروع کرد به گریه کردن و داد زد النا من میدونم همه ی اینا رو میدونم میدونم سه ماه دیگه صاحب بچه ای میشم که پدر نداره میدونم وقتی بچم ازم بپرسه من چرا بابا ندارم نمیتونم جوابشو بدم میدونم و بلند بلند گریه کرد ووبین اروم باش النا به اینا فکر نکن ما نمیزاریم بچت احساس تنهایی کنه النا باشه اصلا من نمیخوام رراجبش حرف بزنم راستی چندین ماهه جی هو پیداش نیست کجاست ووبین هل شد خب خ خب رفته رف رفته موسسه النا موسسه ووبین ا اره همونیکه تو اسپانیا بود همونجا رفته النا اهان ووبین ا راستی کایول اومده ببینتت النا جدا بگو بیاد پیشم من ووبین الان میاد و رفت از اتاق بیرون چند دقیقه بعد کایول اومد تو اتاق النا با خوشحالی داد زد کایول کایول پرید تو بغل النا کایول دلم برات خیلی خیلی تنگ شده بود النا نینیت چطوره هان النا راستش خیلی دلم میخواد بدونم چه شکلیه کایول خندید 8 ماه از بارداری النا میگذشت و هیچ خبری از جاستین نبود النا و ووبین و یی جانگ داشتن شام میخوردن یی جانگ النا باید واسه بچت وقتی به دنیا اومد تعریف کنی که ما چقدر زحمت کشیدیما النا خندید ووبین اره همین روزاس که نی نی کوچولوی عمو ووبین دنیا بیاد بالا خره بچه ی النا دنیا اومد یه نوزاد دختر بسیار زیبا که شباهت شدیدا زیادی به جاستین داشت موهای بور بینی خوش فرم و لبان زیبا عین جاستین بود کپی برابر اصل جاستین النا و نوزاد 1 روزشو از بیمارستان به خونه اوردن نوشته شده در شنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 1 5 توسط جوانه قسمت سی یکم جی هو ووبین ما تنهاش نمیزاریم نمیزاریم بچشم چه از حالا که دنیا نیومده چه وقتی بزرگ شد احساس تنهایی کنه یی جانگ معلومه که نمیزاریم من از الان یه عمو یی جانگ مهربون و خوشگل و ووبین دختر بازم یی جانگ کوفت اصلا لازم نکرده تو نظر بدی ووبین همهی اینا درست جی هو ما واسه بچه ی النا با اینکه هنوز دنیا نیومده چیزی کم نمیزاریم ولی واسه خود النا چیکار میتونیم بکنیم النا عاشق جاستین بود جای خالیه اونو که نمیتونیم پر کنیم یی جانگ اره اینو راس میگه جی هو در این باره کاری از دستمون بر نمیاد ووبین چقدر حرف میزنین دیگه بهتره بریم پیش مامان نینیمون و وارد اتاق النا تو بیمارستان شدن ووبین به به خانم خوشگله النا اصلا حالش خوب نبود و اصلا حوصله هم نداشت سرشو تکون داد جی هو با ناراحتی رفت نشست کنارش و بهش نگاه کرد النا خب حالا چی میشه یی جانگ تو باید به خاطر بچتم که شده ادامه بدی النا جاستین و اوردن اسم اون اشکاش سرازیر شد ووبین ارو باش النا بهتره برگردی خونه بیمارستان النا اره میخوام برگردم بالاخره النا رو اوردن خونه اونقدر ناراحت بود که با ارام بخش خوابوندنشو خودشون رفت تو سالن ووبین نه این دختری که من میبینم دوروزه دیگه روانی میشه جی هو من باید جاستینو پیدا کنم یی جانگ چی تو یه نفر ادمو کجا میخوای تو این دنیای به این بزرگی پیدا کنی جی هو اون گفته بود که میره امریکا تو نامه نوشته بود در ضمن جاستین ادمی کوچیکی نیست که نشه پیداش کرد اون رییس گروه شینهواس کمه کم10 تا قصر داره اونجاها ووبین اگه تو بری جاستینو هم پیدا کنی اونوقت چی میشه ها جی هو باید برشگردونم ووبین اخه خره اون تو نامه نوشته بود دیگه النا رو دوس نداره یعنی میخوای با زور برش گردونی جی هو داد زد نه اون احمق باید بدونه که داره بابا میشه و اگه برنگرده بچش بدون پدر بزرگ میشه یی جانگ اگه اگه بری کی برمیگردی جی هو نمیدونم 1 ماه 2ماه 5ماه نمیدونم ولی میام ووبین یعنی ممکنه حتی بعد از بدنیا اومدن بچه هم نباشی جی هو اره اما نمیخوام النا بدونه کجا میرم یی جانگ خیالت راحت جی هو الان میرم مواظبش باشید ووبین سری تکان داد و جی هو رفت ووبین حالا ما موندیمو یی جانگ یه دنیا فداکاری نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 15 18 توسط جوانه قسمت سی ام جاستین اهسته سر النا رو از پاش برداشت و روی بالش گذاشت و بلند شد و رفت سمت کمد خواست ساکشو ببنده اما نتونست کاپشن سفیدشو پوشید و خواست از در اتاق خارج بشه که نتونست برگشت و به النا نگاه کرد اصلا نمیتونست بره صورت ناز و بسیار زیبای النا دلشو لرزوند اروم خم شد و النا رو بوسید جاستین اهسته متاسفم و رفت النا از خواب بیدار شد جاستین کنارش نبود النا خمیازه ای کشید جاستیییییییییییییییییییین کجایی اما جوابی نشنید رفت پایین النا جای کیونگ جای کیونگ جای کیونگ اومد بله النا جاستین کو پس جای کیون نمیدونم ندیدمش النا خب پس یهو زنگ درو زدن النا بشکن زد خودشه و پرید تا درو خودش باز کنه جاستین نبود پست چی بود النا که دید جاستین نیست ناراحت شد النا سلام پست چی سلام خانم یه نامه دارین النا تا خواست جواب بده جی هو از پشت پستچی اومد جی هو سلام النا سلام جی هو نگاهی به پست چی کرد النا نامه اورده بیا تو جی هو جی هو اومد تو النا نامه رو گرفت و جایی رو امضا کرد و در حالی که وارسیش میکرد درو بست جی هو از طرف کیه النا نگاهی کرد و با تعجب گفت جاستین جی هو ابرویی بالا انداخت خب بازش کن النا نامه را باز کرد و خواند النا من واقعا متاسفم که تورو ناراحت میکنم اما منو تو به درد هم نمیخوریم من رفتم واسه همیشه امیدوارم درک کنی که من دوستت نداشتم تو تو این خونه بمون فقط یادت باشه دیگه نمیخوام ببینمت النا چند بار نامه رو خوند کلمات رو میخون د اما باور نمیکرد سرش سنگینی میکرد جی هو چی نوشته النا جایی رو نمیدی یهو غش کرد جی هو النا النا و النا رو بغل کرد و نامه رو برداشت و گذاشت تو جیبش و النا رو گذاشت تو ماشین و راه افتاد زنگ زد به ووبین جی هو ووبین بیا بیمارستان النا غش کرد جاستینم نیست اره با یی جانگ بیا و تلفن قطع کرد و النا رو رسوند بیمارستان پرستارا بردنش و جی هو تازه وقت کرد نامه رو بخونه باورش نمیشد که جاستین اونو نوشته باشه اما خط جاستین بود ووبین و یی جانگ دوون دوون اومدن بیمارستان ووبین جی هو چی شده یی جانگ جاستین کدوم گوریه جی هو نامه رو پرت کرد سمت اونا اونا هم نامه رو خوندن ولی باورشون نشد بالا خره دکتر اومد نگاهی به جیهو ووبین و یی جانگ کرد دکتر کدومتون شوهرشین جی هو بی توجه به حرف دکتر حالش خوبه دکتر شوک شدیدی بهش وارد شده اون الان باید فقط استراحت کنه سعی کنید دیگه نزارین همچین شوکی بهش وارد شه واسه بچش خطر داره جی هو با گیجی گفت بچه دکتر بله اون بارداره ووبین و یی جانگ و جی هو با تعجب زیاد چی ووبین حاملس یی جانگ وای دکتر هم سری تکون داد و رفت وو بین سرشو تو دستاش کرد و یی جانگ هم بی رمق تکیه داد به دیوار تا نیوفته جی هو هم خم شد و نشست رو زمین جی هو حالا حالا چ چی کار کنیم ووبین جاستین نامرد عوضی یی جانگ چجوری میخواد بدون پدر بچشو بزرگ کنه جی هو ما ما نباید بزاریم که که خودش و بچش احساس تنهایی کنن ووبین احمق ما چیکار میتونیم بکنیم یی جانگ راس میگه ما نباید بزاریم احساسا تنهایی کنه جی هو اون نامرد چجوری تونست ابنو بزاره و بره ووبین عوضی زن حاملشو ول کرد حالا حالا چی میشه نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 23 23 توسط جوانه قسمت بیست نهم النا نگاهی به مسئول پذیرش کرد مسئول پذیرش بله جوابش حاظره تبریک میگم خانم شما باردارید النا با حیرت و تعجب چی چ ی چی جای کیونگ با خوش حالی پرید بغل النا جای کیونگ خوااااااااااااااااااااااااااااهر باورم نمیشه النا محکم جای کیونگ رو بغل کرد و از خوشحالی جیغ کشید النا وااااااااااااااای خدایا باورم نمیشه جای کیونگ حالا تو اینطوری هستی اگه جاستین بفهمه از خوشحالی میمیره النا اره اره راس میگی بزار زنگ بزنم بهش بگم جای کیونگ خلی ادم خبر بابا شدن شوهرشو تلفنی میده النا خب جاستین داشت پیاده تو خیابون قدم میزد داشت خل میشد اصلا نمیدونست چی کار کنه اون حتی یه لحظه هم نمیتونست بدون النا حتی نفس بکشه حالا باید ولش میکرد جاستین با خودش گفت من من باید برم اگه نرم عشقم عمرم همه چیزمو میکشن من باید برم باید ولش کنم دیگه داشت تقریبا دیوونه میشد جاستین سرشو گرفت لای دستاش اشکاش همونطوری میریخت جاستین اره من میرم همین فردا میرم باید برم النا رسید خونه تا اومد خونه داد زد جاستیییییییییییییییییییییین کجایی خدمتکاری اومد دم در و تعظیم کرد ایشون هنوز نیومدن خانم النا ممنون و رفت تو اتاقش داشت از خوشحالی میمرد نگاهی به پنجره انداخت جاستین هنوز نیومده بود بالاخره ساعت هفت شب جاستین اومد النا دوید سمت در النا عزیزم جاستین النا من واقعا سرم درد میکنه لطفا بزار الان فقط بخوابم بعدا حرف میزنیم النا لبخندی زد باشه اما چرا سرت درد میکنه جاستین از پله ها بالا رفت و سوال النا رو بی جواب گذاشت النا هم دنبالش بالا رفت از پله ها النا چیزی هست که بخوای درموردش با من دردو دل کنی جاستین خودشو انداخت روی تخت و سرشو فرو کرد تو بالش جاستین نه النا جاستین جاستین با خودش گفت چی کار کنم من فردا واسه همیشه از دستت میدم یعنی باید امشب از وجودت استفاده ی کاملو ببرم تا صبح نگات کنم اما اگه بیشتر وابسته بشی چی اگه واست سخت شه چی جاستین دیگه نتونست طاقت بیاره و بلند شد و محکم النا رو بغل کرد النا جاستین چیزی چیزی شده جاستین هیچی نگو فقط فقط بزار مثل همیشه سرمو رو پاهات بزارمو بخوابم النا پاهاشو دراز کرد و جاستین سرشو گذاشت رو پای النا النا موهای جاستینو ناز کرد جاستین چشماشو بست النا جاستین جاستین جونم النا بزار امشب برعکس بشه جاستین چی النا من میخوام سرمو رو پاهات بزارم جاستین بلند شد و النا سرشو رو پاهای جاستین گذاشت جاستین موهاشو ناز کرد و النا چشماشو بست و بعد از چند دقیقه خوابش برد جاستین حالا من بدون تو چی کار کنم و اشکش ریخت رو موهای النا جاستین همینطوری اشک میریخت جاستین تو فکرش فقط خاطراتش با النا بود اون روز که به النا گردنبند داده بود روز عروسیشون روزی که جاستین و النا تو بارون تا خونه دویدن زمانی که همدیگرو بوسیدن جاستین گریه میکرد میدونست دوری از النا چقدر براش سخته بچه ها نظرا کم شده نظر نزارین دیگه داستانو ادامه نمیدما شوخی کردم تو رو خدا نظر زیاد بزارین منم داستانو زود زود مینویسم تو رو خدا نظر بزارین نوشته شده در سه شنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 23 52 توسط جوانه قسمت بیست و هشتم جاستین الو الو اما تلفن قطع شده بود النا پیش خدمتکارا بود دوتا خدمتکار بودن که النا بیشتر از همه باهاشون صمیمی بود و خیلی خیلی دوسشون داشت یکی از اونا زن تقریبا پیری بود که سر اشپز اونجا بود و بهترین و خوشمزه ترین غذاها رو واسه النا درست میکرد و دومی دختر جوون خدمتکاری بود که کارای خونه رو انجام میداد اسم اون زن پیر جاهای بود و اسم اون دختر جوون جای کیونگ النا جاهای جاهای بله النا النا من خیلی گرسنمه سرمم گیج میره حالم خوب نیست جاهای عزیزم بیا بیا برات غذایی رو که دوس داشتی درست کردم سیبزمینی با پنیر زیاد و سس گوجه ی تند النا واای ممنون به به و رفت سر میز تا چنگالو نزدیک دهنش برد حالش از بوی سیب زمینی مورد علاقش بهم خورد و دستشو گذاشت جلو دهنش دیگه نتونست طاقت بیاره و رفت تو دستشویی و بالا اورد جاهای النا حالت خوبه النا چرا یهو بوش حالمو بد کرد جاهای سیب زمینی رو بو کرد عطرش کره ایه همونطور که همیشه بود جای کیونگ پس جاهای داشت فکر میکرد یهو خندید و گفت جای کیونگ یه دیقه بیا جای کیونگ رفت نزدیک جاهای و جاهای یه چیزی در گوش جای کیونگ گفت جای کیونگ خندید اونی خواهر بیا بیا بریم یه جایی النا باشه اتفاقا منم کجا جای کیونگ دوباره خندید و دست النا رو گرفت کشیدو برد جاستین رفت به اون محلی که با وون می قرار داشت یه خونه خرابه بود جاستین رفت تو و وون می رو دید که رو یه تیکه چوب نشسته وون می با دیدن جاستین به آدماش دستور داد که جاستینو بگیرن ادماش دو طرف دستای جاستینو گرفتن جاستین ولم کنین گفتم ولم کنین وون می در حالی که به جاستین نزدیک میشد اوهوووووووووو حواست باشه سرو صدا نکنی جاستین تو تو تو کی هستی از من چی میخوای منظورت چی بود که اگه زنمو دوس دارم بیام وون می اروم اروم همه رو که با هم نمیتونم جواب بدم کاری هم به سوالای تو ندارم فقط گوش کن جاستین با نفرت به وون می نگاه کرد وون می 20 سال پیش من تو شرکت پدرت کار میکردم زنم زنم کسی بود که پدرت دوسش داشت اما اون به جای پدرت منو انتخاب کرد و با من ازدواج کرد منم دوست چندین و چند ساله ی پدرت بودم تا اینکه زنم عشققم همه کسم سرطان گرفت باید هزینه ی عمل هاشو میدادم اما از پدرت درخواست وام کردم اما اون وقتی وقتی فهمید وامو واسه زنم میخوام نتنها بهم وام نداد منو از شرکت اخراج کرد میدونی که اون کثافت چه نفوذی تو کشور داشت ناسلامتی ریئس شینهوا بود اون کاری کرد که زنمو تو هیچ کدوم از بیمارستانا راه ندادن و اون اون مرد جاستین که عصبانی شده بود فریاد زد خب این به من چه ربطی داره وون می خندید تو هم پسر همون پدری من زنمو از دست دادم و همینطور خوشبختیمو فکر کردی میزارم تو و زنت خوش بخت شین و بلند بلند خندید جاستین چی وون می اگه نمیخوای بمیره اگه نمیخوای زنتو بکشم باید بری جاستین چی چیکار کنم وون می برو به زنت بگو دیگه نمیخوایش و ترکش کن جاستین پوزخندی زد عمرا وون می باشه دیدی که تا الان النا رو چندین بار گرفتم و بیهوشش کردم حال...
Thumbnail images (randomly selected): * Images may be subject to copyright.GREEN status (no comments)

    No Images


    Verified site has: 15 subpage(s). Do you want to verify them? Verify pages:

    1-5 6-10 11-15


    The site also has references to the 1 subdomain(s)

      blogfa.com  Verify


    Top 50 hastags from of all verified websites.

    Supplementary Information (add-on for SEO geeks)*- See more on header.verify-www.com

    Header

    HTTP/1.1 301 Moved Permanently
    Date Sat, 20 Jun 2026 02:12:35 GMT
    Content-Type text/html; charset=utf-8
    Transfer-Encoding chunked
    Connection close
    Location htt????/f4jb.blogfa.com/
    Server cloudflare
    Cf-Cache-Status DYNAMIC
    Report-To group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=AlqwMCwjKPBXvotwgU5qhpC0KZqn7xHkyyktwmjBRxTu2iJuc9wNNvtE94zizP1AbTEXVCLGKu4w%2Bxjh%2Fg%2B7F87%2BJDlNWHtBg5UW4bDeARSJVdGrNXYj6Z1H6Yp68i1ebdc%3D ]
    Nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
    CF-RAY a0e73fd62c1dd13a-CDG
    alt-svc h3= :443 ; ma=86400
    HTTP/2 200
    date Sat, 20 Jun 2026 02:12:35 GMT
    content-type text/html; charset=utf-8
    cache-control private
    nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
    vary Accept-Encoding
    server cloudflare
    cf-cache-status DYNAMIC
    report-to group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=OnEnrCxhgLYp6sG%2F0q3D3BIzSvyi1O7Z7Zk%2FlASMm6qf1aoI2dQO1hhp4i7LA4z0YsQ%2FunZiBgIvVjGTvNsJDx6ohLxSg10BU3UQFE61QW9E%2Bzh2VjcGLkg20%2FhMmIlmJ9w%3D ]
    content-encoding gzip
    cf-ray a0e73fd77b17d0a8-CDG
    alt-svc h3= :443 ; ma=86400

    Meta Tags

    title=""
    http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"
    name="viewport" content="width=device-width, initial-scale=1"
    http-equiv="content-language" content="fa"
    name="description" content="داستان های جاستینی داستان های جاستینی"
    name="generator" content="blogfa.com"
    property="og:title" content="داستان های جاستینی"
    property="og:site_name" content="داستان های جاستینی"
    property="og:description" content="داستان های جاستینی داستان های جاستینی"

    Load Info

    page size13044
    load time (s)0.53064
    redirect count1
    speed download24611
    server IP 188.114.97.0
    * all occurrences of the string "http://" have been changed to "htt???/"