Meta tags:
description= گویی مرا برای وداع آفریده اند بنگر چگونه دست تکان میدهم گویی مرا برای وداع آفریدهاند;
Headings (most frequently used words):
برای, می, گویی, مرا, وداع, آفریده, اند, بنگر, چگونه, دست, تکان, دهم, نگاه, کن, هنوز, از, رفتنت, لرزم, به, بهانه, سالگرد, سفر, پدر, حال, من, بی, تو, دلم, فریاد, خواهد, تولد, غریبانه, ام, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
۱۳۸۸ (10), ۱۳۸۹ (10), برای (9), ۱۳۹۳ (8), نوشته (8), بدهند (8), شده (7), مهر (5), بهمن (5), اسفند (5), ۱۳۹۱ (5), ساعت (5), توسط (5), فرشید (5), فقط (5), این (5), بود (5), تیر (4), ۱۳۹۰ (4), ۱۳۹۲ (4), بدانید (4), همه (4), اند (4), شهریور (3), آبان (3), آذر (3), خسته (3), گاهی (3), پدر (3), است (3), سفر (3), دست (3), گویی (3), مرا (3), وداع (3), آفریده (3), وبلاگ (2), خرداد (2), مرداد (2), فروردین (2), های (2), هايي (2), اين (2), درد (2), شنبه (2), مصدق (2), آخر (2), نوشت (2), شوند (2), دیگر (2), #غریبانه (2), زبان (2), نمی (2), نیست (2), جمعه (2), دلم (2), فریاد (2), خواهد (2), اگر (2), مثل (2), جگر (2), زخم (2), خبر (2), سال (2), قفس (2), گرفته (2), گرفت (2), بهانه (2), سالگرد (2), حبس (2), تمام (2), هنوز (2), رفتنت (2), لرزم (2), نگاه (2), سکسکه (2), مادر (2), blogfa, com, دقیقه, برادرم, فریبرز, مغایرت, پیوندها, آرشيو, اردیبهشت, پیشین, عناوین, آرشیو, پست, الکترونیک, خانه, مشغولي, دارم, آنچه, گذشت, فردای, پيداي, اينها, خودم, قلبي, قول, نادر, خان, ابراهيمي, قلب, چيزي, نيست, مطالب, قدیمی, هفدهم, ناصر, رعیت, نواز, حمید, بارند, شبیه, گاه, ندرت, شکل, پرنده, ابرها, روز, تولدی, سپری, کردم, شهری, هیچ, صحبت, کند, دانستم, تولد, ششم, محمد, علی, بهمنی, تصنیف, آتش, همایون, شجریان, دیوار, نجوا, کنم, آزار, ولی, انزوای, خویش, بگذریم, نوشتم, زنده, امیدم, خدا, قطع, نشده, جای, بعضی, عوض, رفتار, تلاش, گونه, چهارشنبه, بیست, سوم, حامد, عسکری, بستانند, فحش, یتیمی, ازو, فرفره, دشمنان, بسپارید, مرهم, دوست, دلخوشی, خنجر, بنویسید, خون, قوت, لقمه, نانی, خشک, زمخت, تفاوت, تبر, ناکس, خوردیم, بادها, عطر, دارند, غصه, یعقوب, ازین, کاش, تلخکامیست, شهد, شکر, حاصل, انس, گرفتن, ببرند, وسط, باغ, گذر, سوخته, گیریم, حال, نوزدهم, غریبی, سالروزت, بیشتر, پدری, چون, فراموش, ندیدمت, پیری, دادند, اشک, فشانند, بمانم, بمیری, طاقت, آورم, نگیری, کجا, برم, غمت, یازدهم, ساناز, آرش, نصیری, ترانه, ابی, حالم, خوش, پرندگانش, کشیده, شاخه, یاد, مادرم, افتادم, گریه, بند, آمد, هفت, قلپ, خوردم, امروز, یکطرف, لحظه, چهار, طرف, میره, نبینه, گوشه, دلتنگ, فرزندشه, دونه, دلواپسی, گیره, کسی, بره, آدمو, بنگر, چگونه, تکان, دهم,
Text of the page (random words):
گویی مرا برای وداع آفریده اند گویی مرا برای وداع آفریده اند بنگر چگونه دست تکان می دهم گویی مرا برای وداع آفریده اند نگاه کن هنوز از رفتنت می لرزم کسی که به حبس می بره آدمو نمی دونه دلواپسی می گیره یه مادر که دلتنگ فرزندشه نبینه جگر گوشه شو می میره تمام این چهار سال یک طرف لحظه خبر سفر مادر یکطرف امروز سکسکه ام گرفته بود هفت قلپ آب خوردم سکسکه ام بند آمد گریه ام گرفت یاد مادرم افتادم نگاه کن هنوز از رفتنت می لرزم مثل شاخه ای که یک جا پر کشیده اند تمام پرندگانش آخر نوشت حس و حالم خوش نیست ترانه حبس ابی آرش نصیری ساناز مصدق نوشته شده در شنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۳ ساعت 20 44 توسط فرشید به بهانه سالگرد سفر پدر به کجا برم غمت را چو تو دست من نگیری به چه طاقت آورم من که بمانم و بمیری همه اشک می فشانند که تو را ز دست دادند همه درد من از آن است که ندیدمت به پیری به بهانه سالگرد سفر پدری که چون من فراموش شده پدر دل گرفته ام بیشتر گرفت از غریبی ات در سالروزت نوشته شده در جمعه نوزدهم دی ۱۳۹۳ ساعت 0 44 توسط فرشید حال من بی تو به قفس سوخته گیریم که پر هم بدهند ببرند از وسط باغ گذر هم بدهند حاصل این همه سال انس گرفتن به قفس تلخکامیست اگر شهد و شکر هم بدهند همه ی غصه ی یعقوب ازین بود که کاش بادها عطر که دارند خبر هم بدهند ما که هی زخم زبان از کس و ناکس خوردیم چه تفاوت که به ما زخم تبر هم بدهند قوت ما لقمه نانی است که خشک است و زمخت بنویسید به ما خون جگر هم بدهند دوست که دلخوشی ام بود فقط خنجر زد دشمنان را بسپارید که مرهم بدهند خسته ام مثل یتیمی که ازو فرفره ای بستانند و به او فحش پدر هم بدهند خسته ام حامد عسکری نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۳ ساعت 20 57 توسط فرشید دلم فریاد می خواهد نوشتم فقط برای آن که بدانید زنده ام فقط برای این که بدانید امیدم به خدا قطع نشده فقط برای این که بدانید اگر جای من با بعضی ها عوض شده بود رفتار و تلاش من به گونه ای دیگر بود فقط برای این که بدانید بگذریم دلم فریاد می خواهد ولی در انزوای خویش چه بی آزار با دیوار نجوا می کنم هر شب محمد علی بهمنی تصنیف چه آتش ها از همایون شجریان نوشته شده در جمعه ششم تیر ۱۳۹۳ ساعت 18 33 توسط فرشید برای تولد غریبانه ام من چه می دانستم دل هر کس دل نیست غریبانه روز تولدی را سپری کردم آن هم در شهری که هیچ کس به زبان من صحبت نمی کند ابرها گاهی پرنده می شوند گاهی شکل های دیگر و گاه گاهی که به ندرت شبیه من می شوند می بارند آخر نوشت خسته ام حمید مصدق ناصر رعیت نواز نوشته شده در شنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۲ ساعت 21 0 توسط فرشید مطالب قدیمی تر دل مشغولي هايي كه دارم و آنچه بر من گذشت و اين فردای نا پيداي من اينها نوشته هايي ست برای دل خودم قلبي كه به قول نادر خان ابراهيمي آه از اين قلب كه جز درد در آن چيزي نيست خانه پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین بهمن ۱۳۹۳ دی ۱۳۹۳ مهر ۱۳۹۳ تیر ۱۳۹۳ اسفند ۱۳۹۲ بهمن ۱۳۹۲ آذر ۱۳۹۲ اسفند ۱۳۹۱ بهمن ۱۳۹۱ دی ۱۳۹۱ آبان ۱۳۹۱ فروردین ۱۳۹۱ اسفند ۱۳۹۰ دی ۱۳۹۰ مهر ۱۳۹۰ شهریور ۱۳۹۰ دی ۱۳۸۹ آذر ۱۳۸۹ آبان ۱۳۸۹ مهر ۱۳۸۹ شهریور ۱۳۸۹ مرداد ۱۳۸۹ تیر ۱۳۸۹ خرداد ۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۳۸۹ فروردین ۱۳۸۹ اسفند ۱۳۸۸ بهمن ۱۳۸۸ دی ۱۳۸۸ آذر ۱۳۸۸ آبان ۱۳۸۸ مهر ۱۳۸۸ شهریور ۱۳۸۸ مرداد ۱۳۸۸ تیر ۱۳۸۸ خرداد ۱۳۸۸ آرشيو پیوندها مغایرت وبلاگ برادرم فریبرز ده دقیقه به نه blogfa com
|