Meta tags:
description= بهار در درون شکوفایی در خاکِ خاموشِ وجود🌱;
Headings (most frequently used words):
در, بهار, درون, شکوفایی, خاکِ, خاموشِ, وجود, 215, تهش, که, چی, 204, توقف, زمان, 203, تاریخ, نهایی, 197, یادت, باشه, 195, زندگی, 192, بارون, 190, منطق, 184, فاصله, 183, to, the, point, of, 181, مراقبت, نوشته, های, پیشین,
Text of the page (most frequently used words):
۱۴۰۴ (20), شده (16), برای (16), بود (15), باشد (15), ۱۴۰۳ (12), نوشته (12), ساعت (11), این (10), توسط (10), فاطمه (10), انگار (10), اینکه (8), دلم (8), کرده (8), نمی (7), آدم (7), فقط (7), توی (6), زندگی (6), هیچ (6), اون (6), حرف (6), آبان (5), اسفند (5), چون (5), وقتی (5), همون (5), خودت (5), ولی (5), همه (5), گفتم (5), اما (5), حتی (5), انقدر (5), خرداد (4), آذر (4), بغض (4), اینجا (4), کنی (4), بعد (4), باز (4), دیگه (4), چرا (4), ازش (4), چیزی (4), میخواد (4), لباس (4), یکی (4), کنم (4), فرستاده (4), مرا (4), باش (3), نفر (3), نیاز (3), هستی (3), میشه (3), نکن (3), یادت (3), باشه (3), شدن (3), پنجشنبه (3), گفتن (3), زده (3), پنجره (3), کردی (3), روی (3), گفت (3), بار (3), فکر (3), لحظه (3), کسی (3), همین (3), بارون (3), بگیرم (3), روز (3), برم (3), بیدار (3), امروز (3), صدای (3), هماهنگی (3), اجتماعی (3), داشت (3), کار (3), کردم (3), دارم (3), زمان (3), نیست (3), دیده (3), دانلود (2), آهنگ (2), کند (2), فروردین (2), اردیبهشت (2), تیر (2), مرداد (2), شهریور (2), مهر (2), ۱۴۰۵ (2), های (2), قدیمی (2), یکشنبه (2), مراقب (2), اصلا (2), باعث (2), مونه (2), مقابلت (2), رفتار (2), دربارش (2), صحبت (2), اونه (2), کوچیک (2), کردن (2), جایی (2), آدمایی (2), زندگیت (2), بمونه (2), هست (2), پانزدهم (2), دور (2), میکنه (2), فاصله (2), یادم (2), دوستت (2), بهتره (2), کنه (2), میاد (2), میشی (2), گذشته (2), نباید (2), میکنم (2), آخه (2), میکنی (2), آینده (2), جوری (2), پیدا (2), وقت (2), جنس (2), تونی (2), جرات (2), نرمی (2), بنظرم (2), مثل (2), دقیقا (2), یهو (2), بالا (2), الان (2), راحت (2), سرخورده (2), بخاطر (2), زنگ (2), منطق (2), خودم (2), عبور (2), دلش (2), برام (2), بزنن (2), هشتم (2), زیاد (2), استادم (2), حجم (2), بزنم (2), ندارم (2), همونجا (2), حیاط (2), سرم (2), مشکل (2), تلاش (2), رئیس (2), خونه (2), باید (2), اعتماد (2), هنوز (2), شروع (2), استاد (2), کودک (2), دکتر (2), گرفتم (2), خونواده (2), دوم (2), بارها (2), جمعه (2), پشت (2), هفته (2), هارو (2), کفش (2), اینترنتی (2), دهم (2), تاریخ (2), بیست (2), یاد (2), میان (2), برایم (2), بگوید (2), نام (2), موج (2), روزها (2), آنکه (2), شود (2), اشک (2), ریزم (2), جهان (2), است (2), زدنی (2), تهش (2), بهار (2), درون (2), blogfa, com, جدید, دریافت, مرورگر, شما, player, ساپورت, بهمن, پیشین, عناوین, آرشیو, وبلاگ, خانه, مطالب, یازدهم, حرفایی, میزنی, نمیدونی, چندبار, ذهن, قراره, تکرار, بشه, 181, مراقبت, چهارشنبه, چهاردهم, درنهایت, ضعف, اهمیت, شمره, شردن, درونی, توعه, نهایت, برات, سنگین, خودتو, گول, نزن, بالغیه, قدرت, تصمیم, گیری, داره, کاملا, برخوردش, اجبار, تحمیل, انتخاب, آگاهه, سرخوردگی, توجهی, احساساتت, احساست, ببین, عاطفی, گرفتی, جاییه, زندگیشون, تبدیل, مجدد, هرجا, تلاشی, کمتره, بهانه, اشتیاقی, جزئی, عزت, نفست, فرسودگی, روانی, نادیده, غمت, ارزش, اولویت, واقعی, 183, the, point, دوسالگیت, مبارک, گارفیلد, تازه, چیزاییو, درک, انداخت, چقدر, داشتم, 184, شنبه, واقعا, حیفه, سری, بکر, ریسک, برخورد, کاری, عمق, وجودت, پشیمون, بحثش, پیش, تویی, حساس, میگه, تکرارش, ابنجور, مواقع, خرد, عهد, میبندی, حرفا, نزنی, خوای, بدترین, جاش, همینه, میگی, یعنی, نزدیک, اثری, فضا, نذاشته, ندید, دیدن, چیرایی, غیرمعمول, بوده, محبت, کلامی, کوچولو, چندساعتی, دلتو, بیان, بگن, حرفی, نداریم, ترسی, خیال, عقبش, زدی, دوباره, میده, عقب, پیله, سکوت, همیشگی, میوفتی, سرزنش, اینو, اونو, خوب, شدم, اصلاً, دادم, گفتنش, اتفاقی, همیشه, ترسیدی, شیشمت, دلت, راست, اشتباهه, نگو, بگی, شجاعتت, بابا, متاسفانه, گاهی, آدما, زنن, ذوقت, شبیه, قبل, مدل, عادیه, درونت, شکنه, ذهنی, بالاخره, تونستی, عادت, جلب, توجه, گرم, خواد, گرما, شریک, کوچولوترین, صادقانه, ترین, طرف, مقابل, بفهمونه, بینم, دوست, داشتنی, زدن, هاشون, براشون, سخته, بعضی, نمبتونن, یهوباید, اتفاق, خاصی, بیوفته, موضوعات, بخصوصی, 190, بیستم, اومد, 192, دوشنبه, یخوام, بپذیرم, breadcrumbing, هعیی, نمیفهمم, رایتینگ, گلی, دیوانه, کننده, هرروز, اینجوریه, کمتر, بیشتر, اینا, میگفت, نداشتم, دراز, کشیدم, تخت, خستگی, زار, نای, دوش, فرش, بشینم, جزوه, بنویسم, ابد, بخوابم, نشم, تبادل, اطلاعاتی, انجام, نشستم, تنه, پاهام, سنگینی, کرد, حالم, مددجوهای, طلاق, یکیشون, گرفتن, وکیل, حراست, وسایل, گرمایشی, امور, بخاطد, بارندگی, سقف, نَم, رطوبت, برداشته, کارشناس, مسکن, ویلچر, لوازم, بهداشتی, کادشناس, توانبخشی, زدم, موتور, یخچالش, سوخته, خَیِّر, میکردم, براش, تامین, بودجه, ۳۰۰, میلیون, بدهی, اورده, کلاهبرداری, مغزم, سوت, میکشید, درد, گلوم, التهاب, ناشی, شنیدن, اوضاعشون, بدتر, بهم, اولین, دعوت, رسمی, کلینیک, معروف, دوستش, میدونم, مستعدی, قابل, معرفیت, هروقت, مراجع, داشتی, برو, نگران, نباش, خشکم, نمیدونم, ممنون, اعتمادتون, نفس, درمان, دوره, بازی, درمانی, بگذرونم, حیطه, سوپرویژنم, چشم, اتفاقا, ۲تا, شعبه, درمانگر, نداره, نقطه, قوت, محسوب, تشکر, قطع, اخرین, گزارشی, بشدت, معرض, آسیب, بودن, دخترشون, خودکشی, قرص, کلونازپام, سرترالین, دپاکین, کرونو, علی, رغم, اورژانس, هماهنگ, بودیم, وضعیت, مادر, تعریفی, نداشت, ۳هفته, بستری, بیمارستان, اعصاب, روان, محل, آوار, میخواست, زیر, موقتیه, اهداف, بلندمدتت, سکوی, پرتابه, صبور, 195, دوازدهم, نشدن, نخواستن, 197, سوم, ۱۰۰, کیلومتر, دوییدم, اعداد, ذهنم, خیلی, بدی, پرونده, انتهای, آماده, سوغاتی, شیک, ندیدم, کاش, معقولی, گیرم, بیاد, خدایا, منو, سخت, پسند, آفریدی, مشکیه, بخشیدم, سلیقه, نبود, قُراضِگی, چجوری, ملت, خرید, میکنن, روزه, تاریخو, 203, نهایی, نمیدانم, چندم, اسفندماه, اواخر, ردّی, راستش, بگویم, خواست, اینترنت, وصل, آثاری, ببینم, دنیا, خاطر, آورده, آسمان, ابرهای, پنبه, عکسی, یادتم, باران, تماشا, صدا, فیلم, کوتاهی, دریا, ساحل, لمس, ناگهان, افتاده, وویسی, ضبط, درختان, صبح, خواب, شوم, پیامی, راه, اختیار, دست, سوی, گوشی, امید, رسیدن, چشمانم, تامیزنم, گلویم, میسوزد, کردگیری, جاروبرقی, کشم, گلدان, خیس, بارانِ, وقفه, خیره, مانم, خنده, آید, سهم, خونِ, دویدنی, قدم, رکاب, هیچه, مریم, اصرار, دنبالم, آمده, خواهد, بیرون, بکشاند, نگاه, روزیست, تنگ, دانم, شاید, ازدحام, فراموش, دستی, نامرئی, مدام, قلبم, چنگ, اندازد, مهی, غلیظ, نامعلوم, حرکت, ایستاده, معنای, خودش, نشان, کنارم, کنند, 204, توقف, رسیم, نزار, قبانی, هرکس, اندازه, دارد, بیند, بیهوده, 215, شکوفایی, خاکِ, خاموشِ, وجود,
Text of the page (random words):
بهار در درون بهار در درون شکوفایی در خاکِ خاموشِ وجود 215 تهش که چی تهش می رسیم به حرف نزار قبانی هرکس به اندازه ای که دوستت دارد تو را می بیند تلاش بیهوده نکن نوشته شده در جمعه بیست و دوم خرداد ۱۴۰۵ ساعت 10 51 توسط فاطمه 204 توقف زمان اینجا اینجا انگار زمان از حرکت ایستاده است تاریخ معنای خودش را گم کرده و روزها بی نام و نشان از کنارم عبور می کنند چشمانم پر می شود و لباس ها را تامیزنم گلویم میسوزد و کردگیری میکنم اشک می ریزم و جاروبرقی می کشم اشک می ریزم و گلدان ها را آب می دهم بغض می کنم و از پشت پنجره به حیاط خیس و بارانِ بی وقفه خیره می مانم صدای خنده می آید اما سهم من از این جهان چیزی جز خونِ دل نیست سه هفته است که زندگی نمی کنم نه دویدنی نه قدم زدنی نه حتی رکاب زدنی هیچ هیچه هیچ مریم به اصرار دنبالم آمده می خواهد مرا به بیرون بکشاند من اما حتی با نگاه به آدم ها هم بغض می کنم سه روزیست دلم تنگ شده برای چه نمی دانم برای که شاید کسی به من فکر می کند یا من در ازدحام جهان فراموش شده ام انگار دستی نامرئی مدام به قلبم چنگ می اندازد و آینده چیزی جز مهی غلیظ و نامعلوم نیست این روزها هر صبح که از خواب بیدار می شوم بی آنکه اینترنتی باشد بی آنکه پیامی در راه باشد باز هم بی اختیار دست می برم به سوی گوشی انگار دلم هنوز به امید رسیدن چیزی بیدار می شود راستش را بگویم دلم می خواست وقتی اینترنت وصل شد آثاری از زندگی ببینم از جنس یاد اینکه کسی در جایی از این دنیا مرا به خاطر آورده باشد آسمان را دیده باشد و در میان ابرهای پنبه ای یادم کرده باشد برایم عکسی فرستاده باشد و بگوید به یادتم باران را که تماشا کرده نام مرا در دلش صدا زده باشد فیلم کوتاهی فرستاده باشد و بگوید برای تو گرفتم موج دریا را دیده باشد نرمی ساحل را لمس کرده باشد و ناگهان به یاد من افتاده باشد وویسی از صدای موج ضبط کرده باشد و برایم فرستاده باشد گل ها و درختان را دیده باشد و در میان آن همه زندگی ردّی از مرا پیدا کرده باشد روز نمیدانم چندم اسفندماه اواخر ۲۱ ۳۹ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۴۰۴ ساعت 1 33 توسط فاطمه 203 تاریخ نهایی دهم اسفند دو روزه از وقتی دکتر خ تاریخو فرستاده دل تو دلم نیست باید پک هارو آماده کنم سوغاتی هارو لباس بگیرم کفش شیک هم ندیدم کاش لباس معقولی گیرم بیاد خدایا چرا منو انقدر سخت پسند آفریدی اون کفش مشکیه رو هم بخشیدم اصلا سلیقه من نبود حس قُراضِگی داشت چجوری ملت انقدر راحت اینترنتی خرید میکنن 30 تا پرونده هم دارم تا انتهای هفته انگار ۱۰۰ کیلومتر دوییدم اعداد تو ذهنم نمی مونه خیلی حس بدی دارم نوشته شده در یکشنبه سوم اسفند ۱۴۰۴ ساعت 12 14 توسط فاطمه 197 یادت باشه تو کل زندگیت یادت باشه پشت هر نشدن یه نخواستن بود نوشته شده در جمعه دوازدهم دی ۱۴۰۴ ساعت 12 51 توسط فاطمه 195 زندگی امروز توی محل کار انقدر کار روی سرم یهو آوار شد که دلم میخواست بزنم زیر همه چی و برم خونه فقط هی به خودم گفتم موقتیه اینجا فقط برای تو برای اهداف بلندمدتت سکوی پرتابه صبور باش اخرین گزارشی که گرفتم از یه خونواده ای بود که بشدت در معرض آسیب اجتماعی بودن دخترشون برای بار دوم خودکشی کرده بود با ۷۰ تا قرص کلونازپام و سرترالین و دپاکین کرونو علی رغم اینکه بارها و بارها با اورژانس اجتماعی هماهنگ کرده بودیم اما این بار حتی وضعیت مادر خونواده هم تعریفی نداشت و ۳هفته بستری تو بیمارستان اعصاب و روان بود مغزم داشت سوت میکشید درد گلوم بخاطر التهاب و بغض ناشی از شنیدن اوضاعشون بدتر شده بود تا اینکه استادم زنگ زد بهم اولین دعوت رسمی به کار توی کلینیک معروف دوستش گفت میدونم مستعدی و قابل اعتماد معرفیت کردم هروقت مراجع داشتی برو همونجا نگران نباش خشکم زده بود نمیدونم چی گفتم فقط گفتم ممنون از اعتمادتون اما هنوز اعتماد به نفس شروع درمان رو ندارم استاد نیاز دارم یه دوره بازی درمانی بگذرونم تو حیطه کودک هر زمان که سوپرویژنم شروع شد چشم استاد گفت دکتر ک اتفاقا تو ۲تا شعبه درمانگر کودک نداره برای تو نقطه قوت محسوب میشه ازش تشکر کردم و قطع کردم انقدر حجم تبادل اطلاعاتی که امروز انجام شده بود برام زیاد بود فقط همونجا توی حیاط نشستم تنه ام روی پاهام سنگینی می کرد و حالم بد بود صدای همه مددجوهای امروز تو سرم بود مشکل طلاق یکیشون و تلاش برای گرفتن وکیل و هماهنگی با حراست و رئیس مشکل وسایل گرمایشی و هماهنگی با رئیس امور اجتماعی اون یکی بخاطد بارندگی ها سقف خونه اش نَم و رطوبت برداشته بود و هماهنگی با کارشناس مسکن یکی دیگه ویلچر و لوازم بهداشتی نیاز داشت با کادشناس توانبخشی حرف زدم اون یکی موتور یخچالش سوخته بود باید با خَیِّر صحبت میکردم براش تامین بودجه کنه یکی دیگه ۳۰۰ میلیون بدهی بالا اورده بود و کلاهبرداری شده بود ازش که انقدر اینا زیاد بود که وقت فکر کردن به اینکه استادم چی میگفت رو نداشتم الان تو این لحظه دراز کشیدم رو تخت و از حجم خستگی دلم میخواد زار بزنم حتی نای اینکه برم یه دوش بگیرم تا فرش شم ک بشینم جزوه بنویسم هم ندارم دلم میخواد تا ابد بخوابم و بیدار نشم هرروز من اینجوریه یه روز با دز کمتر و یه روز با دز بیشتر ۱۸ ۵۰ اینکه نمیفهمم برای رایتینگ چه گلی به سر بگیرم دیوانه کننده اس اینکه یخوام بپذیرم breadcrumbing هعیی ولی انگار که نوشته شده در دوشنبه هشتم دی ۱۴۰۴ ساعت 14 45 توسط فاطمه 192 بارون ولی من دلم بارون میخواد ساعت ۱۵ ۳۰ بارون اومد نوشته شده در پنجشنبه بیستم آذر ۱۴۰۴ ساعت 23 36 توسط فاطمه 190 منطق آدمایی مثل من که حرف زدن از حس هاشون براشون سخته بعضی حرف ها رو نمبتونن بزنن و یهوباید یه اتفاق خاصی بیوفته که از موضوعات بخصوصی حرف بزنن نه از سر عادت یا جلب توجه فقط چون یه لحظه هست که دل آدم گرم می شه و می خواد این گرما رو با کسی شریک شه انگار که کوچولوترین و صادقانه ترین پنجره ی دلش رو به یه آدم باز میکنه انگار میخواد به طرف مقابل بفهمونه من تو رو می بینم همین لحظه تو همین لباس همین تو برام دوست داشتنی هستی اما خب متاسفانه گاهی آدما یه جوری می زنن توی ذوقت که دیگه حتی نمی تونی شبیه قبل مدل عادیه خودت رفتار کنی انگار یه چیزی درونت می شکنه یه جرات کوچیک یه سد ذهنی که فکر می کردی بالاخره تونستی ازش عبور کنی ولی نه به خودت میگی یعنی این همه جرات برای گفتن این همه نرمی برای نزدیک شدن هیچ اثری تو فضا نذاشته اون ندید بنظرم بعد از دیدن یه چیرایی که تو یه نفر غیرمعمول بوده مثل همون محبت کلامی بهتره یه کوچولو دربارش حرف زده شه نه اینکه دقیقا بعد از اون چندساعتی که پنجره ی دلتو باز کردی بیان و بگن بنظرم هیچ حرفی برای گفتن نداریم آخه ترسی که خیال می کردی عقبش زدی یهو دوباره میاد بالا و تو رو هل میده عقب به همون پیله ی قدیمی به همون سکوت همیشگی بعد میوفتی روی دور سرزنش خودت چرا اینو گفتم چرا اونو گفتم الان خوب شد راحت شدم چرا اصلاً دل دادم به گفتنش سرخورده می شی دقیقا بخاطر همون اتفاقی که همیشه ازش می ترسیدی انگار حس شیشمت ته دلت راست می گفت هی زنگ می زد که نکن اشتباهه نگو نباید بگی سرخورده میشی ها ولی منطق و شجاعتت می گفتن بابا یه بار هم برای دل خودم و بدترین جاش همینه وقتی برای دل خودت ریسک می کنی ولی برخورد آدم ها کاری می کنه که تا عمق وجودت پشیمون شی بعد هم که بحثش پیش میاد تویی که میشی حساس یا اونه که میگه تو گذشته نباید زندگی کنی تو گذشته زندگی میکنم آخه تو باز تکرارش میکنی توی آینده ابنجور مواقع جوری حس خرد شدن پیدا میکنی که با خودت عهد میبندی دیگه هیچ وقت برای هیچ کس اون جنس حرفا رو نزنی نه چون نمی خوای چون نمی تونی واقعا حیفه یه سری حس ها بهتره بکر بمونه نوشته شده در شنبه پانزدهم آذر ۱۴۰۴ ساعت 10 5 توسط فاطمه 184 فاصله انگار وقتی آدم دور میشه تازه یه چیزاییو درک میکنه هر فاصله فقط یادم انداخت چقدر دوستت داشتم دوسالگیت مبارک گارفیلد نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم آبان ۱۴۰۴ ساعت 11 16 توسط فاطمه 183 to the point of 1 مراقب احساست باش ببین برای نفر مقابلت یک نیاز عاطفی هستی یا اولویت واقعی 2 جایی که غمت بی ارزش شه نادیده گرفتی شی اینجا همون جاییه که باعث فرسودگی روانی و کم شدن عزت نفست میشه 3 آدمایی که تو فقط جزئی از زندگیشون هستی رو تبدیل به کل زندگیت نکن 4 مجدد یادت بمونه هرجا اشتیاقی باشه بهانه ها کمتره تلاشی هم هست 5 کوچیک کردن و بی توجهی به احساساتت درنهایت باعث ضعف تو و بی اهمیت شمره شردن حس های درونی توعه در نهایت برات یه بغض سنگین می مونه و سرخوردگی پس خودتو گول نزن چون آدم مقابلت یه آدم بالغیه که قدرت تصمیم گیری داره کاملا آگاهه به رفتار و برخوردش وقتی دربارش صحبت شده و این انتخاب اونه نه اجبار و نه تحمیل نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم آبان ۱۴۰۴ ساعت 8 50 توسط فاطمه 181 مراقبت مراقب حرفایی که میزنی باش چون اصلا نمیدونی چندبار توی ذهن یه نفر قراره تکرار بشه نوشته شده در یکشنبه یازدهم آبان ۱۴۰۴ ساعت 13 11 توسط فاطمه مطالب قدیمی تر خانه آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین خرداد ۱۴۰۵ اسفند ۱۴۰۴ دی ۱۴۰۴ آذر ۱۴۰۴ آبان ۱۴۰۴ مهر ۱۴۰۴ شهریور ۱۴۰۴ مرداد ۱۴۰۴ تیر ۱۴۰۴ خرداد ۱۴۰۴ اردیبهشت ۱۴۰۴ فروردین ۱۴۰۴ اسفند ۱۴۰۳ بهمن ۱۴۰۳ دی ۱۴۰۳ آذر ۱۴۰۳ آبان ۱۴۰۳ مهر ۱۴۰۳ شهریور ۱۴۰۳ مرداد ۱۴۰۳ تیر ۱۴۰۳ خرداد ۱۴۰۳ اردیبهشت ۱۴۰۳ فروردین ۱۴۰۳ مرورگر شما از player ساپورت نمی کند دانلود و دریافت کد این آهنگ دانلود آهنگ جدید blogfa com
|