Meta tags:
description= فتح الله فتحي لنبر خاطرات;
Headings (most frequently used words):
دل, نوشته, های, فتح, الله, خلخال, زبان, كرمانج, فتحي, لنبر, خاطرات, روزهاي, كودكي, يادش, بخير, در, وصف, محروميت, شهر, زيور, وزينت, نسب, نامه, خاندان, كربلائي, شاعران, کرمانج, معاصر, از, دست, رستخيز, حوادث, كجا, رويم, اهل, اي, نازنين, هايم, سلام, ملا, غمگين, شاعر, عارف, جعفرقلي, زنگلي, ملك, الشعراي, پیشین, برچسب, ها, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
لنبر (25), این (23), باشد (22), خود (20), نوشته (19), است (19), های (18), الله (18), فتحي (17), خلخال (17), شده (17), فتح (17), ۱۳۹۲ (15), بود (14), اين (14), سال (13), برای (12), گردد (12), ولی (12), اند (11), چون (11), نسب (11), ساعت (10), توسط (10), هنوز (10), دست (10), برچسب (9), زبان (8), وبا (8), زندگی (8), داشتن (8), كرمانج (7), كربلائي (7), آنها (7), #شاعران (6), هاي (6), مادر (6), مرگ (6), مانند (6), روزگار (6), نامه (6), نام (6), دارد (6), شود (6), کودکانه (6), نیز (6), مان (6), نمايم (6), بنده (6), ملا (5), غمگين (5), عشق (5), فتحی (5), مهر (5), چهارشنبه (5), راه (5), افراد (5), آنان (5), کرده (5), بیست (5), تقدیم (5), تمامی (5), جان (5), وبه (5), دیدن (5), یاد (5), زیرا (5), نمی (5), کند (5), همان (5), وطن (5), نمایم (5), لحظه (5), واز (5), دوستان (5), رشته (5), نموده (5), عقده (5), جهت (5), ايم (5), ايشان (5), شدند (5), بازي (5), مام (4), خاطرات (4), شهر (4), باعث (4), شاعر (4), شعر (4), مصرع (4), کبوتر (4), پدران (4), فراق (4), قلب (4), گفتن (4), مورد (4), وجود (4), کردن (4), توان (4), زمان (4), روزها (4), اشعار (4), ماه (4), بدین (4), دلم (4), ودر (4), دوست (4), همه (4), وار (4), کنیم (4), سنگ (4), قرار (4), گوهر (4), نمودند (4), كودكي (4), فرهنگ (4), باشند (4), خاندان (4), روي (4), انساب (4), افتخار (4), قبیله (4), جناب (3), آقاي (3), قوام (3), ملك (3), الشعراي (3), جعفرقلي (3), زنگلي (3), دانشگاه (3), فروردین (3), خرداد (3), تیر (3), مرداد (3), وبلاگ (3), خانه (3), مطالب (3), یکم (3), قوچان (3), مدرسه (3), بزرگ (3), ایشان (3), میان (3), شاطرانلو (3), ساكن (3), داشته (3), دارند (3), شهرستان (3), توضيح (3), فلک (3), عزیزان (3), مادران (3), بوده (3), چند (3), درد (3), مهربان (3), نوشتن (3), رسیدن (3), شان (3), وعشق (3), دیگران (3), انسان (3), بودند (3), روی (3), مبادا (3), دوباره (3), کرد (3), گذران (3), بسته (3), کام (3), وقتی (3), روز (3), حاصل (3), دهم (3), همیشه (3), کنند (3), انتظار (3), نقش (3), دیگر (3), شما (3), نظر (3), سخن (3), سرای (3), بیشتر (3), بعد (3), جایگاه (3), معشوق (3), واقعی (3), تمام (3), اگر (3), داد (3), تقديم (3), رويم (3), حفظ (3), بشري (3), ديده (3), حوادث (3), اسلامي (3), علاوه (3), عنوان (3), اخذ (3), کانون (3), نظرات (3), نمايند (3), فرستادن (3), توجه (3), جمع (3), خصوص (3), پراکندگی (3), خویش (3), مقابل (3), شناسی (3), مردم (3), گشته (3), زيور (3), برف (3), بخير (3), حسين (2), ميهن (2), كرمانجي (2), کرمانج (2), طبيعت (2), شهریور (2), آذر (2), ۱۳۹۳ (2), ۱۳۹۴ (2), ادامه (2), مشهور (2), متخلص (2), طایفه (2), ایل (2), دوره (2), توابع (2), متولد (2), علی (2), گیرد (2), علوم (2), یکی (2), هزار (2), كتاب (2), صفحه (2), يكي (2), اطراف (2), ييلاق (2), قشلاق (2), ايل (2), روستا (2), عده (2), مهاجرت (2), كرده (2), سكني (2), اماميار (2), شقاقي (2), مصطفي (2), مادري (2), قرن (2), سيزدهم (2), چهاردهم (2), یکشنبه (2), وبيت (2), صائب (2), تبريزي (2), دیده (2), برادران (2), خواهران (2), مشکلات (2), همچنین (2), روح (2), دعوت (2), آفرین (2), باقی (2), خاک (2), چشم (2), زمانی (2), اشک (2), ویا (2), بعضی (2), روزهای (2), تلخ (2), شیرین (2), لالائی (2), قاصر (2), خداوند (2), دنیا (2), هیچ (2), ورنجی (2), احساس (2), نسبت (2), هموار (2), آسان (2), سازد (2), بعدها (2), محض (2), بلوغ (2), نماید (2), خاطره (2), گذشته (2), بین (2), فرو (2), ندارد (2), حلقه (2), تکرار (2), شور (2), درون (2), آوردن (2), دوران (2), حلاوت (2), دیگری (2), کاش (2), پرده (2), وچقدر (2), اسب (2), عمر (2), حسرت (2), چهارم (2), قدرت (2), ملک (2), سلیمان (2), سکندر (2), سبز (2), بال (2), صبح (2), جهان (2), برداشتن (2), تاج (2), مادرم (2), برایت (2), اندوه (2), مقام (2), مادرانه (2), پیوند (2), طریق (2), لذا (2), منظور (2), آرزومند (2), براي (2), بتوانم (2), فرصت (2), اندک (2), فرزندانش (2), داغ (2), دارم (2), بگذارم (2), گفتار (2), خضر (2), جاودانه (2), خوردن (2), وبی (2), گرفت (2), پرواز (2), روزی (2), نگاه (2), نمود (2), محبت (2), خاطرم (2), کنم (2), کسی (2), حقیقت (2), وجودش (2), تپد (2), خودش (2), آزادی (2), طفل (2), سازیم (2), وعده (2), خوبیها (2), منزلگه (2), وبس (2), حضور (2), نماند (2), آبستن (2), آمال (2), یوسف (2), اهل (2), تمامي (2), گريه (2), خالي (2), كنم (2), شِكوه (2), داريم (2), غربت (2), كشيده (2), مرغ (2), سفر (2), نمايد (2), جدا (2), بسيار (2), نهاده (2), كردند (2), هستيم (2), بهانه (2), بهره (2), اينكه (2), ساده (2), تنها (2), رستخيز (2), كجا (2), بيت (2), نوشت (2), بــارانی (2), تــو (2), پیشــانی (2), تویی (2), بارانی (2), قوّام (2), بعنوان (2), ادب (2), خدمت (2), آزاد (2), داراي (2), وادب (2), برگ (2), ريزان (2), گشود (2), تحصیلات (2), وراهنمائي (2), دبیرستان (2), موفق (2), اجتماعی (2), مدرك (2), 1368 (2), بزرگوار (2), كاري (2), گزارش (2), مختصري (2), زندگينامه (2), نخواهد (2), همشهريان (2), بهتر (2), اينجانب (2), معاصر (2), ويا (2), زير (2), حقير (2), علاقه (2), پدربزرگ (2), پدر (2), آوري (2), خانوادگی (2), نجات (2), وسیله (2), کردند (2), تاریخ (2), اعراب (2), نظام (2), دشمنان (2), امر (2), تبار (2), قوم (2), امروزه (2), رود (2), رسد (2), خزان (2), وزينت (2), اسم (2), سرسر (2), كني (2), دسته (2), داشتيم (2), روزهاي (2), يادش (2), blogfa, com, شادروز, اماني, هادي, ومهدي, اسماعيل, پور, ودود, آذرين, يوزناب, پیوندها, آهنگ, ضرب, المثل, مولا, ونبی, سير, مشخصات, فردی, دلدار, معلم, اردیبهشت, پیشین, عناوین, آرشیو, پروفایل, مدیر, قدیمی, جعفرقلی, زنگلی, عندلیب, جعفر, زنگلانلو, تیره, زعفرانلو, زاخوری, 1248, هجری, قمری, قاجار, روستای, گوگان, پدرش, رضاقلی, عمویش, حاج, اصغر, سرپرستی, عهده, سالگی, علمیه, یافت, مقدماتی, برآن, تحصیل, مدارج, بالا, شهرهای, ایران, مشهد, اصفهان, برود, اما, نابهنگام, نابغه, مسجدی, باز, عادی, بگذراند, مرحوم, دهخدا, لغت, نقل, جغرافياي, سياسي, كيهان, 108, آورده, ايلات, خانوار, ندارند, كردي, چندين, گزيده, حالي, ازقوچان, مباركش, 1226, مطابق, 1185, روستاي, اوط, عليا, معروف, دامنه, سلسله, جبال, البرز, پدري, روحاني, رمضان, فاطمه, عارف, سوم, قطعه, سهراب, سپهري, یادداشتها, پایان, نیست, ونترسیم, پیر, بسی, ساکن, دهستان, همچون, واژه, برابر, وناملایمات, دهری, وقهری, تنومند, جسیم, مقاوم, پاک, لنبری, هایی, لبیک, گفته, ذکر, شهادتین, تسلیم, دیار, شتافته, اینکه, سانحه, دلخراش, تصادف, غریبانه, بدور, وطنشان, داده, اَلا, بِذِکراللهِ, تَطمَئن, القلوب, هایمان, وجدایی, خونبار, افتیم, ویاد, وخاطره, داستانهای, شبانه, زحمتکش, حزن, آلود, ومحبتهای, خالصانه, بردبار, علاقمندی, وبزرگ, منشی, نیکو, منش, تسکین, قلم, وزبان, مقامی, والا, بشری, کوتاه, وقت, دلتنگ, شدیم, بهترین, آرام, بخش, دلهاست, وامّا, عواطف, واحساسات, لطیف, وتنگناها, جسمی, فکری, رشد, عزیزانی, اندازد, شادیهای, سهیم, خوهران, وبرادرانی, هرلحظه, مملو, انباشته, حال, حاضر, نقاب, کشیده, خنده, مگشا, گلچین, درین, دوهفته, مهمان, چمن, خوشیهای, قهقهه, زمانه, گوش, شنوا, وچشم, تیز, عقاب, گونه, خشنودی, چنگال, تیزش, پیکرانسان, شادمانه, گریستن, دردها, ورنج, خندیدن, وتبسم, شادی, آور, خوشیها, وشادیها, چقدر, بیندیشیم, راهی, نیل, هدف, ودل, انگیز, مگر, چگونه, وشوق, بدون, آلام, شادیها, نهاد, وفارغ, مسرور, هرکسی, ناخودآگاه, وسرزمین, مادری, اگرچه, تداعی, کودکی, وشیرینی, دنبال, خواستار, چنین, کمی, تفکر, نگرم, گذشت, وآشکارا, سرکش, سرعت, تازد, مانیز, سوارانی, افتان, وخیزان, پستی, وبلندی, سوار, مرکب, چوبین, دنیای, حرکتیم, رفته, دوشنبه, يادداشتها, سبکبال, آسمان, خواهرم, برتو, ارزانی, خوشتراست, لذّت, ابد, اوج, زیستن, هستی, مسخّر, حشمت, وجاه, شوکت, وفرّ, جون, صبا, مزرع, شامگه, ماهِ, رویا, ناز, افلاک, واختر, بام, آفتاب, گیتی, منوّر, انواع, نعمت, وناز, بتی, بهشت, آرزو, یافتن, نفس, شهدی, ساغر, فرق, جاودان, برسرداشتن, خواستم, بنویسم, شدت, نتوانستم, آنگونه, شایسته, کلماتی, خوشحالی, تان, دلت, شعری, فریدون, مشیری, رمزی, ورازی, وتوست, شادمانی, خواندم, تاریکم, ساحت, مقدست, معصومه, ورضا, باردیگر, دیدگان, معصومانه, ناشی, انتظارتان, وقلب, ناشکیب, دیدارتان, بودن, مادرشان, الهه, حتی, فرزندان, گریانش, شادمان, دیدار, نازنین, ودیده, زداید, سیراب, پای, رفتگان, خدا, بستر, آسایشم, خارهای, جانگزای, بیابان, وشب, بالین, ناهموار, بیدار, بمانم, بردامنت, خواب, روم, خودم, چشمانم, گهرهای, ومانع, نوشتنم, گردند, اشکهای, گهربار, نثار, دیدارت, غیر, ترا, چیست, جاویدان, سودی, اندازه, سپری, وزمانه, مهلت, بیشتری, جبران, زحمات, دریغ, ادعای, افسوس, دریغا, هنگام, گویم, اید, سخنان, تراوش, مهربانت, نور, ومحبت, روشن, وهر, دلبستگی, وشما, نزدیکتر, کردید, حکّ, زیبا, ماند, آهی, مطلب, تهی, دوم, نخستین, مرتبه, اوست, بیاییم, کتمان, نکنیم, واقع, بینانه, صحبت, هرشخصی, شخص, تعلق, بلکه, متعلق, وچند, صورت, موقتی, گذرا, نیستانی, بریده, عاقبت, یابد, شاید, خیلی, اوقات, بیقراری, وتند, سایه, برپیکره, افتد, سرسبز, وشادمان, گرددو, تماشای, صبوری, بازگویی, رازها, اسرار, پیدا, نمي, کنج, خزیم, خلوت, کامیابی, برسد, مانع, کامیاب, آنجا, حقیقی, دهیم, دلی, ناپاکی, وتیرگیها, شیرخواره, ناله, سیلابی, بپا, تیرگیها, بیرون, راند, شیشه, زنیم, واین, ویران, وخراب, ماشینی, وپر, زرق, وبرق, پوچ, واهی, بدهیم, وآن, زار, نزار, بیهوده, موجی, کشتی, شکند, بگشاییم, مشکل, ترین, گشوده, نشد, بگذاريم, فردگریه, ازگریه, سبکبار, نباشیم, دعاها, نیایش, عطوفت, مهربانیها, وزیباییهاست, چقدرزیباست, آلایش, وپاک, فقط, وزیباییها, اجازه, سایر, ناپاکیها, آلایشی, مکان, وحریم, مقدس, ندهیم, وبالاخص, پرفیض, وبرکت, ومبارک, عیبهای, نمایان, آشکار, برطرف, عیوب, بکوشیم, فرصتی, عیبجوئی, کاری, نزنیم, ارزش, محک, زنند, بها, وارزش, کاسته, درهر, آرزوها, وامیدها, گردی, دستیابی, هدفها, نتیجه, وزایش, مبارک, توست, گوشه, بهشتی, عوض, وآنچنان, ومنزلتی, داری, ناسره, مبادله, بهایی, آسانی, نازنين, هايم, سلام, پنجشنبه, كردزبانان, همزبان, آنقدر, بنشيني, اشك, نثارت, ديگري, نيست, برازنده, حرف, منصور, ترسيم, راست, برايمان, داري, ديگر, زبانه, كشد, ترس, وجودمان, بسوزاند, وزهري, تلخي, وشيريني, میهن, التيام, يابد, ومرهمي, زخم, دلمان, سيل, سبك, سيري, برخاسته, درياي, پايان, اصلي, گزينيم, ومي, خواهيم, مثل, پرشكسته, قفسها, بشكنيم, همچنين, همانند, قفس, هوس, وآرزوي, وديدارتان, دلدمان, جباران, سنگدل, گناهي, گنهكاري, محكوم, عضوي, وتبار, لباس, دوستي, نامرادي, همنشين, وشبهايي, وطومار, نويسيم, وچه, هايي, پيچ, وتاب, مانده, زنجيرهايي, پاي, بيابانها, وهمچنان, كنان, تشنه, آغوش, ازمنزلگه, وهمرهان, خبري, نداريم, كاملاً, صحراي, فراموشي, افتاده, نواي, غريبانه, بيخود, روزي, دوشان, هرجائي, معتكف, خويشيم, خاكي, سايه, مرغان, هوا, حتي, آزاري, موري, نرسانده, وتنها, مرادنگي, وجنگجوئي, دشمن, شكني, دويكدل, اينان, بخاطر, وحكومت, قدر, وحرمت, شكنند, روحيه, پرستي, جنگجوئي, جوانمردي, كردها, ناجوانمردانه, برند, شوند, زيادي, موطن, وسرزمين, امنيتي, وسياسي, دربدر, وسرگردان, سرزمين, نامادري, كنند, دنياي, گستردگي, زندان, تنگ, وتاريكي, مردان, دلاور, وقتي, نگرش, وتفكر, حاكمان, وفرمانروايان, نابخرد, پيشين, مداقه, تصميم, نادرست, واقعاً, غبطه, خورم, سلامت, فكري, بعضاً, لوحي, ستمكاران, حقوق, انساني, وتباه, كنندگان, ستايش, دهند, اينها, ستودني, نيستند, بلكه, سرلوحه, تاريخ, ستردني, هستند, سيف, فرغاني, مدح, سعدي, ابـر, غصّـه, ندیده, صافی, عمرو, گفت, مُهــر, غـلامی, هنــوز, صاحب, توبردل, وجانم, روزگــار, پریشـانی, نـام, بخـت, بلنـــد, گنه, کنعانی, انـداخـتـی, مــرا, تـو, چــاه, آشفته, سروسامانی, سروسامان, قفل, زندانی, کلید, بخت, موج, غصه, توفانی, بارغم, ببین, کمر, شکست, شاهد, خداست, ازغم, پنهانی, یادروی, هنـــوز, استاد, اسفندماه, ۱۳۸۷, لغايت, ۱۳۹۱, رئيس, اداره, وارشاد, ارتقاي, رساني, شاياني, وهم, اكنون, نيز, مدير, دبيرستان, واستاد, قرآني, مرثيه, خواني, وقرائت, قرآن, سطح, عالي, مهارت, خاصي, تلاشها, كوششهاي, تصحيح, ديوان, ملاغمگين, جلد, چاپ, آينده, نزديك, اختيار, دوستداران, خواهد, نمونه, غزل, ۱۳۴۴, شمسي, نهادند, انگار, تکیه, گاهی, نوپا, اینگونه, نامش, ابتدایی, اتمام, رساندند, 1362, دیپلم, اقتصاد, کنکورشركت, قبول, کاردانی, روستاهای, شغل, معلمی, پرداختند, دردانشگاه, اردبیل, کارشناسی, پذيرش, وپس, كارشناسي, 1372, مشغول, تدريس, 1371, طرف, واحدخلخال, تدریس, قران, تبریز, معرفی, الی, 1380, الخصوص, شعرا, نویسندگان, آموزش, پرورش, مسئول, هرچند, باره, ومداح, شگرف, كلمات, بيان, نيكوييهاي, ولي, بنا, حسب, وظيفه, معنويات, احساسات, شاعرانه, منظورآشنايي, بيشتروبهترخوانندگان, تحرير, آورم, سرزبانند, اقرار, توصيف, ناچيز, وخالي, كمي, وكاستي, نخست, وسپس, آشنايان, وفرهنگ, خواستارم, اصلاح, ونوشته, همراهي, وچنانچه, شرح, وحالي, اطلاع, برسانند, حدیث, کنار, طبع, آبت, آتشگاه, زردتشت, خاكستر, دانم, معدن, دریا, قطره, کان, بیستم, بزرگنمائي, نمايش, نمودار, كليك, فرمائيد, وخاطرات, مسّن, تجربه, سالخوردگان, ودارم, عنايت, نشست, وبرخاستي, حوزه, ساير, مواقع, بزرگواران, داشتم, نصراله, ونعمت, برادر, نمودم, وشك, ندارم, عيب, ونقص, بدينوسيله, لنبريهاي, عزيز, خويشاوندان, نسبي, وسببي, افرادي, اطلاعاتي, ياري, زيرا, اطلاعات, جامع, خويش, كمك, نيزبا, منت, پذيراي, خواهم, مایه, نشانه, شرافت, شمار, آمد, هرکس, داشت, اختلاط, پاکی, کمک, شمردن, اجداد, البته, رجوع, دریافت, قبایل, مختلف, اهمیت, بسیاری, دادند, نگهداری, کوشیدند, جلوگیری, گرد, آوردند, یکدیگر, حملات, بیگانگان, طوایف, محافظت, پشتیبان, همدیگر, جاهلیت, دارای, سیاسی, حکومتی, واحدی, نبودند, وهجوم, حمایت, اتّصال, وادار, ساخت, متّحد, دفاع, پيش, چيزي, بازديدكنندگان, گرامي, وعزيزي, بازديد, ارسال, كامنت, ارزنده, اعلام, راهنمائي, قدرداني, ناگفته, مربوط, عنایت, تشابه, اسمی, حمل, خودستایی, نگردد, ضرورت, پیش, آمده, سفارشات, اقربا, وخویشا, وندان, گرفتن, معلومات, بزرگان, محل, محقق, گردید, اضافه, یاعلم, الانساب, شناخت, هویت, اشخاص, گروه, شاخه, علم, اکنون, بیش, نگاری, بشمار, کشورها, دانش, درک, خویشاوندی, خصوصا, وراثت, قاعده, ازدواج, ضروری, هفتم, بده, جلا, غبار, خاك, درم, سرمه, دلبران, غنچه, دهي, خوشي, مني, سرو, سهي, نرگس, ونسترن, غمين, داغدار, سينه, زرد, وملول, بهار, جلوه, تباه, اعتبار, زخمي, جاده, پياده, تير, جفا, وبر, مرز, وبوم, شهره, ولايتند, تيره, وتار, يكسره, روزگارمن, وفايي, وتلخي, نابرابري, سبزه, ونوبهارمن, شقايقي, كوه, عجم, نشان, فرامش, گلعذار, معني, لفظ, ليك, چونكه, هميشه, مايه, بيقرار, وصف, محروميت, شنبه, هشتم, يلدا, اول, برگرفته, اينترنت, بقيه, وزن, سنجد, سيب, وانار, وپرتقال, داستاني, پيرزال, چراني, چلّه, قرپوزها, نرم, وپا, كرسي, گرم, چرا, لغزان, دستها, وجسم, لرزان, سرد, دخالتهاي, تند, پيرمرد, زمستان, بارش, سفيد, كند, واميد, درختان, چنار, كندن, آلو, وسيب, آبدار, وشور, هراس, درس, ومشق, قايمك, كوچه, پوچها, پادشاه, وزير, قوطي, كبريت, وشلاق, واسير, باشگاه, علفزار, وچمن, توپ, وتورش, طناب, رسن, سركش, جنس, چوب, دوانديمش, وجوب, خودروي, لاستيكي, كهنه, كفش, وپيرهن, پينه, فكر, مال, دنيا, دور, درقناعت, رفيقان, خوبي, زندگي, پنداشتيم, شوق, وفريادش,
Text of the page (random words):
ه به امر وراثت و قاعده ازدواج ضروری باشد البته با رجوع به تاریخ می توان دریافت که از میان قبایل مختلف اعراب به انساب خویش اهمیت بسیاری می دادند و در حفظ و نگهداری نسب خویش می کوشیدند زیرا بدین وسیله از پراکندگی نسب خود جلوگیری می کردند و تمام افراد قبیله را گرد هم می آوردند و از یکدیگر در مقابل حملات بیگانگان و طوایف دیگر محافظت می نمودند و پشتیبان همدیگر بودند به خصوص در دوران جاهلیت که اعراب دارای نظام سیاسی و حکومتی واحدی نبودند تا از ایشان در مقابل حوادث وهجوم دشمنان حمایت نماید حفظ نسب تنها حلقه اتّصال خانوادگی و قبیله ای بود که آنها را از پراکندگی نجات می داد و همه آنان را وادار می ساخت تا در مقابل دشمنان متّحد باشند و از خود طایفه قبیله و افراد خاندان خود دفاع کنند بعدها انساب مایه افتخار و نشانه شرافت خانوادگی به شمار می آمد و هرکس که نسب خود و قبیله اش را نگاه می داشت و از اختلاط و پراکندگی نجات می داد در حقیقت به پاکی نسب خود کمک می کرد و بدین وسیله به انساب خویش افتخار می کرد و با شمردن اجداد خود افتخار می کردند حقير با توجه به علاقه اي كه به گفتار وخاطرات افراد مسّن و داراي تجربه و سالخوردگان داشته ودارم وبا عنايت به نشست وبرخاستي كه در حوزه كاري ويا ساير مواقع با اين بزرگواران داشتم گزارش مختصري از نسب نامه كربلائي فتح الله پدربزرگ پدر بزرگ بنده نصراله ونعمت الله كه سه برادر بودند را جمع آوري نمودم وشك ندارم كه خالي از عيب ونقص نخواهد بود بدينوسيله از تمامي لنبريهاي عزيز خويشاوندان نسبي وسببي همشهريان دوستان و افرادي كه در اين خصوص اطلاعاتي دارند دعوت مي نمايم بنده را ياري نمايند زيرا علاوه بر اينكه به جمع آوري اطلاعات جامع در خصوص نسب خويش كمك نموده اند بنده نيزبا ديده منت پذيراي آنها خواهم بود جهت بزرگنمائي و نمايش بهتر بر روي نمودار زير كليك فرمائيد برچسب ها نسب نامه خاندان كربلائي فتح الله فتحي لنبر لنبر نوشته شده در چهارشنبه بیستم آذر ۱۳۹۲ ساعت 11 42 توسط فتح الله فتحي لنبر شاعران کرمانج زبان معاصر خلخال قوام فتحی لنبر نمی دانم که چون باشد به معدن زر فرستادن به دریا قطره آوردن به کان گوهر فرستادن حدیث شعر من گفتن کنار طبع چون آبت به آتشگاه زردتشت است خاكستر فرستادن ۱ هرچند كه سخن گفتن در باره اين شاعر بزرگوار ومداح اهل بيت كاري است بس شگرف و كلمات در بيان نيكوييهاي ايشان قاصر ولي بنا بر حسب وظيفه گزارش مختصري از زندگينامه پر از معنويات و احساسات شاعرانه ايشان را به منظورآشنايي بيشتروبهترخوانندگان به رشته تحرير در مي آورم هر چند که اگر دیگران بر سرزبانند ایشان در میان جان ولی اقرار مي نمايم كه اين نوشته ها در توصيف ايشان بسيار ناچيز مي نمايد وخالي از كمي وكاستي نخواهد بود لذا نخست از خود شاعر بزرگوار وسپس از همشهريان دوستان آشنايان وفرهنگ دوستان خواستارم كه با نظرات خود جهت اصلاح بهتر مطالب ونوشته ها اينجانب را همراهي وراهنمائي نمايند وچنانچه از شاعران معاصر كرمانج زبان خلخال زندگينامه ويا شرح وحالي داشته باشند به اطلاع بنده برسانند در برگ ريزان طبيعت سال ۱۳۴۴ شمسي لنبر كودكي ديده به جهان گشود كه او را قوّام نام نهادند انگار از همان روزها تکیه گاهی برای شاعران نوپا بود که اینگونه نامش نهاده اند تحصیلات ابتدایی وراهنمائي را در همان روستا و تحصیلات دبیرستان را در شهرستان خلخال به اتمام رساندند در سال 1362 موفق به اخذ دیپلم در رشته ی اقتصاد اجتماعی شدند و در همان سال در کنکورشركت نموده و قبول شدند و 2 سال بعد موفق به اخذ مدرك کاردانی شده و در روستاهای خلخال به شغل معلمی پرداختند در سال 1368 دردانشگاه اردبیل در دوره کارشناسی پذيرش شدند وپس از اخذ مدرك كارشناسي از سال 1372 در دبیرستان های خلخال مشغول تدريس شدند در سال 1371 از طرف دانشگاه آزاد اسلامي واحدخلخال جهت تدریس قران به تبریز و قم معرفی شدند و در طی سال های 1368 الی 1380 در کانون های شعر و ادب علی الخصوص در کانون شعرا و نویسندگان آموزش و پرورش خلخال به عنوان مسئول این کانون به فرهنگ وادب خدمت نمودند استاد قوّام فتحی از اسفندماه سال ۱۳۸۷ لغايت ۱۳۹۱ بعنوان رئيس اداره فرهنگ وارشاد اسلامي خلخال در جهت ارتقاي فرهنگ و ادب خدمت رساني شاياني نمودند وهم اكنون نيز بعنوان مدير يكي از دبيرستان هاي خلخال واستاد علوم قرآني دانشگاه آزاد اسلامي خلخال مي باشند علاوه بر اين در مرثيه خواني وقرائت قرآن در سطح عالي داراي مهارت خاصي مي باشند و حاصل تلاشها و كوششهاي ايشان علاوه بر تصحيح اشعار ديوان ملاغمگين از شاعران قرن سيزدهم و چهاردهم يك جلد كتاب در دست چاپ مي باشد كه در آينده اي نزديك در اختيار دوستداران شعر وادب قرار خواهد گرفت به عنوان نمونه يك غزل از اشعار ايشان با عنوان بارانی ام هنوز به حضور تقديم مي گردد بــارانی ام هنـــوز شب ها به یادروی تو بارانی ام هنوز شاهد خداست ازغم پنهانی ام هنوز از بارغم ببین کمر عشق من شکست با موج غصه های تو توفانی ام هنوز آزادی ام به دست تو باشد کلید بخت از قفل روی ماه تو زندانی ام هنوز آمال زندگی سروسامان من تویی آشفته تر ز بی سروسامانی ام هنوز انـداخـتـی مــرا تـو به چــاه غم فراق من بی گنه چو یوسف کنعانی ام هنوز پیشــانی ام به نـام تــو بخـت بلنـــد من بی تو به روزگــار پریشـانی ام هنوز صاحب تویی توبردل وجانم به جان عشق مُهــر غـلامی تــو به پیشــانی ام هنــوز فتحی ندیده دیده ی صافی به عمرو گفت از ابـر غصّـه های تو بــارانی ام هنوز پي نوشت ها ۱ دو بيت از اشعار سيف فرغاني در مدح سعدي مي باشد برچسب ها قوام فتحي لنبر شاعران كرمانج زبان خلخال نوشته شده در یکشنبه سی و یکم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 12 52 توسط فتح الله فتحي لنبر از دست رستخيز حوادث كجا رويم از دست رستخيز حوادث كجا رويم وقتي كه نگرش وتفكر حاكمان وفرمانروايان نابخرد پيشين را مورد مداقه قرار مي دهم از تصميم نادرست آنها واقعاً غبطه مي خورم وبه سلامت فكري آنها شك مي نمايم بعضاً ديده مي شود افراد ساده لوحي اين ستمكاران حقوق انساني وتباه كنندگان فرهنگ بشري را مورد ستايش قرار مي دهند كه نه تنها اينها ستودني نيستند بلكه از سرلوحه تاريخ بشري ستردني هستند اينان بخاطر حفظ قدرت وحكومت خود قدر وحرمت بشري را مي شكنند واز روحيه وطن پرستي جنگجوئي و جوانمردي كردها ناجوانمردانه بهره مي برند و باعث مي شوند كه عده ي زيادي از آنان را از موطن وسرزمين مادري شان به بهانه هاي امنيتي وسياسي دربدر وسرگردان سرزمين هاي نامادري كنند تا اينكه دنياي به اين گستردگي زندان تنگ وتاريكي براي اين مردان دلاور گردد چه روزها وشبهايي كه انتظار كشيده وطومار هاي شِكوه اي كه بر صفحه ي دل مي نويسيم وچه بسيار عقده هايي كه از پيچ وتاب غربت در دل مانده و درد فراق چه زنجيرهايي را در پاي دل نهاده است ما را مانند كودكي در بيابانها گم كردند وهمچنان گريه كنان تشنه ي آغوش مام وطن هستيم ازمنزلگه راه وهمرهان خبري نداريم كاملاً در صحراي فراموشي افتاده ايم از نواي دل ِ غريبانه مان بيخود هستيم واز روزي كه چون خانه به دوشان شده ايم به هرجائي كه مي رويم معتكف خانه دل خويشيم وبس ما كه در سفر خاكي چون سايه ي مرغان هوا حتي آزاري به موري نرسانده ايم وتنها به بهانه مرادنگي وجنگجوئي و دشمن شكني چون دويكدل ما را از هم جدا كردند اين جباران سنگدل به چه گناهي مانند گنهكاري محكوم هر لحظه عضوي از اين ايل وتبار را جدا كرده ودر لباس دوستي تمام نامرادي ها را همنشين مان نمودند دوست داريم چون سيل سبك سيري برخاسته ودر درياي بي پايان منزلگه اصلي مان سكني گزينيم ومي خواهيم مثل مرغ پرشكسته قفسها بشكنيم و همچنين همانند مرغ در قفس هوس وآرزوي سفر وديدارتان در دلدمان پرواز مي نمايد اي همزبان دوست دارم آنقدر با من بنشيني تا دل از گريه خالي كنم و گوهر اشك نثارت نمايم چه كنم كه گوهر ديگري نيست تا برازنده تو باشد وبه تو تقديم نمايم اگر چه از گفتن حرف حق مانند منصور لب بسته ايم مي ترسيم كه سخن راست برايمان داري شود ديگر زبان شِكوه ما زبانه مي كشد ترس آن را داريم كه وجودمان را بسوزاند وزهري كه از تلخي غربت كشيده ايم باشد كه با حلاوت وشيريني صبح وطن و مام میهن التيام يابد ومرهمي باشد بر زخم دلمان تقديم به تمامي كردزبانان مهربان برچسب ها مام ميهن نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 12 30 توسط فتح الله فتحي لنبر اهل دل اي نازنين هايم سلام اي دل هر گوشه ای از تو بهشتی است که آن را با ملک سلیمان عوض نمی کنم وآنچنان مقام ومنزلتی داری که نمی توان تو را ای قلب با هر قلب ناسره ای مبادله نمود و یوسف وار به بهایی اندک وبه آسانی از دست داد تو درهر زمانی که آبستن آرزوها وامیدها می گردی رسیدن و دستیابی به هدفها و آمال نتیجه وزایش مبارک این آبستن توست چقدرزیباست که این سرای بی آلایش وپاک فقط منزلگه خوبیها وزیباییها باشد وبس و اجازه حضور سایر ناپاکیها وبی آلایشی ها را به این مکان وحریم مقدس ندهیم وبالاخص در این ماه پرفیض وبرکت ومبارک بی پرده عیبهای خود را نمایان و آشکار سازیم ودر جهت برطرف کردن آن عیوب بکوشیم تا فرصتی برای عیبجوئی دیگران باقی نماند و دست به کاری نزنیم که این گوهر با ارزش را به سنگ محک زنند واز بها وارزش آن کاسته شود آنجا را جایگاه معشوق حقیقی و واقعی قرار دهیم زیرا که این همان دلی است که برای آزادی مان از ناپاکی ها وتیرگیها مانند طفل شیرخواره شب همه شب ناله می کند و سیلابی بپا می کند تا تمامی تیرگیها را از خودش بیرون راند مبادا که طفل وار سنگ به شیشه دل زنیم واین سرای عشق را ویران وخراب سازیم و همچنین مبادا که در این روزگار ماشینی وپر زرق وبرق وعده های پوچ و واهی به دل بدهیم وآن را زار و نزار کنیم که این وعده های بیهوده چون موجی این کشتی را در هم می شکند عقده دل بگشاییم که مشکل ترین عقده ها عقده دل است و اگر عقده ای گشوده نشد بگذاريم تا فردگریه کند که دل ازگریه کردن سبکبار می گردد و دل سنگ نباشیم که دل جایگاه دعاها نیایش ها عطوفت ها مهربانیها خوبیها وزیباییهاست وقتی که سنگ صبوری برای بازگویی رازها و اسرار دل پیدا نمي کنیم به کنج دل می خزیم وبا دل خود خلوت می کنیم دل دوست دارد به کامیابی برسد و کام دل گیرد ولی هر کسی که مانع رسیدن دل به کام گردد خودش کامیاب نمی گردد بیاییم حقیقت را کتمان نکنیم و واقع بینانه صحبت کنیم دل هرشخصی به خود شخص تعلق ندارد بلکه متعلق به دیگری است وچند روزی به صورت موقتی و گذرا در وجودش گذران زندگی نموده و می تپد و مانند نی ای که از نیستانی بریده اند عاقبت به معشوق واقعی خود دست می یابد شاید خیلی اوقات دل برای دیدن تو بیقراری می کند وتند می تپد ولی وقتی که سایه محبت معشوق واقعی برپیکره دل می افتد سرسبز وشادمان می گرددو دل از تماشای وجودش آب می گردد و تمام وجود خود دل می گردد تقدیم به کسی که بعد از خداوند نخستین مرتبه دلم جایگاه اوست برچسب ها دل نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 10 1 توسط فتح الله فتحي لنبر دل نوشته های 1 به آهی می توان دل را ز مطلب ها تهی کردن ۱ روزی که نگاه مهربانت نور مهر ومحبت را در دلم روشن نمود وهر روز دلبستگی من نسبت به شما بیشتر شد وشما نیز از ته دل با لالائی های مادرانه ی خود رشته محبت را نزدیکتر می کردید را برای همیشه در خاطرم حکّ می کنم وچقدر زیبا بود که این رشته جاودانه می ماند افسوس و دریغا در این هنگام که با شما سخن می گویم کبوتر وار به سرای دیگر پرواز کرده اید این سخنان از قلب آرزومند من تراوش می کنند که ای کاش چند سال دیگر فرصت می شد وزمانه مهلت بیشتری را برای جبران زحمات بی دریغ وبی ادعای شما در نظر می گرفت ای خضر غیر داغ عزیزان و دوستان حاصل ترا ز زندگی جاودانه چیست سکندر وار حسرت عمر جاویدان خضر را خوردن چه سودی در بر دارد که تمامی زندگی به اندازه یک آب خوردن سپری می شود مادرم به خدا دوست دارم که بستر آسایشم را بر خارهای جانگزای بیابان بگذارم وشب همه شب بر آن بالین ناهموار بیدار بمانم ولی دوباره لحظه ای بتوانم سر بردامنت بگذارم وبه خواب کودکانه فرو روم خودم با نوشتن این گفتار چشمانم پر از گهرهای اشک شده ومانع نوشتنم می گردند ولی همه این اشکهای گهربار را نیز نثار لحظه ای دیدارت می نمایم نقش پای رفتگان هموار سازد راه را مرگ را داغ عزیزان بر من آسان کرده است ۲ دلم آرزومند است که معصومه ورضا نیز باردیگر با دیدگان معصومانه ناشی از انتظارتان وقلب ناشکیب براي دیدارتان لحظه ای بودن مادرشان را حس کنند و بتوانم آن الهه ی زندگی را حتی برای یک فرصت اندک از دیدن فرزندان گریانش شادمان نمایم زیرا دیدار وجود نازنین فرزندانش اندوه انتظار را از دل ودیده اش می زداید واز دیدن فرزندانش سیراب می گردد مادرم می خواستم برایت نامه ای بنویسم ولی از شدت اندوه نتوانستم آنگونه که شایسته ی مقام مادرانه ات باشد کلماتی را که باعث خوشحالی تان باشد را به هم پیوند دهم تا بدین طریق دلم را نیز برای همیشه به دلت پیوند دهم لذا بدین منظور شعری از فریدون مشیری را که رمزی ورازی بین من وتوست ودر زمان شادمانی مان همیشه برایت می خواندم را در این روزهای تاریکم به ساحت مقدست تقدیم می نمایم تاج از فرق فلک برداشتن جاودان آن تاج برسرداشتن در بهشت آرزو ره یافتن هر نفس شهدی به ساغر داشتن روز در انواع نعمت ها وناز شب بتی چون ماه در برداشتن صبح از بام جهان چون آفتاب روی گیتی را منوّر داشتن شامگه چون ماهِ رویا آفرین ناز بر افلاک واختر داشتن جون صبا در مزرع سبز فلک بال در بال کبوتر داشتن حشمت وجاه سلیمان داشتن شوکت وفرّ سکندر داشتن تا ابد در اوج قدرت زیستن ملک هستی را مسخّر داشتن برتو ارزانی که ما را خوشتراست لذّت یک لحظه مادر داشتن تقدیم به دو مادر مهربان و دو کبوتر سبکبال در آسمان مادر و خواهرم يادداشتها توضيح ۱ و ۲ مصرع وبيت از اشعار صائب تبريزي مي باشد برچسب ها مادر نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۲ ساعت 10 26 توسط فتح الله فتحي لنبر دل نوشته های 2 از عمر رفته حاصل من آه حسرت است ۱ وقتی که با کمی تفکر به روز های گذشته می نگرم گذشت زمان را بی پرده وآشکارا احساس می نمایم وچقدر اسب سرکش این زمان به سرعت می تازد و مانیز چون سوارانی افتان وخیزان در پستی وبلندی روزگار سوار بر این مرکب چوبین در این دنیای کودکانه در حرکتیم هرکسی از درون ناخودآگاه خود دل بسته ی وطن وسرزمین مادری خود می گردد اگرچه گذران روزگار کام وی را تلخ کرده باشد ولی به یاد آوردن و تداعی خاطره های دوران کودکی حلاوت وشیرینی دیگری به دنبال دارد که انسان خواستار تکرار دوباره ی آن روزها می گردد و ای کاش که چنین می شد چگونه می توان دوباره حلقه های کودکانه را تکرار کرد وبا همان شور وشوق بدون آلام ورنجی دل در شادیها نهاد وفارغ از این زمان گذران مسرور بود هر چقدر هم بیندیشیم هیچ راهی برای نیل به این هدف شیرین ودل انگیز وجود ندارد مگر زندگی کردن با خاطرات شادمانه گریستن با دردها ورنج ها و خندیدن وتبسم شادی آور به خوشیها وشادیها و مبادا به یاد خوشیهای روزگار گذشته قهقهه زد که زمانه گوش شنوا وچشم های تیز بین عقاب گونه دارد که به محض دیدن خشنودی در انسان چنگال تیزش را به پیکرانسان فرو می کند درین دوهفته که مهمان این چمن شده ای به خنده لب مگشا روزگار گلچین است ۲ وامّا در دنیا وعشق کودکانه هیچ درد ورنجی احساس نمی شود زیرا عواطف واحساسات دیگران نسبت به روح لطیف کودکانه تمامی مشکلات وتنگناها را هموار و آسان می سازد ولی بعدها به محض بلوغ جسمی بلوغ فکری انسان نیز رشد می نماید و ما را به یاد عزیزانی می اندازد که در شادیهای کودکانه مان سهیم بودند ویا پدران مادران خوهران وبرادرانی که هرلحظه زندگی با آنها مملو و انباشته از یک دنیا خاطره بود ولی در حال حاضر نقاب به روی خاک کشیده اند هر چند که چشم هایمان از درد فراق وجدایی آنها در هر زمانی پر از اشک خونبار می شود ویا با دیدن بعضی از خاطرات به یاد آن روزهای تلخ فراق می افتیم ویاد وخاطره داستانهای شیرین شبانه آن پدران زحمتکش لالائی های حزن آلود آن مادران مهربان مهر ومحبتهای خالصانه آن خواهران بردبار و علاقمندی وبزرگ منشی آن برادران نیکو منش باعث تسکین قلب می گردد ولی قلم از نوشتن وزبان از گفتن در مورد آنها قاصر است زیرا آنان مقامی بس والا دارند که دست بشری از رسیدن به آنان کوتاه می باشد ولی هر وقت که دلتنگ شان شدیم یاد خداوند بهترین آرام بخش دلهاست اَلا بِذِکراللهِ تَطمَئن القلوب تقدیم به تمامی پدران مادران برادران و خواهران ساکن در دهستان لنبر که همچون واژه ی لنبر در برابر تمامی مشکلات وناملایمات دهری وقهری تنومند و جسیم و مقاوم بوده اند و همچنین تقدیم به روح پاک لنبری هایی که دعوت حق را لبیک گفته وبا ذکر شهادتین جان به جان آفرین تسلیم کرده وبه دیار باقی شتافته اند و یا اینکه در سانحه دلخراش تصادف غریبانه و بدور از خاک وطنشان جان خود را از دست داده اند فلک پیر بسی مرگ عزیزان دیده است ۳ ونترسیم از مرگ مرگ پایان کبوتر نیست ۴ یادداشتها توضيح ۱ ۲ و ۳ دو مصرع وبيت از صائب تبريزي مي باشد توضيح ۴ قطعه اي از شعر سهراب سپهري مي باشد برچسب ها لنبر دل نوشته ها فتحی لنبر نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۲ ساعت 12 25 توسط فتح الله فتحي لنبر ملا غمگين شاعر و عارف كرمانج زبان كربلائي اماميار شقاقي شاطرانلو غمگين شاعر قرن سيزدهم و چهاردهم هـ ق ساكن مصطفي لو شهرستان خلخال نام مباركش كربلائي اماميار شقاقي شاطرانلو متخلص به غمگين است كه در سال 1226 هـ ق مطابق با 1185 هـ ش در روستاي اوط عليا معروف به مصطفي لو از توابع شهرستان خلخال در دامنه سلسله جبال البرز از پدري روحاني به نام ملا رمضان و مادري به نام فاطمه متولد شد مرحوم دهخدا در لغت نامه اش به نقل از كتاب جغرافياي سياسي كيهان صفحه 108 آورده كه شاطرانلو نام يكي از ايلات ساكن اطراف خلخال است كه هزار خانوار دارد ييلاق و قشلاق ندارند زبان افراد ايل كردي است كه در چندين روستا ساكن اند عده اي از آنان مهاجرت كر...
|