Meta tags:
description= مرغ عشق;
Headings (most frequently used words):
مرغ, عشق, به, یاد, پدرم, خاطراتم, دلتنگي, دور, خواهم, شد, از, این, خاک, غریب, اگه, نخونی, ضرر, کردی, مادر, نوشته, های, پیشین,
Text of the page (most frequently used words):
اون (19), بود (17), شده (13), نوشته (12), همه (12), ۱۳۹۰ (10), ساعت (10), توسط (10), نیلوفر (10), دروغین (10), فقط (10), خواهم (10), این (9), خيلي (9), بعد (9), روز (9), دور (9), ۱۳۸۹ (8), سلام (8), ولی (8), دارم (8), شدم (8), ولي (8), بچه (8), خرداد (7), دیگه (7), دلم (7), خیلی (7), خونه (7), واسه (7), منو (7), بودم (7), اردیبهشت (6), ۱۳۹۱ (6), چشم (6), اومدم (6), است (6), 1391 (6), ۱۳۸۶ (5), آبان (5), داد (5), شنبه (5), کنم (5), خودم (5), براي (5), هيچ (5), چیز (5), همچنان (5), تنها (5), بهمن (4), خوش (4), بابام (4), باشم (4), خوام (4), عشق (4), وقتي (4), خوشحال (4), خودمون (4), اومد (4), زدم (4), چرا (4), ديگه (4), دنیا (4), تموم (4), ماه (4), باز (4), بار (4), باید (4), پشت (4), خاک (4), شهر (4), آخرین (4), کردم (4), ﻃﻠﻮع (4), ۱۳۸۸ (3), مهر (3), مرداد (3), ۱۳۹۲ (3), جای (3), نبود (3), خوب (3), تنگ (3), بهم (3), خاله (3), خوشبخت (3), رفتیم (3), مادرم (3), همیشه (3), خوبی (3), دونم (3), داره (3), مثل (3), دوست (3), مادر (3), كنم (3), ببينم (3), دست (3), اينكه (3), خجالت (3), اينجا (3), فكر (3), حتي (3), مدرسه (3), داشتم (3), كردم (3), بهش (3), اگه (3), اين (3), فنچک (3), برام (3), هنوز (3), شهری (3), خواند (3), راند (3), ميشه (3), پستو (3), باری (3), شروع (3), پدرم (3), وﻗﺘﻲ (3), ﻣﻴﺸﻪ (3), ۱۳۸۵ (2), اسفند (2), فروردین (2), تیر (2), شهریور (2), ۱۳۸۷ (2), پست (2), چهارشنبه (2), خالی (2), بازم (2), حال (2), اونم (2), صدای (2), فکر (2), باشه (2), گذشت (2), دیروز (2), عصر (2), امیدوارم (2), سایه (2), بالا (2), سرم (2), گریه (2), نمی (2), لحظه (2), موهامو (2), زود (2), مامان (2), پنجشنبه (2), بزرگ (2), داري (2), نمي (2), آخه (2), باعث (2), سنگاپور (2), هميشه (2), اشك (2), نامه (2), ازشون (2), روي (2), كاري (2), گفتم (2), دروغ (2), دعوت (2), فورا (2), رفت (2), همين (2), چطور (2), كشيدم (2), بياد (2), سرش (2), زندگي (2), برم (2), اونجا (2), نداشت (2), نداد (2), كار (2), كرد (2), كاش (2), جوري (2), گور (2), خانواده (2), صادق (2), خوشی (2), بعدش (2), خدا (2), نکردم (2), پیشت (2), یکشنبه (2), پیش (2), عروسیمون (2), مونده (2), الان (2), هفته (2), آخر (2), قایقی (2), ساخت (2), دریاها (2), دریا (2), نگرند (2), پنجره (2), هیچ (2), ماهی (2), غریب (2), زندگی (2), كردن (2), نميدونم (2), عوض (2), صبح (2), ديشب (2), بايد (2), جمعه (2), بابا (2), اینکه (2), نویسم (2), توی (2), بیمارستان (2), باهاش (2), حرف (2), پنج (2), ازم (2), گرفت (2), آبجی (2), دوم (2), فنچکم (2), زندگیم (2), کاش (2), چند (2), خاطره (2), کنار (2), سال (2), کردیم (2), آواز (2), ﻗـﺪ (2), ﭘـﻨـﺠﺮه (2), ﻧـﻤـﻲدوﻧـﻢ (2), ﻏﺮوب (2), ﺑﺰﻧﻪ (2), ﻣـﻮﻗـﻊ (2), رﻓـﺘـﻦ (2), ﻣـﻨﻪ (2), ﺣﺎﻻ (2), ﻫـﻢ (2), مرغ (2), blogfa, com, آذر, های, پیشین, عناوین, آرشیو, وبلاگ, الکترونیک, خانه, مطالب, قدیمی, یکی, دسترس, بیاد, تهرون, واسشون, قیافه, دوستانو, دیدن, حسابی, اراذل, بازی, جیغای, جون, نکنم, الهی, باشن, نویی, نجمه, مریض, دکتر, آمپولش, خوبین, همگی, صادیم, روزت, مبارک, شما, اینروزا, گرفته, خواستم, کنارت, بذارم, پاهات, سیر, تنگم, کجا, بهت, احتیاج, پایین, پات, بشینم, دستای, مهربونت, ببافی, خنده, تازگیا, تمرین, مدلت, ببافم, دختر, زیاد, برات, نبودم, عصبانی, ازت, ببخشی, علاقه, بطور, كامل, ببينه, پسرم, ميتونست, جاي, دنياي, جديد, اقتخار, ميشي, بنابراين, دادم, توبراي, دادي, عنوان, تونستم, تحمل, كوچيك, بودي, تصادف, چشمت, ميدوني, متاسفم, بيام, تورو, داشتي, شدي, دائم, شنيدم, ميآي, ممكنه, نتونم, جام, بلند, ترسوندم, خونت, عزيزترين, پسر, بوده, ببخش, بدن, قطره, نريختم, اونا, دادند, خواسته, گفتن, مرده, البته, كنجكاوي, همسايه, سفر, ميرم, مراسم, رفتم, كلبه, قديمي, درجشن, تجديد, ديدار, دانش, آموزان, همسرم, درسنگاپور, شركت, ميخوام, آدرس, عوضي, واز, نظر, ناپديد, حالااون, آرامي, جواب, اوه, معذرت, بترسوني, جرات, كردي, بياي, خودش, كرده, خبر, ايستاده, خنديدند, سالها, نديده, همينطور, نوه, ديدن, آسايشي, ازدواج, خريدم, موفق, ادامه, تحصيل, نداشته, سخت, درس, خوندم, اهميتي, ميخواست, نكردم, چون, عصباني, احساسات, راجع, حرفي, ميري, جوابي, واقعا, ميخواي, شاد, كني, غذا, پخت, اومده, ميشد, دهن, خواست, زمين, گفت, هووو, يكي, همكلاسي, مسخره, نياوردم, تنفر, نگاه, بامن, بكنه, خود, ببره, تونست, كنه, معلم, امرار, معاش, داشت, متنفر, مايه, نخونی, ضرر, کردی, جونم, بوس, بگذره, دعا, کنید, حالا, خیر, گذشته, بزرگه, عروسیمونه, هیچکار, گیج, میدووییم, نمیشه, آخرش, میشه, نکنی, فراموشت, کرده, یادت, وقت, بگذریم, میرسیم, آقا, جیگر, طلام, عاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااشقشم, کسایی, شدن, بره, هامون, دوسشون, بخصوص, reza, یادتونه, قبلی, نوشتم, 15روز, گذره, همتون, اینقد, عروسی, بگیریم, عالی, برنامه, شبی, باحالم, داشتیم, فاز, سهراب, سپهری, شاعران, وارث, خرد, روشنی, اند, درآن, وسعت, خورشید, اندازه, چشمان, سحرخیزان, مرغان, اساططیر, آید, باد, موسیقی, احساس, شنود, شعله, خواب, لطیف, مردم, چینه, چنان, کودک, ساله, شاخه, معرفتی, بامها, کبوترهایی, فواره, هوش, بشری, تجلی, نوبت, هاست, سرودش, چاله, آبی, حتی, مشعلی, ننمود, آئینه, تالاری, سرخوشیها, تکرار, نکرد, سرشاری, خوشه, انگور, مرد, اساطیر, فشانند, فسون, گیسوهاشان, تابش, تنهایی, گیران, پریانی, بدر, آرند, آبیها, بست, آروزی, مروارید, قهرمانان, بیدار, کند, قایق, تور, تهی, کسی, نیست, بیشه, انداخت, فنچك, تنهام, خودمه, خنجر, زند, روزگاری, هستم, خدایش, اگر, گرگ, میکنی, زوزه, کشیدن, بیاموز, اميد, صبر, دونيم, نيست, عزيزترينم, تشنجي, روزي, خودشون, فهمن, اشتباهي, ديره, پشيمونيم, فايده, نداره, موقعيت, اميدوارم, هرچه, زودتر, بشه, مطمئنم, چيزا, آدم, سابق, نيستم, چهره, واقعي, موقع, شناختمشون, سركار, پفكي, فهميدن, باكيم, هست, چيزي, نگفتن, جاش, حسابي, گذاشتن, هوام, ميشم, چشام, گلوله, صبحم, خوابم, نبرد, سحري, نخوردم, ساعتي, گريه, كارايي, كسايي, بزنه, محال, سحر, شكست, حركتارو, بعضي, اطرافيانم, دلتنگي, کنارم, نیستی, نوازشات, بوسه, هات, حسشون, کسای, پدر, سرشونه, خواهش, خوندید, برید, پدرتون, ببوسید, قدرشو, بدونید, خواین, پشیمون, نباشید, صداشو, شنیدم, صورتشو, دیدم, اینقدر, واسش, میدونه, دیده, بودمش, شهید, صدوقی, یزد, تلفنی, دیدمش, آروم, خوابیده, صداش, جوابمو, بوسش, سپردیمش, ساعتای, ایست, قلبی, کرد, مارو, گذاشت, طولی, نکشید, هام, روزگار, پدرمو, دلگرمیمو, سوم, فاطمه, اول, دومیم, اهورا, اولیم, سراغ, مدت, کار, چسبیده, عشقم, تمام, دوستای, گلش, زنده, عمرم, جمله, آرومه, اونجور, نیستم, گوشه, قلبم, سنگینی, کنه, دوباره, هایی, ذهنم, شبای, ایی, سنگ, قبر, براش, تعریف, یادم, میاد, مزارش, 1392, همراه, صادقم, نفریو, زیر, سقف, خاطراتم, دﻟﺘﻨﮓ, ﻣﻲﺷﻢ, ﻫـﻤـﺮاه, ﺗـﻨـﻬﺎﻳـﻲ, ﻣﻴـﺮم, داغ, دﻟـﻢ, ﺗﺎزه, زﻣﺰﻣﻪﻫﺎي, ﺧﻮﻧﺪﻧﻢ, وﺳﻮﺳﻪﻫﺎي, ﻣﻮﻧﺪم, ﺗﻮﻫﻢ, اﻧﺪازه, ﻫﺰارﺗـﺎ, ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ, ﻣﻲﺧﻮﻧﻢ, ﺣﺮف, ﻣﻲزﻧﻢ, اﻳﻦ, روزا, دﻧﻴﺎ, واﺳﻪ, ﺧﻮﻧﻤﻮن, ﻛﻮﭼﻴﻚ, ﺗﺮه, ﻛـﺎش, ﻣﻲﺗـﻮﻧﺴﺘﻢ, ﺑﺨـﻮﻧﻢ, ﻫـﺰارﺗﺎ, دﻟﺘﻨﮕﻲ, رﻓﻴـﻖ, ﺗﻨﻬﺎﻳـﻴﻢ, ﻛﻮﭼﻪﻫﺎ, ﻧﺎرﻓﻴﻖ, ﺷﺪن, ﻣﻲﺧﻮام, ﺑـﻪ, دﻳـﮕـﻪ, ﺑـﮕـﻦ, ﺳـﺎﻋﺖ, دﻗﻴـﻖ, ﺷـﺪن, یاد,
Text of the page (random words):
مرغ عشق مرغ عشق به یاد پدرم وﻗﺘﻲ ﻛﻪ دﻟﺘﻨﮓ ﻣﻲﺷﻢ و ﻫـﻤـﺮاه ﺗـﻨـﻬﺎﻳـﻲ ﻣﻴـﺮم داغ دﻟـﻢ ﺗﺎزه ﻣﻴﺸﻪ زﻣﺰﻣﻪﻫﺎي ﺧﻮﻧﺪﻧﻢ وﺳﻮﺳﻪﻫﺎي ﻣﻮﻧﺪم ﺑﺎ ﺗﻮﻫﻢ اﻧﺪازه ﻣﻴﺸﻪ ﻗـﺪ ﻫﺰارﺗـﺎ ﭘـﻨـﺠﺮه ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ آواز ﻣﻲﺧﻮﻧﻢ دارم ﺑﺎ ﻛﻲ ﺣﺮف ﻣﻲزﻧﻢ ﻧـﻤـﻲدوﻧـﻢ ﻧـﻤـﻲدوﻧـﻢ اﻳﻦ روزا دﻧﻴﺎ واﺳﻪ ﻣﻦ از ﺧﻮﻧﻤﻮن ﻛﻮﭼﻴﻚ ﺗﺮه ﻛـﺎش ﻣﻲﺗـﻮﻧﺴﺘﻢ ﺑﺨـﻮﻧﻢ ﻗـﺪ ﻫـﺰارﺗﺎ ﭘـﻨـﺠﺮه ﻃﻠﻮع ﻣﻦ ﻃﻠﻮع ﻣﻦ وﻗﺘﻲ ﻏﺮوب ﭘﺮ ﺑﺰﻧﻪ ﻣـﻮﻗـﻊ رﻓـﺘـﻦ ﻣـﻨﻪ ﺣﺎﻻ ﻛﻪ دﻟﺘﻨﮕﻲ داره رﻓﻴـﻖ ﺗﻨﻬﺎﻳـﻴﻢ ﻣﻴﺸﻪ ﻛﻮﭼﻪﻫﺎ ﻧﺎرﻓﻴﻖ ﺷﺪن ﺣﺎﻻ ﻛﻪ ﻣﻲﺧﻮام ﺷﺐ و روز ﺑـﻪ ﻫـﻢ دﻳـﮕـﻪ دروغ ﺑـﮕـﻦ ﺳـﺎﻋﺖ ﻫﺎ ﻫـﻢ دﻗﻴـﻖ ﺷـﺪن ﻃﻠﻮع ﻣﻦ ﻃﻠﻮع ﻣﻦ وﻗﺘﻲ ﻏﺮوب ﭘﺮ ﺑﺰﻧﻪ ﻣـﻮﻗـﻊ رﻓـﺘـﻦ ﻣـﻨﻪ نوشته شده در سه شنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۲ ساعت 5 39 pm توسط نیلوفر دروغین خاطراتم سلام فنچک خوش آواز من دوباره بعد از چند ماهی اومدم پیشت تو این چند ماه تنها خاطره هایی که تو ذهنم مونده شبای پنج شنبه ایی که کنار سنگ قبر پدرم گریه کردم و براش از زندگیم تعریف می کردم یادم میاد کنار مزارش سال نو رو شروع کردیم و تنها خاطره از خودمون این بود که 1392 02 20 بعد از 4 سال و یک ماه همراه صادقم رفتیم خونه خودمون و زندگی 2 نفریو زیر سقف خودمون شروع کردیم همه چیز دیگه آرومه ولی من اونجور که باید خوشحال باشم نیستم نبود پدرم گوشه ی قلبم سنگینی می کنه دیگه تا آخر عمرم تنها یه جمله رو با ای کاش شروع می کنم کاش بابام زنده بود نوشته شده در چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۲ ساعت 7 27 pm توسط نیلوفر دروغین سلام به فنچکم و تمام دوستای گلش بعد از 6 ماه باز اومدم سراغ فنچکم تو این مدت به کار و زندگیم چسبیده بودم با عشقم خوش بودم 1391 06 04 واسه بار دوم خاله شدم اهورا به دنیا اومد بچه دوم آبجی اولیم 1391 10 20 واسه بار سوم خاله شدم فاطمه دنیا اومد بچه اول آبجی دومیم طولی نکشید که همه خوشی هام تموم شد روزگار پدرمو ازم گرفت همه دلگرمیمو ازم گرفت 1391 10 28 ساعتای 3 صبح پنج شنبه بابام توی بیمارستان ایست قلبی کرد و واسه همیشه مارو تنها گذاشت آخرین باری که دیده بودمش 1391 10 23 توی بیمارستان شهید صدوقی یزد و آخرین باری که باهاش تلفنی حرف زدم 1391 10 25 بود و آخرین باری که فقط من دیدمش و باهاش حرف زدم 1391 10 29 بود بابام آروم خوابیده بود صداش کردم جوابمو نداد و واسه آخرین بار بوسش کردم و عصر جمعه به خاک سپردیمش الان که دارم این پستو می نویسم دو هفته است که نه صداشو شنیدم نه صورتشو دیدم اینقدر دلم واسش تنگ شده که فقط خدا میدونه این پستو واسه کسای می نویسم که هنوز سایه پدر بالا سرشونه فقط ازشون می خوام و خواهش می کنم بعد از اینکه این پستو خوندید برید و دست پدرتون رو ببوسید و قدرشو بدونید اگه می خواین بعدش پشیمون نباشید بابا با اینکه دیگه کنارم نیستی ولی نوازشات بوسه هات هنوز حسشون می کنم دوست دارم بابا نوشته شده در جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۹۱ ساعت 8 53 pm توسط نیلوفر دروغین دلتنگي سلام به فنچك تنهام كه مثل خودمه ديشب سحر خيلي دلم شكست نميدونم چرا بايد اين حركتارو از بعضي از اطرافيانم ببينم چرا بايد كارايي از كسايي سر بزنه كه حتي فكر كردن بهش برام محال بود ديشب سحري كه نخوردم هيچ تا 2 ساعتي داشتم گريه مي كردم تا صبحم خوابم نبرد صبح كه اومدم سركار يه چشم پفكي داشتم كه همه فهميدن من يه باكيم هست ولي چيزي بهم نگفتن و به جاش حسابي سر به سرم گذاشتن كه حال و هوام عوض شد ولي تا تنها ميشم باز اشك تو چشام گلوله ميشه نميدونم اين موقعيت كي تموم ميشه اميدوارم هرچه زودتر حل بشه ولي مطمئنم خيلي چيزا عوض ميشه من ديگه اون آدم سابق نيستم ديگه چهره واقعي خيلي ها برام رو شد زود كه نه ولي به موقع شناختمشون يه روزي بياد كه خودشون مي فهمن چه كار اشتباهي كردن ولي اون روز ديگه ديره و پشيمونيم فايده نداره من فقط مي خوام با عزيزترينم خوشبخت باشم به دور از هيچ تشنجي همين به اميد اون روز صبر مي كنم مي دونيم كه دور نيست اگر با گرگ ها زندگی میکنی زوزه کشیدن را بیاموز من در روزگاری هستم که فقط خدایش از پشت خنجر نمی زند نوشته شده در شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۱ ساعت 1 30 pm توسط نیلوفر دروغین دور خواهم شد از این خاک غریب قایقی خواهم ساخت خواهم انداخت به آب دور خواهم شد از این خاک غریب که در آن هیچ کسی نیست که در بیشه عشق قهرمانان را بیدار کند قایق از تور تهی و دل از آروزی مروارید همچنان خواهم راند نه به آبیها دل خواهم بست نه به دریا ـ پریانی که سر از آب بدر می آرند و در آن تابش تنهایی ماهی گیران می فشانند فسون از سر گیسوهاشان همچنان خواهم راند همچنان خواهم خواند دور باید شد دور مرد آن شهر اساطیر نداشت زن آن شهر به سرشاری یک خوشه انگور نبود هیچ آئینه تالاری سرخوشیها را تکرار نکرد چاله آبی حتی مشعلی را ننمود دور باید شد دور شب سرودش را خواند نوبت پنجره هاست همچنان خواهم راند همچنان خواهم خواند پشت دریاها شهری ست که در آن پنجره ها رو به تجلی باز است بامها جای کبوترهایی است که به فواره هوش بشری می نگرند دست هر کودک ده ساله شهر شاخه معرفتی است مردم شهر به یک چینه چنان می نگرند که به یک شعله به یک خواب لطیف خاک موسیقی احساس تو را می شنود و صدای پر مرغان اساططیر می آید در باد پشت دریا شهری ست که درآن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحرخیزان است شاعران وارث آب و خرد و روشنی اند پشت دریاها شهری ست قایقی باید ساخت سهراب سپهری نوشته شده در یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 9 30 am توسط نیلوفر دروغین سلام فنچک یادتونه تو پست قبلی نوشتم 15روز تا عروسیمون مونده الان یه هفته است که از عروسیمون می گذره جای همتون خالی اینقد بهم خوش گذشت و همه چیز خوب پیش رفت که یه بار دیگه می خوام عروسی بگیریم همه چیز عالی بود یه برنامه آخر شبی باحالم داشتیم که خیلی فاز داد همه ی کسایی که باعث شدن همه چیز خوب پیش بره خانواده هامون و دوسشون دارم بخصوص dj reza ولی از همه که بگذریم میرسیم به آقا صادق جیگر طلام که عاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااشقشم نوشته شده در یکشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۰ ساعت 1 1 pm توسط نیلوفر دروغین سلام به فنچک خودم بعد از ماه ها باز اومدم پیشت فکر نکنی فراموشت کرده بودم نه خیلی به یادت بودم ولی وقت نکردم ۱۵ روز دیگه عروسیمونه و هنوز هیچکار نکردم خیلی گیج شدم هر چی میدووییم بازم تموم نمیشه ولی آخرش تموم میشه امیدوارم همه چیز به خوبی و خوشی بگذره برام دعا کنید تا حالا که همه چی به خیر گذشته تا بعدش خدا بزرگه صادق جونم دنیا دنیا دوست دارم بوس نوشته شده در پنجشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۰ ساعت 7 29 am توسط نیلوفر دروغین اگه نخونی ضرر کردی مادر من فقط يك چشم داشت من از اون متنفر بودم اون هميشه مايه خجالت من بود اون براي امرار معاش خانواده براي معلم ها و بچه مدرسه اي ها غذا مي پخت يك روز اومده بود دم در مدرسه كه به من سلام كنه و منو با خود به خونه ببره خيلي خجالت كشيدم آخه اون چطور تونست اين كار رو بامن بكنه به روي خودم نياوردم فقط با تنفر بهش يه نگاه كردم و فورا از اونجا دور شدم روز بعد يكي از همكلاسي ها منو مسخره كرد و گفت هووو مامان تو فقط يك چشم داره فقط دلم مي خواست يك جوري خودم رو گم و گور كنم كاش زمين دهن وا مي كرد و منو كاش مادرم يه جوري گم و گور ميشد روز بعد بهش گفتم اگه واقعا ميخواي منو شاد و خوشحال كني چرا نمي ميري اون هيچ جوابي نداد حتي يك لحظه هم راجع به حرفي كه زدم فكر نكردم چون خيلي عصباني بودم احساسات اون براي من هيچ اهميتي نداشت دلم ميخواست از اون خونه برم و ديگه هيچ كاري با اون نداشته باشم سخت درس خوندم و موفق شدم براي ادامه تحصيل به سنگاپور برم اونجا ازدواج كردم واسه خودم خونه خريدم زن و بچه و زندگي از زندگي بچه ها و آسايشي كه داشتم خوشحال بودم تا اينكه يه روز مادرم اومد به ديدن من اون سالها منو نديده بود و همينطور نوه ها شو وقتي ايستاده بود دم در بچه ها به اون خنديدند و من سرش داد كشيدم كه چرا خودش رو دعوت كرده كه بياد اينجا اونم بي خبر سرش داد زدم چطور جرات كردي بياي به خونه من و بچه ها رو بترسوني گم شو از اينجا همين حالااون به آرامي جواب داد اوه خيلي معذرت ميخوام مثل اينكه آدرس رو عوضي اومدم و بعد فورا رفت واز نظر ناپديد شد يك روز يك دعوت نامه اومد در خونه من درسنگاپور براي شركت درجشن تجديد ديدار دانش آموزان مدرسه ولي من به همسرم به دروغ گفتم كه به يك سفر كاري ميرم بعد از مراسم رفتم به اون كلبه قديمي خودمون البته فقط از روي كنجكاوي همسايه ها گفتن كه اون مرده ولي من حتي يك قطره اشك هم نريختم اونا يك نامه به من دادند كه اون ازشون خواسته بود كه به من بدن اي عزيزترين پسر من من هميشه به فكر تو بوده ام منو ببخش كه به خونت تو سنگاپور اومدم و بچه ها تو ترسوندم خيلي خوشحال شدم وقتي شنيدم داري ميآي اينجا ولي من ممكنه كه نتونم از جام بلند شم كه بيام تورو ببينم وقتي داشتي بزرگ مي شدي از اينكه دائم باعث خجالت تو شدم خيلي متاسفم آخه ميدوني وقتي تو خيلي كوچيك بودي تو يه تصادف يك چشمت رو از دست دادي به عنوان يك مادر نمي تونستم تحمل كنم و ببينم كه تو داري بزرگ ميشي با يك چشم بنابراين چشم خودم رو دادم به توبراي من اقتخار بود كه پسرم ميتونست با اون چشم به جاي من دنياي جديد رو بطور كامل ببينه با همه عشق و علاقه من به تو نوشته شده در پنجشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۰ ساعت 1 55 pm توسط نیلوفر دروغین مادر سلام مادرم روزت مبارک امیدوارم همیشه سایه شما و بابام بالا سرم باشه خوبی اینروزا خیلی دلم گرفته می خواستم کنارت باشم سر بذارم رو پاهات یه دل سیر گریه کنم خیلی دل تنگم از کجا و چی نمی دونم ولی می دونم که بهت احتیاج دارم دلم تنگ شده واسه اون لحظه ای که من پایین پات بشینم و با اون دستای مهربونت موهامو ببافی خیلی خنده داره ولی تازگیا دارم تمرین می کنم مثل مدلت موهامو ببافم می دونم دختر زیاد خوبی برات نبودم و همیشه زود عصبانی می شدم ولی ازت می خوام منو ببخشی مامان دوست دارم نوشته شده در سه شنبه ۳ خرداد ۱۳۹۰ ساعت 2 6 pm توسط نیلوفر دروغین سلام خوبین همگی دیروز صادیم یه کم مریض بود رفتیم دکتر آمپولش زد دیروز عصر رفتیم خونه نویی نجمه خیلی خوش گذشت الهی که خوشبخت باشن با این اراذل بازی و صدای جیغای خاله جون فکر نکنم دیگه خوشبخت باشه بازم قیافه دوستانو دیدن بهم حال داد اونم حسابی خوب دلم واسشون تنگ شده بود جای یکی دیگه خالی بود که در دسترس نبود که بیاد تهرون بود نوشته شده در چهارشنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 8 27 am توسط نیلوفر دروغین مطالب قدیمی تر خانه پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین خرداد ۱۳۹۲ بهمن ۱۳۹۱ مرداد ۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ آبان ۱۳۹۰ مهر ۱۳۹۰ خرداد ۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ فروردین ۱۳۹۰ اسفند ۱۳۸۹ دی ۱۳۸۹ آذر ۱۳۸۹ آبان ۱۳۸۹ شهریور ۱۳۸۹ مرداد ۱۳۸۹ خرداد ۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۳۸۹ بهمن ۱۳۸۸ مهر ۱۳۸۸ تیر ۱۳۸۸ دی ۱۳۸۷ آبان ۱۳۸۷ آبان ۱۳۸۶ شهریور ۱۳۸۶ تیر ۱۳۸۶ اردیبهشت ۱۳۸۶ فروردین ۱۳۸۶ اسفند ۱۳۸۵ بهمن ۱۳۸۵ blogfa com
|