Meta tags:
description= در خلوت...;
Headings (most frequently used words):
در, برگ, های, خلوت, زندگی, یک, روز, دادخواهی, ستایش, علف, خزان, بهانه, من, شروع, مجدد, سه, نقطه, فراموش, شده, نوشته, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
شده (16), زندگی (14), کرد (13), فرشته (12), نوشته (12), ۱۳۹۰ (11), روز (11), ۱۳۹۱ (10), ساعت (10), توسط (10), این (9), گفت (9), برگ (9), خدا (8), است (8), بیست (7), بود (7), خواب (6), دست (6), های (5), اما (5), اون (5), برای (5), میکنی (5), بوی (5), سال (5), خزان (5), آسمان (4), اردیبهشت (4), فقط (4), گاهی (4), اینکه (4), کسی (4), همه (4), تمام (4), وقتی (4), روی (4), تواند (4), مرداد (3), آذر (3), پنجشنبه (3), #فراموش (3), راه (3), شنبه (3), خدایا (3), بخیر (3), بعضی (3), دیگه (3), قدری (3), هیچ (3), باشی (3), درد (3), آدما (3), شادی (3), چقدر (3), علف (3), زمستانی (3), آشفته (3), گرفت (3), خود (3), رفت (3), امروز (3), سکوت (3), همان (3), بهمن (2), اسفند (2), فروردین (2), تیر (2), ۱۳۹۲ (2), وبلاگ (2), دارد (2), دلم (2), سختی (2), شاید (2), هرچند (2), خودمُ (2), زدم (2), دوست (2), زمینی (2), متعلق (2), خودش (2), خودم (2), نگه (2), سبک (2), سنگین (2), منُ (2), شکل (2), نیست (2), ندارم (2), مسائل (2), وقتا (2), تودار (2), نظر (2), نتونی (2), کنی (2), نهایت (2), کلمه (2), ساده (2), نقطه (2), جمعه (2), ششم (2), رنگی (2), میگم (2), امیدوارم (2), باشه (2), امسالم (2), خودشونُ (2), خیال (2), الان (2), خوبِ (2), پیک (2), دارم (2), گفتم (2), یادش (2), رنگ (2), کردن (2), خطی (2), حالا (2), رسیدیم (2), کنیم (2), بهار (2), تازه (2), باید (2), شروع (2), یکم (2), چمن (2), مرا (2), کاش (2), زمان (2), عقب (2), وقت (2), فکر (2), فرو (2), زیر (2), خاک (2), افتاد (2), زبان (2), هستند (2), آدمایی (2), دونم (2), کار (2), اینه (2), هزار (2), زیسته (2), لذت (2), وبه (2), رابه (2), ترسید (2), کند (2), دستانش (2), ریخت (2), باقی (2), مانده (2), آتش (2), دلت (2), پیش (2), خلوت (2), blogfa, com, امیر, قربان, پور, منتقد, دلسوز, مجید, ایرانشاهی, هویدا, جوان, آزادی, خواه, متین, جنگلبرد, alone, دروازه, بانی, جنس, مترسک, زهره, سعادمند, مهتاب, صولتی, احمد, درگاهی, ابراهیمی, حسن, استقلالی, ردپای, اشک, بهاره, جووووون, پیوندها, شهریور, مهر, آبان, پیشین, عناوین, آرشیو, پست, الکترونیک, پروفایل, مدیر, خانه, اینجا, آنچه, خواهد, خواهی, یافت, مطالب, قدیمی, دوم, عجب, صبری, میخواد, ۱سیلی, محکم, غفلت, بیدارم, کنه, میدونم, میگن, بنده, هاییُ, نداره, زیاد, بهشون, نمیده, خیلی, وقته, کردم, ۱مهمونم, کره, خاکی, اسمم, هست, ولی, آسمونم, بدجوری, هجدهم, بغض, هایم, میدارم, نشوی, تری, خودت, بگذرون, جدیدم, ریختگی, ویرانی, بلکه, چیز, دیگری, حال, گیری, درک, حسرتِ, دیر, شدهُ, بخورم, آدم, میشه, طنابی, یارای, نجات, غرق, شدن, یعنی, هرکاری, نمیتونی, راحت, تنهاییس, خودِ, آدمان, باعث, تنهایی, خودشون, میشن, بدتر, اینِ, مغرور, اشتباهاتتُ, ببخشید, جبران, بیانِ, اینجانب, همانندِ, گذر, هفت, خانِ, رستم, عیدی, توت, کاغذ, تندِ, ماهی, دودی, وسط, سفره, بشنو, سایه, پدر, مادر, برادرم, سرم, مستدام, باد, بگید, آمین, کلام, پایانی, پیشایش, سالِ, جدیدُ, تبریک, خوبی, انتظارتون, اولین, عیدیُ, آبیایِ, کهکشانی, دادن, قهرمانیمون, مبارک, ـراستی, یادمون, لازمِ, کنن, نکنم, اینام, شیرینیِ, خودشُ, داره, نمیفهمم, بتونن, دلداری, بدن, کلی, مسئله, نشده, ماشین, حسابم, جایگزین, مداد, رنگیام, پیکی, اوووووع, معلم, یاد, بچه, گیام, افتادم, عیدایی, دغدغم, تنگ, انقدر, دقیقُ, میکردم, مواظب, بودم, نزنه, بیرون, سرِ, اشتباهاتِ, قبلُ, تکرار, نکنیم, خوش, هامون, تشدید, بذاریم, خلاصه, سعی, بیستُ, بگیریم, معلمِ, روزگارمون, زمستونم, کردیم, مثل, بقیه, فصل, فصلِ, ۱جورایی, دوباره, یاسِ, جانمازِ, ترمه, مادربزرگ, اینا, زمستونُ, میکنم, مجدد, میتوان, ـاز, شاکی, همین, بحبوحه, بستر, کبوتر, آدمی, غمکده, پرواز, میکند, بهانه, چهارشنبه, سیزدهم, هنگام, افتادن, صدایی, رویاهای, برگرده, مثبتی, نداشتم, جمله, بازمی, گشت, مالِ, دیگرانه, همچین, خودمونُ, بالا, میگیریم, نگو, هنگامی, رسید, خوابش, بیدار, حالیکه, فرارسید, فرا, درختان, اطرافش, ریختند, پاییزی, ریزش, صدا, میکنند, کنند, حرف, هایش, مایه, بسته, خلق, رویایی, داری, کثافت, آواز, دوری, بین, موسیقی, صدای, حیوانات, تفاوتی, قائل, نیستی, دوشنبه, پنجم, هیاهوی, روزگاری, داشتم, لطف, بسیار, افسانه, پنداشتم, آفریدگارم, دوستت, عشق, ابدی, فهمیدم, هستی, لحظه, تمامی, بند, بندِ, وجودم, آرامشی, طغیان, دیدگان, باطنم, نابینا, دلبری, گرچه, مهرت, جهانی, قصه, پرداختند, خشم, قهرت, رحمت, بیش, انگاشتم, ستایش, نهم, نوعشان, فهمند, حتی, مطلق, ترین, فریادها, نیز, آنها, اثر, معبودم, دریاب, نمی, حکمتی, اول, بوده, چیزی, برام, عقده, مقصر, تویی, نوع, خون, نمیتونند, همدیگرو, بفهمند, فاجعه, محض, وحشتناک, فاصله, نزدیک, ترینت, همانند, موازی, باشد, غیر, قابل, اتصال, دادخواهی, گذشت, تقویم, نوشتند, اودر, روززندگی, کرداما, برد, سرشار, بخشید, عاشق, عبورکردو, دعا, آشتی, خندید, رانمی, شناختندسلام, وبرای, آنهاکه, دوستش, نداشتند, راتمشا, سرش, رابالا, وابرها, رادید, آنهایی, پوست, درخت, کشید, خوابید, کفش, دوزکی, ومقامی, نیاورد, اودرآن, خراشی, بنا, نکرد, مالک, نشد, خورشید, بگذاردمی, تاته, دنیا, بدود, بال, بزند, رانوشید, بوییدوچنان, وجد, آمد, احساس, دویدن, سرورویش, پاشید, بگذار, مشت, رامصرف, کنم, فردایی, داشتن, فایده, لای, انگشتانش, بریزد, ایستاد, بعد, باخودش, خیره, حرکت, برودمیترسید, مات, ومبهوت, گودی, درخشید, برو, آنگاه, سهم, رادر, کارنمی, آید, گویی, وآنکه, امروزش, رادرنمیابدهزار, خداوند, زیستن, راتجربه, کنان, بایک, کاری, توان, بیا, ولاقل, زدن, وجار, وجنجال, انداختن, ازدست, دادی, تنها, روزرا, شکایت, وفریاد, عزیزمن, روزدیگر, خداسکوتش, راشکست, وگفت, دلش, وگریست, سجده, رابهم, خداسکوت, کردکفر, وترک, عبادت, بگیرد, شکوه, وگله, وزمین, وعصبانی, نزد, روزهای, بیشتری, رااز, نخورده, پریشان, شدوآشفته, نکرده, تقویمش, بودوتنها, پایان, فهمید, هشتم, میزند, دفعه, عین, خاکستر, دلتنگی, میدانی, میگیره, میکنه, بگیره,
Text of the page (random words):
در خلوت در خلوت وقتی دلت از آدما میگیره پیش خدا درد و دل میکنه وقتی دلت از خدا بگیره پیش کی باید درد و دل کرد نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۲ ساعت 3 0 توسط فرشته میدانی دلتنگی عین آتش زیر خاکستر است گاهی فکر میکنی تمام شده اما یک دفعه همه ات را آتش میزند نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 6 39 توسط فرشته زندگی در یک روز دو روز مانده به پایان زندگی اش تازه فهمید که هیچ زندگی نکرده است تقویمش پر شده بودوتنها دو روز خط نخورده باقی مانده بود پریشان شدوآشفته وعصبانی نزد خدا رفت تا روزهای بیشتری رااز او بگیرد شکوه وگله کرد خدا سکوت کرد آسمان وزمین رابهم ریخت خداسکوت کردکفر گفت وترک عبادت کرد خدا سکوت کرد دلش گرفت وگریست وبه سجده افتاد خداسکوتش راشکست وگفت عزیزمن یک روزدیگر هم از دست رفت تمام روزرا با شکایت کردن وفریاد زدن وجار وجنجال به راه انداختن ازدست دادی تنها یک روز باقی است بیا ولاقل این یک روز را زندگی کن هق هق کنان گفت اما بایک روز چه کاری می توان کرد خداوند گفت آن کسی که لذت یک روز زیستن راتجربه کند گویی که هزار سال زیسته وآنکه امروزش رادرنمیابدهزار سال هم به کارنمی آید آنگاه سهم یک روز زندگی رادر دستانش ریخت و گفت حالا برو زندگی کن او مات ومبهوت به زندگی که در گودی دستانش می درخشید خیره شد می ترسید حرکت کند می ترسید راه برودمیترسید زندگی از لای انگشتانش بریزد قدری ایستاد بعد باخودش گفت وقتی فردایی ندارم نگه داشتن این زندگی چه فایده ای دارد بگذار این مشت زندگی رامصرف کنم آن وقت شروع به دویدن کرد زندگی رابه سرورویش پاشید زندگی رانوشید زندگی را بوییدوچنان به وجد آمد که احساس کرد می تواند تاته دنیا بدود می تواند بال بزند می تواند پا روی خورشید بگذاردمی تواند اودرآن یک روز آسمان خراشی بنا نکرد زمینی را مالک نشد ومقامی رابه دست نیاورد اما در همان یک روز دست بر روی پوست درخت کشید روی چمن خوابید کفش دوزکی راتمشا کرد سرش رابالا گرفت وابرها رادید وبه آنهایی که او رانمی شناختندسلام کرد وبرای آنهاکه دوستش نداشتند از ته دل دعا کرد او در همان روز آشتی کرد خندید سبک شد لذت برد سرشار شد بخشید عاشق شد عبورکردو تمام شد اودر همان یک روززندگی کرداما فرشته ها در تقویم خدا نوشتند امروز او در گذشت کسی که هزار سال زیسته بود نوشته شده در پنجشنبه یکم تیر ۱۳۹۱ ساعت 18 35 توسط فرشته دادخواهی هستند آدمایی که هم نوعشان را می فهمند حتی در مطلق ترین سکوت آدمایی هم هستند که فریادها نیز بر آنها بی اثر است اینکه دو هم نوع یا دو هم زبان یا دو هم خون یا دو هم خواب نمیتونند همدیگرو بفهمند فاجعه ی محض است از اون وحشتناک تر اینه که فاصله ات با نزدیک ترینت همانند دو خط موازی باشد تا بی نهایت غیر قابل اتصال نمی دونم چه حکمتی در کار است یا از اول در کار بوده چیزی که می دونم اینه که برام شده یه عقده و مقصر تویی فقط تو معبودم منُ دریاب نوشته شده در جمعه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 3 14 توسط فرشته ستایش در هیاهوی دل خود روزگاری داشتم لطف بسیار تو را افسانه می پنداشتم گرچه از مهرت جهانی قصه ها پرداختند خشم و قهرت را ز رحمت بیش می انگاشتم ای همه دلبری دیدگان باطنم نابینا بود تا امروز خدایا در آن لحظه تمامی بند بندِ وجودم پر از حس تو بود چه آرامشی بود در آن طغیان امروز فهمیدم چقدر هستی آفریدگارم دوستت دارم این عشق را در من ابدی کن نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 22 10 توسط فرشته برگ علف و برگ خزان برگ علف به برگ خزان گفت هنگام افتادن چه سر و صدایی میکنی و رویاهای زمستانی مرا آشفته میکنی برگ خزان آشفته گفت ای فرو مایه ی زبان بسته ی بد خلق چه رویایی داری تو که در خاک و کثافت زندگی میکنی و از آواز آسمان دوری و بین موسیقی و صدای حیوانات تفاوتی قائل نیستی برگ خزان حرف هایش را زد و روی خاک افتاد و به خواب رفت هنگامی که بهار رسید از خوابش بیدار شد در حالیکه یک برگ علف بود وقتی خزان فرارسید و خواب زمستانی او را فرا گرفت و برگ های درختان همه جا در اطرافش فرو می ریختند زیر لب با خود می گفت آه از برگ های سنگین پاییزی با ریزش خود سر و صدا میکنند و خواب زمستانی مرا آشفته می کنند گاهی وقتا فکر می کنیم بعضی مسائل فقط مالِ دیگرانه همچین خودمونُ دست بالا میگیریم که نگو هیچ وقت نظر مثبتی نداشتم به این جمله کاش زمان به عقب بازمی گشت اما الان میگم ای کاش زمان به عقب برگرده نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 1 50 توسط فرشته بهانه های من چه میتوان کرد در بحبوحه شادی ها و بستر چمن ها کبوتر خیال آدمی به غمکده ها پرواز میکند ـاز دست خودم شاکی ام فقط همین نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 15 40 توسط فرشته شروع مجدد بوی عیدی بوی توت بوی کاغذ رنگی بوی تندِ ماهی دودی وسط سفره ی نو بوی یاسِ جانمازِ ترمه ی مادربزرگ با اینا زمستونُ سر میکنم زمستونم سر کردیم مثل بقیه فصل های سال و رسیدیم به بهار فصلِ تازه ها ۱جورایی باید گفت دوباره نقطه سر خط چه خوبِ حالا که رسیدیم به سرِ خط دیگه اشتباهاتِ خط قبلُ تکرار نکنیم برای خوش خطی هامون تشدید بذاریم خلاصه که سعی کنیم بیستُ بگیریم از معلمِ روزگارمون گفتم بیست گفتم معلم یاد بچه گیام افتادم هی یادش بخیر چقدر دلم برای اون عیدایی که تمام دغدغم رنگ کردن پیک شادی بود تنگ شده انقدر دقیقُ یِ دست رنگ میکردم چقدر مواظب بودم که رنگی از خطی نزنه بیرون یادش بخیر امسالم پیک شادی دارم کلی مسئله ی حل نشده ماشین حسابم شده جایگزین مداد رنگیام چه پیکی اوووووع بی خیال اینام شیرینیِ خودشُ داره شاید الان نمیفهمم چه خوبِ آدما بتونن خودشونُ دلداری بدن ـراستی یادمون باشه که لازمِ بعضی آدما هم خودشونُ نو کنن امیدوارم فراموش نکنم اولین عیدیُ امسالم آبیایِ کهکشانی دادن قهرمانیمون مبارک کلام پایانی پیشایش سالِ جدیدُ به همه تبریک میگم امیدوارم سال خوبی در انتظارتون باشه خدایا بشنو سایه پدر و مادر و برادرم بر سرم مستدام باد بگید آمین نوشته شده در جمعه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 3 40 توسط فرشته سه نقطه بغض هایم را برای خودم نگه میدارم گاهی سبک نشوی سنگین تری گاهی وقتا آدم به قدری تودار میشه که دیگه هیچ طنابی یارای نجات اون از غرق شدن تو خودش نیست به نظر من اینکه تودار باشی اینکه نتونی با کسی درد و دل کنی یعنی هرکاری میکنی نمیتونی با کسی راحت باشی نهایت تنهاییس این خودِ آدمان که باعث تنهایی خودشون میشن بدتر از اون اینِ که به قدری مغرور باشی که نتونی اشتباهاتتُ با ۱ کلمه ساده ببخشید جبران کنی هرچند که بیانِ این کلمه ساده برای اینجانب همانندِ گذر از هفت خانِ رستم است دوست ندارم برای درک بعضی مسائل حسرتِ اینکه دیگه دیر شدهُ بخورم به هم ریختگی ویرانی نیست بلکه چیز دیگری در حال شکل گیری است خدایا خودت بخیر بگذرون منُ با شکل جدیدم نوشته شده در سه شنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 2 40 توسط فرشته فراموش شده عجب صبری خدا دارد خیلی وقته فراموش کردم که فقط ۱مهمونم تو این کره خاکی اسمم زمینی هست ولی متعلق به آسمونم متعلق به خودش اما بدجوری خودمُ زدم به اون راه میگن خدا بنده هاییُ که دوست نداره زیاد بهشون سختی نمیده دلم سختی میخواد شاید ۱سیلی محکم که از این خواب غفلت بیدارم کنه هرچند که میدونم خودمُ زدم به خواب نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم دی ۱۳۹۰ ساعت 6 9 توسط فرشته مطالب قدیمی تر اینجا هر آنچه دل خواهد خواهی یافت خانه پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین آذر ۱۳۹۲ مرداد ۱۳۹۱ تیر ۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ فروردین ۱۳۹۱ اسفند ۱۳۹۰ بهمن ۱۳۹۰ دی ۱۳۹۰ آذر ۱۳۹۰ آبان ۱۳۹۰ مهر ۱۳۹۰ شهریور ۱۳۹۰ مرداد ۱۳۹۰ پیوندها ردپای اشک بهاره جووووون حسن استقلالی فرشته ابراهیمی احمد درگاهی مهتاب صولتی فر زهره سعادمند مترسک دروازه بانی از جنس آسمان alone متین جنگلبرد جوان آزادی خواه هویدا یک منتقد دلسوز مجید ایرانشاهی امیر قربان پور blogfa com
|