Meta tags:
description= Entezar;
Headings (most frequently used words):
دارم, من, چرا, زندگی, تنها, غم, ها, خورد, قلبم, چشمام, دستام, برگرد, میمیرم, تو, entezar, ترسه, درده, ولی, باتو, بهشته, اگه, تنهام, با, هام, غرق, ماتم, اینم, ازسرنوشته, سرنوشت, اینجور, رقم, عشق, خوبمون, بدجور, بهم, گفته, بودم, شعرمن, رنگی, نداره, میخونم, تاکه, برگردی, دوباره, داغون, گریون, نموندی, پیشم, دیونه, میشم, وبگیر, وببین, دیگه, آتیش, میگیرم, نذار, توحسرت, عشقت, بمونه, این, دل, از, دوریت, نذاربمون, کسی, جزتو, نمیتونه, امید, قلب, باشه, نذارقلب, ازم, جدابشه, هنوز, نبضم, میزنه, نوشته, های, پیشین, نویسندگان, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
است (29), شده (27), نوشته (25), دلم (25), کسی (24), feriyal (23), ساعت (23), ۱۳۹۰ (22), توسط (22), برای (20), یاد (20), اینکه (20), تنگ (20), همه (17), آبان (17), بود (16), گرفته (14), چرا (13), ماه (12), کنی (12), دیگه (12), هفته (10), دارم (10), خدا (10), بودم (10), این (9), اما (9), نبود (9), عاشق (8), کردم (8), داری (8), زندگی (8), گفتی (8), ۱۳۹۱ (7), یکشنبه (7), ولی (7), آنگاه (7), چیز (7), باشم (7), جون (7), یکی (7), دیگر (6), دوست (6), تنها (6), کنم (6), گریه (6), گفتم (6), فکر (6), منو (6), چهارم (5), آذر (5), اردیبهشت (5), رفتم (5), هیچ (5), چشمانش (5), خودت (5), حتی (5), اگه (5), واسه (5), فقط (5), کردی (5), روی (4), اوّل (4), دنیا (4), داشتم (4), وقتی (4), نگاه (4), گفت (4), تنهایی (4), درد (4), نگرانم (4), نشو (4), نمی (4), چگونه (4), زنده (4), بکشم (4), باشی (4), پنجشنبه (4), پنجم (4), باشه (4), تنهام (4), بگم (4), باید (4), میشه (4), بگی (4), اون (4), میدونی (4), میخای (4), سوم (3), تیر (3), ۱۳۹۲ (3), های (3), امروز (3), مرگ (3), احساسم (3), هایم (3), غیر (3), مرا (3), خود (3), شدم (3), اشک (3), دوشنبه (3), چهارشنبه (3), اول (3), وقت (3), بدون (3), بودن (3), نفس (3), صدا (3), امشب (3), میخوام (3), خیلی (3), میکنی (3), بهت (3), ازم (3), قلب (3), قلبم (3), نداره (3), میخونم (3), بهم (3), عشق (3), داره (3), بغل (3), بگیری (3), بمیرم (3), خاطر (3), کنه (3), سال (3), اذیتم (3), باهام (3), خسته (3), کشتی (3), شکستی (3), چشم (3), نبودی (3), بزار (3), دادی (3), خوب (3), طرفت (3), طلبد (3), جمعه (3), هیچکس (3), اینجا (2), alone (2), love (2), مهدی (2), eh3a3 (2), مهر (2), دوم (2), وبلاگ (2), دوستش (2), روز (2), پارچه (2), خداحافظی (2), بگو (2), دیدم (2), یکم (2), خواهم (2), بنده (2), نادیده (2), صدای (2), امید (2), خاموش (2), غرور (2), مانده (2), قوی (2), دوباره (2), برد (2), قدم (2), فراموش (2), همیشه (2), هنوز (2), شانه (2), خاطرات (2), راه (2), ارام (2), ستاره (2), بودی (2), میکنم (2), چیکار (2), دادم (2), میکردم (2), یادم (2), میمیرم (2), میگیرم (2), عشقت (2), آتیش (2), برگرد (2), دستام (2), چشمام (2), برگردی (2), خورد (2), غرق (2), اینم (2), برم (2), خواد (2), پیشت (2), الان (2), مگه (2), خاطره (2), سوخت (2), زندگیم (2), روشن (2), مانند (2), چوب (2), کبریتی (2), کاری (2), آروم (2), توی (2), گوشم (2), وقتشه (2), بمیری (2), خوام (2), بشم (2), نباشم (2), هستی (2), سخته (2), میگن (2), ببینم (2), مثل (2), خفه (2), كسي (2), دلش (2), ديگري (2), براي (2), بیستم (2), تنهاییم (2), خندیدی (2), بخند (2), روزه (2), بخندی (2), نگفتی (2), نگفتم (2), بمون (2), کشتم (2), خودم (2), رفتی (2), دلت (2), وجودم (2), وجود (2), شکستم (2), نای (2), شایدم (2), میبری (2), کردن (2), نکنه (2), باهاش (2), تمومش (2), ثابت (2), خودش (2), نکردم (2), شبا (2), خابم (2), خاب (2), اذابم (2), نگام (2), کمکم (2), نکردن (2), دست (2), سرم (2), یعنی (2), خلقم (2), شنبه (2), همانند (2), خدای (2), مهربون (2), نمیدونم (2), بازی (2), عاشقی (2), ششم (2), entezar (2), blogfa, com, سعید, میرزایی, see, you, رودر, احساس, درهمه, سهیل, ساسان, محمد, مجنون, شکسته, رایانه, just, ratia, namebaran, ilst, hate, ghamkadeh, پیوندها, فريال, نویسندگان, پیشین, عناوین, آرشیو, پروفایل, مدیر, خانه, بیست, رودبی, آنکه, بداند, پرستش, عاطفه, رود, ومرا, گذارد, زده, حیران, کنار, زدم, تازه, فهمیدم, چقدر, بار, سراغش, صورتش, سفیدی, وحشت, نشستم, دوستم, ترسم, هیچگاه, کلمه, دهانت, نشنوم, حرفی, نزدم, سینه, گذاشت, اگر, گذشت, بستر, بیماری, افتاده, دیدارش, کنارش, انداخت, سرش, روزی, آنقدر, خوشحال, آغوش, خیره, قطره, زدودم, کردو, روزگاران, درازی, باخته, ایم, مونسم, غریبانه, سرد, همدمم, دیوانه, شنوم, بینم, بلعم, خوشبختی, دعا, دستانت, رابسوی, کدام, آسمان, دراز, بدانم, بینی, گیری, خرد, شدن, غرورش, نشنوی, گوشت, بندی, انگاری, شمع, کاخ, آرزوهای, ویران, نشان, تورم, شریان, تفکرم, پرتگها, تصمیم, اکنون, تنهایم, باد, آمد, بینایی, خواهــم, گرفت, کردنت, گیرم, بگیرم, خاطراتت, صفحه, پاک, هست, نگر, فته, مهمتر, گرفتم, یادت, نبندم, نشوم, هایت, بخندم, جای, خالی, نبودنت, رویای, انکه, بالشم, بگریم, رفتن, شبها, بخوابم, آرامبخش, باورت, شود, کلی, داشته, دونه, چون, دونس, هیچوقت, نفهمیدی, آخرش, چقد, بخاطر, دیگری, دعوا, کردیم, یادش, بخیر, ستارم, تویی, منم, همینطور, عزیزم, پرسیدم, گلم, برات, نشسته, بودمو, میاد, نذارقلب, جدابشه, جزتو, نمیتونه, دوریت, نذاربمون, بمونه, نذار, توحسرت, وبگیر, وببین, دیونه, میشم, گریون, نموندی, پیشم, داغون, تاکه, شعرمن, رنگی, خوبمون, بدجور, گفته, اینجور, رقم, ازسرنوشته, سرنوشت, هام, ماتم, باتو, بهشته, ترسه, درده, یازدهم, میرم, آغوشت, بیام, بزارم, دوشت, بانی, مشت, شعری, آینده, پرم, همونایی, دونی, هوا, بارونی, انگار, چراغونی, دوازدهم, پانزدهم, سوختنی, خیال, وهمه, خاطراتی, بماند, نمیدانستم, اینها, سوخته, میسوزه, طاقتم, تاق, بیمار, ارزوم, محال, باورم, نمیشه, اخر, بسوزی, سیاه, نوزدهم, موندگاری, عمر, زیاد, راحت, اشکالی, مردن, فرقی, تقصیری, نداشتم, گذاشته, رفته, زود, آخه, موندن, بکنی, راست, کجاست, خوبی, مادرا, مونی, جایی, بعد, آدم, نباید, سکوت, هااااا, شبایی, ستارهارو, شمردیم, خوابمون, ببره, زنی, ازت, گذرم, بخشمت, اندازه, هزار, بزرگتر, تمام, دنيايم, مردي, جاي, داده, اينجا, نوشتم, شادم, حاضرم, اشکام, بخـــــــــــند, حرفام, گناه, نخندم, بهش, اینقدر, نکن, برو, حرفیه, بخوای, دورم, نباشه, هستند, کار, بکشی, بری, برنگشتی, واسم, برنگردم, برگردم, غرورم, نشگستی, نشکنی, بزنی, جلوی, بشکنی, بشکنم, دور, دیگران, اطرافم, ندیدم, نباشی, شادی, هزارویک, هزشب, شام, مهتاب, میشکنم, دوشب, هزارو, ساده, بفهمی, دردو, دلی, نوشتن, لذت, خفم, لعنتی, اشگا, ناله, اذیتت, نزار, زخم, باز, بشه, کارایی, ولم, هیجوقت, قکر, نداری, نیستم, بابا, جونمم, مال, مسخره, بازیو, میدی, میگیری, چیرو, میخوای, بگیریش, خواستی, یکاره, خوده, زمین, دیدمش, باور, خودشه, پاش, بزارمو, دوسم, نگو, عذاب, باش, میگفتم, حالم, بده, فرشتتو, میفرستی, ارومم, همون, راحتم, میسوزم, جرا, جهنمتو, ببینمو, اینجوری, بیشتر, خواب, قران, بعضی, شبام, صبح, نمیخابم, منکه, انجام, میدم, نماز, اذابات, جهنم, ترس, ناراحت, شدنت, دلگیر, اونا, اومدن, واس, چیارو, تجربه, پیامبراتو, میام, نمیرسم, اومدم, نمیگی, بیاد, برابر, میای, کسام, کنن, زیر, تحقیر, نزدیکترین, نتونم, درس, بخـــونم, مریضی, نفهمه, ادما, بچگیم, مشکلات, چند, پشت, حالمو, بخاطره, کارات, چیکارم, کیکه, دار, تاحالا, سختیــم, نیـــست, میخـــوای, بــگی, چیــو, لذذذذذذت, خوشه, ببینی, جونم, ساختی, چیه, خوشحالی, میخندی, خنده, چتـــه, نبضم, میزنه, نام, اوست, تنگی, تنهاییش, محرم, اسرار, طلوع, هدیه, دهد, زیبایی, کلا, عشقش, کند, تنم, آغوشش, دستانم, دستان, مهرش, هایش, آرزو, دارد, گوشهایم, شنیدن, صدایش, حسرت, کشد, چشمانم, اشکهایم, دیده, چشیده, سرنوشتش, شانزدهم, تملق, معشوق, اینه, موضوع, گذاشتم, چیزی, حقانیتش, قسم, خندیدم, براش, کشیدم, اصلا, نقشش, بلد, زیرِ, صداش, جوری, وسط, بلند, کات, نگفت, نور, حرکت, دونم, شاید, بذارین, معشوقش, انسان, عاشقش, تموم, خواستمش, هفدهم,
Text of the page (random words):
entezar entezar نوشته شده در جمعه ششم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 7 9 pm توسط feriyal نوشته شده در جمعه ششم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 7 9 pm توسط feriyal نوشته شده در یکشنبه پنجم آذر ۱۳۹۱ ساعت 8 32 pm توسط feriyal نوشته شده در شنبه هفدهم تیر ۱۳۹۱ ساعت 10 1 pm توسط feriyal یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربون هیچکس دیگه عاشق نبود یکی عاشق بود یکی عاشق نبود هیچکس مثل خدا عاشق معشوقش ما انسان ها نبود یه روز عاشقش بودم یعنی با تموم وجودم می خواستمش اما نمیدونم چرا خدا وسط عاشقی من بلند گفت کات اما دیگه نگفت صدا نور حرکت نمی دونم چرا شاید من عاشقی و خوب بازی نکردم اما بذارین یه چیزی به حقانیتش قسم هم باهاش خندیدم گریه کردم حتی براش درد کشیدم اما نمیدونم اون اصلا نقشش رو خوب بلد نبود بازی کنه زیرِ صداش یه جوری تملق بود من عاشق بودم اما اون معشوق نبود اینه که موضوع نوشته ام رو گذاشتم یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربون هیچکس دیگه عاشق نبود نوشته شده در جمعه شانزدهم تیر ۱۳۹۱ ساعت 10 34 pm توسط feriyal دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ است دلم برای کسی تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هدیه می دهد دلم برای کسی تنگ است که با زیبایی کلا مش مرا در عشقش غرق می کند دلم برای کسی تنگ است که تنم آغوشش را می طلبد دلم برای کسی تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را می طلبد دلم برای کسی تنگ است که سرم شانه هایش را آرزو دارد دلم برای کسی تنگ است که گوشهایم شنیدن صدایش را حسرت می کشد دلم برای کسی تنگ است که چشمانم چشمانش را می طلبد دلم برای کسی تنگ است که اشکهایم را دیده دلم برای کسی تنگ است که تنهاییم را چشیده دلم برای کسی تنگ است که سرنوشتش همانند من است دلم برای کسی تنگ است که دلش همانند دل من است دلم برای کسی تنگ است که تنهاییش تنهایی من است دلم برای کسی تنگ است که محرم اسرار است د لم برای کسی تنگ است که دوست نام اوست دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ دل تنگی هایم است نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 2 44 pm توسط feriyal هنوز نبضم میزنه چتـــه چیه خوشحالی میخندی بهم خنده داره چی میخای از جونم منو ساختی خلقم کردی که چی خلقم کردی اذیتم کنی بهم بخندی ببینی چیکار میکنم یعنی چی لذذذذذذت میبری دلت خوشه میخـــوای چی بــگی چیــو ثابت کنی تاحالا کم اذابم دادی کم سختیــم دادی کم اذیتم کردی بس نیـــست چی میخای بگی چیکارم داری جون هر کیکه دوست داری دست از سرم بر دار کم گریه کردم بخاطره همه کارات اینکه از بچگیم تو مشکلات باشم اینکه چند سال پشت هم حالمو بگیری نتونم درس بخـــونم اینکه درد مریضی بکشم کسی نفهمه یا اینکه ادما به یه چشم دیگه نگام کنن و زیر دست همه تحقیر بشم حتی نزدیکترین کسام کم طرفت اومدم مگه نمیگی هر کی یک قدم بیاد طرفت تو 10 برابر میای پس چی شد چرا هر چی میام طرفت نمیرسم بهت میدونی چیارو تجربه کردم تو خاب پیامبراتو دیدم ولی کمکم نکردن فقط نگام کردن اونا هم کمکم نکردن پس چرا اومدن تو خابم میدونی واس خاطر اذابات تو جهنم واسه خاطر ترس از ناراحت شدنت که نکنه ازم دلگیر باشی بعضی شبام تا صبح نمیخابم منکه هر چی گفتی انجام میدم نماز میخونم روزه میگیرم قران میخونم پس چرا باهام اینجوری میکنی چرا باید بیشتر شبا تو خواب ببینم که دارم تو آتیش میسوزم جرا باید جهنمتو ببینمو تو خاب درد بکشم اگه میخای اذابم کنی بزار همون دنیا اینجا راحتم بزار منو باش میگفتم شبا که حالم بده فرشتتو میفرستی تو خابم ارومم کنه سر م رو رو پاش بزارمو گریه کنم فکر کردم دوسم داری نگو اینم یه عذاب دیگه بود وقتی رو زمین دیدمش باور نکردم که خودشه اما خودش بود خوده خودش بود فکر کردم خواستی یکاره خوب کنی پس چرا میخای ازم بگیریش چیرو میخوای ثابت کنی اینکه گفتی خودت میدی و میگیری هه باشه مال خودت فقط تمومش کن این مسخره بازیو قکر کن منو نداری فکر کن نیستم بابا این جونمم دادی واسه خودت فقط ولم کن بزار بمیرم هیجوقت نباشم تمومش کن دیگه نزار زخم دلم باز بشه همه کارایی که کردی باهام رو بگم که خیلی بد باهاش کردی خفم کن تا این صدای لعنتی این اشگا وو این ناله کردن پیشت اذیتت نکنه یا شایدم شایدم داری لذت میبری نوشته شده در یکشنبه بیستم آذر ۱۳۹۰ ساعت 6 15 pm توسط feriyal دیگه نه نای گریه رو دارم نه نای دردو دل نه دلی واسه نوشتن ساده بگم که بفهمی هزشب تو هر شام مهتاب میشکنم نه یک شب نه دوشب هزارو یک شب هزارویک سال غم من و شادی تو من بودم و تو بودی من بودم و تو نبودی حس می کردم هستی نبودی نه اینکه نباشی بود ی و لی با من نبودی بودم نه اینکه باشم بودم ولی فقط با تو بودم اطرافم رو ندیدم شکستم نه اینکه بشکنم تو وجود خودم دور از چشم دیگران شکستم شکستی نه اینکه بزنی جلوی چشم همه یک چیز رو بشکنی تو یک وجود یک غرور یک قلب یک زندگی رو شکستی نشگستی نه اینکه منو نشکنی غرورم قلبم وجودم زندگیم همه شکستی رفتم نه اینکه برم برنگردم رفتم که برگردم رفتم تا دلت واسم تنگ شه رفتی نه اینکه بری برگردی رفتی و برنگشتی کشتم نه اینکه کسی رو بکشم احساسم خودم رو کشتم کشتی نه اینکه بکشی کشتی احساسم رو کشتی خسته ام نه اینکه خسته باشم از کار خسته ام از زندگی تنهام نه اینکه کسی دورم نباشه همه هستند من تنهام گفتم نه اینکه بگم باهام بمون گفتم اگه بخوای می رم گفتی نه اینکه بگی برو گفتی این چه حرفیه بمون نگفتم نگفتم اینقدر اذیتم نکن نگفتی حتی با خودت هم نگفتی گناه داره نخندم بهش خندیدی نه اینکه به حرفام بخندی به اشکام خندیدی بخند دنیا دو روزه بخند بخـــــــــــند تنهام و از تنهاییم شادم حاضرم تنها باشم نوشته شده در یکشنبه بیستم آذر ۱۳۹۰ ساعت 6 2 pm توسط feriyal من اينجا براي كسي مي نوشتم كه بود فقط براي من نبود من دلم را به مردي دادم كه دلش را جاي ديگري به كس ديگري داده بود من به اندازه ي هزار سال بزرگتر شدم با كسي كه تمام دنيايم بود می بخشمت اگه الان داری تو بغل یکی دیگه نفس نفس می زنی اما ازت نمی گذرم اگه فراموش کنی شبایی رو که ستارهارو می شمردیم تا خوابمون ببره از یه جایی به بعد آدم نباید سکوت کنه باید خفه شه خفه هااااا نوشته شده در دوشنبه سی ام آبان ۱۳۹۰ ساعت 6 42 pm توسط feriyal نوشته شده در دوشنبه سی ام آبان ۱۳۹۰ ساعت 6 12 pm توسط feriyal خدا جون میشه تو امشب منو تو بغل بگیری ا بگی آروم توی گوشم دیگه وقتشه بمیری خدا جون میگن تو خوبی مثل مادرا می مونی ا گه راست میگن ببینم عشق من کجاست میدونی خدا جون میشه یه کاری بکنی به خاطر من من می خوام که زود بمیرم آخه سخته زنده موندن من که تقصیری نداشتم پس چرا گذاشته رفته خدا جون تو تنها هستی میدونی تنهایی سخته زنده بودن یا مردن من واسه اون فرقی نداره ا ون می خواد که من نباشم باشه اشکالی نداره خدا جون می خوام بمیرم تا بشم همیشه راحت ولی عمر اون زیاد شه حتی واسه یه ساعت خدا جون میشه تو امشب منو تو بغل بگیری بگی آروم توی گوشم دیگه وقتشه بمیری به تو که موندگاری نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۰ ساعت 3 30 pm توسط feriyal زندگی مانند چوب کبریتی است زندگی مانند چوب کبریتی است که روشن میکنی وقتی سوخت و سیاه شد خاموش میشه هر کاری کنی دیگه روشن نمیشه زندگی هم از اول تا اخر باید بسوزی سوخته دلم سوخت دلم داره میسوزه دلم طاقتم تاق شده زندگیم بیمار شده ارزوم محال شده باورم خیال شده همه و همه وهمه با خاطراتی که در دلم داشتم فکر میکردم بماند اما نمیدانستم که اینها همه اش خاطره است و خاطره ام سوختنی است نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۰ ساعت 2 31 pm توسط feriyal نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم آبان ۱۳۹۰ ساعت 2 11 pm توسط feriyal هوا هر وقت که بارونی ست دلم انگار چراغونی ست پرم از خاطرات تو همونایی که می دونی مگه یادم می ره یک دم تا هر وقتی که من زنده ام تو بانی یه مشت شعری هم الان هم در آینده م دلم می خواد بیام پیشت بزارم سر روی دوشت بگم می میرم از عشقت برم گم شم تو آغوشت نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آبان ۱۳۹۰ ساعت 12 59 pm توسط feriyal زندگی ترسه زندگی درده ولی باتو بهشته من اگه تنهام تنها با غم هام غرق ماتم ها اینم ازسرنوشته چرا سرنوشت من اینجور رقم خورد چرا عشق خوبمون بدجور بهم خورد گفته بودم شعرمن رنگی نداره میخونم تاکه برگردی دوباره قلبم قلبم داغون چشمام چشمام گریون چرا نموندی پیشم دارم دیونه میشم دستام دستام وبگیر برگرد برگرد وببین دیگه دارم میمیرم دارم آتیش میگیرم نذار توحسرت عشقت بمونه این دل تنها دارم میمیرم از دوریت نذاربمون تو غم ها کسی جزتو نمیتونه امید قلب من باشه نذارقلب تو ازم جدابشه نوشته شده در پنجشنبه پنجم آبان ۱۳۹۰ ساعت 1 18 pm توسط feriyal ماه یادم میاد نشسته بودمو داشتم بهت فکر میکردم دلم خیلی برات تنگ شده بود بهت اس دادم پرسیدم چیکار میکنی گلم گفتی دارم به تو فکر میکنم گفتم منم همینطور عزیزم گفتم خیلی دوست دارم ماه من گفتی ماه تویی من ستارم گفتم نه گفتی چرا گفتم من میخوام تو ماه باشی گفتی ولی من میخوام تو ماه باشی یادش بخیر چقد با هم بخاطر اینکه دیگری ماه باشه دعوا کردیم آخرش من ماه شدم و تو ستاره ولی هیچوقت نفهمیدی تو برای من ماه بودی چون ماه یه دونس تو هم برای من یه دونه ای من میخوام یه ماه داشته باشم نه کلی ستاره دوست دارم ماه من نوشته شده در پنجشنبه پنجم آبان ۱۳۹۰ ساعت 12 59 pm توسط feriyal امشب همه چیز رو به راه است همه چیز ارام ارام باورت می شود دیگر یاد گرفته ام شبها بخوابم با یک آرامبخش تو نگرانم نشو همه چیز را یاد گرفته ام راه رفتن در این دنیا را هم بدون تو یاد گرفته ام یاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم یاد گرفته ام که هق هق گریه هایم را با بالشم بی صدا کنم تو نگرانم نشو همه چیز را یاد گرفته ام یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی انکه تو باشی یاد گرفته ام نفس بکشم بدون تو و بی یاد تو یاد گرفته ام که چگونه نبودنت را با رویای با تو بودن و جای خالی ات را با خاطرات با تو بودن پر کنم تو نگرانم نشو همه چیز را یاد گرفته ام یاد گرفته ام که بی تو بخندم یاد گرفته ام بی تو گریه کنم و بدون شانه هایت یاد گرفته ام که دیگر عاشق نشوم یاد گرفته ام که دیگر دل به کسی نبندم و مهمتر از همه یاد گرفتم که با یادت زنده باشم و زندگی کنم اما هنوز یک چیز هست که یاد نگر فته ام که چگونه برای همیشه خاطراتت را از صفحه دلم پاک کنم و نمی خواهم که هیچ وقت یاد بگیرم فراموش کردنت را هیچ وقت یاد نمی گیرم تو نگرانم نشو یاد خواهــم گرفت نوشته شده در چهارشنبه چهارم آبان ۱۳۹۰ ساعت 1 29 pm توسط feriyal من قوی بودم در نگاه اول و تنها یک قدم مانده بود تا بینایی باد آمد با خود برد هر چه در سر داشتم را با خود برد و اکنون دوباره تنهایم در پرتگها یک تصمیم بی هیچ نشان از تورم شریان های تفکرم من که قوی بودم در نگاه اول چرا تنها مانده ام نوشته شده در چهارشنبه چهارم آبان ۱۳۹۰ ساعت 12 17 pm توسط feriyal i u eh3a3 نوشته شده در دوشنبه دوم آبان ۱۳۹۰ ساعت 7 31 pm توسط feriyal آنگاه که آنگاه که غرور کسی را له می کنی آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری می خواهم بدانم دستانت رابسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی نوشته شده در یکشنبه یکم آبان ۱۳۹۰ ساعت 12 9 pm توسط feriyal من و تنهایی روزگاران درازی است من و تنهایی دل به هم باخته ایم مونسم اشک غریبانه ی سرد همدمم یک دل دیوانه ز درد همه را می شنوم می بینم هیچ را می بلعم نوشته شده در یکشنبه یکم آبان ۱۳۹۰ ساعت 11 41 am توسط feriyal چشمانش چشمانش پر از اشک بود به من نگاه کردو گفت مرا دوست داری به چشمانش خیره شدم قطره های اشک را از چشمانش زدودم و خداحافظی کردم روزی دیگر که او را دیدم آنقدر خوشحال شد که خود را در آغوش من انداخت و سرش را روی سینه ام گذاشت و گفت اگر مرا دوست داری امروز بگو ماه ها گذشت و در بستر بیماری افتاده بود به دیدارش رفتم و کنارش نشستم و او را نگاه کردم و گفت بگو دوستم داری می ترسم دیگر هیچگاه این کلمه را از دهانت نشنوم ولی هیچ حرفی نزدم به غیر از خداحافظی وقتی بار دیگر به سراغش رفتم روی صورتش پارچه سفیدی بود وحشت زده و حیران پارچه را کنار زدم تازه فهمیدم چقدر دوستش داشتم امروز روز مرگ من است مرگ احساسم مرگ عاطفه هایم امروز او می رود ومرا با یک دنیا غم بر جا می گذارد او می رودبی آنکه بداند به حد پرستش دوستش دارم نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۹۰ ساعت 11 35 am توسط feriyal خانه پروفایل مدیر وبلاگ آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین هفته اوّل اردیبهشت ۱۳۹۲ هفته اوّل آذر ۱۳۹۱ هفته سوم تیر ۱۳۹۱ هفته اوّل اردیبهشت ۱۳۹۱ هفته سوم آذر ۱۳۹۰ هفته چهارم آبان ۱۳۹۰ هفته سوم آبان ۱۳۹۰ هفته دوم آبان ۱۳۹۰ هفته اوّل آبان ۱۳۹۰ هفته چهارم مهر ۱۳۹۰ نویسندگان feriyal فريال پیوندها eh3a3 ghamkadeh 17 hate alone ilst namebaran ratia just love مهدی رایانه عاشق دل شکسته مهدی alone love مجنون محمد سهیل ساسان اینجا همه چی درهمه رودر روی احساس see you 89 سعید میرزایی blogfa com
|