Meta tags:
description= پل ادبیات، فلسفه، عرفان;
Headings (most frequently used words):
بهمن, نمازی, مهناز, دقیق, نیا, برگردان, های, پل, در, ای, شاه, بیداران, راه, مرگ, ادبیات, فلسفه, عرفان, یادداشت, هایی, باره, هنر, شعر, دیلن, توماس, انگلیسی, بلدی, سیمون, کالینگز, مردی, با, پیژامه, سورمه, لیلی, مابورا, همه, مردان, میرزا, جنایت, نجیب, محفوظ, محمد, رضا, مرعشی, پور, سنا, انصاری, همزاد, به, مثابه, خود, نامیرا, اتورنک, مهشید, تاج, جنگ, شروود, آندرسن, سکوت, ادگار, آلن, پو, شیوه, تاتاری, اندر, حکایت, ما, جوامع, الحکایات, آواره, سایه, اش, فریدریش, نیچه, علی, عبداللهی, شب, پنجاه, هزار, سال, کالون, قیام, کاستلیون, اشتفان, تسوایک, عبدالله, توکل, نارنجی, سبز, ستاره, استرکلیس, نشستن, آفتاب, جوانا, لی, لند, صبحگاه, آن, ها, خودشان, هستند, نقد, اسطوره, کافکا, دکتر, بهرام, مقدادی, صدای, اره, بوی, چوب, رقص, نیروی, قصد, اثر, وین, دایر, جشن, اوکتاویو, پاز, آواز, تمساح, تعهد, نویسنده, تاریکی, ابهام, شعله, خاموش, نوشته, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
است (245), این (218), بود (190), های (158), برای (101), شده (91), کرد (90), نمی (89), خود (84), گفت (80), اما (76), همه (69), کند (58), کنم (57), مرد (53), نوشته (51), دست (50), شود (47), روی (47), بعد (47), باشد (44), نیست (43), کرده (43), میان (42), راه (38), باید (38), هیچ (37), ساعت (37), کردم (37), کنی (37), داستان (36), نگاه (35), شاید (34), بزرگ (33), کنند (33), چیزی (32), فکر (32), سال (32), توسط (31), داد (31), کلمات (31), میرزا (31), کار (30), دیگر (28), مثل (28), اند (27), چشم (27), داشت (26), همین (26), شعر (25), کنار (25), چون (25), بیرون (25), شما (25), اینکه (25), پسر (25), کتاب (24), رفت (24), هایی (24), زمان (24), وقتی (24), فقط (24), کردند (23), کسی (23), صدای (23), خوب (23), ۱۳۸۷ (22), بالا (22), یکی (22), دیگری (22), زیر (22), مردی (22), اگر (22), پیش (22), نظر (22), همیشه (22), دارد (22), عنوان (22), مهم (22), بودند (22), زندگی (22), ماهی (22), گرفت (21), طرف (21), گفتم (21), مانوئل (21), بلند (20), چند (20), البته (20), باز (20), کردن (20), جنایت (20), خواب (19), بهمن (19), آتش (19), چنین (19), پیدا (19), صورت (19), تنها (19), توی (18), روز (18), همان (18), بین (18), آمد (18), بار (18), مردم (18), #نویسنده (18), صخره (18), آسمان (18), خاطر (18), ۱۳۸۸ (17), خانه (17), خودش (17), هایش (17), زبان (17), پشت (17), مورد (17), هستند (17), بودم (17), قرار (17), آلمانی (17), پرسید (16), رود (16), رفته (16), سایه (16), چیز (16), گوش (16), حرکت (16), بگوید (16), آنچه (16), شوند (16), پایین (16), چهره (16), شکل (16), سرش (15), برد (15), کشید (15), نمازی (15), پای (15), زمین (15), اینجا (15), ندارد (15), شهر (15), رنگ (15), آورد (15), خویش (15), دوست (15), اون (15), انجام (15), جاده (15), هرگز (14), حتی (14), آیا (14), مرگ (14), حرف (14), بیست (14), دور (14), زده (14), وجود (14), شدم (14), رسید (14), حال (14), کاستلیون (14), مانند (14), کوچک (13), جای (13), انداخت (13), یعنی (13), روشن (13), هنوز (13), لحظه (13), نبود (13), کردی (13), تکان (13), آید (13), چرا (13), هست (13), ماه (13), سبز (13), انسان (13), باره (13), دقیق (13), مسئله (13), برابر (13), تحت (13), ماسوله (13), استفاده (13), آزادی (12), شاعر (12), درخت (12), آمده (12), دیدم (12), نگاهی (12), دارم (12), نشان (12), آرواره (12), نزدیک (12), نیا (12), آبی (12), آنجا (12), نیز (12), جنگ (12), ترین (12), جمع (12), احساس (12), جهان (12), کالون (12), روح (12), توانید (12), جوامع (12), منطقه (12), نقاشی (12), مقابل (11), اشاره (11), دید (11), رودخانه (11), شدند (11), خیره (11), سوی (11), همراه (11), بودی (11), کمی (11), شدن (11), تکرار (11), آرام (11), شانه (11), حالا (11), واقع (11), کامل (11), بوده (11), خودم (11), دادن (11), بیشتر (11), تازه (11), نام (11), حقیقت (11), اسب (11), اولین (11), فروید (11), اسفند (10), ۱۳۸۹ (10), بیدار (10), وقت (10), بازی (10), پنجره (10), خودت (10), تاریکی (10), کنه (10), زمانی (10), تمساح (10), ممکن (10), خیلی (10), نشسته (10), دارند (10), دهند (10), میدان (10), امروز (10), مهناز (10), باد (10), افتاد (10), ماشین (10), صبح (10), اونا (10), پدرت (10), داشته (10), مدرسه (10), گونه (10), دهد (10), باشند (10), انتخاب (10), الحکایات (10), بگویم (10), سوال (10), جاری (9), فروردین (9), ۱۳۸۶ (9), پدرم (9), نشده (9), درست (9), دوباره (9), شیر (9), بیان (9), سفید (9), ساله (9), بچه (9), بله (9), کوتاه (9), بگیرد (9), گرفته (9), تمامی (9), اثر (9), هستم (9), گذشت (9), سکوت (9), تصور (9), چطور (9), داده (9), کنید (9), قطار (9), شروع (9), توانم (9), انگلیسی (9), تاثیر (9), فلسفه (8), قدیمی (8), گویی (8), کدام (8), جنگل (8), گاهی (8), پنجشنبه (8), فرو (8), وارد (8), ادامه (8), بعضی (8), زنی (8), پایان (8), عشق (8), روزی (8), شوی (8), آدم (8), رفتم (8), متن (8), جشن (8), آثار (8), جایزه (8), دریافت (8), شان (8), نقاب (8), توجه (8), فردا (8), تونی (8), سمت (8), اندازه (8), زنده (8), دنیا (8), هاش (8), پسرک (8), بخش (8), یاد (8), پیروزی (8), تاریخ (8), اول (8), باران (8), سعی (8), بطور (8), تاکسی (8), بازار (8), طور (8), ناشی (8), کلمه (7), خرداد (7), شهریور (7), رییس (7), شکارچی (7), نشست (7), جادوگر (7), خرس (7), درختان (7), محو (7), انگشت (7), راست (7), شنیده (7), چوب (7), خشک (7), نگهبان (7), حالی (7), داره (7), سیاه (7), گذشته (7), زیادی (7), دوشنبه (7), رنج (7), خسته (7), بدون (7), صدایی (7), افتاده (7), دانم (7), بسیار (7), گریه (7), فریاد (7), جلو (7), خواهد (7), کوه (7), قبل (7), تنهایی (7), کننده (7), برگردان (7), اره (7), جایی (7), تواند (7), موسیقی (7), چای (7), جان (7), خیال (7), دنبال (7), بزرگترین (7), نداشت (7), نفس (7), علاقه (7), صدا (7), مادرت (7), کاری (7), زیرا (7), دیده (7), آغاز (7), اعتقاد (7), موضوع (7), دار (7), شگفت (7), نیلوفرهای (7), پیرزن (7), اسرا (7), قهوه (7), رنک (7), رابطه (7), بحث (7), چیست (7), برایم (7), قاتل (7), فومن (7), اشعار (7), جویس (7), پاره (6), آزاد (6), آبان (6), ۱۳۹۱ (6), ادبیات (6), ترجمه (6), اندیشه (6), خواند (6), آخرین (6), نگران (6), امنیت (6), گوید (6), رسد (6), دهان (6), لذت (6), ضرب (6), بردن (6), باور (6), هایم (6), پرسیدم (6), بینی (6), نور (6), چنان (6), وسط (6), ماند (6), تمام (6), خارج (6), هنر (6), مذهبی (6), جمعه (6), ایده (6), قصد (6), سرخ (6), خاک (6), بروی (6), اتاق (6), عقب (6), وسیله (6), خواست (6), خدا (6), خونه (6), خورده (6), بودن (6), رفتن (6), اتفاقی (6), شرقی (6), عوض (6), تسوایک (6), مقام (6), دلیل (6), کشمکش (6), گیرد (6), انسانی (6), شکست (6), بایست (6), نسبت (6), شبیه (6), بیاورد (6), عقیده (6), کسانی (6), ذهن (6), دانشگاه (6), خوانده (6), قادر (6), برداشت (6), طول (6), باعث (6), گروه (6), صحبت (6), متوجه (6), واقعی (6), وظیفه (6), دانستم (6), کاملا (6), وجه (6), بنگاه (6), بیاید (6), سورئالیست (6), انجیل (6), برنامه (5), مرداد (5), مهر (5), طریق (5), خاص (5), متعهد (5), زمستان (5), شاخه (5), گشت (5), زمزمه (5), پنج (5), گرد (5), دیوار (5), انتظار (5), موقع (5), هایت (5), نوک (5), چهار (5), آمدند (5), کنن (5), پوشیده (5), رنگی (5), حتما (5), خستگی (5), دندان (5), سوم (5), داری (5), اصلا (5), رستم (5), زخمی (5), هستی (5), پول (5), جیب (5), رها (5), گذاشته (5), ودر (5), ولی (5), روان (5), فهمی (5), زود (5), لکه (5), جلوی (5), بادبادک (5), کشیده (5), دادم (5), سنگ (5), طرح (5), مقدس (5), کشور (5), یافته (5), عمومی (5), ارتباط (5), راز (5), عجیب (5), چیزهای (5), بیش (5), نیروی (5), وین (5), بگویی (5), قبول (5), برق (5), آنوقت (5), خنده (5), آیند (5), مانده (5), گذاشت (5), کودک (5), خودشان (5), مال (5), کمک (5), دیگه (5), حالت (5), باشم (5), اغلب (5), ستاره (5), ایستگاه (5), روزنامه (5), محض (5), خانواده (5), سیاسی (5), فردی (5), تعصب (5), مبارزه (5), جاودانه (5), چندان (5), قابل (5), شخص (5), توان (5), رمان (5), آنان (5), برود (5), پاک (5), حدود (5), معنوی (5), حمله (5), چگونه (5), بستر (5), ایستاد (5), لرزید (5), ایستاده (5), پنهان (5), بخوانم (5), میکرد (5), همانطور (5), شامل (5), هنرمند (5), راننده (5), میکده (5), خیابان (5), مرا (5), بررسی (5), نتیجه (5), نجیب (5), محفوظ (5), پیاده (5), بزند (5), مادرم (5), بدهم (5), پیژامه (5), شعری (5), تصاویر (5), علمی (4), نامه (4), چشمه (4), تیر (4), آذر (4), زمینه (4), دیگران (4), شنبه (4), قبیله (4), هوا (4), بالاتر (4), هیچکس (4), آلود (4), روبه (4), شکار (4), گرداند (4), قله (4), ببینی (4), خاموش (4), ابهام (4), شنید (4), ترس (4), بوی (4), خطر (4), وبه (4), سرعت (4), خورد (4), کشیدی (4), واحد (4), کنیم (4), گاز (4), بگم (4), دوم (4), ریز (4), ببیند (4), گوسفند (4), مخاطب (4), توصیف (4), افتد (4), نوعی (4), موقعیت (4), انگیز (4), تکه (4), برایش (4), صرف (4), خرد (4), درخشان (4), هزار (4), سخن (4), بسته (4), آواز (4), طنین (4), چیزها (4), اشک (4), گرفتم (4), سرم (4), نرو (4), زنگ (4), زدم (4), کوشک (4), دراز (4), مرکز (4), منظره (4), گشتم (4), گوشه (4), نشستم (4), عجیبی (4), چقدر (4), جشنواره (4), نظام (4), آینده (4), بهتر (4), رقص (4), مکزیک (4), زنند (4), مکان (4), شرکت (4), هستیم (4), صورتی (4), هفدهم (4), فاصله (4), کنده (4), بلدی (4), شوم (4), نوشتن (4), معنای (4), ریخت (4), جهانی (4), پیر (4), مشت (4), دسته (4), علاقمند (4), بندی (4), همینطور (4), خواهی (4), خواد (4), گردن (4), مدت (4), رادیو (4), میگه (4), آنجلس (4), بهت (4), پدر (4), تلویزیون (4), اتفاق (4), تری (4), حالیکه (4), خورشید (4), قیام (4), اشتفان (4), سباستین (4), قدرت (4), لحاظ (4), سازمان (4), بان (4), گاه (4), قتل (4), علم (4), یگانه (4), غیر (4), قضیه (4), بشر (4), فراتر (4), اگرچه (4), تفکر (4), منطقی (4), نداد (4), نکته (4), توفیق (4), تغییر (4), بگذارند (4), بخواهد (4), خشونت (4), پرداخت (4), بلکه (4), داند (4), ببرد (4), بدهد (4), آور (4), اراده (4), ذره (4), خودتان (4), قرن (4), حکایت (4), خفته (4), حفره (4), شدت (4), تولای (4), فرمان (4), نیمه (4), تاتار (4), قصه (4), حروف (4), نیلوفرها (4), هولناک (4), توانستم (4), گویم (4), لهستانی (4), طرز (4), درک (4), بارانی (4), ریش (4), تعریف (4), حالتی (4), ظاهرا (4), عاشق (4), درمانی (4), همکاری (4), مادر (4), عدالت (4), لبخند (4), اندیشیدم (4), نباید (4), خندیدند (4), شنیدم (4), پرده (4), نداشتند (4), پرسش (4), جسد (4), کشف (4), مقتول (4), بردم (4), دلیلی (4), ماموریت (4), قبلی (4), تصمیم (4), سوار (4), اسم (4), کجا (4), بپرسی (4), کلبه (4), بهترین (4), بیشماری (4), جهت (4), آهنگ (4), ندارم (4), نهان (4), پرتره (4), مقاله (3), اردیبهشت (3), اطلاع (3), حوزه (3), برخاست (3), میهمان (3), زمستانی (3), نخواهد (3), خروس (3), رفتند (3), گشته (3), لبخندی (3), خون (3), برکت (3), سوز (3), سرما (3), پاسخ (3), حسی (3), تیز (3), جیغ (3), دیدی (3), توقف (3), متر (3), نداره (3), سراسیمه (3), خانم (3), نظم (3), گیره (3), غریبه (3), گرفتن (3), مدام (3), ساختمان (3), کوچکی (3), شیری (3), گرفتار (3), ندارند (3), اینقدر (3), بشود (3), رویش (3), حساب (3), آنقدر (3), نشستن (3), بری (3), تعهد (3), هیجان (3), زند (3), آری (3), بیستم (3), مبهم (3), قطره (3), دانه (3), مگر (3), دیر (3), بشوی (3), صدایش (3), نورهای (3), دقت (3), درخشد (3), ردیف (3), واین (3), چاه (3), مهتاب (3), باقی (3), بادبادکی (3), خندید (3), زیبایی (3), سختی (3), بینم (3), آورم (3), اداره (3), مطلب (3), دولت (3), توده (3), کشند (3), بقیه (3), کهن (3), رمز (3), افتخار (3), اعیاد (3), بسیاری (3), تند (3), ناپذیر (3), سایر (3), منتقد (3), همچنین (3), خدمت (3), پاز (3), صلح (3), قلمرو (3), چهارشنبه (3), شوق (3), هزاران (3), امید (3), بیایی (3), بتواند (3), برش (3), برگ (3), یادش (3), برگشت (3), دانی (3), کشی (3), کارت (3), بالای (3), توانی (3), اجازه (3), ریشه (3), تاریک (3), سراغ (3), کور (3), قطع (3), محمد (3), نهم (3), هنرمندی (3), کودکی (3), دوران (3), مرحله (3), اسطوره (3), آرزوی (3), گتوی (3), کوچه (3), باریک (3), کبریت (3), برف (3), نگاهش (3), منه (3), آرامی (3), اگه (3), کشیش (3), اولش (3), نبودم (3), اینکار (3), قبر (3), فرا (3), نصف (3), زدن (3), درسته (3), جور (3), دهکده (3), داشتن (3), روش (3), باشه (3), تونه (3), گرمی (3), دورتر (3), دستیارت (3), دلت (3), ظهر (3), بفهمی (3), نفر (3), بده (3), بگیری (3), باتری (3), کاش (3), نگه (3), خراب (3), سراسر (3), طوری (3), دیروز (3), چیکار (3), باشی (3), لازم (3), لگد (3), همسر (3), محل (3), روند (3), دانستند (3), حریف (3), استبداد (3), برآمده (3), پشه (3), برافراشته (3), حکم (3), استقلال (3), هنگامی (3), خرمن (3), هنگام (3), شهامت (3), پشتیبانی (3), جرات (3), سیل (3), قاطع (3), بدارد (3), بماند (3), زور (3), سرنوشت (3), انتقال (3), آرمانی (3), پیکار (3), عبارت (3), نوع (3), پروتستانیسم (3), سنت (3), همیشگی (3), بسود (3), اقتدار (3), نباشد (3), محال (3), توهم (3), گذشتگی (3), معجزه (3), یاری (3), تحسین (3), نداشته (3), زدند (3), گور (3), سپرده (3), عمل (3), مبتنی (3), بیهوده (3), معنایی (3), تفاوت (3), امر (3), مایه (3), تمسخر (3), منظور (3), کشتن (3), انجمن (3), جلب (3), وقوع (3), حادثه (3), خلاف (3), آفریقا (3), جنایتی (3), گفتن (3), درنگ (3), آواره (3), نویسندگان (3), قسمت (3), تمایل (3), تان (3), دوبلینی (3), بخوانید (3), گزینه (3), فوق (3), خواهید (3), بگذارید (3), شیوه (3), مدرن (3), حفظ (3), فرامرز (3), گرم (3), شمشیر (3), غار (3), خان (3), یافت (3), سری (3), آلن (3), دریای (3), اطراف (3), خداوند (3), نفرین (3), وحشت (3), عجله (3), تندر (3), صاعقه (3), لعنت (3), بادی (3), ضربه (3), مرداب (3), نگریست (3), کرانه (3), نزدیکی (3), همچنانکه (3), جنگلی (3), ماجرا (3), مرتب (3), آورده (3), جملاتی (3), قبیل (3), نبرد (3), حاضر (3), نتواند (3), داشتم (3), درگیر (3), مشغول (3), لهستان (3), داشتند (3), آهن (3), بخشی (3), مفهوم (3), ایجاد (3), مزارع (3), غربی (3), زیبا (3), تصادف (3), مثابه (3), جدید (3), سالگی (3), روانکاوی (3), فعالیت (3), آموزش (3), دکترای (3), خودآگاه (3), ناخودآگاهی (3), ارزش (3), افسر (3), حرفه (3), ترک (3), واژه (3), اهمیتی (3), بنابراین (3), ضمن (3), مجرم (3), خواستم (3), مناسب (3), مشخص (3), چشمانی (3), آگاه (3), حتا (3), دفن (3), محله (3), مید (3), نشانه (3), فجیع (3), متولد (3), ایمان (3), صاحب (3), مردان (3), مجسمه (3), کهنه (3), ادبی (3), دشوار (3), کرایه (3), ازش (3), ساخته (3), شدیم (3), چوبی (3), یادداشت (3), آقا (3), بردارد (3), رشته (3), نوشت (3), لاستیک (3), تیوپ (3), اصلی (3), موهای (3), گام (3), روغن (3), آخر (3), سورمه (3), ایش (3), وزن (3), لیلی (3), عصبی (3), لحن (3), گفته (3), دونی (3), کثیف (3), توریست (3), قافیه (3), موثر (3), تجلیلی (3), چیزیست (3), خوانم (3), نظمی (3), هنری (3), ترفندهای (3), جوان (3), کودکانه (3), بلیک (3), خواندم (3), اهمیت (3), توماس (3), هوای (2), بازگشت (2), ۱۳۸۵ (2), عناوین (2), پست (2), عرفان (2), نقد (2), مرام (2), گروهی (2), احترام (2), هفتم (2), اوست (2), فرشته (2), خوشحال (2), برگرفت (2), پدرش (2), تبار (2), چپق (2), بیاورم (2), پذیرد (2), بیداری (2), قربانی (2), نکرده (2), پیکر (2), خشمگین (2), پنجه (2), لرزان (2), یکم (2), خالی (2), آرزو (2), موزه (2), شکاف (2), کشد (2), مشکل (2), رفتی (2), بویی (2), خیس (2), پایه (2), میز (2), بعدی (2), کنارت (2), دوید (2), لحظاتی (2), داخل (2), آنطرف (2), مخفیانه (2), امکان (2), بیاد (2), ببینین (2), مگه (2), جوش (2), سرازیر (2), معنی (2), فهمم (2), عزیز (2), مدیر (2), ببینم (2), طبقه (2), رساند (2), زدی (2), عظیمی (2), تشخیص (2), دادی (2), شکم (2), سرت (2), خمیازه (2), توانست (2), معروف (2), حدقه (2), شیشه (2), چوپان (2), لطف (2), تعجب (2), دستان (2), رویین (2), تنی (2), مردن (2), زخم (2), همچون (2), چاره (2), زیاد (2), دقیقا (2), فرصتی (2), وصف (2), فیلم (2), روایت (2), چیزهایی (2), رویاروی (2), درختی (2), خودی (2), درونی (2), تصویری (2), وجودی (2), درد (2), استخوان (2), برده (2), حیوان (2), شکوه (2), شنوی (2), قلب (2), غول (2), نکن (2), پهنی (2), انداز (2), لابد (2), اشتباه (2), دستمالی (2), هستید (2), مکثی (2), تقریبا (2), خفه (2), نقطه (2), امشب (2), سخت (2), مخروطی (2), فلک (2), معلق (2), رابه (2), ثابت (2), مثلث (2), جدا (2), دنباله (2), خطرناک (2), درخشید (2), مناسبی (2), تخته (2), چراغ (2), پیوسته (2), ششم (2), لینک (2), دانلود (2), روستا (2), کشورهای (2), مراسم (2), نمایشگاه (2), کاتولیک (2), تعداد (2), ترتیب (2), حیات (2), اصل (2), روزهای (2), دوازده (2), باکره (2), شهرها (2), دعا (2), مست (2), لباس (2), غریب (2), فروخته (2), مکزیکی (2), ویژگی (2), نویس (2), نمایشنامه (2), اجتماعی (2), فرانسه (2), اوکتاویو (2), پانزدهم (2), مقدمه (2), اکنون (2), سوخته (2), زانو (2), قهقهه (2), قدر (2), روزها (2), بلندتر (2), عمیق (2), احتیاج (2), وصل (2), شویم (2), تفرج (2), اختیار (2), کافکا (2), قدم (2), فلسفی (2), دکتر (2), جهودی (2), نکنی (2), سپیده (2), نزده (2), فروش (2), صبحگاه (2), سربازان (2), غبار (2), ادای (2), پراکنده (2), ابری (2), ابر (2), سرباز (2), دره (2), شعف (2), مبهمی (2), تونین (2), ناراحت (2), آفتاب (2), صداها (2), مراقبت (2), مطمئن (2), وادار (2), برگشتن (2), دختر (2), وری (2), عادی (2), بند (2), مربوط (2), مویه (2), بره (2), بیچاره (2), جوانا (2), لند (2), مفاهیم (2), دنیای (2), خوشی (2), آرزومند (2), پتو (2), چشمات (2), جذاب (2), ازت (2), هال (2), تور (2), کلماتی (2), قالی (2), بیاره (2), مستحق (2), صفحه (2), اتاقت (2), کوتاهی (2), دچار (2), حیاط (2), میره (2), خرابی (2), موندی (2), افته (2), فرش (2), جویی (2), بهش (2), میگی (2), ساحل (2), اشعه (2), داشتی (2), هات (2), گزارش (2), شنیدن (2), بیماری (2), بگیر (2), ارتباطی (2), پخش (2), سخته (2), پاپ (2), زمانه (2), نشیمن (2), خدمتکارها (2), زنه (2), خوای (2), شانس (2), وضعیت (2), نابود (2), مرض (2), جمهور (2), تموم (2), عطر (2), انتشار (2), معرفی (2), پرسیدی (2), زانوهاش (2), کشون (2), تهدید (2), التماس (2), بسوی (2), سپری (2), درس (2), فروشد (2), گذارد (2), معلم (2), کیف (2), بام (2), هجدهم (2), برگرفته (2), عبدالله (2), توکل (2), نشر (2), مقایسه (2), افسانه (2), فیل (2), تدریس (2), حقوق (2), شهروندی (2), محروم (2), ادوار (2), اومانیست (2), شکنجه (2), فرقه (2), ملامت (2), اتهام (2), بیابد (2), اوج (2), دفاع (2), برخیزند (2), حزب (2), هوادار (2), امپراطوری (2), دوستی (2), آشکارا (2), دانیم (2), جنون (2), اهل (2), جرگه (2), نحوی (2), افکار (2), ترسناک (2), راستین (2), بانگ (2), دارایی (2), روحی (2), گمنام (2), آزدای (2), شجاعت (2), بسی (2), دین (2), قاطعی (2), یکدیگر (2), نامی (2), نرفته (2), مساهله (2), ماشینی (2), وجدان (2), بدهیم (2), جمله (2), سیاست (2), تعقل (2), رای (2), ملل (2), اقتداری (2), آِزادی (2), منصف (2), قیامت (2), جگرخراش (2), مسائل (2), ساختن (2), برند (2), وضعی (2), رسم (2), جانبازی (2), عاملی (2), یابد (2), پدید (2), فوران (2), قید (2), ماده (2), تجلیل (2), پرستان (2), کمابیش (2), عقل (2), دستخوش (2), گرده (2), توانند (2), مخالف (2), قلم (2), تحقق (2), کامیابی (2), ندرت (2), مغلوب (2), تاج (2), روحانی (2), نیستند (2), میلیون (2), شکسته (2), سلاح (2), حیرت (2), مبالغه (2), نشود (2), اقدام (2), عام (2), نیزه (2), زره (2), تکیه (2), سراپای (2), گسترده (2), سود (2), ژنو (2), زندان (2), کلام (2), نظارت (2), مذهب (2), قانون (2), اضطراب (2), دیوارهای (2), کلیسای (2), اروپا (2), تیره (2), اطمینان (2), تولد (2), ادب (2), آنکه (2), روانه (2), رویدادهای (2), موجودی (2), پذیرفته (2), حیوانی (2), گله (2), پنجاه (2), یکشنبه (2), پنجم (2), موضوعی (2), سودمند (2), جزیی (2), بستگی (2), فراموش (2), هیچوقت (2), موقعیتی (2), عناصر (2), داستانی (2), آویزه (2), تاب (2), ایستادن (2), شغاد (2), وای (2), شاه (2), بیداران (2), صوفی (2), کفش (2), گریست (2), گشتند (2), چشمان (2), نهاد (2), نیشابور (2), حضور (2), میل (2), دستی (2), ادگار (2), چاپ (2), کارهای (2), بیکران (2), عامیانه (2), خبیث (2), مستقیم (2), صحرای (2), ندیدم (2), ماندند (2), بدل (2), طوفان (2), کبود (2), گسست (2), غرید (2), پناهگاهم (2), وبر (2), فلاکت (2), سرخرنگ (2), نفرت (2), قوی (2), هیکل (2), شبنم (2), یکباره (2), عظیم (2), خاکستری (2), باتلاق (2), بارید (2), ایستادم (2), وزد (2), درعمق (2), بوس (2), بسازند (2), آرامشی (2), دریا (2), نامعلوم (2), نمانده (2), خشنی (2), اساسی (2), کالبد (2), حدس (2), میخواهد (2), راحت (2), همراهانش (2), راند (2), منتظر (2), توانستند (2), تلاش (2), ظاهر (2), ضعیف (2), روشنی (2), لرزیدند (2), اطرافش (2), سیگار (2), تماشای (2), رفتار (2), اسبی (2), بارها (2), حدودا (2), نظرم (2), انگیزه (2), مسئول (2), آوری (2), تبدیل (2), خواهم (2), درون (2), جمعی (2), شلوغ (2), بنشیند (2), هفته (2), صندلی (2), شناسد (2), قیافه (2), گاری (2), همزاد (2), نامیرا (2), نقل (2), اتو (2), درگذشت (2), فرویدی (2), روانشناسی (2), 1932 (2), 1936 (2), واقعیت (2), انکار (2), درسال (2), برانگیز (2), موارد (2), توسعه (2), امروزه (2), ملاقات (2), همکار (2), زیگموند (2), نفوذ (2), هدر (2), خشم (2), متراکم (2), لختی (2), گذراندم (2), بازجو (2), خبره (2), منفجر (2), اتاقم (2), پایتخت (2), ذهنی (2), آمدم (2), آگاهی (2), قاه (2), مکالمه (2), مشتری (2), گفتند (2), دود (2), حواسم (2), شلوغی (2), مسلم (2), کجاست (2), انتهای (2), شدید (2), معمولی (2), صعید (2), ترسیدم (2), ارائه (2), همچنان (2), دوستان (2), دریافتم (2), آشنا (2), کارآگاهان (2), درستی (2), ثروتمندان (2), احتمال (2), مسافر (2), پرداختم (2), سپردم (2), قیاس (2), آینه (2), سازش (2), ناراضی (2), قانع (2), خوشگل (2), عجب (2), بدگمانی (2), رفتارم (2), برو (2), شناسایی (2), گواهی (2), سردی (2), جنایتکاران (2), شناسند (2), اشت (2), ربع (2), ناحیه (2), تحقیق (2), شناختن (2), هویت (2), نداشتم (2), دستگیر (2), نقش (2), شناخته (2), نشد (2), کنجکاوی (2), آپارتمانی (2), اجاره (2), مردمی (2), انگار (2), بالاخره (2), فایده (2), کارخانه (2), تاکید (2), تجربه (2), اعلام (2), حومه (2), زنان (2), وسعت (2), ابزار (2), آرامش (2), کلاسیک (2), یافتم (2), کمال (2), خطابه (2), ازاین (2), لیسانس (2), مجموعه (2), مستقل (2), رضا (2), مرعشی (2), پور (2), سنا (2), انصاری (2), زیباست (2), رشت (2), خواهند (2), صادر (2), سرد (2), کتابفروشی (2), نابوده (2), بنویسد (2), مهره (2), مار (2), بپرد (2), درجه (2), صفر (2), نوشتار (2), بگردی (2), جواب (2), بیندازد (2), فکرت (2), توبگویی (2), قند (2), رسیده (2), چاله (2), بگذارد (2), نوشتم (2), تازد (2), بگذرد (2), سازی (2), نشیند (2), هتل (2), هفت (2), سفیدی (2), دنده (2), متجلی (2), بیاورید (2), جالب (2), خاصی (2), دوسال (2), کریچو (2), مخلوطی (2), زیرسازی (2), چینند (2), صورتش (2), آنی (2), زاویه (2), ترسم (2), معلوم (2), خیاط (2), کنیا (2), ندیده (2), اندازد (2), مابورا (2), راهش (2), لجن (2), مکث (2), همراهش (2), قیمت (2), سرگرم (2), پرسه (2), آلونک (2), خاکی (2), همسرش (2), خواستند (2), آکسفورد (2), سیمون (2), کالینگز (2), اجزاء (2), دهنده (2), هنرمندان (2), کاربرد (2), دارید (2), متعالی (2), اشعاری (2), دلخواهم (2), بکشند (2), برخوردار (2), فهم (2), ناخودگاهی (2), هدف (2), خیالی (2), یخی (2), فرمول (2), ترکیبی (2), صنعتگری (2), اشعارم (2), شادی (2), نظرات (2), کشفیات (2), نویسانی (2), تاثیرات (2), آوانگارد (2), ولزی (2), حافظه (2), اولیه (2), نشوند (2), تصویر (2), تقلید (2), گمان (2), غزلیات (2), شکسپیر (2), سادگی (2), تقلیدی (2), حقه (2), تداعی (2), کراس (2), بعدها (2), همواره (2), بیانگر (2), خواندن (2), شنوایی (2), دیلن (2), پرنده (2), blogfa, com, كتابخانه, مجازی, مجله, خبری, مهار, بیابان, زایی, میخک, کتابدوست, خداست, کیش, دائو, چينگ, پیوندها, آرشيو, پیشین, آرشیو, وبلاگ, الکترونیک, تلاشی, رسانی, درج, مسلک, حرمتگذاری, باورها, ملزم, مطالب, هنوزدرخواب, خنجر, نیشخندی, منجمد, رخواب, کندوها, عسلی, مکید, غلطاند, اومراقبت, شاعرنگاه, زیرلب, شکاری, برنخواهم, ونه, پکی, شکاربیدار, دوبار, نومیدانه, واگر, گوزن, فدیه, جوانه, چادرش, گوزنی, حلق, شکاریست, صعب, بگذرانم, دهیم, وبرای, طلبد, شکارش, جدالی, بیجان, جدال, چونکه, فشرد, دیریست, فرود, ازدور, توانستی, زبانه, خاموشی, غریبی, شعله, سالی, توخالیست, جفت, نباشین, غریزی, اصابت, شامه, تیزی, طعم, خشکی, نگیرند, ستون, متحرک, دوتاشان, دوتای
Text of the page (random words):
ه موجوداتی متفرعن و رو به افول تبدیل می کردند بیزار شدم دوباره تکرار می کنم اولین چیزی که من را عاشق زبان و علاقمند کار با آن کرد اشعار کودکانه و داستان های فولکلور غزلیات اسکاتلندی و چند سطری دعا و مشهورترین داستان های انجیل و ترانه های بیگناهی بلیک بود و در عین حال آثار جادویی کاملا غیرقابل فهم و به نظر آن زمان من یاوه گونه شکسپیر در دوران مدرسه را نیز باید به حساب آورد از من می پرسند که آیا درست است که در نوشته هایم از جویس انجیل و فروید تاثیر گرفته ام نمی توانم بگویم که تحت تاثیر جویس بودم البته او را به خاطر داستان هایش تحسین می کنم فکر می کنم این سوال از اینجا ناشی شده است که یک بار شخصی در نوشته ای در باره شباهت و نزدیکی عنوان کتاب داستان های کوتاه من تحت عنوان تصویر هنرمند به شکل یک سگ جوان و عنوان کتاب جویس تحت عنوان تصویر هنرمند به عنوان یک مرد جوان اشاره کرده است همانطور که می دانید این ها نام هایی هستند که بیشماری از پرتره های نقاشی از هنرمندان نقاش خود می گیرند مانند پرتره آرتیست به عنوان یک مرد که عنوان کاملا صریح و روشنی است جویس اولین نویسنده ای بود که از عنوان پرتره در یک اثر ادبی استفاده کرد من خودم نیز کمی طنز سگانه از عناوین نقاشی گرفتم البته ابدا قصد تقلید از جویس را نداشتم من گمان نمی کنم که جویس به هیچ وجه در نوشته های من تاثیر داشته باشد اولیس که حتما ندارد اما نمی توانم انکار کنم که طرح بعضی از داستان های من از سری پرتره ها هیچ رنگ و بویی از دوبلینی های جویس نداشته باشند آن زمان دوبلینی ها کاری آوانگارد در جهان داستان کوتاه بود در رابطه با انجیل باید بگویم که داستان های مهم آن مثل داستان نوح یوحنا لوت موسی یعقوب داوود و سلیمان و هزاران داستان دیگر را به یقین از اوان کودکی می شناختم ضرب آهنگ شگفت انگیز آن را از زبان روحانیون ولزی شنیده بودم و خودم هم خوانده بودم اما بدانید که هرگز ننشستم انجیل بخوانم و در واقع مانند بسیاری از مسیحیان دیگر نسبت به آن آگاهی کامل ندارم هر آنچه از انجیل در آثارم به کار برده ام از حافظه دوران کودکی من ناشی می شود که جزیی از دارایی های عمومی تمامی کسانی است که در جوامع انگلیسی زبان بزرگ می شوند به راستی که در هیچ کجای نوشته های من چیزی نیست که برای یک انسان باسواد ناآشنا باشد در اشعار اولیه ام خیلی کم ازکلمات دشوار استفاده کرده ام اما آن ها به زمان جوانی ام بر می گردند و سعی کرده ام که در نوشته های بعدی تکرار نشوند و حالا در باره زیگموند فروید باید بگویم که تنها آشنایی من با نظرات و کشفیات دکتر فروید از طریق آثار رمان نویسانی بوده که از تاریخچه سوابق او نوشته و یا از روزنامه های عمومی علمی بود که به تصور من کار او را بیش از حد مردمی کردند و از معدود شاعران مدرن از جمله اودن که از واژه ها و نظرات روانشناختانه در برخی از اشعارشان استفاده می کردند من فقط یک کتاب تحت عنوان تعبیر رویاها از فروید خوانده ام و اصلا به یاد نمی آورم که به هیچ وجه تحت تاثیر او قرار گرفته باشم تکرار می کنم امروزه هیچ نویسنده صادقی نمی تواند تحت تاثیرات کشف آوانگارد فروید از ناخودآگاه و کشفیات او در حوزه آثار علمی فلسفی و هنری او قرار نگرفته باشد اما لزومی ندارد که این تاثیر ناشی از نوشته های خود فروید باشد در رابطه با این سوال که آیا عمدا از ابزار وزن و قافیه و ضرب آهنگ و ساختار بندی کلمات استفاده می کنم فورا جواب می دهم بله من در رابطه با کلمات صنعتگری جدی و دقیق هستم حتی اگر نتیجه کارم همیشه موثر به نظر نرسد من از هر چیزی برای موثر بودن اشعارم و پیش بردن آن ها در جهت دلخواهم استفاده می کنم از ترفندهای قدیمی و جدید جناس واژه های ترکیبی استعاره اشاره و کنایه زبان عامیانه و تکیه کلام ها قافیه های صدادار و پرشی و از هر چیز لازم دیگری استفاده می کنم هر وسیله ای که در زبان هست برای استفاده شما البته در صورت تمایل تعبیه شده است شعرا گاهی خود را سرگرم می کنند و پیچ و تاب دادن به کلمات نوآوری و ترفند زدن ها بخشی از شادی ناشی از این کار داوطلبانه و رنج آور است ودر رابطه با این سوال که آیا استفاده من از کلمات ترکیبی برای ایجاد چیزی نوین به شیوه سوررئال مبتنی بر فرمول خاص یا فی البداهه است باید بگویم که در مفهوم سوررئالیستی ردیف کردن فرمول ها برای قیاس و کنار هم قرار دادن کلمات غیرعمدی است بگذارید اگر می توانم روشن کنم سورئالیست ها که به معنای فراتر از واقعیت یا کسانی هستند که فراتر از رئالیسم کار می کنند جرگه نقاشان و نویسندگان قرن نوزدهم و بیستم در فرانسه بودند که به انتخاب آگاهانه تصاویر اعتقاد نداشتند به عبارت دیگر آن ها هنرمندانی بودند که از رئالیست ها کسانی که سعی می کردند تصور خود را از جهان واقعی خود نشان دهند ناراضی بودند و امپرسیونیست ها کسانی که سعی می کردند تاثیری از جهان واقعی مورد تصور خود را نشان دهند سورئالیست ها می خواستند که به ناخودگاهی شیرجه بزنند و تصاویر خود را از آن قلمرو بدون کمک هیچگونه منطق یا دلیلی بیرون بکشند و بطور نامعقولی آن ها را به وسیله نقاشی و کلمات بیان کنند سورئالیست ها از آنجا که اعتقاد داشتند بخش عمده ای ازذهن نهان است وظیفه هنرمند راخلق اثر هنری از بزرگترین توده نهان ذهن می دانستند و نه برگرفتن از نوک صخره یخی که از دریای ناخودآگاهی بیرون زده است یکی از روش های مورد استفاده سوررئالیست ها در شعر کنار هم قرار دادن کلمات و تصاویری بود که با هم هیچ ارتباط منطقی نداشتند و به این شکل امیدوار بودند که نوعی از ناخودآگاهی یا رویا را به چنگ بیاورند شعری که از واقعی هم واقعی تر باشد جهان خیالی ذهن که بیشتر نهان است تا شعری که از ذهن خودآگاه برآمده باشد و بر ارتباط معقول و منطقی ایده ها و موضوع ها و تصاویر مبتنی باشد این به اختصار مرام سورئالیست ها است که من با آن مخالف هستم برای من مهم نیست که تصاویر شعر از کجا آورده شوند اگر دوست دارید می توانید آن ها را از پایین ترین دریای خویش نهان بیرون بکشید اما پیش از اینکه بر کاغذ بیاورید باید از تمامی فرایند های منطقی تعقل عبور کنند از سوی دیگر سورئالیست ها کلمات خود را درست به همان شکل که از بی نظمی بیرون آمده کنار هم می چینند و شکل و نظمی به آن ها نمی دهند برای آن ها بی نظمی نظم و شکل است به نظر من اینکار به شدت گستاخانه است سورئالیست ها تصور می کنند که هر آنچه از نیمه خودآگاه بیرون بکشند و در نقاشی یا کلمات بیان کنند باید الزاما از علاقه یا ارزشی برخوردار باشد من این را قبول ندارم یکی از هنرهای شاعر قابل فهم و رساساختن چیزیست که از منشاء ناخودگاهی بیرون می تراود این یکی از بزرگترین موارد استفاده اصلی از هوش یعنی انتخاب است انتخاب از توده تصاویر بی شکل و نامنطم ناخوداگاهی آن هایی که به بهترین وجه قادر به رساندن هدف خیالی او باشند که نوشتن بهترین شعر ممکن است واین سوال که تعریف من از شعر چیست سوال عجیبی است من شخصا شعر را فقط برای لذت بردن می خوانم فقط اشعاری را که دوست دارم می خوانم البته ناچارم اشعار زیادی را که دوست ندارم بخوانم تا به آن هایی که دوست دارم برسم اما وقتی مورد دلخواهم را یافتم آن زمان تنها چیزی که می توانم بگویم این است که خودشه و آن ها را برای لذت بردن می خوانم هر شعری را که دوست دارید بخوانید اصلا خودتان راگرفتار مهم بودن یا زنده بودن آن شعر نکنید چه اهمیتی دارد که شعر چیست اگر تعریقی برای آن می خواهید مثلا شعر چیزیست که مرا می خنداند یا می گریاند یا به خمیازه می اندازد یا باعث می شود بخواهم کاری را انجام بدهم و یا ندهم این حرف ها را رها کنید تنها مسئله مهم در باره شعر لذت بردن از آن است هر چند که رنج آور باشد آنچه مهم است تکانه ابدی در پس آن است احساس رنج عظیم انسان حماقت ها و رفتار متظاهرانه او وجد و شعف و جهل او حالا هر قدر هم که قصد شاعر متعالی نباشد می توانید یک شعر را از هم تجزیه کنند و به آن نگاه کنید و به خود بگویید که این حروف صدادارد و بی صداست وزن و قافیه و ضرب آهنگ است این اجزاء شعر و مهارت و صنعگتری شاعر است که شعر را تکان دهنده می کند اما باز می بینیم که اعجاز کلمه هاست که شعر را چنین موثر می کند بهترین هنرمندان همیشه شکاف هایی در اثر شعری خود بجا می گذارند تا آنچه در شعر بیان نشده بتواند به بیرون خزیده و صاعقه وار بدرخشد لذت و کاربرد شعر تجلیلی از مقام انسان و در نتیجه تجلیل از خداوند است نوشته شده در جمعه بیستم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 15 4 توسط پل انگلیسی بلدی سیمون کالینگز مهناز دقیق نیا سیمون کالینگز در جزیره اوسنی در آکسفورد انگلستان زندگی می کند وی در سازمان توسعه بین المللی شاغل است داستان آخر او تحت عنوان مرده در یک روزنامه ادبی کانادایی منتشر شده است همچنین از اومقا لاتی در ارتباط با موسیقی در آکسفورد تایمز موجود می باشد داستان کوتاه او تحت عنوان انگلیسی بلدی در نشریه ایست آف وب به چاپ رسیده است انگلیسی بلدی مانوئل سر راهش از کنار ماهی گذشت ماهی هیجده تا بیست اینچ طول داشت و فلس های نقره ایش با خاک و کثافت جاده پوشیده شده بود در حالیکه مذبوحانه در آن جاده لجن مال می شد آبشش هایش مانند دو زخم عمیق در دو طرف سرش باز می شدند کنار او پسری در مقابل ریل پایانی خط آهن خم شده بود و چوب و نخ ماهیگیریش را در میان آب کثیف و قهوه ای رنگ رودخانه تکان می داد پسرک شورت فوتبال رنگ و رو رفته ای به تن داشت حدودا نه یا ده ساله بود پا برهنه بود و پوست اش پر از جای نیش حشرات بود ماهی نفس بریده ای کشید و آخرین پرش را در جهت رودخانه انجام داد اما در پیاده رو افتاد برای لحظه ای بی حرکت آنجا ماند بی شک از تلاش خسته شده بود پسرک نگاهی به آن کرد و با لگد دوباره آن را به جاده بر گرداند مانوئل توجه چندانی به ماهی نشان نداد چون فکرش به شدت مشغول بود او که تازه ازآپارتمانی بازدید کرده بود فکر می کرد آیا می تواند از پس کرایه آن بر بیاید یا نه پیدا کردن محلی برای زندگی در آن شهر دشوار بود آپارتمانی که او در حال حاضر با همسرش در آن زندگی می کرد خیلی کوچک بود و پسر شش ساله اش به ناچار با پدر و مادر همسرش می ماند و فقط آخر هفته ها به خانه می آمد دوسال بود می خواستند خانه را عوض کنند اما امکانش وجود نداشت سیگاری از جیب در آورد و در مقابل خط آهن به سمت رودخانه و جایی که پسرک ماهی می گرفت خم شد کمی بعد از دور سایه دو نفر را دید که نزدیک می شدند به نظر حدود سی ساله می آمدند و معلوم بود که توریست هستند حدس زد که آمریکایی باشند زن چهارشانه بود موهای سرخ و پوستی سفید و کک مکی و هیکلی موزون داشت همراه او مردی بلند قد و شل و ول بود که برآمدگی شکم اش از زیر تی شرت بیرون زده بود مرد شلوارکی تا سر زانو پوشیده بود عینک آفتابی به چشم داشت و موهای بلندش را از پشت دم اسبی کرده بود آن ها به آرامی در طول خیابان خاکی پایین آمدند رفت و آمد توریست در این شهر عجیب نبود اما آن ها معمولا ااطراف بندر قدیمی با کلیسایی که به سبک روکوکو ساخته شده بود و خانه های قدیمی داشت پرسه می زدند و یا به همراه تور به صخره آبی می رفتند به ندرت می شد که آن ها را در این بخش دید بنابراین فکر کرد شاید گم شده اند زن در کنار ماهی که احتمالا آخرین نفس هایش را می کشید همان جایی که پسرک آخرین بار با لگد پرتش کرده بود ایستاد و گفت این ماهی بیچاره رو ببین صدای او آرام و تو دماغی بود پسرک به طرف آن ها برنگشت اما از حضور آن ها آگاه بود او به سطح براق آب خیره شده و منتظر بود تا آن ها بروند زن به مرد گفت باید به رودخانه برش گردوند فکر می کنی این پسره ماهی رو می خواد مرد شانه هایش را بالا انداخت به نظر عصبی می رسید گفت از اینجا خوشم نمی آد به نظرم باید برگردیم اما زن نمی خواست برود آنجا ایستاده بود و نگاهش را از ماهی به پسر و از پسر به ماهی می چرخاند مرد گفت خب می تونی ازش بپرسی زن به طرف ماهی قدم برداشت و روبروی پسر که هنوز مشغول تماشای رودخانه بود ایستاد پسر با دیدن زن که به او نزدیک می شد خودش را جمع و جورکرد مانوئل صدای زن را شنید که از پسر می پرسید می دونی این ماهی داره می میره پسر با چشمانی بی حالت به او نگاه کرد و سرش را تکان داد زن با تاکید گفت می می ره می فهمی پسر همچنان خیره به او می نگریست زن به همراهش گفت مثل این که نمی فهمه مرد شانه هایش را بالا انداخت با این حرکت می خواست بگوید من که از اول گفتم خودت رو قاطی نکن زن به اطراف اش نگاه کرد چشم اش به مانوئل افتاد برای لحظه ای به مانوئل با پیراهن کرم رنگ پلاستیکی و کفش هایش نگاهی انداخت زن پرسید انگلیسی می دونی البته این بار لحن اش آرام و محترمانه تر از زمانی بود که پسر را مخاطب قرار داده بود مانوئل با لحن سرد و قاطع مثل اینکه بخواهد قضیه را ختم کند گفت که انگلیسی می داند زن لحظه ای مکث کرد و بعد پرسید می شه از این پسر بپرسین با ماهی می خواد چیکار کنه خیلی بیرحمانه است باید به رودخونه برگرده مانوئل نگاهی به زن و پسر انداخت مردد بود که در باره زندگی پسر به زن حرفی بزند یا نه از آلونک کثیف فقیرانه کنار ساحل که صبح پسرک از آن بیرون آمده بود بگوید یا نه این را بگوید که چطورپدر و مادر این پسر همیشه درگیر مخارج کوچک زندگی هستند این را بگوید که می خواهند در مکان زندگی آن ها یعنی آلونک های ماهیگیرها برای توریست ها هتل تازه ای بسازند پسر با کنجکاوی آن ها را نگاه می کرد مانوئل به پسر گفت این خانم می پرسه با اون ماهی می خوای چیکار کنی پسر دست کثیف اش را به چشم مالید و گفت می خوام بفروشم اش مانوئل به زن گفت می خواد بفروشه مانوئل سعی کرد طوری حرف بزند که بحث را خاتمه بدهد زن درنگ کرد مانوئل متوجه سردرگمی زن بود زن طوری به مانوئل نگاه می کرد که گویی در صورت او به دنبال راه چاره ای می گشت مردبا حالتی عصبی پشت سر زن پا به پا شد و گفت عزیزم فکر کنم باید بریم اما زن اهمیتی نداد مرد جابجا شد و گفت می دونی فکر می کنم نباید دخالت کنی زن پرسید چقدر ماهی رو می فروشه مانوئل نگاهی به همراه زن انداخت تصمیم زن برایش سرگرم کننده بود اما لبخند نزد مانوئل از پسر پرسید خانم می گه چقدر میخوای بفروشی پسر رقمی گفت که پنج برابر قیمت ماهی بود مانوئل با همان لحن قبل قیمت را به زن گفت اما این بار نتوانست جلوی خنده اش را بگیرد زن این لبخند را به نشانه دوستی گرفت کیف اش را باز کرد و اسکناسی دوبرابر آنچه پسر گفته بود در آورد زن پرسید نظرش که عوض نشده مانوئل ترجمه کرد پسر دست راستش را بطور عصبی تکان داد اما صورت اش مثل سابق همانطور بی تفاوت به نظر می رسید زن لحظه ای مکث کرد و نگاهی به ماهی انداخت بعد پول را به طرف پسر دراز کرد و پسر آن را گرفت زن خم شد و با دو انگشت ماهی را برداشت و به رودخانه پرتاب کرد بعد بدون اینکه به مانوئل یا پسرک نگاهی بیندازد با همراهش دور شدند مرد دستمالی به طرفش گرفت تا دست اش را پاک کند که زن نگرفت به نظر می آمد که مشاجره می کنند پسر پول در دست ایستاده بود مانوئل آنقدر به آن ها نگاه کرد که از نظر ناپدید شدند آن ها یک بار هم به پشت سرشان نگاه نکردند مانوئل سیگار دیگری روشن کرد و به موقعیت قبلی اش برگشت ماهی که زمان زیادی از آب بیرون مانده بود در میان لجن جان داد پسر به طرف رودخانه خم شد و با چوب ماهی را به سمت خود کشید بعد خم شد و ماهی را برداشت و بر زمین انداخت همین موقع نگاهش به مانوئل افتاد قلاب ماهیگیری را برداشت و بعد ماهی را به دست گرفت و به طرف کلبه به راه افتاد مانوئل ته سیگارش را به رودخانه پرت کرد و به راهش ادامه داد نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 18 41 توسط پل مردی با پیژامه سورمه ای لیلی مابورا مهناز دقیق نیا لیلی مابورا فارغ التحصل دانشگاه نایروبی کنیا است و مدرک خود را در رشته نویسندگی خلاق از دانشگاه ایداهو و به تازگی نیز دکترای زبان انگلیسی خود را از دانشگاه میسوری کلمبیا دریافت کرده است در سال 2010 با نوشتن داستان کوتاهی تحت عنوان چگونه می توانیم اسقف را بکشیم نامزد جایزه کین شد لیلی به ادبیات آفریقا و فمینیسم و موضوع زنان در آفریقا علاقه خاصی دارد مردی هست که من او را می شناسم بهتر است بگویم او مردی است که فقط با شنیده های تان می توانید او را بشناسید چون با هیچکس حرف نمی زند فکر می کنم همیشه در ناخودآگاهم به نوعی زندگی کرده و تکه تکه هایی از او به تدریج به هم پیوسته و حالا می شود گفت که این یکپارچگی شکل او را تشکیل داده است از مادرم داستان های بیشماری در باره او شنیده ام البته قصد تعریف این داستان ها را نداشت چون اهل غیبت نیست همینطور سال ها او را نگاه کرده ام آن زما ن پدرم آتلیه را پر از نقاشی ذغالی و مجسمه کرده بود که البته بعضی از آن ها را مادرم نابود کرد وقتی کار می کرد کنار پنجره می نشستم و به حیاط خانه آن مرد نگاه می کردم کاش می شد اسم اش رابگویم اما حس می کنم با گفتن نام اش همه چیز خراب می شود من فقط می خواستم تصویری از او رسم کنم این فکر اغلب به سر من می زد اما هیچوقت چنین فرصتی دست نداده بود اولین بار است که او را در حال خوابیده پشت فرمان ماشین آن هم با صورت رو به بالا می بینم چون همیشه با حالتی غم انگیز و مایوس کننده سرش را به طرف چرخ ها پایین می گیرد حالتی که من را یاد پیرمرد ون گوگ که سرش را در دست هایش گرفته می اندازد امروز صبح هیچ اثری از مستی در چهره او نیست زیر چشم هایش هم باد کرده و کبود نیست در ضمن سفیدی همیشگی دور دهانش به چشم نمی خورد پیژامه ای پوشیده که هرگز ندیده بودم پیژامه ای سرمه ای که شاید سال ها نپوشیده بود شاید خیاط خبره ای برای دوختن آن ها وقت زیادی صرف کرده باشد در کریچو خیاط خوب پیدا نمی شود آنجا فقط مرکز چای کنیا است بله حتما پیژامه سورمه ایش را از جای دیگری آورده است وزن ام را از یک پا به پای دیگرم می اندازم و خودم را قانع می کنم که حتما دیشب زیاده روی و بعد هم غش کرده است او زمان نا معلومی در تاریکی به خانه رسید نمی دانم شام خورده بود یا نه اما از ظاهرش معلوم بود که حمام کرده ...
|