Meta tags:
description= داستان های از امام حسن مجتبی;
Headings (most frequently used words):
های, داستان, از, امام, حسن, مجتبی, فایده, گذشت, ملاطفت, نوشته, پیشین,
Text of the page (most frequently used words):
حسن (9), مرد (8), شامی (8), السلام (8), علیه (7), حضرت (6), امام (6), گفت (5), مجتبی (5), علیّ (4), فرمود (4), خود (4), نوشته (3), های (3), روی (3), زمین (3), نیز (3), نمود (3), همراهان (3), پدرت (3), بنی (3), مهر (2), ۱۴۰۳ (2), است (2), رفت (2), کسی (2), بهتر (2), محبوب (2), علیهما (2), وجود (2), ندارد (2), گفتند (2), ابن (2), اللّه (2), شما (2), بود (2), چنین (2), دست (2), سپس (2), این (2), چون (2), کافر (2), هستی (2), آیا (2), داشت (2), حرکت (2), پسر (2), هاشم (2), فایده (2), گذشت (2), #ملاطفت (2), داستان (2), blogfa, com, پیشین, عناوین, آرشیو, وبلاگ, خانه, شده, جمعه, بیستم, ساعت, توسط, همچنین, ادامه, روایت, آمده, طور, مکرّر, شنیدند, ناموس, آبروی, دوستانم, مال, دنیا, خریداری, کردم, بعضی, اصحاب, رسول, دشمن, نباید, محبّتی, حقّ, شود, گرفت, رابه, منزل, آورد, رفع, خستگی, خوردن, غذا, لباس, هدیه, داد, روانه, فورا, عبای, انداخت, حمایت, طرف, مرخّص, هستید, بروید, مسجد, نماز, گذارید, بیایم, لحظه, یکی, سیلی, محکمی, صورت, نقش, ساخت, خشونت, جسارت, خداوند, همنشین, گرداند, همانند, دین, نداری, وای, دانی, پدرم, سوابق, درخشانی, دوست, داری, همان, راهی, بروی, سلام, آرامش, متانت, بلی, جای, برخاست, سمت, همراهانش, نزدیک, رسید, روزی, جمعی, امیّه, محلّی, نشسته, بودند, جمع, ایشان, نفر, اهالی, شام, حضور, همراه, عدّه, محلّ, عبور, کردند, دوستان, کسانی, هستند, هیبت, وقاری, کنند, ابی, طالب, باشند, عبّاس, ضمن, حدیثی, حکایت, کند,
Text of the page (random words):
داستان های از امام حسن مجتبی داستان های از امام حسن مجتبی فایده گذشت و ملاطفت فایده گذشت و ملاطفت روی زمین کسی بهتر و محبوب تر از حسن بن علیّ علیهما السلام وجود ندارد ابن عبّاس ضمن حدیثی حکایت کند روزی جمعی از بنی امیّه در محلّی نشسته بودند و در جمع ایشان یک نفر از اهالی شام نیز حضور داشت و امام حسن مجتبی علیه السلام به همراه عدّه ای از بنی هاشم از آن محلّ عبور می کردند مرد شامی به دوستان خود گفت این ها چه کسانی هستند که با چنین هیبت و وقاری حرکت می کنند گفتند او حسن پسر علیّ بن ابی طالب علیه السلام است و همراهان او از بنی هاشم می باشند مرد شامی از جای برخاست و به سمت امام حسن مجتبی علیه السلام و همراهانش حرکت نمود و چون نزدیک حضرت رسید گفت آیا تو حسن پسر علیّ هستی حضرت سلام اللّه علیه با آرامش و متانت فرمود بلی مرد شامی گفت دوست داری همان راهی را بروی که پدرت رفت حضرت فرمود وای بر تو آیا می دانی که پدرم چه سوابق درخشانی داشت مرد شامی با خشونت و جسارت گفت خداوند تو را همنشین پدرت گرداند چون پدرت کافر بود و تو نیز همانند او کافر هستی و دین نداری در این لحظه یکی از همراهان حضرت سیلی محکمی به صورت مرد شامی زد و او را نقش بر زمین ساخت امام حسن علیه السلام فورا عبای خود را روی مرد شامی انداخت و از او حمایت نمود و سپس به همراهان خود فرمود شما از طرف من مرخّص هستید بروید در مسجد نماز گذارید تا من بیایم پس از آن امام علیه السلام دست مرد شامی را گرفت و او رابه منزل آورد و پس از رفع خستگی و خوردن غذا یک دست لباس نیز به او هدیه داد و سپس روانه اش نمود بعضی از اصحاب به حضرت مجتبی علیه السلام گفتند یا ابن رسول اللّه او دشمن شما بود نباید چنین محبّتی در حقّ او شود حضرت فرمود من ناموس و آبروی خود و دوستانم را با مال دنیا خریداری کردم همچنین در ادامه روایت آمده است پس از آن که مرد شامی رفت به طور مکرّر از او می شنیدند که می گفت روی زمین کسی بهتر و محبوب تر از حسن بن علیّ علیهما السلام وجود ندارد نوشته شده در جمعه بیستم مهر ۱۴۰۳ ساعت 13 42 توسط خانه آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین مهر ۱۴۰۳ blogfa com
|