If you are not sure if the website you would like to visit is secure, you can verify it here. Enter the website address of the page and see parts of its content and the thumbnail images on this site. None (if any) dangerous scripts on the referenced page will be executed. Additionally, if the selected site contains subpages, you can verify it (review) in batches containing 5 pages.
favicon.ico: gator.blogfa.com - .

site address: gator.blogfa.com redirected to: gator.blogfa.com

site title: ...

Our opinion (on Wednesday 12 August 2026 18:41:53 UTC):

website (probably) only for adults * website (probably) only for adults ! YELLOW status (not for everyone) - not for everyone
After content analysis of this website we propose the following hashtags:



Meta tags:
description=کافه خرداد گاه درونم می‌گویم کاش همه‌ی این انسان‌ها حاصل مرض شیزوفرنی‌ام باشند;

Headings (most frequently used words):

یک, من, خرداد, می, این, خانه, ای, در, کافه, گاه, درونم, گویم, کاش, همه, انسان, ها, حاصل, مرض, شیزوفرنی, ام, باشند, مسیر, باد, جا, از, دور, است, عالمه, تنهایی, صورتی, تمام, روزهای, شهریور, دوباره, که, مال, بودی, واسه, دیگه, عاشقی, جاده, طرفه, اس, استانبول, حسرت, نداشتن, ات, گیتور, همیشه, انتظار, 22, با, رابین, هود, راه, موزه, جواهرات, ملی, 28, 2013, نوشته, های, پیشین, پیوندها,

Text of the page (most frequently used words):
های (74), توی (66), بود (63), این (56), بودم (54), دست (38), است (33), برای (31), همه (27), شده (26), روی (26), وقت (25), دلم (22), کرده (22), نمی (21), چشم (21), روز (20), خانه (19), وقتی (19), ساعت (18), کنم (18), خواب (18), ۱۳۹۲ (17), آدم (17), هایی (17), کردم (17), اما (17), همان (16), یکی (16), دیگر (15), کند (15), همیشه (15), خودم (15), کرد (15), تنهایی (15), باشد (14), حرف (14), روزهای (14), داشت (14), مثل (13), دور (13), قدر (13), امروز (13), داشتم (13), راه (13), زندگی (13), بودی (13), ۱۳۹۱ (12), نوشته (12), گیتور (12), کلی (12), همین (12), بودیم (12), تخت (12), ۱۳۹۰ (10), خرداد (10), توسط (10), تهران (10), چند (10), چیز (10), خواست (10), دستم (10), چیزی (10), هیچ (10), #انتظار (10), هایم (10), نشسته (10), نبود (10), صبح (10), موزه (9), دارد (9), ولی (9), اگر (9), خیلی (9), زیر (9), خدا (9), حالا (9), داد (9), تمام (9), نگاه (8), جایی (8), فکر (8), رفت (8), گفت (8), بوده (8), بعد (8), خود (8), هنوز (8), دنیا (8), کوچه (8), مجرد (8), #شهریور (7), خانم (7), شود (7), سینه (7), مال (7), دوست (7), درست (7), جور (7), کسی (7), خوبی (7), باز (7), بار (7), آمد (7), گذاشته (7), گفتی (7), خودش (7), آخرین (7), ۱۳۸۹ (6), آبان (6), تیر (6), بیست (6), نیست (6), بیشتر (6), ریز (6), بیدار (6), آید (6), لباس (6), سرم (6), خوب (6), هستم (6), سال (6), رفته (6), باشم (6), دوباره (6), چیزهای (6), خورده (6), گفتم (6), دیدم (6), تنگ (6), کلاغ (6), قارقار (6), دقیقه (5), جای (5), نزدیک (5), جان (5), شوم (5), سنگ (5), زده (5), باید (5), خواهد (5), کردن (5), بارها (5), کننده (5), کشیدن (5), یادم (5), رفتن (5), نبودم (5), روزها (5), داده (5), تنها (5), گذاشتم (5), زیادی (5), هایش (5), خالی (5), خوش (5), مرا (5), باران (5), هتل (5), دادن (5), قبل (5), پیش (5), قرار (5), بوی (5), جیغ (5), خواستم (5), چای (5), بزرگ (5), بستم (5), صورتی (5), پشت (5), زیتا (4), مرداد (4), بهمن (4), بدون (4), گاهی (4), نیم (4), جواهرات (4), زمرد (4), کنید (4), مروارید (4), شما (4), تایی (4), سبز (4), ماه (4), حتا (4), دیده (4), زنم (4), منتظر (4), نشستم (4), تاریکی (4), گشتم (4), دادم (4), نداشت (4), بیش (4), بالا (4), قهر (4), روزهایی (4), خبر (4), عجیب (4), لیری (4), آخر (4), کشتی (4), باد (4), میان (4), اشک (4), شان (4), نیمه (4), گاز (4), صورتم (4), خورد (4), نفره (4), ناهار (4), ردیف (4), دارم (4), تازه (4), نفر (4), حین (4), دانه (4), پنجره (4), کابینت (4), اولین (4), اتاق (4), دلتنگ (4), شهر (4), ماشین (4), مجازی (4), اتفاق (4), آذر (3), اسفند (3), اردیبهشت (3), بدی (3), هزار (3), ملی (3), روزی (3), رنگ (3), خواهم (3), چراغ (3), بیاید (3), گیر (3), نیستم (3), گردنم (3), گوش (3), کارتن (3), پرده (3), برایم (3), فهمیدم (3), بینم (3), آینه (3), درشت (3), چرخ (3), ندارم (3), دختر (3), راهی (3), نکرد (3), کار (3), هرگز (3), ماند (3), ماندم (3), دلیل (3), باقی (3), چیزها (3), فراموش (3), انگار (3), داشته (3), گرفته (3), احساس (3), آدمی (3), انسان (3), گذشته (3), خفه (3), هایمان (3), هایت (3), سخت (3), حسین (3), مان (3), مردم (3), کردی (3), عالمه (3), صحنه (3), سقف (3), خیس (3), شدیم (3), دستت (3), کردند (3), کفش (3), داشتیم (3), اعتراض (3), ذهنم (3), صدای (3), بین (3), پله (3), مرغ (3), راننده (3), ساکم (3), فاصله (3), بلند (3), خیال (3), حال (3), فرودگاه (3), دویدم (3), دار (3), دانستم (3), خوشحال (3), وسط (3), ریخته (3), روشن (3), کشیده (3), ببینم (3), نصفه (3), بیسکوئیت (3), خواهرها (3), مسجد (3), رفتم (3), کتاب (3), زدم (3), روبه (3), همراه (3), بسته (3), دردهای (3), یعنی (3), الهام (3), خندیده (3), فروردین (2), مهر (2), وبلاگ (2), پست (2), ممنوع (2), اون (2), هفته (2), کردید (2), بروید (2), حسابی (2), زنند (2), شاید (2), کیف (2), چوب (2), ناقابل (2), هست (2), کاملا (2), اصلا (2), دوستش (2), ویترین (2), درویش (2), الماس (2), یاقوت (2), شماست (2), قبول (2), حرفش (2), گیرم (2), تبدیل (2), راستش (2), بعضی (2), پای (2), شجاع (2), شدم (2), کجا (2), تولد (2), خاص (2), کنی (2), بدم (2), فیلم (2), رابین (2), هود (2), پرنس (2), نخورده (2), اسکارلت (2), زمین (2), دهم (2), خیره (2), بابت (2), شکایتی (2), عمر (2), بهتر (2), جدید (2), معمول (2), تخطی (2), خلاف (2), نکردم (2), نشستن (2), بچه (2), نیامد (2), گربه (2), کشید (2), خاموش (2), کاناپه (2), دنبال (2), جوان (2), سالگی (2), حاصل (2), تاریک (2), عجیبی (2), بیفتم (2), بالاها (2), هوایم (2), برخلاف (2), توانستم (2), راضی (2), بدبخت (2), بودنش (2), بدهد (2), دهد (2), لجباز (2), مشت (2), قماربازهای (2), جیرینگ (2), پایین (2), خیابان (2), استقلال (2), راحت (2), چسبیده (2), سرد (2), جمع (2), اندازه (2), نبوده (2), زدند (2), قلب (2), رفتی (2), دیدن (2), شدن (2), دیدیم (2), انداخته (2), نداشتیم (2), مصرف (2), سمت (2), پرواز (2), سوال (2), متروی (2), جایش (2), بعدتر (2), تند (2), قدم (2), مرز (2), آور (2), نفس (2), شوی (2), خودت (2), تحمل (2), استانبول (2), گذشت (2), مشغول (2), شادی (2), چهار (2), مرد (2), انتظارها (2), رسیده (2), دندان (2), ترک (2), سوز (2), عقب (2), کمال (2), دونه (2), پیدا (2), واقعی (2), امیدواری (2), تلخ (2), گذراندم (2), باشی (2), دهی (2), بود_ (2), تراس (2), شمالی (2), 27d (2), فقط (2), بنشینم (2), مادرم (2), چنین (2), حسرت (2), جاده (2), طرفه (2), کشد (2), شنوم (2), بزند (2), بگویم (2), سفید (2), مفصلی (2), عصرش (2), ذوق (2), نداشتم (2), کنارم (2), کنارش (2), بکشد (2), رسیدیم (2), مشرف (2), خواندن (2), لابد (2), بودمش (2), صندلی (2), اُپن (2), لیوان (2), زدیم (2), دریایی (2), غذا (2), خواهر (2), خسته (2), غذای (2), زور (2), بیرون (2), سوار (2), حساب (2), رویم (2), مردی (2), پیشت (2), تویش (2), خریده (2), بیشترش (2), افتاد (2), یازدهم (2), خواهرم (2), پدر (2), فحش (2), برادرم (2), مجردی (2), گاه (2), فین (2), تنهای (2), مجردم (2), آمده (2), بهش (2), اگرچه (2), وسایلم (2), زنگ (2), شستن (2), دراز (2), دلخوشم (2), نخواهد (2), گنده (2), دانم (2), دلتنگی (2), سرحالم (2), هلال (2), پرچم (2), گیرد (2), گرفتم (2), دوان (2), علی (2), بروم (2), کابوس (2), دستش (2), مطمئنم (2), خوابیدم (2), دوستم (2), منتظرم (2), کسل (2), عصر (2), خبرهای (2), بدحال (2), بمانم (2), دیروز (2), شیروانی (2), مسیر (2), شبانه (2), عرق (2), نکند (2), تختش (2), ترسیده (2), نگفتم (2), کافه (2), blogfa, com, کیا, رادِ, سیاه, سرفه, پیوندها, پیشین, عناوین, آرشیو, الکترونیک, پروفایل, مدیر, گونه, برداشت, ذکر, منبع, مطالب, قدیمی, چهاردهم, چشمای, خوشگلت, کنه, دیوونه, 2013, دوم, الغرض, محترم, آقای, عزیز, ثواب, کلام, حراج, تومان, دهید, دانشجو, باشید, بها, مترو, خور, ارزش, تومانی, آبی, رنگی, پردازید, گذرد, دریای, نور, لعنتیِ, معروف, خواهید, دید, ببینید, پشتوانه, ریال, شکلی, دارید, روزگاری, فرصتی, رفتید, گذشتن, _محض, رضای, خدا_, خوشگلتان, پسندید, رشته, گردنتان, تصور, دلِ, خون, تِم, مذهبی, هایتان, سپاسگزار, _با, زیباست_, چنگی, زند, برلیان, نزنید, گوهر, فروشم, زمردش, گوگل, سرچ, زمرد_ایمیج, ذوقی, برقی, نزده, پسندیده, نباید, علاوه, دندانم, مَرکب, پایم, تکه, پسر, دنیاست, ذاتا, وفاست, فطرت, غیبش, چرا, اراده, تولدم, زیبا, کلاه, مردها, خوشگلش, تراش, اعلا, تارا, باتلر, محمدی, ملکی, سنگای, میاد, دریاس, جالب, نحوه, آمدنش, سنگی, گران, قیمت, ترین, هوش, برده, منحصر, فرد, نشانش, تنم, بندمش, سفیدی, درخشش, زمردهای, انگشتری, شبیه, انگشتم, هشتم, جزء, لاینفک, شرایط, بهت, خلاصم, شرع, عرفی, گوشه, بیخودانه, نتیجه, درهای, طرز, رقت, آوری, چاق, ظرف, قانع, خودمانیم, گهی, تاوانش, دروغ, گریسته, گردی, مضحک, متورمی, طاقت, وجه, کارها, انتظارِ, پرتگاه, نیفتادم, ناامید, بالاخره, _بیشتر, بیش_, لیچار, بارش, رهایم, انفرادی, نجاتم, حکمتش, الله, اعلم, ازش, دلخور, ایم, تنهایم, نگذاشته, اینی, منِ, بهترین, عمرم, توانست, الآنم, ویژه, بسازد, حرامزاده, فرزند, نامشروع, مشروعی, خطا, سالم, متوقف, تاوان, همچنان, نازک, قدیم, متورم, منی, سایه, عاشق, خموده, آفریده, فرصت, خرش, غریب, اعصاب, خرد, بزنم, صورتش, زرنگ, هاست, بیستم, نبودیم, نباختیم, لیرهایی, بردیم, سکه, کلفت, جیب, رقصیدند, پریدنشان, جعبه, شیادی, قمارفروش, شنیدیم, باخته, صمیمی, لحظه, آویزان, معطل, نگذاشت, باختیم, یکدیگر, بهار, فصل, خنده, کودکانه, موسم, ناشی, وزید, بچسب, سردش, گرمم, خواننده, پیت, چشمات, نرسه, ابی, مرتبی, برایش, بقیه, مسافرها, تیک, تاک, لیدرها, آمدی, بُغاز, پیمود, نوردیده, اندوه, خاصی, سرما, امانم, بریده, دلگرم, جمعیت, دوید, کجاها, رقص, هیجان, رقصنده, لبالب, شرمم, بدن, لخت, دریا, بارانِ, ناگهانی, گردنکش, غافلگیرمان, نئوپانی, نامطمئن, کاره, پناهمان, خفیف, درز, مانده, شکرش, چترهای, آفتابی, زِپِرتی, فروش, کاورهای, بنز, فروخت, هیبت, بغض, فرو, نشست, وسطِ, نمِ, بارشی, دلچسب, دویدیم, چاله, پریدیم, دلمان, پرستوهایی, چشمانمان, کردیم, جوراب, تعریفی, کمالی, دعایی, خدایا, پیدایت, مدام, چرخیدی, ایستگاهه, کندن, سربالایی, جنس, دویدن, نخود, پلو, طعم, شال, مبادا, گردنت, انداختی, دود, بپیچی, بگیری, امکان, گازهایی, تظاهر, کنندگان, پارک, گِزی, سوت, میدان, تقسیم, شلوغی, فلفل, شیب, حاضرم, قسم, بخورم, اولی, دیدمش, سامان, سوئیت, خنک, نگران, شلوار, سفیدم, نیز, ولوله, جشن, عروسی, همسایه, توامان, بادمجان, گوجه, فرنگی, تنوری, گشت, حواست, آمدن, میز, خوری, سختکوشی, داری, پروازم, خودمی, پیدایی, گلیپ, سُراند, ترکی, اینو, تُن, صدایت, داشتی, اصرار, حرارت, زدنت, باورم, منطق, زنِ, طلسم, شکسته, مطابق, زود, بعدش, _روزهایی, ملموس, سکوی, یاد, مژه, مهربان, مگر, مغز, فراموششان, تلفنی, شماره, بلیتی, هواپیمایی, رسیدنی, مشتم, ابرها, پنجاه, خلبان, مسافر, نفری, شُسته, رُفته, مودب, جایمان, بیف, استراگانفی, مزه, گاو, مرده, ایرادی, نگرفتیم, ایستادی, ظهرش, خوام, الان, برم, چون, دوس, رسیدنم, کردنم, دورها, بندهای, پاکت, عطری, فردا, لای, محفظه, بالای, بلندی, گیت, تسمه, خودکار, بگذارد, خواهی, آسمان, رسید, بالاتر, ساکی, قرضی, ساک, اضطراب, قهری, دوری, اتفاقی, نداشتن, ششم, مرتضی, پاشایی_, واحد, بغلی, خوشحالی, تاکسی, بغل, ماسماسکی, پیچیدنش, راست, ریخت, شهربازی, بلیت, بکشم, تندتر, بخندم, گرمای, هلاک, رمضان, پیچ, بپیچانم, ساکت, دروازه, دولت, تحسین, دیشب, وبگردی, اضافه, کینه, روح, موهای, فلاش, مکرر, ظاهر, نخوابیدم, قابل, زدگی, طول, گوشی, لاین, خارج, آزار, سرگرم, کاری, ذره, طرف, چاره, بیدارش, طور, طبیعی, پرید, بگوید, جون, واسه, دیگه, عاشقی, شانزدهم, یغمای, جندقی, خرمن, طاعت, رود, گندم, خال, سریع, زودتر, گذاشتی, ولو, گلدن, ایج, فصلی, اندیشه, اسلامی, دورترها, کمر, ماسیده, پیوستند, عکس, خانوادگی, شهرداری, بهشان, دادیم, معمولا, انقدر, خورم, حیف, خوبیو, بدیم, اینا, بخورن, روند, تحقق, آرزوی, کردنش, تکمیل, جدا, رفتیم, سُنی, نماز, بخوانم, داخل, قرنیزی, برهنگی, نشان, آقایی, بهم, توپید, زبانش, برگردیم, دیر, قهوه, حوالی, کشیدیمشان, یعد, بودند, ملحق, شدند, دعوای, گرسنه, صندلیِ, تمیز, بازش, اولبن, تعارف, همینش, شاکی, جیزهای, اخم, کشیدی, دفترت, شدی, نزدی, سلام, تغییری, نکردی, تنه, کشیدم, بیخودی, ریسه, رفتند, مخصوصا, بزرگه, غریبه, سری, نیاز, ماجراها, درشکه, نکرده, برگردم, عصبانی, نبودی, دفعه, _تنها, بودم_, عادت, کارهای, بکنم, کردنشان, مهربانی, عمدا, تاریخ, ایران, باستان, نبات, زعفرانی, سُرش, بدهم, گشتن, خِش, خِشی, کشیدمش, نگرو, تلفات, جنگ, ارتش, شکم, دهنم, خوردن, کِی, دومی, قورت, آمدنم, ملافه, بالشتی, آبمیوه, ایچ, ریتر, اسپرت, فندقی, نهایت, خواستن, نتوانستن, دنیای, روزای, سرشار, بامدادش, اول, بلال, پخته, شوند, الهه, رکیک, خرخره, سفت, بامداد, روم, گروه, خونی, یکسان, بیدارم, یادآوری, غمگین, لنگ, ظهر, سرماخوردگی, طولانی, مدت, شبی, ترس, مردن, پتو, کامل, اتاقی, حالم, ندیده, لبه, _در, باشم_, آیت, الکرسی, فوت, بودن, گذشتم, بعدی, تصویر, زنی, سینک, شست, لااقل, وعده, ناگهان, فرعی, اصلی, ایستاده, تکان, بردم, لعنتی, ایستادم, حلقه, ارتباط, طبقه, سوم, کثافتم, فشار, آیفون, تصویری, شام, رخت, لباسشویی, جدیدم, _مخصوصا, اعصابم, جلوی, مبل, قرمز, راهم, تخمه, شکستن, سیزن, سریال, زنان, خاطر, ریزش, موهایش, غرغر, پسِ, سرش, ببوسم, آدمِ, هیچی, نداری, درسی, دراور, کهنه, یله, کمدی, گرد, خاکی, پاتختی, ماهی, قسر, عید, شهروند, درمان, جاهایی, مردمش, سوارهای, دماغ, صورت, غریبش, صورتک, گیتوری, راجع, بنویسم, افتخار, ستاره, دنباله, دار_علی, لهراسبی, قسمتی, رفتنِ, جزیره, برگشت, کوچکی, منظره, دلاری, استیک, نصرت, فروشگاه, برندهای, مطرح, جذابیتی, زرق, برق, فیک, اروپایی_آسیایی, رنک, آورد, اسکندر, کباب, مشهورش, پیام, امیدی, گوشم, رسانده, لقمه, افتادم, کانتر, ماهان, تحویل, دلواپسی, معنی, کنسرت, خواهرهایم, حاج, مشترک, غرغرهای, مارجی, ساعتی, سرکار, برگشتن, سلی, ماجراهای, کارگری, بشقاب, کیش, پنت, هاوس, گرند, نروم, رودخانه, بنشینی, زار, بزنی, نتوانی, مانع, رفتنش, برنگردانم, بنویسد, دیدی, تختی, مناره, برافراشته, قرمزی, وسطش, کفپوشی, رویش, پراند, گلدان, بهانه, کوچک, خوشبختی, مدل, ویلا, پول, نشدنی, ناز, داریم, بابتش, مطمئن, بده, امشب, ترسیدی, سنگین, کنارت, نشینم, امتحان, درس, بخوانی, پرم, موهایم, سشوار, خشک, جاهای, باریک, جواب, ذهن, کردنی, کدام, فایده, دانشگاه, بیشتری, نمره, صفر, کله, قرضش, آشغال, نفهم, شنیدم, کثافتی, ادعایم, عین, آمار, سکوت, شریک, دزدید, چندیم, چندتایی, جلوتر, غریبی, سرعتی, غیر, مزمزه, آشتی, آرام, صدایش, دیوانه, دبیرستانی, گفته, کنند, افتد, حساسیت, بیخود, وسواس, الزاما, بند, برنگردد, درخت, چنار, مجتمع, گلوی, پاره, صبحانه, خوردیم, ساجده, وامم, خبری, کلاغه, آورده, عظیم, تَقی, پیاده, صبر, کلاغی, ظریف, تون, ممنونم, دستای, مهربونتون, گرم, فشارم, نیروی, نوشتن, هستید, بمیرم, میرم, زنده, یاکریم, هواشناسی, اعلام, توفان, دیروزتر, نبرد, مشکوک, سرگیجه, پارازیت, ماهیانه, زنانه, دیدند, دیروزهای, انگیز, رساندم, خاکستری, برمی, ترسم, بماند, قصه, ببافد, خوابم, ببرد, نبودن, صداهای, پروازهای, ورودی, لبخند, نامه, بغلش, چیزهایی, خاطراتش, کارهایم, پیچیده, دوستشان, توانستند, آوردند, کوچکش, حرفی, گفتن, نباشد, سفر, متنفر, تنهایش, آقاجون, سراند, صندوق, پهن, کنار, بارانی, پدرم, راندن, زیرش, باریده, آهنگ, کُردی, پلی, صداش, عربای, خیابون, سرت, مونه, دانستیم, وقوع, خودمان, آوردیم, همدرد, قارقارشان, خاله, زنکی, حتما, ایمان, آوردم, خیر, نگاهش, تجربه, مهم, بدترین, شکل, ممکن, ندارد, ترسد, قرآن, درونم, گویم, کاش, مرض, شیزوفرنی, باشند,


Text of the page (random words):
کسی باشد وقتی از چیزی می ترسم تا صبح کنارم بیدار بماند و قصه ببافد تا خوابم ببرد که از چیزی نبودن صداهای عجیب شبانه مطمئنم کند که توی صف روبه روی در پروازهای ورودی با یک لبخند بزرگ منتظرم باشد که کلی نامه های دلتنگی توی وسایلم گذاشته باشد که وقتی بغلش می کنم دوباره بگویم خودش است و خودش باشد برای همین چیزهایی که چند خط هم نمی شود تهران و خاطراتش را جا گذاشته ام دلیل خوبی شده برای خیلی از کارهایم یک چیزی مثل قارقار کلاغ توی سرم پیچیده کلاغ هایی که همیشه دوستشان داشتم تا توانستند خبرهای بد آوردند شما را به خدا بس نیست دیگر دردهای مشکوک و سرگیجه های لابد بابت پارازیت جای خودش را به دردهای ماهیانه ی زنانه داد آدم بدحال هم که می شود توی تخت خودش باشد بهتر است امروز توی تخت خودم بدحال می شوم امروز اگر قرار باشد بمیرم توی تخت خودم می میرم امروز اگر زنده بمانم روی همین تخت زندگی می کنم دیروز تا چشم کار می کرد سقف های شیروانی بود و شیروانی مرغ دریایی بود و چند تایی یاکریم دیروز هواشناسی اعلام کرد که توفان در راه است قارقار دیروزتر می گفت خانه در مسیر باد است خدا کند باد خانه ام را با خودش نبرد از همه تون ممنونم دستای مهربونتون رو گرم می فشارم شما نیروی نوشتن من هستید نوشته شده در دهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 23 10 توسط گیتور این جا از خانه دور است دلم برای تهران تنگ نخواهد شد تهران یعنی یک عالمه تنهایی تهران شهر من نیست من یک شهروند درست درمان نبودم هرگز یک جاهایی و یک وقت هایی چه قدر به مردمش توی دلم فحش دادم و این چه قدر تنهایی آدم را بزرگ تر می کند دلم برای ماشین سوارهای گنده دماغ و صورت های عجیب غریبش تنگ نخواهد شد بین همه ی آن صورتک ها و ماشین ها انگار گم شده بودم شده بودم گیتوری که امروز نمی دانم باید راجع بهش چه بنویسم به گیتور آن روزهای تهران افتخار نمی کنم تهران شهر دلتنگی بود و تنهایی از تمام چیزهای خوب دنیا دو تا دست دارم که به اندازه ی جواب سوال های توی ذهن ام خالی ست به زندگی زیر و رو شده ام نگاه می کنم روزها را خوابیدم و شب ها نشستم به خواندن و فکر کردنی که هیچ کدام فایده ای نداشت دانشگاه هم رفتم و بیست های بیشتری گرفتم اما نمره ام توی زندگی یک صفر کله گنده بود به دوستم گفتم قرضش را پس بدهد آشغال و بدبخت گفتم و نفهم و گه شنیدم و هنوز منتظرم دنیا جای کثافتی شد که خودم اولین نفر تر زدم تویش تازه ادعایم هم می شود همه ی روزهای کسل کننده را عین آمار کسل بودم و توی سکوت شب هایش آخرین نفر با من بیدار بود شریک زندگی ام شد و بیشتر تنهایی ام را دزدید تازه فهمیدم توی این زندگی چند چندیم اگرچه همیشه ی خدا چندتایی جلوتر بود مهر و آبان عجیب و غریبی داشتم زندگی ام روی دور تند گذاشته شده بود و همه چیز سرعتی غیر معمول داشت بیشترش را بدون این که مزمزه کرده باشم گذراندم کلی قهر و آشتی داشتیم همیشه هم همه چیز آرام نبود بین ما یک وقت هایی دلتنگ صدایش بودم و خودش و یک روزهایی دیوانه تمام زندگی ام را توی مشت گرفتم و راه افتادم خواستم از تهران و تنهایی هایش دوان دوان دور شوم توی فرودگاه وقتی باران را به کانتر ماهان تحویل داده بودم و دلواپسی دیگر معنی نداشت دلم برای کنسرت رفتن با خواهرهایم و علی حاج علی و تخت اتاق مشترک با برادرم و غرغرهای مارجی جی وقتی با زیتا چند ساعتی یک ریز حرف زده بودیم و برای از سرکار برگشتن های سلی و ماجراهای کارگری برای بشقاب ناهار همیشه نیم خورده ی پدر برای کیش و پنت هاوس هتل گرند و کلی چیزهای دیگر تنگ شد اما دلیل نمی شد نروم می خواستم مثل رودخانه ای که هر قدر کنارش بنشینی و زار بزنی نتوانی مانع رفتنش شوی 1 بروم و سرم را برنگردانم بروم که یک آدم جدید این جا بنویسد خدا را چه دیدی شاید خوشحال هم باشد مثل حالا روی تختی دو نفره بنشینم و از پنجره کلی مسجد و مناره ببینم با پرچم های برافراشته ی قرمزی که یک هلال ماه سفید وسطش دارد یک اتاق نمی دانم چند در چند با کفپوشی که وقتی رویش راه می روی همه را از خواب می پراند و کلی گلدان پشت پنجره دلم را به همین چیزها خوش می کنم بهانه های کوچک خوشبختی ماشین مدل بالا و خانه و ویلا و پول تمام نشدنی ندارم و راستش یک روزهایی قهر و ناز هم داریم اما چیزی را که از بابتش مطمئن هستم این است که دیگر تنها نیستم دستت را به من بده های مجازی امشب که ترسیدی خودم پیشت هستم های مجازی بار سنگین را خودم بلند می کنم های مجازی کنارت تا صبح بیدار می نشینم تا برای امتحان درس بخوانی های مجازی دیگر تمام شده امروز من اگر برای چیزی هم دلتنگ باشم برای چشم های کسی ست که وقتی نیمه شب از خواب می پرم درست روبه رویم بیدار است موهایم را با سشوار خشک می کند و وقتی کابوس دیده ام دستش را درست قبل از این که خواب به جاهای باریک بکشد روی سینه ام گذاشته و از بودنش مطمئنم کرده حالا از این شهر هزار مسجد چیز زیادی نمی خواهم نه صد دلاری تا نخورده و نه خانه استیک نصرت نه فروشگاه هایی با برندهای مطرح جذابیتی دارد و نه زرق و برق فیک اروپایی_آسیایی اش نه موزه های رنک اش سر ذوق ام می آورد نه اسکندر کباب مشهورش به هلال ماه میان پرچم زل زده ام و پیام امیدی که به گوشم رسانده ای 2 را گرفته ام زندگی یعنی لقمه هایی که دست تو می گیرد دست هایی که دست مرا می گیرد دلخوشم به همین چیزهای کوچکی که دارم به این منظره ی مشرف به شهر که سرحالم می کند و به تو که بیشتر از همه چیز سرحالم می کنی زندگی یعنی انتظار جزیره رفتن هایی که توی یک ساعت و بیست دقیقه ی راه برگشت با تو تنها باشم 1 قسمتی از رفتن همیشه رفتنِ زیتا 2 ستاره ی دنباله دار_علی لهراسبی نوشته شده در سی ام آبان ۱۳۹۲ ساعت 11 27 توسط گیتور یک عالمه تنهایی صورتی یک شب از آن شب هایی که خواهرم تا بامدادش را با شب های روشن همراه اول روز کرد و مادرم دانه های بلال پخته را یکی یکی می کند تا له شوند زیر دندان هایش و پدر تا الهه صبح فحش های رکیک به دنیا و آدم هایش داد و تنهایی خرخره ام را سفت چسبیده بود و ساعت از چهار بامداد تخطی می کرد دلم گرفته بود کتاب های درسی روی دراور کهنه یله انداخته بود لباس های مجردی ام توی کمدی از چوب واقعی جا خوش کرده بود کفش های گرد و خاکی ام را به زور جا کرده بودم و روی پاتختی تنگ ماهی های قسر در رفته ی عید دلخوشم می کرد و دلتنگ بودم دلم شام خانه ام را می خواست و مجرد بودم دلم رخت شستن با لباسشویی ال جی جدیدم را می خواست و مجرد بودم _مخصوصا وقت شستن لباس زیر با دست که همیشه ی خدا روی اعصابم بود_ دلم دراز کشیدن جلوی مبل قرمز راه راهم را می خواست و مجرد بودم دلم تخمه شکستن و دراز کشیدن و سیزن آخر سریال زنان خانه دار را می خواست و مجرد بودم دلم باران را هم می خواست دلم می خواست دوباره به خاطر ریزش موهایش غرغر کنم ولی باز پسِ سرش را ببوسم و مجرد بودم آدمِ مجرد ِ هیچی نداری شده ام این روزها وقتی که در را می بستم _در را می بستم که برای همیشه بسته باشم_ آخرین نگاه به خانه را آیت الکرسی و فوت کردن بهش را چک کردن بسته بودن در تراس را فراموش کردم در را بستم و از آخرین نگاه دلتنگ کننده گذشتم نگاه آخر را گذاشتم برای بعد برای بعدی که می دانستم هیچ وقت پیش نمی آید در را بستم و گذاشتم آخرین تصویر توی ذهنم همان زنی باشد که پشت سینک لیوان چای اش را می شست و اگرچه خوشحال نبود لااقل از وعده ی چای عصرش راضی بود ناگهان دیدم وسط کوچه ی فرعی به اصلی مان ایستاده ام و پرده های پنجره ی اتاق خواب برایم دست تکان می داد خودم را ریخته بودم توی کارتن وسایلم و داشتم می بردم جایی همه ی لعنتی مجردم را وسط کوچه ایستادم و آخرین کارتن و آخرین حلقه ی ارتباط با خانه توی دستم بود به طبقه ی سوم شمالی خیره ماندم به روزهای تنهایی چه روزهای تنهایی همه را پشت سر می گذاشتم حالا که مجرد بودم دلم برای خود تنهای کثافتم تنگ می شد حالا که مجرد بودم دلم برای فشار دادن زنگ آیفون تصویری نیم سوز خانه ام تنگ می شد حالا که امروز اما نشسته ام روی تخت ام دی اف صورتی درست رو به روی برادرم به خواب می روم و اولین مردی که هر صبح می بینم گروه خونی اش با من یکسان است خواهرم هر روز در اتاق را باز می کند بیدارم می کند و هر شب یادآوری می کند که چه قدر هر صبح دختر روی تخت صورتی را غمگین دیده است توی این همه مجردی و خواب های تا لنگ ظهر و گه گاه سرماخوردگی های طولانی مدت و قلب دردهای سخت نصفه شبی و ترس از مردن توی تنهایی خودم بوده ام زیر پتو بدون این که تخت رو به رو را بیدار کنم فین فین کرده ام و خود تنهای مجردم بوده ام یک ست کامل صورتی ردیف کرده ام توی اتاقی که هیچ وقت حالم را ردیف ندیده است و این تنهایی هر شب تا لبه ی تخت صورتی ام آمده و صبح رفته است نوشته شده در یازدهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 4 30 توسط گیتور تمام روزهای شهریور دنیای این روزای من سرشار است از بی نهایت خواستن و نتوانستن نوشته شده در یازدهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 2 57 توسط گیتور دوباره ای که مال من بودی در کابینت را باز کردم دنبال نبات نی دار زعفرانی می گشتم که سُرش بدهم توی چای ام در حین همین گشتن دستم به یک چیز خِش خِشی خورد کشیدمش بیرون و دیدم بیسکوئیت نگرو است که هنوز دو سه تایی تویش بود در کابینت را که بوی غذای گربه می داد بستم نشستم روی صندلی اُپن و یکی از تلفات جنگ بیسکوئیت با ارتش شکم را گذاشتم توی دهنم و حین خوردن به این فکر کردم که کِی خریده بودمش و کی بیشترش را خورده دومی را که قورت دادم یادم افتاد که روز قبل از آمدنم پیش تو همراه ملافه و رو بالشتی یک بار مصرف و آبمیوه ی سن ایچ و ریتر اسپرت فندقی یک بسته هم از این خریده بودم آن روز یعد از این که آن خانم ها که خواهر هم بودند به ما ملحق شدند سوار کشتی شدیم بعد از دعوای مفصلی که کرده بودیم گرسنه ام شده بود و روی آن صندلیِ راحت و تمیز بازش کرده بودم و اولبن دانه اش را خورده بودم و بعد به تو تعارف کرده بودم و همینش شاکی ات کرد همیشه اولین چیزهای تو مال من بود و اولین جیزهای من مال خودم این شد که اخم هایت را توی هم کشیدی دفترت را باز کردی و مشغول حساب کتاب شدی و با من حرف نزدی دیگر اس ام اس دادم سلام اما تغییری نکردی کت نیم تنه ام را کشیدم روی صورتم و خودم را به خواب زدم آن خانم ها بیخودی ریسه می رفتند و دلم می خواست خفه شان کنم مخصوصا بزرگه را همان غریبه ای شده بودی که سری قبل روبه رویم نشسته بود و حساب کتاب می کرد و با خانم ِ نیاز چای می خورد همان مردی که مال من نبود و نمی دانستم با او ماجراها خواهم داشت یادم آمد تا وقتی که خواهرها را سوار درشکه نکرده بودی هنوز قهر بودیم می خواستم برگردم هتل و همین را هم گفتم دیگر عصبانی نبودی دیدم درست همان جایی که دفعه ی قبل تنها نشسته بودم _تنها نشسته و به تو فکر کرده بودم_ پیشت نشسته ام گفتم عادت کرده ام که کارهای یک نفره بکنم و دو نفره کردنشان وقت می خواهد همیشه بوی مهربانی می دهی و آن روز بیشتر عمدا زدیم به تاریخ ایران باستان و من آن قدر حرف زدم که وقت ناهار شد خواهرها برای ناهار به ما پیوستند و عکس های خانوادگی شان را دیدیم و حرف زدیم و به مرغ های دریایی که شهرداری غذا دادن بهشان را ممنوع کرده بود غذا دادیم خواهر بزرگ تر گفت من معمولا انقدر می خورم که خسته شم حیف نیست غذای به این خوبیو بدیم اینا بخورن روند تحقق آرزوی خفه کردنش داشت تکمیل می شد که از هم جدا شدیم رفتیم مسجد سُنی ها که نماز بخوانم با کفش رفتم داخل و قرنیزی که مرز برهنگی پا را نشان می داد رد کردم یک آقایی آن جا با لباس بلند بهم توپید و چه خوب شد که زبانش را نمی فهمیدم ساعت 2 30 قرار بود برگردیم خواهرها دیر کردند و به زور از قهوه خانه ی همان حوالی کشیدیمشان بیرون کشتی سریع تر از رفت می رفت و زودتر از آن چه باید می رسیدیم رسیدیم مرا گذاشتی هتل و خودت رفتی یادم آمد حین ولو شدن روی تخت و کشیدن پرده ی پنجره ای که به هتل گلدن ایج مشرف بود چند تایی خورده بودم و یکی را هم نصفه شب بعد از خواندن چند فصلی اندیشه اسلامی لابد روزی که ساکم را خالی کرده بودم گذاشته بودمش توی کابینت هنوز روی صندلی اُپن بودم و تو یک جایی آن دورترها بودی دستم دور کمر لیوان ماسیده و چای سرد شده بود و آخرین دانه ی بیسکوئیت نم کشیده با رنگ کابینت ها جور در می آمد _ گندم خال تو آن روز که دیدم گفتم خرمن طاعت ما بر سر این دانه رود یغمای جندقی _ نوشته شده در شانزدهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 5 10 توسط گیتور واسه من دیگه عاشقی جاده ی یک طرفه اس یک نفر دارد جیغ می کشد یک نفر توی واحد بغلی خوشحال است و جیغ می کشد و من می شنوم این که آدم از خوشحالی داد بزند خوب است امروز از آن روزها بود راننده تاکسی توی آینه نگاه نمی کرد آینه بغل و وسط ماسماسکی بیش نبود و با هر بار پیچیدنش به چپ و راست دل آدم پایین می ریخت شهربازی بی بلیت می خواستم جیغ بکشم و بگویم تندتر می خواستم بخندم از ته دل و گرمای هلاک کننده ی رمضان را توی یکی از پیچ ها بپیچانم اما ساکت نشستم و دروازه دولت را تحسین کردم و دیشب که حین وبگردی های اضافه صحنه ای از فیلم کینه را دیدم همان جا که روح زن با لباس سفید و موهای به هم ریخته توی تاریک و روشن و فلاش های مکرر ظاهر می شد جیغ مفصلی می شد اگر کشیده بودم تا صبح نخوابیدم و دیدم ساعت 6 صبح تهران از 6 عصرش قابل تحمل تر است این ذوق زدگی تا 7 10 طول کشید یکی دو ساعت دیگر می توانستم گوشی ام را از آف لاین خارج کنم و ببینم چه قدر مردم آزار بی فکر توی این دنیا هست همه ی شب سرگرم کاری بودم که ذره ای دوستش نداشتم ولی از یک طرف چاره ای هم نداشتم و حالا صبح شده بود و دلم می خواست کسی کنارم خواب باشد مثل تو درست مثل تو که وقتی از خواب بیدارش می کنم یا اگر نیمه شب به طور طبیعی از خواب پرید با دیدن من کنارش جیغ بکشد و بگوید آخ جون جای چنین آدمی توی زندگی ام خالی ست مرتضی پاشایی_ جاده ی یک طرفه نوشته شده در بیست و ششم تیر ۱۳۹۲ ساعت 0 50 توسط گیتور من و یک استانبول حسرت نداشتن ات امروز پیش تو بودم یک روز خدا که وقتی چشم هایم را باز کردم توی دستم تلفنی بود و شماره ای و بعدتر بلیتی و هواپیمایی و ردیف 27d و پرواز کرد ی و رسیدنی امروز همه ی این ها توی مشتم بود و برخلاف روزهای پیش دستت را هم داشتم آن بالاها توی ابرها می گفتم فقط سه ساعت دیگر دو ساعت و بیست دقیقه پنجاه دقیقه آخ خلبان باید بیشتر گاز می داد و از انتظار مسافر ردیف 27d کم می کرد همان 40 نفری که بودیم مثل بچه های خوب شُسته رُفته و مودب سر جایمان بودیم و از بیف استراگانفی که مزه ی گاو مرده می داد ایرادی نگرفتیم امروز تو آن جا ایستادی ظهرش گفتی می خوام از همین الان برم فرودگاه چون این جور انتظارها رو دوس دارم می دویدم که آن ساعت های کش دار را بنشینم می دویدم تا انتظار رسیدنم با وقت نفس تازه کردنم جور در بیاید می دویدم اما تو چه دور آن دورها بودی نشسته بودم و بندهای پاکت عطری که قرار بود از فردا بوی تو باشد لای محفظه ی بالای سرم گیر کرد می دانستم وقتی قدم هایم با قد بلندی که دارم همه ی آدم ها و گیت ها و تسمه های خودکار را جا بگذارد تو آن جا خواهی بود دستم به آسمان خدا رسید و از آن بالاتر رفت همه ی تنهایی ام را بار زده بودم توی ساکی که تازه قرضی هم بود ساک مادرم بوی اضطراب خودش را داشت بوی قهری که با من کرد این همه دوری و تنهایی یک روزی یک جایی باید تمام می شد و امروز چشم انتظار چنین اتفاقی بودم انسان امیدواری بودم آن روز همه ی روزهای تلخ را یکی یکی از سر می گذراندم و با این حال هنوز منطق حال به هم زنِ امیدواری داشتم تو بودی و تو که باشی تو را که داشته باشم خود به خود طلسم بعضی چیزها شکسته خواهد شد مطابق همه ی چیزهای خوبی که خیلی زود ته اش در می آید آن روز و روزهای بعدش _روزهایی که دست های تو از این شب هایی که به من می دهی شان ملموس تر بود_ هم گذشت تا دوباره توی این تاریکی روی همان سکوی تراس خانه ی شمالی ام نشسته باشم و یاد مژه ی چشم های مهربان تو بیفتم که آدم مگر مغز خر خورده باشد که فراموششان کند تو گفتی این جور انتظارها را دوست داری گفتی 45 دقیقه قبل از نشستن پروازم رسیده ای گفتی گفتی مال خودمی چه دندان های پیدایی داشتیم راننده ی ترک گفت خوش گلیپ سوز و ساکم را سُراند عقب ون به کمال به ترکی گفتی این توی دنیا همین یه دونه اس کل دنیا رو گشتم تا اینو پیدا کنم و تُن صدایت برای فاصله ای که با کمال داشتی زیادی بلند بود و مرد راننده اصرار داشت که تو هم خوبی تو هم یه دونه ای و من قبول داشتم نزدیک تر از همیشه بودی نزدیک تر و واقعی تر از خواب و خیال حرارت حرف زدنت می خورد توی صورتم و می گفتی هنوز باورم نمی شه این جایی روزهای شلوغی بود آن روزهای استانبول روزهای گاز اشک آور و فلفل توی کوچه هایی که شیب زیادی داشت و پله می خورد گذشت کوچه ای که حاضرم قسم بخورم بار اولی نبود که می دیدمش بدون شک من بارها و بارها با تو از آن کوچه گذشته بودم حس خوبی داشت آن کوچه مشغول سر و سامان دادن به سوئیت بودی و من روی یکی از پله های کوچه توی تاریکی نشسته بودم شب خنک خرداد خودم را داشتم و نگران شلوار سفیدم نیز نبودم صدای ولوله ی شادی و جشن عروسی همسایه یک غم و شادی توامان داشت و حسین آن پله ها را با کلی مرغ و بادمجان و گوجه فرنگی تنوری بر می گشت و تو حواست پی جور در آمدن تخت با میز چهار نفره ی ناهار خوری بود چه مرد سختکوشی صدای تو میان تظاهر کنندگان پارک گِزی بین سوت و دست های متروی میدان تقسیم گم می شد تمام آن حرف های خوب میان آن همه اعتراض چه می کردم من خدایا تو که بودی و از کجا پیدایت شده بود چه قدر سوال بود توی ذهنم تو توی ذهنم بودی و مدام می چرخیدی و متروی یک ایستگاهه به جان کندن سربالایی را بالا می رفت توی دلم اعتراض داشتم اما جایش آن جا نبود و گیرم که جایش هم بود جنس اعتراض هایمان جور نبود و بعدتر شب ها شب های تند کردن قدم ها تا مرز دویدن بود شب های نخود پلو با طعم گاز اشک آور شب هایی که نفس کشیدن سخت می شد و تو شال مرا برای روز مبادا دور گردنت می انداختی که وقت آن همه ...
Thumbnail images (randomly selected): * Images may be subject to copyright.YELLOW status (not for everyone)website (probably) only for adults

Verified site has: 49 subpage(s). Do you want to verify them? Verify pages:

1-5 6-10 11-15 16-20 21-25 26-30 31-35 36-40 41-45 46-49


Top 50 hastags from of all verified websites.

Supplementary Information (add-on for SEO geeks)*- See more on header.verify-www.com

Header

HTTP/1.1 301 Moved Permanently
Date Wed, 12 Aug 2026 18:41:53 GMT
Content-Type text/html; charset=utf-8
Transfer-Encoding chunked
Connection close
Location htt????/gator.blogfa.com/
Server cloudflare
cf-cache-status DYNAMIC
Nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
Report-To group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=uYIteFOM0uPygxz9NNnuBxCrACWjNK9TEWLv2bD6CV43uxP6uuCW2xtx3sjbzmEuuvFH8hBKf0vvBHuDIDdFluV78BKUZxma%2FO3jyeQMTpU8uGDJG%2BgMheZPL91iMYzpos8N ]
CF-RAY a2a19de30ea08634-CDG
alt-svc h3= :443 ; ma=86400
HTTP/2 200
date Wed, 12 Aug 2026 18:41:53 GMT
content-type text/html; charset=utf-8
cache-control private
report-to group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=x2L16aR0o%2BX0ZBqDtCissJwkFHs%2F6vKZRej8QYhxDiJU0b03%2BH1yHt3pI5cs7Pze4nNlTt0xm2OFLXMc7GwHaNk%2BPiC%2FowWZd6%2F0U6PewBe98WHvlj8cpem0GduCoRJEmgXz ]
vary Accept-Encoding
server cloudflare
cf-cache-status DYNAMIC
nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
content-encoding gzip
cf-ray a2a19de47b6d0e6c-AMS
alt-svc h3= :443 ; ma=86400

Meta Tags

title=""
http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"
name="viewport" content="width=device-width, initial-scale=1"
http-equiv="content-language" content="fa"
name="description" content="کافه خرداد گاه درونم می‌گویم کاش همه‌ی این انسان‌ها حاصل مرض شیزوفرنی‌ام باشند"
name="generator" content="blogfa.com"
property="og:title" content="کافه خرداد"
property="og:site_name" content="کافه خرداد"
property="og:description" content="کافه خرداد گاه درونم می‌گویم کاش همه‌ی این انسان‌ها حاصل مرض شیزوفرنی‌ام باشند"

Load Info

page size15932
load time (s)0.480952
redirect count1
speed download33191
server IP 188.114.96.0
* all occurrences of the string "http://" have been changed to "htt???/"