Meta tags:
description= قلم من نوشته های من;
Headings (most frequently used words):
ای, من, نوشته, های, از, با, قلم, بر, سجده, خاطره, یکی, شهیدان, ميلاد, سعادت, حضرت, محمد, امام, جعفر, صادق, مبارك, خدا, همین, جاست, جرات, کن, قطار, زندگی, فرموده, آیت, خامنه, در, مورد, حجاب, زنان, متاب, ماه, امشب, راهپیمایی, طعم, بارون, پیشین, نویسندگان,
Text of the page (most frequently used words):
این (21), وقتی (17), شده (15), است (14), ۱۳۹۲ (13), نوشته (13), ساعت (13), جرأت (13), توسط (10), ازدواج (9), فردا (8), بود (8), خدا (7), کسی (7), های (6), خاطر (6), همه (6), حجاب (6), ﺧﺪﺍ (6), ﺍﺳﺖ (6), نشانی (6), آذر (5), آخر (5), بار (5), مبارک (5), مادر (5), خواستگاری (5), گفت (5), حتما (5), نفر (5), ۱۳۹۳ (4), برای (4), خون (4), خود (4), امشب (4), معنای (4), لبخند (4), زندگی (4), روز (4), میکند (4), بده (4), صادق (4), دست (4), كنم (4), بعد (4), مهر (3), آبان (3), خانه (3), نمی (3), گفتم (3), شنبه (3), سخت (3), زهرا (3), صبح (3), اشک (3), زمین (3), تمام (3), چهارشنبه (3), ششم (3), نیست (3), عصمت (3), چادر (3), احساس (3), میرسد (3), میکنی (3), اولین (3), باش (3), محمد (3), گرفته (3), جنگ (3), جبهه (3), مریم (3), كرد (3), دختر (3), كنی (3), باید (3), هنوز (3), یکی (3), برف (3), دلتنگ (3), مرداد (2), وبلاگ (2), دوشنبه (2), دفعه (2), رحمت (2), سیل (2), دیشب (2), داشت (2), داد (2), خدایا (2), اینکه (2), بارون (2), الهی (2), نوع (2), خیلی (2), مردم (2), ایرانی (2), شکررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررت (2), بیست (2), اهل (2), گودال (2), شود (2), بیرون (2), افق (2), دیده (2), زده (2), دریا (2), برده (2), عاشق (2), پرپر (2), آسمان (2), متاب (2), ماه (2), آیت (2), خامنه (2), بلکه (2), حفظ (2), مرد (2), بهترین (2), سالم (2), بهشت (2), شدند (2), رفت (2), جرات (2), کرده (2), دیدی (2), دهد (2), میشود (2), ادامه (2), دارد (2), ﺑﺮﺍﯼ (2), مبارك (2), امام (2), جعفر (2), حضرت (2), سعادت (2), پسر (2), آمد (2), روی (2), منطقه (2), عملیاتی (2), فاو (2), گشود (2), چنین (2), هستم (2), كلی (2), داده (2), خانم (2), حالی (2), دعوا (2), نكنم (2), دیدم (2), كند (2), پرید (2), فامیلی (2), اسم (2), قضیه (2), پافشاری (2), ناچار (2), دختری (2), تصمیم (2), مرخصی (2), وقت (2), مرا (2), مادرم (2), شهادت (2), خنده (2), پرسیدم (2), روحیه (2), ابوالفضل (2), تاریخ (2), خاطره (2), شهیدان (2), یعنی (2), مینویسم (2), قلم (2), blogfa, com, نویسندگان, شهریور, پیشین, عناوین, آرشیو, مطالب, قدیمی, سیزدهم, سربلندی, شهر, آرزوها, آرزو, میکنم, دونم, قدر, زود, دعامو, برآورده, کرد, واسمون, فرستاد, ممنون, میاد, جاهم, اتفاقا, اخبار, گیلانو, نشون, اومده, بودمنم, خودم, جای, کشورمون, ممنوووووووووووووووووووووووووووووووون, شهرمون, دادی, دومیش, فرستادن, البته, شدیدش, حال, هوای, تازه, اولیش, عزیز, شهرم, مثل, همیشه, حضور, داشتن, صحنه, بودنشونو, ثابت, کردن, میگم, شکرت, راهپیمایی, طعم, یکم, البیت, مناقب, برگرفته, فضائل, میان, بشناس, دنیا, عقبا, سپاه, باطل, کشیدند, دریابید, زیر, خارها, طاها, بگردید, یاسین, بیابان, نبیند, ظهر, زندانی, سینه, مشرق, سوز, عطش, اصغر, ندارد, تاب, گرما, میا, آفتاب, بشویی, جسم, بابا, نگهدار, سکینه, بردارید, قرآن, لیلا, وضو, گیریداز, بنی, هاشم, صدای, العطش, آتش, اعماق, ندای, ارجعی, هفتاد, خجلت, برون, آرید, سقا, بگیرید, عالم, چنان, کند, خزان, بریز, خای, باران, ببار, کنم, دامان, صحرا, نبینم, ذلت, فقط, حفاظت, دوست, اما, نزد, قدیم, داشتند, بدون, ممکن, پوشیدن, پوشیدنی, نپوشیدن, بدتر, فرموده, مورد, زنان, آسانی, بخوانُُ, تادر, سختی, صدایت, برایش, ناآشنا, نباشد, همچنان, تصادف, جان, بدر, میگفت, مدیون, ماشین, مدل, بالایش, مقصد, پیاده, رسیدند, سوار, قطاری, سوی, قطار, جمعه, پانزدهم, استیو, مارابولی, توانی, تبدیل, برس, بیشترین, تلاشت, انتها, شاد, شادمانی, دستش, بسویش, دراز, دوستی, افتاد, راه, نشان, التیام, رنج, دوباره, عشق, آزارت, زمانه, راهت, خستگی, مشکل, ستیز, نظر, زمینت, کارت, دشواری, برخورد, محکوم, عدالتی, وجود, شمعی, روشن, تاریکی, رسیدی, قدرشناسانه, تبسمم, جدیدی, شروع, بیستم, ﻫﻤﯿﻦ, ﺟﺎﺳﺖ, ﻧﯿﺎﺯﯼ, ﺳﻔﺮ, ﻧﯿﺴﺖ, ﻫﻤﺎﻥ, ﮔﻨﺠﺸﮑﯽ, ﺻﺒﺢ, ﺧﻮﺍﻧﺪ, ﺩﺳﺘﺎﻥ, ﻣﺮﺩﯼ, ﻧﺎﺑﯿﻨﺎﯾﯽ, ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ, ﮐﻨﺪ, ﺍﺗﻮﻣﺒﯿﻞ, ﭘﺴﺮﯼ, ﻣﺎﺩﺭ, ﭘﯿﺮﺵ, ﻫﻔﺘﻪ, ﺩﺭﻣﺎﻥ, ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ, ﺑﺮﺩ, ﺟﻤﻠﻪ, ﻋﺠﺐ, ﺷﺎﻧﺴﯽ, ﺁﻭﺭﺩﻡ, ﺧﯿﻠﯽ, ﻭﻗﺖ, ﺍﺳﺒﺎﺏ, ﮐﺸﯽ, ﮐﺮﺩﻩ, ﺁﻣﺪﻩ, ﻧﺰﺩﯾﮏ, همین, جاست, هشتم, همگان, ميلادبا, پدر, یزدان, بحق, همزمان, عنایت, نبوّت, امامت, جلوه, رسالت, فروغ, ولایت, شیعیان, خبر, خاتم, الانبیا, بدنیا, خوش, حوریان, ذکر, سما, نغمه, احمد, میلاد, پاک, مطهّر, دگر, دمیده, نبی, سپیده, موسم, شادی, مسلمین, رسیده, مولد, پیمبر, عید, فرخنده, رهبر, ميلاد, نهایت, اوج, كشید, تصمیمی, جدی, پایان, نخواهم, خندیدیم, كارم, فهمید, شناسند, كار, پاك, آبرویم, بردی, بودی, پیرزن, نود, ساله, نام, كشیده, همچون, خندید, شما, ناراحت, اختیارتان, گذاشتم, خندیدم, ندادندكه, ندادند, خواهم, قول, معروف, توپش, مفصل, برگشت, عصبانی, خوشحال, خندان, ببیند, دانم, ولی, اسمش, ناگهان, دهنم, پرسید, رود, روستای, نیار, دادم, اینكه, الكی, بگیرد, برایم, زیرا, دیگر, فرق, نحوی, موضوع, عوض, نتوانستم, خواست, بدهم, برود, كردم, رفته, بودم, پایش, كفش, نشده, پیروزی, بمانم, روم, گوید, فكر, ذكرش, سروسامان, بردارم, خواهد, شاید, عروسش, بیچاره, مدتی, گیر, ترس, اصرارهای, دید, متعجب, مصمم, شدم, دلیل, نكردنش, بدانم, علتش, نكرده, مجرد, وگو, ابولفضل, آیا, كرده, شجاعی, نگرانی, آورد, موقعیت, نیز, ندیدم, لبانش, نترس, تنها, چیزی, تبسم, جاودانه, هیچ, همرزمان, نقل, نایل, عملیات, والفجر, فیض, رفیع, شهید, یعقوبی, فرزند, یعقوب, شهرستان, اردبیل, جهان, بخونید, جالبه, یکشنبه, دوازدهم, الهـی, ربـی, لـی, غیرکـــ, ﺍﻣــﺎ, ﺻﺪﺍﯼ, ﺗـُـﻮ, ﻣــﯽ, ﺷﻨﻮﻧـﺪ, ﺁﺳﻤــﺎﻥ, ﮔـــﻮﺵ, ﺯﻣﯿــﻦ, ﻣـــﯽ, ﮐﻨﯽ, ﺯﯾﺒﺎﺗﺮﯾـــﻦ, ﺣﺲِّ, ﺍﯾـــﻦ, ﺳﺠﺪﻩ, سجده, سهراب, سپهری, زمان, ستون, فقرات, یاس, دوش, سكوت, قطرهها, جریان, میریزد, پایین, اسبها, مینوشند, نان, گندم, خوب, كفتر, هفته, كودك, دلخوشیها, مثلا, خورشید, شدی, سار, میخواند, میشمرد, میبافد, دیوار, چندین, گنجشك, فضا, شیشه, خیس, شاخ, پیچك, رسیدن, حیاط, باد, آواز, مسافر, كمی, میل, خواب, جاده, غربت, دسته, كلاغ, پشت, كاجستان,
Text of the page (random words):
قلم من قلم من نوشته های من بر ف پشت كاجستان برف برف یك دسته كلاغ جاده یعنی غربت باد آواز مسافر و كمی میل به خواب شاخ پیچك و رسیدن و حیاط من و دلتنگ و این شیشه ی خیس مینویسم و فضا مینویسم و دو دیوار و چندین گنجشك یك نفر دلتنگ است یك نفر میبافد یك نفر میشمرد یك نفر میخواند زندگی یعنی یك سار پرید از چه دلتنگ شدی دلخوشیها كم نیست مثلا این خورشید كودك پس فردا كفتر آن هفته یك نفر دیشب مرد و هنوز نان گندم خوب است و هنوز آب میریزد پایین اسبها مینوشند قطرهها در جریان برف بر دوش سكوت و زمان روی ستون فقرات گل یاس سهراب سپهری نوشته شده در سه شنبه سی ام دی ۱۳۹۳ ساعت 8 11 توسط سجده ﺯﯾﺒﺎﺗﺮﯾـــﻦ ﺣﺲِّ ﺳﺠﺪﻩ ﺍﯾـــﻦ ﺍﺳﺖ ﮐه ﺩﺭ ﮔـــﻮﺵ ﺯﻣﯿــﻦ ﭘﭻ ﭘﭻ ﻣـــﯽ ﮐﻨﯽ ﺍﻣــﺎ ﺩﺭ ﺁﺳﻤــﺎﻥ ﺻﺪﺍﯼ ﺗـُـﻮ ﺭﺍ ﻣــﯽ ﺷﻨﻮﻧـﺪ الهـی و ربـی من لـی غیرکـــ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۳ ساعت 21 23 توسط خاطره ای از یکی از شهیدان خاطره ای از یکی از شهیدان حتما تا آخر بخونید خیلی جالبه شهید ابوالفضل یعقوبی فرزند یعقوب در تاریخ ۴۴ ۵ ۲ در شهرستان اردبیل دیده به جهان گشود در تاریخ ۶۴ ۱۱ ۲۷ در منطقه عملیاتی فاو در عملیات والفجر ۸ به فیض رفیع شهادت نایل آمد یکی از همرزمان او چنین نقل میکند تنها چیزی كه به ما روحیه می داد لبخند و تبسم جاودانه ی ابوالفضل بود هیچ وقت در آن موقعیت نیز ندیدم كه گل لبخند در لبانش پرپر شود با روحیه ی نترس و شجاعی كه داشت ما را از نگرانی در می آورد یک رو بعد از كلی گفت وگو پرسیدم ابولفضل آیا ازدواج كرده ای یا نه گفت نه هنوز ازدواج نكرده ام مجرد هستم علتش را پرسیدم لبخند زد از خنده اش متعجب شده مصمم شدم حتما دلیل خنده و ازدواج نكردنش را بدانم وقتی اصرارهای مرا دید گفت بیچاره مادرم مدتی است كه گیر داده باید حتما ازدواج كنی مادرم از ترس شهادت می خواهد ازدواج كنم تا شاید به خاطر عروسش هم كه شده دست از جبهه دست بردارم به خاطر این همه فكر و ذكرش این شده تا مرا سروسامان دهد این است كه هر وقت به مرخصی می روم می گوید حتما باید این بار ازدواج كنی من هم تصمیم گرفته ام تا جنگ تمام نشده ازدواج نكنم و تا پیروزی در جنگ در جبهه بمانم بار آخر كه به مرخصی رفته بودم پایش را در یك كفش كرد و گفت كه حتما باید این بار ازدواج كنی از من خواست نشانی دختری را به او بدهم تا به خواستگاری اش برود هر چه كردم تا موضوع خواستگاری را عوض كنم نتوانستم زیرا این بار با دفعه ای دیگر فرق می كرد مادر تصمیم گرفته بود به هر نحوی شده از من نشانی دختری را بگیرد تا از آن دختر برایم خواستگاری كند بعد از ساعت ها پافشاری ناچار بعد از ساعت ها پافشاری ناچار برای اینكه این قضیه را تمام كنم نشانی الكی را در روستای نیار به او دادم اسم و فامیلی دختر را از من پرسید وقتی دیدم قضیه دارد لو می رود گفتم فامیلی اش را نمی دانم ولی اسمش مریم خانم است اسم مریم ناگهان از دهنم پرید آن روز مادر خوشحال و خندان برای این كه دختر را ببیند و از او خواستگاری كند از خانه بیرون رفت بعد از دو ساعت وقتی به خانه برگشت دیدم عصبانی است به قول معروف توپش پر بود مفصل با من دعوا كرد در حالی كه می خندیدم گفتم ندادندكه ندادند من كه نمی خواهم ازدواج كنم این نشانی را هم به خاطر این كه شما را ناراحت نكنم در اختیارتان گذاشتم مادر در حالی كه دست از دعوا كشیده بود و همچون من می خندید گفت آخر پسر نشانی ای كه به من داده بودی نشانی پیرزن نود ساله ای به نام مریم خانم بود همه او را می شناسند با این كار پاك آبرویم را بردی آن روز با مادر به خاطر این خواستگاری كلی خندیدیم با این كارم مادر فهمید كه من در تصمیمی كه گرفته ام جدی هستم و تا پایان جنگ دست از جبهه نخواهم كشید و این چنین بود در نهایت در منطقه ی عملیاتی فاو به اوج آسمان ها پر گشود نوشته شده در دوشنبه سی ام دی ۱۳۹۲ ساعت 18 13 توسط ميلاد با سعادت حضرت محمد ص و امام جعفر صادق ع مبارك عید فرخنده دو رهبر مبارک مولد صادق و پیمبر مبارک موسم شادی مسلمین رسیده مهر روی نبی سر زد از سپیده صبح صادق دگر از افق دمیده دو میلاد پاک و مطهّر مبارک از سما میرسد نغمه یا احمد بر لب حوریان ذکر یا محمد خاتم الانبیا بدنیا خوش آمد بر همه شیعیان این خبر مبارک جلوه رسالت فروغ ولایت آخر از نبوّت ششم از امامت کرده یزدان بحق همزمان عنایت هم به زهرا پدر هم پسر مبارک ميلادبا سعادت حضرت محمد ص و امام جعفر صادق ع بر همگان مبارك نوشته شده در شنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۲ ساعت 18 44 توسط خدا همین جاست ﺧﺪﺍ ﻫﻤﯿﻦ ﺟﺎﺳﺖ ﻧﯿﺎﺯﯼ ﺑﻪ ﺳﻔﺮ ﻧﯿﺴﺖ ﺧﺪﺍ ﻫﻤﺎﻥ ﮔﻨﺠﺸﮑﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺻﺒﺢ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪ ﺧﺪﺍ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﺎﻥ ﻣﺮﺩﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﺭﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺧﺪﺍ ﺩﺭ ﺍﺗﻮﻣﺒﯿﻞ ﭘﺴﺮﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺎﺩﺭ ﭘﯿﺮﺵ ﺭﺍ ﻫﺮ ﻫﻔﺘﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﻣﯽ ﺑﺮﺩ ﺧﺪﺍ ﺩﺭ ﺟﻤﻠﻪ ﯼ ﻋﺠﺐ ﺷﺎﻧﺴﯽ ﺁﻭﺭﺩﻡ ﺍﺳﺖ ﺧﺪﺍ ﺧﯿﻠﯽ ﻭﻗﺖ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺳﺒﺎﺏ ﮐﺸﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺁﻣﺪﻩ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ نوشته شده در چهارشنبه بیستم آذر ۱۳۹۲ ساعت 14 23 توسط جرات کن وقتی روز جدیدی شروع میشود جرأت کن و قدرشناسانه تبسمم کن وقتی به تاریکی رسیدی جرأت کن و اولین کسی باش که شمعی روشن میکند وقتی بی عدالتی وجود دارد جرأت کن و اولین کسی باش که آن را محکوم میکند وقتی به دشواری برخورد میکنی جرأت کن و به کارت ادامه بده وقتی به نظر میرسد زندگی به زمینت زده است جرأت کن و با مشکل ستیز کن وقتی احساس خستگی میکنی جرأت کن و به راهت ادامه بده وقتی زمانه سخت میشود جرأت کن و از آن سخت تر شو وقتی عشق آزارت می دهد جرأت کن و دوباره عاشق شو وقتی کسی را در رنج دیدی جرأت کن و او را التیام بده وقتی کسی را دیدی که گم شده است جرأت کن و راه را به او نشان بده وقتی دوستی به زمین افتاد جرأت کن و اولین کسی باش که دستش را بسویش دراز میکند وقتی احساس شادمانی میکنی جرأت کن و دل کسی را شاد کن وقتی روز به انتها میرسد جرأت کن و به این احساس برس که بیشترین تلاشت را کرده ای جرات کن و به بهترین کسی که می توانی تبدیل شو استیو مارابولی نوشته شده در جمعه پانزدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 10 23 توسط قطار زندگی قطاری سوی خدا می رفت همه ی مردم سوار شدند وقتی به بهشت رسیدند همه پیاده شدند مقصد خدا بود نه بهشت از تصادف جان سالم بدر برده بود و میگفت زندگی خود را مدیون ماشین مدل بالایش است و خدا همچنان لبخند می زد در آسانی ها خدا را بخوانُُ تادر سختی ها صدایت برایش ناآشنا نباشد نوشته شده در چهارشنبه ششم آذر ۱۳۹۲ ساعت 15 20 توسط فرموده ی آیت ا خامنه ای در مورد حجاب زنان آیت ا خامنه ای حجاب برای زن به معنای ذلت نیست بلکه به معنای عصمت و حفظ زن است و نه فقط عصمت و حفظ زن بلکه عصمت و حفاظت زن و مرد هر دوست حجاب به معنای چادر نیست اما چادر در نزد ما ایرانی ها که زن های ما از قدیم داشتند بهترین نوع حجاب است بدون چادر هم حجاب ممکن است حجاب به معنای پوشیدن سالم است نه پوشیدنی که از نپوشیدن بدتر است نوشته شده در چهارشنبه ششم آذر ۱۳۹۲ ساعت 14 17 توسط متاب ای ماه امشب متاب ای ماه امشب تا نبینم صبح فردا را ببار ای اشک تا دریا کنم دامان صحرا را بریز ای آسمان خون خای باران بر زمین امشب که پرپر می کند فردا خزان گل های زهرا را بگیرید ای تمام اهل عالم آن چنان امشب که با اشک خود از خجلت برون آرید سقا را ندای ارجعی دل برده از هفتاد و دو عاشق صدای العطش آتش زده اعماق دریا را وضو گیریداز خون دل خود ای بنی هاشم که بردارید فردا از زمین قرآن لیلا را نگهدار ای سکینه اشک های دیده ی خود را که در گودال خون فردا بشویی جسم بابا را میا ای آفتاب صبح بیرون از افق فردا که با سوز عطش اصغر ندارد تاب گرما را الهی مهر زندانی شود در سینه ی مشرق که در گودال خون زهرا نبیند ظهر فردا را بگردید آل یاسین سخت فردا در بیابان ها که دریابید زیر خارها گل های طاها را سپاه حق و باطل صف کشیدند از دو سو میان این دو صف بشناس دنیا را و عقبا را برگرفته از وبلاگ فضائل و مناقب اهل البیت ع نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۲ ساعت 19 43 توسط راهپیمایی با طعم بارون خدایا دو بار میگم شکرت شکررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررت شکررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررت اولیش به خاطر اینکه مردم عزیز شهرم مثل همیشه با حضور داشتن تو صحنه ایرانی بودنشونو به همه ثابت کردن و دومیش به خاطر اینکه با فرستادن بارون این رحمت الهی البته از نوع خیلی شدیدش یه حال و هوای تازه به شهرمون دادی ممنوووووووووووووووووووووووووووووووون اتفاقا دیشب اخبار داشت گیلانو نشون می داد که سیل اومده بودمنم با خودم گفتم خدایا یه جای کشورمون سیل میاد یه جاهم که یه دفعه نمی دونم چی شد خدا این قدر زود دعامو برآورده کرد و واسمون رحمت فرستاد ممنون خدا و در آخر سربلندی رو برای شهر آرزوها آرزو میکنم نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 22 14 توسط مطالب قدیمی تر خانه آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین دی ۱۳۹۳ مرداد ۱۳۹۳ دی ۱۳۹۲ آذر ۱۳۹۲ آبان ۱۳۹۲ مهر ۱۳۹۲ شهریور ۱۳۹۲ نویسندگان m s blogfa com
|