Meta tags:
description= اشک مشق شب;
Headings (most frequently used words):
اشک, مشق, شب, قالب, جوانی, بوی, اسپند, خبر, یاد, آوری, اطلاع, رسانی, حافظ, موج, مادر, گلها, نوشته, های, پیشین,
Text of the page (most frequently used words):
این (23), ۱۳۹۰ (16), نوشته (12), شده (12), سکوت (12), های (10), ساعت (10), توسط (10), عشق (8), حسین (8), است (7), شود (7), کنم (7), کردم (6), خودم (6), نمی (6), اردیبهشت (5), حال (5), شدم (5), اشک (5), قدیمی (4), خود (4), دست (4), دارد (4), بود (4), کند (4), صبح (4), میان (4), کودکی (4), ۱۳۸۹ (3), مرداد (3), وبلاگ (3), مثل (3), کردن (3), ساده (3), ولی (3), فرو (3), زده (3), بعد (3), مسیر (3), دوشنبه (3), بیست (3), روز (3), شنبه (3), سحر (3), زیر (3), چشم (3), شاید (3), یکشنبه (3), لحظه (3), اَبْکی (3), یاد (3), محرم (3), فروردین (2), تیر (2), آبان (2), آذر (2), ۱۳۹۱ (2), اصلا (2), لطف (2), خلسه (2), حرف (2), سخن (2), گوشه (2), صورت (2), جای (2), کودک (2), وصال (2), دوم (2), روی (2), خمار (2), مادر (2), ششم (2), رزق (2), وقتی (2), امواج (2), قلبم (2), سیزدهم (2), رسیدن (2), عمیق (2), آرام (2), قلب (2), باشم (2), تنهایی (2), لذتی (2), تصمیم (2), گرفتم (2), تازه (2), التهاب (2), کوچه (2), آتش (2), کرد (2), متولد (2), کنند (2), کنار (2), حافظ (2), تعطیل (2), خواهد (2), تمام (2), دوستان (2), عزیزی (2), هیچ (2), وقت (2), عرض (2), داشتند (2), شعر (2), وبلاگم (2), نشد (2), ایشان (2), چند (2), نهم (2), مشق (2), نفس (2), خدا (2), مست (2), ذره (2), سینه (2), کشیدم (2), هنوز (2), سال (2), گریه (2), غریب (2), داغ (2), رسید (2), درد (2), هوای (2), بهر (2), غزل (2), شیرین (2), اون (2), برای (2), پیش (2), خواستم (2), ایم (2), چرا (2), قالب (2), blogfa, com, بهمن, اسفند, پیشین, عناوین, آرشیو, پست, الکترونیک, خانه, غار, نمور, حجم, بستن, قندیلم, تقصیر, ندارد, زخمی, جنگ, تحمیلم, حمد, خدایی, محبت, مصنوع, اوست, نفحه, شمیم, دمید, ضمیر, آگاه, مستقر, ترنمات, زیبا, وجود, پرسه, میزد, خیال, خاممان, متصور, گردید, اصطلاح, نامند, جاری, زبان, بسیار, آسان, نشخوار, تحلیل, نیاز, سالها, علم, وجنون, بشود, احوالات, مکتوب, روان, آورد, عمر, سپری, تفتیش, تفحص, کنح, اصلی, ذات, درونی, برسم, بیشتر, مرداب, خاکستری, رفتم, جایی, رسیدم, تجزیه, همچون, بهت, مشغول, تماشای, عجیب, همانند, قافله, طمطراق, صبر, گذشتن, نشستن, گرد, غبار, استناد, تجربیات, کوتاه, موثر, گونه, دستگیرم, چقدر, آلایش, باشی, تقرب, هموار, گردد, توسل, میانبر, هایی, حضرت, باری, تعالی, نشانمان, داده, حقیقی, ممکن, مطالب, ببیند, فردا, نباشی, مگذار, نان, پزی, آثار, نحیفت, آخری, بانو, جان, حسن, مغلوب, اسد, الله, الغالب, هجرت, مکن, هاله, ابهام, کشی, ماه, نیلی, چهره, رنج, بری, انکسار, ضلع, خودت, هفتاد, پنج, تقدیم, روح, بارانی, گلها, بوسه, کنج, لبخندت, نشانم, لبهای, غنچه, حجله, گاهم, شانه, محشر, کشانم, آشفته, خروار, زلف, پریوش, چون, مضمون, شرمت, ستانم, هنگام, مستی, نظر, بازی, حذر, عشقم, کامت, چشانم, پردگی, آهوی, وحشی, چشمانت, رسانم, لبانت, نبوسم, توانم, موج, قله, منی, آری, انتهای, سماع, طلوع, صدایت, چنگ, باد, رها, گیسوان, پریشانم, برد, مسخ, مرا, اجرا, سمفونی, نگاه, هارمونی, چیزی, انزوای, گیر, ترجیح, دهم, قول, خواهرم, نگاهم, دستان, خشک, عاطفه, ترحم, بپوشانم, فهمیدم, نزدیکی, زمانی, همهمه, اطرافم, سوختم, گاه, گاهی, لابه, لای, مجازی, عبور, چشمانم, جملاتی, غربت, آشنا, سعی, ترحمی, کودکانه, کنارشان, گذر, خروشان, روزگار, وجودم, خاموش, میکنم, دعوت, باغچه, رقصیدن, محو, قدم, هایت, فرش, ماهی, گردی, تابد, سرای, اندرونی, خوش, رنگت, انعکاس, آفتاب, هلهله, ابروهای, نازکت, مقرنس, مرغ, حاشیه, گرفته, باشد, قهر, شاهد, آیی, فال, گیرم, دیوان, رفته, غرق, راه, نیست, بالم, زیاد, مجددا, پریشان, احوالی, پیام, مهربانشان, تنهایم, نگذاشتند, جویای, احوالم, بودند, سپاسگذارم, محبتشان, فراموش, سلام, محضر, همه, نسبت, بنده, دارند, دیروز, استاد, بزرگوارم, مفاخر, آیینی, امروز, هستند, تماس, گرفتند, تعطیلی, گلایه, استدلال, بهانه, محضرشون, اما, مورد, قبول, واقع, فرمودند, همچنان, همین, منوال, ادامه, بدید, لذا, جهت, اطاعت, امر, آینده, نِعَمِهِ, كُلِّها, مَحامِدِهِ, كُلِّهَا, عَلى, جَمیعِ, اَلْحَمْدُ, لِلّهِ, بِجَمیعِ, اطلاع, رسانی, مجسمی, سرودنت, قسم, صحبت, شاعرانه, خمر, زوال, رود, اگر, دهد, انتظار, آمدنی, کشم, ابعاد, وسعت, ترسیم, همیشه, ناگفته, دیگر, برایم, وحشت, سوختن, دارم, جبرائیلم, لِظُلْمَةِ, قَبری, لِضیقِ, لَحْدی, لِسُؤال, مُنْکَرٍ, نکیرٍ, نقشی, نشانی, آیدم, دیار, سجده, روم, خاطرات, مرده, سالیان, کرده, دلم, عاشقی, شبیه, فصل, برهنه, اَللّـهُمَّ, اَرِنيِ, الطَّلْعَةَ, الرَّشيدَةَ, آوری, موعود, بارش, وقفه, ابر, فرار, حوصلگی, دلش, چشمه, خورشید, کسی, آید, جنگل, مهر, انفجار, خبری, خاکستر, آمد, خبر, نبوده, جود, سخای, نوایی, قیمتم, حلال, دوای, بوده, خراب, غمش, شکر, نوشیدم, بقای, رحمت, عامش, گرفت, زار, پیرهنم, درید, طوفان, یار, سامان, لقای, باز, موسم, نگار, کرب, بلای, مهیا, عزای, باید, خودش, حالا, صامت, مانده, ضعف, شاعر, هوا, صاف, دوران, ندارم, موقع, هفت, هشت, ساله, بودم, مضامینی, فاخر, داشت, هاش, بیت, بیتش, ذهنم, قبل, داشتم, زمزمه, ابتدا, کلمات, اصطلاحات, قوی, مضامین, دقیق, امروزی, داخلش, کار, ببرم, نظرم, عوض, رنگ, بوش, همان, بکر, باقی, بمونه, تقریبا, نوار, کاستی, گوش, دادم, خیلی, قشنگ, صمیمی, سوز, بوی, اسپند, چهارشنبه, هشتم, طفل, ناقص, زمان, جوان, گلی, شکفته, پای, جبر, جهنم, برین, انتخاب, ناگزیر, گندمی, نخورده, کوبهشت, نسل, شبه, بدون, میشود, پیر, نهال, فشار, غصه, رسد, داد, فقیر, قصه, همیشگی, ونان, عابران, میروند, خاک, سرد, هجوم, سایه, زند, نفر, اسیر, خواب, امان, پرید, کویر, ابانا, استغفر, لنا, ذنوبنا, جوانی, دوازدهم, پیدا, بیچاره, استعاره, تمثیل, بحر, طویل, غزلی, نداری, نجی, انگار, قافیه, ردیف, بدهم, قدر,
Text of the page (random words):
اشک اشک مشق شب قالب هر قدر خواستم تو را جا بدهم میان قافیه ها و ردیف ها نشد انگار نمی گ ُ نجی اصلا تو قالب نداری شیرین تر از غزلی و داغ تر از بحر طویل بیچاره استعاره و تمثیل که مثل تو پیدا نمی کنند نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 11 29 توسط سکوت جوانی یا ابانا استغفر لنا ذنوبنا خواب بی امان پرید از دو چشم این کویر سر نمی زند چرا یک نفر به این اسیر خاک سرد کوچه ها در هجوم سایه ها عابران یخ زده میروند از این مسیر قصه ی همیشگی التهاب آب ونان پس نمی رسد چرا کس به داد این فقیر یک نهال تازه پا از فشار غصه ها یک شبه بدون درد میشود غریب و پیر گندمی نخورده ایم کوبهشت نسل ما این جهنم برین انتخاب ناگزیر ما گلی شکفته ایم زیر دست و پای جبر طفل ناقص زمان یک جوان سر به زیر نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۰ ساعت 13 17 توسط سکوت بوی اسپند تقریبا بیست سال پیش بود نوار کاستی رو تو محرم گوش دادم که خیلی قشنگ بود ساده و صمیمی پر از سوز و اشک ̨ اون موقع برای من که کودکی هفت یا هشت ساله بودم مضامینی عمیق و فاخر داشت با هاش گریه کردم و بیت به بیتش تو ذهنم حک شد چند روز پیش قبل از محرم اون غزل قدیمی رو داشتم برای خودم زمزمه می کردم که این کودک متولد شد ابتدا می خواستم کلمات یا اصطلاحات قوی با مضامین دقیق و امروزی داخلش به کار ببرم که بعد نظرم عوض شد و تصمیم گرفتم رنگ و بوش به همان صورت قدیمی و بکر باقی بمونه شیرین تر و صاف تر از حال و هوای دوران کودکی یاد ندارم غزل باید خودش حرف می زد حالا که صامت مانده ضعف شاعر است نه آب و هوا تا که مهیا شدم بهر عزای حسین سینه ی من می شود کرب و بلای حسین باز محرم رسید موسم عشق نگار بی سر و سامان شدم بهر لقای حسین پیرهنم را درید آتش طوفان یار پر شده قلب من از حال و هوای حسین رحمت عامش گرفت دست من زار را شکر که نوشیدم از آب بقای حسین بوده ام از کودکی مست و خراب غمش رزق حلال من است درد و دوای حسین گر به نوایی رسید این دل بی قیمتم هیچ نبوده به جز جود و سخای حسین نوشته شده در یکشنبه ششم آذر ۱۳۹۰ ساعت 11 14 توسط سکوت خبر صبح خواهد آمد انفجار خبری داغ پر از خاکستر که در این جنگل بی مهر کسی می آید دلش از چشمه ی خورشید پر است و سخن ها دارد از فرار شب و بی حوصلگی تا رسیدن به خدا شاید این بارش بی وقفه ی ابر لحظه ی موعود است نوشته شده در دوشنبه نهم آبان ۱۳۹۰ ساعت 10 51 توسط سکوت یاد آوری اَللّـهُمَّ اَرِنيِ الطَّلْعَةَ الرَّشيدَةَ صبح غریب هنوز پا برهنه ام شبیه فصل کودکی و گریه می کنم تو را میان عشق و عاشقی چه کرده ای تو با دلم که بعد سالیان سال هنوز من نه مرده ام به یاد خاطرات تو سحر به سجده می روم که شاید از دیار صبح نشانی از تو آیدم من آن شب تا سحر هو می کشیدم به سینه نقشی از او می کشیدم اَبْکی لِظُلْمَةِ قَبری اَبْکی لِضیقِ لَحْدی اَبْکی لِسُؤال مُنْکَرٍ وَ نکیرٍ وحشت از سوختن خود دارم مثل این است که جبرائیلم همیشه ناگفته ها لذتی دیگر برایم دارد انتظار آمدنی را می کشم که ابعاد وسعت اش را نمی شود ترسیم کرد اگر وصال پا دهد عشق تمام می شود و ذره ذره های غم رو به زوال می رود من ز دو چشم مست تو خمر و خمار می کنم و شاعرانه با خدا صحبت عشق می کنم قسم به لحظه های شعر به لحظه ی سرودنت مجسمی کنار من و من نفس نفس تو را سکوت مشق می کنم نوشته شده در یکشنبه نهم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 3 53 توسط سکوت اطلاع رسانی اَلْحَمْدُ لِلّهِ بِجَمیعِ مَحامِدِهِ كُلِّهَا عَلى جَمیعِ نِعَمِهِ كُلِّها با عرض سلام محضر همه ی دوستان عزیزی که نسبت به بنده لطف داشتند و دارند دیروز استاد بزرگوارم که از مفاخر شعر آیینی امروز هستند تماس گرفتند و از تعطیلی وبلاگم گلایه داشتند استدلال ها و بهانه های تعطیل کردن وبلاگم رو محضرشون عرض کردم اما مورد قبول واقع نشد و ایشان فرمودند همچنان به همین منوال ادامه بدید لذا به جهت اطاعت امر ایشان تا چند وقت آینده وبلاگ اشک مجددا به روز خواهد شد از تمام دوستان عزیزی که در این پریشان احوالی ما با پیام های مهربانشان تنهایم نگذاشتند و جویای احوالم بودند سپاسگذارم و هیچ وقت محبتشان را فراموش نمی کنم نوشته شده در یکشنبه دوم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 10 53 توسط سکوت حافظ وبلاگ اشک تعطیل شد حال و بالم زیاد رو به راه نیست شاید غرق شدم یا که رفته ام هر شب به جای حافظ از دیوان تو فال می گیرم ولی نه تو می آیی نه شاهد باشد تو هم قهر کن به تنهایی ام خو گرفته ام نوشته شده در دوشنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۰ ساعت 12 2 توسط سکوت حاشیه گل و مرغ ها کنار مقرنس ابروهای نازکت هلهله می کنند و انعکاس آفتاب از میان چشم های خوش رنگت به سر سرای اندرونی قلبم می تابد و فرش ماهی گردی که زیر قدم هایت محو می شود تو را به رقصیدن میان باغچه اش دعوت می کند زمانی بود در التهاب و همهمه های اطرافم می سوختم و گاه گاهی که از لابه لای این کوچه های مجازی عبور می کردم چشمانم با جملاتی غربت زده آشنا می شد که سعی می کردم با ترحمی کودکانه از کنارشان گذر کنم حال که امواج خروشان روزگار آتش وجودم را خاموش کرد حس میکنم از نو متولد شدم نزدیکی های سحر تازه فهمیدم تنهایی چه لذتی دارد تصمیم گرفتم که خودم باشم و خودم و نگاهم را از دستان خشک و بی عاطفه ی ترحم بپوشانم به قول خواهرم ترجیح می دهم که خودم باشم و خودم چیزی از انزوای خودم گوشه گیر تر هارمونی سمفونی نگاه تو وقتی که اجرا می شود آرام آرام قلب مرا مسخ می کند و در خلسه ای عمیق فرو می برد گیسوان پریشانم را در چنگ باد رها می کنم تا در طلوع صدایت سماع کند آری تو انتهای رسیدن به قله های منی نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 4 18 توسط سکوت موج من تا لبانت را نبوسم کی توانم امواج قلبم را به چشمانت رسانم بی پردگی کن با من ای آهوی وحشی وقتی که عشقم را به کامت می چشانم هنگام مستی از نظر بازی حذر کن چون رزق مضمون را ز شرمت می ستانم آشفته کن خروار زلف ات را پریوش تا شانه ام را روی این محشر کشانم لبهای خود را غنچه کن در حجله گاهم این بوسه ها را کنج لبخندت نشانم نوشته شده در سه شنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 12 28 توسط سکوت مادر گلها تقدیم به روح بارانی مادر س هفتاد و پنج صبح خمار است که از انکسار ضلع خودت رنج می بری و ماه نیلی چهره ات را در هاله ای از ابهام می کشی هجرت مکن که اسد الله الغالب بی تو مغلوب می شود بانو تو را به جان حسن ع این روز آخری آثار دست نحیفت را به روی نان ها که می پزی مگذار فردا که نباشی حسین ع ببیند دق می کند نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 13 49 توسط سکوت مطالب قدیمی تر مثل یک غار قدیمی و نمور حجم یخ بستن صد قندیلم عشق تقصیر ندارد اصلا ً زخمی جنگ به خود تحمیلم حمد خدایی را که محبت مصنوع دست اوست و از سر لطف نفحه ای از این شمیم را بر ما دمید که در ضمیر نا خود آگاه ما مستقر شد از این ترنمات زیبا که در وجود ما پرسه میزد خلسه ای در خیال خاممان متصور گردید که در اصطلاح آن را عشق می نامند جاری کردن این سه حرف ساده بر زبان بسیار آسان است ولی نشخوار کردن و تحلیل آن نیاز به سالها سخن و علم وجنون دارد تا بشود گوشه ای از این احوالات را به صورت مکتوب روان در آورد من هر چه در این عمر سپری شده تفتیش و تفحص کردم تا به کنح اصلی و ذات درونی عشق برسم بیشتر در این مرداب خاکستری فرو رفتم تا جایی که به سکوت رسیدم و به جای تجزیه همچون یک کودک بهت زده مشغول تماشای این حس عجیب که همانند قافله ای پر طمطراق و بی صبر در حال گذشتن بود شدم بعد از فرو نشستن گرد و غبار مسیر و به استناد تجربیات کوتاه ولی موثر این گونه دستگیرم شد که هر چقدر ساده تر و بی آلایش تر باشی مسیر تقرب هموار تر می گردد و با توسل به میانبر هایی که حضرت باری تعالی نشانمان داده وصال به عشق حقیقی ممکن می شود خانه پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین اردیبهشت ۱۳۹۱ دی ۱۳۹۰ آذر ۱۳۹۰ آبان ۱۳۹۰ مرداد ۱۳۹۰ تیر ۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ فروردین ۱۳۹۰ اسفند ۱۳۸۹ بهمن ۱۳۸۹ دی ۱۳۸۹ blogfa com
|