Meta tags:
description= غروب آرام شعر سپید;
Headings (most frequently used words):
که, ام, به, کن, در, تو, نفرینم, نخندیده, را, برای, از, های, نشوند, فردایی, سوگند, نامه, بی, انسان, عشق, اگر, گویی, با, بر, نگریانده, غروب, آرام, شعر, سپید, شکفتن, هوایی, سرما, پوش, دوزخ, من, محمد, یعقوبی, نازنین, تقدیم, جناب, بهزاد, پیروزیان, عزیز, نلسون, ماندلا, هنوز, سبب, بود, هر, آمدنی, آیا, سردی, باز, هم, دل, درد, حواریون, بخوان, پنجه, دوستی, ای, انتظار, تهوع, می, دانستم, باشد, بدانی, کیانا, طرف, بابک, کاشف, خویش, سکوت, مفرط, مطلق, تقصیر, دوشم, فرو, آید, فرزندان, انقتام, پوزخند, جراحت, یادگاری, دست, سوی, مرهمی, نبرد, حقیقت, زبان, گنگم, تورا, آفتاب, زمین, چشمانت, باران, بوران, تنهایی, ات, اشک, هایم, دندان, یخ, نفزینم, آغوش, گریه, پهلوی, خنده, پشت, سدی, غرور, دفن, کرده, نفرت, انگیز, ترین, اعماق, دلی, دارمکه, جز, معبر, عفونت, سرنوشتی, پوچ, قطره, خونی, درش, نمی, تپد, کنون, گلویی, زنجیر, کشیدهو, دستی, طاول, نشان, هیچ, باقی, نیست, مصیبتی, این, چنین, راتاوانش, واماندن, سرزمینی, ستکه, گیوتین, سردرگمی, نخستین, پرسش, اش, انسانیت, تعبیر, شودچنان, پُتکی, سندان, روزگاری, آراماردی, بهشت, 1385, http, s1, picofile, com, file, 7908091070, entezar_, mp3, html, نوشته, پیشین,
Text of the page (most frequently used words):
۱۳۹۲ (40), های (35), نوشته (33), شده (33), ساعت (31), بهرام (31), آریان (31), توسط (30), آرام (29), انسان (22), نمی (15), نیست (14), خود (14), این (13), عشق (13), هیچ (12), است (12), خویش (11), انسانیت (11), دفتر (11), عاشقانه (11), بود (11), ۱۳۹۱ (10), قرن (10), اگر (10), پست (10), مرگ (9), جمعه (9), 1392 (9), شهریور (8), مهر (8), مرداد (8), دیگر (8), خواهم (8), دست (8), راه (8), باید (8), شما (8), چرا (8), بخوان (8), آذر (7), کنم (7), ترین (7), #انسانی (7), نگاه (7), کیانا (7), بیست (7), شنبه (7), نبود (7), دهان (7), درد (7), تکرار (7), کجایی (7), برای (6), فرو (6), آمده (6), ایستاده (6), وجب (6), دعا (6), کنین (6), یکی (6), شاید (6), سکوت (6), زبان (6), پنجره (6), آسمان (6), رویا (6), تنها (6), چنان (6), توان (6), زمان (6), پیش (6), مرا (6), جهان (6), بهمن (5), آبان (5), واژه (5), سنگی (5), حقیقت (5), خوب (5), کرد (5), همین (5), همه (5), مادر (5), بگذار (5), پنجشنبه (5), اردی (5), دانم (5), انتظار (5), شعر (5), کرده (5), تنهایی (5), جنس (5), پنجم (5), لحظه (5), خاطر (5), پنجه (5), خون (5), حضور (5), نخواهد (5), ۱۳۹۰ (4), وبلاگ (4), زیستن (4), گوش (4), فردایی (4), کجا (4), زندگی (4), خدا (4), کاری (4), واسش (4), اما (4), اشک (4), هفتم (4), زنده (4), هزار (4), دنیا (4), بهشت (4), مگر (4), کند (4), ستاره (4), مادرم (4), ماند (4), گردن (4), فرزند (4), خواب (4), میان (4), چشم (4), رقص (4), قامتی (4), چهارشنبه (4), هایم (4), عزیز (4), خنده (4), گلدان (4), نفرینم (4), نخندیده (4), com (3), اسفند (3), فروردین (3), خانه (3), آنگاه (3), خدایی (3), گرو (3), صدای (3), ماه (3), هجدهم (3), تواند (3), باشد (3), مادری (3), کنند (3), انکار (3), کوفتن (3), هایی (3), بریده (3), جمجمه (3), نشسته (3), حرف (3), تمامی (3), همچون (3), سندان (3), کدام (3), کجای (3), واسه (3), فقط (3), حال (3), ماندن (3), گریبان (3), دیری (3), هرچه (3), آید (3), دندان (3), نشان (3), هایت (3), دختر (3), شمایان (3), روز (3), گمان (3), چهره (3), زیر (3), یاس (3), بست (3), باری (3), دوشنبه (3), یازدهم (3), 1390 (3), آیا (3), اینچنین (3), آموخت (3), نان (3), کار (3), آواز (3), خاک (3), ترس (3), چهارم (3), جنگ (3), بهانه (3), رنگ (3), پرواز (3), لابلای (3), مسیح (3), خونی (3), تورا (3), چند (3), کافرترین (3), شاعرم (3), باز (3), پدران (3), شور (3), سردی (3), دریغا (3), دار (3), داده (3), قطره (3), آفتاب (3), بهار (3), قدم (3), پشت (3), استاد (3), محمد (3), یعقوبی (3), نشوند (3), رفته (3), اردیبهشت (2), خرداد (2), یکشنبه (2), باد (2), امیدی (2), ابری (2), امشب (2), سخت (2), دور (2), گرده (2), گویی (2), ماشه (2), جان (2), اینان (2), زرد (2), همان (2), استعاره (2), نفس (2), لبان (2), ابلیسی (2), قاصدکی (2), سلام (2), خیلی (2), بنویسم (2), منو (2), هست (2), داره (2), دکترای (2), گفتن (2), کردن (2), منتظر (2), معجزه (2), بچه (2), فکر (2), خانواده (2), نظر (2), خواهش (2), میکنم (2), مطلب (2), کپی (2), سایت (2), خودتون (2), نمایش (2), بزارین (2), همگی (2), کنیم (2), دوباره (2), خودش (2), دانستم (2), چاک (2), کوچه (2), کبوتر (2), قرنی (2), تعبیر (2), گلوله (2), حباب (2), سرم (2), یکم (2), ندارم (2), برف (2), فهمیدن (2), ناف (2), رود (2), روزهای (2), ورق (2), زنم (2), آخر (2), نخواهم (2), شمع (2), بگویم (2), حالم (2), خورد (2), سوگند (2), نامه (2), مانده (2), پیروز (2), حماسه (2), عاجز (2), فرزندان (2), عشقی (2), خلق (2), جستن (2), هنوز (2), برید (2), درگاه (2), رسالت (2), جهاز (2), تمسخر (2), نفرت (2), چار (2), دیدار (2), سنگ (2), دیوار (2), http (2), picofile (2), file (2), mp3 (2), html (2), لقمه (2), غرور (2), سیاه (2), آلوده (2), شوم (2), محکوم (2), بادی (2), تکیه (2), تحمل (2), همگان (2), بیداری (2), چشمی (2), ژرفای (2), ضرب (2), پاشنه (2), بند (2), فغان (2), دوست (2), دارم (2), طعم (2), پرم (2), آغوش (2), مادرانه (2), بسان (2), حبابی (2), زمین (2), هفت (2), پیشانی (2), سوز (2), میخ (2), حواریون (2), سویی (2), پانزدهم (2), دریده (2), سود (2), داد (2), همسایه (2), سفره (2), انتهای (2), آیم (2), گران (2), جناب (2), فواره (2), نرسیده (2), نهاد (2), آلود (2), تاریخ (2), زمستان (2), ششم (2), امان (2), دیروز (2), آزادی (2), کتیبه (2), کافور (2), سبب (2), آمدنی (2), پدر (2), بازوان (2), دانی (2), راهی (2), ازآن (2), کیست (2), عمر (2), شاهد (2), پرستی (2), بگویید (2), وار (2), دانه (2), زود (2), زنجیر (2), تاب (2), بغض (2), شود (2), بیا (2), باران (2), ترسم (2), دکلمه (2), حسین (2), دیناروند (2), تقدیم (2), نگریانده (2), گلویی (2), نخستین (2), بیستم (2), نیا (2), آسمانی (2), دوزخ (2), امروز (2), زخم (2), هوایی (2), سرما (2), پوش (2), انتقامی (2), غار (2), شکفتنی (2), ارزانی (2), غروب (2), blogfa, تیر, پیشین, عناوین, آرشیو, پروفایل, مدیر, دامان, کنی, پاسخ, وادارد, مطالب, قدیمی, سیزدهم, 1388, پرستیدن, مغراض, تارک, سربلندی, طاقتی, جبران, انگاره, نهالین, گریست, گلویم, فشارد, مرغی, دریاهای, نشتر, رجز, خوانم, تیز, یلمان, سال, اردک, وحشی, آشنای, حیونی, گیرد, مهربانی, یابم, زاری, یقین, لمس, فشاری, خلقی, مخلوقش, ابدیتی, اشاره, ستاندن, چیستند, عور, آستانه, روسبی, راهبه, گیس, گرداگرد, صندلی, فلز, خدایانی, فاتح, داشتن, ناگفتنی, چون, گلو, قله, دردها, گدار, چموشم, نبض, قهقهه, مستی, تبسمی, شکافتن, ادراک, پیمودن, واقعیت, بروم, کاشف, داداش, آبجی, قلبشون, بزرگه, نمیتونم, ولی, مجبورم, آدمای, مثل, مریض, اسمش, دانشجوی, پزشکی, بیماری, قلبی, قلبش, سوراخه, بززرگی, دعای, ایران, نمیشه, منتقلش, آلمان, اونجا, اون, تجهیزات, نتونستن, بکنن, موند, بجز, نمیاد, جزیی, شماست, بگیرین, الان, خانوادش, توی, وضع, دشواری, هستن, مارو, شنید, عادیش, برگشت, بشه, سالشه, کلی, آرزو, حالا, میکنه, خدایا, برگردون, دارن, بچشون, میریزن, خدایاااااا, طرف, بابک, بدانی, نهم, سکونی, غوطه, توقع, چشمان, فرزندانشان, هزاران, شریان, آدمیانش, ولوله, آرامم, توارد, زودرس, سایه, مرگشان, عادت, قناری, لایه, پُرعفونت, ناخودآگاهی, آتشین, قلبم, گرد, باروتی, حتی, خبر, چیز, غیر, جنوب, فهمم, نفهمیدن, سرش, لای, لابد, یادم, روزگار, بعد, فردای, بگدار, هوای, گیج, بماند, حوصله, مدام, شریک, انتظارم, قول, کافی, وقتی, مِدار, مداد, دستشان, کاسه, تلاقی, میلادم, اید, ورنه, عاقبتی, رسالتی, بدانید, آموزگار, ثانیه, رشته, صبوری, تداوم, انتها, بیزاری, تان, آشکاراست, بایدتان, نقاب, صورت, صحنه, تیاتر, زیباترینید, سفت, سرنوشت, یله, هیبت, تمام, خندید, سالیان, دورتان, خندیده, دیرینتان, بهتان, بزرگ, دروغین, چادر, رسوخ, طاق, عابر, جنون, زاده, چندین, تواندشان, گیرم, خاراترین, غنچه, نشکفته, استخوانهای, باوری, وجودم, سالیانی, عصایی, برد_, فاجعه, زانو, تهوع, 7908091070, entezar_, آغوشی, احاطه, یافت, نگذشت, صدایی, خراش, خواند, فاصله, سمندی, ردایی, حریری, سرد, شعاع, آفتابی, منگ, خاموشی, شانزدهم, خستگی, رهایی, دلبستگی, غلطد, میمیرم, مشق, قلمی, کنج, اتاق, بلعیده, اتاقم, رهایم, تعمیدی, نوزاد, تپش, نبضی, خواهد, آمد, عبور, عمق, معصومیت, تند, خاطره, پلک, چشمانم, خاری, سینه, پهن, دشت, تنگ, نفشردی, تیله, باشم, شدم, پیدایت, جراتی, شامگاهی, غریضه, طبابت, حریم, حرمتی, ساییدن, شیپور, خونین, تعمید, گناه, نیابیم, شرم, بایدش, حضورش, سپیده, دمان, خورشید, افول, مثابه, سخن, رازی, لال, گویان, شماطه, جنونی, بُگذارید, بگذرید, دوستی, دوازدهم, عاشق, ترنم, هبوط, آدم, شدن, سیب, اوج, گرفته, بلندای, گیسوانت, فرداها, توست, کودکانگی, پروازم, بخشد, معشوق, کبوترانه, سقوط, لالایی, ملائک, شاعرانه, پیشوازی, معلق, کردند, قدیسی, گشود, کفن, جگر, سری, فرود, جانب, ناله, غروری, افراشته, سنبل, ستیز, فرزندش, نزدیک, دید, لغزان, احساس, مادرش, فراموش, پیوند, صلیب, تعویق, افتد, توانست, دریابد, یهودا, ضربت, افکنده, اطمینان, گذشت, رحمانه, دلقی, آدمیان, سوگ, برآشوب, تحملی, شانه, هویدا, سگرمه, خشم, پرسشی, معنا, نیافت, شاهدان, خواهید, تقدیر, خوارتان, حکمی, بستر, مرگی, بیضه, خدای, تفریق, خلقان, کوله, بار, تردیدم, جای, دهمشان, بهای, خوردن, مینیاتور, عبرت, فردا, شبانگاهی, شان, بوی, دروغ, فریب, دهند, بلوغ, پدری, ناخوشایندترین, طعنه, پرندگان, بال, پروانه, هوا, روم, باش, بگویمت, چی1392, مایه, مهدی, نژاد, هایش, گفتند, نیز, هم_, بختی, گهواره, بامداد, شبانگاه, نوردید, تکراری, اختراع, خرافاتی, ورقی, طنز, بنایی, بنا, تلخی, مزه, سراسر, تکثیر, حادثه, ابتذال, سرانجامی, پایانی, مبدل, عاقبت, دگر, باره, انقباظ, پُشت, گریزی, گریز, جنگلی, خاموش, 1386, غصه, سوداگر, کابوسی, یادآوردِ, تمامیت, جویده, ایم, دشنامی, اند, آهنگین, سرچشمه, زندگان, تجربه, سخنی, خرناس, دربانان, گفت, فلسفه, متروک, ظلمتی, عمقی, دیوارهای, مانوس, درهم, شکسته, نگاهی, تکامل, زندان, آبستن, تفکر, مشتی, لمسی, اشارت, دوز, جلیقه, سربی, 1391, اینچنینم, گفتم, ناشناس, صلح, هیأت, شیون, عمری, گورستان, رختی, دریدند, سرخ, مومیایی, هان, دیگری, سوتی, جرس, تلخ, دوهزار, تگرگ, یخین, ولنگار, آنچه, هویت, یتیمی, چهار, کفشی, آبه, میرات, شیطان, کفر, زمینی, نَترکَد, درآمده, واری, آرامشی, جهانی, شایعه, رخت, پایان, تراشیدن, بودن, نیام, رنج, فرشتگان, جامه, دوخت, ایستاد, مخولوی, قبیله, مادیبای, مفتخر, نلسون, ماندلا, شهامت, پهنه, قورت, کام, ظلمت, آغاز, طرح, شوقی, یرای, گوشه, هاست, درخت, کلاغ, خشکیده, تخته, انباشتگی, مدفوع, تفتگی, دوازده, تابستانی, زارهای, زوزه, شکستن, آیینه, زردی, شرط, قمار, داشته, آهنگ, عابرین, همیشه, تردد, خزان, شبنم, پیچیده, ریتم, سورنای, زراندود, طبل, فریادی, سیم, چیست, بانگی, برخواسته, دانست, مرز, گلوگاه, خروسی, ناشتا, ترشح, بذاق, کاویده, تحقیر, دیر, آمدن, حبس, مجنون, عاصی, دورتر, آماسیده, برگ, شماته, چکید, باور, سالی, نخوابیده, بگذر, بجان, جوابی, بدهم, کجایش, آدمی, زاد, نگفته, بودی, زیباتر, بپرسد, بهشتی, شدنم, نبارد, کفش, نکرده, عمرشان, کوتاه, باشدُ, کاش, هیچوقت, نیایی, ضبط, قطعه, نوازی, دوستان, برادر, گونه, افتخاری, بها, نصیبم, موسیقی, شوشتری, ویولن, 8106007600, asheghane_, مفرط, مطلق, تقصیر, دوشم, انقتام, پوزخند, جراحت, یادگاری, سوی, مرهمی, نبرد, گنگم, چشمانت, بوران, نفزینم, گریه, پهلوی, سدی, دفن, انگیز, اعماق, دلی, معبر, عفونت, سرنوشتی, پوچ, درش, تپد, کنون, کشیده, دستی, طاول, باقی, مصیبتی, چنین, تاوانش, واماندن, سرزمینی, گیوتین, سردرگمی, پرسش, پُتکی, روزگاری, 1385, بهزاد, پیروزیان, بروی, بیایی, شعرُ, خوابُ, انتظارُ, زیباترین, انتظارست, رهگذری, تصویر, نقاشی, بگوییم, رفتنت, ساعتی, گذرد, خلوت, کشانی, بافم, کنار, نازنین, عاشقان, سربازان, شاعر, چموش, آزموده, ناتمامی, آزمونی, درنیفکندن, جهیدن, فریاد, بدان, سان, مردم, پیام, بران, عزمی, تسکینی, نشاید, صنم, گلین, کشید, کردار, آخرین, ایشان, سرپوش, عقل, کشتن, جُستن, آبله, چرک, اندر, عربده, پلاسیده, زنبیل, نوپایی, غریوکش, کوشم, بیش, خنجری, تنی, آشکار, سازد, دریدن, عافیتی, پَسِ, آشیلی, بردشان, عقلی, کال, شگرف, خیل, اولین, حقیقتی, نومیدانه, تقصیری, خاکی, خدایش, لخته, بودا, تاسفی, پیدا, مزرعه, کلاغی, قیر, اندود, مترسک, گستره, شکوه, مند, میراثی, مدار, آینده, تاراج, عصیان, تصمیمی, شهادت, نهد, رانده, آنکه, بداند, دردی, نمک, پاشد, رقصد, اتکایش, تفسیرش, یقینن, معشوقه, داستانی, نامی, رنگی, بهتانی, پای, حیون, سرین, چرخش, باتلاقی, ارابه, انحنای, شکند, غربتی, شکفتن, سپید,
Text of the page (random words):
هر چرخش در باتلاقی و هر پای حیون اش فرو رفته تا سرین انکار انسانیت شاید بهتانی ست که هر قرن رنگی نامی و داستانی گل به گلدان ارزانی دار گلدان خود معشوقه ای ست که زبان انسانی عاجز در تفسیرش یقینن هر عشق شکفتنی ست و هر انسان خود عشقی چنان که جهان به اتکایش حباب وار می رقصد ب آ آرام 1392 دفتر پست چی نوشته شده در جمعه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 17 18 توسط بهرام آریان فر فردایی انتقامی بهانه جو زخم ها را نمک می پاشد بی آنکه بداند مرا دردی نیست خود رانده شده ست خدایی که مرا به شهادت گردن می نهد هر نگاه خود تصمیمی شد و آینده ای به تاراج رفته از عصیان بر مدار ِ انسانی شکوه مند ایستاده بر میراثی گستره ای از واژه دهان قیر اندود ِ مترسک باری از پر کلاغی که مزرعه ی جمجمه ام را وجب به وجب غار غار سر داد پیدا خواهم شد نه در تکرار ِ دیروز و امروز به تاسفی از جنس ِ نبود ِ فردایی انتقامی بهانه جو راه بر خون ِ درد های من نخواهد بست نمی تواند ب آ آرام 1392 دفتر بودا نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 19 4 توسط بهرام آریان فر هوایی سرما پوش لخته خونی در هوایی سرما پوش بر سنگی فرو رفته _ در خاکی که خدایش یکی دریغا انسان نومیدانه به تقصیری گردن نهاد که اولین انسان به حقیقتی شاید در شگرف ِ خیل به راهی که می بردشان عقلی کال پَسِ پاشنه آشیلی نشسته ام چاک گریبان را دیگر دریدن عافیتی نیست مگر خدا از آسمانی دور خود را آشکار سازد ب آ آرام پست چی نوشته شده در جمعه چهارم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 18 26 توسط بهرام آریان فر گرو ِ کدام زخم ِ تنی داده ام دل هرچه اش می کوشم بیش فرو می رود خنجری ب آ آرام پست چی نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۲ ساعت 23 23 توسط بهرام آریان فر دوزخ من در نرسیده بود ماه تاب ِ غریوکش و عربده هایی پلاسیده در زنبیل های نوپایی زیستن به چرک اندر آبله های امروز فردایی که راه را می باید جُستن و نه عقل را کشتن دوزخ من آسمانی ست سرپوش بر کردار ِ نخستین تا به آخرین قدم ِ ایشان کافرترین شاعرم اگر صنم بر گلین کتیبه ای خواهم کشید مهر بر پیشانی تسکینی نشاید که پیام بران را دیگر عزمی نیست بدان سان مردم به که گلویی نه فریاد تا به جهیدن تا به گریبان خویش پنجه درنیفکندن ناتمامی آزمونی ست که جهان آزموده ترین انسان و من کافرترین شاعر ِ پر استعاره چموش ایستاده بر جهاز پدران سربازان عاشقان ب آ آرام دفتر پست چی نوشته شده در جمعه بیستم دی ۱۳۹۲ ساعت 23 9 توسط بهرام آریان فر به محمد یعقوبی نازنین کنار همین پنجره رویا می بافم تو که می دانی شاعرم پس چرا واژه ها را به خلوت ِ انتظار می کشانی ساعتی از قرن می گذرد و من هر لحظه لحظه ی رفتنت را آه نه بیا از شمع و ستاره بگوییم شاید رهگذری تصویر تو را نقاشی ُ از پشت پنجره ات پرواز کند به جان همین پنجره تکرار تو زیباترین انتظارست نیا دختر رویا نیا که رویا بی تو لابلای هیچ شعرُ خوابُ انتظارُ ستاره زنده نخواهد ماند می دانم اگر بیایی باید بروی خیلی زود ب آ آرام 1392 عاشقانه بی عاشقانه نوشته شده در جمعه بیستم دی ۱۳۹۲ ساعت 10 49 توسط بهرام آریان فر تقدیم به جناب بهزاد پیروزیان عزیز نفرینم کن که در سکوت های مفرط و مطلق با تو نخندیده ام نخندیده ام که تقصیر بر دوشم فرو آید نخندیده ام که فرزندان انقتام پوزخند نشوند نخندیده ام که جراحت یادگاری دست به سوی مرهمی نبرد نفرینم کن که حقیقت ِ زبان ِ گنگم را با تو نگریانده ام نگریانده ام تورا که آفتاب و زمین در چشمانت باران نشوند که در بوران تنهایی ات اشک هایم دندان ِ یخ نشوند نفزینم کن که آغوش ِ گریه را و پهلوی خنده را در پشت سدی از غرور دفن کرده ام نفرت انگیز ترین اعماق دلی را دارم که جز معبر ِ عفونت ِ سرنوشتی پوچ قطره خونی درش نمی تپد کنون گلویی به زنجیر کشیده و دستی طاول نشان هیچ ام باقی نیست مصیبتی این چنین را تاوانش واماندن در سرزمینی ست که گیوتین سردرگمی نخستین پرسش اش نفرینم کن که انسانیت تعبیر شود چنان که گویی پُتکی بر سندان ِ روزگاری نفرینم کن ب آ آرام اردی بی بهشت 1385 نوشته شده در چهارشنبه هجدهم دی ۱۳۹۲ ساعت 15 4 توسط بهرام آریان فر ضبط دکلمه 3 قطعه از دفتر عاشقانه بی عاشقانه با دو نوازی دو استاد عزیز و دوستان برادر گونه ام محمد یعقوبی و حسین دیناروند که افتخاری بس گران بها نصیبم شد http s5 picofile com file 8106007600 asheghane_ mp3 html موسیقی آواز شوشتری ویولن استاد محمد یعقوبی استاد حسین دیناروند شعر و دکلمه بهرام آریان فر تقدیم به هر دو عزیز نوشته شده در شنبه هفتم دی ۱۳۹۲ ساعت 0 31 توسط بهرام آریان فر سوگند نامه 6 کاش هیچوقت نیایی می ترسم می ترسم بغض و شب و حرف های تو عمرشان کوتاه باشدُ پنجره را گم کنم من که پشت ِ دست ِ کفش هایت را بو نکرده ام همسایه ها را چه کنم اگر برای گلدان یاس باران نبارد چه روز اردی بی بهشتی شدنم را اگر گم کنم به ماه و ستاره چه بگویم مادرم مادرم را اگر بپرسد مگر نگفته بودی دختر رویا از عمر تو زیباتر است کجایش به آدمی زاد می خورد _ چه جوابی بدهم نه بجان همین پنجره امشب حالم خوب نیست تو بیا از این همه بیداری بگذر چند سالی می شود که نخوابیده ام باور کن ب آ آرام اردی بی بهشت 1392 عاشقانه بی عاشقانه نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی ۱۳۹۲ ساعت 1 57 توسط بهرام آریان فر چکید بهار بر برگ دل شماته ی تاریخ و بر تحمل ِ آماسیده ی بغض در دورتر از تاب ِ قدم های من مجنون ِ عاصی ترین لحظه هایم محکوم به حبس ِ سه دانه زنجیر دیر آمدن شاهد ِ درد خویش تحقیر بگذار لبان ِ تورا بنویسم من ای زود به دنیا آمده ی بی حضور ِ من از ترشح ِ بذاق کبوتر کاویده ام دنیا را تا مرز ِ گلوگاه ِ خروسی که ناشتا به بانگی برخواسته بود که خود نمی دانست ازآن چیست کیست و چرا کجایی تو بهار کجایی در هر دانه از هفت درد ِ سفره ی انتظار طبل ِ فریادی از جنس سیم و هزار سورنای زراندود از آه پیچیده ست ریتم قدم هایت کجایی تو بهار کجایی در خزان ِ بی شبنم و ضرب آهنگ ِ عابرین همیشه در تردد نگاه داشته ام خویش را و زردی ِ چهره ام شرط ِ قمار زندگی ست آه ای شکستن های آیینه وار صدای زوزه ی سنگی چرا نمی آید به گوش شما بگویید _ بگویید از آن تابستانی ترین آفتاب ِ شن زارهای پست کدام ِ شما در تفتگی ِ ساعت دوازده اش لم داده است بر تخته سنگی از انباشتگی ِ مدفوع ِ آفتاب پرستی زبان شما خشکیده است می دانم قرن هاست در زیر ِ درخت ِ کلاغ پرستی در انتظار ِ قطره ای گو یکی قطره نشسته ام و زمان ِ زیستن خویش را ورق می زنم بی هیچ طرح ِ شوقی بر یرای گوشه ی چشم هایم کجایی تو که سر آغاز ِ هزار خنده در هزار قرنی _ و شهامت ِ رقص ِ ابری بر پهنه ی قورت داده ی آسمان در کام ظلمت _ کجایی تو کجایی ب آ آرام اسفند 1390 نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۲ ساعت 14 19 توسط بهرام آریان فر برای نلسون ماندلا مادیبای مفتخر مخولوی قبیله ی درد زمان بی تو نخواهد ایستاد اما تو در زمان ایستاده ای فرزند سیاه جامه ی نو دوخت ات دست رنج فرشتگان است با من رقص ب آ آرام نوشته شده در جمعه پانزدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 21 26 توسط بهرام آریان فر هنوز نظر بر نیام و خود شاهد آن بودن که پنجه های مرگ را تراشیدن اینچنین است پایان ِ عمر مرگ در جنگ بر بازوان رخت دریده جز شایعه ای هیچ نبود نه چنان که جهانی در حبابی به تمسخر درآمده با رنگ واری آرامشی نَترکَد ازآن کیست و خود از کجا پیش آمده این کفر زمینی که در آن نه خدا هست و نه شیطان شور آبه ای میرات مادر کفشی بی امان از پدر هویت یتیمی ایستاده بر چهار راهی اینچنین است آنچه تو می دانی و من سوز ِ یخین بادی ولنگار و بر ناف اش دوهزار تگرگ تلخ خنده ای اش بر لب با سوتی از جنس ِ جرس ِ مرگ ترس دیگری هان کافور ِ سرخ رنگ مومیایی همان رختی ست که بازوان ات دریدند و هیأت شیون عمری اش تا به گورستان نیست مادر صلح کجا و بر دار ِ پدر ناشناس ِ جنگ کجا من این را گفتم فقط اینچنینم من ب آ آرام 1391 شهریور نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 22 46 توسط بهرام آریان فر بی سبب بود هر آمدنی آیا بی سبب بود هر آمدنی آیا گلوله های سربی بر مادرانه دست دوز جلیقه ها انکار قرن ها انسانیت به اشارت چشمی و ماشه ای و لمسی و انسانی و مشتی کافور در حضور چند وجب خاک که انسان را انتهای قامتی نیست زندان های آبستن از تفکر دیوارهای مانوس و درهم شکسته با ژرفای نگاهی به تکامل که انسان را عمقی نیست فلسفه های متروک ظلمتی می ماند در جمجمه آه آزادی لابلای نفس های آلوده به آه خرناس دربانان را چه می توان گفت لب را توان سخنی نیست و نه دهان را تجربه ای دیگر رو به سویی که خواب سرچشمه ای ست زندگان را دشنامی نوشته اند بر کتیبه آهنگین اش ما آزادی را جویده ایم کابوسی شد یادآوردِ تمامیت دیروز و خاک سوداگر هر چه انسان و امان از پدران ِ غصه های بی مادر ب آ آرام 1386 قرن بیست و یک نوشته شده در چهارشنبه ششم آذر ۱۳۹۲ ساعت 20 31 توسط بهرام آریان فر سردی انسان حضور سردی بود زمستان ترس با نت سکوت اش از میان جنگلی خاموش راه را تا به قامتی انسانی آواز کرد انسان گریز اش نبود انسان را گریزی نخواهد بود پُشت ِ زمان پس ِ انقباظ قرن ها سکوت گمان به تکرار و تکرار ِ دگر باره تکرار عاقبت به سرانجامی که شب را پایانی نبود مبدل _ دریغا که ابتذال دریغا زمان حادثه نبود زمستان حضور سردی بود ب آ آرام 1392 پست چی نوشته شده در سه شنبه پنجم آذر ۱۳۹۲ ساعت 18 55 توسط بهرام آریان فر و باز هم انسان پیش کش به دوست گران مایه ام جناب مهدی نژاد عزیز فواره ای ست دهان که جهان لحظه هایش به تکرار با خنده ای پیش آمده در نرسیده بود پدران ما انسان را تکرار گفتند و ما نیز هم_ که شور بختی گهواره ها را از بامداد تا شبانگاه در می نوردید و دهان تنها فواره ای ست و جهان تنها تکراری ست اختراع ِ انسان انسانیت نبود به خرافاتی گردن نهاد که جز ورقی طنز آلود در تاریخ هیچ بنایی از تو و من بنا نخواهد شد تلخی مزه ای ست فغان جهان سراسر انسان شد و انسان تکثیر جهان ِ پر زبان ب آ آرام 1392 دفتر پست چی نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۲ ساعت 22 35 توسط بهرام آریان فر دل درد از بی رحمانه ترین راه ها آمده ام با دلقی دریده از زبان آدمیان سوگ معجزه ای که دنیا را برآشوب می کند تحملی ست بر شانه هایم هویدا چه سود که جز سگرمه ی خشم پرسشی معنا نیافت شاهدان ِ خویش خواهید بود شمایان که تقدیر زیر دندان های خون خوارتان بسان حکمی بر بستر مرگی بیضه می کند آی خدای تفریق کجای خلقان ِ تورا تکیه می توان داد کجای کوله بار تردیدم جای دهمشان به چند قرن بهای خون ِ دل خوردن که شاید من کافرترین شاعرم که رسالت واژه ها را بر سندان ِ حقیقت مینیاتور می کنم باری چه سود همسایه های عبرت و فردا نان ِ سفره های شبانگاهی شان بوی دروغ و طعم فریب می دهند چنان که فرزند خانه بلوغ اش انتهای راه پدری ست من از ناخوشایندترین طعنه ها از زرد آب های دهان پرندگان از گرده های بال پروانه ها در هوا باز می آیم باز می روم و می آیم باش تا بگویمت ب آ آرام دفتر پست چی1392 نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 0 21 توسط بهرام آریان فر حواریون دیری گذشت اطمینان به میخ در چار سویی در افکنده با هر ضربت حواریون و مسیح در یهودا چه می توانست دریابد که روز ِ پیوند ِ صلیب اش به تعویق افتد و سوز میخ را فراموش در خاطر مادرش رد خونی لغزان بر هر چه احساس درد فرزندش را به مرگ نزدیک می دید بر پیشانی اش سنبل ِ یک مسیح درد ستیز با قامتی بر افراشته در هفت آسمان و نه غروری و نه ناله ای دو پا در زمین دو دست به دو جانب و سری فرود آمده در حضور ِ رقص ِ خون آه مسیح ِ خون آب جگر کفن به قدیسی دهان گشود و ملائک با شاعرانه ترین پیشوازی ها معلق اش کردند بسان حبابی ب آ آرام 1390 دفتر پست چی نوشته شده در شنبه یازدهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 22 30 توسط بهرام آریان فر از عشق بخوان به تو برای تو برای حقیقت هرچه رویا من که سکوت کرده ام لابلای حرف های تو از عشق بخوان لالایی مادرانه از عشق بخوان من که سقوط کرده ام میان نگاه ِ چشم های تو از عشق بخوان معشوق ِ کبوترانه از عشق بخوان پرم از پرواز آسمان آغوش تو کودکانگی پروازم را می بخشد از عشق بخوان رنگ تمامی پرواز ِ فرداها در چشم های توست اوج گرفته ام در بلندای گیسوانت از عشق بخوان از عشق پرم کن از طعم سیب از بهانه ی آدم شدن هبوط کن ترنم ات را عاشقانه دوست دارم عاشق شده ام از عشق بخوان ب آ آرام مهر 92 نوشته شده در جمعه دوازدهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 15 23 توسط بهرام آریان فر پنجه های دوستی اگر بُگذارید و بگذرید بند بند ِ انسان فغان ِ جنونی ست پیش تر چنان که ضرب ِ پاشنه ی ابلیسی بر شماطه ای به رقص لال گویان حقیقت را چشمی ست به ژرفای رازی اینان را سخن نمی باید و سکوت به مثابه ای ست انسانیت را می توان آموخت سپیده دمان خورشید به افول حضورش نه بیداری شرم می بایدش اگر من تو را تو مرا همگان تو و مرا تو و من همگان را در نیابیم انسانیت را می توان آموخت تعمید گناه واژه در دهان تحمل ِ ساییدن سر پنجه بر شیپور ِ خونین جنگ و راه را می باید جستن که هر دیوار حریم و حرمتی ست طبابت مادری می ماند در تب ِ شامگاهی فرزند که غریضه ای ست انسانی _ آنگاه مرگ را هم جراتی نمی تواند بود ب آ آرام مهر 92 دفتر پست چی نوشته شده در پنجشنبه چهارم مهر ۱۳۹۲ ساعت 17 38 توسط بهرام آریان فر پیدایت خواهم کرد که اگر گم شدم با تو باشم ب آ آرام دفتر تیله ها نوشته شده در پنجشنبه چهارم مهر ۱۳۹۲ ساعت 9 23 توسط بهرام آریان فر ای عشق تنگ نفشردی مرا ای عشق بر سینه ی پهن دشت ِ بی آخر نشان ات و به خاری که خواب در آن کاری نیست پلک چشمانم را تکیه _ و محکوم به تند بادی خاطره تنها در عبور یک نگاه به عمق معصومیت چه پیش خواهد آمد مرا نه قاصدکی از ترس باد نه تپش ِ نبضی به کوفتن در نه تعمیدی بر نوزاد دیدار رهایم کن بگذار انسان شوم از نو بگذار انسان شوم که تنهایی را در کنج ِ اتاق ِ خواب آلوده خاک بلعیده ی اتاقم با قلمی از جنس اشک سیاه مشق کنم نه بی چرا میمیرم و دلبستگی ها را پیش از آن که اشک فرو غلطد چشم خواهم بست نه به خاطر غرور نه به خاطر سنگ تنها به خاطر رهایی تو و به خاطر خستگی مرگ بر درگاه آسمان ب آ آرام فروردین 91 عاشقانه بی عاشقانه نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 22 9 توسط بهرام آریان فر گوش میان یک لحظه خاموشی کر شد و خدایی نو در شعاع آفتابی منگ با ردایی از حریری سرد میان انسان و تنهایی با سمندی کج خلق فاصله ها را وجب به وجب با صدایی گوش خراش آواز می خواند دیری نگذشت انسان خود را در احاطه ی زمان در یافت و شب های کار و روزهای کار و خواب های کار را در گرو لقمه ای نان تنها یکی لقمه نان گم کرد و اینچنین آموخت که زنده ماندن به از زندگی را ماندن این است قرن ها هم آغوشی انسان و تنهایی این است آیا ب آ آرام 1390 نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 14 55 توسط بهرام آریان فر انتظار http s1 picofile com file 7908091070 entezar_ mp3 html ب آ آرام نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 22 45 توسط بهرام آریان فر تهوع در تمامی فاجعه ها زانو به گل مانده ام باری اما دست به هیچ عصایی نخواهم برد_ که جز استخوانهای خویش باوری در وجودم سالیانی ست غنچه نشکفته است کوچه های بن بست که نه از جنس دیوار گیرم خاراترین سنگ نمی تواندشان توان دیدار یاس بر چهره ام چرا زاده ی چندین قرن رسوخ کرده در چار طاق ِ بی عابر ِ جنون های تنهایی _ و سر کرده ام بهتان یکی بود یکی نبود های مادر بزرگ های دروغین در زیر چادر های نفرت خندیده ام بر چهره ی تمسخر دیرینتان و خواهم خندید به جهاز سالیان دورتان که گمان می برید شما را رسالت شعر تمام است یله در هیبت خویش ایستاده ام پا سفت تر از سرنوشت انسانی در درگاه آسمان و هنوز گمان می برید بر صحنه ی تیاتر زیباترینید سخت می بایدتان فهمیدن چرا که نقاب بر صورت چنان تان آشکاراست که بیزاری مادری از فرزند خویش جستن بی انتها رشته ی صبوری در تداوم که خلق را انسانیت می باید نه هر روز و هر ثانیه عشقی نو من پیروز این حماسه ام و شمایان آموزگار ِ عاجز ِ فرزندان ِ خویش من پیروز این حماسه ام باشد که بدانید ورنه شمایان را نه عاقبتی ست نه رسالتی بر گردن از شعر چرا که در خود مانده اید همین و بس ب آ آرام 31 5 1392 نوشته شده در جمعه یکم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 22 4 توسط بهرام آریان فر سوگند نامه 2 حالم از تلاقی شعر و میلادم به هم می خورد نمی دانم از تو بگویم یا از این همه اردی بی بهشت تنها چه باید کرد وقتی مِدار و مداد دستشان در یک کاسه ست مگر قول تو به مادرم کافی نیست که مدام شریک شمع و شب و انتظارم دیگر حوصله ی هیچ یک از خط و نشان هایت را ندارم دختر رویا بگدار هوای سرم گیج بماند من که تا آخر آسمان زنده نخواهم ماند شب ها که روزهای تو را ورق می زنم یادم می رود روزگار و بعد نمی دانم فردای مادرم را چه کنم شاید ناف ِ سلام و ستاره را انتظار به دندان بریده است لابد این را هم نمی دانم نمی فهمم فهمیدن ِ نفهمیدن چرا سرش را لای برف می کند مگر جنوب هم برف می آید من که غیر از پنجره ام خبر از هیچ چیز ندارم حتی تو ب آ آرام اردی بی بهشت 1392 دفتر عاشقانه بی عاشقانه نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 0 28 توسط بهرام آریان فر اگر می دانستم دنیا باروتی ست در گرد ِ حباب سرم و گلوله ی آتشین اش بر قلبم _ تعبیر ِ ناخودآگاهی ست از انسانیت دیگر نمی خواهم بگذار در لایه های پُرعفونت ِ قرنی اش هرچه کبوتر ُ قناری به مرگشان عادت کنند من ام در سایه ی خود از توارد ِ هزار مرگ ِ زودرس اش کوچه ی آرامم دیری ست ولوله اش زبان زد است دیگر نمی خواهم بگذار از شریان ِ بریده ی آدمیانش هزاران مادر گریبان چاک کنند _ در نگاه به چشمان ِ فرزندانشان توقع ِ زنده ماندن را من اما در سکونی ِ سکوت غوطه ور آه اگر می دانستم من ب آ آرام نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 21 24 توسط بهرام آریان فر باشد که بدانی نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 18 9 توسط بهرام آریان ف...
|