Meta tags:
description= گلبوته شعر;
Headings (most frequently used words):
های, سلام, رباعی, گلبوته, شعر, با, چند, تا, جدید, در, خدمتم, یک, از, من, شب, چشم, او, کمی, آنطرف, تر, لحظه, ناب, گل, بوته, شهریه, دلهره, نت, جانسوز, نوشته, پیشین, برچسب, ها, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
شده (17), بردبار (14), ۱۳۹۱ (13), نوشته (13), کامران (12), های (12), ماندم (11), ساعت (10), توسط (10), دید (8), این (7), دارد (6), رباعی (5), آذر (5), یکشنبه (5), بوته (5), ناب (5), کوچه (5), کمی (5), غزل (5), #گلبوته (4), مهر (4), چشم (4), قافیه (4), آخر (4), خودم (4), عشق (4), باید (4), آبان (3), خانه (3), کاش (3), لحظه (3), شعر (3), دست (3), است (3), غزلی (3), آمد (3), تازه (3), اما (3), نوزدهم (3), خواب (3), واژه (3), چشمت (3), نشوم (3), شدم (3), برچسب (2), خرداد (2), ۱۳۹۲ (2), خاکستری (2), سوخت (2), زنگ (2), جانسوز (2), تارم (2), گوشه (2), تنهایی (2), دلم (2), سکوت (2), سفر (2), دلهره (2), باز (2), شهریه (2), شعرم (2), هنوز (2), نازک (2), خالی (2), زده (2), افتاد (2), شبی (2), آسمان (2), خیره (2), یادم (2), عطر (2), جمعه (2), یار (2), بزن (2), باران (2), تیره (2), خوب (2), روی (2), رفت (2), نگاهش (2), زیر (2), سلام (2), شنبه (2), دریچه (2), تاریکی (2), دانه (2), مــــــن (2), مـــــن (2), بود (2), اندازه (2), blogfa, com, دیوارهای, کاهی, تسنیم, رباعیانه, همیشه, زهره, پیوندها, شهریور, پیشین, عناوین, آرشیو, وبلاگ, پست, الکترونیک, مطالب, قدیمی, چوبه, دارم, آتش, سیهت, خواهم, رونق, مثنوی, دیده, زارم, آمدی, دیدی, سوژه, پاییز, بهارم, همنشین, غزلم, هوی, نفسم, شمارم, تکرار, صدای, تپش, ثانیه, الفبای, مخمسه, زخمه, کشمکش, صبر, قرارم, تازگی, موسیقی, آخرین, سپیدم, مشکیست, دانم, دنبال, آمده, رنگ, عطش, هایم, جاریست, لای, غمهایم, گاه, گاهی, کارم, پیشه, تنهاییست, ساکن, کاغذ, بابا, پسرم, طعنه, تکراری, گفت, پیچ, واهی, رویا, میروم, تحقیر, شوم, چرا, قفس, خاکی, حوا, پدرم, باغ, شما, گندم, بخشید, شهر, دنیا, امشب, بروم, رفتی, اندیشه, تکثیر, ترکها, چینی, خورد, سنگ, سبد, سارا, _سیب, دندان, خاک_, محو, تماشا, صاف, آرام, شدی, نگسستم, همان, نرمیدم, سنگم, دلبسته, لیلا, دگرگونم, کرد, نام, محله, شهرستان, فسا, هنوزم, گرفتار, توام, ادب, بگو, وفا, مودب, سلامش, بکن, روحش, لطیف, دلش, نرمی, صدا, گذر, تنگی, هاش, سراغی, بگیر, سبز, نفس, هوای, دِرِیمی, لبی, باده, پیچیده, محل, بوسه, محبوبه, سرد, نگاه, نگار, بهاران, اگر, نبودم, چون, وجودت, مرداب, زندگی, سحر, پروانه, دستِ, مهرِ, مادر, تکیه, شانه, گرم, پدر, سرابی, قطره, برهنه, دوید, لبریزتر, تاب, ابر, دورها, جای, غمها, لاله, شاداب, ایوان, حیاط, مان, روشن, مهتاب, کودکی, آقای, علیرضا, تقدیم, میکنم, فرزندم, پنجشنبه, نهم, زودی, ویک, کار, آزاد, روز, میشم, یازدهم, مرا, نمی, شنود, فایده, کوبم, زجه, ورق, زنم, دهم, نگرد, طرف, دریغ, کند, دستمال, سوی, پنجره, غبار, آلود, شیشه, قلبم, آنطرف, شایـــــد, بگیــــــرد, روزی, نــــشان, مــــن, مانـــــــــده, عـــــــمری, انـــــتظار, شــــــــب, آشــــیانه, آشیـــــــان, وقتــــــی, نگــــــاه, بـــــا, غریبه, شـــــــد, امـــــــا, روفـــــوزه, شـــــد, امتحــــان, درس, مشق, نمونه, انتهـــــای, تــــا, بـــــی, گــــــــران, خوانده, نقشی, زغــــــــم, کــــــشید, وقفه, چــــــکید, بــــــر, خاک, جان, شبهای, چــــــشم, تــــــا, آخـــــــر, خیــــــال, کرده, مـــــــــــاه, مــــــهربان, تـک, ستاره, آسمـــــــــــان, مــــــــــن, بیست, پنجم, هرکه, معشوق, سیه, چشمِ, فسایی, احتمالا, شبِ, یلدا, پدرش, خواهد, داستانها, گلِه, جدایی, بال, قفسم, دادِ, رهایی, دوازدهم, نثر, سپید, هایش, همه, قطعه, پرآوازه, بنویسم, تمام, رفتم, دری, اسیر, دام, گفتم, خام, بیهوده, پای, زنجیر, رها, کنم, وابسته, دلگیر, پیر, مبهم, اینقدر, گیر, نده, شاعر, خودکرده, عصراست, چند, جدید, خدمتم,
Text of the page (random words):
گلبوته گلبوته شعر سلام با چند تا رباعی جدید در خدمتم عصراست خودم دلم کمی غم دارد این شاعر خودکرده تو را کم دارد اینقدر به واژه های من گیر نده گل بوته نوشته های مبهم دارد از دست غزل غزل غزل پیر شدم وابسته به واژه های دلگیر شدم باید که رها کنم خودم شعرم را بیهوده به پای عشق زنجیر شدم گفتم به خودم که خام چشمت نشوم بی دانه اسیر دام چشمت نشوم رفتم به سفر به آخر در به دری تا در به در تمام چشمت نشوم باید بنویسم غزلی تازه ز تو یک قطعه رباعی ی پرآوازه ز تو یک شعر سپید واژه هایش همه ناب یک نثر به اندازه ی اندازه ز تو برچسب ها کامران بردبار گلبوته رباعی نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 21 49 توسط کامران بردبار یک رباعی از من پر و بال قفسم دادِ رهایی دارد داستانها گلِه از زنگ جدایی دارد احتمالا شبِ یلدا پدرش خواهد سوخت هرکه معشوق سیه چشمِ فسایی دارد نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۱ ساعت 16 48 توسط کامران بردبار شب های چشم او او تـک ستاره بود در آسمـــــــــــان مــــــــــن کم کرده روی مـــــــــــاه نا مــــــهربان مـــــن شبهای چــــــشم او تــــــا آخـــــــر خیــــــال بی وقفه می چــــــکید بــــــر خاک جان من نا خوانده آمد و نقشی زغــــــــم کــــــشید از انتهـــــای دل تــــا بـــــی گــــــــران مــــــن در درس و مشق عشق بی شک نمونه بود امـــــــا روفـــــوزه شـــــد در امتحــــان مـــــن وقتــــــی نگــــــاه او بـــــا من غریبه شـــــــد شــــــــب آشــــیانه زد در آشیـــــــان مــــــن او رفت مانـــــــــده ام عـــــــمری در انـــــتظار شایـــــد بگیــــــرد او روزی نــــشان مــــن نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۱ ساعت 21 59 توسط کامران بردبار کمی آنطرف تر و اما هنوز شیشه ی دریچه ی قلبم غبار آلود است و در آن سوی پنجره گوشه ی دستمال نگاهش را از من دریغ می کند و کمی آن طرف تر خیره به تاریکی من می نگرد و من تاریکی را آب و دانه می دهم شب را ورق می زنم و با زجه های سکوت بر دریچه می کوبم اما چه فایده او مرا نمی شنود نوشته شده در شنبه یازدهم آذر ۱۳۹۱ ساعت 22 4 توسط کامران بردبار سلام ب زودی با یک غزل ویک کار آزاد ب روز میشم نوشته شده در پنجشنبه نهم آذر ۱۳۹۱ ساعت 11 49 توسط کامران بردبار لحظه های ناب من این غزل را با عشق تقدیم میکنم به تک فرزندم آقای علیرضا بردبار کاش می شد کودکی را خواب دید خوب تر روشن تر از مهتاب دید زیر ایوان در حیاط خانه مان جای غمها لاله ی شاداب دید ابر های آسمان تا دورها تیره تر لبریزتر بی تاب دید پا برهنه زیر باران ها دوید در سرابی قطره های آب دید تکیه زد بر شانه ی گرم پدر در نگاهش لحظه های ناب دید روی دستِ مهرِ مادر خواب رفت تا سحر پروانه ها را خواب دید کاش می شد زندگی را خوب من چون وجودت خالی از مرداب دید نوشته شده در جمعه نوزدهم آبان ۱۳۹۱ ساعت 21 24 توسط کامران بردبار گل بوته بهاران اگر آمد و من نبودم شبی تیره تر از شب چشم یار کمی سرد تر از نگاه نگار بزن بوسه بر عطر محبوبه ها که پیچیده در کوچه های محل لبی تر کن از باده ی ناب باران نفس تازه کن در هوای دِرِیمی 1 سراغی بگیر از دل کوچه ی بر گ سبز گذر کن تو از تنگی کوچه هاش در خانه ی یار ما را بزن به نرمی صدا کن تو گل بوته را که روحش لطیف و دلش نازک است مودب تر از من سلامش بکن کمی با ادب تر بگو بی وفا هنوزم گرفتار چشم توام ۱ نام محله ای در شهرستان فسا نوشته شده در جمعه نوزدهم آبان ۱۳۹۱ ساعت 20 19 توسط کامران بردبار شهریه با تو نه بی تو در این قافیه ی آ ماندم بی تو گل بوته در این باید و اما ماندم باز عطر غزلی تازه دگرگونم کرد یادم افتاد که دلبسته ی لیلا ماندم یادم آمد که در آن کوچه تو سنگم زده ای نرمیدم نگسستم و همان جا ماندم آسمان صاف شب آرام به من خیره شدی بی تو در کوچه شبی محو تماشا ماندم _سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک_ آه من با سبد خالی سارا ماندم چینی نازک تنهایی من خورد به سنگ و در اندیشه ی تکثیر ترکها ماندم باید امشب بروم را که تو رفتی و هنوز من در این شهر در این آخر دنیا ماندم پدرم باغ شما را به دو گندم بخشید من چرا در قفس خاکی حوا ماندم میروم آخر این قافیه تحقیر شوم بس که در پیچ و خم واهی رویا ماندم پسرم طعنه به تکراری شعرم زد و گفت باز در شهریه ی کاغذ بابا ماندم نوشته شده در یکشنبه سی ام مهر ۱۳۹۱ ساعت 16 51 توسط کامران بردبار دلهره ساکن دلهره ام پیشه ام تنهاییست گاه گاهی غزلی می کارم لای خاکستری غمهایم رنگ شب در عطش قافیه هایم جاریست و به دنبال سکوت تا سفر آمده ام دلم از دست غم عشق پر است و خودم می دانم آخرین شعر سپیدم مشکیست نوشته شده در یکشنبه سی ام مهر ۱۳۹۱ ساعت 16 15 توسط کامران بردبار نت جانسوز تازگی موسیقی هر شب تارم شده ای زخمه ی کشمکش صبر و قرارم شده ای آخر مخمسه گوشه ی تنهایی من نت جانسوز الفبای سه تارم شده ای زنگ تکرار صدای تپش ثانیه ها های و هوی نفسم لحظه شمارم شده ای همنشین غزلم ناب تر از قافیه ها سوژه ی هر شب پاییز بهارم شده ای کاش گل بوته تو می آمدی و می دیدی رونق مثنوی دیده ی زارم شده ای تا کی از آتش چشم سیهت خواهم سوخت غم خاکستری چوبه ی دارم شده ای نوشته شده در یکشنبه سی ام مهر ۱۳۹۱ ساعت 15 54 توسط کامران بردبار مطالب قدیمی تر خانه پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین خرداد ۱۳۹۲ آذر ۱۳۹۱ آبان ۱۳۹۱ مهر ۱۳۹۱ شهریور ۱۳۹۱ برچسب ها رباعی 1 کامران بردبار 1 گلبوته 1 پیوندها زهره بردبار همیشه او رباعیانه تسنیم دیوارهای کاهی blogfa com
|