Meta tags:
description= تنهایی;
Headings (most frequently used words):
تنهایی, نوشته, های, پیشین,
Text of the page (most frequently used words):
۱۳۹۲ (14), نوشته (12), شده (11), نمیشود (11), است (11), بهمن (10), ساعت (10), توسط (10), اوا (10), دلم (9), این (6), چهارشنبه (6), بودی (5), نهم (5), בخـتـرآ (5), اشک (4), چگونه (4), کنم (4), دیگران (4), مـے (4), کرده (3), لحظه (3), دیگر (3), هوای (3), حالا (3), نیستی (3), نیست (3), برای (3), کاش (3), هستم (3), تنها (3), دلتنگی (3), اشکهایم (3), دردم (3), دوست (3), باید (3), عمر (3), يـہ (3), زَنـَن (3), بـہ (3), تـو (3), ايـن (3), روز (3), اسفند (2), های (2), گرمت (2), اینجا (2), سرد (2), چشمانم (2), نگاهت (2), نگاهی (2), مرا (2), جای (2), کنار (2), همیشه (2), رفتی (2), اینگونه (2), گرفته (2), تمام (2), دست (2), برایم (2), میدیدی (2), خیال (2), میروم (2), میبینم (2), یادت (2), زنده (2), میشود (2), اختیار (2), میریزم (2), پنهان (2), خدا (2), بفهمانم (2), قدم (2), امید (2), بود (2), فریاد (2), بزنم (2), گریه (2), زار (2), تند (2), باد (2), تاکه (2), بشود (2), دیدن (2), یار (2), گذر (2), فـَقـَط (2), هـآ (2), بـے (2), هـآے (2), سـَر (2), آروم (2), اَز (2), اينــآ (2), بـُوבَن (2), خيـلـے (2), هيـچ (2), هایی (2), دیدم (2), درد (2), بــگيرم (2), نفر (2), پنجشنبه (2), ورق (2), پیک (2), تنهایی (2), blogfa, com, آذر, پیشین, عناوین, آرشیو, وبلاگ, خانه, مطالب, قدیمی, جمعه, چهارم, هوایت, میخواهمت, بدتر, ندارمت, دستهای, چقدر, آرامش, میبرد, دریای, طوفانیست, ساحلش, باورم, کنارم, رفته, باور, تنهایم, گذاشتی, دوباره, چند, نگاهم, میکردی, بعد, میرفتی, حسرت, نمانم, چشمانت, نریزم, همنشین, دقایق, زندگی, سرم, نمیدارد, خیالم, هیچکس, مثل, میفهمم, جواهری, داده, همان, شاخه, روزی, گلش, محو, آسمان, تاریکی, ستاره, وقتی, کوچه, میزدم, دستان, دلخوشی, دستانم, خالیست, آنقدر, دارم, افسوس, بغضم, نمیشکند, کاری, میکنم, تبدیل, نام, خالی, شوم, گرچه, سیر, بیخیال, آرام, زخمی, یکشنبه, ششم, عاشق, مهر, بلبل, جست, چرخه, دور, فلک, شدست, رفت, خزان, فرصت, رخصت, مانی, همه, ویران, گفته, بنشینم, جوی, وگذر, ببینم, حافظ, نشستن, جویی, ماندست, ابی, سریعست, زآب, بهتر, سوار, ترن, شویم, تاگذر, چشمه, فراهم, شود, شوق, وصال, سـرے, هـَسـتـَن, تيــپ, مـِشـكـے, عـَطـر, خـآص, بيشـتـَر, وَقـت, هـَבفــ, سـآعـَت, پياده, ميزنن, تـَوَجـہ, اَطـرآف, حـَرفـآ, نـگـآه, مـَرבم, نيمـكـَت, پـآركــ, پشـت, هـَ, سيگـآر, בوב, كـُنـَن, شمـُرבه, حـَرف, جـَمـع, ميشيـنـَن, گـوش, ميـבن, ايــن, اَوَل, اينـطورے, نـَبـوבَن, زَمـآنـے, بـوבَن, عـآشـق, پـآشـنـہ, بـُلـَنـב, رَقـص, جـَشـنـآ, بـهـتـَريـن, رَقـآص, بـُوבن, شيـطـون, پـُر, هـَيـجـآن, يـكـے, اومـَב, زنـבگيشــون, اعتـمـآבشـون, بـَבتـَريـن, سـو, استـفـآבه, كـَرב, رَفـت, خـآصـَ, בيگـہ, چيــزے, قـَبـول, نـَבآرَن, سـَعــے, نـَكـُـن, בنيـآشـون, وآرב, بشـے, كـَسـے, בنيـآے, جـَבيـבشـون, رآه, نمـيـבَن, سـَخـت, تـَريـن, آבم, בنيـآن, شيـطون, بودم, مـــــــــــــرد, معرفتی, معرفت, خرج, دادم, نامردی, نامهربانی, نزدم, مشکلات, ساختی, تحمل, کردم, نگران, نباش, کسی, نخواهم, گفت, اما, مــــرد, مـشـترکِ, مـوردِ, نــظر, حــالِ, مکـالمه, مـيباشــد, بـه, دريــا, زدم, نـزديکِ, صـبح, نـگيـرم, نــگيـرم, سـراغش, غُـــرورِ, شـکسته, قـلــبِ, لِــه, شـده, خـودم, دلـتنـگيهـــايم, شـب, کـلنجار, مــيروم, باشند, اینکه, داشته, خوب, آدمها, دهم, بتوانم, زودتر, راه, نفس, کشیدنم, شاید, گلویی, بغض, گلویم, سپرده, قرصهای, خوابم, مشروب, تلخم, سیگار, برگم, بیست, سوم, یکم, حوالی, توقف, ممنــوع, راهت, بگیــر, بـــرو, هـــیچ, ندارمـــــ, سیرتــــ, آدمی, تویـــی, چهره, رنـــگ, پرستی, یـــک, پیچیدگی, ساده, مقــــداری, بـــی, حوصلگیه, زیاد, صبورمـــ, عجـــول, سنگــین, ســـرگردان, مغــــــــــرور, قـانــــع, مهـربانمــــــــــ, عـاشق, محتاج, دوحرفــــیه, وسوسه, انگیزیســـت, فقـــط, خودم, هستمـــ,
Text of the page (random words):
تنهایی تنهایی فقـــط برای خودم هستمـــ من چه دوحرفــــیه وسوسه انگیزیســـت این من نه مهـربانمــــــــــ نه عـاشق و نه محتاج نگاهی صبورمـــ و عجـــول سنگــین ســـرگردان مغــــــــــرور قـانــــع با یـــک پیچیدگی ساده و مقــــداری بـــی حوصلگیه زیاد برای تویـــی که چهره های رنـــگ شده را می پرستی نه سیرتــــ آدمی هـــیچ ندارمـــــ راهت را بگیــر و بـــرو حوالی ما توقف ممنــوع است نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند ۱۳۹۲ ساعت 18 37 توسط اوا نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 18 28 توسط اوا نخ به نخ سیگار برگم را پیک به پیک مشروب تلخم را ورق به ورق قرصهای خوابم را آه به آه تمام دردم را به گلویم سپرده ام گلویی که پر از درد و بغض است به این امید که شاید بتوانم زودتر راه نفس کشیدنم را سد کنم نوشته شده در پنجشنبه دهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 11 16 توسط اوا نوشته شده در چهارشنبه نهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 18 6 توسط اوا چه خوب می شد آدمها یک نفر را هر روز دوست داشته باشند نه اینکه هر روز یک نفر را نوشته شده در چهارشنبه نهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 18 1 توسط اوا شـب است کـلنجار مــيروم با خـودم با دلـتنـگيهـــايم با قـلــبِ لِــه شـده ام با غُـــرورِ شـکسته ام سـراغش را بــگيرم نــگيـرم بــگيرم نـگيـرم نـزديکِ صـبح است دل را بـه دريــا زدم مـشـترکِ مـوردِ نــظر در حــالِ مکـالمه مـيباشــد نوشته شده در چهارشنبه نهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 17 15 توسط اوا من زن هستم و تو مــــرد اما نگران نباش به کسی نخواهم گفت که در پس مشکلات و درد هایی که تو برایم ساختی و تحمل کردم در پس نامردی و نامهربانی که دیدم و دم نزدم در پس بی معرفتی هایی که دیدم و معرفت به خرج دادم من مـــــــــــــرد تر بودم نوشته شده در چهارشنبه نهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 17 11 توسط اوا يـہ سـرے בخـتـرآ هـَسـتـَن فـَقـَط تيــپ مـِشـكـے مـے زَنـَن عـَطـر خـآص مـے زَنـَن بيشـتـَر وَقـت هـآ بـے هـَבفــ سـآعـَت هـآ تو پياده رو قدم ميزنن بـے تـَوَجـہ بـہ اَطـرآف و حـَرفـآ و نـگـآه هـآے مـَرבم رو نيمـكـَت پـآركــ پشـت سـَر هـَ ـم سيگـآر בوב مـے كـُنـَن آروم و شمـُرבه حـَرف مـے زَنـَن تـو جـَمـع آروم ميشيـنـَن و فـَقـَط گـوش ميـבن ايــن בخـتـرآ اَز اَوَل اينـطورے نـَبـوבَن اينــآ يـہ زَمـآنـے خيـلـے شيـطون بـوבَن عـآشـق پـآشـنـہ بـُلـَنـב و رَقـص بـُوבَن تـو جـَشـنـآ بـهـتـَريـن رَقـآص بـُوבن شيـطـون و پـُر هـَيـجـآن بـُوבَن ايـن בخـتـرآ يـہ روز يـكـے اومـَב تـو زنـבگيشــون اَز اعتـمـآבشـون بـَבتـَريـن سـو استـفـآבه و كـَرב و رَفـت ايـن בخـتـرآ خيـلـے خـآصـَ ـن בيگـہ هيـچ چيــزے و قـَبـول نـَבآرَن سـَعــے نـَكـُـن بـہ בنيـآشـون وآرב بشـے اينــآ هيـچ كـَسـے و بـہ בنيـآے جـَבيـבشـون رآه نمـيـבَن ايـن בخـتـرآ سـَر سـَخـت تـَريـن آבم هـآے בنيـآن نوشته شده در چهارشنبه نهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 17 10 توسط اوا گفته بودی بنشینم لب جوی وگذر عمر ببینم حافظ گذر عمر مرا جای نشستن نیست نه که جویی ماندست نه که ابی نیست گذر عمر سریعست زآب بهتر آن است که سوار ترن باد شویم تاگذر از لب چشمه به لب یار فراهم شود از شوق وصال تا به کی عاشق گل باید بود تا به کی مهر ز بلبل باید جست چرخه دور فلک تند شدست باید رفت تند تر از باد خزان تاکه فرصت بشود دیدن دوست تاکه دیدن بشود رخصت یار جا که مانی همه جا ویران است نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 14 46 توسط اوا دلتنگی بی خیال دلم نمیشود هر جا میروم تو را میبینم و یادت در دلم زنده میشود و بی اختیار اشک میریزم چگونه پنهان کنم اشکهایم را از دیگران ای خدا چگونه دردم را بفهمانم به دیگران دلم هوایت را کرده و در این لحظه میخواهمت بدتر از این نمیشود که دیگر ندارمت دلم هوای دستهای گرمت را کرده است اینجا بی تو چقدر سرد است چشمانم هوای نگاهت را کرده آن نگاهی که مرا به آرامش میبرد حالا تو نیستی و دریای دلم طوفانیست جای من بی تو دیگر در کنار ساحلش هم نیست باورم نمیشود که دیگر نیستی و برای همیشه از کنارم رفته ای باور نمیشود تنهایم گذاشتی و رفتی کاش دوباره چند لحظه نگاهم میکردی و بعد میرفتی که اینگونه در حسرت نگاهت نمانم که اینگونه در غم چشمانت اشک نریزم هوای دلم بی تو اینجا گرفته و سرد است از لحظه ای که رفتی همنشین تمام دقایق زندگی ام غم است دست از سرم بر نمیدارد بی خیالم نمیشود هیچکس برایم مثل تو نمیشود حالا که نیستی میفهمم چه جواهری را از دست داده ام کاش بودی و میدیدی کنار همان شاخه ای هستم که روزی تو تنها گلش بودی کاش بودی و میدیدی محو آسمان تاریکی هستم که تو تنها ستاره اش بودی دلتنگی بی خیال دلم نمیشود هر جا میروم تو را میبینم و یادت در دلم زنده میشود و بی اختیار اشک میریزم چگونه پنهان کنم اشکهایم را از دیگران ای خدا چگونه دردم را بفهمانم به دیگران همیشه وقتی در این کوچه قدم میزدم دستان گرمت تنها دلخوشی و امید من بود حالا دستانم خالیست و چشمانم پر از اشک است و دلم آنقدر گرفته که دوست دارم فریاد بزنم افسوس که بغضم نمیشکند هر کاری میکنم اشکهایم تبدیل به گریه نمیشود که زار و زار گریه کنم و نام تو را فریاد بزنم و خالی شوم از غم دلتنگی ات گرچه سیر نمیشود بیخیال نمیشود آرام نمیشود این دل زخمی ام نوشته شده در جمعه چهارم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 20 31 توسط اوا مطالب قدیمی تر خانه آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین اسفند ۱۳۹۲ بهمن ۱۳۹۲ دی ۱۳۹۲ آذر ۱۳۹۲ blogfa com
|