Meta tags:
description= نغمه درد;
Headings (most frequently used words):
نغمه, درد, 47, 46, 45, 44, 43, 42, 41, 40, 39, 38, 37, 36, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
نوشت (35), این (32), شده (20), بود (18), نوشته (17), ۱۳۸۸ (16), واسه (14), گفت (14), شما (13), اول (13), اون (13), ساعت (12), توسط (12), هستی (12), دوم (12), توی (12), همه (12), باز (10), اگه (10), کرد (10), گريه (10), دوست (9), برای (9), کنه (9), بار (9), انسان (9), وبلاگ (8), سوم (8), فرش (8), خونه (8), اگر (8), خیلی (8), دیگه (8), کنید (8), اما (8), خودم (8), خدا (8), حیوان (8), حتی (8), چهارم (7), باید (7), برابر (7), نیست (7), های (6), ۱۳۸۶ (6), بهمن (6), ۱۳۹۰ (6), خانه (6), چون (6), دوستان (6), خود (6), جناب (6), حرف (6), خسته (6), دارم (6), داشت (6), کردم (6), زمین (6), بده (6), چند (6), آدرس (6), است (5), اسفند (5), شنبه (5), نمی (5), میکنم (5), شدم (5), چرا (5), یکی (5), بیست (5), هیچی (5), صدر (5), اعظم (5), ولي (5), حالا (5), میدم (5), تیمارستان (5), آبان (4), آذر (4), درد (4), بعد (4), سخن (4), ملانصرالدین (4), کاری (4), کنم (4), ملا (4), زدم (4), بچه (4), کار (4), پاک (4), روی (4), اینجا (4), معلم (4), زیر (4), تساوی (4), فرد (4), واحد (4), هست (4), هیچ (4), مرد (4), دویدم (4), مثل (4), بزنم (4), اینکه (4), وقت (4), امیدوارم (4), هزار (4), بهم (4), خبر (4), خصوصی (4), همچین (4), گاهی (4), گفتم (4), ظاهر (4), اصرار (4), سالمندان (4), مرداد (3), نيستم (3), نغمه (3), قدیمی (3), شرمنده (3), طولانی (3), پست (3), برام (3), عوض (3), قدر (3), زیاد (3), بعضی (3), باور (3), میگم (3), نکنه (3), میگه (3), فرمودند (3), مردم (3), قسمت (3), بودم (3), منزل (3), تعجب (3), گفتند (3), سؤال (3), طور (3), بشه (3), میشم (3), چهارشنبه (3), برم (3), وارد (3), داد (3), شماست (3), برو (3), دست (3), دلم (3), بگم (3), میشه (3), خودتون (3), روز (3), پرسيدند (3), كنم (3), ديدند (3), كند (3), حسن (3), ديگر (3), ندارم (3), باشه (3), نداریم (3), نهم (3), میخوام (3), لینکدونی (3), بلاگفا (3), البته (3), ارزش (3), ساله (3), مرگت (3), بخدا (3), تند (3), اینقدر (3), کسی (3), ببینم (3), خواهرم (3), بیشتر (3), رها (2), پای (2), منم (2), صبح (2), مهر (2), اردیبهشت (2), ۱۳۸۹ (2), مدیر (2), چيزي (2), چنان (2), فرياد (2), نظر (2), خان (2), خوب (2), کامنت (2), شدن (2), بودند (2), یاد (2), آنچه (2), پسندی (2), دیگران (2), جدیداً (2), تونم (2), فقط (2), خانم (2), گفتی (2), خرابی (2), وقتی (2), مجبور (2), طوری (2), ببرید (2), شروع (2), مدت (2), ببخشید (2), ایمیل (2), پیش (2), وبلاگش (2), ایرانی (2), ایران (2), تونید (2), میکرد (2), پایین (2), بالا (2), صورت (2), آنکه (2), دستی (2), سخت (2), سکوت (2), جمع (2), غمگین (2), تخته (2), میکردند (2), هفتم (2), جهان (2), همین (2), مونده (2), عالم (2), پنجشنبه (2), دارید (2), میده (2), چاره (2), ندارد (2), اصفهان (2), اختيار (2), شيراز (2), آنجا (2), دارد (2), کوتاه (2), بنویسم (2), نمیدونم (2), قلک (2), سوسکه (2), زود (2), فرار (2), چیکار (2), نبود (2), رسیدم (2), بزنید (2), برید (2), مگه (2), تون (2), تقویم (2), مبارک (2), باد (2), وقتي (2), علت (2), غريبم (2), راحت (2), آقا (2), ميان (2), هستم (2), كردند (2), داريد (2), تنها (2), اهالي (2), براي (2), بدبختي (2), شغل (2), سالی (2), سلامتی (2), کیلو (2), چهار (2), کاش (2), بیایید (2), همون (2), فهم (2), عقل (2), آنها (2), بيشتر (2), شود (2), گودری (2), خوشم (2), نمیاد (2), اسرع (2), قرار (2), بدم (2), سرم (2), جان (2), الان (2), لینکش (2), خوندم (2), برامون (2), آرامش (2), دعا (2), بشن (2), لعنتت (2), آدرسش (2), بهشون (2), ندید (2), نکنید (2), آرزوی (2), نداره (2), توش (2), بهش (2), نماها (2), بدتر (2), هستند (2), میکنن (2), وحشی (2), شخصیت (2), اسمت (2), دیدن (2), کلمه (2), شخص (2), پام (2), اینا (2), نمیرم (2), میکنید (2), بذارید (2), اسمشون (2), دیوانه (2), نگهداری (2), کودکان (2), سرپرست (2), شاکر (2), نعمت (2), blogfa, com, معرفتی, عارفانه, رهـــــا, جوانی, دختر, خاله, نگارینه, بهار, خـــآتـون, خــــآمـوش, ساقیا, قدحی, شراب, پیوندها, شهریور, پیشین, عناوین, آرشیو, پروفایل, قصه, بگويي, بخواني, صدا, بشنوي, ببيني, بداني, مشتركم, مرا, مطالب, دوازدهم, بقیه, بمونه, سپاس, فراوان, دقت, ادیب, ارجمندم, مازیار, مهربانم, آقای, خوبی, نام, میگذارند, متوجه, شعر, کنار, خوشبخت, افتادم, بپسند, مپسند, یعنی, نشنیدند, افتم, خودمون, نگفتم, برداشتی, بینوا, روزگار, انداختی, خودت, امشب, ببریم, مسجد, حرفت, شنیدم, برگشتم, دیدم, نجس, کرده, ببرم, برگشتند, دیدند, منزلشون, اندازه, دایره, بریده, بریدی, اعتماد, نفس, کشیدن, نمیشه, دور, بیاندازید, رفت, بالای, منبر, صحبت, کردن, مورد, نجسی, پاکی, حضار, بکشیم, خیلییییییی, رنگ, شدند, اومده, اشعار, شاعر, شیرین, افتخار, ادب, حافظ, شیرازی, بنویسه, آخه, امتحان, ببینید, بشید, جزوه, خویش, بنویسید, ناله, آسا, آزادگان, قفس, ضربت, شلاق, گشت, پشتش, فقر, دیوار, چین, بنا, نان, مال, مفت, خواران, کجا, آماده, میگردید, حال, پرسم, سیه, چرده, نالید, قرص, نقره, گون, قلبی, فاقد, زور, دامن, پوزخندی, آری, خشمگین, فریاد, سؤالی, مدهُشی, آیا, پرسید, مات, ماند, اشتباهی, فاحش, محض, آرامی, همیشه, نفر, خیزد, برخاست, میان, شاگردان, چنین, بنوشت, ظلمتی, تاریک, خطی, خوانا, جبری, نشان, شور, پایان, هوی, جوانان, ورق, میزد, گوشه, دیگر, لواشک, بین, تقسیم, ولی, آخر, کلاسی, دستانش, پوششی, گرد, پنهان, صورتش, خشم, گلگون, جمعه, شادی, دِه, ویران, آبادی, شرم, آوره, همچنان, گردم, دلیلی, بینم, زندان, کجای, آزادی, هفدهم, دردی, سراغ, بدجوری, آزارم, وامونده, خدایت, بیامرزاد, حالی, رفتن, گور, اطرافیانته, عزیز, زمان, آغا, محمد, قاجار, شخصى, حاکم, شهر, صدراعظم, نسبت, نزد, شکايت, برد, دانست, شاکى, اشکالى, توانى, بروى, پسر, برادر, خواهرزاده, تبريز, نوه, بلند, عصبانيت, دانم, جهنم, خونسردى, متاسفانه, مرحوم, پدر, حضور, سعی, موفق, نشدم, هنوز, ایمیلم, مشکل, خریدم, رفتم, کباب, خراب, ترسید, سوسک, کوچک, پول, بیاد, دستم, شکستم, قلکم, دوشنبه, لینکهای, سری, مطمئنم, لذت, اضافه, طبق, معمول, تمام, تلاشم, گذارید, خونید, سپاسگزارم, زیاده, گویی, بزرگواری, جشن, گرامیداشت, مهرورزی, جلالی, کنونی, باشد, عاشقان, باشید, عاشق, اسپندگان, هيچ, ربطي, دستور, كدخدا, شال, سبزي, كمر, بستند, شايد, صداي, شوند, كمال, هنگام, كرد, سيد, هستيد, اجنبي, اين, مشكل, نيز, دختري, دختران, ازدواج, آوردند, كدام, همسري, اطاقم, خوابم, همت, كرده, برايش, تهيه, دادند, مأوا, مسكن, توانيد, خودتان, سرما, گرما, حفظ, كنيد, همين, همان, پيدا, كردي, كشاورزي, گرفتند, سبب, غريبي, شغلي, نامي, دهي, مكاني, نشست, بناي, گذاشت, پنجم, باستانی, پیشاپیش, روست, موفقیت, تکتون, نوروز, جالبه, داشتید, بخونیدش, ترین, سال, پنجاه, تومان, عید, خانواده, نشه, تخمه, هندوانه, بادام, آیین, سنتی, نیه, سنت, روش, اجرا, کنیم, نیاکانمون, سوری, بخشی, وصیت, داریوش, خشایارشا, امر, آموزش, كردم, ادامه, بگذار, اتباع, بتوانند, بخوانند, بنويسند, اينكه, زيادتر, اطمينان, تواني, سلطنت, كني, هجدهم, کوروش, کبیر, شهریاری, نداند, مردمانش, چگونه, رسانند, گورکن, گمنامی, دفن, دانایی, بسته, برگردم, اینبار, سبک, نوشتارم, حرفهای, استفاده, لینکی, بدید, شاید, ذهنم, بشینم, حواسم, سیو, نکردم, برق, پرید, حرفها, پریدند, فعلاً, موزیک, نوشین, کُدی, فرستاده, بودی, نیاز, کامنتینگ, بذارش, میدونید, نداشتم, حذفش, دوستی, بوده, امروز, نشستم, وبلاگت, خاتون, پستت, اومد, بانوی, نازنین, بذار, وبلاگهامون, خیال, میشیم, ارزشی, میشن, یکشنبه, سلام, مرگ, چندین, زده, هدایت, ناپذیره, بمیره, انسانهای, وجودش, آوارگی, جانور, خدایا, زودتر, مرگش, برسون, بزرگترین, آرزوم, همینه, والله, مزاحم, برت, داره, نباشه, نجاستی, تحمل, الهی, زودی, بشنوم, شــــــــــــــــــــــــدم, محترم, بسیاری, سرویسهای, قابلیت, بتونیم, هایی, ببندیم, نتونن, وبلاگمون, بنویسند, نزدم, گلم, ببخشند, یادشون, ناشناس, داشتم, داده, آرامشم, نخوره, میرم, همونجا, مدتها, دیوارش, کشم, اونجا, رونق, ازتون, عاجزانه, تقاضا, وجه, لینکهاتون, میتونه, بگیره, بهتون, براتون, فرستم, قسمتون, قبول, کسانی, دعای, شفا, نخونید, امکان, افاقه, دعایی, افراد, مرگشونه, دستهاتون, آسمون, بخواهید, لوث, وجود, کثافتها, لجنهایی, خاکی, میسوزه, مردارهای, متعفنی, حیوانه, محلی, کنی, کارت, حساب, کارگاهمون, دوستشون, محل, ندم, طرفم, نمیان, حیوونها, غیرتشون, بیشتره, بیام, مجازیم, حتماً, میذاره, موندم, حالم, میخوره, نمیخوام, زندگیم, کهیر, زنم, غیرت, نفهمه, خودش, کوچیک, میکنه, نمیداره, میدونن, منظورم, چیه, دعوتم, نمیذارم, بزن, جای, التماس, برات, بلیط, میگیرم, بیا, مادرم, میگن, نمیری, احترام, قائل, ابرامش, پامو, نذارم, صاحبخونه, زیادی, تحویلتون, نمیگیره, جورایی, میخواد, حالیتون, حضورتون, ناخرسنده, نشده, تصور, اتفاقی, بیافته, اونوقت, میرید, آیید, آرامششون, میزنید, اونقدر, بها, میدید, نخواد, پاتون, نذارید, توضیح, کجدار, مریز, راه, انداختم, اومدم, چرندیجاتم, نوشتم, واقع, مجازی, میدونمش, نتبیجه, آدمها, دربست, بگیری, کافی, آدم, سالمه, نمیدونه, پشت, نهفته, دلت, بذاری, توهینه, جزء, دسته, محسوب, تلویزیون, چیزی, نشون, تماشا, نمیکنم, افسرده, بدی, پیدا, بهزیستی, اماکن, جاهایی, زنان, فراری, آسایشگاه, جایی, اصلاً, توصیه, نباشید, اینها, جوونیتون, میشید, جهت, داشتن, سلامت, شید, نذاشتم, زدید, احتمالاً, پشیمون, بشم, حذف, ننویسم, آروم, نمیشم,
Text of the page (random words):
نغمه درد نغمه درد 47 سلام میخوام چند کلمه حرف بزنم البته احتمالاً زود هم پشیمون بشم و این پست رو حذف کنم اما تا ننویسم آروم نمیشم شما تا حالا به تیمارستان ها و خانه سالمندان سر زدید بذارید خودم رو بگم من تا حالا پام رو تیمارستان و خانه سالمندان نذاشتم بهزیستی اماکن نگهداری از کودکان بی سرپرست حتی جاهایی که زنان فراری رو نگهداری میکنن اینا رو دوست دارم سر بزنم و گاهی به کودکان بی سرپرست هم سر زدم اما آسایشگاه سالمندان و تیمارستان دو جایی هستند که اصلاً نمیرم و دوست ندارم برم البته به شما توصیه میکنم مثل من نباشید و به این دو جا سر بزنید چون با دیدن اینها هم شاکر نعمت جوونیتون میشید هم به جهت داشتن نعمت سلامت بیشتر خدا رو شاکر می شید من نمیدونم چرا حتی توی تلویزیون هم که از خانه سالمندان چیزی نشون میده تماشا نمیکنم و اگه ببینم چند روز افسرده میشم و حس بدی پیدا میکنم اگه تیمارستان ببینم که دیگه بدتر توی این چند ساله که این وبلاگ رو کجدار و مریز راه انداختم و اومدم چرندیجاتم رو توش نوشتم و در واقع یه خونه مجازی میدونمش به این نتبیجه رسیدم که بخدا گاهی برای بعضی آدمها یه تیمارستان دربست هم بگیری کافی نیست در ظاهر اسمشون آدم سالمه و کسی نمیدونه پشت این به ظاهر انسان چه حیوان وحشی ای نهفته ست طوری که دلت نمیاد اسمشون رو بذاری دیوانه یا حتی حیوان چون به حیوان و اون دیوانه توهینه که این به ظاهر انسان جزء اون دسته محسوب بشه بذارید بیشتر توضیح بدم شده تا حالا خونه کسی برید و حس کنید صاحبخونه زیادی تحویلتون نمیگیره و یه جورایی میخواد حالیتون کنه از حضورتون ناخرسنده اگه نشده هم با خودتون این طور تصور کنید که همچین اتفاقی بیافته اونوقت شما چیکار میکنید هی اصرار میکنید و تند تند میرید و می آیید و آرامششون رو به هم میزنید یا اونقدر به شخصیت خودتون بها میدید که دیگه تا خود اون شخص نخواد پاتون رو توی خونه ش نذارید من خودم اگه حتی خواهرم دعوتم کنه زیاد اصرار نکنه پام رو هم خونه ش نمیذارم گاهی خواهرم بهم میگه بهم سر بزن به جای اینکه ده بار التماس کنه که برات بلیط میگیرم و بیا و اینا سه چهار بار میگه من نمیرم مادرم میگن چرا نمیری میگم باید بیشتر اصرار میکرد تا برم اینقدر واسه خودم احترام قائل میشم که حتی اگه خواهرم هم اصرار و ابرامش کم باشه پامو خونه ش نذارم حالا من موندم توی شخصیت یه به ظاهر انسان هزار بار بهش گفتم حالم از اسمت به هم میخوره هزار بار گفتم حتی نمیخوام کسی هم اسمت رو توی زندگیم ببینم هزار بار گفتم با دیدن یه کلمه نوشته ت کهیر می زنم اما اینقدر این شخص بی غیرت و نفهمه که باز هم خودش رو کوچیک میکنه و دست از سرم بر نمیداره دوستان قدیمی تر میدونن منظورم چیه بعد از این همه مدت گفتم دیگه بیام سر خونه مجازیم حتماً دیگه آرامش دارم اما مگه این حیوان وحشی میذاره سگ یه حیوانه اگه بهش بی محلی کنی کاری به کارت نداره حساب کنید که گاهی انسان نماها از این حیوان هم بدتر هستند باور کنید من سه تا سگ توی کارگاهمون هست اینقدر دوستشون دارم که همه تعجب میکنن چون بهشون که محل ندم حتی طرفم هم نمیان اون حیوونها بخدا از بعضی انسان نماها خیلی غیرتشون بیشتره قسمتون میدم به هر چی قبول دارید که واسه همچین کسانی آرزوی سلامتی نکنید و دعای شفا نخونید چون امکان نداره افاقه کنه تنها دعایی که در حق این افراد میشه کرد آرزوی مرگشونه دستهاتون رو به آسمون ببرید و از ته دل از خدا بخواهید زمین رو از لوث وجود همچین کثافتها و لجنهایی پاک کنه هر چند دلم واسه خاکی میسوزه که باید همچین مردارهای متعفنی رو توش جا بده پی نوشت اول دوستان قدیمی تر اگه یادشون باشه یه وبلاگ ناشناس داشتم و آدرسش رو خصوصی بهشون داده بودم واسه اینکه آرامشم به هم نخوره باز هم میرم همونجا و بعد از مدتها یه دستی به در و دیوارش می کشم و اونجا رو رونق میدم آدرسش رو خصوصی به همه ی دوستان خودم میدم فقط ازتون عاجزانه تقاضا میکنم اون آدرس رو اول به هیچ وجه توی لینکهاتون قرار ندید دوم به هیچ کس حتی به دوستان خودم آدرس رو ندید خودم به همه آدرس رو میدم و هر کس آدرس رو گم کرد میتونه از خودم آدرس رو بگیره هر بار که وبلاگ رو به روز کنم به صورت خصوصی بهتون خبر میدم و آدرس رو هم واسه اینکه گم نکنید براتون خصوصی هر چند وقت یه بار می فرستم پی نوشت دوم خسته شدم بخدا از بس سکوت کردم و حرف نزدم امیدوارم دوستان گلم من رو ببخشند که تند حرف زدم پی نوشت سوم ای کاش مدیر محترم بلاگفا کاری میکردند که بلاگفا هم مثل بسیاری از سرویسهای دیگه قابلیت این رو داشت تا بتونیم اون آی پی هایی که دوست نداریم رو ببندیم تا نتونن وارد وبلاگمون بشن و کامنت بنویسند پی نوشت چهارم تو رو خدا از ته دل واسه مرگ این حیوان که چندین ساله آرامش من رو به هم زده همه تون دعا کنید باور کنید هدایت ناپذیره بیایید و دعا کنید که بمیره تا همه انسانهای روی زمین از شر وجودش راحت بشن خسته شدم از این همه آوارگی و فرار از دست این جانور دو پا خدایا زودتر مرگش رو برسون چند ساله بزرگترین آرزوم همینه خسته شدم والله خسته شدم خدا لعنتت کنه حیوان مزاحم خدا مرگت بده حیوان خدا از روی زمین برت داره تا زمین مجبور نباشه نجاستی مثل تو رو تحمل کنه خدا مرگت بده الهی خدا لعنتت کنه امیدوارم خبر مرگت رو به زودی بشنوم خسته شــــــــــــــــــــــــدم نوشته شده در یکشنبه نهم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 17 48 توسط هستی 46 یه عالم حرف توی ذهنم نوشته بودم که بشینم اینجا بزنم اما حواسم نبود و سیو نکردم و وقتی برق از سرم پرید حرفها هم پریدند پی نوشت اول امروز نشستم کل وبلاگت رو خوندم خاتون جان این پستت رو که خوندم خیلی خوشم اومد خوب گفتی بانوی نازنین بذار منم این رو بگم که وبلاگهامون رو که بی خیال میشیم خیلی ارزش ها برامون بی ارزش می شن و بی ارزشی ها برامون ارزش میشن خیلی بده خیلی بد پی نوشت دوم همون طور که میدونید لینکدونی گودری رو دوست نداشتم و حذفش کردم اگه دوستی هست که لینکش اینجا بوده و الان نیست بهم خبر بده تا در اسرع وقت لینکش کنم پی نوشت سوم موزیک وبلاگ رو هم عوض کردم نوشین جان اون کُدی که برام فرستاده بودی رو الان نیاز دارم برام توی کامنتینگ بذارش پی نوشت چهارم فعلاً هیچی تا پست بعد نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۰ ساعت 0 54 توسط هستی 45 میخوام برگردم اما اینبار سبک نوشتارم عوض میشه میخوام از حرفهای دلم بنویسم البته شاید پی نوشت اول از لینکدونی گودری خوشم نمیاد واسه همین از لینکدونی بلاگفا استفاده کردم اگه لینکی جا مونده بهم خبر بدید تا در اسرع وقت توی وبلاگ قرار بدم نوشته شده در شنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 17 31 توسط هستی 44 شهریاری که نداند مردمانش چگونه شب را به صبح می رسانند گورکن گمنامی است که دل به دفن دانایی بسته است کوروش کبیر پی نوشت اول نداریم پی نوشت دوم هیچی دیگه میگم نداریم دی نوشته شده در شنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 18 1 توسط هستی 43 امر آموزش را كه من شروع كردم تو ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنويسند تا اينكه فهم و عقل آنها بيشتر شود و هر قدر كه فهم و عقل آنها زيادتر شود تو با اطمينان بيشتر مي تواني سلطنت كني بخشی از وصیت داریوش به خشایارشا پی نوشت اول چهارشنبه سوری یک آیین سنتی ای را نیه پس بیایید این سنت رو به همون روش نیاکانمون اجرا کنیم پی نوشت سوم سه کیلو بادام سه کیلو تخمه هندوانه پنجاه و چهار هزار تومان کاش هیچ کس شب عید شرمنده خانواده ش نشه پی نوشت چهارم ترین های سال 88 هم جالبه دوست داشتید بخونیدش پی نوشت پنجم نوروز باستانی پیشاپیش بر همه ای را نی ان مبارک باد امیدوارم سالی که در پیش روست سالی پر از موفقیت و سلامتی برای تک تکتون باشه نوشته شده در شنبه بیست و دوم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 11 53 توسط هستی 42 حسن نامي وارد دهي شد و در مكاني كه اهالي ده جمع شده بودند نشست و بناي گريه گذاشت سبب گريه اش را پرسيدند گفت من مرد غريبي هستم و شغلي ندارم براي بدبختي خودم گريه مي كنم مردم ده او را به شغل كشاورزي گرفتند شب ديگر ديدند همان مرد باز گريه مي كند گفتند حسن آقا ديگر چه شده حالا كه شغل پيدا كردي گفت شما همه منزل و مأوا و مسكن داريد و مي توانيد خودتان را از سرما و گرما حفظ كنيد ولي من غريبم و خانه ندارم براي همين بدبختي گريه مي كنم بار ديگر اهالي ده همت كرده و برايش خانه اي تهيه كردند و وي را در آن جا دادند ولي شب باز ديدند دارد گريه مي كند وقتي علت را پرسيدند گفت هر كدام از شما همسري داريد ولي من تنها در ميان اطاقم مي خوابم مردم اين مشكل او را نيز حل كردند و دختري از دختران ده را به ازدواج او در آوردند ولي باز شب هنگام حسن آقا داشت گريه مي كرد گفتند باز چي شده گفت همه شما سيد هستيد و من در ميان شما اجنبي هستم به دستور كدخدا شال سبزي به كمر او بستند تا شايد از صداي گريه او راحت شوند ولي با كمال تعجب ديدند او شب باز گريه مي كند وقتي علت را پرسيدند گفت بر جد غريبم گريه مي كنم و به شما هيچ ربطي ندارد پی نوشت اول اسپندگان جشن گرامیداشت زمین و زن و روز مهرورزی که در تقویم جلالی 29 بهمن و در تقویم کنونی 5 اسفند می باشد بر شما عاشقان ایران زمین مبارک باد عاشق باشید و ایرانی پی نوشت دوم طبق معمول تمام تلاشم رو کردم که کوتاه حرف بزنم اما مگه میشه از اینکه وقت می گذارید و می خونید از همه تون سپاسگزارم و امیدوارم زیاده گویی من رو به بزرگواری خودتون ببخشید اضافه شد برای پی نوشت چهارم می تونید به لینکهای 1 2 3 و 4 هم سری بزنید مطمئنم شما هم مثل من لذت می برید نوشته شده در دوشنبه سوم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 1 49 توسط هستی 41 دویدم و دویدم به قلکم رسیدم زدم اون رو شکستم تا پول بیاد به دستم هیچی نبود تو قلک به جز یه سوسک کوچک سوسکه بگم چیکار کرد ترسید و زود فرار کرد خونه اون خراب شد دلم واسه ش کباب شد دویدم و دویدم رفتم برای سوسکه قلک نو خریدم پی نوشت اول هنوز با ایمیلم مشکل دارم پی نوشت دوم خیلی سعی کردم کوتاه بنویسم اما نمیدونم چرا موفق نشدم نوشته شده در چهارشنبه هفتم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 21 12 توسط هستی 40 در زمان آغا محمد خان قاجار شخصى از حاکم شهر خود که با صدراعظم نسبت داشت نزد صدر اعظم شکايت برد صدر اعظم دانست حق با شاکى است گفت اشکالى ندارد مى توانى به اصفهان بروى مرد گفت اصفهان در اختيار پسر برادر شماست گفت پس به شيراز برو او گفت شيراز هم در اختيار خواهرزاده شماست گفت پس به تبريز برو گفت آنجا هم در دست نوه شماست صدر اعظم بلند شد و با عصبانيت فرياد زد چه مى دانم برو به جهنم مرد با خونسردى گفت متاسفانه آنجا هم مرحوم پدر شما حضور دارد پی نوشت اول یکی باید به این جناب صدر اعظم حالی می کرد که چاره کار در رفتن من و ما نیست چاره گم و گور شدن تو و اطرافیانته جناب صدر اعظم عزیز پی نوشت دوم خدایت بیامرزاد پی نوشت سوم دردی سخت تر از درد ِ سر سراغ دارید بدجوری آزارم میده وامونده پی نوشت چهارم چه قدر طولانی شد شرمنده نوشته شده در پنجشنبه هفدهم دی ۱۳۸۸ ساعت 12 23 توسط هستی 39 با یک دل غمگین به جهان شادی نیست تا یک دِه ویران بود آبادی نیست تا در همه جهان یکی زندان هست در هیچ کجای عالم آزادی نیست پی نوشت اول شرم آوره که همچنان اینجا ف ی ل ت ر مونده هر چی هم می گردم دلیلی واسه این کار نمی بینم پی نوشت دوم هیچی دیگه همین نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آذر ۱۳۸۸ ساعت 1 2 توسط هستی 38 معلم پای تخته داد می زد صورتش از خشم گلگون بود و دستانش به زیر پوششی از گرد پنهان بود ولی آخر کلاسی ها لواشک بین خود تقسیم میکردند و آن یکی در گوشه ای دیگر جوانان را ورق میزد برای آنکه بی خود های و هوی می کرد و با آن شور بی پایان تساوی های جبری را نشان می داد خطی خوانا به روی تخته ای کز ظلمتی تاریک غمگین بود تساوی را چنین بنوشت یک با یک برابر هست از میان جمع شاگردان یکی برخاست همیشه یک نفر باید به پا خیزد به آرامی سخن سر داد تساوی اشتباهی فاحش و محض است معلم مات بر جا ماند و او پرسید اگر یک فرد انسان واحد یک بود آیا باز یک با یک برابر بود سکوت مدهُشی بود و سؤالی سخت معلم خشمگین فریاد زد آری برابر بود و او با پوزخندی گفت اگر یک فرد انسان واحد یک بود آن که زور و زر به دامن داشت بالا بود و آنکه قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت پایین بود اگر یک فرد انسان واحد یک بود آن که صورت نقره گون چون قرص مه می داشت بالا بود و آن سیه چرده که می نالید پایین بود اگر یک فرد انسان واحد یک بود این تساوی زیر و رو می شد حال می پرسم یک اگر با یک برابر بود نان و مال مفت خواران از کجا آماده میگردید یا چه کس دیوار چین ها را بنا میکرد یک اگر با یک برابر بود پس که پشتش زیر بار فقر خم می شد یا که زیر ضربت شلاق له می گشت یک اگر با یک برابر بود پس چه کس آزادگان را در قفس می کرد معلم ناله آسا گفت بچه ها در جزوه های خویش بنویسید یک با یک برابر نیست پی نوشت اول یه سؤال واسه من پیش اومده جدیداً هر کس توی وبلاگش اشعار شاعر شیرین سخن ایرانی افتخار ادب ایران حافظ شیرازی رو بنویسه باید وبلاگش ف ی ل ت ر بشه آخه هر کاری میکنم نمی تونم برم اینجا شما هم امتحان کنید ببینید می تونید وارد بشید یا نه پی نوشت دوم یه سؤال دیگه دارم چرا ایمیل من باز نمی شه نکنه ایمیل ها هم ف ی ل ت ر شدند پی نوشت سوم ببخشید که طولانی شد نوشته شده در چهارشنبه چهارم آذر ۱۳۸۸ ساعت 16 49 توسط هستی 37 خسته ام خیلی زیاد خیلی خیلییییییی پی نوشت اول یه مدت کم رنگ میشم پی نوشت دوم هیچی نوشته شده در شنبه بیست و سوم آبان ۱۳۸۸ ساعت 9 6 توسط هستی 36 ملانصرالدین رفت بالای منبر شروع کرد به صحبت کردن در مورد نجسی و پاکی یکی از حضار سؤال کرد جناب ملا اگر بچه روی فرش منزل کار خرابی کنه چه طور فرش رو آب بکشیم که اون قسمت پاک بشه جناب ملا با اعتماد به نفس فرمودند با آب کشیدن پاک نمیشه باید اون قسمت از فرش رو ببرید و دور بیاندازید شب که جناب ملا به منزل برگشتند دیدند که فرش منزلشون به اندازه یک دایره بریده شده با تعجب به خانم گفتند چی شده چرا فرش رو بریدی خانم فرمودند خودت امشب گفتی اگه بچه کار خرابی کرد باید اون قسمت فرش رو ببریم من هم که توی مسجد بودم و حرفت رو شنیدم وقتی برگشتم خونه و دیدم بچه این جا رو نجس کرده مجبور شدم فرش رو این طوری ببرم جناب ملا فرمودند زن من اون حرف رو واسه مردم زدم واسه خودمون نگفتم که تو برداشتی فرش بینوا رو به این روزگار انداختی پی نوشت اول جدیداً چه قدر ملانصرالدین زیاد شده هر کاری میکنم بعضی از این ها رو باور کنم نمی تونم و یاد ملانصرالدین می افتم و میگم نکنه این هم فقط واسه ما میگه پی نوشت دوم یاد این سخن افتادم که آنچه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند و آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران هم مپسند یعنی به نظر شما این ملانصرالدین ها این سخن رو نشنیدند پی نوشت سوم سپاس فراوان از دقت نظر دوست ادیب و ارجمندم مازیار خان گل دوست خوب و مهربانم آقای خوشبخت و دوست خوبی که با نام دوست برام کامنت میگذارند چون این دوستان گل متوجه عوض شدن شعر کنار وبلاگ شده بودند پی نوشت چهارم شرمنده که باز هم طولانی شد بقیه ش بمونه واسه پست بعد نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان ۱۳۸۸ ساعت 14 42 توسط هستی مطالب قدیمی تر قصه نيستم كه بگويي نغمه نيستم كه بخواني صدا نيستم كه بشنوي يا چيزي چنان كه ببيني يا چيزي چنان كه بداني من درد مشتركم مرا فرياد كن خانه پروفایل مدیر وبلاگ آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین بهمن ۱۳۹۰ دی ۱۳۹۰ مرداد ۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۳۸۹ اسفند ۱۳۸۸ بهمن ۱۳۸۸ دی ۱۳۸۸ آذر ۱۳۸۸ آبان ۱۳۸۸ مهر ۱۳۸۸ شهریور ۱۳۸۸ مرداد ۱۳۸۸ اسفند ۱۳۸۶ بهمن ۱۳۸۶ دی ۱۳۸۶ آذر ۱۳۸۶ آبان ۱۳۸۶ مهر ۱۳۸۶ پیوندها صبح است ساقیا قدحی پر شراب کن خـــآتـون خــــآمـوش من نه منم نگارینه بهار دختر خاله ها رد پای جوانی رها رها رهـــــا من دل نوشته های معرفتی و عارفانه blogfa com
|