Meta tags:
description= پسرآفتاب;
Headings (most frequently used words):
دوست, داستان, مرد, عاشقانه, دو, یک, را, مرگ, زندگی, پسرآفتاب, حکایت, شیری, که, عاشق, آهو, شد, همسفر, بهتر, است, یا, زن, چوپان, پیرمرد, بسیار, زیبا, قلب, عشق, واقعی, نابینا, موش, اگه, دوسم, داشتی, لمسِ, تن, تو, کجای, دنیا, رویای, آرزو, قدرت, صلابت, 3دسته, آخه, چرا, خودتون, گول, میزنید, باران, دارم, مسافر, آسمان, به, نام, ستاره, شب, تاریکم, دل, تنگی, عقرب, گريه, آوره, ترین, علي, كريمي, محبوب, همه, ايراني, ها, خصوصا, پرسپولیس, نوشته, های, پیشین, آرشیو, موضوعی, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
بود (58), این (46), نوشته (42), شده (41), ۱۳۹۰ (39), گفت (33), ساعت (32), توسط (30), tofan (30), مرد (26), است (25), کرد (24), عشق (20), خود (19), برای (18), دوست (18), وقتی (16), چند (15), آذر (15), نمی (15), جمعه (14), اما (14), داد (13), فقط (12), چهارم (12), دست (12), روی (12), جوان (11), هفته (11), کسی (11), باید (11), اگر (11), بیست (11), هرگز (11), دنیا (11), اینکه (11), آقا (11), ستاره (10), حتی (10), دید (10), نیست (10), اون (10), بهمن (9), پیش (9), #پیرمرد (9), ولی (9), پنجشنبه (9), زندگی (9), چون (9), کند (9), بعد (9), هست (9), همه (8), دلم (8), اشک (8), دختر (8), قدرت (8), صلابت (8), کنه (8), چقدر (8), خودش (8), مزرعه (8), حال (8), داشت (8), های (7), خیلی (7), شود (7), عقرب (7), دیگر (7), زمین (7), غرق (7), مرگ (7), سنگ (7), بلکه (7), کرده (7), گله (7), گذشته (7), کردیم (7), کردم (7), سوم (6), چرا (6), صبح (6), راه (6), بار (6), گرفت (6), آنکه (6), خوب (6), شدم (6), عاشق (6), رفت (6), لحظه (6), دارم (6), بدون (6), سال (6), هیچوقت (6), تنها (6), شانزدهم (6), آرزو (6), هستم (6), کلاه (6), خواست (6), روي (6), یکی (6), کجا (6), درخت (6), خودم (6), دوستان (6), بودیم (6), جون (5), آسمان (5), خانه (5), شما (5), روز (5), چیزی (5), آنجا (5), شدند (5), باشد (5), داستان (5), نیش (5), نجات (5), مدت (5), خدا (5), حالا (5), قبرم (5), آمد (5), اين (5), بودند (5), بودم (5), سرد (5), اگه (5), کور (5), صدای (5), جواب (5), نبود (5), سيلي (5), قلب (5), انجام (5), نامه (5), باور (5), خونه (5), دیشب (5), آیا (5), خرس (5), عاشقانه (4), مرا (4), جایی (4), خنده (4), چهارشنبه (4), نام (4), منو (4), برد (4), یاد (4), دنيا (4), داشته (4), هیچ (4), تمام (4), اینجا (4), حقيقت (4), پسر (4), پانزدهم (4), چـون (4), میتونه (4), باشه (4), کار (4), گفتم (4), ولي (4), باد (4), دوسم (4), موش (4), نداشت (4), فکر (4), کنار (4), روزنامه (4), انداخت (4), دیگری (4), نوشت (4), همان (4), دوستش (4), شدن (4), زنده (4), آخرین (4), وجودم (4), پسرش (4), همیشه (4), بودی (4), وجود (4), رسید (4), چوپان (4), دور (4), پایین (4), بالاخره (4), خانوم (4), حساب (4), دوستی (4), همسفر (4), بزرگ (4), آهو (4), پایان (4), آخر (4), نیز (4), قانون (4), باران (3), مهتاب (3), نفر (3), شاید (3), دوم (3), گرفته (3), دانم (3), خودمان (3), خبر (3), اولین (3), کردند (3), دلیل (3), شوم (3), زند (3), بیرون (3), روزی (3), درون (3), چشم (3), مسافر (3), توست (3), داشتی (3), آید (3), ادامه (3), مثل (3), هزار (3), شروع (3), برو (3), احساس (3), آخه (3), واقعی (3), دسته (3), داره (3), اونا (3), بودن (3), رويا (3), كجاى (3), نشسته (3), نگاه (3), داشتم (3), تله (3), افتاد (3), ندارد (3), پایش (3), تابلو (3), کمک (3), سکه (3), امروز (3), بيابان (3), خورده (3), شنهاي (3), کنند (3), جمله (3), دوستم (3), یواش (3), دیگه (3), آرام (3), دکتر (3), بالای (3), اتفاقی (3), افتاده (3), بهت (3), سیب (3), زمینی (3), بدهم (3), شخم (3), پدر (3), بهترین (3), کاری (3), زیبا (3), ترسید (3), امام (3), زاده (3), نصف (3), مدتی (3), خانومش (3), سوال (3), بلافاصله (3), بوده (3), خیر (3), خانومه (3), وقت (3), روشون (3), نتیجه (3), ترس (3), دیدم (3), نزدیک (3), خیره (3), آنقدر (3), زیبایی (3), ماده (3), شیر (3), شیری (3), نداشتیم (3), هنگام (3), دستان (3), تاریخ (3), قلبم (3), رسیده (3), هوا (3), همراه (3), گاهی (3), شدیم (3), گونه (3), نداشتم (3), عشقی (3), ناله (3), دیداری (3), ذره (3), میکردم (3), برف (3), ازجنس (2), وبلاگ (2), هواداران (2), پرسپولیس (2), بچه (2), سرخ (2), کلبه (2), تنهایی (2), لطفا (2), لبخند (2), وارد (2), مجنون (2), مطالب (2), آرشیو (2), اوّل (2), اسفند (2), ۱۳۹۶ (2), هستید (2), صبحانه (2), دارد (2), متوجه (2), خواهم (2), پیرمردی (2), آسیب (2), پرستاران (2), سپس (2), گفتند (2), عکسبرداری (2), ترین (2), شـب (2), اول (2), ازم (2), یـك (2), نکن (2), دیگران (2), پاسخ (2), طبیعت (2), بزند (2), مانع (2), عقربی (2), باز (2), سعی (2), تصمیم (2), دهد (2), یکشنبه (2), برایت (2), هایت (2), خودت (2), تنگی (2), تاریکم (2), اسمون (2), منم (2), کوتاه (2), بری (2), شوی (2), میکنم (2), منه (2), روح (2), خاك (2), هيچ (2), دستم (2), مربوط (2), زده (2), راست (2), سيصد (2), شصت (2), دروغ (2), زندگي (2), كردم (2), رفتم (2), خواب (2), كاش (2), فهميدند (2), هنوز (2), خودتون (2), گول (2), میزنید (2), حواسم (2), نشم (2), گوش (2), 3دسته (2), نباش (2), بلند (2), بزن (2), قابل (2), احترام (2), مورد (2), رفیق (2), کنی (2), نزديک (2), آرزوي (2), شيرين (2), رویای (2), دار (2), ندارم (2), ديگر (2), آرامم (2), ميكند (2), آفتاب (2), لمسِ (2), باشی (2), گرمش (2), تیغو (2), داری (2), میکرد (2), مرغ (2), گوسفند (2), گاو (2), صاحب (2), داده (2), کنید (2), نگاهی (2), داخل (2), تابلوی (2), برداشت (2), گذاشت (2), آنروز (2), نگار (2), چیز (2), لبخندی (2), آنرا (2), آنها (2), چهره (2), ديگري (2), بهترين (2), استراحت (2), ناگهان (2), وقتي (2), کسي (2), بايد (2), صحرا (2), موتور (2), ترسم (2), دوستت (2), میشه (2), کاسکت (2), ثبت (2), آفرید (2), ترمز (2), خالی (2), زبان (2), نفس (2), قلبمو (2), کنم (2), اتفاق (2), نیاز (2), فوری (2), خاطر (2), نفهمید (2), چشمانش (2), سرش (2), نگران (2), نباشید (2), موفقیت (2), اسم (2), دیده (2), بدم (2), کارو (2), نمیتوانست (2), صدا (2), هشتم (2), سختی (2), توانست (2), زمان (2), اسلحه (2), فردا (2), پیدا (2), بالا (2), شاخه (2), طرف (2), نزدیك (2), امامزاده (2), قدری (2), قوی (2), دهم (2), تنه (2), نگهداری (2), مال (2), بازگشت (2), دوستام (2), همین (2), راحتی (2), خوبی (2), هستن (2), تونین (2), دوستای (2), بهتر (2), انتهای (2), جنگل (2), کمی (2), امید (2), معشوقتون (2), میکردیم (2), روزهای (2), بیخود (2), گرم (2), هردویمان (2), افکند (2), برایم (2), گریه (2), گذشت (2), مواجه (2), خداحافظی (2), دوان (2), سمتش (2), آمده (2), نمایان (2), دامنه (2), همون (2), توان (2), ابرها (2), هیچکدام (2), دیدار (2), زودتر (2), ناخودآگاه (2), جدایی (2), اینکار (2), واقعیت (2), نشان (2), آهسته (2), نظاره (2), عشقمان (2), سینه (2), کوه (2), تپش (2), نفسم (2), دستش (2), آغاز (2), توی (2), کنارش (2), مجبورم (2), سکوت (2), قطار (2), آشنایی (2), پسرآفتاب (2), blogfa, com, ஜآسمان, ابری, دلஜ, ازسبزبه, سبز, دخترای, ممکو, گلناز, کــــلبـــه, عـــاشقانــــه, پسری, anzan, منجی, ایران, فضول, بهبهان, نمـــــــــــه, نمــــــــه, بیا, بغلمღ, پاییز, علی, کریمی, feeling, god, amir, hosien, لبخندهای, دورود, روشنایی, ماه, قرمز, قشنگترين, بهانه, ســتاره, هدایت, بندگان, برآید, کاسه, شويد, شيطوني, sahra, الهه, ناز, عشـــق, بچگی, مَنــــــ, fereshteye, bahar, khaneei, baraye, hame, زیبای, ساز, خاموش, بارون, پیوندها, اخرین, موضوعی, آبان, پیشین, عناوین, قدیمی, علي, كريمي, محبوب, ايراني, خصوصا, پرستار, حیرت, داند, صرف, روید, صدایی, آرامی, پرستاری, دهیم, اندوه, متأسفم, آلزایمر, نخواهد, شناسد, زنم, سالمندان, روم, خورم, دیر, زود, خارج, ماشین, تصادف, عابرانی, سرعت, درمانگاه, رساندند, ابتدا, زخمهای, پانسمان, ازتو, بدنت, ندیده, غمگین, عجله, نیازی, پرسیدند, پـدر, مـعـتـادم, بـرای, هـمـیـن, پـولی, كـه, پـیـش, تـوسـت, کـه, بـگـذاری, قـبـر, قـبـل, ایـنـکـه, تـو, سـوال, کـنـی, مـن, یـه, چـیـزایـی, ازت, بـپـرسـم, خـدایـا, چـقـدر, مـی, گـیـری, مـرا, بـه, دسـت, صـاحـب, خـانـه, مـان, سـپـرد, پـشـت, هـزار, تـومـانـی, نـوشـتـه, بـود, گريه, آوره, لطف, مهربانی, دریغ, بیازارند, ورزی, متوقف, نساز, بورزم, ورزیدن, طبیعتا, دهی, انگشت, بیاورد, رهگذری, پرسید, مردی, ششم, میگیرد, سراغی, آواره, بگیری, میگویی, تنگ, بازی, معنی, واژه, نمیدانی, دلتنگی, ارزانی, دگر, سپرده, هفدهم, چشمک, زنون, خندیدو, کنارتم, اخرش, تاپای, قشنگی, اروم, نازو, مهربون, زیادطول, نکشید, ماهه, اومدستاره, دزدیدو, نامهربون, رفتنش, زبون, شبا, میدوزم, دریابی, آسمانی, هستی, روانه, دنیایی, دلفریب, نظیر, فکرت, کوچک, محدود, عظمت, روحی, باش, فاصله, اهالی, خاک, نوید, تازگی, آبادانی, بدهد, اونجا, مردنم, دیوونه, میریزم, حلقه, دستته, طناب, اعدام, خون, سفره, شام, دستي, آشنا, مضطرب, كوبد, سرگردانم, ديدگان, اشك, آلود, لابلاي, كنارم, گفتگو, زير, بيرونم, كشيد, نگاهي, كرد, ببين, بشر, دروغگو, حتي, آنچه, پشت, بروي, متولد, وهشتاد, سالي, مردم, سالها, تحميلي, هشتاد, وارونه, بنويسم, روحم, فراموش, مسخره, بازيها, كسي, آمدي, رفتي, بخواب, كنان, خوابيدم, خوابي, خوبي, كاملا, قبر, جابجا, نشده, يكباره, بخواهی, نخواهی, میشی, بگه, بره, وسط, دریای, طوفانی, دامش, نیفتم, بعضی, خانم, میگن, نده, مرداد, خرداد, درد, دلت, میدن, نذار, زندگیت, برن, شهریوری, آذری, آبانی, صادقن, نرنجون, اردیبهشتی, تیری, بهتـرینن, متنفر, فروردینی, مهری, اسفندی, وزنه, سنگینی, بستگی, مسائل, مشکلاتی, بیاد, عاشقشن, نوازشگری, قدر, محیط, منزل, فرزندان, بتونه, صداش, اینه, جملات, ملایمی, گوشات, زمزمه, پهن, شونه, هاش, میتونی, تکیه, حمایت, فرق, چيست, نيافتني, رويایي, پيوستن, يغما, برده, گويى, نميدانم, كجا, ليوان, مقعر, ديوان, شاملو, گرمم, ايستاده, کجای, شهوت, گناه, عقدمان, ببندد, داغیِ, لبت, جهنم, فرشتگان, سرود, نیکبختی, بخوانند, آغوشی, خوابگیِ, چرک, آلودی, خوابگاهمان, فرزندمان, حرام, نطفه, کودک, مریم, القدس, خاتون, باشم, بوسه, حرامم, نباشی, اغوش, میدادم, گقت, تنهام, نمیذاشتی, برداشتمو, رگمو, زدم, نداری, مرگو, خداست, جوری, برداشتو, رگتو, عصبانی, ثابت, قصه, انجا, سوراخ, دیوار, مشکلی, ربط, ماری, گزید, برایش, سوپ, درست, عیادت, کنندگان, بریدند, مراسم, ترحیم, کشتند, موشی, مشکل, ربطی, کوری, پله, ساختمانی, تابلویی, قرار, نگارخلاقی, میگذشت, اجازه, بگیرد, برگرداند, اعلان, پای, ترک, عصر, محل, برگشت, اسکناس, قدمهای, خبرنگار, شناخت, بگوید, خاص, مهمی, شکل, نوشتم, ندانست, بهار, نمیتوانم, ببینم, نابینا, هجدهم, پاي, پياده, جاده, عبور, ميکردند, بين, موضوعي, اختلاف, پيدا, مشاجره, پرداختند, يکي, خشم, دوستي, سخت, آزرده, چيزي, بگويد, يکديگر, دادند, آبادي, رسيدند, تصميم, گرفتند, قدري, بمانند, كنار, برکه, شخصي, لغزيد, کمکش, شتافت, يافت, صخره, سنگي, جان, تعجب, پرسيد, ترا, آزردم, نوشتي, تخته, نصب, ميکني, مارا, آزار, ميدهد, بنويسيم, بادهاي, بخشش, پاک, محبتي, ميکند, کنيم, بادي, نتواند, يادها, ببرد, یکم, جوانی, سوار, راندند, یکدیگر, داشتند, اینجوری, بهتره, خواهش, بگی, برونی, محکم, بگیر, شرط, برداری, بذاری, نمیتونم, راحت, برونم, اذیتم, میکنه, واقعه, برخورد, سیکلت, ساختمان, حادثه, سانحه, بریدن, موتورسیکلت, سرنشین, ماند, درگذشت, آگاهی, یافته, مطلع, ترفندی, بشنود, بماند, دمی, بازدمی, میرود, غیر, ارزش, لحظاتی, تجلی, یابد, آدمی, شاد, انتقامی, میتوان, احتیاج, نفری, میام, تقدیمت, ممنونم, خبری, میگفت, میدونی, نمیذاشتم, قلبتو, بدی, خودتو, فدا, حرفات, دیدنم, نیومدی, نباشم, گریست, پیوند, قلبتون, درضمن, شماست, اثری, پاکت, نمیشد, بازش, چنین, سلام, عزیزم, الان, میخونی, ناراحت, نزدم, میدونستم, بیام, نمیذاری, نیومدم, بتونم, امیدوارم, عملت, آمیز, عاشقتم, بینهایت, قلبشو, قطره, صورتش, جاری, حرفاشو, نکردم, مینه, سوتا, راشخم, زندان, وضعیت, توضیح, پسرعزیزم, خوشی, امسال, نخواهم, بکارم, مادرت, کاشت, محصول, پیر, مشکلات, زدی, دوستدار, تلگراف, دریافت, نزن, پنهان, مأموران, fbi, افسران, پلیس, محلی, زدند, خواهد, بکار, توانستم, مانعی, اعماق, قلبتان, بگیرید, توانید, بدهید, ذهن, فرد, بسیار, هفتم, چوپانی, گردوی, تنومندی, چیدن, گردو, مشغول, گردباد, فرود, بیفتد, بشكند, مستاصل, بقعه, نذر, سالم, بیایم, ساكت, تری, جای, پایی, كرده, محكم, راضی, بیچاره, خواری, بمیرند, نصفی, چطور, كنی, آنهار, كنم, عوض, كشك, پشم, كمی, مزد, كشكش, پشمش, عنوان, دستمزد, باقی, سُرخورد, گنبد, حسابی, كشكی, پشمی, هول, غلطی, كردیم, غلط, زیادی, جریمه, شنبه, خانومی, باهم, ازدواج, اتفاقات, جالبی, واسشون, ازین, تلفن, ازشون, همگی, تونیم, ببریم, نیستن, نمیشه, آقایون, کنین, ماجرای, فردای, زنگ, زنه, آره, ماست, لووول, بگیرین, اعتماد, جدا, ترسویی, رفته, دوید, زوزه, کشید, نزدیکی, گوشت, دهانش, تکان, پشتیبان, یاورت, رهایت, قول, حکیم, ارد, برآیند, خودگذشتگی, نخستین, پایه, صورت, بخت, برگشته, حرکت, راهش, کوهها, دشتها, گذشتند, جنگلی, رسیدند, رفتند, خرناس, قهوه, ایی, شنیدند, گیج, درختی, توجه, عاقبتی, انتظار, اوست, تنهاست, شنیده, مردگان, ندارند, دوشنبه, گردنی, مانند, مخمل, بدنی, طناز, حتما, گرسنه, ایستاد, مجذوب, ندید, اخلاقی, نکنید, اولی, خوشگلی, تون, دومی, سومی, یادم, اها, بمونید, لازمه, معشوق, بوسیله, حیوانات, دریده, مواظبش, برنداشت, نگریست, حمله, پرید, جلو, نری, دلباخته, آهوی, حکایت, سیزدهم, نداریم, میدادیم, برگشتیم, دونستیم, برگشتی, سیراب, ساعتی, تشنگی, گرسنگی, حوالی, چشمه, نیمه, نخورده, آغوشش, جوابم, مهرش, موهایم, نوازش, زیباترین, شبم, همیشگی, بیابیم, گرمایی, یار, تاریکی, واداشت, پناه, آتش, روشن, بخواهیم, بترسیم, سرما, میشود, فردایی, نمیکردیم, هستیم, سایه, پرستدمش, فرقی, تاریک, میشد, برام, دادیم, ماندیم, میان, خاطرات, شیرین, گفتیم, ریختیم, رفتن, همچنان, دردو, بغلش, نمیدانم, میرفتم, فلج, امان, برعکس, جلوتر, پاهای, لرزان, ناتوان, امیدانه, ناباورانه, رساندم, برابر, هواس, نسیم, خنکش, تنمان, شکفت, خورد, سرسبزی, روییده, بیننده, غبطه, کوهی, قبلی, آواز, خواندیم, آماده, قرارمان, ریختن, آماه, خودشان, باریدن, بگویم, غمگینی, غمگینانه, لانه, نزدیکتر, میخوندم, قبل, پیچیدم, دعا, شوق, شکافت, خلاف, دیدارهای, کردن, البته, متان, تشابهی, کننده, اجرا, نرسیدن, نفرت, انگیز, نیستند, عبارت, تصویب, لیلی, بخواند, رمز, عشقم, خوانده, رمزی, مروارید, هایم, نشست, راستی, دیدمش, چشمانم, جمع, گویی, گواراترین, شراب, نوشیده, گرفتم, چنان, مست, وفایی, سخترین, لحظات, روزها, سپری, خیانت, آرزوها, پرنده, کاووس, برسد, نمیخواستم, گرمی, عزیزترینم, سرنوشتی, داشتیم, ابراز, دوتا, جسارت, خرج, خواستیم, کنیم, نمیخواست, تلخ, نگرانی, خواستم, طرفه, همواره, قلبمان, تیر, نمایی, آری, ساده, منتظر, پهنه, قرن, قلبها, شوند, بزرگی, کهکشان, میداد, بسی, غمی, غلبه, کردو, تقدیر, نادیده, گرفتن, هجران, ریختنمان, ضمانت, نمره, مالامال, رفاقت, دادم, استادانه, درس, آموخت, کلاس, رسم, بیابان, تشکیل, آنطرف, میریخت, سرم, شانه, میگذاشتم, روبه, آبشار, خروش, مینشستیم, همهی, گلهای, بهاری, برایمان, سجده, روزگار, وجودش, عید, عیدتر, قلبش, شنیدم, نفسش, تونست, جدایمان, اومد, فضا, گرما, نهایت, سوز, انتها, نارو, ریا, هوای, دقیقه, بمونم, ترسیدم, رسوایم, نرمی, قوه, مجذوبش, نتونستم, بشنوم, عازم, شهر, صبر, میدیدمش, صداشو, مرکز, حاضر, شدمم, بیخیالی, عجین, حالت, برگشتم, پوشانده, سوت, لمس, عجیبی, طرفم, دراز, داشتنی, مسافرت, یادماندنی, دوباره, نگاش, سوزش, حبس, اینو, چشمان, سیاهش, آنچنان, لرزه, یکباره,
Text of the page (random words):
میکردم کجا باید میدیدمش دلم مجبورم کرد صداشو بشنوم مجبورم کرد عازم شهر عشق شوم فقط این را می دانم که بعد از چند ساعت کنارش بودم سنگ دلم به نرمی پر قوه شده بود و آنقدر مجذوبش شدم که نتونستم چند دقیقه کنارش بمونم ترسیدم دلم رسوایم کند عشقی بی انتها خالی از نارو و ریا آغاز کردیم وقتی که توی هوای سرد دستش را در دست خودم می دیدم سوز عشقمان به همه ی فضا گرما می داد دوستم داشت و من نیز بی نهایت او را دوست می داشتم وقتی یه روز برف از آسمان می اومد حتی ذره های برف هم نمی تونست از هم جدایمان کند آن لحظه صدای تپش قلبش را می شنیدم و نفسم در نفسش گم می شد روزگار می گذشت و با وجودش عید را عیدتر می کرد همهی گلهای بهاری برایمان به سجده افتاده بودند وقتی که روبه روی آبشار پر خروش دنیا مینشستیم فقط سرم را روی شانه اش میگذاشتم و با صدای ناله های کوه که آنطرف اشک میریخت گوش می کردیم و خیره می شدیم کلاس رسم را در کوه و بیابان به همراه او تشکیل می دادم و او استادانه به من درس عشق می آموخت ولی نمره ای در کار نبود سینه اش مالامال بود از حس رفاقت عشق و دوستی و این عشقمان را ضمانت می کرد شب در هنگام غم هجران فقط ستاره ها نظاره گر اشک ریختنمان می شدند و پس از مدت ها نادیده گرفتن واقعیت بالاخره بر ما غلبه کردو تقدیر کمک کم خودش را نشان می داد ابرها آهسته آهسته بر آسمان ما نمایان می شدند غمی بزرگ به بزرگی یک کهکشان خودش را نشان میداد اما عشق بسی قوی تر بود وقتی عشق و غم وارد قلبها شوند دنیا باید منتظر یک اتفاق بزرگ در پهنه ی خود باشد اتفاقی که قرن ها در تاریخ خود نمایی می کند آری این یک عشق ساده نبود عشقی دو طرفه که ترس از جدایی همواره بر قلبمان تیر نگرانی را می زد من جز او کسی را نمی خواستم و او نیز جز من کسی را نمیخواست این واقعیت تلخ را هرگز نمی خواستیم باور کنیم ولی در هر حال با آن مواجه شده بودیم و یکی از ما باید جسارت به خرج می داد و آن را ابراز می کرد اما هیچکدام از ما دوتا دل اینکار رو نداشتیم جدایی سرنوشتی شوم بود که آن را در پیش داشتیم هرگز نمیخواستم گرمی نفس عزیزترینم را از دست بدهم آرزو می کردم که ای کاووس هر چه زودتر به پایان برسد و من در رویای خود در کلبه ی آرزوها همراه تنها پرنده ی قلبم روزها را سپری میکردم در عشق ما چیزی به نام خیانت بی وفایی و دروغ هرگز وجود نداشت در سخترین لحظات وقتی به چشمانش نگاه میکردم چنان مست می شدم که گویی گواراترین شراب ها را نوشیده ام و آرام می گرفتم وقتی می دیدمش ناخودآگاه اشک در چشمانم جمع می شد و گاهی مروارید گونه بر گونه هایم می نشست به راستی او اولین کسی بود که رمز عشقم را خوانده بود رمزی که هرگز کسی نمیتوانست آنرا بخواند اما دنیا حق داشت چون زودتر از ما قانون خود را تصویب کرده بود در زمان لیلی و مجنون ها گذشته که در تاریخ کم نیستند و اما قانون عبارت بود از نرسیدن دو عاشق به هم آیا این قانون نفرت انگیز و نا امید کننده را ما هم باید باور می کردیم آیا در مورد ما هم اجرا می شد شاید چون ما نه در زبان و نه در متان تشابهی نداشتیم و فقط عاشق بودیم و البته این را هم کسی باور نمی کرد عشق به انتهای خودش رسیده بود و دیدار آخر کم کم از راه می رسید دیداری که پایان آن پایان زندگی ما بود دیداری که فکر کردن به آن ذره ذره وجودم را در هم می شکافت این دیدار بر خلاف دیدارهای گذشته برایم شوق نداشت و دلم نمی خواست هرگز آخرین دیداری وجود داشته باشد چند روز قبل از آن به خود می پیچیدم دعا میخوندم و ناله می کردم اما آه و ناله هیچکدام آرامم نمی کرد و لحظه به لحظه به آخر نزدیکتر می شدیم آه چه صبح غمگینی آنروز آفتاب غمگینانه از لانه خود بیرون آمده بود و ابرها هم خودشان را برای باریدن یا بهتر بگویم برای اشک ریختن آماه کرده بودند و نیز دیگر من توان نداشتم و خودم را برای مرگ آماده کرده بودم قرارمان همان جایی قبلی بود همون جایی که همیشه آواز عشق می خواندیم دامنه ی همون کوهی که مدت ها بود از عشقی که در دامنه اش روییده بود و هر بیننده ی را به خود خیر می کرد غبطه می خورد جایی که سرسبزی اش از آخرین آسمان نمایان بود و نسیم خنکش تنمان را در هم می شکفت و هنگام یکی شدن زیبایی اش چند برابر بود حال و هواس نداشتم و بالاخره نا امیدانه و ناباورانه خودم را به آنجا رساندم او جلوتر از من آمده بود با پاهای لرزان و ناتوان به سمتش می رفتم برعکس روزهای گذشته که دوان دوان به سمتش میرفتم این بار فلج گونه گریه ازم امان گرفته بود و در آن لحظه هردویمان به فکر این بودیم که بعد از خداحافظی از هم از دنیا هم باید خداحافظی میکردیم و مرگ آخرین چیزی بود که با آن مواجه می شدیم هق هق می کردم تا اینکه خودم را در بغلش دیدم نمیدانم چند ساعت گذشت و چقدر دردو دل کردیم چقدر از دست این دنیا گله کردیم نه او دل رفتن داشت نه من همچنان به هم خیره بودیم و گاهی از گذشته می گفتیم و اشک می ریختیم و گاهی نیز در میان گریه ها با یاد خاطرات شیرین گذشته خنده ای همراه اشک سر می دادیم آنقدر ماندیم که هوا کم کم داشت تاریک میشد من دنیا برایم به آخر رسیده بود و دیگه برام فرقی نداشت که کجا هستم و چه می شود فقط آرزو می کردم از همه وجودم کسی که می پرستدمش دور نشم هوا هم سرد شده بود و شب کم کم بر ما سایه افکند نه او و نه من به این فکر نمیکردیم که کجا هستیم و نتیجه چه میشود هردویمان احساس می کردیم دیگر فردایی نیست که بخواهیم از آن بترسیم به آخر خط رسیده بودیم سرما و تاریکی ما را واداشت که خود را در پناه آتش گرم و روشن بیابیم و با گرمایی که از وجود یار بر می خواست آن شب زیباترین شبم بود و آن شب در تاریخ قلبم ثبت همیشگی داشت وقتی با دستان عشق و پر مهرش موهایم را نوازش میکرد از حال خود بیخود می شدم و آغوشش جوابم را می داد و بالاخره شب از نیمه گذشته با اینکه چیزی نخورده بودیم احساس گرسنگی نمی کردیم ولی در آن حوالی چشمه ای بود که روزهای گذشته به هنگام تشنگی از آن جا خود را سیراب میکردیم خواب که نداشتیم بعد از چند ساعتی که به حال خودمان برگشتیم می دونستیم که راه برگشتی نداریم و باید مرگ به این داستان پایان میدادیم نوشته شده در جمعه سیزدهم بهمن ۱۳۹۶ ساعت 11 41 توسط tofan حکایت شیری که عاشق آهو شد شیر نری دلباخته ی آهوی ماده شد شیر نگران معشوق بود و می ترسید بوسیله حیوانات دیگر دریده شود از دور مواظبش بود پس چشم از آهو برنداشت تا یک بار که از دور او را می نگریست شیری را دید که به آهو حمله کرد فوری از جا پرید و جلو آمد دید ماده شیری است چقدر زیبا بود گردنی مانند مخمل سرخ و بدنی زیبا و طناز داشت با خود گفت حتما گرسنه است همان جا ایستاد و مجذوب زیبایی ماده شیر شد و هرگز ندید و هرگز نفهمید که آهو خورده شد نتیجه اخلاقی هیچ وقت به امید معشوقتون نباشید و در دنیا رو سه چیز حساب نکنید اولی خوشگلی تون دومی معشوقتون و سومی را یادم رفت اها اینکه تو یاد کسی بمونید وقتی لازمه نوشته شده در دوشنبه پانزدهم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 0 46 توسط tofan دو همسفر چند سال پیش دو دوست همسفر شده بودند از کوهها و دشتها گذشتند تا به جنگلی پر درخت رسیدند کمی که در جنگل پیش رفتند صدای خرناس یک خرس قهوه ایی بزرگ را شنیدند صدا آنقدر نزدیک بود که آن دو همسفر از ترس گیج شده بودند یکی از دوستان از درختی بالا رفت بدون توجه به دوستش و اینکه چه عاقبتی در انتظار اوست دوست دیگر که دید تنهاست خود را بر زمین انداخت چون شنیده بود خرس ها با مردگان کاری ندارند خرس که نزدیک شد سرش را نزدیک صورت مسافر بخت برگشته روی زمین کرد و چون او را بی حرکت دید پس از کمی خیره شدن به او راهش را گرفت و رفت دوست بالای درخت پایین آمد و به دوستش که نشسته بود گفت آن خرس به تو چه گفت چون دیدم در نزدیکی گوشت دهانش را تکان می دهد دوست دیگر گفت خرس به من گفت با دوستی همسفر شو که پشتیبان و یاورت باشد نه آنکه تا ترسید رهایت کند به قول حکیم ارد بزرگ دوستی تنها برآیند نیاز ما نیست از خودگذشتگی نخستین پایه دوستی است آن دو همان جا از هم جدا شدند دوست ترسویی که به بالای درخت رفته بود تا انتهای جنگل می دوید و از ترس زوزه می کشید نوشته شده در جمعه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 1 11 توسط tofan دوست مرد بهتر است یا دوست زن آقا و خانومی که چند وقتی بود باهم ازدواج کرده بودن پس از مدتی اتفاقات جالبی واسشون رخ می ده یه شب خانوم نمی ره خونه فردا صبح در بازگشت به خونه آقا از خانومش سوال می کنه که دیشب کجا بودی خانوم هم جواب می ده که خونه ی یکی از دوستام بودم آقا بلافاصله بعد ازین جواب به 10 تا از بهترین دوستان خانومش تلفن می کنه و ازشون سوال می کنه که آیا خانومش دیشب پیش اونا بوده یا خیر همگی دوستان خانومه جواب می دن نه خب به همین راحتی می تونیم پی ببریم که خانوم ها دوستان خوبی نیستن و هیچ وقت نمیشه روشون حساب کرد اما حالا چرا آقایون دوستان خوبی هستن و همیشه می تونین روشون حساب کنین چند وقت بعد از این ماجرای آقا و خانومه آقا یه شب خونه نمی ره و فردای اون شب در بازگشت به خونه این بار خانومه از آقا سوال می کنه که دیشب کجا بودی آقا بلافاصله جواب می ده که خب پیش یکی از دوستام بودم و خانوم بلافاصله به 10 تا از بهترین دوستای آقا زنگ می زنه و می گه که آیا آقا دیشب پیش اونا بوده یا خیر 8 تا از دوستای آقا می گن که آره آقا دیشب پیش ما بوده و 2 تا هم می گن که هنوز هم پیش ماست لووول به همین راحتی می تونین نتیجه بگیرین که دوستان مرد خیلی قابل اعتماد تر هستن و همیشه می شه روشون حساب کرد نوشته شده در شنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 1 57 توسط tofan چوپان چوپانی گله را به صحرا برد به درخت گردوی تنومندی رسید از آن بالا رفت و به چیدن گردو مشغول شد كه ناگهان گردباد سختی در گرفت خواست فرود آید ترسید باد شاخه ای را كه چوپان روی آن بود به این طرف و آن طرف می برد دید نزدیك است كه بیفتد و دست و پایش بشكند در حال مستاصل شد از دور بقعه امامزاده ای را دید و گفت ای امام زاده گله ام نذر تو از درخت سالم پایین بیایم قدری باد ساكت شد و چوپان به شاخه قوی تری دست زد و جای پایی پیدا كرده و خود را محكم گرفت گفت ای امام زاده خدا راضی نمی شود كه زن و بچه من بیچاره از تنگی و خواری بمیرند و تو همه گله را صاحب شوی نصف گله را به تو می دهم و نصفی هم برای خودم قدری پایین تر آمد وقتی كه نزدیك تنه درخت رسید گفت ای امام زاده نصف گله را چطور نگهداری می كنی آنهار ا خودم نگهداری می كنم در عوض كشك و پشم نصف گله را به تو می دهم وقتی كمی پایین تر آمد گفت بالاخره چوپان هم كه بی مزد نمی شود كشكش مال تو پشمش مال من به عنوان دستمزد وقتی باقی تنه را سُرخورد و پایش به زمین رسید نگاهی به گنبد امامزاده انداخت و گفت مرد حسابی چه كشكی چه پشمی ما از هول خودمان یك غلطی كردیم غلط زیادی كه جریمه ندارد نوشته شده در جمعه هفتم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 22 54 توسط tofan داستان پیرمرد بسیار زیبا پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند اما این کار خیلی سختی بود تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد من می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی دوستدار تو پدر پیرمرد این تلگراف را دریافت کرد پدر به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن من آنجا اسلحه پنهان کرده ام ۴ صبح فردا ۱۲ نفر از مأموران fbi و افسران پلیس محلی دیده شدند و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می خواهد چه کند پسرش پاسخ داد پدر برو و سیب زمینی هایت را بکار این بهترین کاری بود که از اینجا می توانستم برایت انجام بدهم هیچ مانعی در دنیا وجود ندارد اگر شما از اعماق قلبتان تصمیم به انجام کاری بگیرید می توانید آن را انجام بدهید مانع ذهن است نه اینکه شما یا یک فرد کجا هستید نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۰ ساعت 23 53 توسط tofan قلب پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم دختر لبخندی زد و گفت ممنونم تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد حال دختر خوب نبود نیاز فوری به قلب داشت از پسر خبری نبود دختر با خودش میگفت میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی ولی این بود اون حرفات حتی برای دیدنم هم نیومدی شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید چشمانش را باز کرد دکتر بالای سرش بود به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده دکتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده شما باید استراحت کنید درضمن این نامه برای شماست دختر نامه رو برداشت اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد بازش کرد و درون آن چنین نوشته شده بود سلام عزیزم الان که این نامه رو میخونی من در قلب تو زنده ام از دستم ناراحت نباش که بهت سر نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری که قلبمو بهت بدم پس نیومدم تا بتونم این کارو انجام بدم امیدوارم عملت موفقیت آمیز باشه عاشقتم تا بینهایت دختر نمیتوانست باور کند اون این کارو کرده بود اون قلبشو به دختر داده بود آرام اسم پسر را صدا کرد و قطره های اشک روی صورتش جاری شد و به خودش گفت چرا هیچوقت حرفاشو باور نکردم نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم دی ۱۳۹۰ ساعت 22 53 توسط tofan داستان عشق واقعی مرد و زن جوانی سوار بر موتور در دل شب می راندند آنها عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند زن جوان یواش تر برو من می ترسم مرد جوان نه اینجوری خیلی بهتره زن جوان خواهش میکنم من خیلی می ترسم مرد جوان خوب اما اول باید بگی که دوستم داری زن جوان دوستت دارم حالا میشه یواش تر برونی مرد جوان منو محکم بگیر زن جوان خوب حالا میشه یواش تر بری مرد جوان باشه به شرط اینکه کلاه کاسکت منو برداری و روی سر خودت بذاری آخه نمیتونم راحت برونم اذیتم میکنه روز بعد واقعه ای در روزنامه ثبت شده بود برخورد موتور سیکلت با ساختمان حادثه آفرید در این سانحه که به دلیل بریدن ترمز موتورسیکلت رخ داد یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری درگذشت مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود پس بدون اینکه زن جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت را بر سر او گذاشت و خواست تا برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند دمی می آید و بازدمی میرود اما زندگی غیر از این است و ارزش آن در لحظاتی تجلی می یابد که نفس آدمی را می برد شاد بودن تنها انتقامی است که میتوان از زندگی گرفت نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۰ ساعت 0 52 توسط tofan دو دوست دو دوست با پاي پياده از جاده اي در بيابان عبور ميکردند بين راه سر موضوعي اختلاف پيدا کردند و به مشاجره پرداختند يکي از آنها از سر خشم بر چهره ديگري سيلي زد دوستي که سيلي خورده بود سخت آزرده شد ولي بدون آنکه چيزي بگويد روي شنهاي بيابان نوشت امروز بهترين دوست من بر چهره ام سيلي زد آن دو کنار يکديگر به راه خود ادامه دادند تا به يک آبادي رسيدند تصميم گرفتند قدري آنجا بمانند و كنار برکه آب استراحت کنند ناگهان شخصي که سيلي خورده بود لغزيد و در آب افتاد نزديک بود غرق شود که دوستش به کمکش شتافت و او را نجات داد بعد از آنکه از غرق شدن نجات يافت ير روي صخره اي سنگي اين جمله را حک کرد امروز بهترين دوستم جان مرا نجات داد دوستش با تعجب پرسيد بعد از آنکه من با سيلي ترا آزردم تو آن جمله را روي شنهاي بيابان نوشتي ولي حالا اين جمله را روي تخته سنگ نصب ميکني ديگري لبخند زد و گفت وقتي کسي مارا آزار ميدهد بايد روي شنهاي صحرا بنويسيم تا بادهاي بخشش آن را پاک کنند ولي وقتي کسي محبتي در حق ما ميکند بايد آن را روي سنگ حک کنيم تا هيچ بادي نتواند آن را از يادها ببرد نوشته شده در یکشنبه هجدهم دی ۱۳۹۰ ساعت 2 29 توسط tofan مرد نابینا روزی مرد کوری روی پله های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو نوشته بود من کور هستم لطفا کمک کنید روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه در داخل کلاه بود او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت آن را برگرداند و اعلان دیگری روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد عصر آنروز روزنامه نگار به آن محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که آن تابلو را نوشته بگوید که بر روی آن چه نوشته است روزنامه نگار جواب داد چیز خاص و مهمی نبود من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او نوشته شده بود امروز بهار است ولی من نمیتوانم آنرا ببینم نوشته شده در جمعه شانزدهم دی ۱۳۹۰ ساعت 7 50 توسط tofan موش موشی در خانه صاحب مزرعه تله موش دید به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد همه گفتند تله موش مشکل توست به ما ربطی ندارد ماری در تله افتاد و زن مزرعه دار را گزید از مرغ برایش سوپ درست کردند گوسفند را برای عیادت کنندگان سر بریدند و گاو را برای مراسم ترحیم کشتند و در این مدت موش از سوراخ دیوار نگاه میکرد و به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکر می کرد نوشته شده در جمعه شانزدهم دی ۱۳۹۰ ساعت 1 1 توسط tofan اگه دوسم داشتی قصه از انجا شروع شد خیلی عصبانی بود گفت اگه دوسم داری ثابت کن گفتم چه جوری تیغو برداشتو گفت رگتو بزن گفتم مرگو زندگی دست خداست گفت پس دوسم نداری تیغو برداشتمو و رگمو زدم وقتی داشتم تو اغوش گرمش جون میدادم گقت اگه دوسم داش...
|