Meta tags:
description= خط خطی های نیما هوشمند حرف هایی از جنس یک آدم معمولی;
Headings (most frequently used words):
های, ها, خط, خطی, نیما, هوشمند, حرف, هایی, از, جنس, یک, آدم, معمولی, شعري, لاي, روزنامه, قطار, شعر, خبر, خوب, مشت, برگ, خیس, نوشته, پیشین, آرشیو, موضوعی, برچسب,
Text of the page (most frequently used words):
نیما (18), #هوشمند (17), نوشته (12), ۱۳۹۰ (11), شده (11), ساعت (11), توسط (10), ۱۳۹۲ (9), های (8), آذر (8), ۱۳۹۴ (8), ۱۳۹۱ (7), فروردین (6), مرداد (6), ۱۳۹۳ (6), ۱۳۸۹ (5), بیست (5), کنند (5), بهمن (4), مهر (4), هایم (4), یکشنبه (4), یکم (4), شعر (3), آبان (3), اسفند (3), اردیبهشت (3), خرداد (3), شنبه (3), بزرگ (3), خوب (3), خطی (3), برگ (3), کشد (3), سرم (3), قطار (3), باران (2), آرشیو (2), شهریور (2), وبلاگ (2), خانه (2), پنجم (2), معمولی (2), روزهای (2), برای (2), شدن (2), شهر (2), بازی (2), دیوار (2), بالا (2), تنها (2), بودی (2), کرد (2), است (2), خیس (2), جمعه (2), هشتم (2), مشت (2), خبر (2), خسته (2), چند (2), وقتی (2), زنی (2), کیف (2), نمی (2), خیابان (2), دغدغه (2), کند (2), بوق (2), هیچ (2), کدام (2), سوت (2), رود (2), روزنامه (2), blogfa, com, ترانه, مادر, دیالوگ, نفره, دانلود, کتاب, چتر, عشق, 234, 284, برچسب, موضوعی, آرشيو, تیر, پیشین, عناوین, پست, الکترونیک, پروفایل, مدیر, مطالب, قدیمی, آسمانند, خوشبختر, عقاب, گنجشک, چون, بزرگی, سخت, کمینند, عجله, نداشته, باشند, گذارم, کودکی, آخر, هفته, روی, اتاقشان, هنگام, بستنی, خوردن, صورتشان, حسابی, کثیف, اسباب, خراب, قصه, خواب, روند, هرچقدر, بخواهند, کارتون, ببینند, بچه, طعم, آزادی, چشانم, توانند, شیطنت, هله, هوله, بخورند, صاف, بروند, چهارشنبه, نهم, گلدانی, شکسته, پنجره, بود, یادگارت, رفته, روز, صبح, تابستانی, فیلت, یاد, هندوستان, خاطر, خواهانت, زیاد, عطر, گلبرگ, هایت, تمام, دیوانه, شدی, کشیدی, گلدان, تشنگی, بودم, پانزدهم, چقدر, دردناک, ریختن, پاییز, دانست, مردمي, آراميم, خيابان, فريادها, حمام, جيب, آمدن, اين, روزهايم, شود, كاش, مردم, عصباني, خبرهاي, دنيا, خندیدی, پرسیدی, راستی, سالته, مکثی, کردم, لحظه, دانش, آموز, هفده, ساله, کولی, راه, مدرسه, دیوارها, بین, ماست, دانم, شاید, هزار, سال, پایین, روم, دیگر, مسکن, نیست, آنطرف, دنبال, دخترش, دود, پیرمردی, سیگارش, ولع, موتور, سواری, چراغ, قرمز, صدای, ماشین, عروس, تنه, محکم, مردی, پولی, همه, اینها, فکر, بیرون, فریادهای, زنجیری, حنجره, گلویم, رنجاند, زندگی, راهی, سرگیجه, ذهنم, زباله, دانی, کوچک, نرفته, پیش, لبخند, دوباره, ایستگاه, مرده, پرنده, نبودم, برسم, حیاط, شعری, شوم, لای, پدربزرگت, دلش, تنگ, سری, بزن, شعري, لاي, حرف, هایی, جنس, آدم,
Text of the page (random words):
خط خطی های نیما هوشمند خط خطی های نیما هوشمند حرف هایی از جنس یک آدم معمولی شعري لاي روزنامه پرنده نبودم برسم به حیاط خانه ات شعری می شوم لای روزنامه ی پدربزرگت دلش تنگ است سری به او بزن نوشته شده در یکشنبه یکم آذر ۱۳۹۴ ساعت 10 28 توسط نیما هوشمند قطار سرم سوت می کشد قطار می رود فریادهای زنجیری حنجره ام گلویم را می رنجاند زندگی دو راهی سرگیجه ذهنم زباله دانی دغدغه های کوچک و بزرگ سرم سوت می کشد قطار می رود تو نرفته ای و من چند ساعت پیش از لبخند دوباره ات در ایستگاه مرده ام نوشته شده در یکشنبه یکم آذر ۱۳۹۴ ساعت 10 27 توسط نیما هوشمند هی خیابان ها را بالا پایین می روم خش خش برگ ها دیگر مسکن دغدغه هایم نیست زنی آنطرف خیابان دنبال دخترش می دود پیرمردی سیگارش را با ولع می کشد موتور سواری چراغ قرمز را رد می کند صدای بوق بوق ماشین عروس تنه ی محکم مردی به من گم شدن کیف پولی ام همه ی اینها هیچ کدام هیچ کدام فکر تو را از سرم بیرون نمی کند نیما هوشمند نوشته شده در یکشنبه یکم آذر ۱۳۹۴ ساعت 10 26 توسط نیما هوشمند شعر خندیدی و پرسیدی راستی چند سالته مکثی کردم و وقتی در لحظه هایم پر می زنی یک دانش آموز هفده ساله با کیف کولی در راه مدرسه وقتی دیوارها بین ماست نمی دانم شاید هزار سال نیما هوشمند نوشته شده در یکشنبه یکم آذر ۱۳۹۴ ساعت 10 25 توسط نیما هوشمند خبر خوب دنيا پر شده از خبرهاي بد خسته از مردم خسته و عصباني كاش آمدن تو خبر خوب اين روزهايم شود نوشته شده در جمعه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۴ ساعت 9 55 توسط نیما هوشمند مشت ها مشت ها در جيب فريادها در حمام مردمي آراميم در خيابان نوشته شده در جمعه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۴ ساعت 9 51 توسط نیما هوشمند برگ های خیس تنها پاییز می دانست ریختن برگ های خیس چقدر دردناک است نیما هوشمند نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۳ ساعت 12 39 توسط نیما هوشمند باران بودم برای روزهای تشنگی ات گل بودی در گلدان بزرگ شدی قد کشیدی عطر گلبرگ هایت تمام شهر را دیوانه کرد خاطر خواهانت که زیاد شد فیلت یاد هندوستان کرد یک روز صبح تابستانی رفته بودی تنها یادگارت گلدانی شکسته لب پنجره بود نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۳ ساعت 18 49 توسط نیما هوشمند به بچه هایم طعم آزادی را می چشانم تا می توانند شیطنت کنند هله هوله بخورند و از دیوار صاف بالا بروند هرچقدر بخواهند کارتون ببینند آخر هفته هم شهر بازی روی دیوار اتاقشان خط خطی کنند هنگام بستنی خوردن صورتشان را حسابی کثیف کنند اسباب بازی ها را خراب کنند و هر شب با قصه هایم به خواب روند می گذارم خوب کودکی کنند و عجله ای برای بزرگ شدن نداشته باشند چون در بزرگی روزهای سخت در کمینند نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۳ ساعت 20 3 توسط نیما هوشمند گنجشک های معمولی خوشبختر از تک عقاب آسمانند نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۳ ساعت 20 2 توسط نیما هوشمند مطالب قدیمی تر خانه پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین آذر ۱۳۹۴ فروردین ۱۳۹۴ مهر ۱۳۹۳ مرداد ۱۳۹۳ بهمن ۱۳۹۲ آبان ۱۳۹۲ مهر ۱۳۹۲ شهریور ۱۳۹۲ مرداد ۱۳۹۲ تیر ۱۳۹۲ خرداد ۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ فروردین ۱۳۹۲ اسفند ۱۳۹۱ بهمن ۱۳۹۱ دی ۱۳۹۱ آذر ۱۳۹۱ خرداد ۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ فروردین ۱۳۹۱ اسفند ۱۳۹۰ بهمن ۱۳۹۰ دی ۱۳۹۰ آذر ۱۳۹۰ آبان ۱۳۹۰ مهر ۱۳۹۰ شهریور ۱۳۹۰ مرداد ۱۳۹۰ خرداد ۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ فروردین ۱۳۹۰ اسفند ۱۳۸۹ بهمن ۱۳۸۹ دی ۱۳۸۹ آذر ۱۳۸۹ آبان ۱۳۸۹ آرشيو آرشیو موضوعی شعر برچسب ها نیما هوشمند 284 شعر 234 عشق 3 نیما 2 چتر 1 پل 1 دانلود کتاب نیما هوشمند 1 دیالوگ های دو نفره 1 مادر 1 باران 1 ترانه 1 blogfa com
|