Meta tags:
description= عاشقان ســـــــــــــــــــــبز سبـــــــــزدلان جــــهانی خواهند شد...............;
Headings (most frequently used words):
وقتي, گفتند, عشق, از, اي, یعنی, ما, كردم, بودم, سنگين, عاشقان, ســـــــــــــــــــــبز, سبـــــــــزدلان, جــــهانی, خواهند, شد, مرا, در, آغوش, میگیری, وقتی, راستی, شما, چی, زندگی, فهمیده, اید, غیر, کسی, به, فکر, نیست, خود, گذشتگی, پر, دردم, narooooo, بی, تو, هیچ, کس, یادم, نکرد, عکس, باحال, نمی, دونم, چرا, خاطره, عشقولانهههه, کاش, می, تونستم, ارزش, یك, لبخند, کجایی, این, روزهام, گريه, بچه, خنديدم, ديونه, جدي, مغروري, شوخي, باش, افسرده, حرف, زدم, پــــرحرفي, ساكت, شـدم, گفتنـد, عاشقي, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
عشق (86), یعنی (60), ۱۳۸۹ (33), هفته (28), نوشته (24), فهمــیده (23), شده (22), ساعت (22), این (21), توسط (20), nima (20), ساله (18), بود (17), تنها (16), برای (13), شود (13), های (12), زندگی (12), يعني (12), دارم (11), پیرمرد (11), مرد (11), کمک (10), دخترک (10), چهارم (10), آذر (10), پنجره (10), خود (9), است (8), سوم (8), همه (8), نمی (8), فکر (8), مهر (7), دوم (7), آبان (7), بیست (7), اما (7), کرد (7), روز (7), کنار (7), دست (7), اين (7), وقتی (7), وقتي (7), ۱۳۸۷ (6), اوّل (6), ۱۳۸۸ (6), مرا (6), خسته (6), روی (6), کسی (6), خاطره (6), گفتند (6), دوست (5), کاش (5), فقط (5), دختر (5), باز (5), ادامه (5), چهارشنبه (5), خواب (5), پنجشنبه (5), رهـــا (5), داد (5), نکرد (5), لبخند (5), داشت (5), دیگر (5), شدن (5), باشم (5), باید (5), عاشق (5), مثل (4), قلب (4), وبلاگ (4), نیست (4), شهریور (4), اسفند (4), دنبال (4), بودم (4), یاد (4), مردم (4), اینکه (4), نشست (4), نامه (4), آنها (4), شاید (4), درد (4), زدن (4), عکس (4), کنم (4), نهم (4), خوام (4), ازت (4), زیاد (4), عاشقای (4), دردم (4), کرده (4), هیچ (4), پرستار (4), بيرون (4), انجام (4), اتاق (4), غیر (4), بسازیم (4), زندگي (3), خون (3), كلبه (3), عاشقان (3), تمام (3), بهمن (3), تیر (3), خانه (3), خوب (3), پنجم (3), زیبایی (3), تنهایی (3), خوشبختی (3), گفت (3), واقعی (3), بیرون (3), نمود (3), زشت (3), دید (3), چرا (3), کردند (3), نیز (3), دیگران (3), طاقت (3), بودند (3), کردن (3), جام (3), چون (3), لحظه (3), اشک (3), زیر (3), شنبه (3), بری (3), دوشنبه (3), نگاه (3), لیلا (3), یادم (3), چنان (3), ولی (3), دهم (3), حتی (3), منو (3), اگر (3), باش (3), آغوش (3), كرد (3), خودش (3), تخت (3), اتاقیش (3), بعد (3), بیمار (3), حرف (3), نوازش (3), دوستت (3), چیز (3), مشکل (3), عجله (3), مسافر (2), چشمان (2), شهر (2), جیک (2), زیبا (2), عاشقانه (2), بودی (2), اون (2), غزل (2), هست (2), نور (2), صدا (2), شیطون (2), پشت (2), اردیبهشت (2), فروردین (2), ۱۳۹۰ (2), بهانه (2), همان (2), کند (2), متولد (2), بنده (2), اندازه (2), بینم (2), آیینه (2), دیدم (2), باد (2), درختان (2), سامانی (2), کبوتر (2), آراستگی (2), خندیدم (2), مانم (2), خیلی (2), نبسته (2), نبســـــته (2), تخــــته (2), پــاره (2), بـــر (2), موج (2), گرفته (2), باده (2), دور (2), نزدیک (2), منتظر (2), جمعه (2), نداشت (2), آمد (2), اتفاق (2), تازه (2), تعجب (2), دیدن (2), صورت (2), گلی (2), خویش (2), همین (2), انتظار (2), بار (2), یافت (2), بخشیده (2), یکی (2), هیچکس (2), ندارد (2), وحشت (2), داشتند (2), کودکان (2), داشته (2), باعث (2), همانطور (2), خانواده (2), هجدهم (2), هرچه (2), گفتن (2), ابد (2), حسرت (2), شبهای (2), همچو (2), راه (2), ناب (2), دیده (2), مست (2), سجده (2), داشــتن (2), جمله (2), سوختن (2), داشتن (2), روي (2), هات (2), تونستم (2), دنيا (2), یکشنبه (2), میدونی (2), جدایی (2), ندارم (2), بهارم (2), نری (2), کنارم (2), سایه (2), دیارم (2), هفت (2), آسمون (2), زمینم (2), بین (2), جور (2), دیگه (2), کنیم (2), منم (2), نیستم (2), مکن (2), مجنونم (2), زنی (2), داده (2), مجنون (2), مرگ (2), کردم (2), ماندم (2), نکردی (2), رفتی (2), گذاشتی (2), منه (2), وفا (2), بسپارم (2), حاصل (2), داني (2), كرده (2), گناه (2), خدا (2), دهد (2), زخم (2), نتیجه (2), خواسته (2), توانست (2), ديوار (2), ببيند (2), مناظر (2), براي (2), توصيف (2), كمال (2), بسيار (2), حالا (2), ديگر (2), كنار (2), كنند (2), كردن (2), خواست (2), روزها (2), دریاچه (2), حال (2), هوای (2), تختش (2), بستری (2), باشه (2), بزار (2), قسمت (2), سراغ (2), جاده (2), قلبت (2), میشناسم (2), کوچ (2), راستی (2), شما (2), اید (2), متفاوت (2), کاری (2), بحال (2), بدست (2), چیزی (2), طرف (2), زندگیم (2), بدم (2), عوض (2), رفع (2), زمانی (2), بیش (2), نفر (2), کنند (2), شوند (2), بروم (2), فهمیده (2), نباید (2), دستت (2), سنگين (2), كردم (2), گريه (2), محکم (2), بفشار (2), لبهای (2), ســـــــــــــــــــــبز (2), blogfa, com, ساحل, یخی, جوجه, تيغي, داشتني, شيوا, ترين, جاريست, آبي, كمك, آسمونيهاي, عرش, شبح, سرگردانم, آشفتگان, سپید, سیاه, فرزانه, مال, غار, کوچک, ضدپسر, البته, بداشون, پرسپولیس, قهرمان, تنهای, nanaz, just, football, تاتو, هستی, دلم, چشمهای, بارونی, راهمون, جداست, ارشد, میلاد, مهسا, سوسک, سکوت, پاتوق, آنتی, boy, تفنگدار, دوستان, نشدنی, عدد, کنکوری, وروجک, شیما, بزرگترین, پسر, پیوندها, پیشین, عناوین, آرشیو, پست, الکترونیک, ســـــلام, خــــــــوش, اومــــــدی, بیایم, برایت, بنویسم, احساسی, داشتت, نیافتم, امیدوار, نـــیـــــــــما, 1372, طرفدار, تیم, پرسپـــــــــولیس, امیدوارم, چندان, خوشتون, نظـــــــــــرات, ارزشمندتون, خودتونو, حقیر, دریغ, نکنید, ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ, امید, دیدار, مطالب, قدیمی, غمگینم, دادم, برگ, قصه, نوشین, لانه, آشفت, سنگِ, طفلی, ژولیده, ابر, سرگردانی, روزهام, تنهام, رهــــا, ســــــتاره, هــــا, نهـــــــفتم, آسمـــــان, ابــــری, دلــــــم, هـــــوای, گریــه, چشــــم, ســـــویی, سبویی, تــــر, کـــــنم, گـلـــــــویی, آشنــــــا, مــــن, آنکــه, چـو, سینه, مـــن, آنکـه, ازو, جــــــدا, جــــدا, نیما, بابلسر, کویری, بارونه, عشقها, بودن, میومد, همراش, حقیقی, عشقم, شدم, کجایی, بیستم, ماجرای, آگاهی, گذشت, اتفاقا, همزمان, عبور, دیدگان, برخورد, ناگهان, کمال, مشاهده, برخلاف, سایر, احساس, انزجار, جای, متنفر, آنجا, بگریزد, زیبای, همچون, بدون, کلمه, سخن, بگویند, کار, رفتند, روحیه, تاثیر, بسزایی, زیبایش, کشید, شدت, علاقه, درمی, حرکات, کودکانه, سعی, جلب, محبت, چند, ماهی, ماجرا, ندید, پستچی, منزل, آورد, پدر, دریافت, وصیت, همسایه, ثروتش, شهرهای, اروپایی, پیرمردی, دانست, تنهاست, فرزندی, دارای, صورتی, کریه, المنظر, خاطر, خصوصیت, سراغش, دوری, جستند, کناره, گیری, قیافه, زننده, مانع, باشد, بتواند, ساعتی, تحمل, نماید, علاوه, زشتی, تغییر, اخلاق, گریزان, دچار, نوعی, ناراحتی, روحی, توان, مالیخولیا, تشبیه, گریختند, معاشرت, پرخاشگری, سالها, وضع, همسایگان, جدیدی, نزدیکی, سکنی, گزیدند, جوان, ارزش, بهر, زمان, شنیدن, نــــــــام, حسرتت, پاینده, بـــــــــاد, تکیه, بازوی, بــــاد, سرخی, ظــاهر, فریب, زرد, تنا, غریـــــــب, آبی, بـــــــی, انـتــــــها, لحـظه, آخر, خــــــط, بــهشــت, سترنوشــــت, حلقه, حســـاب, غرقه, گشتن, سراب, رویای, نـــرم, گـــرم, تشنگی, ســــراب, لبریز, شــــراب, سلام, یـک, درود, تبلور, ســـرود, محنت, درون, شقایق, غرق, خـون, قله, دریا, شـــــــــدن, شــیدا, زاهد, پرســـت, بیستون, کندن, یوسف, قعر, چاه, محمد, عالمی, راز, نـــیاز, تیمم, نـــماز, رسم, ودل, برهم, شعله, برخرمن, لالـه, چـمن, گـفتن, ســخن, معنی, رنگـین, کـمان, سوز, نـــی, شــبان, بــــــر, پرستو, پــــر, التـــهاب, فراقش, سوخــــتن, دوختــــن, بینی, یار, انتــــظار, انتـــظار, زنـــدگی, باخــــتن, سوختتن, ساخـــــتن, پروا, جهان, رسوا, شـدن, ریـختن, آویــتـختن, چــــشم, نخـفتن, ســـحر, جــهان, بیگانتـگی, مستــــی, دیوانــگی, رجعــــــــت, انتــظار, نسبــــــت, الفــــت, هفتم, بميرم, گونه, چشمات, بشم, خواستم, اگه, چيز, ديگه, عشقولانهههه, نوزدهم, اسمتو, نفس, بزارم, بگم, سارم, باروون, خیس, تموم, سرو, پاهامون, شبها, همش, تاا, بهاارم, واقعا, سال, ساختی, کنارت, نشناختی, دیوانه, لیلایت, پیدا, پنهانت, بازیچه, لیلای, زین, خونم, نشتر, عشقش, جانم, لیلاست, آنم, دستم, وندر, بازی, شکستم, صلیب, خوارم, زلیلا, درگاه, فارغ, الستش, مستش, شبی, نمازش, شکست, وضو, کوچه, دونم, یکم, باحال, آرزوی, آتش, عشقت, سیرم, بکرد, قفس, صیاد, آزادم, جوانی, غصه, خوردم, همنشین, یادمم, روزی, نرو, پیشم, عزیزم, میگفتی, میمیرم, یادته, بهت, گفتم, غریبم, شمارم, ستاره, بیای, دوباره, اینجا, روزام, انتظاره, بگو, دیدی, بریدی, تویی, واسم, عزیزی, یادی, خیالت, اینجاس, دورش, بگردم, امشب, اتاقم, گریه, زيباي, كهنه, ديارم, كوي, مغان, كسي, مانده, پرده, ديوانه, دلان, تارم, مستي, مارا, بستان, هجر, ناله, آرم, عمرم, سكوت, بچيني, حسن, گلستان, چيدن, گلها, سود, خاطرات, زيبا, اندر, ماند, ليك, تقدير, كنون, جدا, ماتمم, نوش, ولي, يارم, نيايي, ماتم, برود, نباشد, كرمت, كارم, زارم, narooooo, خدایا, دانی, یاورم, اعمالم, گناهانی, رحمی, سوخته, میکنم, حالم, بسوزد, گلایه, میریزم, هایم, پروردگارم, برگرد, تیری, کشد, ندای, قلبی, تپش, نام, خواند, صدای, مریضم, بشنود, خواهم, قلبم, ببیند, بروز, لذتی, پاسخ, شايد, قوت, بدهد, اصلأ, نابينا, حتي, نمي, پرسيد, چيزي, اتاقيش, وادار, چنين, انگيزي, كند, هنگامي, بلند, آجري, مواجه, آرامي, سمت, كشاند, اولين, نگاهش, دنياي, بياندازد, زيبايي, هاي, تقاضا, منتقل, كار, برايش, اطمينان, راحتي, ترك, پرستاري, حمام, آورده, جسم, بيجان, ديد, آرامش, رفته, ناراحت, مستخدمان, بيمارستان, خارج, سپری, پارک, زيبایی, مرغابیها, قوها, شنا, قایقهای, تفريحشان, سرگرم, کهن, منظره, خاصی, تصویری, افق, دوردست, جزئیات, تصویف, میکرد, چشمانش, بست, ذهن, مجسم, شنيدن, دنیای, جانی, گرفت, ازظهربیماری, چیزهایی, مدت, بیمارستانی, بیماران, اجازه, ظهریک, بنشيند, مجبور, تکانی, نخورد, هميشه, بخوابد, ساعتها, يکديگر, صحبت, همسر, سربازی, تعطیلاتشان, زدند, گذشتگی, پلی, واسه, گذشتن, میون, سفره, تنهاییمون, بمیریم, بمونیم, مهربونی, بگیریم, مسافرهای, بستگی, نمیرن, نگیره, خورشید, سپردی, بترسم, جشن, بردی, پوشی, گلبرگ, بوسه, دنیاست, طپش, شناختم, سکوتت, حرفاست, کدوم, کلامی, شکستتو, بسپار, غریبگی, نکن, گریبون, ایل, تبار, عاشقایی, اندوه, چشم, پیداست, اسم, آشنایی, شبگرد, کفترا, مریم, مرهم, کلام, ابریشم, سایبونی, ترانه, هنگام, معصومانه, هشتم, نقل, قولهای, افراد, کتاب, بدی, انجامش, نداده, آوردن, نداشتی, شریکش, کنه, منت, هرکس, خودشه, اونه, همیشه, بلکه, 50ساله, مقابل, میزند, صدایش, گوشم, نمیرسد, قبر, میخوابه, آدم, درستى, کسى, مسئول, هرکسى, بتونم, بینش, واضح, خوشحالى, سرور, خودمو, وفق, موقعیتها, مراحل, مختلفه, زندگى, همسرم, نباشم, کسانی, دوستشان, داری, دارند, مبارزه, هایت, زیباست, چاق, کننده, قانونی, اخلاقی, نبودن, 31ساله, شکایت, نکنم, رسیدن, اهدافم, تلاش, آزادش, بگذاری, سراغت, بیاید, بروی, آوری, اعلام, مدیریت, ایجاد, تعطیلات, برگشته, ترین, مرخصی, احتیاج, جلوی, اصلا, حرکت, 72ساله, اغلب, شتابی, سوی, ترسم, مامان, بابا, زنند, هرگز, افتند, چیزهای, نگرانی, آلبوم, مشغول, تماشای, نشوم, تونم, گردگیری, میزی, مامانم, میگه, کاملا, ببینند, دقیقا, گرسنه, سوپر, مارکت, نحو, احسن, جیبته, وقت, کنید, سخت, پاکت, شیر, طرفی, پانزدهم, ساكت, شـدم, گفتنـد, عاشقي, پــــرحرفي, زدم, افسرده, شوخي, جدي, مغروري, خنديدم, ديونه, بچه, اسرار, مخزن, الاسرار, بيشمار, دردهاي, چشمهاي, يكجا, آميختن, افروختن, الاقصي, كودك, مسجد, فرداي, عذرا, وامق, ساختن, قمار, پاك, ليلي, جان, سرزمين, باختن, بيداد, آغوشم, بگیر, افقهای, نگاهم, دلگیر, تهی, هیجانم, آغوشت, ببخش, تصنیف, شیرینت, بده, دلنشینت, بگذار, اغوش, گیرم, گذارم, دریابی, قدر, میگیری, سبـــــــــزدلان, جــــهانی, خواهند,
Text of the page (random words):
فرداي يعني كودك مسجد يعني الاقصي عشق من عشق آميختن افروختن يعني به هم عشق سوختن چشمهاي يكجا يعني كردن پر ز و غم دردهاي گريه خون درد بيشمار عشق من يعني الاسرار كلبه مخزن اسرار يعني نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 17 12 توسط nima وقتی وقتي گريه كردم گفتند بچه اي وقتي خنديدم گفتند ديونه اي وقتي جدي بودم گفتند مغروري وقتي شوخي كردم گفتند سنگين باش وقتي سنگين بودم گفتند افسرده اي وقتي حرف زدم گفتند پــــرحرفي وقتي ساكت شـدم گفتنـد عاشقي نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 11 27 توسط nima راستی شما چی از زندگی فهمیده اید فهمــیده ام که باز کردن پاکت شیر از طرفی که نوشته از این قسمت باز کنید سخت تر از طرف دیگر است 54 ساله فهمــیده ام که هیچ وقت نباید وقتی دستت تو جیبته روی یخ راه بری 12 ساله فهمــیده ام که اگر عاشق انجام کاری باشم آن را به نحو احسن انجام می دهم 48 ساله فهمــیده ام که وقتی گرسنه ام نباید به سوپر مارکت بروم 38 ساله فهمــیده ام که می شود دو نفر دقیقا به یک چیز نگاه کنند ولی دو چیز کاملا متفاوت ببینند 20 ساله فهمــیده ام که وقتی مامانم میگه حالا باشه تا بعد این یعنی نه 7 ساله در زندگی فهمیده ام که فهمــیده ام که من نمی تونم سراغ گردگیری میزی که آلبوم عکس ها روی آن است بروم و مشغول تماشای عکس ها نشوم 42 ساله فهمــیده ام که بیش تر چیزهای که باعث نگرانی من می شوند هرگز اتفاق نمی افتند 64 ساله فهمــیده ام که وقتی مامان و بابا سر هم دیگه داد می زنند من می ترسم 5 ساله فهمــیده ام که اغلب مردم با چنان عجله و شتابی به سوی داشتن یک زندگی خوب حرکت می کنند که از کنار آن رد می شوند 72ساله فهمــیده ام که وقتی من خیلی عجله داشته باشم نفر جلوی من اصلا عجله ندارد 29 ساله فهمــیده ام که بیش ترین زمانی که به مرخصی احتیاج دارم زمانی است که از تعطیلات برگشته ام 38 ساله فهمــیده ام که مدیریت یعنی ایجاد یک مشکل رفع همان مشکل و اعلام رفع مشکل به همه 34 ساله فهمــیده ام که اگر دنبال چیزی بروی بدست نمی آوری باید آزادش بگذاری تا به سراغت بیاید 29 ساله فهمــیده ام که در زندگی باید برای رسیدن به اهدافم تلاش کنم ولی نتیجه را به خواست خدا بسپارم و شکایت نکنم 29 ساله فهمــیده ام که عاشق نبودن گناه است 31ساله فهمــیده ام هر چیز خوب در زندگی یا غیر قانونی است و یا غیر اخلاقی و یا چاق کننده فهمــیده ام مبارزه در زندگی برای خواسته هایت زیباست اما تنها در کنار کسانی که دوستشان داری و دوستت دارند 27 ساله در زندگى فهمــیده ام در فکر عوض کردن همسرم نباشم خودمو عوض کنم و وفق بدم به موقعیتها و مراحل مختلفه زندگیم تا بتونم با بینش واضح زندگیم رو با خوشحالى و سرور ادامه بدم هر کسى مسئول خودش هست هرکسى تو قبر خودش میخوابه من باید آدم درستى باشم 42 ساله فهمــیده ام که وقتی طرف مقابل داد میزند صدایش به گوشم نمیرسد بلکه از ان رد می شود 50ساله فهمــیده ام هرکس فقط و فقط به فکر خودشه مرد واقعی اونه که همیشه و در همه حال به شریکش هم فکر کنه بی منت 35 ساله فهمــیده ام برای بدست آوردن چیزی که تا بحال نداشتی باید بری کاری رو انجام بدی که تا بحال انجامش نداده بودی 36 ساله نقل قولهای از افراد متفاوت از کتاب راستی شما چی از زندگی فهمــیده اید نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۸۹ ساعت 17 34 توسط nima غیر ما کسی به فکر ما نیست برای خواب معصومانه ی عشق کمک کن بستری از گل بسازیم برای کوچ شب هنگام وحشت کمک کن با تن هم پل بسازیم کمک کن سایبونی از ترانه برای خواب ابریشم بسازیم کمک کن با کلام عاشقانه برای زخم شب مرهم بسازیم کسی به فکر مریم های پر پر کسی به فکر کوچ کفترا نیست به فکر عاشقای در به در باش که غیر ما کسی به فکر ما نیست تو رو میشناسم ای شبگرد عاشق تو با اسم شب من آشنایی از اندوه تو و چشم تو پیداست که از ایل و تبار عاشقایی تو رو میشناسم ای سر در گریبون غریبگی نکن با هق هق من تن شکستتو بسپار به دست نوازش های دست عاشق من به دنبال کدوم حرف و کلامی سکوتت گفتن تمام حرفاست تو رو از طپش قلبت شناختم تو قلبت قلب عاشقای دنیاست تو با تن پوشی از گلبرگ و بوسه منو به جشن نور و آیینه بردی چرا از سایه های شب بترسم تو خورشید و به دست من سپردی کمک کن جاده های مه گرفته منه مسافر و از تو نگیره کمک کن تا کبوتر های خسته روی یخ بستگی جاده نمیرن کمک کن از مسافرهای عاشق سراغ مهربونی رو بگیریم کمک کن تا برای هم بمونیم کمک کن تا برای هم بمیریم بزار قسمت کنیم تنهاییمون رو میون سفره ی شب تو با من بزار بین من تو دست های ما پلی باشه واسه از خود گذشتن نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم دی ۱۳۸۹ ساعت 17 45 توسط nima از خود گذشتگی در بیمارستانی دو مرد بیمار در یک اتاق بستری بودند یکی از بیماران اجازه داشت که هر روز بعد از ظهریک ساعت روی تختش بنشيند تخت او در کنار تنها پنجره اتاق بود اما بیمار دیگر مجبور بود هیچ تکانی نخورد و هميشه پشت به هم اتاقیش روی تخت بخوابد آنها ساعتها با يکديگر صحبت مي کردند از همسر خانواده سربازی یا تعطیلاتشان با هم حرف می زدند هر روز بعد ازظهربیماری که تختش کنار پنجره بود می نشست و تمام چیزهایی که بیرون از پنجره می دید برای هم اتاقیش توصيف می کرد بیمار دیگر در مدت این یک ساعت با شنيدن حال و هوای دنیای بیرون جانی تازه مي گرفت اين پنجره رو به يک پارک بود که دریاچه زيبایی داشت مرغابیها و قوها در دریاچه شنا می کردند و کودکان با قایقهای تفريحشان در آب سرگرم بودند درختان کهن به منظره بيرون زیبایی خاصی بخشیده بود و تصویری زیبا از شهر در افق دوردست دیده می شد همانطور که مرد کنار پنجره این جزئیات را تصویف میکرد هم اتاقیش چشمانش را می بست و این مناظر را در ذهن خود مجسم می کرد روزها و هفته ها سپری شد پرستاري كه براي حمام كردن آن ها آب آورده بود جسم بيجان مرد كنار پنجره را ديد كه در خواب و با كمال آرامش از دنيا رفته بود پرستار بسيار ناراحت شد و از مستخدمان بيمارستان خواست كه آن مرد را از اتاق خارج كنند مرد ديگر تقاضا كرد كه او را به تخت كنار پنجره منتقل كنند پرستار اين كار را برايش انجام داد و پس از اطمينان از راحتي مرد اتاق را ترك كرد آن مرد به آرامي و با درد بسيار خود را به سمت پنجره كشاند تا اولين نگاهش را به دنياي بيرون از پنجره بياندازد حالا ديگر او مي توانست زيبايي هاي بيرون را با چشمان خودش ببيند هنگامي كه از پنجره به بيرون نگاه كرد در كمال تعجب با يك ديوار بلند آجري مواجه شد مرد پرستار را صدا زد و پرسيد كه چه چيزي هم اتاقيش را وادار مي كرده چنين مناظر دل انگيزي را براي او توصيف كند پرستار پاسخ داد شايد او مي خواسته به تو قوت قلب بدهد چون آن مرد اصلأ نابينا بود و حتي نمي توانست اين ديوار را ببيند نوشته شده در پنجشنبه نهم دی ۱۳۸۹ ساعت 15 16 توسط nima عشق عشق لذتی است که در نتیجه ی خوشبختی دیگران برای ما دست می دهد نوشته شده در پنجشنبه دوم دی ۱۳۸۹ ساعت 15 7 توسط nima پر از دردم پر از دردم تنها تنها تر از هر کس اما بروز نمی دهم نمی خواهم کسی زخم های قلبم را ببیند و صدای خسته ی قلب مریضم را بشنود قلبی که با هر تپش نام تو را می خواند و با هر تیری که می کشد ندای برگرد عشق من را سر می دهد فقط در تنهایی هایم در آغوش پروردگارم از غم تو گلایه می کنم اشک میریزم هق هق میکنم شاید دل خدا به حالم بسوزد شاید رحمی کند بر این دل سوخته بر این بنده ی گناه بار گناهانی که از عشق تو بر نامه اعمالم نشست خدایا تنها تو می دانی و بس یاورم باش نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۸۹ ساعت 14 30 توسط nima narooooo داني كه پس از تو دل زارم چه شود گر نباشد كرمت حاصل كارم چه شود گر نيايي دل من جمله به ماتم برود ماتمم نوش ولي عشق به يارم چه شود دست تقدير كنون كرده مرا از تو جدا اين همه خاطره كه از مهر تو دارم چه شود مهر تو تا ابد اندر دل من ماند و ليك خاطرات رخ زيبا ي چه شود در گلستان وفا چيدن گلها ز چه سود گر بچيني گل من حسن بهارم چه شود فقط از عشق تو ماندم همه عمرم به سكوت داني كه من از هجر تو ناله بر آرم چه شود تو از ان باده مستي دل مارا بستان حاصل عشق تو از اين شب تارم چه شود دل من مانده در اين پرده ديوانه دلان دل خود جز تو كسي را بسپارم چه شود دل از اين كوي مغان چون بي دل اگر رخ زيباي تو او كهنه ديارم چه شود نوشته شده در پنجشنبه هجدهم آذر ۱۳۸۹ ساعت 14 4 توسط nima بی تو بی تو امشب تو اتاقم بی تو تنها گریه کردم باز خیالت با من اینجاس می خوام که دورش بگردم بی وفا از من خسته حتی یادی هم نکردی رفتی و از من بریدی تویی که واسم عزیزی بگو از من تو چه دیدی که منو تنها گذاشتی منه تنها بی تو اینجا شب و روزام انتظاره می شمارم هی ستاره تا که باز بیای دوباره یادته بهت می گفتم بی تو تنها و غریبم نرو از پیشم عزیزم میگفتی بی تو میمیرم اما رفتی تو یه روزی منو تو تنها گذاشتی بی تو همنشین دردم حتی یادمم نکردی نوشته شده در چهارشنبه دهم آذر ۱۳۸۹ ساعت 18 38 توسط nima هیچ کس یادم نکرد در جوانی غصه خوردم هیچ کس یادم نکرد در قفس ماندم ولی صیاد آزادم نکرد آتش عشقت چنان از زندگی سیرم بکرد آرزوی مرگ کردم مرگ هم یادم نکرد نوشته شده در سه شنبه نهم آذر ۱۳۸۹ ساعت 14 1 توسط nima عکس باحال ادامه نوشته نوشته شده در دوشنبه یکم آذر ۱۳۸۹ ساعت 15 47 توسط nima نمی دونم چرا یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه لیلا نشست عشق آن شب مست مستش کرده بود فارغ از جام الستش کرده بود سجده ای زد بر لب درگاه او پر زلیلا شد دل پر آه او گفت یا رب از چه خوارم کرده ای بر صلیب عشق دارم کرده ای جام لیلا را به دستم داده ای وندر این بازی شکستم داده ای نشتر عشقش به جانم می زنی دردم از لیلاست آنم می زنی خسته ام زین عشق دل خونم مکن من که مجنونم تو مجنونم مکن مرد این بازیچه دیگر نیستم این تو و لیلای تو من نیستم گفت ای دیوانه لیلایت منم در رگ پیدا و پنهانت منم سال ها با جور لیلا ساختی من کنارت بودم و نشناختی شاید واقعا باید یه جور دیگه به زندگی نگاه کنیم نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۸۹ ساعت 14 9 توسط nima خاطره میدونی طاقت جدایی رو ندارم با تو من مثل صد تا بهارم می خوام که نری تو از کنارم ازت زیاد خاطره دارم ازت زیاد خاطره دارم می خوام اسمتو من نفس بزارم از تو بگم در سایه سارم هر جا بری من دوست می دارم از عاشقای این دیارم از عاشقای این دیارم به یاد شبهای زیر باروون که خیس می شد تموم سرو پاهامون شبها همش من خواب تو رو می دیدم زیر هفت تا آسمون رو زمینم بین هفت تا آسمون رو زمینم میدونی طاقت جدایی رو ندارم با تو من مثل صد تاا بهاارم می خوام که نری تو از کنارم ازت زیاد خاطره دارم ازت زیاد خاطره دارم نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم آبان ۱۳۸۹ ساعت 18 18 توسط nima عشقولانهههه نوشته شده در یکشنبه نهم آبان ۱۳۸۹ ساعت 15 44 توسط nima کاش می تونستم اگه مي تونستم تو دنيا يه چيز ديگه باشم مي خواستم اشک تو باشم که تو چشمات متولد بشم روي گونه هات زندگي کنم و روي لب هات بميرم نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۸۹ ساعت 16 19 توسط nima عشق یعنی عشق یعنی عشق یعنی با غم الفــــت داشتن سوختن با درد نسبــــــت داشــتن عشق در یک جمله یعنی انتــظار انتظار روز رجعــــــــت داشــتن عشق یعنی مستــــی و دیوانــگی عشق یعنی در جــهان بیگانتـگی عشق یعنی شب نخـفتن تا ســـحر عشق یعنی سجده ها با چــــشم تر عشق یعنی سر به زیر آویــتـختن عشق یعنی اشک حسرت ریـختن عشق یعنی در جهان رسوا شـدن عشق یعنی مست و بی پروا شدن عشق یعنی سوختتن یا ساخـــــتن عشق یعنی زنـــدگی را باخــــتن عشق یعنی انتــــظار و انتـــظار عشق یعنی هرچه بینی عکس یار عشق یعنی دیده بر در دوختــــن عشق یعنی در فراقش سوخــــتن عشق یعنی لحظه های التـــهاب عشق یعنی لحظه های ناب ناب عشق یعنی با پرستو پــــر زدن عشق یعنی آب بــــــر آذر زدن عشق یعنی سوز نـــی آه شــبان عشق یعنی معنی رنگـین کـمان عشق یعنی با گلی گـفتن ســخن عشق یعنی خون لالـه بر چـمن عشق یعنی شعله برخرمن زدن عشق یعنی رسم ودل برهم زدن عشق یعنی یک تیمم یک نـــماز عشق یعنی عالمی راز و نـــیاز عشق یعنی چون محمد پا به راه عشق یعنی همچو یوسف قعر چاه عشق یعنی بیستون کندن به دست عشق یعنی زاهد اما بت پرســـت عشق یعنی همچو من شــیدا شدن عشق یعنی قله و دریا شـــــــــدن عشق یعنی یک شقایق غرق خـون عشق یعنی درد و محنت در درون عشق یعنی یک تبلور یک ســـرود عشق یعنی یک سلام و یـک درود عشق یعنی جام لبریز از شــــراب عشق یعنی تشنگی یعنی ســــراب عشق یعنی حسرت شبهای گـــرم عشق یعنی یاد یک رویای نـــرم عشق یعنی غرقه گشتن در سراب عشق یعنی حلقه های بی حســـاب عشق یعنی تا ابد بی سترنوشــــت عشق یعنی آخر خــــــط بــهشــت عشق یعنی گم شدن در لحـظه ها عشق یعنی آبی بـــــــی انـتــــــها عشق یعنی زرد تنا و غریـــــــب عشق یعنی سرخی ظــاهر فریب عشق یعنی تکیه بر بازوی بــــاد عشق یعنی حسرتت پاینده بـــــــــاد عشق یعنی هر زمان تنها شنیدن نــــــــام او عشق یعنی هرچه گفتن هر چه کردن بهر او نوشته شده در جمعه هجدهم تیر ۱۳۸۹ ساعت 22 37 توسط nima ارزش یك لبخند در یکی از شهرهای اروپایی پیرمردی زندگی می کرد که تنها بود هیچکس نمی دانست که چرا او تنهاست و زن و فرزندی ندارد او دارای صورتی زشت و کریه المنظر بود شاید به خاطر همین خصوصیت هیچکس به سراغش نمی آمد و از او وحشت داشتند کودکان از او دوری می جستند و مردم از او کناره گیری می کردند قیافه زننده و زشت پیرمرد مانع از این بود که کسی او را دوست داشته باشد و بتواند ساعتی او را تحمل نماید علاوه بر این زشتی صورت پیرمرد باعث تغییر اخلاق او نیز شده بود او که همه را گریزان از خود می دید دچار نوعی ناراحتی روحی شد که می توان آن را به مالیخولیا تشبیه نمود همانطور که دیگران از او می گریختند او هم طاقت معاشرت با دیگران را نداشت و با آنها پرخاشگری می نمود و مردم را از خود دور می کرد سالها این وضع ادامه یافت تا اینکه یک روز همسایگان جدیدی در نزدیکی پیرمرد سکنی گزیدند آنها خانواده خوشبختی بودند که دختر جوان و زیبایی داشتند یک روز دخترک که از ماجرای پیرمرد آگاهی نداشت از کنار خانه او گذشت اتفاقا همزمان با عبور او از کنار خانه پیرمرد هم بیرون آمد و دیدگان دخترک با وی برخورد نمود اما ناگهان اتفاق تازه ای رخ داد پیرمرد با کمال تعجب مشاهده کرد که دخترک برخلاف سایر مردم با دیدن صورت او احساس انزجار نکرد و به جای اینکه متنفر شده و از آنجا بگریزد به او لبخند زد لبخند زیبای دخترک همچون گلی بر روی زشت پیرمرد نشست آن دو بدون اینکه کلمه ای با هم سخن بگویند به دنبال کار خویش رفتند همین لبخند دخترک در روحیه پیرمرد تاثیر بسزایی داشت او هر روز انتظار دیدن او و لبخند زیبایش را می کشید دخترک هر بار که پیرمرد را می دید شدت علاقه وی را به خویش درمی یافت و با حرکات کودکانه خود سعی در جلب محبت او داشت چند ماهی این ماجرا ادامه داشت تا اینکه دخترک دیگر پیرمرد را ندید یک روز پستچی نامه ای به منزل آنها آورد و پدر دخترک نامه را دریافت کرد وصیت نامه پیرمرد همسایه بود که همه ثروتش را به دختر او بخشیده بود نوشته شده در جمعه بیستم فروردین ۱۳۸۹ ساعت 20 7 توسط nima کجایی عشق خیلی تنهام از تنهایی خسته شدم منتظر یه عشقم یه عشق حقیقی کاش یه عشق واقعی میومد و من و همراش می کرد کاش همه ی عشقها واقعی بودن مثل کویری که منتظر بارونه کاش نیما ۱۷ بابلسر نبسته ام به کس دل نبســـــته کس به من دل چو تخــــته پــاره بـــر موج رهـــا رهـــا رهـــا من ز مــــن هر آنکــه او دور چـو دل به سینه نزدیک به مـــن هر آنکـه نزدیک ازو جــــــدا جــــدا من نه چشــــم دل به ســـــویی نه باده در سبویی که تــــر کـــــنم گـلـــــــویی به یاد آشنــــــا من ســــــتاره هــــا نهـــــــفتم در آسمـــــان ابــــری دلــــــم گرفته ای دوست هـــــوای گریــه با من نبسته ام به کس دل نبســـــته کس به من دل چو تخــــته پــاره بـــر موج رهـــا رهــــا رهـــا من نوشته شده در پنجشنبه سوم دی ۱۳۸۸ ساعت 16 50 توسط nima این روزهام من به بی سامانی باد را می مانم من به سرگردانی ابر را می مانم من به آراستگی خندیدم من ِ ژولیده به آراستگی خندیدم سنگِ طفلی اما خواب نوشین کبوتر ها را در لانه می آشفت قصه ی بی سر و سامانی ِ من باد با برگ درختان می گفت من در آیینه رخ خود دیدم و به تو حق دادم آه می بینم می بینم تو به اندازه ی تنهایی من خوشبختی من به اندازه ی زیبایی تو غمگینم نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۸۸ ساعت 11 17 توسط nima مطالب قدیمی تر ســـــلام خــــــــوش اومــــــدی دنبال بهانه ای بودم که باز بیایم و برایت بنویسم همه احساسی را که به تو دارم بهانه ای جز دوست داشتت نیافتم و این همان است که مرا برای ادامه زندگی امیدوار می کند نـــیـــــــــما متولد 8 اردیبهشت 1372 طرفدار تیم پرسپـــــــــولیس امیدوارم از این وبلاگ نه چندان خوب خوشتون بود و نظـــــــــــرات ارزشمندتون خودتونو از بنده ی حقیر دریغ نکنید ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ به امید دیدار خانه پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین هفته اوّل مهر ۱۳۹۰ هفته چهارم اسفند ۱۳۸۹ هفته سوم اسفند ۱۳۸۹ هفته چهارم بهمن ۱۳۸۹ هفته چهارم دی ۱۳۸۹ هفته دوم دی ۱۳۸۹ هفته اوّل دی ۱۳۸۹ هفته چهارم آذر ۱۳۸۹ هفته سوم آذر ۱۳۸۹ هفته دوم آذر ۱۳۸۹ هفته اوّل آذر ۱۳۸۹ هفته چهارم آبان ۱۳۸۹ هفته سوم آبان ۱۳۸۹ هفته دوم آبان ۱۳۸۹ هفته چهارم مهر ۱۳۸۹ هفته سوم تیر ۱۳۸۹ هفته سوم فروردین ۱۳۸۹ هفته اوّل دی ۱۳۸۸ هفته چهارم شهریور ۱۳۸۸ هفته سوم تیر ۱۳۸۸ هفته دوم اردیبهشت ۱۳۸۸ هفته اوّل بهمن ۱۳۸۷ هفته اوّل دی ۱۳۸۷ هفته دوم آبان ۱۳۸۷ هفته چهارم مهر ۱۳۸۷ هفته چهارم شهریور ۱۳۸۷ هفته سوم شهریور ۱۳۸۷ پیوندها بزرگترین وبلاگ کل کل دختر و پسر شیما وروجک شیط...
|