If you are not sure if the website you would like to visit is secure, you can verify it here. Enter the website address of the page and see parts of its content and the thumbnail images on this site. None (if any) dangerous scripts on the referenced page will be executed. Additionally, if the selected site contains subpages, you can verify it (review) in batches containing 5 pages.
favicon.ico: helesa.blogfa.com - .

site address: helesa.blogfa.com redirected to: helesa.blogfa.com

site title:

Our opinion (on Monday 24 August 2026 10:57:42 UTC):

GREEN status (no comments) - no comments
After content analysis of this website we propose the following hashtags:



Meta tags:
description=من هلسا شش ساله قصه-خاطره-نقاشی-عکس-و موفقیت های من;

Headings (most frequently used words):

من, قصه, های, هلسا, شش, ساله, خاطره, نقاشی, عکس, موفقیت, جدیدم, زندگی, مشکل, کمدی, بازگشتی, دوباره, پس, از, سال, نوشته, پیشین, آرشیو, موضوعی,

Text of the page (most frequently used words):
بود (46), هلسا (32), بچه (26), گفت (26), شده (22), کرد (14), نوشته (13), ولی (12), های (11), ۱۳۸۸ (11), ساعت (11), توسط (11), این (11), مادرم (11), خواهرم (11), مامانم (11), دیگه (10), نبود (10), خیلی (10), کردم (10), یکی (9), دوری (9), داد (9), آبان (8), باشه (8), خوب (8), کردن (8), معلم (8), بعد (8), قصه (7), جمعه (7), است (7), برای (7), همه (7), خاله (7), رفتم (7), شدن (6), چند (6), حرف (6), کنم (6), کرده (6), وقتی (6), مان (6), ۱۳۹۴ (5), شنبه (5), سارا (5), مادر (5), چون (5), دوست (5), برگ (5), اون (5), داشت (5), صبح (5), دختر (5), بودم (5), کردیم (5), اشک (5), دیدم (5), گله (5), گفتم (5), قهر (5), یکم (4), نمی (4), همین (4), کسی (4), خدا (4), دادم (4), جون (4), لالی (4), بیدار (4), برد (4), درخت (4), پیش (4), باد (4), خودم (4), دارم (4), خنده (4), حالا (4), گفتن (4), یعنی (4), روز (4), الان (4), شدم (4), باز (4), قاصدک (4), #دوباره (4), هایم (4), بیا (4), سال (4), باید (4), نقاشی (3), آذر (3), خانه (3), خانش (3), نرسید (3), رسید (3), باهاش (3), دوس (3), قمگین (3), کوچولو (3), اخه (3), داشته (3), چاق (3), کار (3), سلام (3), اومدم (3), اینم (3), کلا (3), زندگی (3), شدی (3), وای (3), رفتن (3), کند (3), اومد (3), دوستا (3), تنها (3), منم (3), نظر (3), دیگر (3), خورد (3), هفته (3), اینکه (3), تولد (3), جیغ (3), همراه (3), قبول (3), تمرین (3), باشم (3), گریه (3), خانم (3), برگشتم (3), غیره (3), دست (3), خورشید (3), تبدیل (3), شدیم (3), تپه (3), پنج (3), خواهر (3), همان (3), توضیح (3), منتظر (3), بوده (3), کجا (3), چرا (3), روی (3), نیست (3), نگاه (3), بابام (3), فکر (3), دعوای (3), کلید (3), بابا (3), بحث (3), com (2), عکس (2), آرشیو (2), بهمن (2), ۱۳۸۹ (2), بیست (2), یکشنبه (2), مهربون (2), اگه (2), مهم (2), اسم (2), قیرز (2), قسه (2), سبز (2), خوشگل (2), نیگا (2), بالا (2), برگا (2), پودر (2), برف (2), یواش (2), گذشت (2), مورچه (2), یروز (2), بازی (2), کلی (2), بودن (2), رفت (2), دوستام (2), میگفت (2), هرروز (2), توت (2), اسمش (2), هیچکس (2), خودت (2), کردی (2), جدیدم (2), دادن (2), بله (2), دوستای (2), پشت (2), یادتون (2), ساکت (2), درود (2), ناراحتی (2), تکرار (2), خوش (2), حالی (2), وقت (2), کشید (2), اجازه (2), گرفت (2), نقش (2), شاپرک (2), نرم (2), منو (2), درد (2), بعدش (2), خوشحال (2), مدیر (2), بازیگر (2), کلاس (2), عزیز (2), میدونم (2), اما (2), هستش (2), داستان (2), دار (2), وردم (2), اگر (2), هایمان (2), ذره (2), بودیم (2), رسد (2), زمان (2), آزادی (2), شوی (2), جدی (2), رسیدیم (2), طلوع (2), ناگهانی (2), شام (2), برویم (2), بالاخره (2), خوابم (2), هنوز (2), نکرده (2), شوهر (2), نیز (2), میز (2), نشسته (2), پیدا (2), زار (2), ناگهان (2), گوسفند (2), اسمم (2), همینطور (2), کنیم (2), ایستاده (2), کمی (2), سعی (2), خانواده (2), خاطر (2), انقدر (2), خیال (2), براتون (2), منفجر (2), کردو (2), رومینا (2), بنده (2), نگران (2), اوه (2), زلزله (2), خلاصه (2), زنگ (2), هیچ (2), قفل (2), کادوی (2), گنده (2), انجام (2), هلی (2), توی (2), طبق (2), معمول (2), کردند (2), شروع (2), برات (2), مشکل (2), ساله (2), blogfa, باره, فقیت, موسیقی, موضوعی, شهریور, مهر, پیشین, عناوین, وبلاگ, پست, الکترونیک, مطالب, قدیمی, نهم, هجدهم, بسر, خره, نکردند, اورالاقر, بردند, دوکتر, تقسیر, نداش, گوشنش, میشود, تونس, میگفتند, انقد, نخور, پدر, خولاس, نداره, عشکا, دوسش, پوستش, سیاه, نیس, بدی, میکردن, نزر, برا, بیچار, راس, اهان, مگو, فتن, چاقلو, مسلن, گردلو, میکردند, خرش, دخترها, پسر, درست, قمگ, هیشکس, قول, بیستم, شانزدهم, خوشی, گزشت, بهشون, پروانه, کرم, هزار, بها, خواب, خورشی, نور, بشو, خوا, واز, ریشه, خوشال, تیکه, گرسنش, دوبار, اونا, افتاد, تند, برم, بنداز, خودا, میبست, چشماشو, موند, افتادن, برگای, پای, انداخت, اومدو, کنده, نشن, میچسبیدن, محکم, میومد, شیتون, همشون, قهوه, نارنجی, ردک, فقت, پاییزبود, پری, ممنون, هرف, رنگ, سایت, بخودا, ساختمش, هالا, دوستون, نمره, عالی, سوادم, بهتر, چهاردهم, کلاغ, زدن, فهمیدیم, میتونه, غصه, هاشو, بزاره, فهمیدین, بحه, ادم, فصه, زدند, خودش, فراموش, برهلساخلاصه, وگفتن, شون, بپرسیم, بسه, حال, کشیدن, هورا, کدوم, میدو, نید, سالم, گفتند, سالت, کارت, چیه, شنیدن, بغلش, پریدن, بدم, بدید, چیزی, لهظه, معلمش, کارمون, غلط, مدیررفتن, عذر, خواهی, ازکارشون, پشیمون, دلش, بهم, نکردن, مگه, میشه, مدرسه, آماده, کوتا, کاری, مسخرش, موها, محل, مسواک, شست, بعدصبحانه, سرحال, تراز, دیروز, صورتش, بزرگ, جواب, ممنونم, افتخار, تئاتر, گرفتن, تسط, خوبی, فردا, امتحان, نظری, روزهلساخواست, داره, اشکالی, ردت, میخوره, میگفتن, بزرگترین, رزوی, کوچولوی, شود, کوچولویی, بودکه, غیر, هایی, اند, هست, اول, درس, خوندم, دوم, جدیدمه, دوستان, سالمه, خییییلی, دیر, راستش, نداشتم, عصبانی, هستید, باحالتر, دراماتیک, موضوع, خاصی, تون, بگید, موردشون, بنویسم, دستانش, پدید, روبه, چشمانمان, بستیم, معنی, آزاد, شعر, ندیده, آنقدر, بزند, طور, تصویری, زیبا, آشنا, سرمان, تشکیل, جاری, خوداگاه, ریختند, هایش, درخشید, آمدم, بپرسم, فقط, فهمی, بخوابیم, بامداد, بیدارم, لطفا, دنبالشان, گشتیم, وارد, سوال, پرسید, جانب, راهی, بیرون, دید, طرفمان, دوید, شکر, شما, بودید, سریع, پاک, سمتش, آخر, جمع, خواستم, بنشینم, فریاد, گیج, شدید, بگذارید, بدهم, هلنا, کوچکم, دوازده, مادرمان, فوت, پدرمان, بنابراین, بریم, امروز, تقریبا, غروب, بالای, آنطرف, گچی, چمن, بکشد, آخرین, بیاورم, آهی, کشیدم, دلم, خواست, واقعیت, بافی, نکن, دانی, گویم, منظورت, پیدایش, راستی, بدونید, نوشتنم, کوتاه, میزارم, امیدوارم, راضی, باشید, بازگشتی, http, oi58, tinypic, 68fxo0, jpg, پنجشنبه, هفتم, سرخ, اعصاب, نداشت, بابامم, دونم, نکته, کلیدت, کیفت, غضبناک, ادامه, استرس, اضافی, داده, اصلا, باغ, دنبال, پسورد, فای, بیمارستان, زدم, موووووووووششش, موش, چندش, پلاستیکی, خریده, شوخی, کنه, بابای, موشو, تلفن, الانم, سرم, چسبونده, بعضی, کودک, درونشون, فعال, عالییی, ببینید, گاهی, اوقاتم, باشیم, مثل, مشق, ریاضی, راه, انداخته, آدم, ریشتری, اومده, تخت, تکون, میداد, وضعیت, حالتی, هندبال, داشتم, جای, گروه, تایی, چهارمی, خیییلی, ذوقم, موقع, برگشتن, کلیدم, پول, راننده, احتمال, مسخره, نگفتم, زدیمو, گفتیم, راحت, نگهبانه, خوشحالی, تمام, کلیدرو, گرفتم, زدو, خونه, اید, ندارم, لحظه, چشام, گرد, _منم, میرم, ظرفارو, بشورم, جان, واااای, کلیدها, عوض, دونی, چقدر, پولشه, _ای, کلیدمو, نکردم, شکله, مال, کدوممون, _یعنی, کلیدتو, تنهام, نامه, بذارم, قفله, بنابرایییییین, استعداد, درخشانم, خوشگله, بسته, بندی, نیا, بیاد, آمد, برو, ظرف, غذایت, نگیره, کارم, دستش, گلی, مستعار, چهار, چنگولی, پریدم, بغل, روزنگذشته, دعوایمان, چای, دعوا, دیگران, میدن, خودکارمو, دهنم, کلنجار, نبوده, زمزمه, عاشق, کردنیم, دعوامون, پدرم, وخواهرم, اتاقم, باهام, زیاد, امیدوار, نشین, دفتر, خاطراتمو, میگم, نوشتن, چایی, جونم, بگه, البته, بپرسه, مختصرش, همینجا, کمدی, خاطره, موفقیت,


Text of the page (random words):
من هلسا شش ساله من هلسا شش ساله قصه خاطره نقاشی عکس و موفقیت های من قصه جدیدم زندگی مشکل کمدی خوب جونم براتون بگه اسمم هلسا هستش البته اگر کسی از من بپرسه می گم هلی مختصرش می کنم مشکل و داستان من از همینجا شروع شد _ من دیگه برات چایی دم نمی کنم _ ای بابا من این همه برات کار انجام می دم دعوای من و مادرم از چند شب پیش انقدر بحث کردیم من و مادرم کلا عاشق بحث کردنیم که دعوامون به قهر کشید و مادرم و پدرم وخواهرم با من قهر کردند من رفتم توی اتاقم و با تنها کسی که باهام قهر نکرده بود زیاد امیدوار نشین دفتر خاطراتمو میگم شروع کردم نوشتن و درد و دل کردن یک روز دیگه و یک بحث دیگه و یک دعوای دیگه و هنوز دو روزنگذشته که دوباره دعوایمان گرفت من مامانم دیگه خلاصه سر چای دم کردن کلی دعوا کردیم و طبق معمول قهر کردیم و بعدش کل خانواده با من قهر کردند و غیره چرا همه حق رو به دیگران به جز من میدن و بعد خودکارمو طبق معمول کردم تو دهنم و با خودم کلنجار رفتم چرا یعنی هیچ وقت حق با من نبوده و نیست و همینطور که زمزمه می کردم خوابم برد صبح بعد بیدار شدم پنج شنبه بود من پنج شنبه ها صبح کلا تنهام اومدم یک نامه بذارم روی میز مادرم که دیدم در قفله بنابرایییییین من توسط استعداد درخشانم در رو باز کردم و یک کادوی گنده ی خوشگله بسته بندی شده دیدم خیلی خوشحال شدم اما به روی خودم نیا وردم در رو دوباره قفل کردم و منتظر مادرم شدم تا بیاد وقتی مامانم آمد گفت برو ظرف غذایت رو باز کن تا بو نگیره منم گفتم باشه و رفتم کارم رو انجام دادم وقتی برگشتم مادرم دستش همان کادوی گنده بود و بعد گفت برای هلی گلی اسم مستعار بنده بعد چهار چنگولی پریدم توی بغل مامانم خیلی خوب بود 1 هفته بعد _یعنی چی که کلیدتو گم کردی _ای وای کلیدمو گم نکردم کلید منو بابا یک شکله مال یک کدوممون نیست _ خب دیگه بچه جان یا تو یا بابا واااای باید کلیدها و قفل در رو عوض کنیم می دونی چقدر پولشه اه ساکت شو دارم فکر می کنم _منم میرم ظرفارو بشورم دعوای من و خواهرم رومینا اون روز صبح من تمرین هندبال داشتم و باید می رفتم پس رفتم ولی به جای دوستام یک گروه 30 تایی بچه چهارمی دیدم خیییلی خورد تو ذوقم موقع برگشتن کلیدم نبود و فکر کردم همراه با پول کلید رو دادم به راننده ولی به کسی این احتمال مسخره رو نگفتم و گفتم که گم کردم خلاصه که به مامانم زنگ زدیمو گفتیم ولی مامانم با خیال راحت گفت دست نگهبانه منم با خوشحالی تمام رفتم کلیدرو گرفتم و اومدم که بابام زنگ زدو گفت خونه اید چون من کلید ندارم یک لحظه چشام گرد شد و دیگر هیچ من غش کرده بودم و حالا هم مامانم زلزله راه انداخته بود آدم فکر می کرد زلزله ی 9 ریشتری اومده به خاطر اینکه مامانم هی تخت و تکون میداد میگفت بیدار شو وضعیت ما این حالتی بود مامانم سرخ بود خواهرم اعصاب نداشت و بابامم کم بود از خنده منفجر شه نمی دونم نکته ی خنده دار کجا بود مامانم گفت کلیدت ته کیفت بوده و بعد خیلی غضبناک به خواهرم نگاه کردو ادامه داد رومینا خانم هم استرس اضافی داده ولی خواهرم اصلا تو باغ نبود و در به در دنبال پسورد وای فای بیمارستان بود من خیلی ناگهانی جیغ زدم و گفتم موووووووووششش مامانم گفت کو کجا کی بابام بالاخره منفجر شد و بعد گفت که این موش چندش نرم پلاستیکی را خریده بوده تا کمی با ما شوخی کنه بله بابای عزیز من موشو به تلفن و الانم به سرم چسبونده بود مامانم خیلی جدی بابام رو نگاه کردو گفت که بعضی ها کودک درونشون فعال شده و به همین عالییی این هفته ی بنده گذشت خوب ببینید گاهی اوقاتم باید نگران باشیم اوه اوه مثل من که باید نگران مشق ریاضی باشم نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان ۱۳۹۴ ساعت 22 34 توسط هلسا نوشته شده در جمعه یکم آبان ۱۳۹۴ ساعت 18 52 توسط هلسا http oi58 tinypic com 68fxo0 jpg نوشته شده در جمعه یکم آبان ۱۳۹۴ ساعت 18 50 توسط هلسا بازگشتی دوباره پس از 5 سال دوستان عزیز من الان 12 سالمه و میدونم خییییلی دیر برگشتم خب راستش اجازه نداشتم میدونم که عصبانی هستید و غیره اما مهم این هستش که من برگشتم و با خودم داستان های باحالتر خنده دار تر دراماتیک تر و غیره آ وردم اگر هم موضوع خاصی در نظر تون بود بگید که در موردشون بنویسم و امیدوارم راضی باشید راستی برای اینکه بدونید نوشتنم خیلی خوب شده یک نوشته کوتاه براتون میزارم قاصدک مادر بیا بیا خواهر پیدایش کردم من گفتم چه را منظورت گله است گفت نه نه مادر را می گویم نگاه کن آهی کشیدم هر چند خیلی دلم می خواست حرف های خواهرم واقعیت داشت ولی گفتم انقدر خیال بافی نکن خودت که می دانی مادر دیگر نیست خوب گیج شدید بگذارید توضیح بدهم من اسمم هلنا و خواهر کوچکم اسمش سارا است من دوازده سال دارم و او شش سال سه سال است که مادرمان فوت کرده پدرمان از غم از دست دادن مادرم نیز همینطور بنابراین ما همراه با خاله ی مان زندگی می کنیم و گله را به چرا می بریم ولی امروز ناگهان گله را گم کردیم و الان تقریبا غروب بود بالای تپه ایستاده بودم و خواهرم کمی آنطرف تر نشسته بود و با گچی که پیدا کرده بود سعی می کرد نقاشی خانواده مان را بر روی چمن بکشد من ایستاده بودم و سعی کردم آخرین حرف های مادرم را به خاطر بیاورم وقتی رسد زمان آزادی تو تبدیل به قاصدک می شوی آخر یعنی چه اشک هایم جمع شده بود می خواستم بنشینم و زار زار گریه کنم که ناگهان خواهرم فریاد زد گوسفند ها گوسفند ها سریع اشک هایم را پاک کردم و رفتم به سمتش و دیدم که خواهرم گله را پیدا کرده راهی خانه شدیم وقتی رسیدیم شب بود خاله مان بیرون خانه نشسته بود و با ناراحتی منتظر ما بود وقتی ما را دید به طرفمان دوید آه خدا را شکر شما ها کجا بودید من توضیح دادم که گله را گم کرده بودیم و دنبالشان می گشتیم وارد شدیم شوهر خاله مان نیز منتظر ما بوده و همان سوال خاله مان را پرسید و خاله ام سر میز شام برای شوهر خاله مان از جانب من توضیح داد بعد از شام به ما و دو تا دختر خاله هایمان گفت که برویم بخوابیم بالاخره خوابم برد ولی بامداد خواهرم بیدارم کرد ساعت پنج صبح بود و هنوز خورشید طلوع نکرده بود خواهرم گفت خواهر بیا برویم به همان تپه لطفا دیدم گریه می کند ولی اشک هایش می درخشید تا آمدم بپرسم گفت فقط بیا می فهمی تا حالا ندیده بودم خواهرم آنقدر جدی حرف بزند رسیدیم به تپه خورشید داشت طلوع می کرد به طور ناگهانی تصویری از یک زن زیبا و آشنا پشت سرمان تشکیل شد مادرم بود اشک هایم جاری شد مادر اشک هایم نا خوداگاه می ریختند دوباره مادرم آن شعر را تکرار کرد وقتی رسد زمان آزادی تو تبدیل به قاصدک می شوی و در حالی که دستانش باز بود نا پدید شد دست هایمان را روبه باد و خورشید باز کردیم و چشمانمان را بستیم و ذره ذره تبدیل به قاصدک شدیم حالا حرف های مادرم معنی داشت الان آزاد بودیم نوشته شده در جمعه یکم آبان ۱۳۹۴ ساعت 16 8 توسط هلسا سلام به اون هایی که به من نظر داد اند یادتون هست که کلاس اول بودم و درس می خوندم الان کلاس دوم شدم اینم قصه جدیدمه یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچکس نبود دختر کوچولویی بودکه دوست داشت بازیگر شود این بزرگترین آ رزوی دختر کوچولوی ما بود دوستای دختر کوچولو میگفتن این کار به چه د ردت میخوره هلسا یعنی دختر کوچولو گفت چه اشکالی داره دوست دارم بازیگر باشم یک روزهلساخواست نقش شاپرک را بازی کند برای همین این را به مدیر ش خانم نظری گفت خانم مدیر قبول کرد هلسا خوشحال شد فردا صبح از هلسا امتحان گرفتن تسط خوبی بود معلم هلسا گفت به تو افتخار می کنم چون تو رو برای یک تئاتر بزرگ قبول کردن هلسا جواب داد ممنونم روز بد هلسا سرحال تراز دیروز بیدار شد صورتش را شست بعدصبحانه اش را خورد بعدش مسواک زد و آماده رفتن به محل تمرین شد دوستا ش مسخرش می کردن چون موها یش را کوتا ه کرده بود معلم گفت این چه کاری بچه ها روز بد هلسا با گریه به مدرسه رفت معلم گفت هلسا چی شده هلسا گفت آ خه میشه یک دوست خوب داشته باشم تا باهاش درد دل کنم معلم گفت مگه چی شده هلسا گفت اخه بهم گفتن دیگه نرم تمرین یعنی منو برای نقش شاپرک قبول نکردن معلم دلش گرفت بچه ها ازکارشون پشیمون شدن بچه ها عذر خواهی کردن و پیش خا نم مدیررفتن و گفتن که ما کارمون غلط بود ولی یه لهظه هلسا به معلمش گفت اجازه بدید یه چیزی رو بدم به بچه ها بچه ها تا این حرف را شنیدن تو بغلش پریدن و گفتن چیه هلسا گفت کارت تولد بچه ها گفتند چند سالت شده هلسا گفت 8 سالم شده بچه ها میدو نید تولد بود دوستا ی هلسا هر کدوم از آن ها یکی یکی جیغ می کشیدن و می گفتن هورا هلسا که خیلی خوش حال بود آن هم همراه بچه ها جیغ کشید معلم که از خوش حالی شون خنده می کرد گفت بسه دیگه بچه ها حالا وقت اینکه بپرسیم تولد چند شنبه ست بچه ها حرف معلم را تکرار کردن وگفتن چند شنبه است هلسا گفت همین هفته جمعه است بچه ها داد زدند درود بر هلسا درود برهلساخلاصه بچه ها هلسا با همه دوست شد و ناراحتی خودش را فراموش کرد و دیگر فصه نمی خورد و معلم هلسا بچه ها رو ساکت کرد و گفت بحه ها یادتون باشه که ادم اگه دوستای خوب داشته باشه میتونه همه غصه هاشو پشت سر بزاره فهمیدین همه بچه ها با هم داد زدن بله فهمیدیم قصه ی ما به سر رسید کلاغ به خانش نرسید نوشته شده در جمعه چهاردهم آبان ۱۳۸۹ ساعت 19 20 توسط هلسا سلام به همه من سوادم بهتر شده نمره ام هم عالی شده از همه که به من نظر دادن دوستون دارم هالا اینم قسه جدیدم بخودا خودم ساختمش پری سا جون ممنون که به هرف من رنگ سایت خودت رو خوشگل کردی یکی بود یکی نبود قیرز خدا هیچکس نبود پاییزبود یک درخت بود که فقت 3 تا برگ داشت ی کی ز ردک ه اس مش توت بود یکی نارنجی ک ه اس م ش لالی بود و یک ی قهوه ای که اسمش دوری بود دوری از همشون شیتون تر بود ولی مهربون هم بود هرروز باد میومد و برگا محکم میچسبیدن به درخت که کنده نشن که یک باد اومدو 2 تا برگ رو برد و انداخت پای درخت برگای که افتادن توت و لالی بودن دوری تنها موند دوری هرروز چشماشو میبست میگفت خودا منم بنداز برم پیش دوستام اخه بچه ها جون اون خیلی تنها بود یروز یک باد تند اومد و دوری هم دو آ کرد و افتاد و رفت بق ل دوستا ش اونا دوبار ه سه تا شده بودن با هم کلی بازی کردن یروز برف اومد یک مورچه که گرسنش بود اومد پیش دوری هی نیگا ش کرد دوری یه تیکه از خو دش و کند داد به مورچه و خوشال ش کرد چند رو ز گذشت برگ ا یواش یواش پودر شدن برف اب شد و پودر برگا رفتن تو ریشه درخت واز اون رفتن بالا اون بالا خوا بشو ن برد یک ر وز با نور خورشی د از خواب بیدار شدن دوری به لالی نیگا کرد و داد زد وای چی خوشگل شدی تو سبز شدی لالی داد زد دوری جون تو هم سبز شدی بچه ها جون بها ر شده بود سه تا برگ با هزار تا برگ دیگه دوست شدن با کرم با گن جش با پروانه دوس شدن بهشون خیلی خ وش گزشت و به خوشی زندگی کردن قصه ما به سر رسید کلا غه به خانش نرسید نوشته شده در جمعه شانزدهم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 22 56 توسط هلسا نوشته شده در یکشنبه بیستم دی ۱۳۸۸ ساعت 22 12 توسط هلسا سلام من اومدم اینم قسه بچه چاق که قول دادم یکی بود یکی نبود قیرز خدا هیشکس نبود یه بچه بود که چ ا ق بود هم قمگ ین بود هم چاق بود برای چی قمگین است بچه ها درست است چون پسر ها و دخترها مس خرش میکردند به اش مگو فتن چاقلو مسلن گردلو اهان راس تی بچه ها اسم بچه قمگین سارا بود بیچار سارا برا همین کسی باهاش دوس نبود به نزر من کار بدی میکردن چون که مهم نیس بچه چاق باشه سیاه باشه پوستش ولی اگه خوب باشه مهربون باشه دوسش داشته باشه عشکا ل نداره خولاس بچه ها پدر مادر میگفتند انقد نخور ولی سارا نمی تونس اخه تقسیر نداش گوشنش میشود بد سارا کوچولو را بردند و دوکتر اورالاقر کرد و دی گر بچه ها او را مس خره نکردند باهاش دوس شدن دیگه قمگین نبود قصه ما بسر رسید ک لا غ ه به خانش نرسید نوشته شده در جمعه هجدهم دی ۱۳۸۸ ساعت 22 19 توسط هلسا نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۸۸ ساعت 15 26 توسط هلسا نوشته شده در شنبه بیست و یکم آذر ۱۳۸۸ ساعت 14 47 توسط هلسا مطالب قدیمی تر خانه پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین آبان ۱۳۹۴ آبان ۱۳۸۹ بهمن ۱۳۸۸ دی ۱۳۸۸ آذر ۱۳۸۸ آبان ۱۳۸۸ مهر ۱۳۸۸ شهریور ۱۳۸۸ آرشیو موضوعی عکس های من نقاشی های من موسیقی های من قصه های من مو فقیت های من در باره من blogfa com
Thumbnail images (randomly selected): * Images may be subject to copyright.GREEN status (no comments)
  • هلسا
  • تصاوير جديد زيباسازی وبلا...
  • تصاوير زيباسازی ، كد موسي...

Verified site has: 27 subpage(s). Do you want to verify them? Verify pages:

1-5 6-10 11-15 16-20 21-25 26-27


The site also has references to the 1 subdomain(s)

  blogfa.com  Verify


The site also has 1 references to external domain(s).

 pichak.net  Verify


Top 50 hastags from of all verified websites.

Supplementary Information (add-on for SEO geeks)*- See more on header.verify-www.com

Header

HTTP/1.1 301 Moved Permanently
Date Mon, 24 Aug 2026 10:57:42 GMT
Content-Type text/html; charset=utf-8
Transfer-Encoding chunked
Connection close
Location htt????/helesa.blogfa.com/
Server cloudflare
cf-cache-status DYNAMIC
Nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
Report-To group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=M9CrOtCSHRPoPV%2Bl6L04e8TLXzwM8Duw6oKIOWZPeE7JCIInv5B72spmJmOIJUsVCyhoFo7YeCjt1bWGNIT84RYG6U4O4Rud0yRmhpV8zf8EZbhLSIKIE4cn7F1pF%2FtB42kzyQ%3D%3D ]
CF-RAY a301d66ededd55e3-AMS
alt-svc h3= :443 ; ma=86400
HTTP/2 200
date Mon, 24 Aug 2026 10:57:42 GMT
content-type text/html; charset=utf-8
cache-control private
report-to group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=KWdmd00M4TIAJcZ30tiK8adVefgtCSahYpOQgTZkQvdYyT%2FUayqAMGPWeVsct9M61ULWFgY2n5uZCYVnhhzcC0zdr9q5tUl05WKwjCohma%2Beh3n9PLjfpB0BnVW2GhEOufYVpw%3D%3D ]
vary Accept-Encoding
server cloudflare
cf-cache-status DYNAMIC
nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
content-encoding gzip
cf-ray a301d6703a39f345-CDG
alt-svc h3= :443 ; ma=86400

Meta Tags

title=""
http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"
name="viewport" content="width=device-width, initial-scale=1"
http-equiv="content-language" content="fa"
name="description" content="من هلسا شش ساله قصه-خاطره-نقاشی-عکس-و موفقیت های من"
name="generator" content="blogfa.com"
property="og:title" content="من هلسا شش ساله"
property="og:site_name" content="من هلسا شش ساله"
property="og:description" content="من هلسا شش ساله قصه-خاطره-نقاشی-عکس-و موفقیت های من"
content="text/html; charset=utf-8" http-equiv="Content-Type"
content="Word.Document" name="ProgId"
content="Microsoft Word 12" name="Generator"
content="Microsoft Word 12" name="Originator"
content="text/html; charset=utf-8" http-equiv="Content-Type"
content="Word.Document" name="ProgId"
content="Microsoft Word 12" name="Generator"
content="Microsoft Word 12" name="Originator"

Load Info

page size14936
load time (s)0.568833
redirect count1
speed download26295
server IP 188.114.97.2
* all occurrences of the string "http://" have been changed to "htt???/"