Meta tags:
description= فرمانده دلها ...دنیا را گذاشته ام برای دنیادارها;
Headings (most frequently used words):
فرمانده, را, دلها, دنیا, گذاشته, ام, برای, دنیادارها, اللهم, الرزقنا, آخرین, حرف, ما, این, جنگ, با, خون, خود, پیش, می, بریم, دوکوهه, ماوای, حاج, همت, حاجیه, حاضر, جواب, نوشته, های, پیشین, برچسب, ها, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
همت (27), ۱۳۹۲ (18), شده (17), حاج (15), شهید (15), نوشته (12), این (12), برچسب (10), ساعت (10), توسط (10), hemmat (10), است (10), حاجی (10), خاطرات (9), زندگی (9), صلوات (9), شادی (8), روح (8), روز (8), جنگ (7), شهدا (7), بود (7), رفتی (6), دوباره (6), جبهه (5), تیر (5), داستانهایی (5), دست (5), #دوکوهه (5), عملیات (5), اینجا (5), میخندند (5), میگویند (5), های (4), شنبه (4), بیست (4), نماز (4), کرد (4), برای (4), خون (4), خود (4), نیروها (4), منطقه (4), اگر (4), مانده (4), فرمانده (4), میشود (4), جای (4), اند (4), حضرت (3), علی (3), دنیا (3), یاعلی (3), ۱۳۹۱ (3), شهریور (3), پنجم (3), گفت (3), اين (3), دریاب (3), یکشنبه (3), بعد (3), سخنرانی (3), داشتند (3), نبرد (3), هیچ (3), باشیم (3), همین (3), شود (3), عده (3), آزادی (3), ماه (3), گرفته (3), آقا (3), همه (3), کند (3), محمد (3), كدامين (3), دانشگاه (3), اکبر (2), دختر (2), چادری (2), رزمنده (2), اسفند (2), خرداد (2), مهر (2), آبان (2), آذر (2), وبلاگ (2), احساس (2), هنوز (2), لباس (2), چقدر (2), برود (2), خدا (2), دهم (2), روزگار (2), بسیجیان (2), کنم (2), آخرین (2), همّت (2), شهادتش (2), قصد (2), خویش (2), حضور (2), داریم (2), پیروز (2), نگفته (2), راه (2), دهد (2), باید (2), داشته (2), سخت (2), پیش (2), بریم (2), بین (2), آنان (2), ترک (2), رفت (2), خبر (2), جان (2), نیروهایی (2), لشکر (2), الله (2), حرف (2), سوم (2), بگیر (2), نمی (2), دلم (2), بالا (2), راستی (2), شماها (2), بشود (2), خودتان (2), تنگ (2), آنچنانی (2), چاک (2), میدارند (2), ابرو (2), اینها (2), خودشان (2), صورت (2), چرا (2), شما (2), رمضان (2), بعضیها (2), گفتی (2), میکشند (2), سادگی (2), ناموس (2), پسری (2), اما (2), دختری (2), اللهم (2), اعتقاد (2), فیس (2), بوک (2), میگذارند (2), عجب (2), نام (2), عوض (2), جمعه (2), آموخته (2), هاي (2), كلاس (2), زدند (2), دلها (2), blogfa, com, خورشید, پنهان, حامیان, ولایت, هیئت, محبین, لطافت, ابریشم, حجاب, زیباست, نرگس1370, پاکترین, هوای, دلنوشته, لبخند, خاکریز, دلتنگ, کربلا, دِلـــــــــشِکَستِهـــ, دنبال, حقیقت, منتقم, فاطمه, پیوندها, ابراهیم, بهمن, فروردین, اردیبهشت, پیشین, عناوین, آرشیو, پروفایل, مدیر, خانه, مطالب, قدیمی, خاطره, همسر, نگاهم, كرد, وقتي, بينم, كنم, بايد, ركعت, شكر, بخونم, شوخي, كردم, آخر, وقت, آمد, نرسيده, همان, ايستاد, مگر, پهلوي, بوديم, نصفه, رسيد, صبح, نان, پنير, بندهاي, پوتينش, نبسته, سوار, ماشين, توي, قدر, رسي, خونه, خورده, ببين, حاجیه, حاضر, جواب, دوشنبه, چاه, درد, اینک, نیز, بازگو, کنیم, دلتنگی, هایمان, یادگار, صبور, غریب, عطر, پیچیده, تنت, آشنای, سروهای, سربدار, روبروی, آرامش, عمیقی, التیام, زخمهایم, نشینم, تنهایی, فراموش, زمزمه, زهرای, نگاهت, میخوانم, ماوای, شانزدهم, واقع, قبل, تمامی, کسانی, بازگشت, چشمانی, نمناک, عظمی, راسخ, آمادگی, صحنه, فرماندهان, اعلام, کردند, انقلاب, خونبار, حاصل, عزیزان, کجای, تاریخ, مقرّرات, تاکتیک, گروهی, نتوانسته, بگوید, حتی, پیامبر, تنها, چیزی, مهمه, حرکت, خداست, خداوند, شکست, پیروزی, اتکاء, اعضای, بدن, ضعیف, دیگری, نیست, باشد, آسان, دیدگاههای, مادّی, امّا, زیربنای, جنگمان, معنویت, میدان, صبحگاه, جمع, فاصله, مغرب, عشاء, آتشینی, خطاب, ظهر, چهاردهم, جزیره, وارد, پادگان, زجاجی, پیشواز, دادمون, برس, خسته, شدن, بریدن, طرفی, چون, مأموریتشون, تموم, میخوان, برگردن, شهرهاشون, فکرش, متمرکز, شنیدن, کمی, ریخت, شهرهایشان, باز, گشتند, دسته, باقی, بودند, خطر, افتاد, عملاً, عقبه, نداشت, حالی, حال, بررسی, اوضاع, محورهای, عملیاتی, آوردند, سریعتر, خودش, کوهه, برساند, خیبر, دستور, فرماندهی, قرارگاه, فتح, محور, طلائیه, کوشک, متوقف, محمّد, رسول, بازسازی, رفع, خستگی, عازم, شدند, همچنان, مشغول, رتق, فتق, امور, علمیاتی, ماند, آتش, بدانی, کشم, سوختن, تماشا, نقل, منتظر, پاتوق, آنطور, درخودت, رفته, غصه, سرت, اندیشی, دلگیری, قبلا, میگفتند, رفتید, بجنگید, خواستید, شدید, وقتها, میگرفتم, جوابشان, میدادم, حالا, خودمانیم, بینی, مانتوهایشان, روسری, هایشان, کوچکتر, محرمی, پارتی, بگیرند, جشن, پسر, میرسند, بدهند, ندهند, بگویند, عقب, پلاکت, روزها, زنجیرهای, قطور, شلوار, خاکی, شلوارهای, پاره, پوره, زور, پایشان, نگهش, پیراهن, ساده, مردانه, شرت, مارک, دار, پسرانمان, زیر, دخترمان, تیغ, میزنند, اوضاعی, دیدنی, پارکها, سینماها, پاساژها, سالن, البته, دوست, یابی, خودت, پیدا, کنی, خدایت, دارند, میکنند, گلوله, صورتت, برد, بازویشان, زخم, نقش, اندازند, زیبا, شوند, کسی, بگویی, خواهرم, بقیه, شاکی, بسیجی, نمیگذارید, راحت, میخواهیم, نمیفهمید, حرمت, نگه, دارید, مزاحم, مردم, نشو, کمترینش, اینست, چشمت, کور, کنند, داغ, مات, مبهوت, شجاعت, اقل, انتظارش, داری, نداریمش, تیپ, احترامی, غیر, وصدا, بانمک, مذهبی, صدای, بلند, بفرستد, جماعت, زهرمار, داد, نزن, سرمون, مانتوی, کوتاه, آستینهای, زده, غمیش, باکلاس, بخواهد, کنارشان, صلواااااات, خیلی, چیزهایی, ریش, چادر, پیغمبر, کتاب, عالمی, دارد, میگویم, شرف, بعضی, عکسهایی, خانوادشان, آدم, شرمش, نگاه, میگفتی, میساختی, عکس, خاطر, خواه, میشوند, شروع, لایک, فردا, طلاق, پروسه, میگوییم, بندگی, خوب, آنها, آزاد, باش, خلاصه, ارزشها, دعایمان, رنگ, صاحب, الزمان, دلت, صبرت, بدهد, هشتم, التماس, دعا, مرتضاي, خيبر, شكن, كداميك, رزمندگان, سلحشور, تحت, نظر, كارشناس, خارجي, درس, مترقي, فارغ, التحصيل, علوم, لشكري, نظامي, آري, دانم, طلايه, داران, معلم, نستوه, چگونه, دشمن, زبون, زانو, افكنند, اسب, رشادت, پهلواني, عرصه, جولان, آرند, هتاكان, جاي, نشانند, اعتقادي, جعفر, الصادق, چهارم, جون, دلگیرم, دوستدار, کوچکت, میــــم, الـــف, محـمد, ابـراهیـم, همـت, تــــازه, مخـفف, بکنــند, شـوی, مردان, ادعا, مــــاه, نهم, محرم, بیت, حسین, عشق, عزا, صفا, محضر, سیدعلی, الرزقنا, عذرتقصیر, دوستان, اصلا, فرصت, وبتون, بزنم, شهیدان, دریا, پشت, پایی, گذاشته, دنیادارها,
Text of the page (random words):
فرمانده دلها فرمانده دلها دنیا را گذاشته ام برای دنیادارها شهیدان که دل را به دریا زدند عجب پشت پایی به دنیا زدند برچسب ها عذرتقصیر دوستان اصلا فرصت نمی کنم به وبتون سر بزنم یاعلی نوشته شده در سه شنبه پنجم آذر ۱۳۹۲ ساعت 23 17 توسط hemmat برچسب ها شادی روح حاج همت صلوات نوشته شده در جمعه سوم آبان ۱۳۹۲ ساعت 23 36 توسط hemmat اللهم الرزقنا دوباره محرم دوباره بیت دوباره حسین ع دوباره عشق دوباره عزا دوباره صفا در محضر آقا سیدعلی نوشته شده در سه شنبه نهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 0 56 توسط hemmat تــــازه مخـفف ات که بکنــند می شـوی مــــاه مردان بی ادعا میــــم الـــف ه محـمد ابـراهیـم همـت حاجی جون سخت دلگیرم دوستدار کوچکت رو دریاب برچسب ها شادی روح حاج همت صلوات نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 0 24 توسط hemmat كداميك از اين رزمندگان سلحشور تحت نظر كدامين كارشناس خارجي درس جنگ و نبرد آموخته و از دانشگاه هاي مترقي آنان فارغ التحصيل علوم لشكري و نظامي شده اند آري من مي دانم اين طلايه داران در كدامين دانشگاه و در كلاس كدامين معلم نستوه آموخته اند كه چگونه دشمن زبون را به زانو افكنند و اسب رشادت و پهلواني را در عرصه هاي نبرد به جولان آرند و هتاكان بد نام را به جاي خود نشانند در دانشگاه اعتقادي حضرت جعفر بن محمد الصادق ع و در كلاس حضرت مرتضاي خيبر شكن ع برچسب ها شادی روح حاج همت صلوات خاطرات جبهه شهید همت رزمنده ها نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 20 54 توسط hemmat التماس دعا برچسب ها شادی روح حاج همت صلوات خاطرات شهید همت داستانهایی از زندگی شهید همت شهدا نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۲ ساعت 19 14 توسط hemmat حاجی آنطور درخودت رفته ای دلم غصه اش میشود سرت را بالا بگیر به چه می اندیشی از چه دلگیری راستی حاجی قبلا ها یه عده ای میگفتند شماها رفتید بجنگید که چه بشود خودتان خواستید خودتان هم شهید شدید آن وقتها جبهه میگرفتم و جوابشان را میدادم حالا خودمانیم حاجی بینی و بین الله رفتی که چه بشود رفتی که آزادی داشته باشیم رفتی که عده ای مانتوهایشان روز به روز تنگ تر و روسری هایشان روز به روز کوچکتر شود رفتی که ماه محرمی هم پارتی بگیرند و جشن های آنچنانی رفتی که عده ای دختر و پسر به هم که میرسند دست بدهند و اگر ندهند به هم بگویند عقب مانده حاجی جان جای پلاکت را این روزها زنجیرهای قطور گرفته جای شلوار خاکی ات را شلوارهای پاره پوره و چاک چاک گرفته که به زور پایشان نگهش میدارند جای پیراهن ساده ی مردانه ات را تی شرت های مارک دار گرفته پسرانمان زیر ابرو بر میدارند دخترمان ابرو تیغ میزنند اوضاعی شده دیدنی پارکها سینماها پاساژها شده اند سالن مد و البته دوست یابی حاجی تو رفتی که خودت را پیدا کنی و خدایت را اینها مانده اند و دارند خودشان را گم میکنند حاجی گلوله سر و صورتت را برد اینجا خودشان بر سر و صورت و دست و بازویشان زخم و نقش می اندازند که زیبا شوند اینجا به کسی بگویی خواهرم هنوز بقیه حرف را نگفته شاکی میشود که چرا شما بسیجی ها نمیگذارید راحت باشیم ما آزادی میخواهیم چرا شماها نمیفهمید اینجا اگر ماه رمضان به بعضیها گفتی ماه رمضان است حرمت نگه دارید تو را میکشند به همین سادگی اگر گفتی آقا مزاحم ناموس مردم نشو تو را میکشند و کمترینش اینست که چشمت را کور کنند به همین سادگی داغ بر دلم مانده و من مات و مبهوت از این همه شجاعت که تو لا اقل از ما انتظارش را داری و نداریمش اینجا پسری با تیپ آنچنانی هر چقدر هم که بی احترامی کند به غیر و سر وصدا کند همه میخندند و میگویند چه بانمک اما پسری مذهبی که با صدای بلند صلوات بفرستد بعد از نماز جماعت بعضیها میگویند زهرمار داد نزن سرمون رفت دختری با مانتوی کوتاه و تنگ و آستینهای بالا زده شده با قر و غمیش راه برود همه میگویند چه باکلاس اما دختری چادری که بخواهد از کنارشان رد شود میگویند صلواااااات اللهم صل علی محمد و آل محمد اینجا به خیلی چیزهایی که اعتقاد تو بود میخندند به ریش میخندند به چادر میخندند به لباس پیغمبر میخندند راستی فرمانده این کتاب صورت هم عالمی دارد فیس بوک را میگویم شرف و ناموس و اعتقاد بعضی پر عکسهایی در این فیس بوک از خود و خانوادشان میگذارند که آدم شرمش میشود نگاه کند شما میگفتی یاعلی و زندگی میساختی اینها عکس میگذارند خاطر خواه میشوند زندگی شروع میشود آن هم با یک لایک فردا هم طلاق عجب پروسه ای این هم به نام آزادی ما میگوییم بندگی کن و خوب زندگی کن آنها میگویند زندگی کن آزاد باش خلاصه حاجی جای ارزشها عوض شده دعایمان کن رنگ ها عوض شده حاجی دریاب یا صاحب الزمان دلت خون است آقا خدا صبرت بدهد به نقل از منتظر پاتوق آتش بگیر تا بدانی چه می کشم احساس سوختن به تماشا نمی شود برچسب ها شادی روح حاج همت صلوات خاطرات شهید همت داستانهایی از زندگی شهید همت شهدا نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۲ ساعت 18 31 توسط hemmat آخرین حرف فرمانده ما این جنگ را با خون خود پیش می بریم روز دهم عملیات خیبر به دستور فرماندهی قرارگاه فتح عملیات در محور طلائیه کوشک متوقف شد و نیروهایی که از لشکر محمّد رسول الله ص در آن منطقه حضور داشتند برای بازسازی و رفع خستگی عازم دوکوهه شدند حاج همت هم همچنان مشغول رتق فتق امور بود و در منطقه علمیاتی ماند در حالی که حاج همّت در حال بررسی اوضاع نیروها و محورهای عملیاتی بود خبر آوردند که او باید هر چه سریعتر خودش را به دو کوهه برساند بعد از ظهر روز چهاردهم اسفند 14 12 62 بود که او جزیره را ترک کرد و وارد پادگان دوکوهه شد اکبر زجاجی که همین روز روز شهادتش بود به پیشواز رفت و گفت حاجی به دادمون برس نیروها خسته شدن و بریدن از طرفی چون مأموریتشون تموم شده میخوان برگردن شهرهاشون حاج همت که فکرش متمرکز عملیات بود با شنیدن این خبر کمی به هم ریخت اگر نیروها به شهرهایشان باز می گشتند جان آن دسته از نیروهایی که در منطقه باقی مانده بودند به خطر می افتاد و عملاً لشکر هیچ عقبه ای نداشت او نیروها را در میدان صبحگاه دوکوهه جمع کرد و در فاصله بین نماز مغرب و عشاء سخنرانی آتشینی خطاب به آنان که قصد ترک منطقه را داشتند کرد او گفت ما هر چه داریم از شهدا داریم و انقلاب خونبار ما حاصل خون این عزیزان است در هیچ کجای تاریخ و مقرّرات جنگ و تاکتیک جنگ هیچ کس یا گروهی نتوانسته بگوید این عملیات پیروز است یا نه حتی پیامبر ص هم در جنگ نگفته پیروز است یا نه تنها چیزی که مهمه حرکت در راه خداست خداوند شکست می دهد پیروزی هم می دهد ما باید به او اتکاء داشته باشیم اعضای بدن ما ضعیف است عملیات به دست دیگری است دست ما نیست که سخت باشد یا آسان دیدگاههای ما مادّی است امّا زیربنای جنگمان معنویت است ما این جنگ را با خون خود پیش می بریم بعد از این سخنرانی که در واقع آخرین سخنرانی حاج همّت قبل از شهادتش بود تمامی کسانی که قصد بازگشت داشتند با چشمانی نمناک و عظمی راسخ آمادگی خویش را برای حضور در صحنه نبرد به فرماندهان خویش اعلام کردند برچسب ها شادی روح حاج همت صلوات خاطرات شهید همت داستانهایی از زندگی شهید همت شهدا نوشته شده در یکشنبه شانزدهم تیر ۱۳۹۲ ساعت 16 38 توسط hemmat دوکوهه ماوای حاج همت ای آشنای سروهای سربدار روبروی تو آرامش عمیقی است برای التیام زخمهایم با تو که می نشینم تنهایی را فراموش می کنم و زمزمه یا زهرای بسیجیان را در نگاهت میخوانم ای یادگار حاج همت ای صبور غریب ای عطر بسیجیان پیچیده در تنت در آن روزگار علی ع با چاه درد دل می کرد اینک و در این روزگار ما نیز با تو بازگو می کنیم دلتنگی هایمان را ما را دریاب دوکوهه برچسب ها شادی روح حاج همت صلوات خاطرات شهید همت داستانهایی از زندگی شهید همت شهدا نوشته شده در دوشنبه دهم تیر ۱۳۹۲ ساعت 15 57 توسط hemmat حاجیه حاضر جواب توي جبهه اين قدر به خدا مي رسي مي آي خونه يه خورده ما رو ببين شوخي مي كردم آخر هر وقت مي آمد هنوز نرسيده با همان لباس ها مي ايستاد به نماز ما هم مگر چقدر پهلوي هم بوديم نصفه شب مي رسيد صبح هم نان و پنير به دست بندهاي پوتينش را نبسته سوار ماشين مي شد كه برود نگاهم كرد و گفت وقتي تو رو مي بينم احساس مي كنم بايد دو ركعت نماز شكر بخونم خاطره ای از همسر شهید همت ره برچسب ها شادی روح حاج همت صلوات خاطرات شهید همت داستانهایی از زندگی شهید همت شهدا نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 22 54 توسط hemmat مطالب قدیمی تر خانه پروفایل مدیر وبلاگ آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین آذر ۱۳۹۲ آبان ۱۳۹۲ مهر ۱۳۹۲ شهریور ۱۳۹۲ تیر ۱۳۹۲ خرداد ۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ فروردین ۱۳۹۲ اسفند ۱۳۹۱ بهمن ۱۳۹۱ دی ۱۳۹۱ برچسب ها شهدا 19 خاطرات شهید همت 19 خاطرات جبهه و جنگ 18 رزمنده ها 1 شهید همت 1 خاطرات جبهه 1 یاعلی 1 حاج ابراهیم همت 1 پیوندها منتقم فاطمه به دنبال حقیقت دِلـــــــــشِکَستِهـــ دختر چادری دلتنگ کربلا لبخند خاکریز دلنوشته های من پاکترین هوای دنیا گل نرگس1370 حجاب زیباست به لطافت ابریشم هیئت محبین حضرت علی اکبر حامیان ولایت خورشید پنهان blogfa com
|