Meta tags:
description= نشانی از عشق بلندگوی بیمارستان بدون لحظه ای توقف اسم مرا صدا می کرد تا به بخش کودکان تازه متولد شده بروم یکی از فرشته های کوچک دچار مشکل شده و نارس به دنیا;
Headings (most frequently used words):
های, حصار, احساس, نشانی, از, عشق, نوشته, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
بود (15), هفته (13), های (12), ۱۳۸۸ (11), مادر (11), است (11), نوزاد (10), خود (10), برای (10), عشق (8), جوان (8), این (8), زندگی (7), کوچک (7), اما (7), دنیا (7), آغوش (7), بچه (7), پدر (6), کوچولوی (6), دارد (6), نیز (6), مسافر (5), چهارم (5), دوم (5), شده (5), بودند (5), بخش (5), کرد (5), دادند (5), نوشته (4), فروردین (4), ساعت (4), هیجان (4), مشکل (4), نداشت (4), تمام (4), اولین (4), نشسته (4), گفت (4), زنده (4), بعد (4), وجود (4), نشانی (4), نفس (3), لحظه (3), نوزادان (3), فرشته (3), حادی (3), نارسایی (3), چنین (3), کردن (3), انجام (3), آرزوهای (3), روی (3), گرفت (3), پرستار (3), اتاق (3), اسم (3), کنار (3), انسان (3), مهم (3), بدون (3), چند (3), زمان (3), حنانه (2), دنیای (2), اسفند (2), سوم (2), اردیبهشت (2), تیر (2), مرداد (2), هنوز (2), وقتی (2), گذاشت (2), رشد (2), نمی (2), کند (2), نشان (2), داد (2), قلبی (2), توصیف (2), انتظار (2), تحمل (2), لحظات (2), همه (2), کنند (2), کارهایی (2), قدم (2), زبان (2), آورد (2), شان (2), کشتی (2), دست (2), اگر (2), هیچ (2), هایی (2), زده (2), آرامی (2), همان (2), بیرون (2), مرد (2), دوست (2), آیا (2), باید (2), بیشتر (2), بررسی (2), کنیم (2), داشتم (2), کردم (2), قلب (2), نیست (2), مشکلات (2), داشت (2), نگاه (2), صندلی (2), مجاور (2), رفت (2), گرفتند (2), شروع (2), کردند (2), بروم (2), مقدس (2), حضور (2), پسر (2), امید (2), احساس (2), خشم (2), جای (2), یکی (2), زوج (2), تجربه (2), خداحافظی (2), فهمیده (2), دارند (2), نقص (2), جسمانی (2), سایر (2), محبت (2), توقف (2), دچار (2), آمده (2), تولد (2), بسیار (2), blogfa, com, زیباست, دهکده, عشاق, روانشناسی, مشاوره, روز, نازی, پرستو, مهاجر, گلدان, سرخ, همدل, origin, love, دخترم, سخن, گویم, جوووووووون, نوادا, شادمهر, بده, برایت, زنم, رفوزه, پاتوق, جوونی, نغمه, عاشقی, لاف, مرگ, تدریجی, عاشق, واقعی, آدما, پیوندها, ۱۳۸۷, اوّل, خرداد, مهر, ۱۳۸۹, ۱۳۹۰, پیشین, عناوین, آرشیو, وبلاگ, پست, الکترونیک, خانه, یکشنبه, نهم, توسط, ندیده, صبرانه, منتظر, رسیدن, دیدار, پزشک, دستان, حالتی, نگرانی, شاهد, موهبتی, سوی, خدا, کامل, نکرده, حتی, توانست, درست, گریه, خوشبختانه, تنفسی, رنگ, آبی, تیره, صورتش, احتمالا, حالت, عاطفی, احساسات, برخاسته, لحظاتی, غیرممکن, خوب, درد, اضطراب, وهمه, زیبا, سالمی, راه, تسکین, پیدا, خندند, خواهند, عزیز, کوچوکو, بدهند, دیدن, دندان, کلمه, انگیز, باد, رفته, مانند, رویاها, دستم, شانه, گذاشتم, کوچکرا, گرفته, سعی, وضعیت, قابل, مشخص, حرف, گوش, ببرد, توضیح, دادم, آید, طور, رفتم, پرسیدم, دارید, بگذارید, جوابی, نداد, فقط, ماند, گفتم, آزمایش, تجربیاتی, راجع, مرور, ممکن, مدتی, بماند, زور, نگه, داشتن, عملی, اخلاقی, نتایج, اسکن, عکس, قفسه, سینه, سونوگرافی, جدی, امکان, ترمیم, دیگری, عملکرد, کلیه, گناه, چرخدار, شدن, توضیحات, تخصصی, درباره, متعدد, موهبت, پدرش, نهایت, دوستش, داریم, توانم, بگیرم, ایستاده, صحبت, خواستم, مزاحم, خلوت, نشوم, خواهش, داشته, باشم, دعا, خواندن, لالایی, کودکانه, دانست, خواند, سپس, همسرش, قدر, محو, صحنه, بودم, امیدی, آزردگی, قید, شرط, ناب, داده, تلخ, ترین, تجربیات, اتفاق, افتاده, غالبا, دشمنی, کاینات, تاسف, همراه, آرزو, برداشتن, ویرانه, خواسته, واقعا, جانکاه, هنگامه, سخت, طاقت, فرسا, یافته, فرصت, کوتاه, غنیمت, بدانند, لذت, ببرند, توان, دهند, بفهمانند, علی, رغم, موهبتن, اللهی, لیاقت, گیرد, فرزندشان, توجه, ناهنجاری, کاستی, خودبازی, نوازشش, بوسیدند, اعماق, زشتی, ظاهری, برابر, دیدگان, معنایی, عوض, روح, ارزشمندی, کالبدی, نحیف, دیدند, ماندن, ساعتی, اختیار, اوج, مادی, درسی, گرفتم, فراموش, نشدنی, یاد, ارزش, مدت, اقامت, جسم, کره, خاکی, بلکه, میزان, عشقی, هدیه, دهیم, دریافت, آنها, هدف, چرا, دانستند, باشد, خداوند, مکان, بلندگوی, بیمارستان, مرا, صدا, کودکان, تازه, متولد, نارس, دراتاق, آسمانی, پایان, ماه, خوشحال, نظر, رسیدند, دوران, بارداری, مساله, سپری, بلافاصله, پرسنل, پزشکی, متوجه, شدند, بزرگ, وقابل, توجهی, ساده, بخشی, مغز, جمجمه, ناقص, معمولا, نوزادانی, نخست, میمیرند, عمر, کوتاهی, اغلب, علایم, دیگر, هستند, حصار,
Text of the page (random words):
نشانی از عشق حصار های احساس نشانی از عشق نشانی از عشق بلندگوی بیمارستان بدون لحظه ای توقف اسم مرا صدا می کرد تا به بخش کودکان تازه متولد شده بروم یکی از فرشته های کوچک دچار مشکل شده و نارس به دنیا آمده بود دراتاق بخش مادر و پدر فرشته کوچک آسمانی هیجان زده نشسته بودند هر دو بعد از پایان نه ماه انتظار و تولد اولین بچه خود خوشحال به نظر می رسیدند دوران بارداری مادر بدون هیچ مشکل و مساله حادی سپری شده بود اما وقتی نوزاد به دنیا آمده بود بلافاصله پرسنل پزشکی متوجه شدند مشکل بزرگ وقابل توجهی وجود دارد به زبان ساده تر بخشی از مغز وجود نداشت و جمجمه نیز بسیار ناقص بود معمولا چنین نوزادانی در همان چند ساعت نخست تولد میمیرند و یا عمر بسیار کوتاهی دارند و اغلب دچار سایر علایم و نارسایی های مهم دیگر نیز هستند پدر و مادر هنوز نوزاد خود را ندیده بودند و بی صبرانه منتظر رسیدن لحظه دیدار با مسافر کوچولوی خود بودند وقتی پزشک بخش نوزادان فرشته کوچک را در دستان من گذاشت پدر جوان با حالتی از نگرانی و هیجان شاهد موهبتی از سوی خدا شد که هنوز کامل رشد نکرده بود نوزاد کوچک حتی نمی توانست درست گریه کند خوشبختانه مشکل تنفسی حادی نداشت اما رنگ آبی تیره صورتش نشان می داد که احتمالا نارسایی قلبی حادی دارد توصیف حالت عاطفی و احساسات برخاسته از دل در چنین لحظاتی غیرممکن است تمام ساعت های انتظار یک دنیا حس خوب تحمل کردن لحظات درد و اضطراب همه وهمه با حس این که مسافر کوچولوی زیبا و سالمی در راه است تسکین پیدا می کنند همه می خندند با هیجان کارهایی را که می خواهند برای آن عزیز کوچوکو انجام بدهند توصیف می کنند دیدن اولین دندان اولین قدم ها اولین کلمه ای که بر زبان می آورد برای شان هیجان انگیز است اما تمام آرزوهای آن ها بر باد رفته بود مانند کشتی به گل نشسته کشتی رویاها و آرزوهای آن ها نیز به گل نشسته بود دستم را روی شانه پدر جوان گذاشتم او نوزاد کوچکرا از من گرفت و در آغوش مادر گذاشت پرستار جوان دست مادر را گرفته بود و سعی می کرد وضعیت را برای او قابل تحمل کند اگر چه مشخص بود که آن ها به هیچ یک از حرف هایی که زده می شد گوش نمی دادند پرستار به آرامی نوزاد را از آغوش مادر گرفت تا او را به بخش نوزادان ببرد برای هر دو آن ها توضیح دادم که از دست ما چه کارهایی بر می آید همان طور که از اتاق بیرون می رفتم از مرد پرسیدم دوست دارید اسم بچه را چی بگذارید جوابی نداد فقط گفت آیا زنده می ماند گفتم باید بیشتر آزمایش و بررسی کنیم یک لحظه تجربیاتی را که راجع به چنین بچه هایی داشتم مرور کردم اگر چه ممکن بود نوزاد برای مدتی زنده بماند اما آیا به زور زنده نگه داشتن آن نوزاد عملی اخلاقی بود نتایج بررسی و اسکن های قلبی عکس های قفسه سینه و سونوگرافی نشان داد قلب نارسایی های جدی دارد که امکان ترمیم آن ها نیست نوزاد مشکلات دیگری هم در عملکرد کلیه داشت داشتم به مسافر کوچولوی بی گناه نگاه می کردم که پرستار مادر را روی صندلی چرخدار به بخش نوزادان آورد بعد از تمام شدن توضیحات تخصصی من درباره مشکلات متعدد بچه مادر به آرامی به من نگاه کرد و گفت اسم مسافر کوچولوی ما موهبت است من و پدرش هم بی نهایت دوستش داریم می توانم او را در آغوش بگیرم بچه را در آغوش گرفت و به اتاق مجاور رفت پدر جوان هم در آن جا ایستاده بود هر دو نوزاد کوچک را در آغوش گرفتند و با او شروع به صحبت کردند خواستم از اتاق بیرون بروم و مزاحم خلوت مقدس آن ها نشوم اما از من خواهش کردند که من نیز در کنار آن ها حضور داشته باشم مادر بچه را در آغوش داشت و مرد جوان نیز در صندلی مجاور کنار او نشسته بود مادر جوان شروع کرد به دعا خواندن بعد هر چه لالایی کودکانه می دانست برای پسر کوچولوی خود خواند سپس از امید ها و آرزوهای خود و همسرش برای او گفت و گفت که چه قدر او را دوست دادند محو این صحنه شده بودم احساس نا امیدی خشم و آزردگی جای خود را به عشق بی قید و شرط و یک دنیا حس ناب داده بود یکی از تلخ ترین تجربیات زندگی برای این زوج جوان اتفاق افتاده بود تجربه ای که غالبا با خود حس خشم دشمنی با دنیا و کاینات و تاسف به همراه دارد خداحافظی با یک دنیا آرزو و امید و قدم برداشتن در ویرانه خواسته ها واقعا جانکاه است اما در هنگامه این تجربه سخت و طاقت فرسا این دو انسان رشد یافته فهمیده بودند باید این فرصت کوتاه را غنیمت بدانند و در کنار پسر کوچولوی شان لذت ببرند و هر چه در توان دارند برای او انجام دهند به او بفهمانند علی رغم نقص جسمانی او یک موهبتن اللهی است و این لیاقت را دارد که در قلب پدر و مادر و سایر انسان ها جای گیرد آن زوج جوان فهمیده بودند آن چه در آن لحظات مهم است محبت کردن به فرزندشان است آن ها بدون توجه به ناهنجاری ها و کاستی های جسمانی با بچه خودبازی کردن نوازشش دادند و او را بوسیدند و از اعماق وجود او را در آغوش خود گرفتند نقص و زشتی های ظاهری در برابر دیدگان آن ها معنایی نداشت در عوض روح ارزشمندی را در کالبدی کوچک و نحیف می دیدند که برای زندگی و زنده ماندن چند ساعتی بیشتر زمان در اختیار نداشت نوزاد کوچک در اوج عشق و محبت چند ساعت بعد از دنیای مادی خداحافظی کرد و رفت اما درسی که از آن ها گرفتم فراموش نشدنی است آن ها به من یاد دادند ارزش زندگی به مدت زمان اقامت جسم ما در روی کره خاکی نیست بلکه آن چه مهم است میزان عشقی است که در زمان توقف خود به دنیا و انسان ها هدیه می دهیم و دریافت می کنیم آنها با تمام وجود خود این هدف مقدس را انجام دادند چرا که می دانستند هر جا که در آن نشانی از عشق باشد خداوند نیز در آن مکان حضور دارد نوشته شده در یکشنبه نهم فروردین ۱۳۸۸ ساعت 22 22 توسط حنانه خانه پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین هفته چهارم تیر ۱۳۹۰ هفته سوم مهر ۱۳۸۹ هفته دوم اسفند ۱۳۸۸ هفته چهارم مرداد ۱۳۸۸ هفته دوم مرداد ۱۳۸۸ هفته دوم تیر ۱۳۸۸ هفته چهارم خرداد ۱۳۸۸ هفته چهارم اردیبهشت ۱۳۸۸ هفته دوم اردیبهشت ۱۳۸۸ هفته سوم فروردین ۱۳۸۸ هفته دوم فروردین ۱۳۸۸ هفته اوّل فروردین ۱۳۸۸ هفته چهارم اسفند ۱۳۸۷ پیوندها دنیای آدما عشق واقعی مرگ تدریجی یک عاشق لاف عشق نغمه های عاشقی پاتوق جوونی زندگی من رفوزه شب نوشته ها مسافر زندگی نفس بده که برایت نفس نفس می زنم نوادا شادمهر دخترم با تو سخن می گویم حنانه جوووووووون origin love همدل یک گلدان گل سرخ پرستو مهاجر روز های زندگی نازی روانشناسی و مشاوره دهکده عشاق زندگی زیباست blogfa com
|