Meta tags:
description= درآغازهیچ نبود،کلمه بود وآن کلمه خدابود. سرمایه ی هرکسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد...;
Headings (most frequently used words):
شود, کلمه, به, که, دل, در, درآغازهیچ, نبود, بود, وآن, خدابود, سرمایه, هرکسی, اندازه, حرف, هایی, است, برای, نگفتن, دارد, هر, کس, نیست, چشم, بی, تعبیر, خواستم, بهت, چیزی, نگم, داستان, من, آرزوهام, شب, آرزوها, همّه, یادشون, میره, آه, مدت, هاست, خیره, شده, ام, مهربانی, گویند, سنگ, لعل, مقام, صبر, آری, ولیک, خون, جگر, نوشته, های, پیشین,
Text of the page (most frequently used words):
این (17), شود (16), ۱۳۹۲ (15), شده (13), نوشته (12), ساعت (10), توسط (10), homar (10), یار (10), بود (8), اردیبهشت (7), شنبه (6), همه (6), خان (6), دایی (6), گفت (6), کنم (5), دلم (5), اون (5), کنه (5), ۱۳۹۱ (4), خبر (4), خون (4), واسه (4), اما (4), قیصر (4), خدا (4), اگه (4), بشه (4), منو (4), نمی (4), دنیا (4), منم (4), نبود (4), کلمه (4), خرداد (3), تیر (3), های (3), خدایا (3), آری (3), فکر (3), کار (3), بچه (3), دلت (3), آدم (3), روزگاره (3), هیچ (3), نکن (3), كرد (3), كنم (3), گفتم (3), فرمون (3), حالا (3), ننه (3), دارم (3), همین (3), دفعه (3), کردم (3), خواب (3), مرداد (2), وبلاگ (2), گونه (2), زنده (2), کسی (2), صبا (2), دست (2), خاک (2), شما (2), مهر (2), روی (2), شدن (2), ولیک (2), جگر (2), گویند (2), سنگ (2), مقام (2), صبر (2), لعل (2), است (2), #مهربانی (2), کند (2), خیره (2), مدت (2), چهارشنبه (2), یعنی (2), باید (2), زنم (2), گوشش (2), افتاده (2), باشه (2), دونی (2), کنی (2), پیر (2), حرف (2), مردونگی (2), رفت (2), خوردن (2), هرچی (2), راه (2), زیارت (2), گذاشت (2), مثل (2), كاسبی (2), پول (2), داش (2), كجاست (2), بودیم (2), برای (2), شونو (2), مفت (2), زیر (2), خاك (2), تازه (2), چشاش (2), داشت (2), كاسه (2), اومد (2), دیگه (2), بیرون (2), فقط (2), كسی (2), داستان (2), یادشون (2), آرزو (2), انگار (2), خواستم (2), بهت (2), چیزی (2), نگم (2), تعبیر (2), بــــــــچشم (2), خار (2), دلـــــــــــــم (2), یــــــار (2), نیست (2), درآغازهیچ (2), وآن (2), خدابود (2), blogfa, com, آذر, بهمن, اسفند, فروردین, پیشین, عناوین, آرشیو, پروفایل, مدیر, خانه, بدار, نشکند, دلی, بودنم, بمیرانم, وجد, نیاید, نبودنم, مطالب, قدیمی, درکش, باد, حافظ, نافه, زلفش, توست, سرها, آستانه, سرکشی, کنگره, کاخ, وصل, راست, مقبول, طبع, مردم, صاحب, نظر, نکته, غیر, حسن, بباید, مباد, گدا, معتبر, تنگنای, حیرتم, نخوت, رقیب, یمن, لطف, کیمیای, گشت, لیکن, چنان, مگو, جان, حدیث, دار, بازگو, باشد, میانه, یکی, کارگر, کرانه, دعا, کرده, روان, خلاص, مگر, خواهم, میکده, گریان, دادخواه, وین, راز, عالم, سمر, ترسم, اشک, پرده, نیما, یوشیج, جشن, سالگی, فرزندش, نوشت, چیز, جهان, تکراری, جزء, بهار, تابستان, پاییز, زمستان, دیدی, پسرم, غمگینم, سرزمین, سیر, اسیر, گرسنه, آزاد, دانه, تله, همانند, پرنده, هاست, همچین, وقتایی, کرد, بهم, بگو, خیلییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی, گرفته, آره, خیلی, اینه, گوشم, بزنه, خواد, گوشت, بزنن, بگی, پهلوونم, پهلوون, زنن, سرشو, بندازه, پایین, دیفار, پیرتر, نزدیک, هنوز, جوونی, داغی, کیف, اَه, آدمو, مایوس, قرار, دلش, کوچیک, وقت, چون, حوصلشو, ندارم, دشمن, خودم, کلک, برسه, احترامت, واجبه, نزن, خوشم, نخود, واسش, خروار, همیشه, كلك, بوده, نامردی, نوكرتم, خنجر, كوبید, جیگرم, دیدم, تونست, محلی, جابجا, كنه, وقتی, زجرش, دادن, عرق, خورد, عربده, كشید, دیوارا, تكون, نامرده, عینهو, موش, سوراخ, قایم, كنار, مرد, شروع, كردن, حلال, مگه, گذاشتن, نظام, نزنی, زننت, فاطی, آزارش, مورچه, نرسیده, خوشیش, سرگرمیش, رادیو, الهی, نور, قبرشون, بباره, چقدر, شبای, ماه, رمضون, افتادیم, رفتیم, كرده, فقیر, فقرا, سحری, خرید, افطاری, داد, معرفت, اونا, فرستادند, كار, فرستمشون, اولیش, نمره, پاهام, التماسی, فهمی, اونارم, وادار, التماس, حساب, رسم, بدتون, نیاد, برا, خودتون, عمرتونو, كردید, گیر, كوچیك, یكی, مشهدی, قول, ببرمش, مشهد, یكیم, جوری, مهرم, اعظم, بیارم, خیال, كنی, مردن, ناراحت, همینطور, یادمون, رفته, دوره, زمونه, حوصله, گوش, كردنو, نداره, آفتاب, بیفته, دیفال, اذون, مغرب, بگن, مردیم, عاشق, دیالوگ, قیصرم, مثه, خودشم, بخونین, اینقذه, حال, میده, همّه, میره, جمعه, دیشب, خداروشکر, اینکه, آرزوش, برآورده, اونم, کلّی, دیدنم, خوشحال, سریع, برم, بهش, برسم, رسیدن, کاش, حداقل, خوبه, مهربون, پیدا, براهمین, کدومش, رسیدم, دومم, آخه, راستشو, بخوای, نتیجه, نرسیدم, آرزویی, آرزوهام, آرزوها, تمام, سهم, منه, قانعم, داغ, بزار, عشقت, میتونه, کاری, بغضمو, پنهون, میخواد, بری, اصرار, فایدست, باور, ولی, غرور, شکست, درارو, بستم, روت, احساس, آرامش, چشام, خواهش, حتی, تصمیمای, چشمات, اثر, آرزوی, تنهام, انتخاب, درگیر, رویای, توام, دوباره, زندگی, زین, انتظاری, سبب, ساده, لوحی, پریشانیست, دوشنبه, مثــــــــل, پـــــرنده, هوادار, سایـــه, همراه, بـــود, نبودم, دلخواه, دلــم, برو, بـرو, محکـــــــــــــــــــوم, عشقـــــــــــــم, افسون, فکــر, پریشـــــــــون, گوشـه, چشمام, جای, چشمـام, تماشای, جانــــــانه, خریــــدار, ســــــرخ, توی, بـــــــازار, وای, ســـــرخ, خـــار, دسست, محکــــوم, عشـــقم, گرفتار, چشم, گمان, حمید, مصدق, دانستم, چارفصلش, آراستگی, دوستی, همچون, سروی, سرسبز, سرمایه, هرکسی, اندازه, هایی, نگفتن, دارد,
Text of the page (random words):
درآغازهیچ نبود کلمه بود وآن کلمه خدابود درآغازهیچ نبود کلمه بود وآن کلمه خدابود سرمایه ی هرکسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد دل هر کس دل نیست من گمان می کردم دوستی همچون سروی سرسبز چارفصلش همه آراستگی ست من چه می دانستم دل هر کس دل نیست حمید مصدق نوشته شده در شنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۲ ساعت 23 11 توسط homar چشم محکــــوم عشـــقم گرفتار یار مثــــــــل پـــــرنده هوادار یار مثل یه سایـــه به همراه یار بـــود و نبودم به دلخواه یار هر چی که یار گفت دلم گفت بــــــــچشم از گل و خار گفت دلــم گفت بــــــــچشم هر جا که یار بود دلـــــــــــــم گفت برو با گل و خار بود دلـــــــــــــم گفت بـرو محکـــــــــــــــــــوم عشقـــــــــــــم خون شد دل من به افسون یار فکــر دل من پریشـــــــــون یار گوشـه ی چشمام فقط جای یار کار دو چشمـام تماشای یــــــار یــــــار اگه جانــــــانه خریــــدار شد دل گل ســــــرخ توی بـــــــازار شد وای گل ســـــرخ دل من خـــار شد هرچی شد از دسست همین یار شد نوشته شده در دوشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۲ ساعت 13 21 توسط homar بی تعبیر زندگی خواب پریشانیست و من با ساده لوحی انتظاری بی سبب زین خواب بی تعبیر دارم نوشته شده در سه شنبه ۷ خرداد ۱۳۹۲ ساعت 0 55 توسط homar خواستم بهت چیزی نگم درگیر رویای توام منو دوباره خواب کن دنیا اگه تنهام گذاشت تو منو انتخاب کن دلت از آرزوی من انگار بی خبر نبود حتی تو تصمیمای من چشمات بی اثر نبود خواستم بهت چیزی نگم تا با چشام خواهش کنم درارو بستم روت تا احساس آرامش کنم باور نمی کنم ولی انگار غرور من شکست اگه دلت میخواد بری اصرار من بی فایدست هر کاری می کنه دلم تا بغضمو پنهون کنه چی میتونه فکر تو رو از سر من بیرون کنه یا داغ رو دلم بزار یا که از عشقت کم نکن تمام تو سهم منه به کم قانعم نکن نوشته شده در سه شنبه ۷ خرداد ۱۳۹۲ ساعت 0 45 توسط homar داستان من و آرزوهام در شب آرزوها دیشب هر چی فکر کردم چه آرزویی کنم به هیچ نتیجه ای نرسیدم آخه راستشو بخوای تو دلم گفتم این همه مدت که آرزو کردم به کدومش رسیدم که حالا دفعه دومم باشه براهمین به خدا گفتم خدایا کاش حداقل یک آدم خوبه مهربون پیدا بشه که رسیدن به منو آرزو کنه منم سریع برم بهش برسم اونم کلّی از دیدنم خوشحال بشه از اینکه آرزوش برآورده شده خداروشکر کنه نوشته شده در جمعه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 13 6 توسط homar همّه یادشون میره عاشق این دیالوگ های قیصرم تازه مثه خودشم بخونین اینقذه حال میده قیصر احترامت واجبه خان دایی اما حرف از مردونگی نزن كه هیچ خوشم نمی آد كی واسه من قد یه نخود مردونگی رو كرد تا من واسش یه خروار رو كنم این دنیا همیشه واسه من كلك بوده و نامردی به هر كی گفتم نوكرتم خنجر كوبید تو این جیگرم دیدم فرمون كه می تونست یه محلی رو جابجا كنه وقتی زجرش می دادن می رفت عرق می خورد و عربده می كشید دیوارا تكون می خوردن و هرچی نامرده عینهو موش تو سوراخ راه آب ها قایم می شدن چی شد رفت زیارت و گذاشت كنار مثل یه مرد شروع كرد كاسبی كردن و پول حلال خوردن اما مگه گذاشتن این نظام روزگاره یعنی این روزگاره خان دایی نزنی می زننت حالا داش فرمون كجاست اون فاطی كه تو این دنیا آزارش به یه مورچه هم نرسیده بود كجاست همه دل خوشیش تو این دنیا ما بودیم و همه سرگرمیش اون رادیو الهی نور به قبرشون بباره چقدر شبای ماه رمضون من و داش فرمون راه می افتادیم و می رفتیم هر چی اون كاسبی كرده بود برای فقیر فقرا سحری می خرید و پول افطاری شونو می داد حالا چی شد سه تا بی معرفت سه تا از خدا بی خبر مفت مفت اونا فرستادند زیر خاك منم این كار و می كنم منم می فرستمشون زیر خاك تازه این اولیش بود تو نمره رو پاهام افتاده بود نمی دونی چه التماسی می كرد ننه چشاش داشت از كاسه در می اومد خان دایی می فهمی چشاش داشت از كاسه در می اومد اونارم وادار به التماس می كنم حساب یك یك شونو می رسم بدتون نیاد شما دیگه برا خودتون عمرتونو كردید منم دو تا گیر كوچیك دارم یكی این كه به این ننه مشهدی قول دارم ببرمش مشهد زیارت یكیم یه جوری مهرم و از دل اعظم بیارم بیرون فقط همین و همین خیال می كنی چی می شه خان دایی كسی از مردن ما ناراحت می شه نه ننه سه دفعه كه آفتاب بیفته سر اون دیفال و سه دفعه كه اذون مغرب و بگن همه یادشون می ره كه ما چی بودیم و واسه چی مردیم همینطور كه ما یادمون رفته دیگه تو این دوره زمونه كسی حوصله داستان گوش كردنو نداره قیصر من به دشمن خودم هم کلک نمی زنم چه برسه به تو قیصر اَه خان دایی تو آدمو مایوس می کنی اگه قرار روزگاره که آدم پیر بشه دلش کوچیک بشه ای خدا منو هیچ وقت پیر نکن چون حوصلشو ندارم خان دایی تو چی می دونی آدم هر چی پیرتر می شه به خدا نزدیک تر می شه تو هنوز جوونی داغی از اون خون کیف می کنی اما من نه تو تو یه بچه ای قیصر من بچه ام آره من خیلی ام بچه ام واسه اینه که هر کی تو گوشم بزنه می زنم تو گوشش اما تو چی تو دلت می خواد تو گوشت که بزنن بگی من پهلوونم پهلوون هم باید افتاده باشه تو گوشش که می زنن سرشو بندازه پایین از دیفار رد شه نوشته شده در چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 21 30 توسط homar آه خدایا دلم خیلییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی گرفته بهم بگو چی کار کنم یعنی همچین وقتایی باید چی کار کرد نوشته شده در چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 21 3 توسط homar مدت هاست که خیره شده ام غمگینم در این سرزمین همانند پرنده ای که به دانه های روی تله خیره شده و به این فکر می کند که چه کند گرسنه و آزاد یا سیر و اسیر نوشته شده در سه شنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 9 24 توسط homar مهربانی نیما یوشیج در جشن یک سالگی فرزندش نوشت پسرم یک بهار یک تابستان یک پاییز و یک زمستان را دیدی از این پس همه چیز جهان تکراری است جزء مهربانی نوشته شده در سه شنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 9 15 توسط homar گویند سنگ لعل شود در مقام صبر آری شود ولیک به خون جگر شود ترسم که اشک در غم ما پرده در شود وین راز سر به مهر به عالم سمر شود گویند سنگ لعل شود در مقام صبر آری شود ولیک به خون جگر شود خواهم شدن به میکده گریان و دادخواه کز دست غم خلاص من آن جا مگر شود از هر کرانه تیر دعا کرده ام روان باشد کز آن میانه یکی کارگر شود ای جان حدیث ما بر دل دار بازگو لیکن چنان مگو که صبا را خبر شود از کیمیای مهر تو زر گشت روی من آری به یمن لطف شما خاک زر شود در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب یا رب مباد آن که گدا معتبر شود بس نکته غیر حسن بباید که تا کسی مقبول طبع مردم صاحب نظر شود این سرکشی که کنگره کاخ وصل راست سرها بر آستانه او خاک در شود حافظ چو نافه سر زلفش به دست توست دم درکش ار نه باد صبا را خبر شود نوشته شده در سه شنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 0 27 توسط homar مطالب قدیمی تر خدایا آن گونه زنده ام بدار که نشکند دلی از زنده بودنم و آن گونه بمیرانم که به وجد نیاید کسی از نبودنم خانه پروفایل مدیر وبلاگ آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین مرداد ۱۳۹۲ تیر ۱۳۹۲ خرداد ۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ فروردین ۱۳۹۲ اسفند ۱۳۹۱ بهمن ۱۳۹۱ دی ۱۳۹۱ آذر ۱۳۹۱ blogfa com
|