Meta tags:
description= تنها - ;
keywords= تنها,hora2, Blog, Weblog, Persian,Iran, Iranian, Farsi, Weblogs, Blogs;
Headings (most frequently used words):
آنها, از, وبلاگ, است, یک, به, مرگ, هر, چند, نیست, اوقات, شرعی, ابزار, کد, آهنگ, چقدر, غم, انگیر, شخص, عمر, ارزشهایی, پایبند, دلگرم, با, شد, ناگهان, روز, چشم, باز, کند, ببیند, که, همه, پر, ارزش, هاعین, عزیزان, برایشان, جان, مال, مایه, بگذاری, زندگی, ات, را, بر, پایه, بنا, نهی, وقتی, بین, رفتنند, نابود, شدند, دیگر, دستت, هیچ, جا, بند, تو, می, مانی, خلاء, حشتناک, ناشی, فقدان, چاره, ای, باید, فراموششان, کنی, آمارگیر,
Text of the page (most frequently used words):
تنها (58), این (54), شده (41), نوشته (34), ۱۴۰۴ (32), اما (31), توسط (30), برای (28), ۱۴۰۳ (28), خسته (27), کسی (26), همه (23), خودم (23), سلام (22), ۱۴۰۲ (19), بود (19), هست (19), است (19), دیگر (17), نیست (17), های (16), خدا (16), زندگی (15), دارم (15), کند (15), سال (14), شنبه (14), حرف (13), روز (12), ۱۴۰۱ (12), نمیدانم (12), اگر (12), کرد (11), باشد (11), دلم (11), ادم (10), صفحه (10), نمی (10), چرا (10), باز (10), باید (10), کنم (10), ندارم (10), باشم (10), هیچ (9), تنهایی (9), سخت (9), هستم (9), روی (9), نبود (9), امروز (9), هنوز (9), ۱۴۰۰ (8), یکشنبه (8), خوب (8), کرده (8), سکوت (8), بزنم (8), نزدیک (8), انتخاب (8), دست (7), میشود (7), شاید (7), شدم (7), اینکه (7), روزها (7), چیز (7), چند (7), حالا (7), فقط (7), امید (7), کمی (7), دوست (6), مرگ (6), بار (6), هستی (6), روزهای (6), هیچکس (6), مرا (6), جان (6), هایی (6), خیلی (6), بسیار (6), سفید (6), مثل (6), دیده (6), آیم (6), خواهد (5), باران (5), مطالب (5), کنند (5), قرار (5), دارد (5), گرفته (5), تمامی (5), قبل (5), حرفی (5), انکار (5), حال (5), مهر (5), وقت (5), کاش (5), کار (5), حالم (5), خالی (5), حتی (5), تمام (5), وبلاگ (4), دنیا (4), شیرین (4), عشق (4), لحظه (4), پست (4), بلکه (4), دارند (4), آیند (4), دوشنبه (4), ۰۶ساعت (4), دیگران (4), جمع (4), رادیو (4), دیشب (4), لااقل (4), آنها (4), دسته (4), کسانی (4), ترس (4), همواره (4), برایم (4), داشت (4), کاری (4), رفتن (4), دوباره (4), صبح (4), آنکه (4), مانده (4), چهارشنبه (4), میشم (4), چشم (4), جاری (4), انتظارم (4), خانه (4), همیشه (4), رفت (4), متفاوت (4), خوبی (4), اخه (4), خودمان (4), سختی (4), اسفند (4), قدر (4), وقتی (4), رها (3), روح (3), بگو (3), نویسم (3), کنی (3), دوستان (3), محمد (3), رضا (3), سوال (3), برچسب (3), 1402 (3), مادر (3), گفتم (3), درد (3), فریاد (3), میخواهند (3), چقدر (3), نبودن (3), زدن (3), بودم (3), باورش (3), بودند (3), امد (3), ۱۱ساعت (3), خواسته (3), هوای (3), گریه (3), کردم (3), گفت (3), میدانی (3), نگذار (3), اینجا (3), خواهم (3), جواب (3), خودت (3), بده (3), شبیه (3), حسرت (3), بیشتر (3), سوم (3), نمیشود (3), استفاده (3), بگیرد (3), پیدا (3), خود (3), برایش (3), مدتی (3), راست (3), حسی (3), داره (3), یعنی (3), کمک (3), بگویم (3), احساس (3), غمگین (3), چکنم (3), یاد (3), بغض (3), بشود (3), ماه (3), تاریک (3), محل (3), گاهی (3), دچار (3), عمل (3), دیدن (3), شاهد (3), دلی (3), باهاش (3), پدر (3), میگویند (3), بوده (3), خودش (3), صدای (3), بگوید (3), توی (3), 1404 (3), میباشد (3), چیزی (3), شان (3), درود (3), ارزش (3), آرام (3), خستگی (3), اگه (3), نفس (3), ۱۳۹۴ (3), خونی (2), سايه (2), یاس (2), خاص (2), ارنیکا (2), میشه (2), زخم (2), نیاز (2), سایه (2), صادقانه (2), لیلی (2), سفر (2), ۲۷ساعت (2), بدون (2), نشد (2), توان (2), درک (2), میکند (2), پایانی (2), نیستند (2), پایان (2), بذار (2), بودن (2), 1403 (2), قلبی (2), اجابت (2), پناهی (2), کردن (2), گناه (2), احوال (2), ساعت (2), دلبسته (2), میان (2), دوستانی (2), اشاره (2), خدایا (2), گیرد (2), زمین (2), تنهایم (2), دیگری (2), بدهد (2), منهم (2), رنگ (2), بخواهم (2), ۱۶ساعت (2), مردن (2), فکر (2), نشانه (2), آورد (2), وجودش (2), آتش (2), خاطراتی (2), فایده (2), گذشته (2), خواب (2), هستند (2), اول (2), دوم (2), مال (2), آوری (2), عروسی (2), توانم (2), شدید (2), هوا (2), فیلم (2), روشن (2), انقدر (2), بزند (2), سخته (2), دعا (2), کارش (2), برود (2), زند (2), خوش (2), گذرد (2), مشکل (2), مجبور (2), پای (2), تکرار (2), گلاب (2), یوسف (2), همان (2), قالی (2), انگشتان (2), رسید (2), اثر (2), چکار (2), برد (2), بدهم (2), اری (2), زیاد (2), چشمه (2), گلو (2), امدم (2), یادت (2), ۲۱ساعت (2), نامه (2), عوض (2), نابجا (2), روزی (2), بگذار (2), ۱۳ساعت (2), بگیرم (2), مینسک (2), زانو (2), بعد (2), اتقاق (2), جراحی (2), فعلا (2), درمانی (2), پیاده (2), فیزیوتراپی (2), مشغول (2), فرار (2), احوالم (2), کلامی (2), گویم (2), گوش (2), کارم (2), اتاق (2), فضای (2), دید (2), ۲۲ساعت (2), تنهاتر (2), جایی (2), رفتم (2), نفری (2), آدمهایی (2), شدن (2), بایستی (2), روحیه (2), جرم (2), مکانها (2), مراجعه (2), ادمها (2), زنده (2), مانی (2), گفتن (2), دگرگون (2), ماندن (2), یکسال (2), زمان (2), سازمانی (2), بتوانم (2), خاطره (2), کردیم (2), واین (2), آیا (2), اینگونه (2), کلمات (2), جامعه (2), امدی (2), سالها (2), امر (2), لطف (2), نمیخواهم (2), باشه (2), شرایط (2), مهم (2), زیادی (2), خوشحال (2), خیابان (2), بترسیم (2), آدم (2), شود (2), بندر (2), کنار (2), موج (2), حضور (2), داد (2), واقعه (2), مردمان (2), پاسخ (2), کدامین (2), انفجار (2), پیش (2), پیوست (2), تلخ (2), خرداد (2), برادر (2), انسانی (2), رفتند (2), اینجام (2), اثبات (2), جلب (2), توجه (2), شنیده (2), اشک (2), انگار (2), بسته (2), سرد (2), صدایی (2), سکوتی (2), ولی (2), همین (2), باش (2), آروم (2), اون (2), ۱۲ساعت (2), پرده (2), نیمه (2), خلاء (2), خیر (2), مقدم (2), ثابت (2), شکسته (2), میکنم (2), آهنگ, ابزار, اوقات, شرعی, آمارگیر, blogfa, com, powered, rss, حساب, ایوب, ماتاتاز, دربند, پرتغال, جون, saye, آدریس, الله, پری, مهربونا, بانو, میم, وفا, مذهبی, کبود, بهنامش, سعید, الکی, قاصدک, باغ, صفا, زهرا, عارفانه, عاشقانه, اکبر, عسگری, آرزوهای, شنی, آرمیتا, هرجه, تنگ, یادداشت, ترمه, بهارنارنج, نوازشم, المیرا, صحرا, شعرهای, خورده, زاده, رسائی, نقشی, رویا, روياهاي, تنهايي, گیتی, رسام, مجنون, احمدی, سحر, بچه, طلاق, رازهای, رازانی, وحید, پیر, پارسا, راز, رحمت, مدارصفردرجه, فاطیما, فرتون, خطیبی, حسین, دلنوشته, شاعر, بيرنک, ساده, قشینگ, احسان, غمباد, نگیری, نیلوفر, نهانخانه, پیچ, پرسشگر, هزار, ایلیا, یکتا, ایدین, ساحلی, افرا, مهرانه, آسیابان, پیوندها, نشان, سرنوشت, نکته, یلدا, قلب, تقدیم, اله, آرشيو, پیشین, درباره, عناوین, آرشیو, الکترونیک, نخست, قدیمی, خداحافظ, برادرها, سرنوشتی, نوشتند, انرا, سوالی, مغز, هایم, یاری, نوشتن, اخر, مگر, نیستی, قسمت, مشکلی, امانت, دوشم, برداشته, ظاهرا, کلیه, رنچور, بگریزند, رنجور, چنکم, معنای, ساعات, حیرانم, نشدنی, بیزار, گرفتار, گویند, انچه, بدت, اید, دچارخواهی, ناخواسته, گرداب, افتاده, انانانی, اکنون, پیام, هرکسی, کامنت, هام, مبارک, میخواهم, چگونگی, محتاج, نباشم, ایا, اوردن, رهایی, صرفا, قسمتی, شعر, خواند, هوی, ستاره, نهفته, آسمان, ابری, رئیس, سابق, صحت, منبات, احوالپرسی, صحبت, هایش, فاقد, صحبتی, زنج, آور, احوالی, داند, میگذره, سنگینی, میتوانی, بجز, اندازم, نمیخواهند, خودشان, میدانم, بداند, جوابی, البته, ریا, مقابل, عزمت, بزرگی, گفتی, درگاه, نران, gad, کندن, عادلانه, تکه, روانش, برسد, مرگش, بکنند, باکوچکترین, تلنگری, زیر, خاکستر, فراموشی, کشاند, هرچه, تلاش, دورتر, شوند, جزیی, فراز, خراطان, کتابی, خواندم, حدودی, ۲۶ساعت, نظر, ندارند, خورند, بدنبال, اندوختی, طمع, گذاشتن, وارث, امثال, اندک, شمار, روزهایی, زجرکشیدن, خارج, خوابی, خنک, برفتیم, سینما, آبی, بدبختی, نوع, سانسور, معلوم, خوبه, چندان, همزبانی, پیکارش, دادم, همش, بقیه, مقایسه, پراز, رنج, نادیده, راه, بتوان, پهلوی, گزگز, انگشت, چکاپ, شرو, میشد, آزمایشگاه, سونوگرافی, دکتر, نگاهی, هوس, پرواز, قاب, کادو, طاهر, گشود, قشنک, شور, بافتند, اختیار, سیل, اشکهایش, داشته, کشید, لرزان, لمس, نقشه, اشکل, خشکیده, سرش, نشانی, بوسید, آنجا, خون, معنی, دهن, ۱۸ساعت, عالم, ملکوت, مدیرم, اذیت, روانم, بهم, ریخته, لذتی, روحم, سوء, عوضی, تواند, هیچگس, هیچی, ناامیدی, حقیقت, زوال, ۰۴ساعت, دردهای, جسمانی, رسم, روزگار, شما, کنارهم, مادره, راهی, بخوابم, آمدی, بقدر, یادی, میکردی, بگم, محمدم, 1370, آسمانی, شدنی, گهواره, معامله, گرفتم, کردند, بکم, رییس, دلیلش, رفتار, برخوردش, دلیلی, بهانه, گرفت, کارمندم, تعویض, ارسال, خودداری, میگفت, بیا, خودرا, بازنششته, شکست, شکایش, بردم, حامی, طوری, صلاح, تغییر, مدیر, پاره, مشاوره, جراح, دستور, دادند, چهارمی, مدارا, توصیه, خلاصه, خواندن, نگرانست, شوره, پناه, اوردم, باتو, نگاه, محض, قمری, بارانی, دریچه, درب, کوچکی, بیرون, همانگونه, خدایاد, برادری, آمد, رفتنش, دلخوشی, اوضاع, جالب, تنش, بروم, انسانیبت, دنبال, ابزاری, نجوای, درونی, داشتن, دکترها, نفر, گفتند, انجام, فیزیوپراتی, سکته, مغزی, فلج, تایم, طولانی, مکان, خراب, دیدشان, گدام, قبیل, درهایشان, بخدا, آخه, بجای, ربات, صبج, عصر, گسل, آدمها, خودی, انها, حدی, بلاتکلیف, بخودم, بیست, آبان, 1304, ۲۴ساعت, هفت, مناجات, حضرت, پخش, ارامش, پسر, بردارم, فوت, پدرش, دیروز, زنگ, گلایه, آروزی, نداشتم, دانستم, مشتی, چرت, پرت, آرزو, بهش, میبدانی, دوره, جایگاه, حرفهای, همکار, چالش, کشیده, زنم, الی, بازم, دلگرفتگی, خاکی, درون, دلتنگم, وافعا, چگونه, موچودیست, ازش, نقطه, سیاه, ذهن, وخودم, ۰۱ساعت, لحظات, پذیرفتیم, جهان, براستی, تفکر, مشکلات, وبیماری, میگذارد, عناویت, مختلف, دکترا, متاسفم, مرارت, کاسه, آری, آوا, سفیدی, کاشکی, مغزم, همجون, میگرد, فکرهایی, بخود, نمیگیرند, همچون, اینقدر, خلا, عین, دیوانگان, چشمش, رفتی, چایگاه, متلزلزل, برم, ماند, وگرنه, رخت, برست, ناامید, درکم, بشنو, حرفهم, تانوانم, صفر, رسیده, نشانش, دهند, پذیرم, دنیای, پیکر, اینکونه, نامتعادل, زدم, منی, وجود, ندارد, نیستم, نیادم, میکن, کردی, موقعیت, بیایی, تاوان, بدهی, طبس, کویر, نمیشه, کدام, شکلی, داشتند, ناشاد, بعدا, میخواند, سیزده, ۰۲ساعت, ساز, بلد, بودیم, نباشیم, سازِ, برقصیم, مادربزرگ, گرفتیم, باهم, رقصیدیم, اِوین, شلاق, فردا, قیمت, دلار, سکه, مسکن, مثلا, رفتیم, زدیم, گفتیم, راحت, دانم, یقه, بگیریم, بگوییم, مرگت, احمق, عجله, چیست, دیر, دکمه, استپ, کنیم, تهران, کارد, استخوان, مان, نشستیم, لِنج, پوسیده, هایمان, سپردیم, پریشان, غرق, شدیم, آغوش, یکدیگر, فروردین, آغار, نمودم, سرزندگی, بخاطر, مادرم, دلتنگش, ساله, عروج, حضورش, همکاران, تبریک, جدید, امسال, اخرین, سرکار, رقم, بخورد, آغاز, رسمی, ۰۷ساعت, برس, نظاگر, نبودزیرا, میتوانست, حادثه, عمق, فاجعه, بدلیل, بخشی, هستیم, متاسفانه, هیچکسی, دلیل, اتفاقات, افتد, مسئولین, طبیعی, باختن, مردم, مورخ, اخبار, مطلبی, دال, عباس, مسافت, سوزی, حورا, ارزوها, ممنون, فاز, منفی, آنچه, نیافته, غمخواری, بینی, خواهرم, وقوع, باره, گذارد, سلامتی, تضمین, مجتاج, جماعت, گام, چهره, آدمی, حالی, بویی, آدمیت, نبرده, اند, دوران, خدمات, شادی, نیامدن, دنیایت, سکنه, سراغی, ازت, نمیگیرد, کجایی, انجا, احوالات, چظوریه, ۰۳ساعت, موضوع, غمی, بزرگ, نشاند, زیرا, برادرهایم, موجب, افتخارم, باشند, واقع, کلمه, کنارت, دشوار, شنیدن, نامیدند, داریم, میشویم, خنثی, افسرده, محرمی, درمحیط, آتی, آخر, کافی, ندید, بخشیدم, ندانست, ماندم, تپه, روحی, زخمیه, صدا, ریخت, خواستم, بشم, نشنود, بودنم, نشدند, نشنیدن, نخواستن, بلندترین, سقفی, نگه, دود, بالا, چای, گوشه, نشستم, نیازی, برنداشت, صدایم, گذاشتم, میز, اتاقی, پنجره, یکهزار, چهار, جهار, بسراغم, آمده, بمدت, هفته, حرفها, بیخود, حاصل, کنارشان, ۱۷ساعت, مژگان, نمناکت, زیباست, بگونه, لعابینت, قطرات, غلطد, مخمور, شکننده, پرتاپ, دردمادم, بارش, ابرها, سابه, بان, نگاهت, ۲۰ساعت, بمانی, درست, اروم, مهوبرون, باخودت, تونه, بشه, همون, بارها, تاریکی, شدی, دونی, میخواهی, اشکالی, نداره, دلت, داری, میکشی, جلو, بری, دونم, جوریه, عزیز, ادامه, بیاور, کشی, نماند, خاموش, ترکیبی, مکث, سنگین, پوشانده, چراغ, نور, زمستانی, لرزند, آهسته, پوست, نشیند, هاست, یادآوری, جریان, ۲۵ساعت, حشتناک, ناشی, فقدان, چاره, فراموششان, پایه, بنا, نهی, بین, رفتنند, نابود, شدند, دستت, بند, هاعین, عزیزان, برایشان, مایه, بگذاری, انگیر, شخص, عمر, ارزشهایی, پایبند, دلگرم, ناگهان, ببیند, نام, مقدمتان, راگرامی, بدارید, بنامم, بهرحال, ورود, خودتان, شروع, تولدی, اقبالی, بئده, بلاگفا, قبلی, تاریخ, گذشت, تقریبا, پیوستن, گفته, خیرمقدم, مسیر, زبان, لبانت, خوشبختیش, درگیر, سراب, كلام, وسعت, آخرین, نمایش, اضطراب, کشته, بدار, آویخته, وجودم, صمیمی, ترین, گلویی, حرمت, سوترین, واژه, حریم, زنگار, بگذاریم, تفاوت, شکل, گویش, قابل, مشاهده, یکسان, آفرید, خفی, محصور, بیزارم, بخواهیم, انتقاد, میکنند, نگارش, وبم, ازیک, قاعده, وریتمی, تبعیت, نمیکنم, چون,
Text of the page (random words):
کند زندگی هنوز جریان دارد این حال ترکیبی از خستگی و مکث است انگار شب خودش می خواهد بگوید بگذار همه چیز کمی آرام بگیرد نوشته شده در چهارشنبه ۱۴۰۴ ۰۹ ۱۲ساعت ۱ ۱ ق ظ توسط تنها اگر اگر همه چیز خاموش شد اگر هیچ صدایی نماند به یاد بیاور که هنوز نفس می کشی و همین یعنی ادامه دارد نوشته شده در چهارشنبه ۱۴۰۴ ۰۹ ۱۲ساعت ۱۲ ۵۸ ق ظ توسط تنها عزیز دل سلام می دونم که این روزها همه چی یه جوریه نه اون قدر روشن نه اون قدر تاریک ولی هنوز هستی هنوز نفس میکشی هنوز می توی آروم آروم جلو بری اگه خسته ای حق داری اگه دلت گرفته بذار بگیرد اگه نمی دونی چی میخواهی اشکالی نداره فقط یادت باشه تو همون کسی هستی که بارها از دل تاریکی رد شدی و هنوز می تونه رد بشه اروم باش مهوبرون باش باخودت همه چی قرار نیست همین حالا درست شه ولی تو قرار نیست تنها بمانی نوشته شده در سه شنبه ۱۴۰۴ ۰۸ ۲۰ساعت ۱ ۵۰ ب ظ توسط تنها دیده سابه بان نگاهت دردمادم بارش ابرها مخمور و شکننده و پرتاپ وقتی بگونه های لعابینت قطرات اشک می غلطد چه زیباست دیدن مژگان نمناکت نوشته شده در شنبه ۱۴۰۴ ۰۸ ۱۷ساعت ۸ ۳۱ ق ظ توسط تنها امروز سلام و درود بر خودم امروز 27 مهر یکهزار و چهار و جهار می باشد با هم خستگی و تنهایی بسراغم آمده سکوت در خانه بمدت یک هفته خسته از حرفها ی بیخود و تنها حاصل سالها زندگی در کنار آدمهایی هستند که نمیدانم که چرا در کنارشان مانده ام بسیار سخت هست و نمیشود حرفی زد چرا کسی نیست که بشود کلامی حرف بزنم خسته ام خسته نوشته شده در یکشنبه ۱۴۰۴ ۰۷ ۲۷ساعت ۱۰ ۲۵ ق ظ توسط تنها سکوتی که فریاد می زند در اتاقی بی پنجره صدایم را گذاشتم روی میز کسی برنداشت نه از بی صدایی اش از بی نیازی شان من آن گوشه نشستم با چای سرد با خاطره هایی که مثل دود بالا می رفتند و هیچ سقفی نبود که نگه شان دارد سکوت بلندترین فریاد من بود نوشته شده در سه شنبه ۱۴۰۴ ۰۶ ۱۱ساعت ۶ ۶ ب ظ توسط تنها دل نوشته ی بی پاسخ گفتم نه یک بار نه دو بار با صدای آرام با بغض با امید با خستگی اما انگار گوش ها بسته بودند نه از روی نشنیدن از روی نخواستن من بودم با تمام بودنم با تمام حرف هایی که هیچ وقت شنیده نشدند و حالا نه برای اثبات نه برای جلب توجه فقط برای خودم می نویسم من ارزش دارم حتی اگر هیچ کس نشنود من دیده ام من هنوز اینجام با تمام حرف هایی که شنیده نشد با تمام اشک هایی که بی صدا ریخت با تمام لحظه هایی که خواستم دیده بشم اما نبود کسی من هنوز اینجام نه برای اثبات نه برای جلب توجه فقط برای خودم برای قلبی که خسته ست اما هنوز می تپه برای روحی که زخمیه من دیده ام حتی اگر کسی ندید من بخشیدم حتی اگر کسی قدر ندانست من ماندم حتی وقتی همه رفتند و حالا نه برای آن ها برای خودم می نویسم من کافی ام من ارزش نوشته شده در سه شنبه ۱۴۰۴ ۰۶ ۱۱ساعت ۵ ۵۷ ب ظ توسط تنها نزدیک شدن به روزهای آخر سلام و درود بر صفحه سفید کم کم داریم به روزهای پایان کار نزدیک میشویم حسی خنثی دارم نمیدانم خوشحال باشم یا غمگین این روزها کمی افسرده ام حال خوبی ندارم کسی هم نیست که باهاش حرف بزنم یعنی محرمی ندارم در خانه و نه درمحیط کار یک ترس از هم چیز و همه کس نمیدانم روزهای آتی در پیش رو چه چیزی در انتظارم میباشد نوشته شده در دوشنبه ۱۴۰۴ ۰۵ ۰۶ساعت ۷ ۹ ق ظ توسط تنها سوم خرداد 1403 سلام و درود امروز سوم خرداد روز برادر هست یاد آوری این موضوع غمی بزرگ بر دلم نشاند زیرا من برادرهایم را دیگر ندارم که موجب افتخارم باشند و حسرت نبودن شان بر دلم هست امروز به واقع کلمه درک کردم که چقدر تنها هستم دلم گرفته از این همه بی کسی اگر چه میگویند خدا همه کس آدم هست اما حضور انسانی در کنارت حس خوب بودن را در تو زنده می کند و این برای من بسیار سخت و دشوار بود شنیدن اینکه امروز را روز برادر نامیدند نوشته شده در شنبه ۱۴۰۴ ۰۳ ۰۳ساعت ۸ ۳ ق ظ توسط تنها نزدیک سلام خوبی احوالات چظوریه خودم را می گویم دارم به روزهای پایانی دوران خدمات نزدیک میشود نمیدانم چه چیزی در انتظارم هست گاهی حس شادی و گاهی حس ترس از نیامدن و نبودن که دیگر دنیایت خالی از سکنه میشود دیگر هیچکس حتی سراغی ازت نمیگیرد که کجایی انجا تو هستی و تو و دیگر هیچ ترس با حس شیرین و تلخ بر گام ام جاری است شیرین از اینکه دیگر روی کسانی که تنها چهره آدمی دارند در حالی که بویی از آدمیت نبرده اند و تلخ اینکه تنها هستم تنهاتر میشم شاید یک ادم خالی از هر چیز نمیخواهم فاز منفی بدهم و از حالا از آنچه که اتقاق نیافته غمخواری کنم که پیش بینی های که برای خواهرم کرده بود به وقوع پیوست در باره خودم هم اما امید به خدا دارم که او لااقل تنهایم نمی گذارد و سلامتی ام را تضمین میکند و مرا مجتاج جماعت بی خود نمی کند امید دارم هر کسی این پست را دید برایم ارزوها خوب کنند ممنون میشم حورا همیشه در همه زمان نوشته شده در یکشنبه ۱۴۰۴ ۰۲ ۲۱ساعت ۹ ۳۱ ق ظ توسط تنها آتش سوزی دیشب مورخ 1404 2 07 در اخبار مطلبی دال بر انفجار در بندر عباس داد که موج انفجار با مسافت های زیادی رفت بود این واقعه خیلی مهم نبودزیرا تنها میتوانست یک حادثه باشد اما عمق فاجعه جایی است که بدلیل مردمان را به مرگ نزدیک می کنند و هر روز شاهد از دست رفتن بخشی از مردمان جامعه هستیم که متاسفانه هیچکسی پاسخ گو نیست که به کدامین جرم و کدامین دلیل این اتفاقات می افتد و مسئولین انکار یک امر طبیعی جان باختن جان مردم و خدا که شاهد این واقعه هست و نظاگر هست خدا هیچکس دیگر به ادمها کمک نمی کنند تو لااقل به داد برس نوشته شده در یکشنبه ۱۴۰۴ ۰۲ ۰۷ساعت ۲ ۵۸ ب ظ توسط تنها آغاز رسمی سال 1404 سلام بر خودم و تمامی کسانی که می آیند امروز با باران آغار نمودم که نشانه سرزندگی میباشد اما نمیدانم چرا دلم کمی غمگین هست شاید بخاطر خواب دیدن دم صبح مادرم باشد دلتنگش هستم 6 ساله که عروج کرده این روزها سخت به حضورش نیاز دارم حالم دگرگون میباشد همکاران می آیند و تبریک میگویند سال جدید را اما حالم خوب نمی شود امسال اخرین سال حضور در سرکار هست امید دارم سال خوبی برایم رقم بخورد نوشته شده در شنبه ۱۴۰۴ ۰۱ ۱۶ساعت ۹ ۲۹ ق ظ توسط تنها 1404 فروردین کاش تهران بندر داشت که وقتی کارد به استخوان مان می رسید می نشستیم کنار لِنج های پوسیده و غم هایمان را می سپردیم به موج های پریشان و غرق می شدیم در آغوش یکدیگر کاش دنیا دکمه ی استپ داشت تا لحظه های شیرین را بیشتر زندگی کنیم یا چه می دانم کاش می شد یقه ی خودمان را بگیریم و بگوییم چه مرگت شده احمق این همه عجله برای چیست زندگی کن قبل از آنکه دیر شود یا مثلا می رفتیم توی چشم تک تک آدم ها زل می زدیم و می گفتیم زندگی آن قدر ها هم که ما فکر می کردیم راحت نبود یا دست مادربزرگ ها را می گرفتیم و باهم توی خیابان می رقصیدیم بی آنکه بترسیم از اِوین و شلاق بی آنکه بترسیم از فردا از قیمت دلار و سکه و مسکن کاش خودمان ساز زدن بلد بودیم که مجبور نباشیم به هر سازِ زندگی برقصیم نوشته شده در شنبه ۱۴۰۴ ۰۱ ۰۲ساعت ۸ ۵۰ ق ظ توسط تنها سیزده اسفند سلام به خودم و هر کسی که بعدا این مطالب را میخواند باز من و یک صفحه سفید که با کلمات نه بسیار خوب داره پر میشه رفتم سفر طبس بلکه کویر احوالم را خوب کند اما نمیشه چرا نمیدانم ادم های زیادی بودند و هر کدام به شکلی امید به زندگی داشتند و خوشحال اما من در همان جمع باز هم ناشاد بودم خسته شدم از احوال خودم شرایط کاری نامتعادل هست با چند نفری حرف زدم اما انکار منی وجود ندارد و برای هیچکس مهم نیستم شاید باورش سخت باشد انکار خدا هم مرا نمی خواهد من که خودم نیادم من را آورد حالا میکن خودت انتخاب کردی این شرایط و موقعیت را بیایی پس باید تاوان اش را بدهی اخه چرا من باید این زندگی را انتخاب کرده باشم و این همه سختی برای چی چرا اخه چه کسی سخت را نشانش می دهند بگوید باشه من می پذیرم نه من که باورش ندارم این انتخاب من بوده باشد این همه سختی این همه تنهایی در این دنیای بی در و پیکر اینکونه انتخاب کرده باشم نوشته شده در دوشنبه ۱۴۰۳ ۱۲ ۱۳ساعت ۸ ۴ ق ظ توسط تنها اسفند سلام اسفند امدی مثل تمامی این سالها که امدی و رفتی اما این اسفند شاید کمی متفاوت باشد چایگاه سازمانی متلزلزل شده اگر امر بتوانم برم حرف بزنم و با لطف خدا بشود یکسال دیگر ماند وگرنه باید رخت برست و رفت نمیدانم سال دیگر چه در انتظارم هست نمیخواهم ناامید باشم اما حالم خوب نیست کسی را ندارم که باهاش صادقانه حرف بزنم تا درکم کنند خدایا خسته ام خسته تو لااقل بشنو حرفهم و کاری کن تنهایی بسیار سخته تانوانم به صفر رسیده باز خالی از ادم و صدای رادیو آوا و صفحه سفیدی که با کلمات دارند پر میشود کاشکی کسی بود صفحه مغزم را همجون این صفحه سفید میگرد خسته شدم از فکرهایی که جامعه عمل بخود نمیگیرند آیا کسی دیگر هست همچون من که اینقدر حس خلا کند و عین دیوانگان با خودش حرف بزند و چشمه چشمش جاری باشد خسته ام خسته از همه چیز میگویند ما خودمان تمامی این لحظات را خودمان انتخاب کردیم و پذیرفتیم واین جهان هستی امد اما یک سوال آیا براستی اینگونه بوده که ادم خودش با تفکر مشکلات واین همه سختی وبیماری که 6 سال از ان میگذارد و من باید هر چند ماه به عناویت مختلف به دکترا مراجعه کنم نه این انتخاب من نبود که اگر باشد بسیار برای خودم متاسفم از این انتخاب نابجا که خسته شدم از این همه سختی و مرارت اخه چرا باید اینگونه انتخاب کنم که حالا کاسه چکنم چکنم به دست بگیرم و با یک صفحه خالی که آری از احساس هست حرف بزنم نوشته شده در چهارشنبه ۱۴۰۳ ۱۲ ۰۱ساعت ۷ ۱۴ ق ظ توسط تنها روز قبل از پدر سلام به خودم که همواره تنها خودم هستم وخودم روز قبل از روز پدر وافعا پدر چگونه موچودیست هیچ خاطره ای ازش ندارم تنها یک نقطه سیاه در پس ذهن باز هم من و اتاق کارم بازم هم دلگرفتگی از چی از کی نمیدانم تنها بغض در گلو خاکی از غم درون است دلتنگم باز دوره جایگاه سازمانی ام با حرفهای یک همکار به چالش کشیده شده و من تنها با خدا حرف می زنم اخه کسی نیست که بتوانم باهاش حرف بزنم الی این صفحه سفید و خالی پسر بردارم که یکسال از فوت پدرش می گذرد دیروز زنگ که از زمین و زمان گلایه داشت و آروزی مرگ و من حرفی برای گفتن برایش نداشتم می دانستم هر چه بگویم مشتی چرت و پرت از امید و آرزو بخواهم بهش بگویم خدا تو میبدانی ساعت هفت صبح و رادیو مناجات حضرت رضا را پخش می کند این شاید کمی ارامش بده نوشته شده در دوشنبه ۱۴۰۳ ۱۰ ۲۴ساعت ۸ ۳ ق ظ توسط تنها بیست دوم آبان 1304 سلام بخودم سلام خوبی دیگر کسی نیست مثل همیشه و هر وقت من و تو صفحه سفید امروز کمی حالم دگرگون هست نه دلی برای رفتن نه دلی برای ماندن تا حدی بلاتکلیف هستم مدتی هست مینسک زانو دچار مشکل شده دکترها متفاوت رفتم چند نفر گفتند عمل اما یک نفری گفت فعلا عمل نه فیزیوتراپی و آب درمانی و پیاده روی انجام بده منهم مشغول فیزیوپراتی خیلی خسته شدم از تکرار این روزها دیدن آدمهایی که بر اثر سکته مغزی دچار فلج شدن و برای تایم طولانی بایستی به ان مکان بی آیند روحیه ام خراب شده حالم بد میشود از دیدشان نمیدانم به گدام جرم و گناه که بایستی همواره به این مکانها مراجعه کنم از نزدیک شاهد این قبیل ادمها و درهایشان باشم بخدا خسته شدم آخه تا کی تا چه وقت پس کی قرار زندگی کنم بجای زنده مانی شدم شبیه ربات صبج کار و عصر رفتن به این مکانها روحیه ام گسل شده در محل کار هم آدمها بی خودی که حرفی برای گفتن با انها ندارم ادم های محل اری از احساس و انسانیبت همیشه دنبال ابزاری برای زخم زدن و تنها سکوت نجوای درونی با خود داشتن اوضاع خانه هم زیاد جالب نیست خیلی وقت ها دچار تنش میشم انکار باید فرار کنم اما جایی را هم ندارم که بروم مادر با رفتنش همه چیز را برد تنها دلخوشی ام رفت برادری گاهی می آمد او هم 28 مهر سال قبل رفت من تنها را تنهاتر کرد خدایاد خسته ام تو برایم کار کن نوشته شده در سه شنبه ۱۴۰۳ ۰۸ ۲۲ساعت ۱۱ ۳۲ ق ظ توسط تنها سلام سلام امروز اول ماه قمری است روزی تاریک و گرفته هوا بارانی است اینجا در محل کارم تنها و از دریچه درب اتاق فضای کوچکی از بیرون را می توان دید همانگونه است که گفت رادیو در حال خواندن است احوالم کمی نگرانست دل شوره دارم اما مثل همیشه هیچکس نیست تا کلامی حرف بزنم باز پناه اوردم به تو باتو می گویم و تو فقط گوش می کند و نگاه در سکوت محض مینسک زانو پاره شده بعد از مشاوره با سه جراح که به اتقاق دستور جراحی دادند اما چهارمی فعلا مدارا کردن را توصیه کرده آب درمانی پیاده روی و فیزیوتراپی خلاصه مدتی مشغول هستم بلکه فرار از جراحی بشود امید است جواب بگیرم نوشته شده در یکشنبه ۱۴۰۳ ۰۸ ۱۳ساعت ۲ ۸ ب ظ توسط تنها تغییر مدیر سلام بر خانه خودم با هم من و تو صفحه سفید امدم بکم رییس ام عوض شد دلیلش رفتار نابجا و برخوردش با من بود بی هیچ دلیلی هر روز یک بهانه می گرفت یک روز کارمندم را تعویض می کرد روزی دیگر از ارسال نامه ها خودداری می کرد یک روز میگفت بیا خودرا بازنششته کن انقدر دلم را شکست که شکایش را به خدا بردم گفتم من حامی ندارم تو هر طوری که صلاح میدانی خودت برایش بگذار و امروز صبح طی یک نامه او را عوض کردند هر جا با خدا معامله کردم جواب گرفتم نوشته شده در شنبه ۱۴۰۳ ۰۷ ۲۱ساعت ۱۰ ۱۶ ق ظ توسط تنها 4 مهر سلام امدم فقط بگم محمدم که 4 مهر 1370 بود که آسمانی شدنی و یادت همواره بر گهواره دلم مانده و چشم انتظارم کاش دیشب بخوابم می آمدی بقدر یک سلام و یادی از من میکردی این روزها داره به سال رضا نزدیک میشم چشمه چشم جاری است و بغض بر گلو راهی نیست 13 دی یاد بود مادره شما ها در کنارهم نیستند من تنها چکنم دلم بسیار غمگین است از رسم روزگار دردهای جسمانی ام هر روز بیشتر میشود و نمیدانم چکار کنم خسته ام خسته نوشته شده در چهارشنبه ۱۴۰۳ ۰۷ ۰۴ساعت ۷ ۵۱ ق ظ توسط تنها خودم سلام خودم اری خودم خیلی وقت فقط خودم هستی دنیا پر شده از هیچگس ها و هیچی ها و تنها خودم مانده خیلی سخت شده نمی خواهم احساس ناامیدی را در خودم زیاد کنم اما حقیقت زندگی ام شده و زوال نزدیک است مدیرم اذیت می کند روانم را بهم ریخته نمیدانم چکار کنم چه لذتی از این کارش می برد روحم خسته است و او از این سوء استفاده می کند تنها می توانم بگویم من عوضی ندارم به او بدهم تنها خدا می تواند کمک کند و دعا از عالم ملکوت را دارم نوشته شده در یکشنبه ۱۴۰۳ ۰۶ ۱۸ساعت ۷ ۳۹ ق ظ توسط تنها بد دهن صبح عروسی گلاب قاب کادو یوسف را با کمک طاهر گشود همان قالی بود که با کم هم در روزها قشنک و پر مهر و شور می بافتند گلاب بی آنکه اختیار سیل اشکهایش را داشته باشد روی قالی دست می کشید تا سر انگشتان لرزان مادر را لمس کند اما رسید به رد خونی که در میان نقشه پای اثر اشکل لیلی خشکیده بود سرش را خم کرد و نشانی را بوسید آنجا رد خون انگشتان یوسف بود که عشق را معنی می کرد عشق یعنی تا خدا پرواز نی نگاهی پر هوس پر آز روزهای پر تکرار دوباره چکاپ ها داره شرو ع میشد دوباره آزمایشگاه و سونوگرافی و دکتر مدتی که پهلوی راست درد شدید دارد درد در پای راست و گزگز انگشت های دست راست بی حسی راه رفتن را مشکل کرده مجبور به سکوت کسی نیست که بتوان برایش حرفی بزنم به کسی جان پناهی دادم تا بلکه کاری پیدا کند برود اما همش از کاری که پیدا کرده غر می زند انکار به بقیه خوش می گذرد حال خود را با حال من مقایسه می کند اما گذشته پراز رنج مرا نادیده می گیرد خسته ام خسته دعا می کنم کارش بگیرد و برود پیکارش بی همزبانی خیلی سخته چه خوبه که اینجا هم دیگر کسی نیست حرفی بزند تنهایی را دو چندان کرده دیشب برفتیم سینما فیلم آبی روشن باز هم بدبختی ادم ها به نوع دیگر انقدر سانسور داشت که سر و ته فیلم معلوم نبود خوابی سخت با اینکه باران شدید امد اما و هوا خنک بود اما من بی قرار از نظر من ادم ها سه دسته هستند دسته اول کسانی که ندارند حسرت دیگران را می خورند و دسته دوم کسانی که دارند اما بدنبال مال اندوختی و طمع جمع آوری بیشتر با هم حسرت و گذاشتن برای وارث و دسته سوم امثال من که شاید اندک شمار روزهایی که نبود و نمیشود استفاده کرد حالا هم که هست باز هم نمیشود استفاده کرد ترس هایی که همواره با من هست مردن که عروسی است اما زجرکشیدن برایم خارج از توانم هست نوشته شده در شنبه ۱۴۰۳ ۰۳ ۲۶ساعت ۸ ۳۰ ق ظ توسط تنها خواب باران کتابی که خواندم تا حدودی شبیه من بود بی فایده بود فراز از خراطان گذشته بی فایده بود خاطراتی که دیگر جزیی از وجودش شده بود خاطراتی که هرچه تلاش می کرد از آنها دورتر شوند باکوچکترین نشانه و تلنگری از زیر خاکستر فراموشی سر در می آورد و وجودش را به آتش می کشاند فکر کرد ادم تا قبل از مرگش چند بار باید جان بکنند چند بار باید تکه های روح و روانش را بده تا به مرگ برسد برای یک بار مردن این همه جان کندن عادلانه نبود نوشته شده در یکشنبه ۱۴۰۳ ۰۲ ۱۶ساعت ۲ ۳۹ ب ظ توسط تنها gad سلام به تنها کسی که می داند بر دلم چه میگذره و چه می خواهد خواسته ای در این روزها بر دلم سنگینی می کند که تو تنها میتوانی بر آن را اجابت کنی پس تنهایم نگذار نگذار بجز تو به کسی دیگری رو می اندازم هیچکس مرا نمیخواهند برای خودم میخواهند برای خودشان میدانم کسی هم اینجا نیست که بداند و جوابی بدهد البته منهم نمی خواهم کسی جواب بدهد لااقل تو مرا در این دنیا پر از نی رنگ و ریا تنها نگذار خواسته من در مقابل تمامی عزمت چیز بزرگی نیست خودت گفتی از تو بخواهم می خواهم مرا از درگاه نران دیشب با رئیس سابق صحت کردم منبات احوالپرسی و اینکه گفت تنها اما در میان صحبت هایش به دوستانی اشاره کرد که من فاقد ان هستم خدایا تو میدانی تنهایی چه سخت است تو میدانی بی هم صحبتی چه زنج آور است هیچکس احوالی از من نمی گیرد خسته ام خسته از تمامی ادم های روی زمین رادیو دارد شعر می خواند که احوال این ساعت من هست نه من به کس دلبسته ام نه به من دلبسته رها رها شدم دلم گرفته ای دوست هوای گریه دارم من هوی گریه دارم من ستاره ها نهفته در آسمان ابری دلم گرفته ای دوست هوای گریه دارم من ایا اوردن من در این ...
|